آیا حجاب برای حفظ تعادل در مسائل جنسی است؟


آیا حجاب برای حفظ تعادل در مسائل جنسی است؟

بی تردید تأکید بر مسئله ی حجاب و رعایت پوشش اسلامی، نه تنها حساسیت‌ها را نسبت به مسائل جنسی افزایش نمی‌دهد، بلکه کمک و راه نمایی می کند که نیازهای جنسی و عاطفی در محیط خانواده که زن و شوهر، عهده دار آن هستند تأمین شود.

به گزارش شفقنا(پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) به نقل از ماهنامه پیام زن، بحث حجاب و رعایت پوشش الهی، مورد هجمه ی زیادی واقع شده است. از آن جایی که معمولاً همه ی شبهه های مسئله ی حجاب، هماهنگی مفهومی وخاستگاه مشترکی دارند، لذا عیار بازشناسی معارف حق از باطل ضرورت دارد. در این بخش به طرح کلی این شبهات و تردیدها پرداخته، با نگاهی به آموزه های دینی، سعی می کنیم پاسخ های مناسبی ارائه دهیم. یادمان باشد: امروزه بیشتر انگیزه های مخالف حجاب، از عدم تسلط بر مفاهیم دینی است نه از عدم پذیرش!

اشکال:تأکید بر مسئله‌ی حجاب در جامعه، حساسیت‌ها را نسبت به مسائل جنسی افزایش می‌دهد.

پاسخ

یکم: حجاب برای حفظ تعادل در مسائل جنسی است و نه افزایش.

دوم: : پوشش و حجاب به دلیل این  که نقش اساسی در متعادل کردن غریزه ی خودنمایی و تبرّج زن دارد، عامل مهمی برای جلوگیری از بخش بزرگی از پریشانی ها و دغدغه های فکری زن به شمار می آید؛ زیرا آزادی زن در خودآرایی و به نمایش گذاشتن جلوه های زنانه در بین جامعه، باعث افراط در تجمّل و توجّه به زیبایی های ظاهری می-شود که این توجه افراطی، می تواند بروز اختلال های روانی را در زن در پی داشته باشد.1

سوم: با نگاهی به اجتماع و روی دادهای آن، متوجه می شوید زنانی که پوشش نامناسب دارند، بیشتر مورد آزار و اذیت واقع می شوند. به واقع، بدپوششی آن ها چراغ سبز و علامتی ست برای آن ها که به دنبال هوس رانی هستند. طبق آمار، 98 درصد زنانی که مورد آزار خیابانی قرار می گیرند، بدحجاب هستند.2

چهارم: جوامع غربی که بر اساس نظریات دانشمندان خود، آزادی جنسی را پی گرفتند و برداشتن غیرت، حیا و عفاف را راه حل مشکلات تشخیص دادند، امروزه گرفتار انواع و اقسام معضلات و ناهنجاری های گوناگون اجتماعی مانند خودفروشی، فرزندان نامشروع، بیماری های واگیردار جنسی، بالا رفتن سطح استانداردهای جنسی و... شده اند.

به واقع، برداشتن قیود و هنجارهای دینی و اخلاقی میان زن و مرد است که جامعه را میدان عرضه و تقاضای افراطی و شدید جنسی می کند، نه رعایت پوشش اسلامی (که موجب تفکیک فضای جامعه و خانواده می گردد). پوشش اسلامی کمک می کند که روابط محبت-آمیز و جنسی در کانون عاطفی خانواده و کار و تلاش شایسته در اجتماع پویا و بانشاط صورت بگیرد. بنابراین می شود گفت که حجاب، خطّ قرمز خانه و جامعه است.

پنجم: در طبیعت انسانى، از نظر خواسته‏هاى روحى، محدودیت در کار نیست. انسان روحاً طالب بى‏نهایت آفریده شده است. وقتى هم که خواسته‏هاى روحى در مسیر مادیات قرار گرفت، به هیچ حدى متوقف نمى‏شود. رسیدن به هر مرحله‏اى میل و طلب مرحله ی دیگر را در او به وجود مى‏آورد. اشتباه کرده‏اند کسانى که طغیان نفس امّاره و احساسات شهوانى را تنها معلول محرومیت ها و عقده‏هاى ناشى از محرومیت ها دانسته‏اند. همان‏طور که محرومیت ها سبب طغیان و شعله‏ور شدن شهوات مى‏گردد، پیروى و اطاعت و تسلیم مطلق نیز سبب طغیان و شعله‏ور شدن آتش شهوات مى‏گردد. امثال فروید، آن طرف سکه را خوانده‏اند و از این طرف سکه غافل مانده‏اند.

ششم: ناصحان و عارفان ما کاملًا بدین نکته پى برده بودند. در ادبیات فارسى و عربى زیاد بدین نکته اشاره شده است. سعدى مى‏گوید:

فرشته خوى شود آدمى ز کم خوردن

وگر خورد چو بهائم، بیفتد او چو جماد

مراد هر که برآرى مطیع امر تو گشت

خلاف نفس که فرمان دهد چو یافت مراد

«بوصیرى مصرى» در قصیده ی معروف «بُرده» که از شاه کارهاى ادبیات اسلامى است و در مدح رسول اکرم(ص) است و ضمناً پند و اندرزهایى هم دارد، مى‏گوید:النَّفْسُ کَالطَّفْلِ انْ تُهمِلْهُ شَبَّ عَلى‏ حُبِّ الرِّضاعِ وَ انْ تَفْطِمْهُ یَنْفَطِمُ‏یعنى نفس همچون طفلى است که به شیر خوردن علاقه‏مند است؛ اگر او را به حال خود بگذارى با همین میل باقى مى‏ماند و روزبه روز ریشه دارتر مى‏شود و اگر او را از شیر بگیرى به ترک شیرخوردن خو مى‏گیرد.3

هفتم: آن چه مورد تأکید اسلام است، ارضای غریزه  جنسی در حد نیاز طبیعی و از راه دستور زیبای ازدواج و جلوگیری از تحریک بی مورد و بی ضابطه ی آن است که رعایت پوشش اسلامی نقش بسزایی در این زمینه دارد.

هشتم: مقام معظم رهبری(مدظله العالی) می‌فرمایند: «یکی از مشکلات زنان در دنیای غرب به خصوص در کشور ایالات متحده‌ی آمریکا، همین است که مردان با تکیه به‌زورمندی خودشان، به عفّتِ زن، تعدی و تجاوز می‌کنند. آمار منتشر شده از سوی مقامات رسمی خود آمریکا را من دیدم که یکی مربوط به دادگستری آمریکا و یکی هم مربوط به یک مقام دیگری بود. آمارها واقعاً وحشت انگیز است. در هر شش ثانیه، یک تجاوز به عنف در کشور آمریکا صورت می‌گیرد! ببینید چه قدر مسئله‌ی عفت مهم است و وقتی بی‌اعتنایی کردند، قضیه به کجا می‌رسد.»4

نهم: بی تردید تأکید بر مسئله ی حجاب و رعایت پوشش اسلامی، نه تنها حساسیت‌ها را نسبت به مسائل جنسی افزایش نمی‌دهد، بلکه کمک و راه نمایی می کند که نیازهای جنسی و عاطفی در محیط خانواده - که زن و شوهر، عهده دار آن هستند - تأمین شود. به واقع حجاب، جامعه را آماده ی فعالیت و نقش آفرینی های سالم و اجتماعی زن و مرد می کند.

پی نوشت :

1. عباس رجبی، حجاب و نقش آن در سلامت روان، ص120 و 121.

2. هفته نامه ی پرتو سخن، 4 خردادماه 1390، ش578، ص9.

3. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج19، ص459 و 460.

4. رهبر انقلاب اسلامی، سخن رانی در همایش بزرگ خواهران در ورزشگاه آزادی به مناسبت جشن میلاد کوثر در تاریخ 30 مهرماه 1376.

امین کشوری

منبع:ماهنامه پیام زن،شماره235

انتهای پیام

هیچکس به دخترها واقعیت‌ را نگفت

هیچکس به دخترها از این واقعیت‌ها چیزی نگفته است. خانم‌ها و دختر خانم‌ها، حتما بخوانند.
نويسنده وبلاگ من چادرم را دوست دارم در آخرين پست خود نوشت:

تصمیم داشتم امروز وبلاگ رو با مطلب دیگری به روز کنم اما به موضوعی برخوردم که همیشه آرزو داشتم روزی در این وبلاگ مطرح بشه. این مطلب رو یکی از  آقایون در وبلاگشون نوشته بودند:

مایل هستم به یک نکته ی اساسی راجع به حجاب اشاره کنم. یکی از مهم ترین دلایلی که خانم ها نسبت به حجاب کاهل هستند، که البته به نظر من بسیار رایج هم هست، و میان دختران مذهبی هم به وفور دیده می شود، این هست که: مرد نیستند!!!

تعجب نکنید؛ بزرگترین مشکل خانم ها، این هست که نمی توانند متوجه بشوند که ما مرد ها چه تفاوت های فاحشی با خانم ها داریم! این تفاوت را هم فقط ما مسلمان ها نمی گوییم، برای نمونه، می توانید به کتاب "مردان مریخی، زنان ونوسی" مراجعه کنید. یک تفاوت ظریف بین مردان و زنان وجود دارد، و آن این است که: زنان از طریق گوش لذت می برند (یعنی سمعی هستند)، و ما آقایان با نگاه کردن لذت می بریم. تا زمانی که خانم ها به این نکته توجه نکرده اند، ضرورت حجاب را درک نخواهند کرد.(من کاری به لامذهب ها و اون کاره ها ندارم، روی من با زنان عفیفی است که اکثریت جامعه را تشکیل می دهند.)

بعید است، آن خانم محترمی که با حجاب ناقص در جامعه می گردد، متوجه باشد که چه تیرهای مسمومی به سوی او نشانه می رود، چه جوان هایی را از فعالیت مفیو در جامعه محروم می کند، و چه خانواده هایی را از هم می پاشد؛ چون او زن هست و نگاه مردانه را نمی فهمد!

این البته مشکلی نیست که فقط ما مسلمانان این را بدانیم. دانيل سيلورمن - ازمشاوران بحران تجاوز- درمورد زناني که مورد تجاوز جنسي قرار گرفته اند، مي گويد: "معمولاً چنين زناني پس از مدت کمي دچار پشيماني شده، خود را سرزنش مي کنند واين جملات را بر زبان جاري مي کنند: اي کاش آن لباس را نپوشيده بودم تا جلب توجه کنم! اي کاش به او لبخند نزده بودم!..." همه ی این ها نشان می دهد که فهم زنان از نگاه مردان، دقیق نیست.

 "چیزی که می خواهم خانم ها بدانند":

دیدگاه ما آقایون، با شما خانم ها، 180 درجه متفاوت است. و همانطور که در بالا هم اشاره کرده ام: بزرگترین عیب خانم ها، این هست که مرد نیستند! و با این تصور که مردها هم مثل آنان فکر می کنند، اطمینان های کاذب می کنند.

بخشی از نوشته ی این آقا در وبلاگشون

خیلی وقت بود می خواستم مطلبی درین باره بنویسم و نمی دانستم چطور!

واقعیت اینکه که خیلی از دختران جامعه ی ما به شدت پاک هستند و اگر بدحجاب هستند معمولا دلیلشون هرچیزی هست جز آنچه در واقع اتفاق می افته

مطمئنم از بسیاری از دختران (بالای نود و نه درصد) اگر بپرسید چرا بدحجاب هستند؟ دلیلشون زیبا بودن، باکلاس بودن، بی کلاس نبودن و این چیزهاست و اگر بشود با صمیمیت و بدون آنکه به غرور نوجوانی و جوانی شان بربخورد از آنها بپرسید آیا آنها به این قصد این چنین می کنند تا نگاه مردی را به خودشان جلب کنند و همسر او را از نظرش بیندازند و خانواده اش را از هم بپاشند ، یا به این قصد آمده اند که برای اعصاب پسرهای مجردی که در اوج فشار غریزه ی جنسی شان هستند نقشه بکشند هیچ کدامشان چنین قصدی را ندارند.

حالا عنق ترینشان می گویند: "خب نگاه نکنند" یا مثلا "خاک بر سر آن ایمانی که با چند تار مو به باد رود" که همین جمله ها نشان می دهد آنها درست جنس مقابلشان را نشناخته اند. و کسی هم به آنها نگفته بله آنها نباید نگاه کنند اما مدیریت روابط زن و مرد برای خانم ها راحت تر است و برای آقایون به این راحتی نیست.

هیچ کس نه خانواده، نه مدرسه، نه صدا و سیما و نه مجلات رنگ و وارنگ به آنها نگفته که ما در این دنیای مادی بر اساس حکمتهای زیبای خالقمان در دو جنس آفریده شدیم و هر کدام توانمندی هایی داریم و بر اساس آن تکالیفی

مثلا یکی از مواردی که معمولا در آن آقایون قوی ترند، قدرت بدنی ست. خب تکلیف تامین مخارج زندگی بر عهده ی آنهاست تا خانواده اش گرم تر و بانشاط شود و همینطور جهاد اگر پیش آید و ... 

خب حالا اگر یک آقایی پیدا شود و ازین قدرتش سوء استفاده کند مثلا زن و بچه اش را کتک بزند همه او را محکوم می کنند هیچ کس نمی گوید خب آن خانم می خواست اول این آقا را عصبانی نکند. ( درسته نباید عصبانی می کرد ولی حالا خسته بوده و چیزی گفته اون آقا حق کتک زدن نداشته) همه می گویند نامرد چرا از قدرت بدنی بیشترت سوء استفاده کردی؟ خب خانم ها در این مورد ضعیف ترند تو حق نداری دست روی زن که از تو ضعیف تر است بلند کنی، دستت بشکند، باید دیه بدهی، دیگه خیلی شدید باشه که می شه انداختش زندان هیچ کس هم دلش برای او نمی سوزد

حالا یکی از مواردی که خانم ها در آن قوی ترند و آقایون ضعیف ترند ،قدرت مدیریت روابط زن و مرد هست.

چرا ما زشتی سوء استفاده آقایون رو از قدرت بیشترشان در توانمندی هایشان می بینیم اما زشتی سوءاستفاده ی خانم ها را نمی بینیم؟ چرا اینجا می گوییم خب آن آقا می خواست از اول نگاه نکند (درسته نباید نگاه می کرد اما فرضا ضعیف بوده و نگاه کرده شما حق داشتی از قدرت بیشترت سوء استفاده کنی؟ ) این ناجوانمردانه نیست؟

هیچ کس نه خانواده، نه مدرسه، نه صدا و سیما و نه مجلات رنگ و وارنگ به آنها نگفته این نگاه ها یک نگاه تحسین آمیز معمولی نیست از جنس نگاهی که مثلا تو به مانتوی دوستت داری! کسی از خیال پردازی های بعد از آن و آثاری که به دنبال دارد به آنها چیزی نگفته .

هیچ کس به دختران نوجوان و جوان این چیزها را نگفته و آنها نمی دانند ممکن است به اندازه ی یک نگاه در گناه یک تجاوز، یک قتل، یک افسردگی، یک خودکشی و ...  سهیم باشند در حالیکه خودشان بی خبرند

هیچ کس به آنها نگفت این دنیا دار مکافات است و تو پدر داری، برادر داری و به یاد بیاور روزی تو هم ازدواج می کنی، بچه دار می شوی، سنت بالاتر می رود و آن موقع خواه ناخواه شادابی مثلا هجده سالگی ات را نخواهی داشت، اما حق داری خانواده ای مملو از عشق داشته باشی و همسری که تمام توجهش به خانواده اش باشد و محبت عاشقانه اش به هیچ زن دیگری معطوف نباشد و حتی توی ذهنش هم کسی را با تو مقایسه نکند و همیشه تو در نظرش زیباترین باشی. پس الان تو که قدرتمندتری مدیریت کن و کمک کن نگاه پدرها و برادرها و همسران دیگران پاک بماند و تو اجازه نده توجه مردانی که باید خاص همسرشان باشد به تو جلب شود. درست است که آنها در این زمینه به اندازه ی تو قوی نیستند اما حق دارند پاک بمانند، انسانی زندگی کنند و آزار نبینند تو کمکشان کن

هیچ کس نه خانواده، نه مدرسه، نه صدا و سیما و نه فیلم هایی که با بیت المال مسلمین ساخته می شوند اما انگار در خودبیگانه ساختن با هالیوود مسابقه گذاشته اند و نه کتابها و نه مجلات رنگ و وارنگ به آنها نگفته که برای مسجود ملائکه بودن آفریده شدند برای خلیفة الهی شدن -خودشان و برادران ایمانی شان- و آنقدر این مساله ارزش دارد که هم ما و هم برادرانمان مراقب ایمان همدیگر باشیم

همه مان لایق زیباترین زندگی ها در دنیا و در آخرت هستیم به هم کمک کنیم هرکس به اندازه ی سهمش


نور نوشت: وَ اللّهُ يُرِيدُ أَن يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَ يُرِيدُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَن تَمِيلُواْ مَيْلاً عَظِيمًا (آیه 27 سوره نساء) 
و خدا مى ‏خواهد بر شما ببخشايد، و كسانى كه پيرو شهواتند مى ‏خواهند شما دستخوش انحرافى بزرگ شويد

تذکر نوشت: چرا به فرزندانمان، شاگردانمان، مخاطبانمان نمی گوییم آنچه برای انسانی زیستنشان به دانستنش احتیاج دارند و اسمش را حیا میگذاریم اما از آن طرف انها را در موج های ضدفرهنگی تنها رها می کنیم و وقتی اشتباه کردند یا آنقدر بد رفتار می کنیم که از ما فرار کنند یا آنقدر بی تفاوتیم که سکوتمان حمل بر رضایت شود؟

سوال های همیشگی نوشت: چرا صدا و سیما اینقدر بدحجابی را در اشکال مختلفش ( رفتاری و گفتاری ) ترویج می کند؟ چرا ذائقه های پاک مردم را در سطوح نازل می پسندند و در بالا بردن آن تلاش ویژه ای نمی کند؟ چرا آموزش پروش در کتابهایش نمی گوید تمام آنچه را باید بگوید؟ چرا بعضی معلمین-هرچند کم اما کمش هم زیاد است- بلد نیستند جواب سوالات دانش آموزان را بدهند و گاهی خودشان موید رفتارهای غیرارزشی هستند؟ چرا فیلم هایمان اینقدر ... هستند؟ و ...

در آیه ی بالا دو تا اراده مطرح شده ، عملکرد متولیان فرهنگی ما آنها را در کدام دسته قرار می دهد؟ من و شما در حد توان و نفوذ کلاممان چطور؟

سخت گیری در پوشش به نفع خود زنان است!!

چادرهایی از جنس مد!
«زنان را در پرده حجاب نگاهشان دار تا نامحرمان را ننگرند زیرا که سخت گیری در پوشش عامل سلامت و استواری آنان است و بپرهیز از غیرت نشان دادن بیجا که درستکار را به بیمار دلی و پاکدامن را به بدگمانی می‌رساند».

«زنان را در پرده حجاب نگاهشان دار تا نامحرمان را ننگرند زیرا که سخت گیری در پوشش عامل سلامت و استواری آنان است و بپرهیز از غیرت نشان دادن بیجا که درستکار را به بیمار دلی و پاکدامن را به بدگمانی می‌رساند».

این عبارت‌های طلایی، جملاتی است از نامه 31 نهج البلاغه که در آن امیر عارفان، علی ابن ابی طالب علیه السلام سفارشاتی را در ظاهر به امام مجتبی علیه السلام و در باطن به کل دنیا می‌فرمایند. طلایی‌ترین جمله این عبارت را می‌توان در این کلمات دید که سخت گیری در پوشش به نفع خود زنان است. این که زن همچون مروارید است و پوشش حکم صدف را دارد، بیراه نیست و بارها و بارها در روایات و از زبان معصومین خوانده‌ایم که زن لطیف است و ظریف، آراسته و چون برگ گل که نباید زیر پای شهوت‌ها و پستی‌ها لگد گام شود. خداوند حکیم پوشش را برای هر دو جنس بشری سفارش کرده است و در قرآن ابتدا مردان را مورد خطاب قرار می‌دهند که یغضون الابصار و سپس زنان را به پاکدامنی فرا می‌خواند. با این حال پاکدامنی زنان بیشتر در چشم است و نیاز به بررسی‌های هر چه بیشتر دارد.


از جلابیب دیروز تا پارچه مشکی‌های به ظاهر چادر امروز
حجاب زنان مسلمان در طول تاریخ تغییرهایی را به خود دیده است و از جلابیب دیروز زنان عرب و چادرهای کمری و روبند سفید زنان ایران سده های میانه تا پارچه مشکی‌هایی که نمی‌توان نام دقیقی را برایشان انتخاب کرد، همگی به اسم پوشش چادر برای نسوان استفاده شده و همچنان نیز کم و بیش مشتری دارد.

پوشش حکم قانون را دارد و قانون نیز امری است که از سوی افراد حقوقی قابلیت تغییر نداشته و به قول معروف دل بخواهی تک تک افراد جامعه نیست علیرغم همه بی احترامی‌هایی که به این قانون دینی می‌شود فکر می‌کنم واژه این چادری‌ها به گوش خیلی‌ها آشنا باشد، واژه ای که حکم تیری است که از چله جهل بد حجاب‌ها بیرون می‌آید و کافی است که خدای نا کرده خطایی را از سوی چادری‌ها ببینند آنگاه است که به همه اطلاق می‌کنند و خشک و تر را با هم می‌سوزانند.

چادرهای شهرتی که بر سرمان است
در این اوضاع که امر به معروف و نهی از منکر نیاز به شوک جدی دارد، نصیحت چادری‌ها می‌شود عقب گرد و درجا زدن، صحبت کردن از پارچه مشکی‌هایی که تنها به نام چادر و پوشش برتر استفاده می‌شود اما حکم همان چادر شهرت را دارد بسیار اسفناک است. چادرهای من درآوردی حکم تغییر شخصی در قانون را دارد. چادرهایی که آنقدر عجیب و جدید هستند که یادآور لباس شهرت در اسلام هستند که اگر استفاده نشود، برای سایر چادری‌ها بهتر است.

چادرهای ملی، شال دار، دانشجویی و ... که یادآور پیراهن‌های زنانه یا همان به اصطلاح ماکسی های بلندی هستند که متأسفانه برخی از آن‌ها به قدری تنگ هستند که چرخش ده‌ها نگاه را به همراه خود دارد.


یک اعتراف خودمانی ...
بین خودمان باشد که خیلی از چادری‌ها برای این که از مد عقب نیفتند و به روز باشند و چادر دست و پا گیر آن‌ها نباشد بهره ای از قافله چادرهای جدید می‌برند و چادرهای سنتی ساده را تا کرده و در صندوقچه خاطرات خود می‌سپارند. چادرهای ساده ای که مادرمان به راحتی آن‌ها را بر سر کرده و هیچ مشکلی با آن‌ها نداشتند و نسل امروز آن را دست و پا گیر می‌خواند.

لباس شهرت در بلاد مسلمانان
وقتی اسمی از لباس شهرت به میان می‌آید، بسیاری گمان می‌کنند صحبت از پوشش در جوامع بی دین غربی است که اگر فردی پوشش کاملی را برای خود انتخاب کند، جریمه شده و در بین مردم انگشت نماست. باید بگویم لباس شهرت را می‌توان در همین کلان شهرهای کشور دید که چگونه با حجاب برتر بازی شده و باب میل هر فردی طراحی می‌شود.

به کجا چنین شتابان
لباس شهرت مانتوهای به ظاهر بلندی است که در سطح شهر رواج یافته است و طرفداران خاص خود را دارد. به این وضعیت می‌توان روسری‌ها و شال‌های مدل دار را افزود که بیشتر از اینکه به دنبال پوشش و به ذات کلمه حجاب باشند، پیروی از مد را به اذهان تبادر می‌کند، روسری‌های عجیبی که اغلب آن‌ها را نمی‌توان همراه با چادر های ساده استفاده کرد و اینجاست که ما با سرعت این چنینی در مد گرایی به کجا شتابان شده‌ایم و سر منزل مقصودمان را گم کرده‌ایم.

پارچه مشکی‌هایی که طرفداران خود را دارد و هر کسی که از راه رسیده دستی در مدل آن‌ها برده و طرحی را به اسم خود ثبت می‌زند.

این که زن همچون مروارید است و پوشش حکم صدف را دارد، بیراه نیست و بارها و بارها در روایات و از زبان معصومین خوانده‌ایم که زن لطیف است و ظریف، آراسته و چون برگ گل که نباید زیر پای شهوت‌ها و پستی‌ها لگد گام شود.

در این وانفسای امر به معروف، درجا نزنیم
در این اوضاع که دوستان محجبه باید یاری گر باشند و بیش از پیش فعالیت خود را در زمینه امر به معروف و نهی از منکر نشان دهند، ارشاد چادری‌ها می‌شود سرعت گیر اصلاح‌ها و اینجاست که باید گفت ما زیاران چشم یاری داشتیم ...
416


برچسب ها: انتهای خبر / سایت جام نیو

*خدا چادر را به دخترک هدیه داد*

دخترکی که حراج شد!

وبلاگ ' شاخه طوبی ' نوشت :

دختر با نازبه خدا گفت:
 

چطور زیبا می آفرینی ام و انتظار داری خود را برای همگان جلوه گر نکنم؟
 

خدا گفت:زیبای من!تو را فقط برای خودم آفریدم
 

دخترک،پشت چشمی نازک کرد و گفت:خدا که بخل نمی ورزد،بگذار آزاد باشم
 

*خدا چادر را به دخترک هدیه داد*
 

دخترک با بغض گفت:با این؟اینطور که محدودترم. اصلا می خواهی زندانی ام کنی؟
یعنی اسیر این چادر مشکی شوم ؟؟؟؟
 

خدا قاطع جواب داد:بدون چادر،اسیر نگاه های آلوده خواهی شد...
هر چیز قیمتی را که در دسترس همه نمی گذارند.تو جواهری
 

دخترک با غم گفت:آخر...آخر،آنوقت دیگر کسی مرا دوست نخواهد داشت.
نه نگاهی به سمت من خواهد آمد و نه کسی به من توجه میکند
 

خدا عاشقانه جواب داد:من خریدار توام!منم که زود راضی می شوم و نامم سریع
الرضاست.
 

آدمیانند و هزاران نوع سلیقه!هرطور که بپوشی و بیارایی،باز هم از تو راضی نمی
شوند!
اصلا مگر تو فقیر نگاه مردمی؟آن نگاه ها مصدومت میکند
 

*دخترک آرزویش را به خدا گفته بود و می خواست چونان فرشته ای محبوب جلوه کند*
 

خدا با لطف جوابش را داد:دخترک قشنگ!
وقتی با عفاف و حجابت در میان گرگان قدم بر میداری،فرشته ای
 

دخترک،زبان دور دهان چرخانید و گفت: مگر خودت زیبایی را دوست نداری؟اینطور
ساده که نمی شود! می خواهم جذاب تر شوم و خریدنی
«مدادشمعی سرخش را برداشت و دو لبه ی دهانش را قرمز کرد.
 

ماژیک مشکی به دست گرفت و دور چشم هایش کشید و بعد هم چون برف سپید جلوه می
نمود.
آبشاری از گیسوانش را هدیه داد به نگاه ها،"مفت و رایگان
 

دخترک چون عروسکی در بازار دنیا،پشت ویترین خیابان خود را به نمایش که نه،به
فروش گذاشت.
 

برچسبی روی هر نگاه دخترک به چشم می خورد:"حراج شد".حراج شد
 

*و هرکس رد میشد میگفت:آن چیز که حراج شود حتما ارزش و قیمتی ندارد و همگان
ردشدند و هیچ کس نخریدش!*

چادر برای من مثل بال بود

آرامشی که در بندگی خداست

سلام

 

انقدر همه از خاطراتشون نوشتن که منم قلقلکم شد بنویسم . مادر من بعد از ازدواج چادری شد و من هرگز ازش نپرسیدم چرا . هرچند مطمئنم مادرم هم چادرش رو با قلبش انتخاب کرده .

خیلی کوچیک بودم و عاشق چادر . چادر برای من مثل بال بود ، برای منی که عاشق پرواز بودم . 

یادم نمیاد که آیا از بچگی دوست داشتم چادری بشم یا نه ؟ چون چادر برای من حکم اسباب بازیو داشت .

بالاخره وقتی راهنمایی رفتم یه دوست پیدا کردم به اسم کوثر . دختر خوبی بود (حداقل اون موقع دختر خوبی بود .) چادر سرش می کرد و خوش اخلاق بود . همین باعث شد من یاد اسباب بازیم بیوفتم و از مادر خواهش کنم برای منم یه چادر بخره .

مامان اما چادر خودشو بهم هدیه داد . چادر خوبی بود ولی من اصلا بلد نبود باید چجوری چادر سر کرد . مثه توی فیلما چادرو دورم می گرفتم و اجازه می دادم باد اونو با خودش ببره . خوب می بینید که بازم چادر شد اسباب بازی من . ( واقعا از خودم شرمنده ام . ) 

اما وقتی وارد دبیرستان شدم انگاری واقعا فرق کردم . احساس می کردم بدون چادر نمی تونم زندگی کنم. بهم امنیت می داد . یه چیز خاص . واقعا چادر یه هدیه الهیه . من همیشه با داشتن چادر احساس آرامشی دارم که با هیچ مانتوی گشادی بهم دست نمی ده . 

زمانی که من چادرو واقعا انتخاب کردم بیشتر به خاطر آرامشی بود که بهم میداد اما الان نه مسلما چادر دلایل دیگه ای داره . اولیش هم برای رضای خداست . اما شروعش با اون آرامش بود . اول مزه ی آرامشی که توی بندگی بود چشیدم .

شاید توی این سالها متلک زیاد شنیدم . شاید خیلی وقتا شیطون و حتی دور و بری های همسنم بهم گفتن نمی تونی ازدواج کنی...شاید به خاطر چادرم توی جمع دخترای فامیل تحویل گرفته نشدم اما تمام این شایدا نمی تونه ذره ای باعث بشه که من دست از آرامشم بکشم . 

یه زمانی خیلی درمونده و ناامید بودم...احساس ناراحتی می کردم...خیلی احساس بدی بود...و یه اتفاق جالب افتاد:

توی رادیو خانمی داشت راجع به آرایش و علل گرایش شدید دخترا به آن رو توضیح می داد که یک دلیل عمده ی دخترها برای این کار تمایل به خاص بودنه اما این روش درستی برای آن هدف نیست و زیبایی سالمی نیست چون شما رو وابسته به خودش می کنه و ...

اون لحظه یه چیزی توی ذهنم جرقه زد ... این که دخترخاله هام و دخترداییم بهم می گن مانتو بپوش...این که این همه بهم متلک میندازن...همه و همه علتش فقط یه چیزه..اونا هرچقدرم خاص آرایش کنن بازم شبیه همن . اما این تنها منم که متفاوت و خاصم .

از اون روز دیگه به حرفاشون لبخند می زنم. دیگه برام مهم نیست چی می گن. مهم نیست که ازدواج کنم یا نه. هرکسی منو می خواد باید چادر منم بخواد . 

چادر یه هدیه س ... یه هدیه قشنگ که باعث می شه من روز به روز به خدا نزدیکتر بشم و خدا رو فراموش نکنم . 

زینب . م ارسال با کامنت

منبع : وبلاگ " من و چادرم ، خاطره ها "

خواهرم، لطفاچادر مشکی راعاشقانه سرکنید


زهرا (س) کدام یک را برای ما می پسندد؟

 

گذشته از همه اعجاب ها و سخن گفتنها پیرامون شخصیت آن حضرت، من او را اسوه ترین بانوی به کمال رسیده برای بشریت و زنان عالمین می دانم.. زنان دنیا الگویی می خواهند تا دنباله رویش باشند، تا چراغ راهشان در افت و خیز زندگی باشد.. تا در دو راهی ها و مشکلات زندگی بدانند چه باید بکنند و بروز چه رفتاری سعادتشان را تأمین می کند..

زن با جلوه نمایی و هرزه گردی در مقابل دیده عموم... یا محجوب و پنهان ز دیده ها در صدف گوهر حجاب شأنیت خود را حفظ می کند؟ کدامیک..؟

ببینیم زهرا (س) کدام یک را برای ما می پسندد؟ زهرا خود زنی بوده با تمام ویژگیهای یک زن.. زهرا (س) صلاح سعادت زن را هرگز در جلوه گری نمی بیند.. چرا که این با هدف خلقت زن در تناقض کامل است.. زن چون گلی زیبا و لطیف است که هر گلچینی نباید دست به او بیالاید... گلبرگ های لطیف گل، تندباد سخت زمانه را تاب نمی آورد و زود به پژمردگی می گراید.. گل مراقبت و مواظبت نیاز دارد.. تا بماند.. تا آلوده پلیدی ها نگردد.. تا از گوهر مهر خود روح ببخشد و در جانها حیات بیافریند و بیافزاید.. و این هرگز با هرزه گردی و دست به دست شدن به دست نااهلان سازگار نمی آید.. پس بر زن است تا سنگر عفاف و حجاب خو را فاطمه وار حفظ نماید و به دشمنان دون مسلک پست که هر لحظه در کمینند، ارزان نفروشد.

[حاشیه]

یکم فکر کردم .. دیدم این متنی که من نوشتم شاید عده زیادی از دختر خانومایی که این مطلب رو بخونن، با خودشون میگن "اینها همش شعار میدن".. ولی باید گفت اینها شعار نیست.. اینها اصول و معیارهاست.. برای زنان جامعه ما اگر بخواهند واقعاً به دین و مذهب خود پایبند باشند...

چرا باید حجاب مطلوب و خواسته دختران ما نباشد..؟

چرا باید حجاب عنصر مثبتی در نظر آنها نباشد که اگر هم بپذیرند، با اکراه و از سرناچاری باشد؟

چرا باید در برخورد با افراد بی حجاب آنقدر افراط و تفریط شود؟

نه آن لبخندها و سهل انگاری ها در مواجه با آنها... و نه دستگیری توسط جبر نیروی انتظامی! هیچکدام کارساز نیست، بلکه تنها راه نهادینه سازی فرهنگ و عمق دادن با باور حجاب و ضرورت حفظ حجاب برای زن است.. که بی هیچ تعارف باید از زمان آغاز مدرسه ابتدایی آغاز شود.. از همان ابتدا دختران با چادر و حجاب داشتن آشنا شوند تا در آینده اینقدر برایشان سخت و سنگین باشد که حتی از شنیدن کلمه حجاب هم گریزان باشند.

بیایید با حقیقت جامعه خود روبرو شویم و بنگریم آیا این مسلمانی است که در واقعیت جامعه خود می بینیم که دختران اگر پیچیده در حجاب باشند، مورد تمسخر قرار می گیرند و امل و سطح پایین تصور می شوند و در نزد عموم برخورد خوبی در امور روزمره زندگی با آنها صورت نمی گرد. ولی برعکس دختران بی حجاب آنهایی که حجاب را کناری انداخته و آشکارا در جامعه حضور می یابند، اینها را چنان تحویل می گیرند و با اعحاب و اظهار سرور از آن نوع پوشش زننده کارشان را راه می اندازند... بله! خوب معلوم است اگر از اول که بی حجابی داشت کم کم رایج می شد، برخورد مناسب با این معضل اجتماعی می شد، و در مقابل عمل آنها جامعه کوتاه نمی آمد، و با لبخند زدن و سهل انگاری نشان دادن پوشش آنها را مورد تأیید قرار نمی داد، بلکه به خاطر این انحراف از اصل مسلّم اسلامی و قرآنی آنها را مورد سرزنش قرار می داد، کار بدینحا نمی کشید که دعوت به حجاب شعار باشد...

به امید آنکه روزی ببینیم همه دختران و زنان عزیز جامعه اسلامی ما با حفظ شأنیت خود حجاب را بستایند و از آن محافظت نمایند.

چادر به رنگ مشکی به فرهنگ متانت

چادر رنگی دردی از بدجحابیِ امروز دوا نمی‌کند
وبلاگ ' کوثرانه ' نوشت :

چند روز پیش با یکی از دوستان گپ می‌زدیم، بحث‌مان کشید به اشاره‌هایی که در وبلاگم به تنوع در پوشش کرده بودم که دوستم نظرم را دربارهٔ رنگ چادر پرسید. گفتم: به نظرم هر چیزی را به اسمِ تنوع نمی‌شود دست‌کاری کرد.

به این فکر می‌کردم که بعضی دوستان یا مسئولین، واقعاً با چه انگیزه‌ای می‌روند سراغ تغییر رنگ چادر و می‌خواهند در این زمینه فرهنگ‌سازی کنند. مگر مشکلِ حالِ حاضرِ پوشش، رنگِ چادر است؟ یعنی ما اگر بتوانیم این را جا بیندازیم که چادر می‌تواند سیاه نباشد و رنگ‌های متنوعی داشته باشد، مسئلهٔ پوشش در کشور حل می‌شود؟ مشکلِ الانِ پوشش در جامعهٔ ما چادری شدنِ دختران است؟!

یا اصولاً رنگِ چادر، مشکلِ چند درصد از چادری‌های ماست؟ یا چادر نپوشیدنِ چند درصد از خانم‌های ما به خاطر رنگِ سیاهِ آن است؟

موضوع اینجاست که مسئله اشتباه تعریف شده، در نتیجه به راه‌کارها و راه‌حل‌های نادرست منتهی شده است. مسئلهٔ پوشش در جامعهٔ ما، چادر نیست؛ پوشیده بودن است، شایسته و درخورِ روحِ متعالی لباس پوشیدن است (چه در مورد زنان و چه در مورد مردان)، مسئلهْ عفت است و حیا.

اگر تعریف مسئله به درستی انجام شود، دیگر به سراغِ تغییر و تخریبِ چیزی که مشکلی ندارد نمی‌رویم و به جای آن به حل مشکلات جدی و نه واهی می‌اندیشیم. به جای فکر کردن برای تغییر رنگ چادر و فرهنگ‌سازی در این زمینه، می‌نشینیم روی زیرساخت‌های حیا کار می‌کنیم؛ روی عواملِ ریشه‌ای‌تر حجاب که الزاماً حتی ربطی به پوشش ندارند.

خانم‌های چادریِ ما مشکلی اگر با چادرشان داشته‌اند، با طراحی چادرهای ایرانی و دانشجویی و آستین‌دار حل شده است. فکری به حالِ طرح‌های افراط‌گرایانهٔ [ضدِ]حجابِ دستگاه‌های فرهنگی باید کرد و به این اندیشید که تا وقتی روابطِ دخترانِ ما با خانواده‌شان، روابط همسران ما با یکدیگر، روابط والدین با فرزندان درست نشده است و تا وقتی که مثل نقل و نبات مدهای جدیدِ زائل‌کنندهٔ حیا وارد بازار پوشاک شده یا در داخل تولید می‌شود و راحت‌تر و ارزان‌تر از مدل‌های ساده و معقول در دسترس متقاضیان قرار می‌گیرد، برخوردِ نیروهای انتظامی و دست‌گیری و امضا و تعهد و دوباره آزادی؛ به جایی نمی‌رسد.

شاید یکی از راه‌حل‌های کوتاه‌مدتِ مسئلهٔ حجاب، ایجاد تنوع معقول و منطقی در پوشش باشد که به یاری خدا به زودی چیزهایی در این مورد خواهم نوشت

قدر خود نشناخته ای،یعنی چه!

حــــــجـاب... 

دفتر دستک دانشگاه را دست گرفت. گویا امتحان داشت. از خیابان عبور کرد. اصلا متوجه ماشین ها نبود! دنبالش کردم. از قدم هایش فهمیدم که چیزی در بیرون دانشگاه او را به طرف خود می کشد. قدم هایم را تندتر کردم تا از نگاهم گم نشود.حدسم درست بود…! داخل وضوخانه شد.

 

نگاهی به آسمان انداخت، آهی کشید. گویا زیر لب چیزی را زمزمه می کرد. در حالی که وضو می گرفت، یک خانم با تیپ — وارد شد. رفت جلوی آینه وضوخانه.

صحنه ای دیدم که برایم مهم تلقی شد؛ دوست داشتم آن را برای دوستانم بگویم:

وضویش که تمام شد، چادرش را پوشید. در طرف دیگر دختری بود که به حساب خودش، خودش را زیباتر می کرد تا شاید جلب توجه کند.

یکی به زیبایی ظاهرش می رسید و دیگری زیبایی دلش را صیقل می داد. یکی قصد در رضایت خالق داشت و دیگری سعی در رضایت مخلوق.

نمی دانم آیا او نمی دانست چه باید بکند؟ آیا او نمی دانست که کارش اشتباه است. آیا او نمی دانست که با این کارش نه تنها حق خود بلکه حق جامعه و حق خالق مان را ضایع می کند.

حجاب حق زن، همسر، جامعه و خالق است. اگر زن و همسر از حق خود بگذرند اما جامعه و خالق نمی گذرند. پس چرا اینجور خود را به چیزی که نهایتش جز گناه نیست سرگرم می کنند. ای کاش او بداند که چه باید کرد…!

چادرمشکی،تاریخچه حجاب و عفاف در ادیان و اقوام گذشته

 

تاریخچه حجاب و عفاف در ادیان و اقوام گذشته

وبلاگ ' حجاب سپری برای زن ' نوشت :

بنابر گواهی متون تاریخی، در اکثر قریب به اتفاق ملت ها و آیین های جهان، حجاب در بین زنان معمول بوده است؛ هر چند در طول تاریخ، فراز و نشیب های زیادی را طی کرده و گاهی با اعمال سلیقه حاکمان، تشدید یا تخفیف یافته است، ولی هیچگاه بطور کامل از بین نرفته است. مورّخان به ندرت از اقوام بدوی که زنانشان دارای پوشش مناسب نبوده ویا به صورت برهنه در اجتماع ظاهر می شدند، یاد می کنند.

 

 

 

دانشمندان، تاریخ حجاب و پوشش زن را به دوران ما قبل تاریخ و عصر حجر نسبت می دهند. کتاب «زن در آینه تاریخ» پس از طرح

 

مفصل علل و عوامل تاریخی حجاب، می نویسد: با توجه به علل ذکر شده و بررسی آثار و نقوش به دست آمده، پیدایش حجاب به دوران پیش از مذاهب مربوط می شود؛ و به این دلایل، عقیده عده ای که می گویند «مذهب» موجد حجاب می باشد، صحت ندارد، ولی باید پذیرفت که در دگرگونی و تکمیل آن بسیار موءثر بوده است.

 

1. پوشش زن در یونان و روم باستان

 

 

دایره المعارف لاروس درباره پوشش زنان یونان باستان می گوید: زنان یونانی در دوره های گذشته، صورت و اندامشان را تا روی پا می پوشاندند. این پوشش که شفاف و بسیار زیبا بود، در جزایر کورس و اِمِرجوس و دیگر جزایر ساخته می شد. زنان فنیقی نیز دارای پوششی قرمز بودند. سخن درباره حجاب، در لابلای کلمات قدیمی ترین موءلفین یونانی نیز به چشم می خورد؛ حتی «بنیلوب» (همسر پادشاه «عولیس» فرمانروای ایتاک) نیز با حجاب بوده است. زنان شهر «ثیب» دارای حجاب خاصی بوده اند، بدین صورت که حتی صورتشان را نیز با پارچه می پوشاندند. این پارچه دارای دو منفذ بود که جلوی چشمان قرار می گرفت تا بتوانند ببینند. در «اسپارته» دختران تا موقع ازدواج آزاد بودند، ولی بعد از ازدواج خود را از چشم مردان می پوشاندند. نقش هایی که بر جای مانده، حکایت می کند که زنان سر را می پوشانده، ولی صورت هایشان باز بوده است، و وقتی به بازار می رفتند، بر آنان واجب بوده است که صورت هایشان را بپوشانند؛ خواه باکره و خواه دارای همسر باشند. حجاب در بین زنان سیبری و ساکنان آسیای صغیر و زنان شهر ماد (و فارس و عرب) نیز وجود داشته است. زنان رومانی از حجاب شدیدتری برخوردار بوده اند، به طوری که وقتی از خانه خارج می شدند، با چادری بلند تمام بدن را تا روی پاها می پوشاندند و چیزی از برآمدگی های بدن مشخص نمی شد.2

 

 

 

یکی از تاریخ نویسان غربی نیز شواهد زیادی دال بر وجود حجاب در بین زنان یونان و روم باستان آورده است. او درباره «الهه عفت» که یکی از خدایان یونان باستان است، می گوید: «آرتمیس»، الهه عفت است و عالی ترین نمونه (و الگو برای) دختران جوان به شمار می آید. دارای بدنی نیرومند و ورزیده و چابک و به زیور عفّت و تقوا آراسته است.»3

 

 

 

همچنین درباره مردم یکی از قبائلی که نهصد سال قبل از میلاد زندگی می کرده اند، آمده است : «بالاتر از ارمینان و در کنار دریای سیاه، «سکّاها» بیابانگردی می کردند. آنها مردم وحشی و درشت اندام قبائل جنگی نیمه مغول و نیمه اروپایی بسیار نیرومندی بودند که در ارابه به سرمی بردند و زنان خود را سخت در پرده نگاه می داشتند.»4

 

 

 

این مورّخ در جای دیگر می گوید: «زنان فقط در صورتی می توانند خویشان و دوستان خود را ملاقات کنند و در جشن های مذهبی و تماشاخانه ها حضور یابند که کاملاً در حجاب باشند. 5

 

 

 

همچنین از قول یکی از فلاسفه یونان باستان، درباره شدت پوشش زن، نقل می کند: نام یک زن پاک دامن را نیز چون شخص او باید در خانه پنهان داشت.6

 

 

 

2. پوشش زن در ایران باستان

 

 

 

در مورد پوشش زنان ایران باستان، مطالب زیادی در تاریخ وجود دارد. ویل دورانت درباره پوشش زنان ایران باستان و اینکه حجاب بسیار سختی در بین آنان رایج بوده است، می گوید: «زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند که جز در تخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند. هرگز به آنان اجازه داده نمی شد که آشکارا با مردان آمیزش (اختلاط) کنند. زنان شوهر دار حق نداشتند هیچ مردی را، ولو پدر یا برادرشان باشد، ببینند. در نقش هایی که در ایران باستان بر جای مانده، هیچ صورت زن دیده نمی شود و نامی از ایشان به نظر نمی رسد.»7

 

 

 

از دائره المعارف لاروس نیز به دست می آید که حجاب در بین مادها و پارس ها وجود داشته است.8 همچنین در تفسیر اثنی عشری9 آمده است: «تاریخ نشان می دهد که حجاب در فرس قدیم وجود داشته است». در کیش «مازدیسنی» نامه شت مهاباد، آیه 90 گوید: زن خواهید و جفت گیرید و هم خوابه دیگری را نبینید و بر او منگرید و با او میامیزید

 

 

 

نصوصی که بیانگر حجاب زنان ایران باستان است، نشان می دهد که زنان در دوره های مختلفی چون دوره مادها، پارسی ها (هخامنشیان)، اشکانیان و سامانیان دارای حجاب و پوشش بوده اند، که به چند نمونه آن اشاره می شود:

 

 

 

دوره مادها

 

 

 

در کتاب «پوشاک باستانی ایرانیان» آمده: «اصلی که باید در نظر داشت، این است که طبق نقوش برجسته و مجسمه های ما قبل میلاد، پوشاک زنان آن دوره (مادها) از لحاظ شکل (با کمی تفاوت) با پوشاک مردان یکسان است.»10

 

 

 

وی در ادامه برای توضیح نقوش بر جای مانده می نویسد: «مرد و زن به واسطه اختلافی که میان پوشش سرشان وجود دارد، از هم تمیز داده می شوند. به نظر می رسد که زنان پوششی نیز روی سر خود گذارده اند و از زیر آن گیسوهای بلندشان نمایان است.»11

 

 

 

دوره پارسی ها (هخامنشیان)

 

 

 

پارسی ها به وسیله کوروش، دولت ماد را از میان برداشته و سلسله هخامنشی را تأسیس کردند. آنها از نظر لباس همانند مادها بودند. در مورد پوشاک خاص زنان این دوره آمده است: «از روی برخی نقوش مانده از آن زمان، به زنان بومی برمی خوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه است. به زنان دیگر آن دوره نیز برمی خوریم که از پهلو به اسب سوارند. اینان چادری مستطیل بر روی همه لباس خود افکنده و در زیر آن، یک پیراهن با دامن بلند و در زیر آن نیز، پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است.»12

 

 

 

دوره اشکانیان

 

 

 

در این دوره نیز همانند گذشته، حجاب زنان ایرانی کامل بوده است. در این باره چنین می خوانیم: «لباس زنان اشکانی پیراهنی بلند تا روی زمین، گشاد، پرچین، آستین دار و یقه راست بوده است. پیراهن دیگری داشته اند که روی اولی می پوشیدند و قد این یکی نسبت به اولی کوتاه و ضمناً یقه باز بوده است. روی این دو پیراهن چادری سرمی کردند.»13

 

 

 

در جای دیگر آمده است: «چادر زنان اشکانی به رنگ های شاد و ارغوانی و یا سفید بوده است. گوشه چادر در زیر یک تخته فلزی بیضی منقوش یا دکمه که به وسیله زنجیری به گردن افکنده شده، بند است. این چادر به نحوی روی سر می افتاده که عمامه (نوعی کلاه زنانه) را در قسمت عقب و پهلوها می پوشانیده است.»14

 

 

 

در کتاب «پارتیان» نیز آمده است: «زنان عهد اشکانی قبایی تا زانو بر تن می کردند، با شنلی که بر سر افکنده می شد و نیز نقابی داشتند که معمولاً به پس سر می آویختند

 

 

 

دوره ساسانیان

 

 

 

در این دوره اردشیر پسر بابک با استفاده از ضعف اشکانیان، سلسله ساسانیان را بنیان نهاد و دین زرتشت را دین رسمی کشور قرار داد. اوستا را ترجمه و آتشکده های ویران را بازسازی نمود. زنان در این دوره که احکام دینی زرتشتیان در کشور اعمال می شده است، همچنان دارای حجاب کامل بودند. در مورد پوشاک زنان چنین آمده است: «چادر که از دوره های پیش مورد استفاده بانوان ایران بوده است، در این دوره نیز به صورت مختلف مورد استعمال داشته است.»15

 

 

 

حجاب زنان در این دوره چنان اهمیتی داشت که «حتی لباس هنرپیشگان زن، مانند لباس های بلند سایر بانوان، تا پشت پا کشیده شده است.»16

 

 

 

برای اثبات توجه زنان در این دوره به حجاب، کافی است این نقل تاریخی را از منابع اسلامی مرور کنیم: هنگامی که سه تن از دختران کسری، پادشاه ساسانی، را با ثروت فراوانی از اموال، برای عمر آوردند، شاهزادگان ایرانی را در برابر عمر در حالی که با پوشش و نقاب، خود را پوشانده بودند، ایستاندند، خلیفه دستور داد، با آوازی بلند بر آنان فریاد کشند که: پوشش از چهره برگیرید تا مسلمانان آنها را ببینند و خریداران پول بیشتری به پای آنها بریزند. دوشیزگان ایرانی از برهنه کردن صورت خودداری کردند و مشت بر سینه نماینده عمر زدند و آنان را از خود دور ساختند. خلیفه خشمناک شد و خواست با تازیانه آنان را بیازارد، در حالیکه شاهزادگان ایرانی می گریستند. حضرت علی(علیه السلام) به عمر فرمودند: در رفتارت مدارا کن؛ از پیغمبر خدا(صلی الله علیه وآله) شنیدم که می فرمود : «بزرگ و شریف هر قومی را که خوار و فقیر شده، گرامی بدارید». عمر پس از شنیدن فرمایش حضرت علی (علیه السلام) آتش خشمش فرو نشست. سپس حضرت اضافه کرد: «با دختران ملوک نباید معامله دختران بازاری (کنیزان) کرد.»17

 

 

 

3. پوشش زن در ادیان بزرگ الهی

 

 

حجاب در شریعت حضرت ابراهیم(علیه السلام)

 

 

 

در آئین مقدس حضرت ابراهیم (علیه السلام) مسأله پوشش زنان، حائز اهمیت بوده است. در کتاب تورات چنین می خوانیم: «"رفقه" چشمان خود را بلند کرده و اسحاق را دید و از شتر خود فرود آمد، زیرا از خادم پرسید: این مرد کیست که در صحرا به استقبال ما می آید؟ خادم گفت: آقای من است. پس برقع خود راگرفته، خود را پوشانید.»18

 

 

 

از این بیان روشن می شود که پوشش زن در مقابل نامحرم در شریعت حضرت ابراهیم (علیه السلام) وجود داشته است؛ زیرا «رفقه» در مقابل اسحاق که به او نامحرم بود، از شتر پیاده شد و خود را پوشاند تا چشم اسحاق به او نیفتد.

 

 

 

حجاب در آیین یهود

 

 

 

در اصول اخلاقی «تلمود» که یکی از کتاب های مهم دینی و در حقیقت فقه مدون و آیین نامه زندگی یهودیان است، آمده: «اگر زنی به نقض قانون یهود می پرداخت، چنانچه مثلاً بی آنکه چیزی بر سر داشت به میان مردم می رفت و یا در شارع عام نخ می رشت یا با هر سنخی از مردان درد دل می کرد یا صدایش آنقدر بلند بود که چون در خانه اش تکلّم می نمود، همسایگانش می توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد.»19

 

 

 

حجاب در آیین مسحیت

 

 

 

در کتاب انجیل آمده است: پولس در رساله خود به قدنتیان تصریح می کند:

 

 

 

«اما می خواهم شما بدانید که سر هر مرد، مسیح است و سر زن، مرد و سر مسیح، خدا. هر مردی که سرپوشیده دعا یا نبوت کند سر خود را رسوا می نماید. اما هر زنی که سربرهنه دعا کند، سر خود را رسوا می سازد؛ زیرا این چنان است که تراشیده شود. زیرا اگر زن نمی پوشد، موی را نیز ببرد و اگر زن را موی بریدن یا تراشیدن قبیح است، باید بپوشد؛ زیرا که مرد را نباید سر خود را بپوشد چون که او صورت و جلال خداست، اما زن جلال مرد است؛ زیرا که مرد از زن نیست، بلکه زن از مرد است و نیز مرد به جهت زن آفریده نشده، بلکه زن برای مرد. از این جهت زن می باید عزتی بر سر داشته باشد، به سبب فرشتگان... در دل خود انصاف دهید آیا شایسته است که زن ناپوشیده نزد خدا دعا کند.»20 پس در جایی که برای دعا باید سر زن پوشیده باشد، به هنگام روبه رو شدن با نامحرم پوشش سر لازم تر خواهد بود.

 

 

 

و نیز در انجیل، در رساله پولس، به تیموتاوءس می گوید: «و همچنین زنان خود را بیارایند به لباس حیا و پرهیز، نه به زلف ها و طلا و مروارید و رخت گران بها، بلکه چنان که زنانی را می شاید که دعوای دینداری می کنند به اعمال صالحه.» 21

 

 

 

پی نوشت ها:

 

 

 

1ـ علی اکبر علویقی، زن در آیینه تاریخ؛ اگر منظور نویسنده این است که حجاب یک امر فطری است و بر اثر یک رسم اکتسابی به وجود نیامده، ما هم قبول داریم، ولی نمی توان پذیرفت دین موجد حجاب نبوده است؛ زیرا اولاً دوران پیش از مذاهب، پیش فرض باطلی است. چون بنا بر آموزه های دینی، اولین انسان خود پیامبر و دارای مذهب بوده است، ثانیاً اگر حجاب را جزئی از تعلیمات مذهب بدانیم، به فطری بودن آن نقصی وارد نکرده ایم، زیرا تعالیم دین با فطرت انسان هماهنگی کامل دارد، چنانچه آیه 30 سوره روم بدان اشاره دارد.

شیوه جدید آلمانی‌ها برای مقابله با حجاب

شیوه جدید آلمانی‌ها برای مقابله با حجاب
وبلاگ ' انجمن اسلامی شهید ادواردو آنیلی ' نوشت :
کثرت و پای‌بندی مسلمانان مقیم آلمان از یک سو و گرایش قابل توجه دوشیزگان و بانوان آلمانی به اسلام سبب گردید تا رسانه‌های آلمانی اذعان کنند که «در آلمان روسری بانوان به یکی از وسائل جانبی و مد تبدیل شده است».
البته آلمانی‌ها با توجه به هجمه‌ی گسترده‌ای که در کلّ اروپا علیه حجاب شده و می‌شود، دیگر از این واژه‌ که گویا مانند سلاحی عمل می‌کند استفاده نکرده و لفظ «روسری» را جایگزین کرده‌اند و سعی دارند القا کنند که گرایش دوشیزگان و بانوان در آلمان به پوشش سر، فقط به عنوان یک لباس مُد می‌باشد.
 
البته خبرگزاری بیلد Bild   به ناچار اذعان می‌کند: در عین حال تا کنون هیچ تکه‌ای از لباس مانند روسری (حجاب) مورد بحث‌های داغ قرار نگرفته است، چرا که روسری بیش‌ از هر چیز، نشان از نوعی استقلال و خودمختاری مذهبی زنان دارد. البته «بیلد Bild  » واژه‌‌ی «مرتجع و زن ستیز» را به آن می‌افزاید، تا ضمن اذعان، بغض خود را نشان داده و رسالت ضدتبلیغ علیه اسلام را نیز به انجام رسانده باشدکثرت حجاب به شکل حجاب‌های متعارف در ایران (چادر، مقنعه و مانتو)، یا در ترکیه (مقنعه‌ی بلند و گشاد تا نزدیک کمر و مانتوهایی مانند چادر)، یا حجاب‌های متعارف در عرب (که بیشتر شبیه چادر مشکی است و تمام هلال صورت و دست‌ها را تا مچ می‌پوشاند)، مشکل بزرگی برای مخالفان حجاب در اروپا ایجاد کرده است، چرا که به غیر از آن که بیانگر استقلال و جرأت دینی زنان مسلمان در اروپا می‌باشد، حامل پیام اسلام بیدار، پویا و انقلابی نیز شده است. لذا آلمان‌ها بسیار مایلند که اگر گریزی از حجاب‌گرایی زنان نیست، دست کم به یک روسری قناعت کرده و زنان مسلمان با افتخار با این هیبت‌های پیام‌دار و جاذب در اجتماع حاضر نگردند. لذا شبکه خبری بیلد، برای تبلیغ روسری البته نه به عنوان حجاب، بلکه به عنوان یک جایگزین - می‌افزاید: در عین حال باید اذعان داشت که قطعاً روسری یکی از لوازم جانبی مصرفی زنان مؤمن، اما شیک و  پیرو مد روز می‌باشد.
 
بیلد می‌افزاید: این روسری‌ها در عین حال که نشان دهنده‌ی «ارزش»ها - اما به طریق محافظه‌کارانه است - با طراحی‌های زیبا، بسیار مدرن بوده و در فروشگاه‌های گران‌ترین خیابان‌ها عرضه می‌شود و به طور فزاینده‌ای مورد استقبال قرار گرفته است و البته لباس‌ها، کفش‌های پاشنه بلند و کت‌های متناسب با آن نیز طراحی می‌شود.
 
لازم به ذکر است که ترک‌ها پیشتاز طراحی این مدل‌های روسری (و البته اغلب مدهای رایج در اروپا) هستند. این گزارش می‌افزاید:  در استانبول از تابستان 2011، مجله‌ی مدی به انواع روسری اختصاص یافت به نام علاء (Âlâ  ). این مجله در 200 برگ و با صفحات بسیار زیبا،‌براق (مقوای گلاسه و یووی‌دار) منتشر شده و اقشار مذهبی تحصیل‌کرده، ثروتمند و طرفدار مد را هدف و مخاطب قرار داده است. تیراژ این مجله 40000 نسخه بوده و در آلمان نیز آبونمان‌های بسیاری دارد و صفحه فیس‌بوک این مجله از 120 هزار طرفدار برخوردار می‌باشد.
 
درج این مطالب که در قالب یک گزارش ارائه شده، تبلیغات بسیار گسترده‌ای برای این مجله و جایگزینی مدهای روسری مدرن، به جای حجاب‌های متداول می‌باشد. این خبرگزاری بلافاصله می‌افزاید: البته سابقاً روسری در ترکیه یک مد روستایی بود که آتاتورک آن را ممنوع کرد، اما با روی کار آمدن حزب رفاع و توسعه دوباره مطرح شد و ظاهر شدن همسر اردوغان با روسری، رژ لب و کیف در دست در مجامع، نشان داد که دین می‌تواند مدرن باشد.
 
این خبرگزاری به سایر مجله‌های مدهای اسلامی و روسری ترکیه مانند مجله‌ی تکبیر (Tekbir ) نیز اشاره نموده و در تبلیغ بیشتر جهت جایگزینی روسری‌های مدرن به جای حجابی که برای آنان به مثابه‌ی یک حربه‌ی سیاسی می‌باشد، می‌افزاید: این مجله از طرح‌ها جیغ و بازی با رنگ‌ها استفاده می‌کند، تا جایی که برای به دست آوردن یک تکه پارچه، به التماس می‌افتید(؟!)
 
در هر حال با توجه به این که سیاست‌گذاران تبلیغاتی آلمان به فلسفه و حدود حجاب آشنایی ندارند، به نظرشان چنین رسیده که تبلیغ جهت جایگزینی روسری‌های مدرن به جای حجاب‌های مشخص و پیام‌دار، می‌تواند از آثار مثبت حجاب – که موجب گرایش بسیاری از دختران و زنان غیر مسلمان نیز شده است – بکاهد. هر چند که این تبلیغ بیش از آن که مدل زنان مؤمنه‌ی محجبه را تغییر دهد، موجب پوشش زنانی می‌شود که مایل به پوشش هستند، اما رعایت حجاب به معنای متداول برایشان آسان نیست و در نتیجه تمام این گزارش اذعان به گسترش میل به پوشش از یک سو و تبلیغ پوشش اسلامی (اگر چه روسری) از سوی دیگر بود.
 
امید است طراحان و تولید کنندگان ایرانی ما نیز به جای تقلید از طرح‌های مشمئز کننده‌ی غربی، بتوانند بهترین و شیک‌ترین طرح‌های حجاب اسلامی را ارائه دهند. البته گام‌هایی برداشته شده است، اما دیر و کُند و غیر جاذب

مخاطبین قرآن در آیات حجاب؟


مخاطبین قرآن در آیات حجاب؟
وبلاگ ' چرا حجاب ' نوشت :

آیا منظور قرآن در آیات 30 و 31 سوره نور و آیات 33 و 59 سوره احزاب تنها زنان و مردان مومن است؟ آیا این آیات تنها برای مومنین نازل شده اند یا برای تمام جهانیان؟

در قرآن می بینیم که خود را چنین معرفی میکند: {إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِینٍ} این (قرآن ) جز پندی برای جهانیان نیست و قطعاً پس از چندی خبر آن را خواهید دانست.

 آیا این کتاب برای همه جهانیان است یا صرفا برای مومنین؟ باز در آیه دیگر پروردگار سبحان خطاب به پیامبر می گوید {وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِینَ} ؛ و تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم.

میتوان گفت در آیاتی که خطاب قرآن به همه مردم عالم است، در واقع می خواهد بگوید قرآن اختصاص به قوم و دسته خاصی ندارد. هر کس به سمت قرآن بیاید نجات پیدا می کند، و اما در آیاتی که از کتاب هدایت بودن برای مؤمنین و متقین نام می برد، می خواهد این نکته را روشن کند که در نهایت چه کسانی رو بسوی قرآن خواهند آورد و چه گروه هایی از آن دوری خواهد گزید. قرآن از قوم خاص و قبیله معینی بعنوان علاقمندان و ارادتمندان خود یاد نمی کند. نمی گوید قرآن در انحصار این یا آن قوم قرار دارد. مثلا نمی گوید تنها و تنها هدفش حمایت از طبقه کارگران است یا پشتیبانی از طبقه کشاورزان.

موسی، هم به بنی اسرائیل و هم به فرعون پیام خدا را ابلاغ می کند و از آنها می خواهد که به پروردگار ایمان بیاورند و در راه او حرکت کنند، حضرت محمد (ص) رسالت و دعوت خود را هم به سران قریش و هم به ابوذر و عمار عرضه می کند. قرآن می گوید گروندگان به او آنها هستند که روحشان پاک و تصفیه شده است و این گروندگان صرفا بر اساس حقیقت جویی و عدالت طلبی که فطری هر انسانی است، به قرآن گرایش پیدا کرده اند نه به اقتضای منافع و تمایلات مادی و جاذبه های دنیوی.

در آیه 30 و 31 سوره نور خداوند می فرماید { بـه مؤ منان بگو چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان ) فرو گیرند، و فروج خود را حفظ کنند، این براى آنها پاکیزه تر است ، خداوند از آنچه انجام مى دهید آگاه است و بـه زنـان با ایمان بگو چشمهاى خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند، و دامان خـویـش را حـفـظ کـنـنـد، و زینت خود را جز آن مقدار که ظاهر است آشکار ننمایند، و (اطراف) روسریهاى خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود) و زینت خـود را آشـکـار نـسـازنـد مـگـر بـراى شـوهـرانـشـان یا پدرانشان یا پدر شوهرانشان یا پـسـرانـشـان یـا پـسـران هـمـسرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان ، یا پسران خواهرانشان ، یا زنان هم کیششان یا بردگانشان (کنیزانشان ) یا افراد سفیه که تمایلى به زن ندارند یا کودکانى که از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نیستند، آنها هنگام راه رفـتـن پـایـهـاى خـود را بـه زمـیـن نـزنـنـد تـا زیـنـت پـنـهانیشان دانسته شود. (و صداى خـلخال که بر پا دارند به گوش رسد) و همگى به سوى خدا بازگردید اى مؤ منان تا رستگار شوید .}

از این آیات اینطور استنباط می شود که درنهایت این زنان و مردان مومن هستند که اینگونه عمل میکنند و میتوان گفت یکی از نشانه های مومنین چنین رفتار و پوششی است. اما مخاطب این آیات می تواند هر فردی باشد، البته درصورتی که بخواهد از دستورات خداوند متعال پیروی کند که در آنصورت فردی مومن خواهد بود.    

قرآن چون اقیانوس بیکرانی است که هر کس هر اندازه که بخواهد می تواند از آن بهره ببرد حال کسانی که در این بهره وری موفق ترند آنها مؤمنین هستند که با خطاب  )ایها المؤمنین(  ندا داده میشوند و با اشتیاق تمام می شتابند بسمت قرآن؛  دیگران )ایهاالناس) نیز بی بهره نیستند هر چقدر به دنبال قرآن باشند به همان میزان از آن خان نعمت که از هیچ نیاز مادی و معنوی بشر فروگذار نکرده توشه بر خواهند چید تا به مصداق مؤمنین و صادقین و راسخان که منزلت شایسته انسانیت است برسند

پس مخاطبان قرآن و آیات حجاب همه انسان ها هستند و محدودیتی نیست برای هیچ کس در هیچ زمانی

سطحی نگری در مفهوم حجاب و لباسهای نگاه شکن (چادرمشکی)

سطحی نگری در مفهوم حجاب و لباسهای نگاه شکن
وبلاگ ' هر جا بروی خدا با توست ' نوشت :

مساله حجاب و پوشش به عنوان جبهه جنگ قرن بیست و یک از اهمیت به سزایی برخوردار است. هجمه سنگین انواع و اقسام مدل ها و مارک های آرایشی و پوششی و رنگ و لعابی که این زینت های سطحی و ظاهری برای نسل جوان امروز دارد چنان تفکر این نسل را نشانه رفته که تنها در پس یک عرض اندام بی هدف به جلوه نمایی خود در پس هزاران رنگ اقدام می کنند. ظهور عرفان های کاذب و مکاتب انحرافی که در لایه ای ترین سطوح جامعه اسلامی ایران یعنی نسل مدرسه رو نیز نفوذ کرده، اوضاع را بسیار وخیم می نمایاند.

 

در این میان برخوردهای قهری نیز چندان کارآمد نیست و نمی تواند فرهنگ پوشش متعارف را در جامعه جابیندازد و چنین است که اقدامات دلسوزانه و متعهدانه مسوولان نظام نیز کارکرد موثرش را ندارد.

 

حال سوال این است که چه کنیم تا قانون قرآنی حجاب بدون کوچکترین اعمال سلیقه ای اجرا شود. در پاسخ به این سوال باید توجه داشت که جامعه امروز در سیطره مفاهیم و معناهاست و به همین علت ، فرهنگ حجاب را چندان جدی و به عنوان یک دغدغه اصیل فرهنگی و اجتماعی در نظر نیاورده است. فضای نه چندان روشنی که از برخوردهای قهری با پدیده بدحجابی استنباط می شود نیز خود مزید بر علت شده و کار فرهنگسازی در این زمینه را در یک بستر ناهموار چرخانده است. فرهنگسازی اصیل یعنی اینکه جامعه در یک مسیر ارادی و خودخواسته، حجاب را به عنوان یک برند انتخاب کند که این امر تنها در پرتو ملاطفت و مهر انسانی، پرهیز از خشونت و تندروی، استفاده درست از رسانه ها و شناساندن درست حجاب اسلامی به جامعه محقق می شود. به طور معمول، به هنگام سخن گفتن از حجاب آنچه بی درنگ در اذهان متصور می شود، پوشش و نوع آن است و کمتر به حقیقت حجاب، ریشه ها و مراحل شکوفایی آن پرداخته می شود.

 

امور ظاهری که به چشم می آیند، مهم تر جلوه می کنند و حساسیت برانگیزتر هستند و گاه مفاهیم شان در فضای عمومی، در سطوح باقی مانده و لایه های درونی و باطن و بطن های آن مورد دقت قرار نمی گیرد. نیازمندی ما به ریشه یابی مفاهیم فرهنگی و اجتماعی، چنان است که پیشنهاد برای تدبیر امور و پیشنهاد برای حرکت افراد در فضای جامعه، جز با شناخت های این چنینی، دقیق و کارگشا نخواهد بود. در جامعه ما تاکید، تشویق و حرکتی عمومی برای حفظ پوشش و حجاب ظاهری در فضای جامعه مشاهده می شود. حرکت هایی که از سوی حاکمیت نیز تایید شده و گاه حتی، برای آن برنامه ریزی شده و حمایت هایی را نیز شامل می شود. تشویق و تایید رسانه ای و پشتیبانی برنامه هایی مثل تظاهرات و راهپیمایی هایی در مخالفت با پدیده بی حجابی(یا در تعبیر تطهیرشده اش، بدپوششی) و برنامه هایی گسترده همچون طرح ارتقای امنیت اجتماعی برای کنترل بی حجابی حاکی از این همراهی است. نوشتن و نگارش مطلب در موضوع پوشش و حجاب و ساختن برنامه های مختلفی در راستای تقبیح بی حجابی، تاکید بر برنامه ریزی شده بودن گسترش بی حجابی توسط دشمن و در بسیاری از موارد تقلیل مفهوم تهاجم فرهنگی به بی حجابی، توجه فزاینده به پوشش و حجاب در قانون هایی مثل "قانون راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب" همه و همه، ما را به این واقعیت نزدیک می کند که اولویت در فضای کنونی کشور، سامان دادن به پوشش و حجاب فرض گرفته شده و توجه و دقتی به مقدمات حجاب و پوشش نشده و ریشه های آن مورد غفلت قرار گرفته است.

 

هدف گذاری ها، سیاست گذاری ها، برنامه های اجرایی، هدایت ارگان ها و نهادهای رسمی و غیر رسمی به سوی این می رود که بی شناخت دقیق از باطن پوشش و حجاب و بی توجه به عوامل اصلی حل مساله بی حجابی، به سامان دادن مساله حجاب و پوشش بر اساس مسیرهایی بپردازد که اثربخش نبوده و گاه نیز مخرب است. توجه بیش از حد و با نگاهی سطحی به مساله پوشش این خطر را در بر دارد که جامعه، دور از روش های صحیح برای فرهنگ سازی، پس از مدتی نسبت به مفاهیمی والا چون حجاب بی اعتقاد شده و راهی دیگر برگزیزنند. چنان که در سال های اخیر بعضا شاهد آن بوده ایم. به نظر، با پنج مفهوم پیوسته در آموزه های دینی مواجهیم. حجاب، عفاف، صیانت، قناعت و حیا. بر این اساس، حیا باطن قناعت، قناعت باطن صیانت، صیانت باطن عفاف و عفاف باطن حجاب دانسته می شود و این پنج مفهوم وابسته و گره خورده به یکدیگر، شاکله یک هرم را تشکیل می دهند. یا در بیانی دیگر، ما با یک کره مواجهیم که هسته اصلی آن را حیا تشکیل داده و رویه های آن به ترتیب قناعت و صیانت و عفاف بوده و رویه اصلی و قابل مشاهده ملموس آن، حجاب است.

 

1) حیا(ملکه درونی جهت دوری از گناه)

 

حیا ملکه ای است که انسان را از گناه دور می کند و از این جهت قلب فرد راسخ و استوار است. حیا امری کاملا درونی است که از نمادها و تظاهرات بیرونی شناخته می شود و مستقیما قابل تشخیص نیست. شاید به همین جهت قرآن کریم حیای دختران شعیب را در شیوه راه رفتن آنها ترسیم می کند.(قصص، 52) عباراتی هم چون "سبب العفه الحیا»" که ریشه عفت، حیا دانسته و "علی قدر الحیا» تکون العفه" که میزان عفت را به تناسب میزان حیا بیان کرده در همین راستاست.

 

2) عفاف(حالت نفسانی مانع از چیرگی شهوت)

 

عفاف حالتی نفسانی ست در رفتارهای افراد. مفهوم عام آن خویشتن داری در برابر هر گونه تمایل افراطی و نفسانی است و مفهوم خاص آن خویشتن داری در برابر تمایلات بی بند و باری جنسی است. (مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، 283/2)

 

3) صیانت(حفظ حریم)

 

در روایت آمده است: "ثمره العفه الصیانه; محصول و برآیند عفت صیانت است". از صیانت با تعبیر "حفظ حریم" هم یاد می شود. حفظ حریم، نزدیک ترین مرحله به حجاب حقیقی است. زیرا پوشش بدون توجه به حریم ها و دوری از اختلاط و آمیختگی ها نمی تواند مفهوم حقیقی حجاب را برساند.

 

4) قناعت(حفظ حدود)

 

حضرت علی(ع) می فرماید: "ثمره العفه القناعه; قناعت برآیند و محصول عفت است." افرادی که ملکه قناعت در وجود آن ها شکل گرفته باشد، به حد خود راضی و قانع بوده و به حدود دیگران تجاوز نمی کنند. گفته شده است: "علی قدر العفه تکون القناعه; میزان قناعت بستگی به عفت دارد."

 

5) حجاب

 

هنگامی که ملکه حیا در جامعه ای و در قالب مردم رسوخ کرد، در نتیجه عفاف و خودنگهداری درونی ایجاد شد; سپس ثمره های عفاف یعنی صیانت (حفظ حریم ها) و قناعت (حفظ حدود) آشکار می شود و می توان شاهد فرهنگ حجاب و پوشش صحیح بود. این پنج مفهوم، به نحوی هستند که به ترتیب پیش نیاز یکدیگرند و هر کدام، مقدمه مفهوم بعدی. هم چنین از حیا هرچه به سمت حجاب پیش می رویم، با مفاهیمی عینی تر و ملموس تر بر خورد می کنیم که زمان لازم برای فرهنگ سازی آنان نیز کم تر است. چنان که به عنوان نمونه، فرهنگ سازی در زمینه حیا، زمان طولانی تری نسبت به ایجاد فرهنگ عفاف می برد. اشتباه در فهم این مفاهیم باعث نوعی سطحی نگری در فهم فرهنگ و فعالیت های فرهنگی شده و قابلیت بازی خوردن و به بیانی عمومی تر دور خوردن توسط کسانی را داشته باشیم که اعتقادی به هیچ یک از این مفاهیم نداشته و با ادبیات و فعالیت هایی، خواسته با ناخواسته، باعث ضربه خوردن فرهنگی عمومی می شوند. سطحی نگری در این مفاهیم باعث می شود که ما در رسانه های خود، به فیلم ها و سریال ها، به صرف توجه به پوشش ظاهری، مجوز اکران و انتشار بدهیم در حالی که پوشش ظاهری، تنها ملاک برای مناسب دانستن یک فیلم و سریال نیست و نوع برخورد و رفتاری که در فیلم به نمایش گذاشته می شود، می تواند به حیازدایی، به عنوان ریشه ای ترین مفهوم، بینجامد. توجه یک سویه به مفهوم پوشش و حجاب، باعث می شود که ما راهکارهایی برای آن در نظر بگیریم که نه تنها به تقویت جنبه اصلی و لایه اصلی مفهومی آن، یعنی حیا توجه نکند که گاه باعث تخریب آن شود. سطحی نگری در این مفاهیم، باعث می شود که ما ظاهر را مهم تر از باطن فرض گرفته و نگاهی اصولی به فرهنگ سازی بر اساس اولویت های ذکر شده نداشته باشیم. مساله و مشکلی که حاکمیت جمهوری اسلامی و فعالان فرهنگی آن، گاه دچار آن شده و می شوند.

 

 

 

لباس های نگاه شکن

همواره بین فرد باحجاب و دیگران حریمی وجود دارد که حجاب او است. حجاب نوعی مصونیت و امنیت برای شخص ایجاد می کند و در نتیجه ی این امنیت، آرامش روحی و روانی ـ که آرزوی دیرینه بشر است ـ ایجاد می شود.

فواید حجاب برای زنی که حجاب را برگزیده است به اینجا محدود نمی شود .در این مقاله به برخی فواید اشاره خواهیم کرد:

 

● موفقیت های معنوی

 

شاید مهم ترین تاثیر فردی حجاب همین نکته باشد که زن با اعلام بندگی خویش و اطاعت از فرامین الهی، این حکم را به تمام و کمال اجرا می کند و پس از آن، احساس شادمانی و رضایت درونی به او دست می دهد که این تاج بندگی را با افتخار به سرنهاده است. زن پوشیده، از بین خود و خدا، خدا را برگزیده است و از بین احکام دین و خواسته های نفس، به احکام دین روی آورده است.

 

چنین انتخابی به روحیه، تفکر و عمل او، حال و هوای دیگری می بخشد و به پوشش او معنا می دهد و آن را عملی منطقی، خداپسندانه و در راستای حرکت های تکاملی او قرار می دهد.

 

وقتی زن تقوای جنسی را رعایت کند و خود را از نامحرم بپوشاند، وعده های الهی که برای پرهیزکاران داده شده است، درباره او محقق می شود، دارای قوه تشخیص حق و باطل می شود و راه سعادت و بدبختی را در زندگی می شناسد، گناهانش پوشیده و مورد آمرزش قرار می گیرد و از موفقیت های دیگری ، مانند درک شیرینی عبادت، شهامت، حق گویی، تکالیف شرعی و ترک محرمات در همه شرایط و پرورش استعدادها برخوردار می شود (اکبری، 1377، ص 98).

 

اسلام اصولا به پیشگیری معتقدتر است، تا مداوا. به همین دلیل، با طرح سلسله اصولی، انسان را از قرار گرفتن در برابر خطر و گناه باز می دارد. مهم ترین این اصول، ایمان و اعتقاد به حضور در محضر خداوند است که از مهم ترین جاذبه های کمالات معنوی و روحانی است.

 

● حفظ احترام و ارزش فردی

 

اصولا غلبه بر هواهای نفسانی و گذشت از لذت های حرام به انسان هیبت و وقار می بخشد.

 

حجاب زن جهاد اکبر اوست که در ورای آن نفس اماره به زانو درآمده است. این حقیقت را همه می دانند و حتی دانشمندان غیرمسلمان به آن اذعان دارند که حجاب به زن هیبت و وقار می دهد و او را شایسته احترام دیگران می کند. زنان خودنما مطلوبیت جنسی دارند، اما محبوبیت ارزشی ندارند.

 

به طور کلی،برخی مردان دو نوع نگاه متفاوت نسبت به زنان دارند: با زنانی که دارای جلوه گری یا پوشش ناقصی هستند، برخوردی شهوی، تفریحی و ظاهری دارند، اما برخورد آنان با زنان پوشیده، برخوردی همراه با احترام و تکریمی قلبی است. اصولا مردها قدرت ادامه نگاه به چهره زنان پوشیده را ندارند، زیرا حجاب اسلامی نگاه شکن است و سر به زیری مرد به هنگام سخن گفتن با زنان خود نوعی تکریم و احترام به آنهاست.

 

بی حجابی، ارزش های واقعی زن را تحت الشعاع ظواهر جسمی اش قرار می دهد و او را فدای هرزگی ها و طمع ها می کند. تنها راه بالابردن شخصیت زن پس از کسب معارف حقیقی و پایبندی به صفات حیا و عفاف، حجاب اوست. برتری شخصیت زن دراین است که دارای کمال همسری، کمال مادری و کمال اجتماعی است. زنی که به لحاظ همسری، ناقص و به لحاظ مادری، ناتوان و به لحاظ اجتماعی، ملعبه و بازیچه است، از برتری شخصیت بی بهره است (سازمان تبلیغات اسلامی، 1368، ص 54 55). البته این نکته را باید متذکر شویم که حجاب صرفا برای حفظ احترام زن نیست، بلکه رعایت حجاب به همراه صفات عفت و حیا و اطاعت از اوامر الهی او را شایسته احترام می کند.

 

● مصونیت، آرامش و امنیت زن

 

انسان در پناه محافظ ، احساس آرامش بیشتری دارد و در صورت پیشامدهای احتمالی از مصونیت آن برخوردار است. پوشش دینی نیز نگهبان زن از نگاه های آلوده و آسیب های احتمالی است که به زن مصونیت و آرامش می دهد و هر چه این پوشش کامل تر شود، درصد امنیت و حفاظت آن بالاتر می رود (اکبری، 1377، ص 103).

 

"زن موجودی گرامی و معزز و نقش او سرنوشت سازی و تربیت بشر است. ارزش او فراتر از آن است که در معرض و دستخوش ارتباطات و روابط بی مرز باشد" (قائمی، 1373، ص 390). حفظ حریم زن باعث مصونیت او می شود و اولین اثر را بر آرامش روحی وی دارد، زیرا در سایه محفوظ ماندن این حریم بین خود و نامحرم، احساس امنیت می کند و هیچ کسی جرئت تعرض به او را پیدا نمی کند.

 

بی حجابی، ارزش های واقعی زن را تحت الشعاع ظواهر جسمی اش قرار می دهد و او را فدای هرزگی ها و طمع ها می کند

 

اثرات فردی حجاب را می توان در موارد زیر خلاصه کرد :

احترام به شخصیت زن به واسطه رعایت قانون (درجوامع اسلامی)

احترام به شخصیت زن به واسطه عدم تعرض مردان هوسران به حریم ایشان

مصونیت ارتباطات زن با مردان غریبه به واسطه بالا بردن شانس ارتباط با مردان سالم تر

افزایش تقاضای اجتماعی برای ازدواج با زنان مجرد

حفظ اعتقادات مذهبی فرد

حفظ شخصیت زن از ناراحتی های روانی و رقابت با زنان دیگر از حیث مدگرایی و مانند آن

حجاب شما را خریداریم!!

حجاب شما را خریداریم!!!
وبلاگ ' مسجد سید الشهدا ' نوشت:

طوری شده که دیگر حج را هم خرید و فروش می کنند. در شرع هست که می توان نماز های میت را اجاره داد . یا در واقع همان است که دین میت را نسبت به حق الله در ازای پول به فرد ثالثی فروخت، اما این فروش حج دیگر چیزی عجیب می شود ، مگر فرد زنده می تواند ثواب حج خود را بفروشد.

این برگه را دست این بنده خدا دیدم، کارت ویزیت پخش کن بود، داشت جلوی حرم حضرت معصومه به مردم و زوار حرم به زور غالب می کرد. با دیدن این صحنه توی ذهن آدم تداعی می شود که دیگر حالا علم پیشرفت کرده است و بعضی ها ثواب و گناه و توبه آدم زنده و حاظر را هم خرید فروش می کنند و البته وقتی دیدم نوشته حج خریداریم ، یک لحظه فکر کردم نوشته حجاب خریداریم.

چندان بعید هم نیست با این همه دشمن که داریم پول بدهند که خانم های محجبه قمی دیگر چادر سر نکنند و با این همه تبلیغات بهائیت و وهابیت توی شهر های اطراف ، و بی توجهی مسؤلین استانداری و فرمانداری و نیروی انتظامی قم بعید نیست که یک عده راه بیفتند و پول بدهند تا حجاب را بخرند. با این تبلیغاتی که کرده اند حتی نیاز به پرداخت پول هم نیست ، همینجوری صدا و سیما شده نوکر بی جیره و مواجب استعمار گران.

حالا هی بگوییم ، داد بزنیم ، فریاد بزنیم ، خواهر حجاب ، جلوی حرم حضرت معصومه اعلان کنیم خواهر حجاب ، جلوی سرویس دانشگاه تأکید کنیم حجاب ، توی دانشگاه بحث کنیم راجع به الزام حجاب ،سمینار و کنفراس بگذاریم درباره حجاب و ...

ولی کو گوش شنوا ، همه کر و کور شده اند.

حالا خواهر مسلمان ، دختر ایران زمین ، حجابت را به چند فروختی ، به مفت؟ ،یا اینکه ایمان و عقیده خود را حفظ نمودی؟

ارزش زن به حجاب اوست ، اگر زن حجاب نداشته باشد خود را به دشمن (یا همان شیطان) فروخته است و زن بی حجاب دیگر هیچ ارزشی ندارد.

چشم چرانی، آثار و راهکارهای درمان

چشم چرانی، آثار و راهکارهای درمان
وبلاگ ' الزهرا ' نوشت :

ما در روابط اجتماعی خود با دیگران چه جنس مخالف یا موافق به طور طبیعی با آنها ارتباط حضوری و کلامی داریم و به آنها نگاه می کنیم, نگاهی که به هیچ وجه در آن بحث تحریک شهوت و لذت جنسی مطرح نیست, این نگاه ها داخل در مقوله چشم چرانی نیستند, ولی نگاه های ادامه داری که با انگیزه لذت جنسی انجام می شود و به تحریک شدن غریزه و میل جنسی می انجامد, تحت عنوان چشم چرانی تعریف می شود.

 

چشم چرانی متاسفانه یکی از بیماری ها و عادت های ناپسندی است که برخی از افراد جامعه به دلایل مختلف بدان دچار می شوند. به منظور مبارزه با این عادت ناپسند, اولا لازم است نسبت به مفهوم, آثار و عواقب و زمینه های بروز آن آگاهی بدست آورد و سپس از راهکارهای عملی برای کنترل آن سود جست. در نوشته زیر تقریبا تمامی آنچه شما در زمینه کنترل چشم و درمان چشم چرانی بدان نیاز دارید, آمده است که امید واریم مفید باشد.

 

معنای چشم چرانی: چشم چرانی در مقابل غض بصر و چشم پوشی, به معنای نگاه خیره و شهوت آلود به نامحرم است که با انگیزه لذت طلبی جنسی انجام می شود. ما در روابط اجتماعی خود با دیگران چه جنس مخالف یا موافق به طور طبیعی با آنها ارتباط حضوری و کلامی داریم و به آنها نگاه می کنیم, نگاهی که به هیچ وجه در آن بحث تحریک شهوت و لذت جنسی مطرح نیست, این نگاه ها داخل در مقوله چشم چرانی نیستند, ولی نگاه های ادامه داری که با انگیزه لذت جنسی انجام می شود و به تحریک شدن غریزه و میل جنسی می انجامد, تحت عنوان چشم چرانی تعریف می شود.

در قرآن آمده است : «قل للمومنین یغضوا من ابصارهم » به مومنین بگو چشم های خویش را بپوشانند. یغضوا از ماده “غض” به معنی نگاه و صوت کوتاه می باشد و نقطه مقابل آن خیره نگاه کردن و صدا را بلند کردن است . منظور این است که انسان به هنگام نگاه کردن معمولاً منطقه وسیعی را زیر نظر می گیرد ؛ هر گاه نامحرمی در حوزه دید قرار گرفت ، چشم را چنان فرو گیرد که آن نامحرم از منطقه دید مستقیم و عمیق او خارج شود, یعنی به او نگاه خیره نکند اما راه و چاه خود را نیز ببیند. درحدیثی که ویژگی های رسول گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ را توصیف می کند چنین آمده است : « و اذا فرح غض طرفه » وقتی که خوشحال می شد چشمانش را به صورت نیمه بسته در می آورد . مرحوم مجلسی این جمله را در بحارالانوار چنین تفسیر کرده است: پلک چشم را می شکست و سر را پایین می انداخت و چشمها را نمی گشود, چنین می کرد تا از سبکسری و سرمستی به دور باشد . پس غض بصر یعنی کم کردن نگاه و خیره نشدن.

چشم پوشی, وظیفه شرعی یک مسلمان: قرآن کریم قض بصر و چشم پوشی از نگاه به نامحرم را وظیفه مسلمانان اعلام کرده و به زن و مرد توصیه کرده است که مواظب چشمان خود باشند. قرآن کریم می فرماید: به مؤمنان بگو چشمان خود را فرو بندند و دامن خود را حفظ کنند، این برای آنها پاکیزه تر است و خدا به آنچه می کنند، آگاه است. قُل لِلمؤمِنینَ یغُضُّوا مِنْ اَبْصارِهِمْ وَ یَحفَظُوا فرجَهُمْ ذلِکَ اَزْکی لَهٌم اِنًَّ اللهَ خَبیرٌ بِما یَصْنَعونَ (1)

و پس از آن فرمود : به زنان با ایمان بگو چشمانشان را (از نامحرم) فرو بندند و دامن خود را حفظ کنند. وَ قُلْ لِلْمؤمِناتِ یَغْضُضنَ‌مِنْ اَبْصارِهنَّ وَ یَحفَظنَ‌ فُروجَهُنًّ…(2)پس خواست قرآن رعایت عفت عمومی برای زن و مرد است و این کار را وظیفه ضروری و واجب مومنین شمرده شده است.

نگاه کردن مرد به بدن زن نامحرم چه با قصد لذّت و چه بدون آن حرام است و نگاه کردن به صورت و دستها، اگر با قصد لذّت باشد، حرام است، بلکه احتیاط واجب آن است که بدون قصد لذت هم نگاه نکنند و نیز نگاه کردن زن به بدن مرد نامحرم حرام است (3)

در روانشناسی دینی نیز ارتباط نزدیکی میان نگاهداری چشم از نامحرم و نگاهداشتن دامان از آلودگی به زنا وجود دارد .

اما در مورد چرایی تقدم غض بصر بر حفظ فرج سید قطب می نویسد : « حفظ فرج پی آمد طبیعی خواباندن چشم است و گامی است در استواری اراده و هوشیاری در حفاظت از افتادن در گناه و تسلط بر خواهشهای نفسانی ، از این رو بین آن دو ، در یک آیه جمع کرده تا نشان دهد یکی سبب و دیگری نتیجه آن است . و هر دو گامهایی هستند پی در پی در صفحه دل و صحنه زندگی ! (4)

بیماری چشم چرانی: از نظر روانشناسان و عالمان اخلاقی, چشم چرانی هنگامی که به صورت یک عادت مزمن در می آید, یک بیماری روانی تلقی می شود و همان طوری که بیماری سادیسم نقطه مقابل بیماری مازوشیسم است، شهوت و بیماری چشم چرانی نیز نقطه مقابل بیماری خودنمایی است . خودنما فردی است که خود را در معرض دید دیگران قرار می دهد و چشم چران کسی است که ازتماشا ونگاه به دیگران لذت می برد. خودنمایی در زنها به نسبت بیشتری دیده می شود . در حالی که بیماری چشم چرانی در مردها بیشتر رایج است. زن ها بیشتر از لمس لذت می برند و مردها از نگاه و این مربوط به تفاوتی است که در آستانه تحریک آن ها وجود دارد.

زنای چشم: اسلام برای پاکدامنی پیروان خویش حتی نگاه ریبه و شنیدن سخنان نامحرم را نیز اگر از روی غرض باشد، ممنوع کرده است . این خود هشداری بجا و حساب شده است که تماس نامشروع با نامحرمان را کنترل و محافظت می کند. البته رویارویی جدّی و ضروری و بدون هیچ گونه غرض، آنهم با حجاب کامل اسلامی و با رعایت ادب و سایر مسایل اخلاقی اشکالی ندارد.

پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود : در مورد رابطه نامشروع برای هر عضوی از آدمی سهمی از زنا است؛ زنای چشم، نگاه کردن، زنای زبان، سخن گفتن و زنای گوش ها، شنیدن حرام است. لِکُلِ عُضْوٍ مِنِ ابْنِ ادَمَ حَظّاً مِنَ الزِّنا فَالْعَینُ زِناهُ النَّظَرُ وَ لِّسانُ زِناهُ الْکَلامُ وَ‌الأُذُنان زِناهُما السَّمْعُ (16)

همچنین درباره شوخی کردن با نامحرم فرمود : هر کسی با زن نامحرمی شوخی کند برای هر کلمه ای که با او در دنیا سخن گفته، هزار سال در جهنم زندانی می شود. مَنْ فاکَهَ بِامْرَأَةٍ لا یَمْلِکُها حُبِسَ بِکُلِّ کَلِمَةٍ کَلَّمَها فِی الدُّنیا اَلْفَ عامٍ فِی النّارِ… (17)

حضرت علی ـ علیه السلام ـ به نقل از انجیل می فرماید : « در تورات نوشته شده زنا نکن ، ولی من می گویم اگر حتی با نظر شهوت آلود به کسی نگاه کنی همان وقت در دلت با او زنا کرده ای . (18). و نیز می فرماید : « نابینا بودن بهترازنگاه های نامشروع است » پس فاصله بین نگاه و گناه اندک است

عوامل بروز بیماری چشم چرانی:

محرومیت جنسی: ویلهم اشتگل محرومیت های جنسی را عامل این بیماری دانسته و می گویند : محرومیت های جنسی باعث می شود که (لی یبدو) در اعصاب چشم متمرکز شود، با این تمرکز، بستگی عصب چشم با اعصاب جنسی توسعه یافته وشخص از چشم چرانی لذت می برد و با دیدن اندام جنس مخالف تحریک می شود. (5)

خود نمایی زنان: بیشترین عامل بروز این بیماری در مردان حس خودنمایی در زنان است. مردان به طور طبیعی نسبت به زیبایی و اندام جنس مخالف حساس اند و زنان بد یا بی حجاب با خودنمایی در عرصه جامعه این گرایش مردان را تحریک می نمایند. در تفاسیر شیعه وسنی ذیل آیه 30 سوره نور, نقل کرده اند که: «روزی در هوای گرم مدینه، زن جوانی در حالی که روسری خود را به پشت گردن انداخته و دور گردن و بناگوش او، پیدا بود، از کوچه ای عبور می کرد، مرد جوانی از انصار، آن حالت را مشاهده کرد و چنان غرق تماشا شد که از خود و اطرافش غافل گردید و به دنبال آن زن حرکت نموده تا این که صورتش به شی ای اصابت کرد و مجروح گردید، هنگامی که به خود آمد، خدمت پیامبر(ص) رفت و جریان را برای او بیان داشت، این جا بود که آیات سوره مبارکه نور در مورد پوشش زنان نازل گردید(6)

قرآن کریم برای رفع این معضل اجتماعی در آیات شریفه سوره نور، از یک طرف مؤمنان اعم از زنان و مردان را مخاطب قرار داده دستور می دهد که نگاه های خود را کوتاه ساخته و به نامحرم خیره نشوند و از فساد و آلودگی دوری کنند و از سوی دیگر به خانم ها دستور می دهد پوشش مناسب را رعایت کرده و زیورآلات خود را آشکار نسازند. تا حوادث نظیر حادثه ای که آیه در ارتباط با آن نازل شده است، اتفاق نیفتد و جوانان از خود بی خود نشده و دنبال زنان و دختران نامحرم راه نیفتند و امنیت و آرامش خود و دیگران را خدشه دار نسازند.

در سوره احزاب نیز در یک جا به خانم ها دستور می دهد: «در محاورات روزمره حالت عادی داشته و با ناز و کرشمه و طنازی صحبت نکنید و در کوچه و خیابان با بدن های نیمه عریان و لباس های بدن نما، ظاهر نشوید.»(7) چند آیه بعد می فرماید: «با چادر و مقنعه اندام خود را بپوشانید.»(8) تمام این برنامه و تأکیدها برای آن است که: مردم، زن ها را به عنوان افراد عفیف و پاکدامن بشناسند و موجبات آزار و اذیت آنان را فراهم نسازند(9). و چشم طمع ندوزند.(10) و در نتیجه امنیت و آرامش قشر خانم ها در سایه چادر و رعایت ضوابط شریعت و پوشش اسلامی، تأمین شود.

در ادامه قرآن کریم می فرماید: با این راه و روش، اگر بیماردلان هوسباز اصلاح نشدند و به آزار و اذیت خانم ها ادامه داده و امنیت و آرامش آنان را تهدید کردند. برخورد شدیدتری با آنان صورت خواهد گرفت: «اگر منافقان و بیماردلان «شهوت پرست» و کسانی که در شهر، اضطراب و نگرانی به وجود می آورند از اعمال زشت خود دست برندارند، ترا «ای رسول» علیه ایشان می شورانیم، در آن صورت، مدت کمی در مجاورت با تو در این شهر زندگی خواهند کرد و نابود خواهند شد.»(11) تا آرامش و امنیت در جامعه تأمین شود.

از مجموع مطالب یاد شده این نتیجه به دست می آید که رعایت حجاب و پوشش اسلامی برای زنان و مردان مؤمن ومسلمان، تکلیف الهی است. رعایت آن، علاوه بر این که موجب عمل به دستورات الهی می شود، شخصیت فردی اجتماعی و معنوی انسان محجوب و پاکدامن، سیر صعودی پیدا کرده و نردبان تعالی و تکامل را یکی پس از دیگری طی خواهد کرد و از سوی دیگر در تأمین بهداشت روحی و روانی و آرامش خانواده ها و صفا، نورانیت و امنیت در جامعه نقش به سزایی ایفا می کند. به امید روزی که جوامع اسلامی و انسانی از تمام آلودگی ها تصفیه شود و زمینه حضور زنان و دختران بدون دغدغه و دلواپسی، در اجتماعات فراهم شود.

عواقب و آسیب شناسی چشم چرانی:

عامل غفلت و فراموشی: چشم چرانی یکی از مصادیق حب دنیا و عامل مهمی برای بروز غفلت از یاد خدا و خود است. غفلت همان چالش اساسی است که انسان در سر راه کمال و سعادت خود دارد و بیداری اولین نیاز او برای حرکت در این مسیر است. چشم چرانی باعث می شود که انسان هر چه بیشتر به خواب رود و از بیداری و یاد خدا دور ماند.

حضرت علی ـ علیه السلام ـ درباره مواظبت و حفاظت از چشمها فرمود: چیزی در بدن کم سپاستر از چشم نیست، خواسته اش را ندهید که شما را از یاد خدا باز می دارد. لَیْسَ فِی الْبَدَنِ‌ شَیءٌ اَقَلَّ شٌکراً مِنَ الْعَیْنِ فَلا تُعطوها سٌؤلَها فَتَشْغَلکُم عَنْ ذِکْرِ اللهِ‌ عَزَّ وَجَل(12)

اولین گام انحراف عملی: چشم چرانی و نگاه به نامحرم, گذرگاه ورود به منجلاب انحرافات و فساد جنسی است. نگاه های آلوده، تخم شهوت را در دل بارور ساخته، صاحبش را به فتنه, انحراف و گناه مبتلا می کند.

حضرت امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: چشم چرانی، تخم شهوت را در دل می کارد و چنین کاری برای نگاه کننده کافی است که منشأ فتنه گردد.

نگاه کردن به ناموس دیگران،‌ خواست شیطان است. چشمی که تیرهای آلوده نگاه را به نامحرمان پرتاب می کند، محل کمین شیطان است. شیطان از کمان چشم های او ناموس دیگران را نشانه می گیرد. اَلنَّظرَةُ بَعْدَ النًّظرَةِ تَزرِعُ فی الْقَلبِ الشَّهْوَةَ وَ کَفی بِها لِصاحِبِها فِتْنَ (13)

پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود : نگاه به نامحرم تیر زهرآلودی از تیرهای شیطانی است. انَّظَرُ سَهمٌ مَسْموُمٌ مِنْ سِهامِ اِبلیسَ …(14)

پس باید مراقب چشمان خویش باشیم، تا شیطان از آن برای تخریب ایمان ما و ناموس مردم استفاده نکند.

حسرت و اندوه طولانی: امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید: چه بسا نگاه هایی که غصه های طولانی را در پی دارد . به این معنی که چشم قوی ترین ابزار حسی است . یعنی میدان آستانه تحریک چشم از بقیه حواس بیشتر است و بیشترین تحریکات حسی را دریافت می کند و این دل است که بعد از نگاه به کار می افتد یعنی آنچه را دیده ، می بیند ، دل طلب می کند و چون امکان رسیدن به آنچه دیده شده فراهم نمی شود ؛ افسردگی و رنجوری عاید انسان می شود .

 

از فحوای حدیث رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ که فرمود: همه چشمها روز قیامت گریانند جز سه چشم: چشمی که از ترس خدا بگرید، چشمی که از نامحرم فرونهاده شود، چشمی که در راه خدا (و پاسداری از کیان اسلام) شب زنده دار باشد, فهمیده می شود که علاوه بر حسرت دنیوی, فرد چشم چران در آخرت از فرط حسرت و پشیمانی چشمانی گریان خواهد داشت. کُلُّ عَیْنٍ باکِیَةٌ یَومَ القِیامَةِ اِلّا ثَلاًًثَةُ اَعیُنٍ: عَیْنٌ بَکَتْ مِنْ خَشیَةِ اللهِ وَ عَیْنٌ غَضَّتْ عَنْ مَحارِمِ اللهِ وَ عَیْنٌ باتَت ساهِرَة فی سبیلِ الله (15)

به خطر افتادن امنیت و سلامت جامعه: در واقع، نگاه های آلوده، مسموم و شهوت انگیز، آتش درون را شعله ور می سازد که فرایند و محصولی جز فحشا، سیاهی دل؛ مشکلات و نارسایی هایی اجتماعی، نخواهد داشت. چشم چرانی دام شیطانی، بذر شهوت و رویشگاه فسق و فجور است که دل را می لرزاند، آرامش و ثبات را سلب نموده و باعث هرج و مرج و فتنه و فساد در جامعه می شود.

لذا چشم چرانی، این تیر مسموم و زهرآلود شیطانی اگر بدون قید و بند، رها شود یقیناً سلامت و امنیت طرفین را به خطر می اندازد، جوان و نوجوانی که به کوچه و خیابان راه می افتد اگر دستور اسلام را رعایت نکرده و نگاهش را کوتاه نکند و از طرف دیگر، کسانی که باید حجاب و پوشش اسلامی را رعایت کنند، رعایت نکنند، چشم جوان به صحنه های شهوت انگیز خواهد افتاد، و نیروی قدرتمند شهوت به جوشش و غلیان آمده و تحریک خواهد شد، درچنین شرایط حساس و خطرناکی، این جوان، یا باید به عیاشی، فساد و تجاوزگری روی آورد و به خواسته های قوه شهوانی جواب مثبت دهد، امنیت خود و دیگران را به خطر اندازد، و یا با تخیل و تصور، با حالت افسرده و پریشان، زندگی بیمار گونه خود را ادامه داده آسایش و آرامش خانواده را برهم زند.

ایجاد نگرانی و اضطراب : آنچه از مجموع آیات، روایات و تجربیات کارشناسان به دست می آید این است که: چشم چرانی های هوس آلود بدحجابی و بی حجابی زنان و دختران بی بند و بار از جمله عوامل مؤثر در ایجاد اضطراب ونگرانی افراد و خانواده ها و هرج و مرج و ناامنی در جامعه به حساب می آید. در طرف مقابل اگر اصول و ارزش های اسلامی از جمله حجاب و پوشش اسلامی، رعایت شود از چشم چرانی و نگاه های آلوده جلوگیری به عمل آید وخانم ها در نشست و برخواست و صحبت ها و مکالمات روزمره، دستورات شرع مقدس را رعایت کنند یقیناً زمینه های فساد زدوده شده دام های شیاطین برچیده خواهد شد، آرامش روحی و روانی برای افراد و خانواده ها، نظم، ثبات و امنیت در جامعه پدید خواهد آمد. امام علی(ع) می فرماید: «کسی که نگاهش را کاهش دهد، قلبش آرام می گیرد.»(19) و نعمتی بالاتر از آرامش قلب، وجود ندارد. این موهبت بزرگ اگر در اعضا و افراد جامعه، محقق شده و تجلی پیدا کند، جامعه نیز به طبع اعضا و افراد خود، دارای امنیت و آرامش خواهد شد.

ز دست دیده و دل هر دو فریاد که هر چه دیده بیند دل کند یاد

این همه آفت که به تن می رسد از نظر تو به شکن می رسد

دیده فرو پوش چو دُر در صدف تا نشوی تیر بلا را هدف

عذاب اخروی: علاوه بر ابتلا به عواقب دنیوی، «چشم ناپاک» از عذاب و شکنجه الهی نیز بی نصیب نمی ماند. رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود : آن که چشمانش را از نگاه به زن نامحرم پر کند، روز قیامت، خداوند چشمانش را با میخ های آتشین و از آتش پر کند، تا وقتی که به حساب مردم رسیدگی کند، سپس امر می شود که او را به جهنم ببرند. مَنْ مَلَاَ عَیْنَیْهِ مِنِ امْرَأَةٍ حَراماً حَشاهُما اللهُ عَزَّ وَجَلَّ یَوْمَ القِیامَةِ بِمَسامیرَ مِنْ نارٍ وَحَشاهُما ناراً حَتّی یَقْضِیَ بَیْنَ‌ النّاسِ ثُمَّ یُؤمَرُ بِه اِلَی النّارِِِ(20)

 

چشم پاکی و نتایج آن :

هر یک از اعضای بدن مؤمن نسبت به عبادت پروردگار متعال وظیفه خاصی بر عهده دارد که اگر بدان وظیفه عمل کرد، ارزشمند است.

چشمی که به نگاه حرام آلوده نگردد، سبب برکات زیر می گردد:

1- دیدن شگفتیها: رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: چشمهایتان را (از نامحرم) بپوشانید تا عجایب و شگفتیها را ببینید. غُضُّوا اَبْصارَکُم تَرَوْنَ الْعَجائِبَ (21)

 

2- راحتی قلب: امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود: آنکه از نامحرم چشم خود را فرو نهاد، قلبش را راحت کرده است. مَنْ غَضَّ طَرْفَهُ اَراحَ قَلْبَهُ (22)

3- نیک خویی:‌ همچنین آن حضرت فرمود: کسی که نگهاه هایش کنترل شود، صفاتش نیکو گردد. مَن‌ غُضَّتْ اَطرافُهُ حَسَنَتْ اَوصافُهُ (23)

4- پاداش الهی: امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: هر کسی زنی را ببیند و بلافاصله دیده اش را به آسمان بدوزد یا چشم فرو بندد، چشم باز نگرداند مگر اینکه خداوند حوریان بهشتی را به عقد او در آورد. مَنْ نَظَرَ اِلی امْرأَةٍ فَرَفَعَ بَصَرَهُ اِلیَ السَّماءِ اَوْ غَمَضَ بَصَرَهُ لَمْ یَرْتَدَّ اِلَیْهِ بَصَرُهُ حَتّی یُزَوَّجَهُ اللهُ مِنَ الْحُورِ العینِِ (24)

5- چشیدن شیرینی ایمان: پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: نگاه (به نامحرم) تیر زهرآلودی از تیرهای شیطان است و هر کس آن را از ترس خدا ترک کند، خداوند چنان ایمانی به او عطا کند که شیرینی اش را در دل خویش احساس کند. اَلنَّظَرُ سَهْمٌ مَسموُمٌ مِنْ سِهامِ اِبْلیسَ‌ فَمَنْ تَرَکَها خَوْفاً مِنَ اللهِ اَعطاهُ اللهُ ایماناً یَجِد حَلاوَتَهُ فی قَلْبِهِِ (25)

6- بروز صفت شجاعت: شجاع ترین مردم کسی است که بر خواهش نفسانی اش چیره شود. اَشْجَعُ النّاسِ مَنْ غَلَبُ هَواهُ (26)

 

معالجه خوی زشت چشم چرانی:

قرآن مجید حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ را به عنوان قهرمان میدان «عفاف» مطرح می کند تا جوانان مسلمان که در پی قهرمان یابی و الگوپذیری هستند، از یوسف ـ علیه السلام ـ که شجاعترین مرد روزگار خود در مخالفت با هوای نفس و شیطان بود پیروی کنند.

نکته شایان توجه در داستان حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ”استمداد” از خدای سبحان و پناه بردن به قدرت سرمدی اوست که هیچ چیز جز ایمان به پروردگار نمی تواند جلوی نفس سرکش و غریزه نیرومند شهوت را بگیرد.

از امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ سؤال کردند : به کمک چه چیزی می توان چشم از نامحرم پوشید؟ پاسخ داد : با خاموش کردن آتش شهوت، زیر نظر قدرتمندی که بر مخفیگاهت آگاه است. بما یستعان علی غمض بصر؟ قال بالخَمُودِ تَحْتَ السُّلطانِ الْمُطَّلَعِ عَلی سَتْرِکَ (27)

نکته ظریف دیگری که در مسأله ناموس ‌نهفته است و روایات نیز آن را تأیید کرده اند این است که به هر دستی بدهی به همان دست پس می گیری، چنان که فرموده اند : آن طور که جزا دهی جزا بینی. «کَما تُدینُ تُدانُ (28)

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: در زمان حضرت موسی ـ علیه السلام ـ مردی با زنی زنا کرد وقتی به خانه خویش آمد، مردی را با زن خود دید، آن مرد را نزد حضرت موسی آورد و از او شکایت کرد. در آن لحظه جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و گفت: هر کس به ناموس دیگران تجاوز کند به ناموس اش تجاوز کنند. حضرت موسی به آن دو فرمود: با عفت باشید تا ناموستان محفوظ بماند(29)

بنابراین، مؤمن با غیرت هرگز به ناموس دیگران نگاه حرام نمی کند، چرا که نمی خواهد کسی به ناموسش نظر بد داشته باشد.

هر که باشد نظرش در پی ناموس کسان پی ناموس وی افتد نظر بوالهوسان

شخصی از امام صادق ـ علیه السلام ـ پرسید: آیا نگاه کردن به پشت سر زنهایی که عبور می کنند جایز است؟ حضرت پاسخ داد: اگر به ناموس شما این گونه نگاه کنند، خوشنود می شوید؟! آنگاه فرمود: برای مردم همان را بخواهید که برای خود می خواهید.(30)

یکی دیگر از راه های پیشگیری از انحراف این است که مؤمن با نامحرم در جای خلوت اجتماع نکند، چرا که دور از چشم مردم، زمینه لغزش و انحراف فراوان است.

پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: آن که به خدا و روز جزا ایمان دارد نباید در جایی بخوابد که صدای نفس زن نامحرم شنیده می شود. مَنْ کانَ یُؤْمِنُ بِاللهِ و الیَوْمِ الاخِرِ فَلا یَبیتَ فی مَوْضِعٍ تُسمَعُ نَفَسُ امْرأَةٍ لَیْسَتْ لَهُ بِمَحرَمٍ (31)

اگر مرد و زن نامحرم در محل خلوتی باشند که کسی در آنجا نباشد در حالی که دیگری هم نتواند وارد شود چنانچه بترسند که به حرام بیفتند، باید از آنجا بیرون بروند .(32)

امیرمؤمنان علی ـ علیه السلام ـ فرمود: هیچ مردی با زنی(نامحرم) خلوت نکند. اگر مردی با زن بیگانه ای خلوت کند، سوّمی آن دو شیطان است .لا یَخْلُوا بِامْرَأَةٍ رَجُلٌ، فَما مِنْ رَجُلٍ خَلا بِامْرَأةٍ الّا کانَ الشًّیطانُ ثالِثَهُما (33)

امیر مؤمنان علی ـ علیه السلام ـ برای گریز از خطر آلوده شدن و رهایی از دام شیطان هنگام رو به رو شدن با نامحرم، این گونه رهنمود می دهد:

اگر یکی از شما زنی را دید و خوشش آمد، چشم از او برداشته، نزد همسر خود رود که آنچه او دیده است، همسرش نیز دارد و مواظب باشد که شیطان را بر دل خویش راه ندهد و آن که متأهل نیست، دو رکعت نماز بخواند و خدا را زیاد سپاس گوید و صلوات بر پیامبر و خاندانش فرستد، آنگاه از فضل خدا بخواهد و خدا نیز با رحمت خویش او را از راه مباح بی نیاز می گرداند .(34)

به امید آنکه با یاری خداوند، تمام اعضای خویش را از آلوده شدن حفظ کنیم و عفت و پاکدامنی بر جامعه اسلامی سایه گستر باشد ان شاء الله

چشم چرانی و خودنمایی


چشم چرانی و خودنمایی
وبلاگ ' گوهر کمال ' نوشت :
کتاب «نابودی عفاف، ارمغان فمینیسم» نوشته خانم "وندی شلیت" چاپ آمریکا ماجرایی را عنوان کرده که خواندن آن خالی از لطف نیست. متن این ماجرا به شرح ذیل است: 

 
جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی مؤدبانه گفت: ببخشید آقا! من می‌تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟ مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود،مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد: مردتیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری... می‌خوری تو و هفت جد آبادت، خجالت نمی‌کشی؟ 

جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس‌العملی نشان دهد، همانطور مؤدبانه و متین ادامه داد: خیلی عذر می‌خوام فکر نمی‌کردم این همه عصبی و غیرتی بشین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می‌برن، من گفتم که حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم.حالا هم یقمو ول کن. از خیرش گذشتیم. 

مرد خشکش زد ... همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد ... 

این کتاب در ادامه می افزاید: «چقدر خوشبختم که در عصر آزادی زندگی می کنم، این روزها یک دختر می تواند پزشک یا قاضی شود، در ارتش ثبت نام کند، به تیم بسکتبال بپیوندد؛ می تواند مدارج شغلی را طی کند، بچه های خودش را در مهد کودک رها کند، هر قدر دلش می خواهد سقط جنین داشته باشد، گزینه های جنسی او دیگر محدود نیستند، روابط جنسی نامشروع برای وی امکان پذیر است، به طور خلاصه یک دختر می تواند هر کاری که دلش می خواهد انجام دهد، هر چه می‌خواهد بشنود، تنها یک استثناء وجود دارد، او نمی تواند زن باشد!!!

مدگرایی

مدگرایی
وبلاگ ' دختران با حجاب ' نوشت :

مدگرایی روحیه خاصی است که برخی زنان به آن مبتلا می‌شوند. مدگرا سعی دارد همواره از تازه‌های لباس و آرایش مطلع شود و با هر زحمت و قیمتی که هست از آنها بهره گیرد. مدگرایی در جامعه نتیجه غلبه شهوت و تنوع طلبی افراطی است که فراموشی دین و عقل را به همراه دارد. شهوت لباس، زنان و دختران مدگرا را به اسارت مدسازان درآورده است. مدسازان پشت پرده که با تحقیقات وسیع و روان‌شناسی لازم به ارایه مدهای جدید می‌پردازند به گونه‌ای به طراحی مدل‌های کفش، لباس و قیافه زنان می‌پردازند که پوچی، اسارت، مصرف و تحریک‌آمیزی آنها جهت اغفال جوانان و جو غفلت در جامعه مورد توجه و بلکه از ارکان نوآوری‌های آنها باشد.

سخن با چنین زنانی این است که غالب مدهای ساخته غرب نظیر لباس‌های تنگ با اصول اخلاقی و بهداشتی مغایرت دارند چه اینکه لباس‌های تنگ مانع جریان صحیح خون و تنفس پوستی می‌شوند وانگهی اگر زندگی آدمی به گشتن در خیابان‌ها، بررسی مدها، تازه‌های لباس و امثال آن بگذرد پس مسوولیت انسانی، آرمان الهی، سعادت اخروی و بسیاری از حقایق و ارزش‌های الهی و خلاصه هدف آفرینش آدمی و جهان پس از مرگ چه خواهدشد؟ زنان غربی این زندگی را طی کردند و نتیجه آن چیزی جز سقوط آنها نبود

چادر مشکی  نشانه فرهنگ متانت .همسو با طیبعت

برای داشتن زندگی بهتر وراحتتر استفاده از الگوی طیبعت در حفظ ونگهداری عناصر باارزش زیباترین رهنماست.مروارید در صدف محافظت میگردد.قلب در احاطه قفسه سینه به زندگی نیرو میدهد.مغز در جمجمه دستور اندیشه وتدبیر میدهد.گرانبهاترین سنگهای گوهرین در اعماق معادن پنهانند.خلاصه هر پدیده گرانبها دارای حریم وحرمت است وشایسته نگهداری در ایمن ترین جایگاه.