دانشجویان برای نمره، با حجاب یا بی حجاب نمی شوند


دانشگاه‌های ایران پر از انسان‌های شریفی است که برای آموختن و در حالت بدتر برای مدرک گرفتن به دانشگاه می‌روند ولی این سخن که دانشجویان برای نمره هر کاری می‌کنند غیرمنصفانه و توهین آمیز است. هر چند که کسی طرفدار بی‌توجهی به شئون اخلاقی و عرف اجتماع نیست ولی درد این که دانشجویان برای نمره هر کاری بکنند خیلی بزرگتر از این است که کمی بدحجاب باشند. مگر در اسلام ناب محمدی، هدف وسیله را توجیه می‌کند!
کد خبر: ۳۴۶۲۴۵
تعداد نظرات:
تاریخ انتشار: ۳۰ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۶:۰۴ - 21 September 2013

آیا دانشجویان برای نمره هر کاری می‌کنند؟«دانشجو در دانشگاه به دنبال نمره است و هرچه استاد بگوید، گوش خواهد داد. اگر استاد به دانشجو بگوید برای دادن نمره، حجاب و عفاف خود را رعایت کن، دانشجو این کار را انجام می‌دهد چراکه برایش هزینه‌ای ندارد. خیلی‌ها به ما می‌گویند دانشجو با حجاب وارد دانشگاه می‌شود اما بعد از مدتی تغییر می‌کند، اگر کسی را جلوی در بگذارند و بگویند اگر حجابتان را رعایت نکنید در نمره‌تان اثر خواهیم داد، مسلما به آن عمل خواهد کرد.»

به گزارش «تابناک»، این یکی از جدیدترین راه حل‌هایی است که برای اصلاح وضعیت حجاب و عفاف در دانشگاه‌ها پیشنهاد شده است. این پیشنهاد، پیش و بیش از هر چیز نشان دهنده مثال مناسبی از ماهیت «فیل مانند» دانشگاه‌های کشور است. فیل داستان مولوی که عده‌ای در تاریکی دست‌شان به پا و گوش و خرطوم آن می‌خورد و هر یک تفسیری عجیب از آن داشتند و همین نشناختن دانشگاه سبب ارائه انواع نسخه‌های بی سرانجام برای دانشگاه نیز شده که بسیاری از آنها، بیش از آن که مفید باشد به دانشگاه‌ها و جو و رابطه علمی در آن آسیب زده است.

در حالی که «تعلیم و تعلم عبادت» دانسته می‌شود و «درس خواندن برای گرفتن مدرک» آسیب و مشکل نظام آموزشی کشور دانسته می‌شود، درس خواندن به قصد نمره گرفتن صرف نیز چندان امر پسندیده‌ای نیست. حال در این شرایط کاری غیر علمی برای نمره گرفتن که دیگر مصیبت است. دختر یا پسری که بدون درس خواندن نمره بگیرد و پزشک و مهندس شود یا بیماری را می‌کشد یا خانه‌ای خواهد ساخت که بر سر صاحبانش آوار شود.

درست است که معتبرترین دانشگاه‌های غربی که چندان هم ادعای دین و ایمان ندارند، قوانینی برای پوشش دانشجویانشان دارند ولی علاوه بر آن مقرراتی دارند که احساسات و عواطف و روابط انسانی بر سرنوشت نمره و درس دانشجویان و حتی تصمیمات کارکنان دانشگاه تاثیر نگذارد.

چه بسیار دانشگاه‌هایی در غرب که قوانینی برای جلوگیری از مسائل غیر حرفه‌ای بر روابط اساتید و کارکنان و دانشجویان و از جمله آیین‌نامه مربوط به روابط نزدیک شخصی یا Code of Practice on Close Personal Relationships دارند تا از انواع و اقسام سوء استفاده از موقعیت‌ و از جمله در انتخاب پذیرفته‌شدگان، ارزیابی دانشجویان، اعطای جوایز، مسائل انضباطی، انتصاب و ارتقای کارکنان، مبادلات مالی و نظیر آن پیشگیری کنند. همین دانشگاه‌های بلاد کفر مانند بسیاری از مراکز تجاری و اقتصادی آن قوانینی دارند تا از تسلط مفسده‌آمیز افراد بر یکدیگر جلوگیری کنند.

دانشگاه‌های ایران نیز به جای این که به سمتی بروند که علنا و رسما نمره را به مسائل غیر علمی گره بزنند، به این نیاز دارند که بخش حرفه‌ای درس و مشق را از هر چه که غیر علمی است جدا کنند.

چه کسی باید درد دل دانشجویانی را بشنود که اگر استاد طرفدار جناحی بود آنها هم باید مسائل را به نفع همان جناح تحلیل و تفسیر کنند و اگر جایی به مصاحبه می‌روند باید اول بررسی کنند که مصاحبه‌گر از شنیدن چه جوابهایی خوشش می‌آید تا همان‌ها را بر زبان بیاورند؟ دوست داشته باشیم یا نه، بسیاری از رشته‌های تحصیلی و به خصوص در علوم انسانی با چنین دردی درگیرند. درد دانشجوهایی که به جای فکر کردن باید نظر دیگران را بپذیرند و طوطی‌وار تکرار کنند تا نمره بگیرند.

دانشگاه‌های ایران پر از انسان‌های شریفی است که برای آموختن و در حالت بدتر برای مدرک گرفتن به دانشگاه می‌روند ولی این سخن که دانشجویان برای نمره هر کاری می‌کنند غیرمنصفانه و توهین آمیز است. هر چند که کسی طرفدار بی‌توجهی به شئون اخلاقی و عرف اجتماع نیست ولی درد این که دانشجویان برای نمره هر کاری بکنند خیلی بزرگتر از این است که کمی بدحجاب باشند. مگر در اسلام ناب محمدی، هدف وسیله را توجیه می‌کند!

7نکته درباره راهکار آیت الله جنتی برای حجاب کارمندان و دانشجویان


7نکته درباره راهکار آیت الله جنتی برای حجاب کارمندان و دانشجویان
تصور کنیم کارمند و دانشجو از بیم کسر حقوق و اخراج و نمره حجاب را رعایت کنند اما نماز نخوانند و روزه نگیرند (چون قابل کنترل بیرونی نیستند) در این صورت می توان جامعه را اسلامی توصیف کرد؟
عصر ایران؛ سروش بامداد - « دولت باید از کسانی که انتهای ماه از او حقوق می گیرند قانون حجاب را آغاز کند و این افراد را ملزم به حجاب اسلامی کند...اجرای قانون در کوچه و بازار و کنار دریا مشکل است اما در ادارات و بیمارستان و دانشگاه ها آسان است چون حقوق بگیر و جیره خوار دولت هستند...  دانشجویان در دانشگاه نمره می‌خواهند و برای کسب این نمره هر صحبتی را گوش می‌دهند، لذا می‌توان به آن‌ها این تذکر را داد که چنانچه حجابشان را رعایت کردند این اجرای قانون در نمره و انضباط آن‌ها تاثیرگذار است. با این شرایط مسلما آن‌ها این قانون را رعایت می‌کنند؛ چرا که زحمتی برای آن‌ها ندارد... » حجاب

آیت الله احمد جنتی در خطبه های نماز جمعه تهران (29 شهریور 92) با بیان این سخنان بار دیگر به موضوع حجاب خانم ها اشاره کرد با این تفاوت که مخاطب ایشان این بار نه خانم ها بودند، نه نیروی انتظامی و نه دستگاه قضایی و نهادهای فرهنگی بلکه از زاویه ای دیگر به این قضیه پرداخت. به این بهانه می توان به چند نکته اشاره کرد که هر چند بعضا مکررباشد:

1- خانم های کارمند به ویژه در نهادهای دولتی عمدتاً پوشش مناسب حجاب را رعایت می کنند . شکل محترمانه تر توصیه این بود که آیت الله جنتی از دستگاه های دولتی می خواستند نسبت به پوشش دقت بیشتری نشان دهند و اشاره به حقوق بگیری - و به تعبیر تحقیر آمیز ایشان- «جیره خواری» ضرورتی نداشت.

هر چند که باز این پرسش پدید می آمد که مگر در ادارات چه خبر است؟ کارمندانی که به زحمت این پشت میز نشینی را به دست آورده اند و رنج کار بیرون و مسوولیت های خانه داری و مادری را توامان تحمل می کنند شایسته تکریم اند و به قدر کافی مشمول «تحدید» هستند تا نیاز به «تهدید» نباشد؛ با این وصف علی القاعده حجاب خود را رعایت می کنند و اساسا فضای ادارات و نوع مراودات خانم ها و آقایان کارمند با تصور آیت الله یا گزارش هایی که به ایشان داده اند منطبق نیست. ممکن است استثنائاتی وجود داشته باشد ولی در کلیت امر ، مشکل خاصی در ادارت دولتی از این بابت وجود ندارد که لازم باشد در خطبه های پایتخت بدان پرداخته شود.

2- کارمندان، شرافتمندانه کار می کنند و موی سپید می کنند و عمری بر جای می گذارند و در نهایت  حقوق می گیرند. آنان جیره خوار نیستند.
 حقوق از واژه «حق» می آید و ربطی به «جیره» ندارد. در ساعات مشخص و مطابق مقررات خدماتی ارایه می دهند و وجهی دریافت می کنند. از حقوقی که از قدرت خرید آن به لطف سیاست های دولت مورد تمجید آقای احمد جنتی هر سال کاسته شده،  گاه جز شرمندگی باقی نمی ماند. آیا این شرمندگی را می خواهند گرو بگیرند؟

3-  چه تضمینی  وجود دارد که کارمندی که در اداره از بیم کسر حقوق حجاب خود را به صورت کامل رعایت می کند در بیرون نیز چنین کند؟ حجاب که یک مقوله اداری نیست بلکه یک فریضه دینی است.منظور خطیب محترم این است که پوشش در محل کار معیار پرداخت حقوق باشد یا پوشش خانم کارمند در خیابان و بازار و میهمانی نیز معیار است؟ توصیه می کنند حقوق ماهانه را گرو نگه دارند یا به نسبت بد پوششی کسر کنند؟ این کار خود معیار و ضابطه می خواهد. خوب است ایشان مشخص کنند که منظورشان این است همین حقوق ناچیز را بلوکه کنند تا حجاب کامل شود یا دقیقا جریمه را مطابق جدول مشخصی اعمال کنند؟

4- نویسنده این سطور در هیچ اداره و سازمان دولتی زن "بی حجاب"ی ندیده و حداقل حجاب مقرر در قانون که تخطی از آن مستلزم مجازات اعلام شده رعایت می شود. آیت الله نیز که بعید است مراجعه کننده اداره ای باشند. پس این تصور که در ادارات و دانشگاه ها حجاب کامل نیست از کجا نشات گرفته است؟ آیا بهتر نیست از اساس در این انگاره تجدید نظر کنند؟

5- رعایت حجاب به خاطر کسب نمره در محیط آموزشی آیا به این معنی نخواهد بود که بعدتر که تهدیدی متوجه دانشجوی فارغ التحصیل شده نباشد الزامی به رعایت ندارد وآیا در این صورت یک توصیه مذهبی در حد آیین نامه و اجبار دولتی فرو نمی کاهد؟  برای دانشجویی که به خاطر نمره حجاب را رعایت کند در غیاب این نیاز چه انگیزه ای باقی می ماند؟
وانگهی ، نمره دانشگاهی ، یک مقوله علمی است و قرار نیست به خاطر ظواهر فردی ، نمره بدهند یا کسر کنند. شأن حجاب برتر از نمره است.

تصور کنیم  کارمند و دانشجو از بیم کسر حقوق و اخراج و نمره حجاب را رعایت کنند اما نماز نخوانند و روزه نگیرند (چون قابل کنترل بیرونی نیستند) در این صورت می توان جامعه را اسلامی توصیف کرد؟ به بیان دیگر شرط اسلامیت جامعه تنها نمادها و نمود های بیرونی آن است یا مسلمانی آحاد مردم که به صورت طبیعی در نوع پوشش هم جلوه می کند؟ در این حالت این پرسش برای کسی که وارد استانبول در ترکیه می شود این است که آیا مردمان این سامان نیز از بیم نمره و حقوق پوشش دارند؟

6- آیت الله جنتی از «آغاز قانون» سخن به میان می آورند. حال آن که حجاب اجباری در ادارات و آموزشگاه ها از سال 1359 و در کل جامعه از سال 1360 و از تصویب مجازات برای بی حجابی از نیمه دهه 60 آغاز شده و نزدیک به 30 سال می گذرد و مگر می توان امری مسبوق به سابقه را دوباره و چند باره و ده باره آغاز کرد؟ راهی که ایشان پیشنهاد می کند ، سال ها پیش آزموده شده و جواب نداده است.

7- حجاب ، یک دستور الهی است و عمل به آن ، فراتر از دستور العمل های دولتی و دانشگاهی و ... ، نیازمند ایمان افراد است. اگر در جامعه ، ضعف ایمان وجود دارد ، یکی از علت هایش این است که مبلّغان دین ، آن گونه که باید و شاید به وظیفه اصلی خود عمل نکرده اند و اغلب ، چنان غرق در امور اجرایی شده اند که فراموش کرده اند وظیفه ای بزرگ تر به نام هدایت معنوی جامعه دارند.
تا دینداری مردم ، تقویت نشود ، در بر همین پاشنه خواهد چرخید و به زور و تهدید و مصویه و بخشنامه ، نمی توان کسی را نمازخوان یا محجبه کرد.

در این میان، آیت الله جنتی حرف خود را می زند و خانم ها نیز طی این همه سال یاد گرفته اند چگونه لباس بپوشند که نه از حقوق آنها کاسته شود و نه از نمره دانشگاهی شان. اکثریت زنان جامعه نیز بر اساس آیین و سنت و باورها و فارغ از تحدیدها و تهدیدها اهل مراعات بودند و هستند. نکته ای باقی نمی ماند جز انتظار برای توصیه های بعدی و مکرر در مکرر.

واکنش روحانی به برخوردهای نیروی‌انتظامی با بدحجابان/ دستورات رییس‌جمهور برای عفاف و حجاب


+ A - چهارشنبه 27 شهریور 1392 - 14:13:01 چاپ
امتیاز به مطلب 27 نفر

واکنش روحانی به برخوردهای نیروی‌انتظامی با بدحجابان/ دستورات رییس‌جمهور برای عفاف و حجاب

جامعه > پلیس - رییس جمهور پس از شروع دوباره برخوردهای نیروی انتظامی با مظاهر بدپوششی و بدحجابی، از پلیش خواست در برخورد با این موضوع افراط و تفریط نکند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین از سه هفته پیش نیروی انتظامی در برخی میادین و مراکز خرید و مشخصا برج میلاد، برخورد با بدپوششی و بدحجابی را شروع کرده است. هرچند که سوابق نشان می دهد برخورد با بدپوششی معمولا در ابتدای فصل گرم شروع می شد.

فرماندهان ناجا البته همیشه گفته اند گشت های امنیت اخلاقی هیچ وقت تعطیل نمی شوند. اما حضور پررنگ آنها در ماه آخر تابستان امسال بیشتر به چشم امده است. 

امروز اما رییس جمهور در جلسه هیات دولت به این برخوردها واکنش نشان داد. او که در دوره انتخابات ریاست جمهوری گفته بود: "من به کمک پلیس کاری خواهم کرد که امنیت واقعی باشد و دختران ما در خیابان احساس امنیت کنند و نخواهم گذاشت مأموری بی‌نام و نشان از کسی سئوال کند. دختران خود حافظ حجاب و عفاف هستند" (اینجا) اکنون از نیروی انتظامی خواسته است با رویکرد اخلاقی و به دور از افراط و تفریط این موضوع را پیگیری کند.

آنطور که پایگاه اطلاع رسانی دولت از این جلسه گزارش کرده است، در این جلسه حجت الاسلام حسن روحانی، رئیس جمهور با تاکید بر حساسیت موضوع اخلاقی، اجتماعی عفاف و حجاب و لزوم اهتمام به آن، از همه مردم اخلاق مدار و به ویژه جوانان رشید و فهیم کشور دعوت کرد با رعایت این دستور دینی، هنجارهای مورد قبول اکثریت جامعه را محترم بشمارند.

رئیس جمهور همچنین از نیروی انتظامی خواست در برخورد با این موضوع، اجرای قانون را با رویکرد اخلاقی و با رعایت کرامت انسانی و به دور از هر گونه افراط و تفریط پیگیری کند و به وزیر کشور نیز ماموریت داد تا موضوع را در شورای اجتماعی کشور مطرح کند.

همچنین روحانی به کمیسیون فرهنگی هیئت دولت دستور داد تا موضوع اخلاقی، اجتماعی عفاف و حجاب را بررسی و نتیجه را به هیئت وزیران و شورای عالی انقلاب فرهنگی ارائه کند.

سلام دخترم: سرمایه های تو، بالهای پریدن توست


سلام خواهرم :سرمایه های تو، بالهای پریدن توست چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 6
بدعالی 
16 ارديبهشت 1392 ساعت 08:13
 یادداشت سردبیر: شفیعی سروستانی
بیست و اندی سال پیش از این، در یک حرکت ابتکاری، انتشارات سروش از برخی اهالی قلم خواسته بود تا با نگارش مطلبی با عنوان «نامه ای به دخترم» در انتشار مجموعه ای با همین عنوان او را یاری دهند.

اسماعیل شفیعی سروستانی، یکی از همین اهالی بود که مطلبی را قلمی کرد و در آن مجموعه چاپ و منتشر شد. باخبر بودیم که پس از آن ایشان قلم را زمین نگذاشته و یادداشتهایی را با همان رویکرد نوشته است. به سراغشان رفتیم و از ایشان خواستیم تا آن مجموعه را از لابلای پوشه ها و قفسه کتابهایش درآورده و برای انتشار دوباره از طریق مستور در اختیار ما بگذارد. درخواست قبول شد، اگرچه دوست داشتیم پس از این همه سال دوباره دستی در این یادداشتها وارد کنند اما به ما گفتند؛ اگر در این یادداشتها دست ببرم، چه بسا که هیچوقت از زیر دستم خارج نشود. هرچه هست با همه بد و خوبش برای خودتان.
این شما و این هم «سلام دخترم» از اسماعیل شفیعی سروستانی:
 
مدّت زیادی است كه به دنبال بهانه  ای برای گفت ‌و گو با تو هستم. از تو پنهان نباشد در همه  ی سال های گذشته و همه ی ایامی كه آرام آرام قد می  كشیدی تا به امروز كه جوانی و شادابی بهار را در تو جلوه ‌گر می بینم، در میان همه ی آمد و شدها و همه ی فراز و نشیب ها، بی‌آنكه بنای تعلیم مستقیم داشته باشم، چیزهای زیادی را به تو آموخته ام و روش های گوناگونی از بودن و زیستن در عرصه ی زمین و میان دیگران را پیش روی تو آورده ام. همه به این امید كه شاید پا به پای ماه ها و سال ها، بزرگی در كردار و رفتار و خوی را در تو به تماشا بنشینم.

چه روزها كه در دوران خردسالی ‌ ات در وقت نماز و نشستن بر سجّاده، تو را در كنار گرفتم، خم و راست شدنت را كه صورتی از نماز داشت، به تماشا نشستم. از تو پنهان نماند در همه ی آن احوال، این حركات تو را عین نماز می دانستم؛ زیرا تو فرشته ی كوچكی بودی كه از آلودگی و تیرگی زمینی در او هیچ نمی دیدم.

كمك به فقیر دوره‌ گرد كوی و برزن، بهانه ای بیش نبود؛ بهانه ای كه مرا یاری می داد تا دست های كوچك و زیبای تو سكّه ای را در دستان فقیر دوره‌ گرد بگذارد و طعم شیرین دستگیری و دِهِش را در جان تو بنشاند، مثل همان اوقات كه دست های تو را در دست می گرفتم و یاری ‌ ات می دادم تا آرام از صحن و سرا و آستان امام ‌زاده بالا و پایین بروی، بر ضریح آرام ‌بخش آن بوسه بزنی و از روزنه ی كوچك گشوده شده بر  اتاق روشن و سبز، اسكناسی را درون ضریح رها سازی و از خود دور شدن و رها كردن مال را به تجربه بنشینی.

این همه بیش از آنكه گفتنی باشند، دیدنی ‌اند. مثل همان وقتی كه نوازش و بوسیدن كودكی را از تو می خواستم كه دست های كوچك تو، او را بر زمین پرتاب كرده بود، مثل تعارف كردن خوراكی به دیگران و صدها نمونه ی دیگر كه هر یك وجهی از بودن و زیستن به رسم انسانی آزاده را چون دانه ای در بستر جان تو می نشاند، به امید آنكه روزی به تمامی، به برگ و بار بنشیند.

شاید آن روزها «یا علی گفتن» در هنگام برخاستن از زمین یا «شكرِ الهی» گفتن در پایان خوردن نان و خورش را نمی دانستی، لیكن این همه، چون ذكری ظریف، جان تو را پرورش می داد. چه خوب شاهد آن بودم كه برگ های سبز و شاداب رحمانی از ساقه های جسم و جان تو بیرون می زد و فرا رسیدن بهار زندگی ‌ ات را نوید می داد.

هیچ گاه زیبایی نگاه شیرین و دستان زیبایت را كه برای گرفتن جعبه ی شیرینی به طرف من دراز می شد، از خاطر نمی برم. شاید برای دیدار دوباره و چند باره ی آن نگاه و دست بود كه فرا رسیدن ایام جشن و روزهای ولادت مردان مرد از خانواده ی سخا و شجاعت را پاس می داشتم. صلواتی كه همه ی ما دسته جمعی در وقت خوردن شیرینی می فرستادیم، حلاوت شیرینی را دو چندان می كرد. این همه تو را و مرا وامی داشت كه یاد عزیزان را پاس بداریم تا رسم سپاس ‌گزاری و عرض ادب ما را از فرش زمین برهاند و تا آسمان نور و روشنایی آسمانیان بر كشد.

شاید همین رسم و مراسم بود كه تو را در همه ی شب های قدر در كنار من می نشاند و بی‌آنكه متوجّه باشی، دست های كوچك تو را در روز و شب عاشورا پا به پای سینه ‌زنان، بر سینه های صاف و آسمانی ‌ ات فرود می آورد و میان اسم زیبایت و آنچه در آن شب ها و روزها تو را تا به دیر هنگام برپا می داشت، با تو نسبتی نزدیك برقرار می كرد و تو را مدد می داد تا خودت را، پیشینه ‌ ات را و معنی بودنت را دریابی و به پاسداری‌ اش بنشینی.

راستی، اسباب بازی های ریز و درشتی را كه همیشه اطراف تو پراكنده بودند و گاه مرا و مادرت را از این همه ریخت ‌و پاش به ستوه می آوردند، به یاد می آوری؟
هر كدام از این اسباب‌ بازی ها بخشی از ساعت های دراز بازی ‌گوشی تو را پر می كردند. ایامی كه نشستن برای تو بی ‌معنی بود و حركت و دویدن، مترادف با زنده بودن و نفس كشیدن؛ امّا جز این، چیزهای دیگری هم برای تو داشتند.

بازیچه ها، اسم ها و موجوداتی كه با آنها آشنا می شدی، دنیای خیال و جریان سیال و جاری ذهنت را پرورش می داد و تو، خود را می یافتی، امّا جز اینها، تماشای بازی کودکانه ی تو مرا مدد می داد تا دریابم از میان این همه، ذهن و جان تو متمایل به چه می شود؟ شاید در پی آن بودم تا پیش از دست رفتن فرصت ها، علاقه ی تو را بیابم، راهنمایی ‌ ات كنم و در مسیر دلخواهت مدد رسان تو باشم؛ زیرا حیفم می آمد در میان تجربه ای مملوّ از سعی و خطا، زیباترین سال های كودكی و نوجوانی‌ ات از بین برود و مثل بسیاری از ما بزرگترها كه در میانه ی راه به ناگاه در می یابند؛ آنكه باید باشند، نیستند؛ البتّه چه دیر!

كاش بدانی بیش از نُه ماه طول كشید تا اسمی را برایت پیدا كنم، اسمی كه مثل خودت زیبا و گوش ‌نواز باشد؛ امّا پیش از آنكه سر در پی زیبایی لفظ و كلمه داشته باشم، در دل این امید را پاس می داشتم كه روزی مسمّای این اسم، در تو ظهور كند، پاكی مریم، معصومیت فاطمه، رحمت محمّد، شجاعت علی و تجلّیگاه همه ی آنچه نور و روشنایی و سبك‌ بالی را به نمایش می گذاشت و سیر از زمین تا دل آسمان و بودن با آسمانیان را یادآور می شد.

آن روزها برای من بوی هیچ عطری دلنوازتر از بوی فرشته ای كه پای بر زمین گذاشته بود، نبود، چنان كه هیچ برگ گلی در لطافت و نازكی به پوست صورت و دست تو نمی رسید.

شاید به یاد نیاوری غروب روزی را كه در صحرا، چوب به دست از تپّه ای بالا می رفتی و در گمان دسترسی به آسمان و چیدن ماه و ستاره، پاهای كوچكت را آزرده می ساختی. این همه، روح پاك و آسمانی‌ ات را جلوه‌ گر می ساخت؛ امّا من در دل نگران بودم؛ نگران روزی كه ریز و درشت روزگار تو را از آسمان و ماه و ستاره غافل كند.

وقتی كه با اصرار و ابرام، قلم بر صفحه ی كاغذ می كشیدی و نوشتن را به تجربه می نشستی، رنجی بزرگ بر دلم نشست. رنج معلّمی و نویسنده ای كه از همه روز و روزگار جز رنج و درد نصیبی ندارد؛ آن هم در جدال با همه ی آنچه كه بندگان خدا را از رستن و بالیدن باز می دارد یا بر رنج و دردشان می افزاید. شاید دلم نمی خواست میراث بر رنج پدرت باشی؛ اگرچه همان هنگام هم یادگاری ارزشمندتر از آگاهی و درد بیداری و هوشیاری نمی شناختم. شاید همین حس بود كه باعث شد هیچ ‌گاه میان تو و كتاب، فاصله ای نیفكنم. حتّی آن ایام كه قفسه های كتاب تو را در محاصره ی خویش می آوردند ـ شاید این حس را اهل قلم خوب بشناسند ـ نسبت ناخواسته ای میان تو، علم و كتابت شكل می گرفت كه می توانست ثمرات این مؤانست، سیر در میان پهنه هایی باشد كه تو را از سیاهی به روشنایی و دانایی می كشید و بیش از پیش از هر معلّمی كمال ات را در تو ظاهر می ساخت.

كتاب ها چون مردان علم و دانایی، در سكوت و خلوت، همة ما را متذكّر عالم فراخ نور و معرفت و اخلاق می شوند. كتاب ها در سكوت و خلوت به همان سان كودكان ما را می پرورند كه طبیعت، گل و كوه و دشت و صحرا.

دامان طبیعت رازهای نهفته در میان صفحات كتاب را پر رنگ و بو، برملا می سازند. شاید تنها دل های مأنوس به كتاب و طبیعت باشند كه شنوای راز نهفته در هستی می شوند، اگر مجال خلوت كردن را بیابند. اگر بخواهم، می توانم به اندازه ی صفحات كتاب هایی كه از بدو تولّد تا دوران نوجوانی و جوانی، پیرامون خویش و در صحن و سرای خانه دیده ای، از گذشته‌ ات، لحظات و دقایقش و همه ی آنچه در دیدار من، تو و ما گذشته است، برایت بنویسم.

امّا اینك، روی سخن من با جوانی است كه مهیا می شود تا با انبوهی از دیده ها، شنیده ها و آموخته ها، صحن خانه و مدرسه و دانشكده را به صحن دیگری بدل كند، صحنی كه به او مجالِ نمودن و نمایش خویش را می دهد، متأثّرش می سازد و با تأثیرپذیری از او دگرگون می شود. بله، صحنه ی بزرگ پیرامون به همان اندازه كه تأثیر می گذارند، مستعدّ پذیرش تأثیر از مردان و زنانی هستند كه قد می كشند و خود را می نمایانند.

وقتی از صحن و سرای خانه و درس و مدرسه پای به ساحت مناسبات اجتماعی و حرفه ای می گذاری، در واقع به میدانی وارد شده ای كه تو را، آموخته هایت را، خلق و خوی‌ ات را و تنومندی و آمادگی‌ ات را به مبارزه می طلبد. در این مبارزه، این دانایی، توانایی و ادب توست كه تو را به پیش می برد و بر دیگران برتری می بخشد و فرصت های بسیاری را فرا روی تو قرار می دهد.

هشدار كه در همه ی امور، دو امر مهم، در برتری یافتن به تو كمك می كند:

اوّلی، توكّل و توسّل توست به خدای یكتا، این امر موانع بسیاری را از پیش روی تو برمی دارد و قلب تو را برای برداشتن گام هایت محكم می كند
و دومی همّت بلند توست.
چه بسیارند مردان و زنان هوشمندی كه بی ‌همّتی آنان را از همگنان عقب نگه ‌داشته است و چه بسیارند مردان و زنانی كه همّت و سخت ‌كوشی، همه ی ناتوانی عُدّه و دارایی آنان را جبران كرده است.

امّا جز اینها، دو نیروی دیگر، راه تو را در رسیدن به مقصود، هموار می سازند. این دو: سپاس‌گزاری و ادب تو هستند. در واقع این دو، راهی برای نفوذ تو در قلب ها هستند، دو امكان بزرگ كه دیگران را برای شنیدن سخن و پاسخ‌گویی به خواست تو مهیا می كنند و تو را در تجربه ی فرصت ها مدد می رسانند.

بر خلاف تصوّر خیلی ها، دارایی های انسان، اموال او نیستند؛ بلكه دارایی و سرمایه اصلی و پنهان انسان، توكّل، همّت، سپاس‌گزاری و ادب است.
در حالی كه همگنان تو، با تكیه به دارایی های مادّی، سعی در سبقت گرفتن از تو را دارند، تو با این دارایی تمام نشدنی و مؤثّر و موجود، در مصاف با آنان از مراحل و فراز و نشیب ها می ‌گذری!

روزی در محلّ كارم، پشت میز، مشغول انجام وظیفه ی روزانه بودم. جوانی اجازه ی ورود و گفت ‌وگو خواست. ادب و افتادگی او در ابتدای ورود، مرا خلع سلاح كرد. تازه از شهری در جنوب کشور به تهران آمده بود و در پی آن بود تا با جلب حمایت مالی سازمانی كه من در آنجا مشغول به كار بودم و اخذ وام، دوره ی عالی تحصیلات خود را بگذراند. همان روز به او پیشنهاد كار نیمه وقت در دفتر كار خصوصی ام را دادم. امروز او به عنوان استادی موفّق در دانشگاه تدریس می كند. هر از چندی به سراغ من می آید و از پیشرفت كار و حرفه ‌اش مرا با خبر می سازد. رمز همه ی توفیق او را در ادب او، در برخورد با دیگران و سپاس‌گزاری ‌اش از پدر و مادرش یافتم، كه بر خلاف كمی بنیه، او را یاری داده بودند.

با این همه، همّت او در گذر از مراحل سخت و طاقت‌فرسا به او پشتكاری داده بود كه رفع هر مانعی را ممكن، حتمی و ناگزیر می شناخت.

بانوان چادری و وظیفه ای به نام حضورفعال ومفید


حکایت مظلومیت و مهجوریت چادر مشکی را نه در هنگامه راهپیمایی 22 بهمن می توان سنجید و نه در کوچه ها و محله های سنتی شهر.
به گزارش مشرق، «کافی بود محو تماشای ویترین یک مغازه شوی و دستان کوچکت از دستان مادر رها شود، آن وقت برایت شروع سردرگمی بود، اندکی جلو می رفتی و مادر را می دیدی و صدایش می کردی، رویش را که بر می گرداند و قامتِ کوچکت را که با نگاهی آمیخته به تعجب می نگریست، آن موقع تو می ماندی و سکوت ناشی از یک شرمندگی کودکانه…» این حکایت زمانی است که می توانستی در پیاده روهای شهر قدم بزنی و آسوده خاطر فقط مغازه ها را بنگری بی آن که نگران از فرو رفتن تیرهای شیطانی به چشمان خود باشی، آری شاید بتوان گفت این روزها تنها سود پوشش های رنگارنگ و چسبان و کوتاه زنان سرزمین ما این است که کودکان کمتر مادران خود را اشتباه می گیرند.
 
حکایت مظلومیت و مهجوریت چادر مشکی را نه در هنگامه راهپیمایی بیست و دو بهمن می توان سنجید و نه در صحن و سرای امام رئوف و نه در کوچه ها و محله های سنتی شهر. مظلومیت و مهجوریت چادر مشکی را آن زمان در می یابی که به سینما می روی، به تئاتر، به مراکز بزرگ خرید، به جشنواره های هنری، به پیاده روهای خیابان های بالای شهر، به کوه و پارک های جنگلی و نشانی از زنان چادری نمی یابی، تو گویی که تمام زنان شهر چادر را به کناری نهاده اند، این چنین است که "باربارا اسلاوین” خبرنگاری که نام او را در جمع همکاران روزنامه های واشنگتن پست، نیویورک تایمز و اندیشکده علوم و امنیت بین الملل ( ISIS )  وابسته به اسرائیل می توان یافت در آخرین سفر خود به تهران از وضعیت امروزِ حجاب زنان ایرانی نسبت به گذشته ها ابراز رضایت می کند و در گزارشِ آخرین سفر خود به ایران در پایگاه تحلیلی المانیتور اینطور می نویسد که "این روزها در تهران دیگر زنان زیر پنجاه سال چادری کم‌تر به چشم می‌خورند”.
 
اما به راستی آیا واقعیت همین است که مشاهده می شود؟ آیا نسبت زنان چادری به دیگر خانم ها که البته آنان نیز در صورت رعایت حجاب اسلامی محترم و قابل تکریم هستند، این قدر کم و ناچیز شده است یا این که برخی از زنان چادری ترجیح می دهند فضای اجتماعی را به خصوص در فعالیت های فرهنگی هنری و ورزشی تفریحی دربست تقدیم دیگران کنند و سپس خود نیز به جمع کسانی بپیوندند که از وضعیت بد حجاب در این اماکن گلایه مند هستند؟
 


حضور انبوه زنان چادری در اکران یک فیلم سینمایی
 
ممکن است استدلال شود که اجتناب حضور خانم های چادری در برخی فضاها به واسطه نامناسب بودن آن فضاهاست، اتفاقا همین عدم حضور این دسته از خانم ها یکی از دلایلی است که آن فضاها را نامناسب و جولانگاه بدحجابی کرده است. اگر برخی فضاها نامناسب است چه کسانی باید آن را درست کنند؟ آیا جز این است که همین زنان محجبه باید با حضور فعال و با نشاط و با جاذبه ی ناشی از رفتار رحمانی خویش ورق را برگردانند؟ آیا با در خانه نشستن اوضاع عوض می شود؟


 
سمیه حیدری و نمایشی از حضور چادر مشکی در ورزش بانوان
 
روی این سخن البته با معدود افرادی نیست که چادر را از روی عادت و اکراه بر سر نگه داشته اند و هر جا مجالی بیابند خود را از آن آسوده می کنند و یا با رفتار سبک و دور از متانت یک زن محجبه شأن چادر را مخدوش می کنند، بلکه با آنانی است که با عشق و بر اساس یک باور درونی حجاب برتر را انتخاب کرده و خود نیز از وضعیت امروز حجاب در کشور ناراحت هستند و نسبت به بهبود آن احساس وظیفه می کنند.
 
در عرصه اجتماعی تکلیف بزرگی بر دوش زنانی است که چادر را با معرفت برگزیده اند و آن این است که با خودنمایی خویش در عرصه های اجتماعی مانع از شکل گیری انگاره ی ذهنی در اقلیت بودن زنان چادری در محیط های فرهنگی هنری و ورزشی تفریحی شوند. این خودنمایی آن خودنمایی توأم با خودآرایی نیست که قطعا نکوهیده و مذموم است بالاخص برای زنان چادری، بلکه در واقع بالا نگاه داشتن عَلَم چادر مشکی در جامعه اسلامی و اثبات گزاره توانمندی زنان محجبه در عرصه های اجتماعی است. اتفاقی که تا کنون به دلایل متعددی تقریبا شکل نگرفته است و برخی فضاها را فقط زنان بدحجاب پر کرده اند و شاید هم این گونه بگوییم که برخی فضاها فقط زنان بدحجاب را جذب کرده اند تا جایی که اگر در مواردی نادر زنان چادری نیز مجال ورود یافته اند به دلیل سنگین بودن محیط ترجیح داده اند چادر خود را به کناری نهند و همرنگ جماعت شوند، دنیای سینما و بازیگری از آن دست فضاهایی است که تا کنون در بست دور از دسترس زنان محجبه باقی مانده است.

 


نفیسه روشن از معدود خانم های چادری بازیگر که او هم پس از مدتی چادر خود را کنار گذاشت
 
اما به راستی چه باید کرد؟ آیا جز این است که وظیفه اصلی در باب نهادینه کردن فرهنگ حجاب بر دوش خود خانم های محجبه است؟ آیا جز این است که تا کنون فریادها و مرثیه خوانی ها از اوضاع غیرقابل قبول حجاب در عمل تاثیری نداشته است؟ به نظر می رسد این روزها که لشگر بی حجابان و ساپورت پوشان خیابان های شهر را به تسخیر درآورده اند، زنان محجبه بیش از گذشته وظیفه دارند با رفتار آمیخته با محبت و تدبیر در محیط های اجتماعی بالاخص فضاهای فرهنگی هنری و ورزشی تفریحی فعالیت کنند و توانمندی های خود را ارائه کنند، این فعالیت حتی اگر به صرفِ حضور و در سکوت کامل نیز باشد ارزشمند است، آن چنان که امام صادق (ع) در روایتی می فرمایند: با سکوت مردم را به سوی ما دعوت کنید.

وزیر ارشاد: برای تقویت عفاف و حجاب باید روح انسان‌ها‌ را مصون‌ کرد


A - دوشنبه 25 شهریور 1392 - 14:49:33 چاپ

امتیاز به مطلب 1 نفر

وزیر ارشاد: برای تقویت عفاف و حجاب باید روح انسان‌ها‌ را مصون‌ کرد

فرهنگ > دین و اندیشه - ایسنا نوشت:

علی جنتی که ساعتی پیش در همایش سراسری مربیان طرح تربیتی چهره به چهره در سالن ابن‌ هیثم مرکز تربیت معلم شهید بهشتی مشهد سخن می‌گفت، عنوان کرد: پیامبران الهی برای ابلاغ رسالت خویش عموما به صورت رو در رو با مردم سخن می‌گفتند و پیام وحی را چهره به چهره منتقل می‌کردند.

او ادامه داد: خود نبی مکرم اسلام (ص) دعوت خود را در آغازین روزهای رسالت به همین ترتیب انجام دادند و اولین ایمان‌ آوردن به حضرت نیز در سایه تبلیغ رو در روی حضرت به اسلام بود.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی تصریح کرد: حتی امروز که دنیا برخوردار از پیشرفت‌ترین ابزارهای تبلیغی است، گفت‌ و گوی رو در رو و سخن چهره به چهره جایگاه خود را حفظ کرده است.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی خاطرنشان کرد: شنیدم که مقام معظم رهبری در دیداری فرمودند که خداوند رازی را در مواجهه با افراد با یکدیگر قرار داده که ما نمی‌دانیم چیست، اما می‌دانیم که سری در دیدار چهره به چهره افراد با یکدیگر وجود دارد که موجب نزدیکی بیش‌تر آنان به یکدیگر می‌شود.

در برابر شبیخون فرهنگی قرار داریم

جنتی گفت: ما امروز با تبلیغات مسمومی مواجه هستیم که عموما از خارج از کشور به ما تحمیل می‌شود، به خصوص از طریق شبکه‌های ماهواره‌یی که در اسرع وقت اطلاعات را منتقل می‌کند و شبکه اینترنت که وسیله‌ای برای انتقال آزاد اطلاعات به صورت لحظه‌یی است.

او افزود: در چنین شرایطی ضمن این‌که ما می‌توانیم از این ابزارها برای انتقال آرمان‌های خود بهره ببریم، اما در معرض تهدیدهای دیگران نیز هستیم و همان‌طور که رهبری فرمودند، ما در برابر شبیخون فرهنگی دشمن قرار داریم و راهی به جز مصونیت‌بخشیدن و واکسینه کردن افراد نداریم.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی اظهار کرد: اگر روح انسان در برابر امری مصونیت پیدا کند، می‌تواند در برابر تهاجمات فکری مقاومت کند، اما اگر مصونیت نداشته باشد، با کوچک‌ترین آسیب خدشه‌های جبران‌ناپذیر می‌بیند.

باید ارزش‌های اخلاقی در رفتار ما متجلی باشد

جنتی عنوان کرد: معصوم (ع) می‌فرمایند باید مردم را با عمل خود به باورهای نیک علاقه‌مند کنیم و نشان دادن ارزش‌های اخلاقی در عمل بسیار مهم‌تر از تأکید بر آنان در ساحت گفتار است.

وزیر ارشاد ادامه داد: من به دلیل مسؤولیت‌هایی که داشته‌ام، حدود 12 سال در کشورهای عربی زندگی کردم و آن‌جا از نزدیک دیده‌ام که رادیوها،‌تلویزیون‌ها، مجلات و رنگین‌نامه‌ها در جهت فاسد کردن جوانان تلاش می‌کردند، اما من لمس می‌کردم که برخی از مساجد برنامه‌هایی برای تقویت قوای فرهنگی جوانان برگزار می‌کردند و می‌توانستند موفق باشند.

او با بیان این که 30 سال است که در زمینه عفاف و حجاب برنامه داریم، گفت: باید پرسید که تا چه حد موفق بوده‌ایم و الآن چه وضعیتی داریم؟

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی تصریح کرد: البته ما موفق بوده‌ایم، اما وضعیت ظاهری جامعه در مواقعی قابل انتقاد است، اما من در جاهایی که تمام تبلیغات علیه حجاب بود، می‌دیدم که به دلیل تبلیغات رو در رو و کارهای فرهنگی 80 درصد جامعه محجبه هستند و این حجاب محدود به مرزهای جغرافیایی کشورشان نیست و هر گاه که از کشور خارج می‌شوند و به کشورهای آمریکایی و اروپایی نیز می‌روند، حجاب خود را حفظ می‌کنند و این فایده مصونیت بخشیدن به روح انسان‌ها را نشان می‌دهد. برای تقویت عفاف و حجاب باید روح انسان‌ها‌ را مصون‌ کرد.

رسالت شما رسالت پیامبران است

او خطاب به شرکت‌کنندگان در همایش سراسری مربیان طرح تربیتی چهره به چهره گفت: رسالت شما رسالت پیامبران است و جای تشکر ویژه دارد از آقای قرائتی که فرمایش رهبری را دنبال کردند و ادامه دادند و این درخت پربار را به وجود آوردند و تلاش‌های شما عزیزان قطعا تاثیر خود را در مصونیت بخشیدن به جامعه گذاشته و بی‌تردید شما توانسته‌اید نقش پیامبری خود را ایفا کنید، اما شرط موفقیت کامل این طرح آن است که در عمل هم بتوانیم کارهای تبلیغی را انجام دهیم.

او افزود: اگر من ساعت‌ها در خصوص ساده‌زیستی صحبت کنم، اما زندگی اشرافی داشته باشم و اگر در خصوص بیت‌المال ساعت‌ها سخنرانی کنم و تصرف ناروا در بیت المال داشته باشم، تمام حرف‌هایم به باد می‌رود و هیچ کدام از مردم حرف مرا باور نخواهند کرد.

جنتی با بیان این که مردم کوچه و بازارها گاهی بین حرف و عمل ما فاصله می‌بینند، گفت: به خصوص در مورد مسؤولین و کسانی که رهبری جامعه را به عهده دارند، این مساله بسیار شدید می‌شود و ما باید تمام تلاش خود را بکنیم تا در عمل با رعایت تقوا و تقید به آداب اسلامی بتوانیم دیگران را به صراط مستقیم هدایت کنیم.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به موفقیت طرح تربیتی چهره به چهره اشاره کرد و گفت: این‌که توانسته‌اید در طول شش سال این‌قدر موفق باشید و ما امروز شاهد حضور این چهره‌های نورانی هستیم نشان می‌دهد که ظرفیت‌های زیادی در جامعه وجود دارد و ما بایستی شاهد استفاده بهینه از آن‌ها باشیم.

علی جنتی خاطرنشان کرد: جا دارد که در این‌جا از هدایت‌ها و حمایت‌های مقام معظم رهبری و مراجع عظام تبلیغ در گسترش این طرح تشکر کنم و اعلام کنم که وزارت ارشاد نیز این افتخار را دارد که به عنوان یک رویکرد ملی در جهت گسترش فرهنگ قرآنی به این طرح عظیم کمک کند و از خداوند می‌خواهیم در این زمینه ما را یاری کند.

دختران مسلمان آلمان به شرط پوشیدن لباس اسلامی شنا موظف به شرکت در کلاس های شنا هستند

دختران مسلمان آلمان به شرط پوشیدن لباس اسلامی شنا موظف به شرکت در کلاس های شنا هستند چاپ ای میل دختران مسلمان آلمان به شرط پوشیدن لباس اسلامی شنا موظف به شرکت در کلاس های شنا هستند به موجب دستور دادگاه آلمان دختران مسلمان نیز مانند سایر دانش آموزان باید در کلاس های شنای مختلط شرکت کنند اما برای حفظ آموزه های دینی خود می تواند از نوعی لباس شنای اسلامی که تمام بدن را بپوشاند استفاده نمایند. به گزارش سرویس ترجمه شفقنا فارسی به نقل از دویچه وله، در این حکم که از سوی دادگاه عالی اداری آلمان صادر گردید، آمده است که دختران مسلمان نمی توانند به دلیل اعتقادات دینی از شرکت در کلاس های شنا در مدارس که مختلط می باشد، خودداری کنند، بلکه برای حفظ جنبه دینی می توانند از لباس شنای « بورکینی» که تمام جسم به غیر از صورت و کف دست و پا را می پوشاند استفاده نمایند. نماینده اقلیت مسلمان ترکیه در آلمان « کینان کولیت» با بیان این که دادگاه توانست به خوبی میان آزادی های دینی و ضرورت انجام فعالیت های آموزشی جمع قایل شود، تاکید کرد: شرکت کودکان مسلمان در فعالیت های اجتماعی از جمله تربیت بدنی برای ادغام هر چه بیشتر آنان در جامعه اهمیت زیادی دارد. شورای عالی مسلمانان آلمان نیز با تاکید بر احترام دولت به آزادی دینی و اعتقادی مسلمانان، بیان نمود: استفاده از لباس شنا که تمام بدن را بپوشان مورد قبول است و می توان از آن استفاده کرد.

حجاب در تهران به روایت «الشرق‌الاوسط»


حجاب در تهران به روایت و تصاویر«الشرق‌الاوسط»

جامعه > آسیب‌ها - ایسنا نوشت:

خبرنگار بخش فارسی روزنامه فرامنطقه‌ای الشرق الاوسط (بزرگ‌ترین روزنامه لیبرال‌های جهان عرب) با حضور در تهران، یک گزارش مستند از وضعیت حجاب در خیابان‌های تهران منتشر کرده است که بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های عربی داشته است.

 گزیده گزارش خبرنگار «شرق فارسی» در پی می‌آید:

* به محض ورود به تهران، شما دو بار غافلگیر می‌شوید و اطمینان می‌یابید که به کشور انقلابی ایران وارد شده‌اید. در هواپیما پیش از قدم گذاشتن بر خاک تهران، باید موهای خود را بپوشانید تا "حجاب اسلامی را رعایت کرده باشید" و سپس با ورود به فرودگاه، گونه‌های جدید و غیرمنتظره "حجاب اسلامی" را مشاهده می‌کنید.

* هر گاه از حجاب صحبت کنیم، اذهان مسلمین و اعراب به سمت رنگ سیاه یا گزینه‌های معدود برای پوشش محدود می‌شود که فاقد تنوع در اندازه، رنگ و سبک هستند. این پوشش رایج باعث عدم توجه دیگران به سمت لباس‌های زنان می‌شود و به این ترتیب حجاب در فرهنگ مسلمانان منطقه معنا می‌گردد. در ایران اسلامی نیز تا پیش از انقلاب اسلامی و حتی در خلال جنگ با صدام، همین رویه رایج بود؛ پوشش زنان به رنگ مشکی یا سرمه‌ای تیره بوده و اندازه و سبک آن نیز به صورتی بود که اولا تمایز کم باشد، ثانیا این لباس باعث جلب توجه نشود. اما پس از انقلاب اسلامی و "جبهه‌های نبرد حق علیه باطل" (عنوان تبلیغاتی ایرانیان در دوران جنگ)، تحولات چشم‌گیری در حجاب ایرانیان پدید آمد. هر چه بر دیوارها و تبلیغات نوشتند: «حجاب، نشانه "عفاف" زنان است»، روسری‌ها نیز بازار پررونق و با سود سرشار پیدا کردند و به مرور، سهم چادر در خیابان‌ها کم‌تر و کم‌تر شد!

* برخی معتقدند این بازار پر سود، بی‌نسبت با فرهنگ دیرین زنان ایرانی نیست. مجده م. متولد سال 1975 میلادی (1354 شمسی) از دوران نوجوانی می‌گوید: «پوششی که در مدارس ما اجباری بود، سرمه‌ای مایل به مشکی بود و حجم آن نیز به معنای واقعی کلمه گشاد بود! به این ترتیب هرگز نمی‌شد کمترین تنوع و رقابتی میان بچه‌ها به وجود آید و "هم‌سان‌سازی" به صورت کامل اجرا می‌شد. با این حال، بچه‌ها بر سر رنگ و اندازه جوراب‌های خود رقابت می‌کردند! جوراب‌هایی که در خیابان محال بود دیده شوند! جالب این است که گاهی، ناظم مدرسه جوراب‌های دانش‌آموزان را مورد بازبینی قرار می‌داد و اگر آنان را به رنگ‌های تحریک‌کننده می‌دید، دانش‌آموزان را به دفتر فرا می‌خواند...» به نظر می‌رسد از همان دوران، ریشه‌های "انقلاب رنگین" در جوانان دهه بعد جوانه زد و تعمیق یافت. البته این انقلاب رنگین، از نوعی است که در رسانه‌های داخلی ایران کمتر از آن صحبت می‌شود!

* مجده می‌گوید: «پس از مدتی، رقابت بر سر پیراهن زیر مانتو نیز رواج یافت! در حالی که گرمای هوا ایجاب می‌کرد لباس‌های نازک زیر مانتو بپوشیم، پیراهن‌های کرم‌رنگ، آبی روشن، صورتی و ... و استعمال ادکلن رواج یافت که در جامعه وقت، نوعی هنجارشکنی برای بانوان به حساب می‌آمد.»

* در دوران سازندگی، به تدریج این رنگ‌ها از پیراهن زیر مانتوی کودکان مدرسه‌ای به مانتو، لباس و شلوارهای زنان ایرانی در خیابان‌ها رسید. در آن دوران برای اولین بار تبلیغ می‌شد: «رنگ زیبا متفاوت است با رنگ حجاب زیبا. زیرا حجاب امری تشریعی و الهی است به هدف عدم جلب توجه مردان نامحرم و این با استفاده از رنگ‌های تیره محقق می‌شود.» با این حال، تغییرات تنها در رنگ مانتوها و افزایش میزان آن در مقایسه با چادرها بود و هنوز به تغییر در مدل و سایز آن نینجامیده بود.

* راشین منشوری دختر جوانی است که در مرکز شهر تهران، بوتیک لباس راه انداخته است. او می‌گوید: «زمانی که جوان‌تر بودم، مانتوها واقعا گشاد و به یک سبک بود. به این ترتیب، تفاوتی نداشت که پدرم برایم مانتو را بخرد یا برادرم یا خواهرم! کافی بود رنگ آن را درخواست کنم یا حداکثر اینکه پدر یا مادرم در مورد جنس پارچه و تداوم آن نظر بدهند اما الان به سختی می‌توان خریداری را یافت که همراه با دخترش برای خرید نیامده باشد!»

* یک خریدار با شنیدن سخنان ما، از "انقلاب رنگین" صحبت می‌کند: «واژه انقلاب را ببینید. (اینجا نویسنده توضیح می‌دهد که در زبان فارسی برای کلمه عربی "الثوره" معادل "انقلاب" را برگزیده‌اند که خود واژه‌ای عربی است.) واژه انقلاب به معنی تغییر واقعی و ملموس است و جوانان نسل دوم انقلاب، به جای انقلاب سیاسی به سمت انقلاب فرهنگی حرکت کردند. ابتدا تنوع در رنگ‌ها، سپس تنوع در تزئینات و طرح‌ها و نقش‌های روی لباس و بالاخره تنوع در سایز و ابعاد لباس!» راشن، سخنان مشتری‌اش را ادامه می‌دهد: «حجاب در کشور ما اجباری است اما جوانان معترض و خلاق همین اجبار را متناقض کرده‌اند. زمانی، دختران از پوشیدن لباس‌های هنجارشکن بیم داشتند و امروز به نظر می‌رسد بر سر آن کورس گذاشته‌اند. شما بروید در خیابان و پوشش‌های دختران جوان تهرانی را با دختران شهر خودتان - که حجاب اجباری نیست - مقایسه کنید!»

* حدیثه، کارمند یکی از بوتیک‌های محله دروس در شمال تهران است. او می‌گوید: «بیشتر ساکنان این منطقه را مذهبی‌های پولدار تشکیل می‌دهند. رویکرد مذهبی اینان باعث می‌شود چادر به سر کرده و پوشش را رعایت کنند اما تصور می‌کنم خریدهای لباس آنان نیز با کشور شما قابل مقایسه نباشد! خلاقیت‌های جوانان تهرانی باعث شده در عین حجاب کامل، میل رقابت و تنوع را نیز دنبال کرده و طرح‌های جدید را برگزینند که شاید در نگاه اول به چشم شما نیاید!»

* این کنجکاوی و تنوع باعث شد بخواهم از مناسبات اقتصادی و بازاری این صنف نیز اطلاعاتی را گردآوری کنم. جالب بود که عمده لباس‌ها از ترکیه، کره یا ایتالیا می‌آمد! از فروشنده‌ها پرسیدم مگر این پوشش (که مانتو نامیده می‌شود!) در کره جنوبی کاربرد دارد؟! دوستی از طریق اینترنت، مرا با "شیوا شیبانی" آشنا کرد. شیوا خود را در مصاحبه با "شرق فارسی" چنین معرفی کرد تا نظرات خود را کارشناسی بخواند: «در مسابقات Week Street Style Milan Fashion حضور یافتم. پس از آنکه پیشنهادات خود را با طراحان لندن و نیویورک در میان گذاشتم، در میلان توانستم نظر مجله مد glamour در ایتالیا را به ایده‌های خود جلب کنم. من فارغ‌التحصیل دانشگاه "سوره" هستم و مدتی به عنوان عکاس در رسانه‌های ایرانی فعال بودم. در خلال عکاسی، سوژه پوشش زنان را از هر سوژه دیگری جذاب‌تر یافتم و مشاهده کردم که این سوژه برای عکاس، تنوعات هنری بسیار و برای مخاطب، جذابیت‌های بصری بسیار دارد. در همین مسیر بود که به سمت طراحی نیز رفتم و امروز می‌بینم که دختران جوان ایرانی، نوابغ طراحی لباس در جهان هستند. در تهران، بسیاری از دختران به این سمت رفته‌اند که "مد را اختراع کنند"!!»

* شیوا در مصاحبه با شرق فارسی نکاتی را بیان کرد که تا حدی متفاوت با صحبت‌های مستقیمش با بنده بود. او به شرق فارسی گفت: «جوانان ایرانی، رنگ‌های متنوعی را دوست دارند و باید از همه آنها بتوانند استفاده کنند. ما معتقدیم دنیا زیباست و با عشق و تنوع می‌توان به آرامش و کمال روحی رسید. این نشاط و شادابی ایجاب می‌کند که رنگ‌های شاد و روشن شیوع بی‌سابقه‌ای پیدا کنند و هر روز، تنوع در پوشش خود را به صورت دیگری نشان دهد.» با این حال، شیوا مدعی است نظرات تکمیلی خود را بیان می‌کند: «زنان مسلمان در کشورهای مختلف جهان، پوشش‌های متفاوتی را برای خود برمی‌گزینند که هیچ یک با حجاب اسلامی در تضاد نیست. کافی است به اجتماعات مسلمانان در شهری مانند لندن بروید که این تنوع پوشش را در کنار یکدیگر مشاهده کنید. به نظر من، تهران نیز به سمت لندن در حال حرکت است و جوانان می‌خواهند "تنوع اقلیمی" پوشش را در زندگی روزمره خود تجربه کنند و این مهم، بر زیبایی حجاب در خیابان‌های تهران می‌افزاید!»

افتتاحیه اولین مرکزخریدپوشاک اسلامی


افتتاحیه اولین مرکزخریدپوشاک اسلامی

بااستعانت ازدرگاه ایزدمتعال نظربه درخواست بازدیدکنندگان نمایشگاه رمضانی قرآن مبتنی براستقرارمحلی بعنوان نمایشگاه دائمی باسهولت دسترسی باهمکاری برادران عزیز درمجموعه گل یاس بااطلاع عموم محجبین محجوب میرسانداز5 شنبه21شهریور ساعت 16 به بعد درآدرس ورودی اول پارک چیتگر(ضلع شرقی)انتهای بلوارکوهک مقابل جایگاه سوخت نبش  خ بیگدلی مرکزخریدپوشاک اسلامی گل یاس  طبقه اول بمدت 20 روزدرمرحله اول ودرصورت عنایت حضرت حق واستقبال عزیزان بصورت مستمرباشرایط وتسهیلات استثنائی درخدمت اعتلای فرهنگ حجب وحیاخواهیم بود.المستور           ومن الله التوفیق وعلیه التکلان

مرز حجاب و بی حجابی کجاست؟ مشکل آقایان بیشتر جاذبه خانم‌هاست تاحجابشان!


مرز حجاب و بی حجابی کجاست؟ مشکل آقایان زیبایی خانم‌هاست!

مرز حجاب و بی حجابی کجاست؟ مشکل آقایان زیبایی خانم‌هاست!
اینجا واقعا معلوم نیست شخص باحجاب است یا بی حجاب. وقتی اجبار می آید، محدودیت می آید. مسدود كردن می آید. مرز بین بی حجابی و حجاب از بین می رود. در كشورهای غربی شاید كسی با تاپ بیرون برود اما...

به نظر من هر كسی كه پوشیده هم باشد اما زیبا باشد دچار مشكل است. به نظر می رسد مشكل بعضی از آقایون، با زیبایی است نه با پوشش صرف . دقیقا اینجا مساله از همان برخوردهای غلط با حجاب ناشی شده. ما به خاطر همین برخوردهای غلط نتوانستیم بفهمیم كه پوشش برایمان امری مهم است. اما من می خواهم بگویم كه اینكه می گوییم زیبا باشیم خیلی وقت ها فكر می كنیم باید جلب توجه كنیم! در كشورهای غربی شاید كسی با تاپ بیرون برود اما جلب توجه نمی كند! اما جوانان ما به خاطر تن دادن به این روش های غلط به آرایش چهره روی می آورند. آرایش ما شكل ظاهری ما است. ما مثلاجوان هایی را می بینیم كه انگار دارند به یك میهمانی و مجلس شبانه می روند
 مد و مدگرایی پدیده یی است كه كمابیش در میان همه‏ اقشار جامعه وجود دارد، اما دراین میان، جوانان و نوجوانان بیش از دیگران به «مد» اهمیت می دهند و «مدگرا» هستند. امروزه جوانان با گسترش وسایل ارتباط جمعی و فناوری های جدید رایانه یی، ارتباطات گسترده یی با جوامع و فرهنگ های گوناگون یافته اند و موقعیت آنها در شناخت و فهم ارزش ها، باورها و انتخاب هنجارهای مطلوب، پیچیده تر و مشكل تر شده است و چه بسا زمینه های موجود، باعث شده تا جوانان و نوجوانان به رفتارها و هنجارهای متضاد با ارزش های جامعه‏ خویش رو آورند.
 مد پدیده یی است خاصه جامعه انسانی كه با مفهوم مدرنیسم ارتباط تنگاتنگی دارد. به عبارتی مد با مدرن شدن جوامع پدید آمده است چرا كه در اعصار گذشته پدیده یی به نام مد و مدگرایی در بین مردم جایگاه محسوس امروزین خود را نداشته است هر چند با نگاهی به تاریخ شاید بتوان این پدیده را در میان تمدن های بزرگ دنیا مشاهده كرد. همچنان كه درباره زنان سومری گفته شده، استفاده از بسیاری زینت آلات و پوشش های تجملی در میان زنان قشرهای مرفه رونق بسزایی داشته است. تنوع طلبی و تغییر جزء اساسی زندگی و فرهنگ انسانی است چرا كه اگر انسان ها تغییر نمی كردند ما نمی توانستیم از عصر حجر و سنگ چخماق هم فراتر رویم و به جایگاه فعلی برسیم. پس می توان مد و مدگرایی را در راستای یكی از نیازهای انسان ها كه همان مورد توجه واقع شدن است قرار دهیم. حالادر كشورهای اسلامی همچون ایران مد و مدگرایی برای بانوان دارای ضوابطی است كه در راستای پوشش اسلامی باید رعایت شود. بنابراین نقش طراحان لباس بسیار مهم و اساسی تلقی می شود. به همین خاطر گفت وگویی انجام دادیم با مریم یاسینی، كارشناس طراحی لباس، فارغ التحصیل دانشكده هنر درباره مد و پوشش در ایران و دیگر كشورهای جهان.
    
برای شروع می خواهیم یك تاریخی از پوشش جهان به ما بدهید تا بعد وارد مفهوم پوشش بشویم.
خوب دیدگاه ها متفاوت است كه پوشش با چه نیتی شروع شده اما در پیشینه ها دو عامل بسیار مهم است. یكی برای محافظت از گرما و سرما ولی از آن مهم تر یعنی فراتر از امور جغرافیایی بیشتر امری فرهنگی بوده و برای زیبایی بیشتر و آراستن بهتر.
    
و در ایران؟
در ایران آنچه در تاریخ وجود دارد و می توان به آن دسترسی داشت همیشه آدم ها لباس داشته اند و دارای نوع پوشش كامل بودند. یعنی كاملاپوشیده. در دوره اشكانی هم كه كمی لباس ها باز است و دست ها و پاها كمی عریان بوده تحت تاثیر جنگ با یونان قرار گرفته ولی بعد از آن دیگر وجود ندارد. مثلابا توجه به مجسمه و لباسی كه از دوره هخامنشی به جامانده، تقریبا لباس، همه بدن را پوشانده نه اینكه بخواهد به عنوان حجاب باشد: مثلاسر پوشیده نیست و گردن عریان است و زیورآلات و موها دیده می شود، ولی لباس طوری است كه همه بدن را پوشانده و بعد در ایران هم نشانه درجات و مقام های فرهنگی و در واقع نشان دهنده مرتبه بوده است.

 یعنی مردم عادی شاید لباس هایی می پوشیدند كه دست ها یا پاهاشان پیدا بوده ولی مرتبه های فرهنگی و درباری هیچ وقت لباس هایی نداشتند كه بدن شان معلوم باشد. یعنی یك جور نشانه تفاخر بوده.
    
می توانید از دیدگاه شخصی خودتان یك تعریف كلی از پوشش ارائه دهید؟
كلمه پوشش گسترده است. یك موقع ما می گوییم «لباس»، یك موقع می گوییم «پوشاك»، یك موقع هم هست كه می گوییم «پوشش». ولی پوشش در فرهنگ امروز ما كمی معنی اش فرق می كند. مثلاپوشش یعنی چیزی را بپوشیم. اما پوشاك جنبه عام تری نسبت به لباس دارد. می تواند جوراب باشد، عینك باشد، كلاه باشد. اینها هم همه پوشاك است ولی پوشش الان در ایران یعنی لباسی كه ما را از نگاه دیگران می پوشاند. به نظر من قبل از این مباحث پوشش و قانون و ساماندهی پوشش و مد و نمایشگاه های پوشش اسلامی و غیره، شاید پوشش كلمه یی بوده گسترده تر اما در حال حاضر با خودش استتار دارد.
    
یعنی پوشش امروز در ایران به جای اینكه امر زیبایی را با خودش داشته باشد امر استتار را دارد؟
به نظر من بله.
    
در ایران، وقتی واژه پوشش می آید بیشتر از اینكه به امر زیبا فكر كنیم، به امر محدود فكر می كنیم.
پوشش می شود پوشاكی كه تو را پوشیده دارد.
    
نمی توانیم بگوییم (صرفا در ایران) امری است كه تو را زیبا می دارد؟
نه، نه. به هیچ وجه. آن هم به خاطر كاركرد این واژه در سال های اخیر.
    
مد را چگونه ارزیابی می كنید؟
مد (با كمی تامل) به روز بودن در زمان حال است. نو بودن كه شامل حال همه چیز زندگی می شود. از اتومبیل و وسایل خانگی و برقی و مبلمان و خانه و دكوراسیونش گرفته تا... همه اینها مدام تغییر می كند و مد روز می شود. ما می گوییم طرف دموده شد! یعنی چی؟یعنی با زمان حال نیست. اما خب الان مد بیشتر كاركرد در لباس و پوشش دارد. به روزشدن با توجه به موقعیت فعلی جهان و ارتباطات خیلی سریع صورت می گیرد: همه چیز به روز می شود. لباس هم مرتبا عوض می شود و باید عوض بشود. این ویژگی است كه جامعه امروز دارد و نیز بشریت.
مثلاشاید به قدیم كه برمی گردیم می بینیم كه مردم دغدغه اصلی شان خوراك و پوشش بوده، ولی امروز به خاطر سرعت پیشرفت، نیازهای اولیه نسبتا كنار رفته و نیازهای روحی و نیاز به زیبایی گسترش پیدا كرده و این طبیعی است: خواستن چیزهای جدید و زیبا در همه چیز. جنبه های زندگی مرتب در حال رشداست و یك بخش آن هم طبیعتا لباس است.
    
حال به نظر شما امر مد چه وظیفه یی دارد؟ چه كاركردی دارد؟ یعنی مد باید به وجود بیاید كه چه بشود؟
مد به وجود نمی آید تا چیزی بگوید. چیزهای جدیدی كه به بازار می آیند را مد می نامند.
ببینید تمام جنبه های مختلف زندگی (از دیدگاه خودم) در جامعه ما ناشی از صنعت، فرهنگ و هنر است، اینها كنار همدیگر قرار می گیرند. البته در همه چیزهای دیگر هم این هست. از جمله لباس.
    
یعنی یك امر ایدئولوژیك؟
بله. طراح لباس در واقع با سلایق خودش طرح ها را ارائه می دهد و همان طور كه طراح دیگر طرح دیگر ی ارائه می دهد و من به عنوان یك كسی كه می تواند انتخاب كند انتخاب می كنم، در واقع با سلیقه خودم این را انتخاب می كنم و نمی توانم بگویم این طراح لباس كه این لباس یا عقیده را ارائه داده، مد یا یك دیدگاه تحمیلی خاص یا عقاید خاصی را تحمیل می كند. من با این موافق نیستم. مساله آزادی، ارائه و انتخاب است. در ایران هم اگر می بینیم كه ما در رابطه با لباس و مد مشكل داریم به این خاطر است كه نمی توانیم طراحی لباس كنیم. ولی باید بتوانیم! تا طراح بتواند سلایق خودش را ارائه دهد و این علایق دیدگاه های او هم هست. اما اینكه ما بیاییم دیدگاه ها را ببندیم غلط است، باید باشد و انتخاب كنیم.
    
لباس تبدیل به یكی از دغدغه هایی شده كه دیگر انگار حل نمی شود و این بد نیست بلكه فاجعه است! زمانی كه می آیند قانون می گذارند، نمایندگان مجلس به آن فكر می كنند و همه و همه به آن فكر می كنند بزرگ می شود.
اگر قرار باشد كه پوشاك به عنوان یك تولید داخلی باشد و كشور به آن نیاز داشته باشد، باید دولت هم حمایت كند تا بشود حداقل جلوی واردات را گرفت و حتی صادر كرد.
    
این دیدگاه ها كمك می كند، ولی بیان ایده به طراح آن هم با اسم حمایت چه معنی دارد؟
و من فكر نمی كنم كسانی كه این كار را انجام می دهند موفق باشند. شما نگاه كنید نمایشگاه های مد لباس های اسلامی در خارج از كشور مثلادر تركیه و مالزی برگزار می شود: یعنی كشورهایی كه حجاب در آنها اجبار نیست.
    
اینها بدون دخالت دولت برگزار می شوند؟
بله. موفق هم هست. نمایشگاه مد اسلامی در تركیه و برخی كشورها برگزار می شود و خیلی هم موفق است. در ایران وقتی بخواهند برگزار كنند چه اتفاقی می افتد؟؟!من همیشه از نمایشگاه استقبال كرده ام و با اینكه دیدگاهم روش حاكم را نمی پذیرد، ولی نگفته ام این روش صحیح نیست پس من هم كار نمی كنم! نه هر موقع كار از من خواستند، هر موقع دعوت كرده اند برای نمایشگاه ها یا غرفه ها، همه نوع همكاری داشته ام. اما همیشه یاد كسی می افتم كه خواست راه رفتن یاد بدهد، راه رفتن خودش را هم از یاد برد. به خاطر اینكه ما همش نظارت می شویم به خصوص در رابطه با پوشاك كه سخت نظارت می شویم و حتی اگر قانون ساماندهی مد لباس هست، بیشتر از اینكه حمایتی باشد تحمیلی و نظارتی است. اگر بخش حمایتی بود خیلی از مشكلات حل می شد. برای من خیلی عجیب است كه چرا باید كار لباس به مجلس و وزارت ارشاد و... برسد!
    
یعنی به نظر شما آنها احساس خطر می كنند از مد، از لباس، از پوشش؟
خوب ما یك جامعه دوگانه داریم. در نظام حاكم هم دیدگاه ها متفاوت است. یك عده یی تندرو داریم كه تعصبات خاصی دارند و نظام دستش در مقابل این قشر بسته است و خیلی راحت و واضح است كه حتی خیلی چیزها كه به آن اعتقاد داشتند را نمی توانند انجام بدهند. به خاطر آن تعصباتی كه وجود دارد. می دانید با همین كلمه مد در اوایل انقلاب مقابله یی شد و بعد از این همه سال، یعنی 30 سال، طول كشید تا ما كلمه مد را بگوییم. یادم می آید سال 80 ما یك برنامه داشتیم كه با همكاری جهاد دانشگاهی مد لباس بگذاریم و خیلی كارها هم كردیم و تا نزدكی اجرا و دكور هم پیش رفتیم ولی همه می خواستند ما را ترور كنند! نمایش لباس! (با تعجب) ولی الان دولت یا ارشاد نمایش زنده می گذارد. اما در دل همه مان هم دوباره دوگانگی است. حالادر این كار خانم ها باید لباس پوشیده بپوشند و ارائه بدهند.

 سوال اینجاست كه آیا اگر پوشیده باشد آقایان می توانند بازدید كنند یا فقط خانم ها باید نگاه كنند؟! و به نظر می رسد باید دنبال یك راهكار دیگر بود. لزومی ندارد اگر می خواهیم نمایش زنده لباس بگذاریم و جامعه هم این شرایط را دارد، بیاییم همان كاری را انجام بدهیم كه همه كشورها انجام می دهند!لزومی به این تقلید نیست. بعد مانع هم داریم، شاید اصلاما باید به شیوه دیگری این نمایش را بگذاریم. چرا باید فكر كنیم اینها مانكن هستند پس باید بیایند و چرخ بزنند. می تواند به شكل دیگری هم باشد. البته با شرایط فعلی هم می توانیم راهش را پیدا كنیم، ولی خیلی دیر! همان طور كه در سینما توانستند پیدا شد. شما نگاه كنید سینما با آن اوایل چقدر متفاوت شده: الان تمام روابط عاطفی و حسی زن مطرح می شود، چون بالاخره راهش را پیدا كردند كه با تمام محدودیت هایی كه وجود دارد این كار را انجام بدهند. در لباس هم می شود راهش را پیدا كرد (فكر می كنم از بحث اصلی مان دور شدیم).
    
نه اتفاقا خوب است. می خواستم به اینجا برسیم و دوباره برمی گردیم. چون وقتی می آیند مثلابا ساماندهی طرح پوشش كار را از دست طراح می گیرند و خودشان انجام می دهند من فكر می كنم احساس خطر می كنند.
من فكر می كنم احساس خطرشان برای این است كه آمدند یك كاری كردند، حالانمی دانند چه كار كنند. توش مانده اند و من فكر می كنم قشر طراح لباس، مانند قشر تجسمی، خیلی دورند. خیلی مظلومند و ارتباط خیلی سخت برقرار می شود، گویا برخی می خواهند این ارتباط برقرار شود ولی اینها نگرانند كه آیا می توانند با توجه به دیدگاه هایی كه وجود دارد كاری بكنند. هرچند من فكر می كنم می توانند. اگر اجازه بدهند می توانند و من نمونه بارزش را (همیشه هم گفتم) در سینما توانستند. چون بالاخره به سینماگران ما اعتماد كردند.
    
و شاید هم مجبور بودند؟
 بالاخره اعتماد كردند. یعنی گویا باید به طراح های لباس هم اعتماد كنند، جذب كنند، حمایت كنند و درنهایت هم طراح باید از ساماندهی بیاید بیرون. وقتی می گوییم ساماندهی یعنی چه؟ بله ساماندهی باید باشد، ولی نه به این طور كه می خواهند حمایت كنند و نمی دانند باید چه كار كنند. اصلامن فكر می كنم بهتر است هیچ حمایتی وجود نداشته باشد!
    
هیچ جای دنیا چیزی به نام ساماندهی مد وجود نداشته و ندارد. مثل مواد غذایی كه در آن موفق بودیم و در صنعت ساختمانی هم موفقیت هایی داشتیم. در تولید اتومبیل هم یك كارهایی كردیم. درست است كه نمی توانیم بگوییم در حد بالایی بوده و كاملاموفقیم، ولی یك كارهایی كردیم. حالاكدام یكی از این بخش ها نظارتی بوده؟
به نظرم بهتر است در جوامعی مثل جامعه ما كه اسلامی است ابتدا فرهنگ را گسترش دهیم تا دچار بحران نشویم. وقتی صحبت از یك فرهنگ اسلامی است پوشاك امر مهمی است و به نوعی
اساسی ترین اصل و رو بنای كار است اما ما با رفتار های غیر منطقی و بدون كارشناسی مواجه می شویم مساله اصلی در ایران درباره این موضوع چیست؟
من به شما یك چیزی بگویم: مساله مردمند. مردم چه پتانسیلی دارند. اصلانمی شود گفت مردم جامعه ما اسلامی نیستند!هیچ وقت نباید این طوری فكر كنیم، چون اسلامی هستند .
درست است، ولی به شیوه خودشان: نه یك شكل، نه یك ایده از یك دیگری برتر.
بله. متفاوتند. ولی مهم این است كه مفهوم پوشش در جامعه ما وجود دارد ومردم این را می خواهند. این طوری نیست كه بگوییم وجود ندارد و خود من (به شخصه) بازاركارخوبی درلباس های میهمانی پوشیده پیدا كردم. مگر مخاطب من كیست؟!
همین جا یك پرانتز باز كنیم. اینجا چیزی كه شما می گویید امر زیبایی در آن دخیل است. امر یك شكل شدن در آن دخیل نیست. اما به نظر می رسد طرح دولت این یك شكل كردن است. یك شكل برآمده از یك تفكر و ایده كلی.
اصلامگر همچین چیزی ممكن است؟ همه چیز یك شكل بشود! ببینید ما یك قانون داریم در جامعه. مردم باید درجامعه پوشیده باشند. این قانون می تواند شخص را در بیرون جامعه كنترل كند و در داخل خانه نمی تواند. می بینیم حجاب كشورهایی مثل تركیه خیلی زیباتر از ما است و هر جای دیگری كه مردم با اعتقادات خودشان زندگی می كنند.
ولی اینجا واقعا معلوم نیست شخص باحجاب است یا بی حجاب. وقتی اجبار می آید، محدودیت می آید. مسدود كردن می آید. مرز بین بی حجابی و حجاب از بین می رود. البته این یك امر كلی است و من فكر می كنم مردم ما هم نمی پذیرند. من معتقدم در آینده، خود دولت بر این باور خواهد بود كه حجاب نباید به این شكل باشد! اما مردم نمی توانند بپذیرند. حالاما طراحی های مختلف داریم. لباس میهمانی، مانتو، لباس شب، لباس زیر... ما نمی توانیم بگوییم همه لباس ها باید پوشیده باشند: چون لباس كاربردهای مختلفی دارد ولی می توانیم حتی با همین قانون ساماندهی مد لباس در زیرمجموعه لباس های بیرون و اجتماعی، طرح های خاصی را ارائه دهیم كه مردم بتوانند و بخواهند استفاده كنند و من فكر می كنم اصلاراه دیگری ندارد. باید طراح های خوب را بیاورند و این طراح ها كارهایی را ارائه بدهند كه مخاطب بپذیر. حالاچه به عنوان مخالف و چه موافق و اگر بتوانند آثار زیباتری ارائه بدهند من می پذیرم.
    
قبل از اینكه برویم سراغ این موضوع بگذارید یك چیزی را بررسی كنیم، چون فكر می كنم الان در جامعه مساله فقط پوشش نیست.
مساله خیلی چیزهاست، مثلارنگ هم هست. خیلی ها هستندكه كاملاپوشیده اند ولی آرایش لباس شان رنگ دارد. پررنگ است، شاد است. اما آنها هم دچار مشكل می شوند و اساسا به نظر من هر كسی كه پوشیده هم باشد اما زیبا باشد دچار مشكل است.
    
به نظر می رسد مشكل بعضی از آقایان، با زیبایی است نه با پوشش صرف.
دقیقا اینجا مساله از همان برخوردهای غلط با حجاب ناشی شده. ما به خاطر همین برخوردهای غلط نتوانستیم بفهمیم كه پوشش برایمان امری مهم است. اما من می خواهم بگویم كه اینكه می گوییم زیبا باشیم خیلی وقت ها فكر می كنیم باید جلب توجه كنیم! در كشورهای غربی شاید كسی با تاپ بیرون برود اما جلب توجه نمی كند! اما جوانان ما به آرایش چهره روی می آورند. آرایش ما شكل ظاهری ما است. ما مثلاجوان هایی را می بینیم كه انگار دارند به یك میهمانی و مجلس شبانه می روند. شما به میزان مصرف مواد آرایش در كشور دقت كنید!
    
فكر می كنم جزو كشورهای اول باشیم.
بله و این بسیار وحشتناك است! و من معتقدم به خاطر این موضوع، جوان هرگز به رشدو بلوغ فكری در این مورد نمی رسد و می بینم گاهی كه مثلاخانمی 50-60 ساله مانند بچه های 18-17 ساله لباس می پوشد و این نشان می دهد به خاطر این محدودیت ها آن شخص به رشد و بلوغ فكری در این زمینه نرسیده.
از این گذشته، گاهی آرایش صورت با نوع لباس هماهنگ نیست. كفشی كه می پوشد با هیچ چیز همخوان نیست و مناسب نیست و جای استفاده از هر چیز را نمی داند، ولی اگر در انتخاب آزاد باشد مسلما به آرایش صورت دیگر به این شیوه فكر نمی كند! البته سخت است و من فكر می كنم نظام به این موضوع رسیده است، اما نمی تواند پیاده اش كند.
    
جالب است كه كاركرد سیاست های فرهنگی این است كه امر جلب توجه جای امر زیبایی را بگیرد. حالابه عنوان یك طراح مد فكر می كنید طراحان مد با همین وضعیت نظارتی حاكم، این پتانسیل را دارند كه مفهوم پوشش را نزد مردم كه تغییر كلی نه ولی حداقل گسترش بدهند؟
با همین شرایط نظارتی كه هست باز اگر حمایت در این راستا باشد كه نیروها و توانمندی ها و دیدگاه ها را هماهنگ كنیم، بله، می شود. چون طراحان ما این توانمندی را دارند كه طرح هایی ارائه بدهند هم زیبا و هم پوشیده. این كار را هم می كنند چراكه ناخودآگاه امر زیبایی وجود دارد! حالادوباره به عنوان مثال لباس های گشاد مد شده، چرا؟در حالی كه مدتی فقط لباس های اندامی مد بود. چون زیبایی های این تیپ لباس را یافتند. لباس هایی كه شاید تا4-5 سال پیش نمی پوشیدیم ولی الان مدشده و می پوشیم. چراكه زیبایی های لباس گشاد بر ما نمایان شد و اگر طراح بر اساس نیاز جامعه كار كند مطمئنا موفق می شود. ضمن اینكه وقتی مساله زیبایی مطرح است كسی به چیز دیگر توجهی نمی كند یعنی یك روش غیرمستقیم.
    
وقتی می گوییم رنگ امسال مثلاآبی است این آبی بودن را چه كسی تعیین می كند؟ می خواهم بدانم تعیین این امر یك اتفاق زیبایی شناسانه است یا امر دیگری؟
به نظر من شركت های قدرتمند مد را تعیین می كنند. در همه چیز مثلادر لوازم خانگی مدتی همه چیز نقره یی بود.
    
این امر جهانی است یا داخلی؟ یا رنگ، رنگ جهانی است؟
جهانی است. اصلابه ما ربطی ندارد و ما هم باید قدرتمند شویم و تولیدات خوب داشته باشیم. حتی از توانایی های غربی ها استفاده كنیم. مگر در زمینه سدسازی و صنعت و غیره از ژاپن و روسیه و... كمك نمی گیریم! چرا در این زمینه از آنها كمك نگیریم. واقعا فكر می كنید نمی شود؟ مثلادعوت كنیم از آنها كه طرح های لباس های اسلامی بدهند.
    
مثلابه این عكس ها توجه كنید (از داخل یك مجله چند عكس نمایشگاه مد با پوشش كامل نشان می دهند مثلاشركت CHANEL) از مقنعه برای لباس عروس استفاده كرده و فكر می كنیم كه این كارها به سفارش یك جامعه اسلامی است! چرا نباید در این زمینه از توانایی های دیگران استفاده كنیم؟!
چیزی كه به عنوان مد در جامعه جاری است و ما می بینیم به نظر خیلی یك شكل نمی آید؟
   
جوان ها خیلی به هم نزدیك و هم شكل شدند. مد آیا آدم ها را به هم شبیه می كند؟ یعنی می توانیم بگوییم این یكی از كاركردهای مد است؟
حتما همین طور است!دیگر همه جا پر از تلویزیون LCD شده. همه چیز همه جا مد می شود. ولی در ایران به دلیل محدودیت ها این یك شكلی ها بیشتره و مردم همشكل ترند.
    
من فكر می كنم یكی از كاركردهای مد این است كه مفهوم پوشش و آرایش را بین عامه مردم گسترش بدهد. آیا مد در ذات و در ایران این پتانسیل را دارد؟
مد تنوع را بیشتر می كند، ولی در مقاطع زمانی خاص. مثلاببینید مد در یك قشری به یك نوعی زیاد می شود. این اتفاق در یك مقطعی همه گیر می شود و دوباره افت می كند و دوباره...
    
اثر هنری باید ارائه بشود تا دیده شود، تا اثر هنری شود.
درست است. ولی من نمی توانم بگویم وجود ندارد. اتفاقا این واقعیتی است كه وجود دارد و اتفاقا دغدغه من همین است. چرا وقتی می خواهیم نمایشگاه ارائه بدهیم فقط به لباس بیرون و مانتو فكر می كنیم. لباس آدم همه چیز است. باید به همه اینها كیفیت بدهی و ارتقا بدهی وحمایتش كنی. مگر ما فقط لباس اجتماع داریم؟ لباس زیر هم داریم. لباس حمام هم داریم.
    
ولی گویا این نباید در ایران دیده شود.
بله. اصلامساله همین است. اماهرچقدرهم محدودیت وجود داشته باشد طبیعت كار می كند. ناخودآگاه انسان میل به زیبایی دارد. درصورتی كه اصلاهم دیده نمی شود ولی نیاز خودش را برآورده می كند.
    
به عنوان آخرین سوال: كلمه مد به نظر می رسد با خودش یك تناقض دارد. یعنی هم امر معاصر بودن را دارد و هم امر تاریخی. به نظر شما كار مد، چه زمانی مد می شود؟ به عبارت بهتر، چه زمان می شود به یك ایده گفت مد؟
زمانی كه مردم آن را می پذیرند.
    
و چه زمانی این امر تاریخی می شود؟ و از معاصر بودن فاصله می گیرد و به ناخودآگاه تاریخی ما می پیوندد؟
وقتی قبول نداشته باشیم و این می شود سنت. البته گاهی هم مد با خود سنت را به همراه دارد.
    
و نكته پایانی...
هر آنچه باید گفته می شد، شد.
دغدغه من لباس و زیبایی و مد است، همین!

میلاد حضرت معصومه (س)و روز دختر مبارک باد




میلاد حضرت معصومه سلام الله علیها و روز دختر مبارک باد

وبلاگ > مؤذن جامی، محمدهادی - مطابق مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی اول ذیعقده روز تولد حضرت معصومه (س) به نام «روز ملی دختران » نامگذاری گردیده است. ضمن تبریک این روز گرامی به همه دختران سرزمین سبز اسلامیمان، امیدواریم این نامگذاری، منشأ ارزشمندی برای توجه، تفکر، تصمیم سازی و اقدامات پرخیر و پربرکت برای این بخش مهم و سرنوشت ساز از جامعه ما باشد.حضرت فاطمه معصومه (س) در روز اول ذیقعده سال 173 هجری برابر 6 فروردین169 خورشیدی، در شهر مدینه چشم به جهان گشود. این بانوی بزرگوار، از همان آغاز، در محیطی پرورش یافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضایل اخلاقی آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسایی و تقوا، راستگویی و بردباری، استقامت در برابر ناملایمات، بخشندگی و پاکدامنی و نیز یاد خدا، از صفات برجسته این خاندان پاک سیرت و نیکو سرشت به شمار می رفت. پدران این خاندان، همه برگزیدگان و پیشوایان هدایت بودند.....

*********************************

سرچشمه دانش

حضرت معصومه (س) در خاندانی که سرچشمه علم و تقوا و فضایل اخلاقی بود، پرورش یافت. پس از آنکه پدر بزرگوار آن بانوی گرامی به شهادت رسید، فرزند ارجمند آن امام، یعنی حضرت رضا (ع) عهده دار امر تعلیم و تربیت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نیز بر عهده گرفت. در اثر توجهات زیاد آن حضرت، هر یک از فرزندان امام کاظم (ع) به مقامی والا دست یافتند و زبانزد همگان گشتند. ابن صباغ ملکی در این باره می گوید: هر یک از فرزندان ابی الحسن موسی معروف به کاظم، فضیلتی مشهور دارد.بدون تردید بعد از حضرت رضا (ع) در میان فرزندان امام کاظم(ع) حضرت معصومه (س) از نظر علمی و اخلاقی، والا مقام ترین آنان است. این حقیقت از اسامی، لقب ها، تعریف ها و توصیفاتی که ائمه اطهار (ع) از ایشان نموده اند، آشکار است و این حقیقت روشن می سازد که ایشان نیز چون حضرت زینب (س) "عالمه غیر معلمه" بوده است.


مظهر فضایل

حضرت فاطمه معصومه (س) مظهر فضایل و مقامات است. روایات معصومان (ع) فضیلت ها و مقامات بلندی را به آن حضرت نسبت می دهد. امام صادق (ع) در این باره می فرمایند:

آگاه باشید که برای خدا حرمی است و آن مکه است؛ و برای پیامبر خدا حرمی است و آن مدینه است. و برای امیر مومنان حرمی است و آن کوفه است. بدانید که حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است. آگاه باشید که قم، کوفه کوچک ماست، بدانید بهشت هشت دروازه دارد که سه تای آن ها به سوی قم است. بانویی از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسی، در آن جا رحلت می کند که با شفاعت او، همه شیعیان ما وارد بهشت می شوند.

مقام علمی حضرت معصومه (س)

حضرت معصومه (س) از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشیع است و مقام علمی بلندی دارد. نقل شده که روزی جمعی از شیعیان، به قصد دیدار حضرت موسی بن جعفر (ع) و پرسیدن پرسش هایی از ایشان، به مدینه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم (ع) در مسافرت بود، پرسش های خود را به حضرت معصومه (س)که در آن هنگام کودکی خردسال بیش نبود، تحویل دادند. فردای آن روز برای بار دیگر به منزل امام رفتند، ولی هنوز ایشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش های خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدی به خدمت امام برسند، غافل از این که حضرت معصومه (س)جواب پرسش ها را نگاشته است. وقتی پاسخ ها را ملاحظه کردند، بسیار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاری فراوان، شهر مدینه را ترک گفتند. از قضای روزگار در بین راه با امام موسی بن جعفر (ع) مواجه شده، ماجرای خویش را باز گفتند. وقتی امام پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند، سه بار فرمود: پدرش فدایش .

فضیلت زیارت

دعا و زیارت، پر و بال گشودن از گوشه تنهایی، تا اوج با خدا بودن است. دعا و زیارت، جامی است زلال از معنویت ناب درکام عطشناک زندگی؛ و زیارت حرم معصومه (س)، بارقه امیدی در فضای غبارآلود زمانه، فریاد روح مهجور در هنگامه غفلت و بی خبری، و نسیمی فرحناک و برخاسته از باغستان های بهشت است. زیارت مرقد فاطمه معصومه (س)، به انسان اعتماد به نفس می دهد، و او را از غرق شدن در گرداب نو میدی باز می دارد و به تلاش بیشتر دعوت می کند. زیارت مزار با صفای کریمه اهل بیت (س)، سبب می شود که زائر حرم، خود را نیازمند پروردگار ببیند، در برابر او خضوع کند ، از مرکب غرور و تکبر- که سرچشمه تمامی بدبختی ها و سیه روزی هاست- فرو آید و حضرت معصومه (س) را واسطه درگاه پروردگار عالمیان قرار دهد. بر همین اساس است که برای زیارت آن حضرت، پاداش بسیار بزرگی وعده داده شده و آن، ورود به بهشت است. در این باره از امام جواد (ع) نقل شده که فرمود: هر کس عمه ام را در قم زیارت کند، بهشت از آن اوست.

برگزیدن شهر قم

پس از آنکه حضرت معصومه (ع) به شهر ساوه رسید، بیمار شد چون توان رفتن به خراسان را در خود ندید، تصمیم گرفت به قم برود. یکی از نویسندگان در این باره که چرا حضرت معصومه (س) شهر قم را برگزید، می نویسد: بی تردید می توان گفت که آن بانوی بزرگ، روی ملهم و آینده نگر داشت و با توجه به آینده قم و محوریتی که بعدها برای این سرزمین پیش می آید - محوریتی که آرامگاه ایشان مرکز آن خواهد بود - بدین دیار روی آورد. این جریان به خوبی روشن می کند که آن بانوی الهی، به آینده اسلام و موقعیت این سرزمین توجه داشته و خود را با شتاب بد ین سر زمین رسانده و محوریت و مرکزیت آن را با مدفن خود پایه ریزی کرده است.


غروب غمگین

حضرت فاطمه(س) پس از ورود به شهر قم، تنها هفده روز در قید حیات بود و سپس دعوت حق را لبیک گفت و به سوی بهشت برین پرواز کرد. این حادثه در سال 201 هجری رخ داد. سلام بر این بانوی بزرگوار اسلام از روز طلوع تا لحظه غروب. درود بر روح تابناک معصومه (س) که اینک آفتاب حرم باصفایش، زمین قم را نورانی کرده است. سلام بر سالار زنان جهان و فرزند پیام آوران مهر و مهتران جوانان بهشتی. ای فاطمه! در روز قیامت، شفیع ما باش که تو در نزد خدا، جایگاهی ویژه برای شفاعت داری.


زیارت حضرت معصومه (س) از منظر روایات

درباره فضیلت زیارت حضرت معصومه (س) روایات فراوانی از پیشوایان معصوم رسیده است. از جمله، هنگامی که یکی از محدثان برجسته قم، به نام سعد بن سعد به محضر مقدس امام رضا (س) شرفیاب می شود، امام هشتم خطاب به ایشان می فرماید: ای سعد! از ما در نزد شما قبری است. سعد می گوید: فدایت شوم! آیا قبر فاطمه دختر موسی بن جعفر (س) را می فرمایید؟ می فرماید: آری، هر کس او را زیارت کند، در حالی که به حق او آگاه باشد، بهشت از آن اوست.

پیشوای جهان تشیع امام جعفر صادق (س) نیز در این باره می فرماید: هر کس او را زیارت کند، بهشت بر او واجب گردد. و در حدیث دیگری آمده است: زیارت او، هم سنگ بهشت است.


زیارت مأثور درباره حضرت معصومه (ع)

یکی از ویژگیهای حضرت معصومه (س)، ورود زیارتنامه ای از سوی معصومان (س) درباره ایشان است که پس از حضرت فاطمه زهرا (س)، او تنها بانوی بزرگواری است که زیارت مأثور دارد. بانوان برجسته ای چون: آمنه بنت وهب، فاطمه بنت اسد، خدیجه بنت خویلد، فاطمه ام البنین، زینب کبری، حکیمه خاتون و نرجس خاتون که هیچ شک و تردیدی در مقام بلند و جایگاه رفیع آن ها نیست. هیچ کدام زیارت مأثور از سوی معصومان (س) ندارند و این، نشاندهنده مقام والای این بانوی گرانقدر اسلام است. باشد که شیعیان و پیروان اهل بیت عصمت و طهارت(س) به ویژه بانوان، این مقام بزرگ و عالی را پاس بدارند و همواره الگو و مظهر عفاف و تقوا و حیا باشند. تنها در این صورت است که روح باعظمت این بانوی بزرگ از همه ما خشنود خواهد شد.


امام رضا (ع) و لقب "معصومه"

حضرت فاطمه معصومه (س) بانویی بهشتی، غرق در عبادت و نیایش، پیراسته از زشتی ها و شبنم معطر آفرینش است. شاید یکی از دلایل "معصومه" نامیدن این بانو، آن باشد که عصمت مادرش حضرت زهرا (س) در او تجلی یافته است. بر اساس پاره ای از روایات، این لقب از سوی امام رضا (ع) به این بانوی والامقام اسلام وارد شده است؛ چنان که فقیه بلند اندیش و سپید سیرت شیعه، علامه مجلسی(ع) در این باره می گوید: امام رضا (ع) در جایی فرمود: هرکس معصومه را در قم زیارت کند، مانند کسی است که مرا زیارت کرده است.


کریمه اهل بیت

حضرت معصومه (س) در زبان دانشمندان و فقیهان گران قدر شیعه، به لقب "کریمه اهل بیت" یاد می شود. از میان بانوان اهل بیت، این نام زیبا تنها به آن حضرت اختصاص یافته است. بر اساس رؤیای صادق و صحیح نسب شناس گرانقدر، مرحوم آیت الله مرعشی نجفی، این لقب از طرف امام صادق (ع) بر حضرت معصومه (س) اطلاق شده است. در این رؤیا، امام صادق (ع) به آیت الله نجفی-که با دعا و راز و نیاز، تلاش پیگیری را برای یافتن قبر مطهر حضرت زهرا (س) آغاز کرده خطاب فرمود: برتو باد به کریمه اهل بیت.


القاب حضرت معصومه (س)

به طور کلی، سه زیارت نامه برای حضرت معصومه (س) ذکر شده که یکی از آن ها مشهور و دو تای دیگر غیر مشهور است. اسامی و لقب هایی که برای حضرت معصومه(س) در دو زیارت نامه غیر مشهور ذکر شده؛ به قرار ذیل است: طاهره (پاکیزه)، حمیده (ستوده)؛ بِرّه (نیکوکار)؛ رشیده (حد یافته)؛ تقّیه (پرهیزگار)؛ رضّیه (خشنود از خدا)؛ مرضیّه (مورد رضایت خدا)؛ سیده صدیقه (بانوی بسیار راستگو)؛ سیده رضیّه مرضّیه (بانوی خشنود خدا و مورد رضای او)؛ سیدةُ نساء العالمین (سرور زنان عالم). هم چنین محدثّه و عابده از صفات و القابی است که برای حضرت معصومه (س) عنوان شده است.


شفاعت حضرت معصومه (س)

بالاترین جایگاه شفاعت، از آن رسول گرامی اسلام است که در قرآن کریم، از آن به "مقام محمود" تعبیر شده است. همین طور دو تن از بانوان خاندان رسول مکرم اسلام ، شفاعت گسترده ای دارند که بسیار وسیع و جهان شمول است و می تواند همه اهالی محشر را فرا گیرد. این دو بانوی عالی قدر، صدیقه اطهر، حضرت فاطمه زهرا (س) و شفیعه روز جزا، حضرت فاطمه معصومه (س) هستند. در مورد شفاعت گسترده حضرت زهرا (س) همین بس که شفاعت، مهریه آن حضرت است و به هنگام ازدواج، پیک وحی طاقه ابریشمی از سوی پروردگار آورد که در آن، جمله خداوند مهریه فاطمه زهرا را، شفاعت گنهکاران از امت محمد (ص) قرار داد، با کلک تقدیر نقش بسته بود. این حدیث از طریق اهل سنت نیز نقل شده است. پس از فاطمه زهرا (س) از جهت گستردگی شفاعت، هیج بانویی به شفیعه محشر، حضرت معصومه (س) نمی رسد. بر همین اساس است که حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمودند: با شفاعت او، همه شیعیان ما وارد بهشت می شوند.


سرّ قداست قم

در احادیث فراوانی به قداست قم اشاره شده است. از جمله امام صادق (ع) قم را حرم اهل بیت (ع) معرفی و خاک آن را، پاک و پاکیزه تعبیر کرده است. همچنین ایشان در ضمن حدیث مشهوری که درباره قداست قم به گروهی از اهالی ری بیان کردند، فرمودند: بانویی از فرزندان من به نام فاطمه دختر موسی، در آن جا رحلت می کند که با شفاعت، او همه شیعیان ما وارد بهشت می شوند. او می گوید: من این حدیث را هنگامی از امام صادق (ع) شنیدم که حضرت موسی بن جعفر(ع) هنوز دیده به جهان نگشوده بود. این حدیث والا، از رمز شرافت و قداست قم پرده برمی دارد و روشن می سازد که این همه فضیلت و شرافت این شهر که در روایات آمده، از ریحانه پیامبر، کریمه اهل بیت (س) ،مهین بانوی اسلام، حضرت معصومه (س) سرچشمه می گیرد که در این سرزمین دیده از جهان فرو می بندد و گرد و خاک این سرزمین را، توتیای دیدگان حور و ملایک می کند.


محبت و مباهات حضرت معصومه (س) به امام هشتم

مدت 25 سال تمام، حضرت رضا (ع) تنها فرزند نجمه خاتون بود. پس از یک ربع قرن انتظار، سرانجام ستاره ای تابان از دامان نجمه درخشید که هم سنگ امام هشتم (ع) بود و امام (ع) توانست والاترین عواطف انباشته شده و در سودای دلش را بر او نثار کند. بین حضرت معصومه و برادرش امام رضا (ع) عواطف سرشار و محبت شگفت انگیزی بود که قلم از ترسیم آن عاجز است. در یکی از معجزات امام کاظم (ع) که حضرت معصومه (ع) نیز نقشی دارد، هنگامی که نصرانی می پرسد: شما که هستید؟ می فرماید: من معصومه، خواهر امام رضا (ع) هستم. این تعبیر، از محبت سرشار آن حضرت به برادر بزرگوارش امام رضا (ع) و نیز از مباهات ایشان به این خواهر- برادری سرچشمه می گیرد.


سرآمد بانوان

فاطمه معصومه (س) از جهت شخصیت فردی و کمالات روحی، در بین فرزندان موسی بن جعفر (ع) بعد از برادرش ، علی بن موسی الرضا (ع) در والاترین رتبه جای دارد. این درحالی است که بنا بر مستندات رجالی، فرزندان دختر امام کاظم (ع) دست کم هجده تن بوده اند و فاطمه در بین این همه بانوی گران قدر، سرآمد بوده است. حاج شیخ عباس قمی آنگاه که از دختران موسی بن جعفر (ع) سخن می گوید، درباره فاطمه معصومه (س) می نویسد: بر حسب آنچه به ما رسیده، افضل آن ها،سیده جلیله معظمه ، فاطمه بنت امام موسی (ع) معروف به حضرت معصومه است.


فضیلت بی نظیر

شیخ محمد تقی تُستری، در قاموس الرجال، حضرت معصومه (س) را به عنوان بانوی اسوه معرفی کرد و فضیلت وی را در میان دختران و پسران حضرت موسی بن جعفر (ع)، غیر از امام رضا (ع) بی نظیر دانسته است. ایشان در این زمینه چنین می نویسند: در میان فرزندان امام کاظم (ع) با آن همه کثرتشان، بعد از امام رضا(ع) کسی هم شأن حضرت معصومه (س) نیست. بی گمان این گونه اظهارنظرها و نگرش به شخصیت فاطمه دختر موسی بن جعفر (ع) بر برداشت هایی استوار است که از متن و روایات وارده از ائمه اطهار (ع) به دست آمده است. این روایت ها، مقام هایی را برای فاطمه معصومه (س) برشمرده اند؛ مقامی که نظیر آن، برای دیگر برادران و خواهران وی ذکر نکرده اند و به این ترتیب، نام فاطمه معصومه (س) درشمار زنان برتر جهان قرار گرفته است.


بوی وصال

بی شک اهل بیت پیامبر (ص) چهره های پرفروغی به جهانیان عرضه کرده اند و نامشان مانند ستارگان درخشان در آسمان فضایل می درخشد. درخشان ترین ستاره در میان بانوان هفتمین منظومه ولایت، فاطمه فرزند پاکیزه موسی بن جعفر (ع) است؛ بانویی که سالهاست تشنگان معرفت از حریمش،زلال ایمان می نوشند و عارفان با گذر بر زندگی فرزانه اش و درک لحظه های آسمانی شدنش، درهای عروج را به روی خود می گشایند و بوی وصال را در گستره زمین منتشر می سازند. اینک غروب غم انگیز این سیده جلیله، بر همه دوستداران اهل بیت تسلیت باد و دست های نیازمند ما، در روز محشر از دامان محبت و گذشت فاطمه معصومه (س) کوتاه مباد!


به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام                         به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام

تویـی که شــاه خراسان بود بــرادر تــو                      بـــر آن مقام رفیــع و بـر این مقام، ســلام

به هر عدد که تکلم شـود به لیل و نهار                      هــــزار بـار فـــزون تـر ز هـر کـلام، ســلام

صبح تا شب و از شام، تا طلیعه صبــح                       بر آستـانه قــدسـت علی الـدوام، ســلام

در آســـمان ولایــت، مــه تمــامی تـــو                      زپای تا به ســرت ای مـــه تـمـام، ســلام

به پیشگــاه تو ای خواهـــر شه کـَـونین                      ز فـرد فـرد خلیـق، به صبح و شام ســلام

منم که هر سر مویم به هر زمان گویـد                        به جـان پــاک تـو ای دخــتـر امـام، ســلام

منبع : ایرنا

**************************************

از سال 86 اول ذیقعده روز ولادت حضرت معصومه(س) به عنوان روز ملی دختران در تقویم ها درج گردد.[1] سازمان فرهنگی هنری، فرهنگسرای دختران، سازمان تبلیغات اسلامی، آستان مقدس حضرت معصومه(س)، آستان مقدس امام رضا(ع)، سازمان ملی جوانان، آموزش وپرورش، مرکز امور زنان وخانواده ریاست جمهوری، بسیج خواهران، شورای فرهنگ واجتماعی زنان، سازمان صدا وسیما، وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی و امور بانوان شهرداری تهران از اعضای شورای سیاستگذاری گرامیداشت روزملی دختران هستند.


اهداف و دلایل نام گذاری

از دیدگاه طراحان و پیشنهاد دهندگان نام گذاری روز تولد حضرت معصومه (س) به عنوان روز ملی دختران، از آنجا که دختران در دین اسلام بسیار مورد توجه قرار گرفته‌اند و نیمی از جمعیت جامعه ما را تشکیل می‌دهند ؛ برنامه‌ریزی متناسب با جنسیت برای آنها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است . و این نامگذاری می تواند چند موضوع حائز اهمیت را در جامعه مورد توجه قرار دهد :

1. "شخصیت حضرت معصومه(س)" و ابعاد شخصیتی ایشان در جهت " الگو سازی" برای گروه مهمی از جامعه به عنوان دختران مسلمان، پیشرو و تحول آفرین .

2. این نامگذاری در واقع توجه همگان را به گروهی از جامعه با عنوان دختران که موجودیت آنها در جامعه از اهمیت ویژه ای برخوردار است جلب می نماید . دخترانی که نقشی سرنوشت ساز در حال و آینده جامعه داشته، مادران فردایند و تربیت صحیح آنها تضمین موفقیت جامعه آینده است. به یقین در یک جامعه هرچه دختران جدی‌تر، پرتلاش‌تر، مهذب‌تر، و بااخلاق‌تر باشند، جامعه با سرعت بیشتری به سمت شکوفایی، کمال و سعادت حرکت می‌کند .

3. سایر آثار مثبت دیگر که این نامگذاری به دنبال خواهد داشت از قبیل ؛ تبیین و گسترش جایگاه و مقام دختران در دین مترقی اسلام، تأکید بر نقش دختران در فرهنگ ایران اسلامی؛ هویت یابی و خودشناسی دختران، گسترش فرهنگ خودباوری، حیا و حجاب در میان دختران، اصلاح نگرش های جامعه، خانواده و رسانه‌ها نسبت به دختران، تبیین جایگاه دختران در انقلاب و جمهوری اسلامی، بررسی نیازمندی ها و خواسته های مشروع آنان، میزان امکانات، موانع و آسیب های فراروی دختران جامعه، مقابله با خرده فرهنگهای غلط، خنثی سازی تبلیغات سوئی که متاسفانه درجهان بر علیه اسلام می شود و مطرح می کنند که زنان و دختران در بین مسلمانان از جایگاه حقیقی و حقوق حقه خودشان برخوردار نیستند. و بالآخره اینکه وجود یک روز رسمی به نام روز ملی دختران می تواند توجه جامعه را در عرصه داخلی و هم در عرصه جهانی به این موضوع مهم جلب کند که همواره حضور، شخصیت، فعالیت و تأثیر وجودی دختران برای حال و آینده جامعه بسیار مهم و سرنوشت ساز است.

مجموعه عوامل فوق سبب گردید تا پیشنهاد دهندگان به منظور الگوسازی برای دختران و پاسخگویی به نیازهای متنوع آنان، اثبات هویت و شکوفایی خلاقیت‌هایشان، طرحی ارایه نمایند که بر اساس آن روز میلاد حضرت معصومه (س) روز دختران نامگذاری شود. چنانکه رئیس فرهنگسرای دختران تهران، در نامه ای به دکتر محمود احمدی نژاد، ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی، آورده است " پس از بررسی های کارشناسانه و بهره مندی از نظرات مشورتی صاحبان اندیشه اسلامی و مجامع مرتبط، روز میلاد حضرت معصومه (س) به عنوان روز ملی دختران، پیشنهاد می گردد." در این نامه، از رئیس محترم جمهور و ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی درخواست شده، تا ضمن توجه به این پیشنهاد و تصویب و اجرایی کردن آن، فرصتی برای پرداختن به دختران جامعه اسلامی و ارایه الگویی فراگیر و منطبق با فرهنگ اسلامی ایرانی فراهم آید.[2]


مقام و جایگاه دختران در اسلام

آموزه های مترقی اسلامی با احیاء و اصلاح جایگاه زن در جوامع مختلف بشری، پدید آوردنده تحوّلى مثبت و شگرف درتبیین جایگاه دختران و تکریم شخصیت و حقوق آنان بوده و همواره مبیّن اوج تکریم و تجلّى ارزشهاى والاى انسانى دختران می باشد.[3] چنانکه پیامبر اکرم صلى‏ الله ‏علیه‏ و‏آله با تمام عظمتش به زنان و دختران احترام مى‏گذاشت ؛ آن حضرت در برخورد با دخترش فاطمه علیهاالسلام همگان را به حیرت وامى ‏داشت. مکرر دست دخترش فاطمه علیهاالسلام را مى‏ بوسید و مى‏ فرمود: «پدرش فداى او باد.»[4] و زمانى که حضرت عازم سفر بود فاطمه علیهاالسلام آخرین کسى بود که پیامبر از او خداحافظى مى ‏کرد و در بازگشت نیز زودتر از هر کسى به دیدن وى مى‏ رفت و مى‏ فرمود: «بوى بهشت را از دخترم فاطمه استشمام مى ‏کنم.»[5] رسول مکرّم اسلام (ص) با این سخنان و برخورد عملى با دختر خود، علاوه بر شناساندن مقام و عظمت اهل‏بیت علیهم‏ السلام و تأکید بر ادامه سلسله ولایت و امامت از طریق دختر خود، مى‏ خواستند به تمامى انسانها ثابت کنند که در آخرین دین الهى، «دختران و زنان» از کرامت و جایگاه خاصّى برخوردارند. همچنین آن فرستاده بزرگوار میزان سنجش و ارزش مردان را در نوع برخورد و تعامل با زنان و دختران دانسته و مى‏ فرمود: «بهترین شما (مردان) کسى است که براى زنان و دخترانش بهترین باشد.»[6] همچنین در فرهنگ اهل‏بیت علیهم ‏السلام نیز که ریشه در وحى و کلام الهى (قرآن) دارد، زنان و دختران از جایگاه خاصّى برخوردارند. تعابیر زیبا و بلندى که براى دختران به کار گرفته شده است، حاکى از این موضوع است. در سخنان معصومان علیهم‏ السلام از دختران با واژه‏ هایى چون: ریحانه (گل)، قواریر (بلورها)، و حسنه (نیکى) یاد شده است؛ که هر یک، نشان از امتیاز و ویژگى خاصّ طبیعى و روحى دختران دارد.[7] لذا به حق مى‏توان دین مبین اسلام را بنیان‏گذار تکریم دختران و زنان دانست.

چادر سر می کنم اما!


چادر سر می‌کنم. من نسبت به حجاب نگاه مثبتی دارم و شخصا حجاب را دوست دارم. اما حقیقتا به چادر علاقه ندارم، چون هم سختی برایم ایجاد می‌کند و هم وقتی سر تا پای یک خانم سیاه است، چندان دید قشنگی در نگاه آدم ایجاد نمی‌کند.
برای بازخوانی و بررسی نظرات امام راحل(س) در رابطه با حجاب، و آشنایی با نگاه و رفتار ایشان در این رابطه با نزدیکان خود، به سراغ فردی از بیت امام(س) رفتیم. نعیمه اشراقی، نوه امام خمینی(س)، مهندس پتروشیمی و کار‌شناس ارشد صنایع از دانشگاه امیرکبیر، و معاون مدیرعامل و عضو هیات مدیره شرکت خدمات مهندسی نفت کیش، به دعوت ما برای مصاحبه پاسخ مثبت داد و با روی گشاده پذیرای سوالات ما شد. 

به گزارش پارسینه سایت جماران در ادامه آورده است: گرچه خانم اشراقی در ابتدای گفت‌وگو با پایگاه اطلاع‌رسانی و خبری جماران، با اشاره به سوابق تحصیلی‌– ‌شغلی خود، که همگی در حوزه امور مهندسی هستند، تاکید کرد که در مسائل دینی و اجتماعی صاحبنظر نیست و تنها نظرات شخصی خود را بیان می‌کند، اما با اشرافی کامل و دقیق بر مسائل، ‌با بیانی شیوا، صحبت‌های بسیار قابل تاملی را بیان کرد. 

*** 

با توجه به آنکه در زمان فوت امام بزرگوار، شما بیست و چهار سال داشتید و بعد از انقلاب هم، در تمام ده سالی که ایشان در ایران در قید حیات بودند، همواره با امام بودید و به گفته خودتان، تقریبا در منزل امام بزرگ شدید، بفرمایید که نگاه امام به حجاب و خصوصا حجاب خانواده نزدیک خودشان چگونه بود؟ 

نظر امام راجع به حجاب مسلم است. چون تقید امام به حفظ شعائر دینی بر هیچ کس پوشیده نیست. اما نظر ایشان در این مورد نسبت به مراجع تقلید دیگر، چندان سخت‌گیرانه نبود. به خاطر دارم که در پاریس، در خانه، من بلوز و دامنی تنم بود و روسری بر سر داشتم. از امام پرسیدم که آیا این حجاب، حجاب کاملی است. ایشان هم فرمودند بله. البته تذکر دادند که حجاب برای محیطی هم که استفاده می‌شود، مهم است. در پاریس این حجاب اشکالی ندارد، اما شاید این حجاب برای شهری مانند قم حجاب کاملی نباشد. محیطی که در آن حضور دارید بر این مسئله که تا چه اندازه خودتان را پوشش دهید، تفاوت ایجاد می‌کند. 


در رابطه با حجاب خانواده خودشان و دختران فامیل برخورد ایشان چگونه بود؟ برخورد نصیحت‌وار و پدرانه داشتند و برای مثال راهنمایی می‌کردند که این پوشش را انتخاب کنید بهتر است و بعد شما را در انتخاب آزاد می‌گذاشتند یا اجبار و تحکمی هم پشت آن نصیحت بود؟ 

امام اصولا با اجبار و تحکم و خشونت بسیار مخالف بودند. حتی در خصوص مسائلی مثل نماز. به خاطر دارم که زمانی مادربزرگم مسافرت رفته بودند و قرار بر این شد که من شب‌ها در اتاق امام بخوابم. من هر شب به امام می‌گفتم که صبح من را برای نماز بیدار کنند. هر شب که می‌گفتم، ایشان صبح من را برای نماز بیدار می‌کردند. یک شب فراموش کردم به امام بگویم و صبح وقتی بیدار شدم، دیدم آفتاب زده است و امام من را بیدار نکرده‌اند. از ایشان سوال کردم و ایشان گفتند چون دیشب به من نگفتی، من بیدارت نکردم. اما بسیاری از آدم‌های دین‌دار این طور نیستند. امام نسبت به هیچ مسئله‌ای، از جمله حجاب، با خشونت برخورد نمی‌کردند. البته شاید نیازی هم نبوده است. به هر حال خانواده امام همگی به حفظ حجاب مقید بودند و اتفاقی نمی‌افتاد که نیاز به خشونت باشد. 

در جریان پس از انقلاب اما اتفاقات بسیاری افتاد که اکنون ما در کشور شاهد حجاب اجباری هستیم. عده‌ای می‌گویند نظر امام در رابطه با اجبار پوشش برای خانم‌ها دچار تغییر شد؛ به این صورت که پیش از انقلاب بیشتر بر عفت عمومی تاکید می‌کردند و می‌فرمودند که حجاب «حق» زن مسلمان است، اما پس از انقلاب، محور تاکیدات بر حجاب شرعی آمد و بیشتر تکیه بر این شد که حجاب «تکلیف» زن مسلمان است.

به نظر من، خیلی ظالمانه است که این را به امام نسبت بدهیم که نظرات ایشان قبل از انقلاب، یا در بحبوحه انقلاب و بعد از انقلاب، تغییر کرده است. امام زمانی که به رهبری انقلاب رسیدند با قبلش هیچ تفاوتی نکردند؛ نه رفتارشان، نه نظراتشان، نه زندگی‌شان و.... نمی‌توانیم بگوییم که امام، قبل از انقلاب خواستند با دل مردم راه بیایند و پس از انقلاب، حجاب را اجباری کردند. اجباری شدن حجاب در کشور ما، نتیجه تصویب قانونی است که در مجلس انجام شد. امام هر وقت نظری راجع به حجاب می‌دادند، نظر شرعی می‌دادند و تنها وجه شرعی حجاب مدنظر ایشان بود. در واقع، از زمانی که امام (س)، مبارزات خود را با رژیم پهلوی آغاز کردند، تنها چیزی که مدنظر ایشان بود، تکلیف شرعیشان بود. حتی زمانی هم که در رأس حکومت قرار گرفتند فقط تکلیف شرعیشان تغییر کرد و نظراتشان تغییر نکرد. منتها شرایط جامعه تغییر کرد. 

به هر حال، وقتی چیزی در کشوری قانون می‌شود، نباید از آن تخلف کرد و اگر کسی به آن ماده تصویب شده اعتراضی دارد، باید ساز و کار مشخصی را طی کند. راه اعتراض این نیست که بی‌قانونی صورت گیرد و راه تغییر عبور از قانون نیست. اما این مسئله که حکومت بیاید و حجاب را اجباری کند، از نظر شرعی، برای من جای شک است. در اینکه حجاب مسئله‌ای فردی است یا اجتماعی، بحث و نظر بسیار وجود دارد. ولی باید در نظر گرفت که برای رعایت نکردن حجاب، برعکس دزدی، روزه‌خواری و...، حدی در دین تعیین نشده است و به باور من، اجباری کردن حجاب وقتی معنا پیدا می‌کرد که دین، حدی برایش قائل شده باشد. در غیر این صورت، مانند نماز نخواندن که حدی ندارد، و ما نمی‌توانیم فرد تارک نماز را زندانی یا مجازات کنیم، اجباری کردن حجاب هم از نظر شرعی پشتوانه‌ای ندارد. گرچه در کشور ما قانون شده و تا جایی که این قانون پابرجاست رعایتش الزامی است. 

به نظر من، بسیار بهتر بود که ما حجاب را اجباری نمی‌کردیم. به خاطر اینکه ما با اجباری کردن حجاب، می‌خواستیم حاشیه امنیت جامعه را بالا ببریم، اما دقیقا برعکسش عمل کردیم و امنیت را پایین آوردیم. وقتی ما در جامعه حجاب را اجباری کردیم، محدودیت و ممنوعیت ایجاد کردیم، روابط دختر و پسر را ممنوع کردیم، همه این مسائل از خیابان‌ها به درون خانه‌ها رفت. کسانی که به مسائل دینی اعتقادی ندارند، وقتی در خیابان به خواسته‌های خود نمی‌رسند، در خانه‌ها، از موادمخدر، مشروب و... استفاده می‌کنند و روابط غیراخلاقی میان دختر و پسر شکل می‌گیرد. در نتیجه ما امنیت را برای نسل جوان پایین آوردیم. 

من چون در دو شهر لندن و تورنتو مدتی زندگی کرده‌ام، تفاوت‌های این دو شهر را با شهری مانند تهران دیده‌ام و می‌دانم. مشکلات دختر جوانی که در تهران از منزل خارج می‌شود و مسیری را طی می‌کند تا به مقصد برسد، خیلی بیشتر از مشکلات دختر جوانی در شهری مانند تورنتو است. در آنجا،‌ یک دختر جوان با یک خانم مسن و یا یک آقا فرقی ندارد و هیچ ‌کس به او تعرضی نمی‌کند و امنیت بالا است. منظورم از امنیت، معنای لغوی کلمه نیست. به نظر من ایران یکی از کشورهای خیلی امن است و تهران در مقایسه با شهرهای بزرگ دیگر بسیار شهر امنی است. منظور من، امنیت اجتماعی و حفظ حرمت و ارزش است. حرمت یک دختر در شهری مثل تهران بیشتر پایمال می‌شود تا در شهری که آزادی بیشتر است. به نظر من، با اجباری کردن و محدودیت گذاشتن ما به این وضعیت دچار شده‌ایم. 

در این باره، خاطره‌ای از امام به یاد دارم. در حدود سال ۱۳۶۶، روزی به دانشگاه رفته بودم و رئیس انجمن اسلامی دانشگاه با من کار داشت. دیدیم یکی از پسران دانشجو، با چهره‌ای بسیار ناراحت از آنجا بیرون آمد. از رئیس انجمن پرسیدم علت ناراحتی آن آقا چه بود؟ او گفت که ما این آقا را، چندین بار با یک دختر جوان در خارج از دانشگاه دیدیم و به او تذکر دادیم اما فایده‌ای نکرد و اکنون او را اخراج کردیم. من گفتم که شاید این دختر، خواهر یا نامزد این آقا بوده و گفتند که ما تحقیق کردیم که این دختر نه نامزد این آقا بوده و نه خواهرش. من دیگر سوالی نکردم و به سمت خانه امام رفتم و امام سوال کردند که چه خبر؟ و من هم اتفاقی که در دانشگاه افتاده بود بیان کردم. ایشان خیلی ناراحت شدند و گفتند که همین الان برگرد و به آن فرد مسئول، از قول من بگو شما به هیچ عنوان حق تجسس در کار این دانشجو و اخراج او را ندارید. 


به نظر شما، امام اعتقادی به اجباری شدن حجاب در حکومت اسلامی نداشتند. 

در رابطه با اجباری بودن حجاب، در میان صحبت‌های امام، من تنها در یک جا مشاهده کردم که از امام سوال شده بود که در شمال، خانم‌ها با لباس شنا، به داخل شهر هم می‌روند؛ در این باره ما باید چکار‌ کنیم؟ امام هم گفته بودند که خود مردم متدین مازندران اجازه نمی‌دهند که زنان لخت وارد شهرشان شوند. (جلد ۸ - صفحه ۳۳۹) اما هیچ جا به روشنی دیده نشده که ایشان می‌خواستند یا نمی‌خواستند که حجاب اجباری شود یا نه. من هم به یاد نمی‌آورم که امام برای اجباری شدن حجاب نظر خاصی داشته باشند. اما می‌دانم که با خشونت مخالف بودند. زمانی چند دانشجوی بسیجی نزد امام آمدند و از قاطعیت در مقابل بدحجابی از ایشان سوال کردند. امام در جواب فرمودند که منظور شما از قاطعیت چیست؟ اگر منظورتان برخورد فیزیکی است، این اصلا درست نیست. باید با مدارا و محبت راجع به بدحجابی برخورد کرد و با خشونت نباید کاری کرد. 


صحبتی از امام در ۱۶ اسفند ۵۷، در روزنامه کیهان نقل شده است که می‌فرمایند: «الآن وزارتخانه‏‌ها باز‌‌ همان صورت زمان طاغوت را دارد. وزارتخانه اسلامی نباید در آن معصیت بشود. در وزارتخانه‏های اسلامی نباید زن‌های لخت بیایند؛ زن‌ها بروند اما با حجاب باشند. مانعی ندارد بروند؛ اما کار بکنند، لکن با حجاب شرعی باشند، با حفظ جهات شرعی باشند». (صحیفه نور، ج‏۶،۳۲۹) گرچه پس از بیان این جمله، تا سال ۶۲ حجاب به صورت اجبار قانونی در نیامد، اما همین سخن امام، تاثیر بسیاری بر این روند قانونی و تعزیری شدن حجاب داشت. 

فرد می‌تواند در محیطش – برای مثال در ادارات - شرایطی را ایجاد کند و هر قانونی را بگذارد، اما این به آن معنا نیست که در کل جامعه اجرا شود و من نمی‌دانم که نظر امام این بوده که حجاب شرعی در کل جامعه اجباری شود یا خیر. اما به هر حال این اتفاق افتاده است. 

در تعالیم اسلام هم، نه تنها در رابطه با حجاب، بلکه در اصل دین چنین مطرح است که زمانی ثواب و عقاب معنا پیدا می‌کند که آدمی اختیار و اراده داشته باشد. انسان بی‌اختیار و بی‌اراده، نه ثوابی دارد و نه عقابی. وقتی حجاب اجباری باشد دیگر امر پسندیده‌ای انجام نگرفته است. 

با اجباری شدن حجاب، اقلیتی از زنان جامعه که به حجاب اعتقاد ندارند و مجبورند حجاب بگذارند، خودشان را به چهره‌ای درست می‌کنند که بسیار بد‌تر از بی‌حجابی است. شاید بین آن‌ها، آدم‌های شریف و نجیبی بسیاری هم باشد اما چهره‌شان این را نشان نمی‌دهد. به هر حال هر اجباری، یک اعتراضی را در پی دارد. حجاب هم یک اجبار است و اعتراضی که در پی دارد، این است که با چنین قیافه‌هایی بیرون می‌آیند و همه چیز با هم مخلوط می‌شود. در جامعه‌ای آزاد، دختری که مثلا می‌خواهد به دانشگاه برود با چهره‌ای ساده می‌رود و به مهمانی با چهره‌ای دیگر می‌رود، اما در اینجا دختران ما در همه جا، چه دانشگاه، چه مهمانی، به یک شکل می‌روند. 

یکی از علت‌هایی که در جامعه ما بر روی حجاب تا این حد سختگیری می‌شود، این است که حجاب را به عنوان یک شعار اسلامی می‌داند. اما به شرط آنکه اقلیتی که حجاب را قبول ندارند هم آن را بپذیرند. ولی چون این اقلیت، حجاب را نپذیرفتند، ما این شرایط حاد را داریم. بنابراین اگر از اجباری کردن حجاب، فقط می‌‌خواستیم حفظ ظاهر کنیم و ظاهر کشورمان را کشوری اسلامی نشان بدهیم، در همین کار هم موفق نبودیم. البته در شرایط کنونی، راه حل ما این نیست که اجباری بودن حجاب را برداریم. چون جامعه دچار شوک می‌شود. و امکان عوض کردن این امر به سادگی نیست. 


برخی می‌گویند اجباری شدن حجاب در ایران پس از انقلاب، و خشونت‌های بسیاری که افراد انقلابی با زنان بدحجاب می‌کردند، به این دلیل بوده است که ما در گذشته تاریخیمان با کشف حجاب روبرو شده‌ایم. یعنی افراد انقلابی ما، به عنوان یک ساز و کار هویت‌سازی، خودشان را در برابر حکومت پهلوی تعریف می‌کردند و مهم‌ترین نماد این حکومت هم واقعه کشف حجاب بوده و این باعث شده است که حجاب به عنوان نماد انقلابی بودن مطرح شود. حتی زنان کمونیست را می‌بینیم که از حجاب، به عنوان نماد ضد غرب‌گرایی استفاده می‌کنند. یعنی حجاب از وجه دینی و عفاف‌آور صرف خارج شده و جنبه سیاسی – تاریخی دوران، بیش از نگاه دینی در اجباری شدن حجاب دخیل بوده است. 

بله. در کشوری که دچار انقلاب شده است، بعد از انقلاب، فکر‌ها سطحی و احساسی است و فکر درست در آن صورت نمی‌گیرد. اگر فکر درستی اتفاق می‌افتاد، اتفاقاً کشف حجاب رضاخانی برای انقلابیون، درس عبرت می‌شد. همان‌طور که کشف حجاب و اجباری کردن بی‌حجابی موفق نبود، اجباری کردن حجاب هم موفق نمی‌شود. اما متاسفانه در سال‌های ۵۸، همه کار‌ها انقلابی بود و دینی و عاقلانه نبود و این امر اجتناب ناپذیر و طبیعت هر انقلابی است. 

البته ریشه حجاب مربوط به اسلام نیست و حجاب از قبل از اسلام هم بوده است مثلا در میان قوم یهود و در ایران باستان و احتمالا هند، و از آنچه در قانون اسلام آمده سخت‌تر بوده است. اما در جاهلیت عرب حجاب وجود نداشته و بعد از اسلام حجاب‌دار شده است. و اینکه گفته می‌شود که بعد از اینکه ایرانی‌ها مسلمان شدند و اسلام به ایران آمد، حجاب وارد دین شد، این هم جمله درستی نیست. زیرا آیه حجاب قبل از اینکه ایرانی‌ها مسلمان شوند، نازل شد. اما بعد از اینکه ایرانی‌ها مسلمان شدند، حجاب نسبت به حجاب اعراب در زمان پیغمبر سخت‌تر شد. 

به حجاب ریشه‌های ظالمانه‌ای نسبت داده‌اند. بعضی ریشه فلسفی و میل به رهبانیت و ریاضت به آن می‌دهند و بعضی‌، ریشه اجتماعی و عدم امنیت و عدالت را بیان می‌کنند و برخی ریشه اقتصادی را مطرح می‌کنند و پدرشاهی و تسلط مرد بر زن و استثمار نیروی زن توسط مرد، و برخی ریشه‌های روانی را، همانند خوی زنانگی یا آنکه زن احساس حقارت دارد برای آنکه چیزی از مرد کمتر دارد. اما به نظر من این ریشه‌ها، حداقل در مورد حجاب اسلامی درست نیستند. و اگر تاثیری هم داشته باشد، تاثیر خیلی کمی داشته است. به نظر من، حجاب، یک تدبیر ماهرانه‌ قلبی و غریزی زن بوده است. زن حیا و حجاب، و ستر و پوشش را به عنوان تدبیری برای گران بها شدن در برابر مرد اندیشیده و آن را پذیرفته است. به نظر من بسیاری از زنانی که تقید به حجاب دارند، به آن علاقه دارند. 

شما در سخنانتان بیان کردید که «پس از مسلمان شدن ایرانی‌ها، حجاب نسبت به حجاب اعراب زمان پیغمبر سخت‌تر شد»، به نظرتان در جریان تاثیرات و تطورات تاریخی، پوشش زنان امروز ما با پوشش زنان صدر اسلام چه تفاوتی یافته است؟ همچنین حجاب زنان ما را بیشتر عرفی می‌دانید یا شرعی؟ 

ما نمی‌توانیم بگوییم که حجاب شرعی نیست، حجاب قطعاً شرعی است. به اعتقاد من، صرفا اجباری بودن حجاب است که شاید شرعی نباشد. البته حجاب به این شدتی که بعضی علما بر آن پافشاری می‌کنند، نیست و ما یک کم غلظت آن را زیاد کرده‌ایم. مثلاً حجاب زنان پیغمبر با حجاب زنان دیگر فرق می‌کرده، و برای بقیه سخت‌گیرانه نبوده است و ما خودمان، حجاب را سخت کردیم. برای مثال، استفاده از چادر برای کسی که فعالیت اجتماعی می‌کند، پوشش سخت و نامناسبی است، زیرا عملاً یک دست را از او گرفته است، زیرا یک دست او باید به چادرش باشد. البته نمی‌توان به طور کلی گفت که چادر خوب است یا بد. چادر و در کل پوشش، بستگی دارد به کسی که می‌خواهد از آن استفاده کند و جایی که می‌خواهد در آن استفاده شود. در ایران که حجاب اجباری است نمی‌توان نظر خاصی داد، ولی در کشورهای دیگر که حجاب اجباری نیست واقعا مصونیت ایجاد می‌کند و شما با حجابتان برای خود یک گارد درست کرده‌اید و راهی را بسته‌اید. البته حجاب در جوامعی که اجباری نیست، فرد را از سایرین متمایز می‌کند. به خاطر دارم که در یکی از شهرهای کانادا، به سمیناری رفته بودم و چون باحجاب بودم، متمایز بودم و به عنوان یک کار‌شناس روی من حساب نمی‌شد و حالت سمبلیک پیدا کرده بودم و به نظر می‌آمد که بیش از کار‌شناس بودن، من نماینده کشورم هستم. کلاً متمایز بودن درست نیست و حجاب کمی آدم را متمایز می‌کند و واقعیت آدم را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. و ما باید انتخاب کنیم که یا تحت‌الشعاع قرار نگیریم یا دستورات الهی را اجرا کنیم که ما مسلماً دستورات الهی را اجرا می‌کنیم و حجاب را می‌پذیریم. البته در کنار بعضی خصومت‌ها و برخوردهای مغرضانه، حجاب برایتان احترام هم می‌آورد. مثل برخورد با یک پدر روحانی که بهش احترام می‌گذاریم به خاطر اینکه یک فرد روحانی است، حجاب هم برای یک زن در خارج از کشور احترام ایجاد می‌کند. 


آیا شما چادر را به عنوان پوشش انتخاب کرده‌اید؟ 

بله، چادر سر می‌کنم. من نسبت به حجاب نگاه مثبتی دارم و شخصا حجاب را دوست دارم. اما حقیقتا به چادر علاقه ندارم، چون هم سختی برایم ایجاد می‌کند و هم وقتی سر تا پای یک خانم سیاه است، چندان دید قشنگی در نگاه آدم ایجاد نمی‌کند. همچنین راحتی چادر خیلی کم است و فرد گاهی با چادر برای خودش خطر ایجاد می‌کند. اما چادر در خانواده ما مرسوم است و من به عنوان نوه امام، اگر این کار را نکنم، کاری متمایز انجام داده‌ام و کار متمایز انجام دادن را دوست ندارم. همچنین چادر در خانواده‌های ما، مسئله‌ای سمبلیک است و من دوست ندارم از آن تخلف کنم. به نظر من، وقتی فرد وابسته به مرد بزرگی چون امام است، که از شرقی‌ترین نقطه عالم، تا غربی‌ترین نقطه، او را می‌شناسند، و شریف‌ترین انسانی است که بسیاری در عمر خود دیده‌اند، تعهدی ایجاد می‌شود و این تعهد برای من، عمل کردن به چیزهایی است که حتی ممکن است خلاف میل من باشد.

شانزده نکته که ای کاش تو مدرسه بهمون یاد داده بودن!

شانزده نکته که ای کاش تو مدرسه بهمون یاد داده بودن!

وبلاگ > مؤذن جامی، محمدهادی - هر چقدر که از دوران مدرسه دور شده باشیم، چیزهایی هست که هر از گاهی باعث میشن که فکر کنیم: "آه...کاش اینو تو مدرسه بهم یاد داده بودن.." کاش به جای یکی از ساعت های زبان خارجه و ریاضی و فارسی، یک بار هم یه کلاس درباره ی زندگی کردن برگزار می شد. شاید هم هر از گاهی معلمی پیدا شده که سعی کنه حرف های خارج از درس بزنه...اما احتمالا ما حرفهاشون رو جدی نگرفتیم و ترجیح دادیم به جای فکر کردن به حرفهاش، به شیوه ی زندگی خودمون ادامه بدیم.خیلی موارد هست که شاید دیر، ولی بالاخره روزی توی زندگی بهشون می رسیم. فکر کنید چقدر عالی می شد اگه توی سن کمتر اینها رو یاد می گرفتیم.این نکات کاربردی رو بخونید و سعی کنید ازینجا به بعد توی زندگی جدی ترشون بگیرید:

1)قانون ۸۰/۲۰:

این یکی از بهترین روش ها برای اینه که بهترین استفاده رو از وقتتون بکنید. چیزی که قانون ۸۰/۲۰ میگه اینه که ۸۰ درصد ارزشی که بدست می آورید، نتیجه ی ۲۰ درصد از تلاشیه که انجام داده اید.

این یعنی اینکه اکثر کارها و مشغولیت های ما مفید نیستند. پس میتونیم خیلی از کارها رو از لیست انجام کارمون خط بزنیم. در عوض وقت و انرژی بیشتری روی کارهای دیگه، که به نظر میرسه بازده بیشتری - چه از لحاظ موفقیت و چه از لحاظ حس رضایت درونی - دارن بذاریم.

2)قانون پارکینسون:

میتونی کارها رو خیلی سریع تر از اونچه که فکر می کنی انجام بدی! این قانون میگه کاری که قراره انجام بدی متناسب با وقتی که براش در نظر میگیری خودش رو کش میده و درجه ی سختی اش رو تعیین میکنه! یعنی اگه به خودت بگی ظرف یه هفته یه راهکار برای فلان مشکل پیدا می کنم، اون مشکل خودش رو سخت تر و سخت تر جلوه میده و ممکنه نتونی حتی توی یک هفته هم براش راه حلی پیدا کنی.

پس وقتت رو روی پیدا کردن راه حل متمرکز کن. به جای یک روز یک ساعت، و به جای یک هفته یک روز به خودت فرصت بده. این کار باعث میشه که مغزت فقط روی راه حل و کار کردن متمرکز بشه، نه سختی کار!

3)تراکتوری کار کردن!:

کارهای خسته کننده و تکراری میتونن باعث پایین اومدن سطح هیجان و به تعویق افتادن کار بشن. یکی از راه هایی که بشه اونها رو سریع انجام داد اینه که اونها رو تراکتوری انجام بدیم. یعنی چی؟ یعنی همه رو پشت سر هم انجام بدیم. اینجوری اون زمانی که برای کندن از وضعیت فعلی و راضی کردن خودتون صرف می کنید، فقط برای کار اول لازم میشه و کارهای بعدی سریع تر انجام می شن.

مثلا یه نمونه از تراکتوری کار کردن اینجوریه:

میزتون رو تمیز کنید/ قبض آب و برق پرداخت بشه/ سه تا تماس تلفنی که باید انجام میدادی رو انجام بده/ یه لیست خرید تره بار بنویس.


4)اول چیزی بده تا چیزی بگیری:

شاید این قضیه با حستون جور در نیاد. چون معمولا همه این ذهنیت رو داریم که تا کسی برامون کاری انجام نداده نباید براش کاری انجام بدیم. مشکل اینجاست که خیلی ها اینجوری فکر می کنند، و خب طبیعتا نتیجه این میشه که در آخر هیچ کدوم کاری انجام نمی دن.


اگر میخواید ارزشی که بدست می آورید بیشتر بشه (اون ارزش میتونه پول، عشق، محبت ، فرصت و خیلی چیزهای دیگه باشه...)، بهتره ارزشی که خودتون میدید رو افزایش بدید. چون در گذشت زمان شما بالاخره اونچه که از دستی دادین رو از دست دیگه ای میگیرین. پس فکر کنید چقدر خوب میشه که هیچ کاری انجام ندین و چیزی بگیرین. اما این اتفاق خیلی کم پیش میاد...

5) فعالیت کن، واکنش نشون نده!:

این هم به نکته ی قبل مربوط میشه. اگه همه رفتارشون واکنشی بود، شاید خیلی از اتفاقات هیچ وقت نمی افتاد و همه منتظر مینشستند تا کسی فعالیتی بکنه... این اتفاق ممکنه بالاخره بیفته، ولی خیــــلی طول خواهد کشید!

پس یه فکر به صرفه تر اینه که خودتون فعالیت کنید. به سادگی میتونید اولین نفری باشید که حرکتی میزنه و یه سری آدم واکنشی به دنبالش راه میفتن. این کار نه تنها شما رو از حس وحشتناک انتظـــار دور می کنه، بلکه باعث میشه احساس کنید اون کسی که زندگیتون رو تو دست داره و در حال کنترل کردنشه خودتون هستید، نه نیروهای جورواجور بیرونی!

6)اشتباهات و شکست ها بد نیستند:

وقتی سنمون کمتر و به اصطلاح "مغزمون هنوز بوی قرمه سبزی میده"، انقدر کارهای مختلف رو امتحان میکنیم و شکست می خوریم تا یاد بگیریم. اما هر چی بزرگتر میشیم، محتاط تر عمل میکنیم و کمتر از قبل روحیه ی "فعال بودن" رو داریم. چون از شکست خوردن می ترسیم، ترجیح میدیم که بشینیم تا یک نفر دیگه کاری رو شروع کنه.


حالا اگه واقعا شکست بخوریم چه اتفاقی میفته؟ همه بهمون می خندن؟

آره خب، شاید بخندن. اما وقتی همچین تجربه ای داشته باشی، خیلی زود بعدش می فهمی که بابا آخر دنیا که نرسیده! و حقیقت اینه که مردم خیلی زود شکست های ما رو فراموش می کنند. اونها انقدر درگیر زندگی و مشکلات خودشون هستن که اینجور موارد براشون اهمیتی ندشته باشه!

و فراموش نکنید که موفقیت توی زندگی از تسلیم نشدنه!

یادتون بیاد وقتی که ۵ ساله بودین و میخواستین دوچرخه سواری یاد بگیرین. زانو ها درب و داغون می شد و شاید هم یه کم گریه میکردید. ولی بلند می شدید، لباس ها رو می تکوندید و دوباره روی صندلی اش می نشستید. پس سعی کنید اون روحیه ی بچه ی ۵ ساله رو درون خودتون زنده کنید و با یکی دو بار شکست خوردن توی کاری تسلیم نشید!

7)به خودت سخت نگیر:

چرا آدمها بعد از یکی دوبار اشتباه کردن و شکست خوردن از کاری دست می کشند؟ خب، یه دلیل خیلی بزرگ اینه که دارن از درون خودشون رو میزنن! این عادت به درد نخوریه! چون فقط به ناراحتی و درد درونی ات اضافه می کنه و وقت با ارزشت رو ازت می گیره. پس این عادت رو از خودتون بگیرید و انقدر خودتون رو ملامت نکنید.

8) یک دفعه صمیمی بشو!

آشنا شدن با آدمهای جدید خیلی کیف داره، ولی میتونه باعث به وجود اومدن استرس بشه. همه ی ما دوست داریم تو برخورد اول آدمهای خیلی جالب و جذابی به نظر بیایم و از صحبت های عجیب و غریب و سکوت های طولانی فرار می کنیم.

بهترین راه برای انجام این کار اینه که تو برخورد اولتون با کسی، تصور کنید که اون صمیمی ترین دوستتونه. اینجوری اضطراب رو از ذهنتون دور می کنید و راحت تر با طرفتون ارتباط برقرار می کنید.

9) روی چیزی که میخوای تمرکز کن، نه چیزی که نمیخوای!

شما در مغزتون سیستمی به نام سیستم فعالیت مشبک دارید که بهتون اجازه میده چیزهایی که ذهنتون روشون تمرکز کرده رو ببینید. این یعنی شما هرچقدر تمرکزتون رو روی اهدافتون بیشتر کنید، بیشتر با اونها مواجه میشید.

یکی از کارهایی که برای تمرکز روی چیزهایی که میخواین میتونید انجام بدید اینه که اهداف تعیین کنید و به این فکر کنید که چه چیزی در این شرایط مهم تره. میتونید از یادآوری های بیرونی استفاده کنید. مثلا روی کاغذی که به دیوار چسبوندید بنویسید : "فعالیت کن، واکنش نشون نده!" تا هر روز به چشمت بخوره و یادت بندازه.

10)رفتار تو واقعیت رو عوض می کنه:

همه ی ما شنیدیم که باید رفتار مثبت داشته باشیم و ممکنه خیلیها بهمون بگن: "یه فکری به حال رفتارت بکن!"

این نصیحت خیلی با ارزشیه، ولی معمولا چه اتفاقی میفته؟ از یه گوش میره تو و از گوش دیگه میاد بیرون و فردا ما باز همون رفتار قبلی رو داریم.

ولی نکته ی خیلی ظریف و قابل توجهی که وجود داره اینه که رفتار ما، واقعیت های اطرافمون رو عوض می کنه. ممکنه که توی ذهن همه بدبینی به عنوان واقعیت زندگی پذیرفته شده باشه، اما اینها به خاطر اینه که سیستم فعالیت شبکه ای مغزمون عادت به پیدا کردن چیزهای بد داره.

اگه سعی کنید رفتارتون رو به طور جدی عوض کنید - و با این کار واقعیت اطرافتون رو تغییر بدید - به نتایج متحیر کننده ای می رسید.


11)شکر کردن یه راه آسون برای خوشحال کردن خودتونه:

معلومه که این یکی رو تو مدرسه بهمون یاد دادن...خیلی زیـــــاد! احتمالا می گفتن قدر چیزهایی که دارید و بدونید و شکر گذار باشید چون کار درست اینه...یا اینکه کلا کاریه که باید انجام داد!

ولی حالا اینجوری به قضیه نگاه کنید که یکی دو دقیقه وقت گذاشتن برای شکر کردن، خیلی راحت میتونه یه حال بد رو به یه حال خوب تبدیل کنه.

این کار میتونه برای خوشحال نگه داشتن روحیه تون، و تمرکز روی چیزهای خوبی که میخواین به دست بیارین کمکتون کنه.


12)خودت رو با کسی مقایسه نکن:

امان از این "من" درون که همیشه دنبال مقایسه کردنه! "آخ جون من یه دوچرخه ی جدید خریدم!" احتمالا این جمله خوشحالتون می کنه، ولی بعدش فکر میکنید که "ای وای! دوچرخه ای که علیرضا گرفته که خیلی بهتــــــره!!" و اینجوری میشه که حال خوبتون دووم زیادی نمیاره و باز حس می کنید از خودتون راضی نیستید. اگه دست از مقایسه کردن خودتون با دیگران برندارید، در واقع دارید به دنیا اجازه میدید که احساسی که نسبت به خودتون دارید رو کنترل کنه.

بهترین راه اینه که خودت رو با خودت مقایسه کنی. ببین چقدر از جایی که بودی فاصله گرفتی، چه چیزهایی به دست آوردی و چقدر رشد کردی. شاید خیلی کار هیجان انگیزی به نظر نرسه، اما در طولانی مدت کلی بهت قدرت و ثبات درونی میده!

13)80-90% اون چیزهایی که ازشون وحشت داریم، اتفاق نمیفتن!

این یکی خیلی مهمه! اینها فقط هیولاهایی هستن که ما تو ذهن خودمون ساختیم، و اگرهم اتفاق بیفتن، قطعا به اون دردناکی و وحشتناکی که فکر می کردیم نخواهند بود.

البته که حرف زدن از این کار همیشه آسونه، اما سعی کنید به خودتون یادآوری کنید که درصد خیلی کمی از ترس ها و وحشت های گذشته تون به واقعیت پیوستن...پس چرا فکر می کنید این بار با بقیه ی وقت ها فرق می کنه؟؟



14) هیچ چیزی رو خیـــــلی جدی نگیر:

خیلی راحت میشه درگیر مسائل شد. ولی اون احتمالات بدی که میدیم معمولا اتفاق نمیفتن و چیزی که الان براش نگرانیم و حرص میخورم به احتمال خیلی زیاد در سه سال بعد اصلا به یادمون نمیاد!

پس خودت، افکار، و احساساتت رو اونقدر جدی نگیر که اسباب شکنجه ی خودت بشه. راحت باش و به چیزهای خوب زندگیت فکر کن.

15)همه چیز رو بنویس:

اگه مغزتون یه سطل پر سوراخه و هر چیزی که توش میریزین یهو ناپدید میشه، پس خطر اینکه ایده های ناب و خوبی که به ذهنتون میرسه خیلی راحت از ذهنتون پاک بشن، وجود داره. خودتون رو عادت بدید به اینکه افکار و اهدافتون رو بنویسید - همه چی رو! اینطوری راحت تر میتونید روی چیزهایی که میخواید متمرکز بشید.


16)توی هر تجربه ی بدی یه فرصت وجود داره:

توی هر شکست یا تجربه ی تلخی، چیزهایی وجود داره که میتونی ازشون درس بگیری و برای رشد خودت استفاده کنی. شاید حتی بشه گفت که تجربه های منفی، چیزهای بیشتری برای یاد دادن نسبت به تجربه های موفقیت آمیز دارن. بعضی وقتها، نکته ای که از یه تجربه ی بد یاد گرفته میشه، از توی ده ها تجربه ی موفقیت آمیز در نمیاد!

پس هر بار که یه "تجربه ی منفی" برات پیش اومد، از خودت بپرس: چه چیزی راجع به این شرایط میتونه خوب باشه؟ اون چیزی که من الان باید یاد بگیرم چیه؟

یه تجربه ی منفی میتونه باعث بشه چندین تجربه ی مثبت برات اتفاق بیفتن.


**************************************چیزی تو ذهن شما هست که دوست داشتین توی مدرسه بهتون یاد میدادن؟ لطفا بنویسین تکمیل بشه....

فقط خدا نامحرمه!


نمازش که تمام شد چادر را تا کرد و گذاشت در سجاده.موهایش را پریشان کرد

و سرخاب  وسفیدابی کرد و وارد مجلس مهمانی شد.فرشته سمت چپ لبخند

تلخی زد و به فرشته سمت راست گفتː<انگار فقط خدا نا محرمه!....>

حجاب برای زن ,تاج بندگی از خداست.

چه چیز زیباتر از بندگی؟!

شلیک زنانه!













پشت هر رجل سیاسی یک زن مشاور وجود دارد


صاویر/ پشت هر رجل سیاسی یک زن مشاور وجود دارد

امروزه زنان هم می توانند در بحث های سیاسی مطرح شده در کشور و همچنین تصمیم گیری های سیاسی هم پای مردان باشند و به جرعت می توان گفت پشت هر مرد سیاسی یک زن مشاور وجود دارد.

زنان اماراتی با پوشش اسلامی موج سواری کردند

زنان اماراتی با پوشش اسلامی موج سواری کردند این اقدام در سواحل دبی صورت گرفته و هزاران تماشاگر را به خود جذب کرد زیرا اقدامی بی سابقه بوده و اولین بار است که در یک کشور عربی زنان مسلمان چنین کاری می کنند. به گزارش قدس آنلاین ،(پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)به نقل از شیعه آنلاین، انتشار تصاویر موج سواری زنان اماراتی با عباهای زنانه که پوشش اسلامی این کشور به شمار می رود، در فضای مجازی، توجه کاربران و افکار عمومی جهان عرب و جهان اسلام را برانگیخته است. این اولین باری است که در کشور امارات متحده عربی، زنان مسلمان با رعایت پوشش اسلامی، برای تفریح موج سواری می کنند. این اقدام در سواحل دبی صورت گرفته و هزاران تماشاگر را به خود جذب کرد زیرا اقدامی بی سابقه بوده و اولین بار است که در یک کشور عربی زنان مسلمان چنین کاری می کنند. منتشر کنندگان این تصاویر، با هدف تبلیغ حجاب اسلامی، خطاب به کاربران نوشته اند: حجاب اسلامی جلوی دست و پای شما را نمی گیرد و مانع فعالیت های مختلف نمی شود از همین رو می بینید که زنان اماراتی با حجاب و پوشش اسلامی حتی موج سواری می کنند. در همین حال برخی از کاربران این اقدام زنان اماراتی را مورد انتقاد قرار داده و آن را اقدامی غیر اسلامی دانستند. این کاربران معتقدند موج سواری با چنین پوششی موجب توهین به حجاب و پوشش اسلامی می شود.

آیا بدحجاب ها زیبا هستند؟/اوج تابستان داغ بدحجابی با مانکن‌های شبرنگ


معمولاً نیروهای پلیس یا نیروهای خدماتی چون رفتگران در شهرها، از نوارهای شبرنگی در لباس‌هایشان استفاده می‌شود تا در نقاط کور و تاریک خیابان‌ها دیده شوند اما این روزها کاربرد رنگ‌ها هم دست‌خوش تغییر شده است.



اگر تابستان سال گذشته از بدحجابی در جامعه اسلامی می گفتیم نهایت آن شال‌های باریک روی سر، مانتوهای جذب و آستین کوتاه و شلوارهای تنگ بود، چند سال قبل از آن شلوارها و مانتوهای کوتاه با روسری‌های کوچک و قبل تر از آن مصداق بدحجابی تنها بیرون گذاشتن موی سر به شمار می‌رفت.

هر سالی که به جلو می رویم بدحجابی‌ها شکل و شمایل وقیحانه تری به خود می‌گیرند تا جایی که دیگر با سری به مانتوفروشی ها متوجه می شویم که باید با چیزی به نام «دکمه» در مانتوها خداحافظی کنیم، مانتو هم دیگر معنای خود را از دست داده است و بیشتر شبیه شنلی شده است که تنها روی شانه ها آویزان می شود و از روبرو چیزی به نام «مانتو» دیده نمی‌شود.

شلوار زنانه هم جای خود را به پوششی به نام «ساپورت» داده است پوششی که علی رغم ترجمه آن هیچ حفاظتی برای شخص مصرف کننده ندارد و حتی جذاب تر از برهنگی برای افراد است. شال و روسری هم تنها تکه پارچه ای شده‌اند که وسط سر را می پوشانند و موها و گردن را جذاب‌تر از بی‌حجابی به نمایش می گذارند.

اگر در سالهای پس از انقلاب اسلامی در ایران رنگ‌های حضور در جامعه در سفید، قهوه ای، طوسی و مشکی خلاصه می شد در دوران اصلاحات، استفاده از رنگ‌های متنوع در اجتماع متداول شد و این روزها با آغاز دولت یازدهم استفاده از رنگ‌ها به اوج خود رسیده است و رنگ‌های شبرنگ از سرخابی تا سبز فسفری تبدیل به مد روز شده است.

رنگین کمان ویترین‌ها

میدان هفت تیر تهران یکی از بورس های مانتوفروشی است که از بالای شهر و پایین شهر خریداران خودش را دارد، ویترین ها رنگین کمان مانتو، شال سر و ساپورت هستند، وارد یکی از مغازه ها می‌شویم قیمت ها از 80 هزار تومان شروع و بنابر جنس و کاری که برده است گران تر می شود فروشنده ها تلاش می‌کنند تا بفهمند دنبال چه مدل مانتو و یا ساپورتی هستیم به یکی از آنها می گویم: ببخشید مانتوی دکمه‌دار می خواهم. فروشنده جواب می دهد: آهان! اداری می خواهید؟ می گویم: مگر فقط در اداره باید دکمه دار پوشید؟ فروشنده می گوید: من نمی‌دانم خانم، مدل‌های ما همین هاست، جلویش بند دارد دیگر کسی دکمه‌دار نمی‌پوشد!

فروشنده دیگر می‌گوید: خیلی‌ها تازه می‌آیند می‌گویند مانتویی که همین بند را هم نداشته باشد ندارید؟

یکی دیگر از بورس‌های مانتوفروشی در تهران، چهارراه امیراکرم است که اگر کسی حوصله گشتن داشته باشد لابه‌لای مانتوهای مغازه‌های این محدوده می‌توان مانتوهای شبیه مانتو که هم آستین داشته باشد و هم دکمه را پیدا کرد.


عفاف، رنگ باخته است / اتاق پرو؛ وسط مغازه مانتوفروشی

علی رغم آنکه همه مغازه‌های مانتوفروشی اتاق پرو دارند تا مشتری قبل از خرید، لباس را بپوشد و امتحان کند اما ظاهراً با همه گیر شدن مانتوهای بدون دکمه و جلوباز، این اتاق‌ها هم کاربری خود را از دست داده‌اند چون بخش عمده مشتریان این مانتوها را همان وسط مغازه می‌پوشند و انتخاب می‌کنند.

البته این اقدام مورد اعتراض خود مغازه داران قرار می‌گیرد و به این خانم ها این طور تذکر می‌دهند که «به خاطر خرید یک مانتو ما را از نان خوردن نیندازید الآن یک مأمور ببیند در مغازه را می بندند ما بدبخت می شویم» ولی این تذکر هم مثل تذکری که مقابل در ورودی تمام مغازه‌های لباس فروشی زده شده است «رعایت حجاب اسلامی الزامی است» خیلی کارساز نیست.

خانم مانتویی حدود 50 ساله‌ای که مشغول انتخاب مانتوی مناسب برای دختر نوجوانش هست درباره مدل های موجود مانتو در بازار می گوید: من خودم خیاطی می کنم و مانتوهای خودم را هم خودم می دوزم اما دخترم اصرار دارد که از مدل های مانتوی حاضری بخرد چون دوستانش این طور لباس می پوشند من هم سعی می کنم حداقل از بین مدل ها و رنگ های فعلی مدلی که کمتر جلب توجه کند را کمک کنم انتخاب کند. ولی باید بپذیریم که با این وضع مغازه‌ها و جامعه از دست پدر و مادر در نوع پوشش بچه ها کاری برنمی‌آید.

آقای فروشنده هم می‌گوید: ما به بازار نگاه می کنیم و مدل های مانتو را به مغازه می آوریم این مدلهای بدون دکمه و شنلی، ارزان تر هستند و رغبت بازار هم نسبت به اینها خوب است.

بیشتر که با فروشنده ها و خریداران صحبت می کنیم مستأصل بودن مردم در برابر موج بی بند و باری را کامل تر حس می کنیم. چرخه ای معیوب و خراب.

عده ای با برنامه ریزی دقیق، مدل یا مدل هایی از لباس را تبدیل به الگو می کنند و مدام در برنامه های ماهواره ای خود از آن استفاده می کنند، بخشی از این لباس ها به شکل قاچاق وارد کشور ما می شود و بخشی دیگر دانسته یا ندانسته توسط تولیدکنندگان داخلی کپی برداری و تولید می شود، مدل ها به مغازه ها و بازار فروش راه می یابند عده ای آنها را بر تن می کنند و در شهر جولان می دهند و بعد از مدتی مثل یک ویروس واگیردار با قیمتی ارزان تر از پوشش اسلامی همه جا را فرا می گیرند و مثلاً «مد روز» می شوند تا حدی که دیگر  پیدا کردن یک لباس اسلامی کیمیا می شود و این موج، تلاش می کند سبک ترها را با خود ببرد.

آنچه در قانون قید شده است مسئولیت 26 نهاد در رابطه با قانون گسترش حجاب و عفاف است اما همه تا حرف از برخورد با بدحجابی و گسترش عفاف در جامعه می شود انگشت به سمت نیروی انتظامی دراز می کنند برای اینکه مبادا مسئولان سایر دستگاه ها از صدا و سیما و وزارت ارشاد گرفته تا وزارت بازرگانی از خواب زمستانی در برابر بی حجابی های فصلی بیدار شوند.


بدحجاب‌ها زیبا هستند؟

زمانی می گفتند بدحجاب ها زیبایی‌های خود را به رخ رهگذران می کشند اما آیا واقعاً بدحجاب های امروزی زیبا هستند یا ترسناک؟ می گویند زیبایی از چشم آقایان با خانم ها فرق دارد به همین دلیل از آقایان درباره بدحجاب ها می پرسیم.

یک آقای جوان دانشجو معتقد است که قیافه همه بدحجاب ها را تقریبا می شود به 2 یا 3 گروه تقسیم کرد چون تقریبا تیپ و ظاهرشان تقلیدی است حتی عمل های جراحی که روی صورتشان هم انجام می دهند آنها را بیشتر به هم شبیه کرده است.

وی درباره اینکه آیا تذکر و برخورد با این افراد، تاثیری بر رفتار آنها می گذارد هم پاسخ می دهد: فکر نمی کنم شاید برای همان موقع تذکر، خودشان را جمع و جور کنند اما دو قدم آن طرف تر تازه لج می کنند و بدتر از قبل تیپ می زنند.

آقای طلافروشی هم که خودش دختران نوجوان و جوان دارد، می گوید: من گاهی وقت ها از دیدن بعضی قیافه ها واقعا می ترسم بعضی از خانم ها که برای خرید می آیند 100 لایه آرایش کرده اند یا لباس هایی می پوشند که من شرمم می آید به چشمم بخورد. باید اینها را از سطح جامعه جمع کنند وگرنه کل جامعه را فاسد می کنند.

خانم های بدحجاب عمدتا بر این اعتقاد هستند که حجاب، امری شخصی است و آنها دوست دارند با ظاهری آراسته و زیبا وارد جامعه شوند، اما جدا از اینکه جامعه، فضایی عمومی با قوانین و هنجارهای خاص خود است بیشتر آقایان معتقد هستند که نگاهشان به این بد حجاب های رها در جامعه بیشتر از روی تعجب و تأسف است نه از روی تحسین به خاطر زیبایی.

بدحجابی در جامعه اسلامی و بروز کمبودهای فردی

شهرام عزیزی جامعه شناسی است که می گوید: در تمام دوره های تاریخی افراد و گروه های خاصی از جامعه که کمبودهایی از نظر جایگاه اجتماعی داشته اند تلاش کرده اند تا با متمایز کردن خود از سایر مردم، دیده شوند امروزه نیز کمتر کسانی که موقعیت اجتماعی داشته باشند تلاش می کنند تا با پوشیدن لباس های محرک و آرایش های تند و زننده در مقابل چشم های مردم جامعه ای که حجاب، قانون و عرف آن است ظاهر شوند.

وی ادامه می دهد: استفاده از رنگ موهای آبی، قرمز، بنفش یا استفاده از بدلیجات روی بینی و لب ها و یا حتی اینکه گوش هایشان را چندین سوراخ می کنند تا تعداد زیادی گوشواره از آن آویزان کنند و از روسری بیرون بگذارند، تمام این ها نشانه خود کم بینی هایی است که این طور در افراد بروز می کند. آنها از اینکه دیده شوند لذت می برند نه از اینکه با چه نیتی به آنها نگاه می شود.

عزیزی تصریح می کند: این موضوع کمبودهای شخصیتی در جامعه اسلامی به این شکل بروز می کند در جوامع غربی هم که بحث بدحجابی مطرخ نیست، افراد کمبودهایشان را با گرایش به فرقه های شیطان پرستی و گروه های منحرف دیگر با شکل و شمایل ویژه جبران می کنند.

کلید مشکل بدحجابی

قانون راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب در 13 دی 1384 به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسیده است و برای 26 دستگاه و سازمان، وظیفه تعیین کرده است اما در این سالها تنها نیروی انتظامی با راه اندازی گشت های ارشاد به وظیفه اش در تذکر به بدحجاب ها عمل کرد و فرهنگ سازی ها و سایر اقدامات توسط دیگر دستگاه ها فراموش شد و حتی عده ای از مسئولان، مانع از ادامه این برخوردها نیز شدند.

آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی، مرجع تقلید شیعیان هفته گذشته در جوار حرم رضوی با بیان اینکه مفاسد جامعه به دلیل بی‌بند و باری است، فرمودند: خداوند از آن‌هایی که در این چند سال اخیر نسبت به مسئله حجاب بی‌اعتنایی کردند و هرگاه شخصی قصد داشت بر ضد بی‌حجابی قیام کند و مانع شدند، نگذرد و آن‌ها را نیامرزد.

ایشان از دولت جدید خواستند تا به مسئله حجاب رسیدگی کند.

با این اوصاف، تابستان داغ بدحجابی امسال به اوج بی بند و باری رسیده است و این افراد، جز نگاه های تأسف بار مردم متدین جامعه، مانعی را بر سر راه خود نمی بینند، جامعه امروز هم تجربه پیش از سال 84 در رها کردن موضوع حجاب را دارد و هم تجربه بعد از آن با بگیر و ببندهایی که سرانجامی جز رها کردن مجدد موضوع نداشت، اوضاع بدحجابی امروز نیاز به اقدامی اورژانسی دارد و چهره سالم اجتماع، خواسته خانواده های ایران اسلامی است که باید دید حجت الاسلام روحانی رئیس جمهور اعتدال گرای دولت یازدهم چه راهکار و تدبیری برای حل مسئله آن دارد.

منبع: فارس

30رمززندگی بهتر



۳۰ پیشنهاد برای یک زندگی شادمانه‌تر

فرستادن به ایمیل

برای داشتن حالی بهتر و حسی خوش‌تر، نیاز نیست کارهای آن‌چنانی و خرج‌های آن‌چنانی بکنیم. کافی است نکاتی ریز اما موثر را به‌خاطر داشته باشیم و به آنها «عمل کنیم». مطلب حاضر، سی تا از این نکات را در قالبی خواندنی به شما عرضه می‌کند. لطفا ادامۀ مطلب را بخوانید.

۱- هر روز ۱۰ تا ۳۰ دقیقه پیاده‌روى کنید و به هنگام راه رفتن، لبخند بزنید. این بهترین داروى ضدافسردگى است.

۲- هر روز حداقل ۱۰ دقیقه در یک مکان کاملا ساکت و بى‌‌‌سروصدا بنشینید.

۳- هرگز از خوابتان نزنید. یک دستگاه ضبط فیلم بخرید و برنامه‌هاى تلویزیونى مورد علاقه‌تان را که شب‌ها دیروقت پخش مى‌شوند، ضبط کنید و روز بعد ببینید.

۴- هر روز صبح که از خواب بلند مى‌شوید، جمله زیر را تکمیل کنید: «هدف امروز من ….… است.» و نیز بگویید: «خدایا! به من کمک کن تا امروز هم دنیا را به جای بهتری برای زیستن تبدیل کنم.»

۵- با این سه «الف» زندگى کنید: انرژى، اشتیاق، احساس یگانگى.

۶- نسبت به سال قبل کتاب‌هاى بیشترى بخوانید و بازى‌هاى بیشترى بکنید.

۷- هر روز زمانى را براى دعا، سکوت، یوگا و یا نظایر آن بگذارید.

۸- با افراد بالا‌تر از ۷۰ ساله و نیز افراد کمتر از ۶ ساله وقت بگذرانید.

۹- به هنگام بیدارى، رویاپردازى کنید.

۱۰- بیشتر از میوه‌ها و سبزیجات تغذیه کنید.

۱۱- چاى سبز، مقدارى زیادى آب، کلم، بادام و فندق را در رژیم غذایى روزانه‌تان بگنجانید.

۱۲- سعى کنید هر روز بر روى لب حداقل سه نفر لبخند بیاورید.

۱۳- ریخت‌و‌پاش و آشفتگى را از خانه، ماشین و میز کارتان دور بزدایید.

۱۴- انرژى خود را صرف شایعات، موضوعات گذشته، افکار منفى یا چیزهایى که از کنترل شما خارج است نکنید. در عوض، انرژى خود را مصروف جنبه‌هاى مثبت «زمان حاضر» سازید.

۱۵- بدانید که زندگى مانند مدرسه است و شما براى یادگیرى به اینجا آمده‌اید. مسائل، جزئى از برنامه درسى است که ظاهر مى‌شوند و از بین مى‌روند، درست مثل مسائل کلاس ریاضى؛ امّا درس‌هایى که از آنها یاد مى‌گیرید براى همیشه پا برجا مى‌ماند.

۱۶- صبحانه را زیاد، ناهار را متوسط و شام را کم بخورید.

۱۷- خودتان را زیاد جدّى نگیرید. هیچ‌کس دیگر هم این کار را نمى‌کند.

۱۸- لزومى ندارد که در هر بحثى برنده شوید، اختلاف نظر‌ها را بپذیرید.

۱۹- با گذشته خود صلح کنید تا «حال»تان خراب نشود.

۲۰- زندگى خودتان را با دیگران مقایسه نکنید.

۲۱- هیچ‌کس مسئول شادى و رضایت شما نیست جز خودتان.

۲۲- هر مصیبت یا ضایعه‌اى که برایتان پیش مى‌آید به خودتان بگویید: «آیا ۵ سال دیگر، این اتفاق اهمیتى خواهد داشت؟»

۲۳- همه را به خاطر همه چیز ببخشید.

۲۴- آن‌چه دیگران درباره شما فکر مى‌کنند به شما مربوط نیست.

۲۵- هر وضعیتى، چه خوب و چه بد، تغییر خواهد کرد.

۲۶- به هنگام بیمارى، کارتان از شما مراقبت نمى‌کند؛ دوستانتان از شما مراقبت مى‌کنند. تماس خود را با آنها حفظ کنید.

۲۷- بهترین اتفاق براى شما هنوز روى نداده است.

۲۸-‌ گاه‌گاهى به افراد خانواده‌تان تلفن کنید و به‌ آنها بگویید که به فکرشان هستید.

۲۹- هر شب قبل از رفتن به رختخواب، جمله زیر را تکمیل کنید. «من امروز به خاطر ……. خوشحال و سپاسگزارم».

۳۰- با استفاده از دکمۀ سبزرنگ بالای مطلب (سمت چپ)، این مطلب را برای کسانی که دوستشان دارید، بفرستید :)

برای رفع بدحجابی ،امر به معروف منطقی و دوستانه جواب می دهد

انتشار:شنبه 2 شهریور 1392 - 11:00:39 چاپ امتیاز به مطلب 7 نفر برای مبارزه با بدحجابی دعوا و مزاحمت لازم نیست، امر به معروف منطقی و دوستانه جواب می دهد فرهنگ > دین و اندیشه - ایسنا نوشت: آیت‌الله مکارم شیرازی درباره مبارزه با بدحجابی گفت: دعوا و مزاحمت لازم نیست و منطقی و دوستانه امر به معروف و نهی از منکر نتیجه بسیار خوبی می‌دهد. آیت‌الله مکارم شیرازی در جمع زائران و مجاوران امام رضا(ع) در صحن جامع رضوی، با اشاره به این‌که «شبکه‌های ماهواره‌ای دعوت به بی بند و باری و بد حجابی می‌کنند» اظهار کرد:‌ متأسفانه برخی فکر می‌کنند که بد حجابی تأثیر اجتماعی ندارد اما بسیاری از مفاسد به خاطر بد حجابی است که هر دو طرف را آلوده می‌کند. آیت‌الله مکارم شیرازی خواستار برنامه‌ریزی صحیح برای مبارزه با بی بند و باری و بد حجابی در جامعه شد و از کسانی که به این مسأله بی‌اعتنایی می‌کنند و جلوی افرادی که می‌خواهند با بی فرهنگی مبارزه کنند را می‌گیرند، انتقاد کرد. این مرجع تقلید با بیان این‌که «قرآن تأکید فراوانی به رعایت حجاب کرده است» اظهار کرد: خداوند در قرآن رعایت حجاب و عفاف را سبب طهارت قلب و دوری از وسوسه‌های شیطان و هوای نفس می‌داند. وی عدم رعایت موازین شرعی و بی توجهی به حجاب را سبب بروز مفاسد و جنایات در جامعه خواند و تأکید کرد:‌ باید از فرهنگ غربی دوری کرد و فکر نکنیم که هرچه از غرب آمد نشانه تمدن است. آیت‌الله مکارم شیرازی با بیان این‌که «دولت افزون بر حل مشکلات اقتصادی باید برای مسائل فرهنگی نیز برنامه ریزی کند» گفت:‌ دولت باید مسائل فرهنگی و حجاب را از کارمندان خود شروع کند تا به جامعه نیز تسری پیدا کند. وی نقش صدا و سیما را در مسایل فرهنگی سنگین ارزیابی کرد و گفت:‌ صدا و سیما با فیلم‌های نامناسب می‌تواند مردم را منحرف و از طرفی با فیلم‌های آموزنده می‌تواند مردم را تربیت کند. آیت‌الله مکارم شیرازی گفت: حوزه‌های علمیه نیز در این باره باید تلاش خود را بیشتر کنند، دعوا و مزاحمت لازم نیست و منطقی و دوستانه امر به معروف و نهی از منکر نتیجه بسیار خوبی می‌دهد. این مرجع تقلید با بیان این‌که «خداوند در این سوره ایمان و عمل صالح را راه نجات از خسران می‌داند» اظهار کرد: انسان باید در جنبه‌های فردی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی به سوی عمل صالح برود. وی با بیان این‌که «پرونده اعمال انسان پس از مرگ بسته می‌شود» به برخی از اقدامات که پرونده انسان را پس از مرگ نیز باز می‌گذارد، اشاره کرد و گفت: افراد خیر و کسانی که آثار خیر از خود به جای گذاشته باشند تا زمانی که مردم از آثار آنها بهره ببرند در پرونده آنها حسنه نوشته می‌شود. آیت‌الله مکارم شیرازی علما و دانشمندانی که از خود آثار علمی برجسته به یادگار گذاشته‌اند و یا شاگردانی تربیت کرده‌اند که به اسلام نفع می‌رسانند را از دیگر کسانی دانست که برای آنها پس از مرگ نیز حسنه نوشته می‌شود. این مرجع تقلید با بیان این‌که «پرونده والدینی که فرزندان خوبی تربیت کرده‌اند نیز باز و برای آنها حسنه نوشته می‌شود» گفت: امروز تربیت کردن فرزند کار آسانی نیست، عوامل فساد، ماهواره‌ها و رسانه‌های فاسد همگی امواج شیطانی در میان جوانان پخش می‌کنند.