حال و هوای خاص “بازار زنان استانبول”

حال و هوای خاص “بازار زنان استانبول”+تصاویر

رومی‌ها که قبل از فتح قسطنطنیه توسط مسلمانان کنترل این شهر را در دست داشتند، زنان اسیر و برده را در این بازار می‌فروختند و به همین دلیل نام این مکان بازار زنان گذاشته شده بود.

افق نیوز:(ofoghnews.ir) در ماه مبارک رمضان بازار زنان استانبول حال و هوای خاصی پیدا می‌کند و در این بازار که یکی از نقاط دیدنی استانبول برای توریست‌ها محسوب می‌شود، مردم ترکیه با انواع خوراکی‌ها و غذاهای لذیذ از میهمانان پذیرایی می‌کنند.
 اگر گذرتان به شهر تاریخی استانبول افتاد، حتما سری به محله فاتح و بازار معروف به بازار زنان در این محله بزنید.
در این بازار که یکی از نقاط پرجاذبه و دیدنی استانبول برای توریست‌ها محسوب می‌شود، با انواع خوراکی‌ها و غذاهای لذیذ مردم ترکیه آشنا می‌شوید.
نامگذاری این بازار به بازار زنان نیز حکایتی شنیدنی دارد. رومی‌ها که قبل از فتح قسطنطنیه توسط مسلمانان کنترل این شهر را در دست داشتند، زنان اسیر و برده را در این بازار می‌فروختند و به همین دلیل نام این مکان بازار زنان گذاشته شده بود.
اما مسلمانان بعد از فتح شهر، زنان اسیر و برده را آزاد کرده و این مکان را به آنان هدیه می‌کنند و زنان برده آزاد شده مسلمان شده و در خانه‌هایی که در این مکان به آنها هدیه شده زندگی می‌کنند.
امروزه نیز همه ساله در ماه مبارک رمضان در این محله سحری و افطاری به افراد محتاج و مستمند ارائه می‌شود، کما اینکه سفره‌های افطاری برپا شده در این مکان به صدها متر می‌رسد.
ویژگی دیگر سفره‌های افطار در بازار زنان استانبول ارائه انواع خوراکی‌ها و غذاهای محلی ترکیه از اقصی نقاط این کشور است که حال و هوای خاصی به این سفره می‌بخشد.
فارس

یکی ازراههای کاهش بدحجابی و........تسهیل شرایط ازدواج آسان

آیت الله موسوی بجنوردی:

مشکل بی حجابی در مصر با ازدواج موقت حل شد

حدود 40سال پیش به قاهره رفته بودم، وضع حجاب بسیار بد و ناجور بود. تقریبا 14سال پیش آقای طنطاوی بنده را برای یک سمیناری در قاهره دعوت کرد، سمینار درباره «آنچه غرب از اسلام گرفته» بود. پنج روز در آنجا بودم. دیدم که قاهره اصلا زیر و رو شده، حجاب اسلامی ‌الی ماشاءالله. حجاب که می‌گویم، همان حجابی که اسلام می‌گوید، حجاب حسابی. خیلی تعجب کردم. به آقای طنطاوی گفتم قضیه چیست؟ آن 40سال پیش که آمدم، هم فساد اخلاقی فراوان بود، بعد هم تحول اینچنینی در وضع حجاب

شفیعیان: آیت‌الله دکتر سید محمد موسوی‌بجنوردی، استاد حوزه و دانشگاه، از شاگردان حضرت امام خمینی(ره) و عضو سابق شورای عالی قضایی است. وی به قدری از وضعیت موجود حجاب در جامعه شکایت دارد که می‌گوید برای حل این مساله باید کار فرهنگی کرد و با فشار نمی‌توان برای طولانی مدت این مشکل را رفع کرد. البته در کنار این، آیت‌الله سوی‌بجنوردی بر ازدواج به عنوان عامل پیش‌گیرنده از فساد تاکید فراوان دارد و می‌گوید که در حال حاضر ازدواج کم شده است. 

 

نظر شما درباره حجاب اسلامی ‌چیست؟

حجاب در جاهلیت هم این طور نبود که زن‌ا بی‌روسری باشند، روسری داشتند اما پشت گوش‌شان می‌انداختند؛ اسلام آمد و این مساله را با پوشش کامل ارائه کرد یعنی زن روسری داشته باشد، قرص صورتش هم بیرون باشد. این حجاب اسلامی ‌است. چه اشکالی دارد؟ بله، ممکن است بهتر باشد اما آنچه برای زن واجب است باید روسری زیر گردن ببندد، آستین بلند هم بپوشد، شلوار بلند و جوراب داشته باشد و مانتو هم کوتاه نباشد. چادر یکی از انواع حجاب است.

 

تجربه دیگر کشورها در موضوع حجاب را چطور ارزیابی می‌کنید؟

حدود 40سال پیش به قاهره رفته بودم، وضع حجاب بسیار بد و ناجور بود. تقریبا 14سال پیش آقای طنطاوی بنده را برای یک سمیناری در قاهره دعوت کرد، سمینار درباره «آنچه غرب از اسلام گرفته» بود. پنج روز در آنجا بودم. دیدم که قاهره اصلا زیر و رو شده، حجاب اسلامی ‌الی ماشاءالله. حجاب که می‌گویم، همان حجابی که اسلام می‌گوید، حجاب حسابی. خیلی تعجب کردم. به آقای طنطاوی گفتم قضیه چیست؟ آن 40سال پیش که آمدم، هم فساد اخلاقی فراوان بود، بعد هم تحول اینچنینی در وضع حجاب. طنطاوی گفت یادت هست که چند سال قبل در سمیناری در مراکش درباره ازدواج موقت گفته بودید، من همان را الان تجویز کرده‌ام، اسم آن را هم «ازدواج العرفی» گذاشته‌ام. چون اینجا ازدواج خیلی خرج دارد و مردم هم توانایی ندارند. الان حتی ازدواج موقت 30‌،40ساله می‌کنند و خیلی رواج پیدا کرده است. من جو را بسیار سالم دیدم و حجاب هم مرتب شده بود. خود مردم به خودی خود به سمت حجاب آمده‌اند، چون مردم ذاتا مسلمان هستند. بعد هم مسائل خلاف و آن چیزها خیلی کم شده بود. چرا؟ چون ازدواج موقت را در آنجا به طور عاقلانه اجرا کرده‌اند، حتی 20، 30 یا 40ساله.

 

خب اگر بچه‌دار بشوند چه؟

چه اشکالی دارد؟ بچه خودش است، شناسنامه هم می‌دهند، اشکالی ندارد. تقریبا مثل دائم است، فقط چون موقت شد، دیگر تشریفات ندارد. این وضع است که ما درست کرده‌ایم؟ اولا پدر دختر باید یک جهیزیه کامل بدهد! پدر دختر اگر کارمند باشد از کجا 70‌، 80 میلیون تومان بیاورد که جهیزیه برای دختر درست کند؟ کسی که چهار تا دختر دارد چه کار کند؟ او تمام سعی خودش این است که بتواند هزینه زندگی خود را بدهد. همین‌ عامل می‌شود که خواستگار می‌آید هی رد می‌کنند، تا دختر به 25، 30، 35 و 40سالگی می‌رسد و دیگر وقت شوهر کردن نیست. آنچه جلوی فساد را می‌گیرد، ازدواج است؛ ازدواج باید زیاد بشود.

 

یعنی این مساله روی حجاب هم تاثیر دارد؟

روی همه چیز تاثیر می‌گذارد. الان شما ببینید، ازدواج نسبت به قبل کم است، این فرهنگ باید عوض شود که پدر دختر باید جهیزیه بدهد. کجای اسلام چنین چیزی می‌گوید؟ شخص اول عالم امکان بعد از رسول اکرم(ص)، علی ابن ابیطالب(ع) به خواستگاری حضرت زهرا(س) رفت، حتی برای آغاز زندگی حضرت امیر(ع) زره خود را به 460 درهم فروخت. در کانادا که تدریس می‌کردم، 14نفر از دانشجویانم مسلمان شدند که چند نفرشان دختر بودند، من هم اصرار داشتم که آنها ازدواج کنند و چندتایشان هم ازدواج کردند. باور کنید که وقتی مهریه را در زمان عقد می‌گفتم، به آنها برمی‌خورد، بنابراین مهریه آنها مثلا می‌شد یک ادکلن؛ بعد خودشان با هم می‌رفتند و زندگی خود را درست می‌کردند. مهریه را می‌بریم بالا! یک جایی برای عقد رفته بودم، دختر شاگرد من بود و پدرش خواسته بود که عقد بخوانم. گفتم مهریه چقدر است؟ گفت 124هزار سکه بهار آزادی به عدد انبیای الهی. فکر کردم شوخی می‌کند، اما گفت همین مقدار است. گفتم داماد کدام است؟ نشانم دادند، نگاهش کردم دیدم شلوارش را اتو کرده، گفتم بیا اینجا. آمد، گفتم مهریه چقدر است؟ گفت 124هزار سکه. گفتم تو داری که بدهی؟ گفت کی تا به حال داده؟ من دیدم از حالا بنا دارد که ندهد. معمولا مردها اولش گیج هستند، اول می‌گویند بله، بعد متوجه می‌شوند که کلاه سرشان رفته. اما دیدم از حالا بنای ندادن دارد. بلند شدم و گفتم که یک کار فوری پیش آمده و عقد نکرده از مجلس بیرون رفتم. این مسخره است، یک بچه‌ای که یک سکه ندارد، بیاییم 124هزار سکه بهار آزادی مهریه بنویسیم. اینها کار خوبی نیست، ارزش دختر به پول و مال نیست.

 

الان وضعیت حجاب را در جامعه چطور ارزیابی می‌کنید؟

راضی نیستم. بیاید حالا یک روسری هم بیندازد! این چه روسری است که یک وجب از پشت بیرون، از جلو هم یک وجب بیرون؟ این حجاب است؟

 

البته گشت ارشاد با این وضع برخورد می‌کند!

برخورد به تنهایی کارساز نیست، باید کار فرهنگی بشود. باید رادیو تلویزیون ما راجع به این مساله کار کنند. خطبای ما، تمام روزنامه‌ها‌ی ما باید فواید حجاب و بدی بی‌بند و باری را بیان کنند. جامعه متعالی، جامعه‌ای است که عفت و حجاب داشته باشد. باید با مقالات خیلی عاقلانه و کارشناسی رفتار ‌شود. باید بنشینیم کار فرهنگی کنیم تا جامعه اصلاح شود. همان کاری که رسول‌الله کرد، اسلام را با اخلاق و رفتار در جامعه عالمگیر کرد، صرف برخورد هیچ وقت نمی‌شود.

 

تجربه 34ساله مواجهه با بدحجابی را چطور می‌بینید؟

خیلی خوب نیست، می‌شود با برخوردهای بهتر که اولا حالت لجبازی ایجاد نکند ثانیا به رغم ایرادی که وارد است شأن افراد حفظ شود و بر اساس اصل مترقی امربه معروف و نهی از منکر اقدام شود تا اثرگذاری آن بیشتر شود. اینجا یک کشور با‌حجاب بوده است، رضا‌خان که خدا لعنتش کند، بی‌حجابی را آورد. بعد هم در دوره پسرش بی‌حجابی ترویج پیدا کرد و به اینجا کشید، پس ما هم توقع نداشته باشیم یک‌شبه مساله حجاب را حل کنیم. باید با نصیحت، موعظه، اخلاق و برنامه‌ها‌ی فرهنگی از رسانه‌ها‌ و تریبون‌ها‌ کاری کنیم کل جامعه به سمت حجاب ترغیب و تشویق شوند.

 

خود حضرتعالی سال‌ها در مسئولیت‌هایی بوده‌اید، آیا در آن زمان نحوه برخورد را می‌پسندیدید؟

خیر، دائما نظرم همین بود. من الان در دانشگاه‌ها‌ درس می‌دهم، در کلاس‌ها‌ی من تمام دختران محجبه هستند. چرا؟ چون دختری که حجابش مرتب و منظم‌تر باشد، نمره بیشتری به او می‌دهم، بیشتر به او احترام می‌گذارم، البته با دیگری بی‌اعتنایی نمی‌کنم، اما آن کسی که حجاب خوبی داشته باشد، کمکش می‌کنم؛ این یعنی تشویق. اساتید دانشگاه‌ها‌ی ما باید به حجاب اعتقاد داشته باشند و دختران ما را هدایت کنند، والا با برخورد شاید دو روز رعایت شود اما بعد از آن شاید لج کند و بدتر شود.

 

البته از آن طرف، در برخی کشورها به ویژه کشورهای اروپایی، حجاب را شدیدا ممنوع می‌کنند. نظر شما در آن باره چیست؟

آن هم بد است، باید در آنجا آزادی باشد، در یک کشور اروپایی سخنرانی داشتم، در آنجا گفتم که شما وقتی در کشورتان مسیحی دارید، مسلمان دارید، یهودی دارید، هر کدام یک عقایدی دارند، شما حق ندارید به یک کسی که مسلمان است بگویید کسی را که با حجاب اسلامی ‌باشد به دانشگاه راه نمی‌دهیم، این برخلاف آزادی و دموکراسی است؛ دموکراسی و آزادی یعنی این که هر کس آزاد است. شما که داد می‌زنید ما دموکراسی داریم، برای چه در دانشگاه‌ها‌یتان اجازه نمی‌دهید که یک دختری با روسری بیاید؟ دین او این را می‌گوید. بنابراین می‌خواهم عرض کنم که حجاب در قرآن است، من‌درآوردی نیست، زن‌ها در جاهلیت هم روسری داشتند، شما تاریخ را نگاه کنید که در جاهلیت هیچ وقت بی‌حجاب کامل نبودند.

آرمان

عفاف وحجاب گوهرگمشده زنان غرب+تصاویر

عفاف وحجاب گوهرگمشده زنان غرب+تصاویر
دوشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۰۹:۱۴

از تاريخچه پوشش زنان در آيين‌هاي ديگر چه مي‌دانيد؟ آيا پوشش زنان تنها مربوط به زنان شرقي و مذهبي آن است؟ آيا تنها دين و مذهب موجب پوشش و عفاف است؟ چه تغييراتي در پوشش زنان غربي اتفاق افتاده و اکنون زنان غربي چه نگرشي نسبت به عفاف و حجاب دارند؟ براي روشن شدن سؤالات فوق با گزارش ويژه مشرق همراه شويد...
به  گزارش جهان به نقل از مشرق: بنابر گواهي متون تاريخي، در اکثر قريب به اتفاق ملت‌ها و آيين‌هاي جهان، حجاب در بين زنان معمول بوده است؛ هر چند در طول تاريخ، فراز و نشيب‌هاي زيادي را طي کرده و گاهي با اعمال سليقه حاکمان، تشديد يا تخفيف يافته است، ولي هيچگاه به طور کامل از بين نرفته است. مورخان به ندرت از اقوام بدوي که زنانشان داراي پوشش مناسب نبوده و يا به صورت برهنه در اجتماع ظاهر مي شدند، ياد مي‌کنند.

به عنوان مثال كم رنگ شدن تدريجي معنويت بعد از رنسانس و انقلاب صنعتي در جوامع غربي تا كنون، كم‌رنگ شدن حجاب و معنويت در تركيه بعد از اقدامات اتاتورك نمونه‌اي از فعاليت‌هاي سياسي و فرهنگي در جهت كمرنگ نمودن معنوين به و طبع آن عفاف در جوامع بوده است.

دانشمندان، تاريخ حجاب و پوشش زن را به دوران ما قبل از تاريخ و عصر حجر نسبت مي دهند، کتاب "زن در آينه تاريخ» پس از طرح مفصل علل و عوامل تاريخي حجاب، مي نويسد: با توجه به علل ذکر شده و بررسي آثار و نقوش به دست آمده، پيدايش حجاب به دوران پيش از مذاهب مربوط مي‌شود، و به اين دليل، عقيده عده‌اي که مي‌گويند "مذهب" موجد حجاب است، صحت ندارد، ولي بايد پذيرفت که در دگرگوني و تکميل آن بسيار مؤثر بوده است[1].

حال جاي اين سؤال باقي است كه چه عواملي در غرب سبب نزول و كاهش فرهنگ عفاف و به ازاي آن، انحطاط خانواده و يا بالعكس شده است؟ در كنار بررسي سؤال فوق، پاسخ گويي به سؤالي ديگر، در روند تبيين مسئله به خواننده كمك مي‌شود كه در حال حاضر و در عصر مدرنيسم و سيطره ليبرال دموكراسي و نمادهاي انسان‌محور بر جوامع غربي، ديدگاه زنان و دختران غربي درباره فرهنگ عفاف و پوشش چيست و چه تغييري نسبت به قبل كرده است؟

قبل از ورود به نگارش گزارش، توجه به اين مسئله مهم به نظر مي‌رسد كه در اين نوشتار به دنبال اثبات فرهنگ حجاب در جوامع غربي نبوده بلكه استفاده از لفظ عفاف " Chastity" و يا فضيلت اخلاقي " virtue" به معناي نوع پوشش و رفتار زنان و دختران در جوامع غربي است.


تاريخچه عفاف و پوشش در غرب

بررسى آداب و رسوم اقوام پیشین و گذشته مردم به خصوص جوامع غربي نشان دهنده وجود فرهنگ عفاف در آیین آن‌ها است‌. در برخى از اقوام و ادیان‌، مسأله پوشش زن با سخت‌گیرى و شدت عمل همراه بوده است‌، مثلاً در اصول اخلاقى تلمود و آیین یهود چنین آمده است‌: "اگر زنى به نقض قانون یهود می‌پرداخت‌، چنان‌که مثلاً بی‌آن که چیزى بر سرش داشت و در میان مردم می‌رفت و یا با هر سنخى از مردان درد دل می‌کرد یا صدایش در خانه آن قدر بلند بود که همسایگانشان می‌توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد[2].


پوشش زن در يونان و روم باستان

دايره المعارف لاروس درباره پوشش زنان يونان باستان مي‌گويد: زنان يوناني در دوره‌هاي گذشته، صورت و اندام شان را تا روي پا مي پوشاندند. اين پوشش که شفاف و بسيار زيبا بود، در جزاير کورس و امرجوس و ديگر جزاير ساخته مي‌شد. زنان فنيقي نيز داراي پوششي سرخ بودند. سخن درباره حجاب، در لابلاي کلمات قديمي ترين مولفين يوناني نيز به چشم مي خورد، حتي "بنيلوب" (همسر پادشاه عوليس فرمانرواي ايتاک) نيز با حجاب بوده است. زنان شهر "ثيب" داراي حجاب خاصي بوده‌اند، بدين صورت که حتي صورت شان را نيز با تکه مي پوشاندند. اين تکه داراي دو منفذ بود که جلوي چشمان قرار مي گرفت تا بتوانند ببينند. نقش‌هايي که بر جاي مانده، حکايت مي‌کند که زنان سر را مي‌پوشانده، ولي صورت‌هاي شان باز بوده است، و وقتي به بازار مي‌رفتند، بر آنان واجب بوده است که صورت‌هايشان را بپوشانند، خواه باکره و خواه داراي همسر باشند.[3]

به نظر مي‌رسد در اين باره اسناد تصويري بيش از هر چيز ديگري گوياي نوع پوشش و عفاف در خور توجه زنان غربي باشد؛ اسناد تصويري زير گوياي سير تغييرات پوشش و عفاف از زمان قبل از رنسانس تا به حال است.



زنان رومانيا از حجاب شديدتري برخوردار بوده‌اند، به طوري که وقتي از خانه خارج مي‌شدند، با چادري بلند تمام بدن را تا روي پاها مي‌پوشاندند و چيزي از برآمدگي‌هاي بدن مشخص نمي‌شد.[4]




" هيماتيون " شالي بزرگ به ابعاد 135 در 270 سانتيمتر بود که زنان و مردان در يونان باستان 1500 - سده اول ق. م آن را به دور بدن خود مي پيچيدند.[5]



مردم اروپاي شمالي نخستين سده‌هاي ميلادي

در اين دوره مردان پيراهن کوتاه، و زنان پيراهن بلند بر تن مي‌کردند، زنان دو پيراهن روي هم مي‌پوشيدند، که زيرين آستين بلند و از پارچه پشمي بود و کار زيرپوش را مي‌کرد، دومي بلند و راسته، و دنباله‌دار با آستين‌هاي بلند و گشاد؛ روي آنها شنلي داشتند که در جلو يا روي يک شانه بسته مي‌شد و روسري که سر و شانه را مي‌پوشاند.



انگلستان قرون ميانه

در اوايل اين دوران مردان و زنان انگليسي همچنان سه لباس اصلي، استولا، يا لباس زير، بلياد يا لباس رو، و پالا يا شنل، که همگي همان پوشاک اصلي يوناني - رومي بود، مي پوشيدند،
مردان باشلق ساده‌اي بر سر مي‌گذاشتند، در حالي که زنان موي خود را زير روسري، يا هدريل از جنس پارچه کتان پنهان مي‌ساختند. اين روسري ، دايره، مربع يا مستطيل بوده و مانند روسري چانه‌پوش ايرانيان و رمي‌ها، ضمن پوشاندن سر، به دور گردن پيچيده مي‌شد. تاج را، در صورت استفاده، روي اين روسري قرار مي‌دادند.



در زمان شکسپير زن حق نداشت که روي صحنه بيايد، نقش زنان را پسران بازي مي کردند و گاهي تماشاگر عهد اليزابت پسري را در صحنه مي ديد که در نقش زني بازي مي کند که با جامه پسر يا مردي در آمده است جامه‌هاي بلند زنان، که از پارچه‌هاي لطيف ساخته شده داراي طرح پيچيده‌اي بودند، ساق پاها را مي‌پوشاندند[6]، پوشيدن جوراب‌هاي ابريشمي به وسيله ملکه مرسوم شد و زن‌ها دامن‌ها را روي زمين مي‌کشيدند.[7]

زنان تا سال 1550 پوشش عجيبي براي سرشان به کار مي‌بردند، که مانند شيرواني شيب دار بود و تمام مو را مي‌پوشاند، گيبل هود، يا کنل و يا پدي منتال نام داشت. شنل‌هاي زنانه بلندي که جلو آن باز بود، و نيز رداهاي بزرگ و گشاد با آستين‌هاي پف دار، عرضه گرديد؛ چنانچه گويند ماسک مخمل سياه ويژه زناني بود که داراي مرتبه اجتماعي برتري بودند و به هنگام پياده روي يا سواري به کار مي رفت.



انگليس قرن 19

زنان انگليسي محافظه کار براي اينکه اندامشان از زير پيراهن نمايان نشود، چندين زير دامني از پارچه کتان و ململ با حاشيه هاي توردوزي مي پوشيدند. روي پيراهنهاي يقه باز خود، يقه اي متشکل از چندين رديف تور چين دار يا بتسي يادگار ملکه اليزابت مي پوشيدند.

قد دامن ويژه ي روز يا شب تا مچ پا و يا اندکي بالاتر از زمين بود از سال1796 تقاضا براي پارچه فلانل انگليسي، به منظور تهيه شال و روسري روبه ازدياد گذاشت؛ ويژگي پوشاک اين دوره، وجود بالاپوشي گشاد يا ردينگوت از پارچه ي ضخيم بود و اختصاص لباسهاي متفاوت براي موفقيتهاي متفاوت بود، هنگام بازي گلف، بلوز کوتاه، دامن و شنل گلف، و يا کت نور فولک مي پوشيدند.



فرانسه قرن 20

کت و دامن پوشيدن در خيابان اختصاص يافت، از همان سال به بعد دامن‌ها کوتاه تر شد تا به زانو رسيد. و اين امري بي سابقه در تاريخ پوشاک به شمار مي‌رفت. در اين دهه طرح لباس‌ها چنان بود که اندام صاف و بدون برجستگي مي‌نمود. زنان سوار کار شلواري مي‌پوشيدند بلند تا مچ پا که تا زانو گشاد و از زانو به پايين تنگ بود و به درون چکمه فرو مي‌رفت.



سال 1947 و جلوه‌هاي نو

در دوران جنگ جهاني دوم براي صرفه جويي در مصرف پارچه و راحتي در حرکت، قد لباس‌ها کوتاه بود. در سال 1950 شلوار برمودا که مردان انگليسي از آن در مناطق گرمسيري استفاده مي‌کردند، متداول گرديد و در سال 1953 به آمريکا راه يافت و در کنار دريا، مناطق گرمسير و حتي در شهر نيويورک به هنگام تابستان مورد استفاده قرار گرفت، از زماني که "کلارک گيبل"[8] هنرپيشه آمريکايي، در يکي از فيلم‌هاي سال‌هاي دهه سي، پيراهن خود را از تن بيرون آورد و تماشاگران ديدند که او زير پيراهن بر تن ندارد، نپوشيدن زير پوش در ميان جوانان متداول گرديد.[9]

پوشش قرن 20



شلوار برمودا - پوشش مردان قرن 20



موارد فوق گوشه‌اي از تاريخچه عفاف و پوشش در غرب بوده است كه بعد از جنگ جهاني دوم به بعد و با گسترش صنعت سينما و رسانه، استفاده تبليغاتي از زن در فرهنگ غرب تبديل به صنعتي براي كسب درامد شد و برهنگي به صورت افراطي وارد فرهنگ غربي شد، لكن آنچه در سال‌هاي اخير شاهد آن هستيم، گسترش فرهنگ عفاف ميان زنان به خصوص دختران جوان غربي است.

خانم وندي شليت ( Wendy Shalit ) نويسنده آمريكايي مي‌گويد : " ما از نظر فرهنگي در لحظه حساسي قرار گرفته‌ايم . اينک در جوامع غربي مشکلاتي چون موسيقي‌هاي مخرب، روش‌هاي بيش از اندازه تحريک آميز ، فروپاشي خانواده ، افزايش خانواده‌هاي تک والدي، اعتياد و به بن بست رسيدن مکاتب ، نگراني زنان و دختران را برانگيخته است. خواسته‌هاي دختران امروز با گذشتگان متفاوت است ، نسلي که از اين آزادي افسار گسيخته به ستوه آمده و مي‌خواهد طعم شيرين فطرت را دوباره بچشد".

خانم وندي شليت در ادامه مي‌گويد: دختران امروز با اعتراض‌هاي پراکنده مي‌خواهند همچون والدين خود نباشند، آنها مي‌خواهند سبک زندگي و نوع پوشش خود را تغيير دهند، آنها در تلاشند با خويشتنداري، زندگي عاقلانه و عفيفانه‌تري را در پيش گيرند و روابط جنسي را تا شروع زندگي مشترك و دائمي به تعويق بياندازند .[10]



وندي شليت

در حال حاضر ، بسياري از جوانان از بي بند و بي باري هاي موجود در جوامع غربي خسته و دلزده شده‌اند . براساس مطالعه يكي از مراکز تحقيقي در آمريكا كه در سال 2004 انجام شد، دو سوم نوجواناني که رابطه جنسي نامشروع داشته‌اند ، آرزو مي‌کردند که کاش هرگز تن به اين كار نمي دادند.

دايان ساير ، محقق آمريكايي ( Sawyer Diane ) در تحقيقي با موضوع طرح نورپلانت براي کنترل زاد و ولد در مقطع دبيرستان‌ها ، اين واقعيت غيرمنتظره را فاش کرد كه همه دختراني كه از لحاظ رابطه جنسي فعال بوده‌اند ، آرزو مي‌کردند کاش پاكدامن بودند و تا هنگام ازدواج صبر مي‌کردند.[11]

در پژوهش ديگري که از سوي مؤسسه پژوهشي پاسيفيک آمريكا در سال 2005 صورت گرفت، پژوهشگران به اين نتيجه رسيدند که برقراري رابطه جنسي ، مصرف مواد مخدر و استفاده از مشروبات الکلي در سنين نوجواني ، به افسردگي فرد در دوره جواني مي‌انجامد . بنا به گفته روانپزشکان غربي ، دختراني به بيمارستان‌ها منتقل مي‌شوند که به علت افسردگي به بدن خود آسيب رسانده‌اند . روانپزشکاني که در اين بيمارستان‌ها کار مي‌کنند ، مي‌گويند : " آسيب وارد کردن به اعضاي بدن ، معمولا ً ناشي از تنش‌هاي عصبي است كه دختران بعد از اغفال شدن، به آن گرفتار مي‌شوند ". [12]

برخلاف آنچه كه در رسانه‌های غربی در تبليغات خود القاء مي‌كنند ، میزان گرایش به پاکدامنی در میان نوجوانان غربی رو به افزایش است . اين جوانان، خواهان دوري از بي بند و باري و پوشش مناسب براي زنان و دختران هستند . يافته‌هاي گروه تحقیقاتی آي جي ( IG ) که یک مركز تحلیلي و آماری در نیویورک است ، نشان می‌دهد نسل جدید دختران در نیویورک برخلاف نسل های قبلی، علاقه چندانی به خودنمایی و پوشیدن لباس‌های بدن نما ندارند. مليسا لاویجن"MELISSA LAVIJEN" از محققان این گروه در توضیح تحلیل‌های آماری مركز خود ، اظهار داشت : " از نظر ما، آمارهای دریافتی از نسل جوان دختران نیویورکی، حاکی از آن است که آنها به پوشیدگی بیشتر روی آورده اند . " او می‌افزاید : از نظر من، علت اصلی این امر، نگاه ساده انگارانه و بی بند و باری است که در چند سال اخیر با " شعار همه چیز می گذرد " رایج شده بود، اکنون در واكنش به آن موج بی بند و باری ، گرایش به پوشیدگی بیشتر در میان دختران جوان و نوجوان رواج يافته است.[13]

خانم لاویجن معتقد است که پس از چندین دهه از رواج فرهنگ خود نمایی و لباس های نيمه عريان ، اکنون مردم ، پوشش بهتر و مناسب تري را جستجو مي‌كنند . محققان مركز آي جي دلیل دیگر روی آوردن دختران جوان به پوشش بهتر را ، تمایل آنها به تغيير وضع موجود و دسترسي به امنيت بيشتر می‌دانند . آنها مي‌گويند : " به طور عملی گرایش به مذهب ، رفتن به کلیسا و مقابله در برابر فرهنگ عمومی بی بند و باری ، علامـت آن است که نسل جوان قصد دارد که بر اوضاع و احوال خود ، کنترل بهتری داشته باشد .

شاید هنوز گرایش به عفاف و حجاب در جوامع غربی فرا گیر نشده است، اما اینک برخی جوانان غربی ، صدای اعتراض خود را در جامعه بحران زده و بي بند و بار غرب منعکس می‌کنند . جوانانی که خواهان تغيير در برخي هنجارهاي جامعه خود هستند.

هرکسی ازظن خودشدیارمن   یارمن غافل نشوازحال من

به بهانه برگزاری غرفه حجاب در حاشیه نمایشگاه قرآن

یک حجاب و هزار مکافات، یک چادر و هزار ادا !

خانواده - چیزی که تحت عنوان چادر در اینجا می بینم با فلسفه ای که از حجاب، خصوصا حجاب برتر در ذهن دارم زمین تا آسمان فرق می کند. اگر قرار است حجاب پوشاننده ی ظاهر و از بین برنده جذابیت باشد و حجاب برتر این امر را تسهیل کند، پس چیزی که اینجا به نمایش درآمده نه تنها چادر نیست که اصلا حجاب محسوب نمی شود.

زهرا مهاجری:روزی که برای بار اول چادر به سر کردم، قدم از نصف قدو قواره فعلی ام هم کوتاه تر بود. چادر آن روزهایم یک متر و نیم- دو متر پارچه ساده بود که از پایین گرد بریده و دوخته می شد. حتی چادر اولیه من برای بهتر و راحت تر ایستادن روی سرم، کش نداشت و مادر ترجیح می داد به چادرم کش ندوزد تا تنبل نشوم و یاد بگیرم چطور آن دو متر پارچه را روی سرم نگه دارم و حتی اگر پارچه لیزلیزی بود از سرم نیفتد و سخت نباشد جمع و جور کردنش!
سالها به همان مدل چادر عادت کرده بودیم و تنها تنوعی که برای چادرهایمان بوجود می آمد، تغییر نوع پارچه اش بود. کمی که گذشت سر و کله چادرهای عربی پیدا شد. کسانی که به کشورهای عربی سفر می کردند از آنجا این چادرها را سوغات می آوردند و سر می کردند. چادر عربی آن روزها، بیشتر از این که به ما ایرانیها بخورد، به درد خانمهای عرب با فیزیک خاصشان می خورد و کمی برای خانمهای ایرانی نامانوس به نظر می رسید.
کمی که گذشت انگار داخلی ها به فکر افتادند که چرا چادر عربی را ایرانیزه نکنند؟ تغییرات کوچکی در نحوه دوخت آن ایجاد شد و به لبه ی آستینها یراق های ایرانی پسند دوخته شد و به بازار آمد. این چادر عربی ایرانی شده را می شد تک و توک توی مغازه های خاص پیدا کرد و این تنها نوع چادر به غیر از چادر سنتی ایرانی که متداول بین خانمها بود به حساب می آمد.

دوران گسترش و تنوعاما علم همواره در حال پیشرفت است! ابتکار در زمینه طراحی و دوخت چادر همچنان دغدغه دوستان دغدغه مند بود تا جایی که طراحان چادرهای جدید به طور غیررسمی سر زبانها افتادند و نمونه های چادرهای ابداعی – که با چادرهای جدید امروزی بسیار تفاوت داشت- بین خانمها دست به دست شد و عده ای از خیاط ها این چادرها را دوختند و عرضه کردند بدون این که اسمی روی چادرهای آستین دار راحت الاستفاده شان بگذارند که البته به قول معروف یخ این چادرها هرگز نگرفت!
چیزی نگذشت که دغدغه استفاده راحت از چادر به مسئولین مربوطه نیز انتقال یافت و در صدد برآمدند تا زحمت خانمهای چادری را کمتر و کمتر کنند و این بود که "چادر ملی" پا به عرصه گذاشت!
"چادر ملی" سالها یکه تاز عرصه چادرهای به اصطلاح راحت بود و تنها تغییری که در آن ایجاد می شد تنگ و گشاد بودن خودش و آستینهایش و نهایتا یراق هایی بود که به آن دوخته می شد. چیزی نگذشت که رقبای "چادر ملی" یکی یکی وارد عرصه رقابت شدند و هر کدام طرفداران خاص خود را پیدا کردند.
دلیل استقبال پرشور

بخش عفاف و حجاب نمایشگاه قرآن امسال، به جرات شلوغترین بخش نمایشگاه است که تا تویش نروی دلیل این همه استقبال را نمی فهمی. این بخش، دو ردیف غرفه دارد که در هر کدام از آنها انواع چادر و روسری و مقنعه و ... در معرض نمایش و فروش گذاشته شده است. خیلی از غرفه ها شلوغند و بعضی ها غلغله! استقبال کننده ها را بیشتر خانمهای چادری تشکیل می دهند ولی در بین آنها تک و توک غیرچادری های محجبه و چندتایی هم غیرمحجبه به چشم می خورد. شلوغترین غرفه ها، غرفه هایی است که انواع چادرهای مرسوم را دوخته شده و آماده دارند و امکان پرو را فراهم کرده اند و با قیمت نازل می فروشند. چادر ملی، قجری، دانشجویی، لبنانی، سنتی، عربی، شالدار معمولی، شالدار نگاه و... هر کدام از اینها با جنسهای مختلف و قیمت های متفاوت روی دیوار این غرفه ها لیست شده اند. قیمت ها از بیست و هفت، هشت هزار تومان شروع می شود به بالا. چند تا غرفه که پیش بروی تنوع چادرهایی که اسمشان را گفتم فقط می شود در جنس چادر و حاشیه و یراق هایی که لبه آستین ها یا جاهای دیگر دوخته شده. بین این همه چادر مشکی، چادرهای مدل دار رنگی و سفید مخصوص نماز هم به چشم می خورد که طراحان هم به زیبایی چادر و هم به راحتی استفاده در هنگام نماز توجه داشته اند. غرفه های بعدی که به شلوغی چادرفروشی ها نیست، غرفه مخصوص روسری و مقنعه است. روسری و مقنعه هایی که کمتر سر کسی دیده ای با مدلهایی حیرت انگیز و رنگهایی شاد و متنوع. از آبی و طوسی و بنفش و یاسی گرفته تا یشمی و پسته ای و کله غازی و زرد! این قدر تنوع زیاد است و این قدر مدل های مختلف وجود دارد که شاید نتوانی دو تا روسری یا مقنعه یک شکل را توی غرفه ها پیدا کنی.

 

جلابیبغرفه های کم جمعیت تری هم دارد این بخش. مثلا یکیشان مخصوص نمایش و فروش چادری است به اسم "جلابیب". یک بنر بزرگ گذاشته اند جلوی غرفه و شکل چادر را روی آن نمایش داده اند و البته به نمایش عکس بسنده نکرده اند و خانمی جوان جلوی در غرفه از همین چادر سر کرده و به هر کس که از جلوی غرفه رد می شود مثل یک نوار ضبط شده که مرتب تکرار می شود، توضیحاتی می دهد. در همان مدت کم که جلوی غرفه اش ایستاده ام توانسته دو سه نفر را جذب کند و انتقالش داده به درون غرفه برای پرو و هنگام پرو از مزایایی که در پرزنت اولیه به زبان نیاورده حرف می زند.
غرفه هایی هم هستند که پارچه های مختلف چادری را با درصدی تخفیف می فروشند و در بعضی از اتاقک ها خیاط دست به نقدی نشسته و همین پارچه ها را چادر می کند برای ملت.
یکی از غرفه ها هم به ورک شاپ طراحی و دوخت اختصاص دارد که تویش چندین چرخ خیاطی است و گویا مخصوص چند دانشجوی طراحی و دوخت بوده که آنجا یک کارگروه آموزشی تشکیل داده بودند و البته در حال حاضر کسی نیست که مطلع باشد و پاسخ دهد چه کرده اند و چه ها یاد داده یا یاد گرفته اند.

فانتزی اینجا هم هستاما جذاب ترین قسمت بخش عفاف و حجاب نمایشگاه قرآن، نمایش چادرهای فانتزی است که ظاهری بسیار بسیار جدید و متفاوت با چادرهایی دارند که تا به حال دیده ای. از همان اول که وارد بخش عفاف و حجاب بشوی این چادرهای خاص خودنمایی می کنند. چادرهایی که به گفته مسئولین بخش فقط به منظور نمایش تولید شده اند و فعلا عرضه انبوه ندارند. هر کدام از چادرهای خاص را تن یک مانکن کرده اند و کنار مانکن ها اسم چادر و طراح را درج کرده اند. یکی اسمش "اسلیمی" است و لبه آستینش طرح اسلیمی کار شده. آن یکی "چین دار" است و به جای چادر یک مانتوی بلند است که جلوی سینه و لبه آستینها چین دارد و یک نیم تنه روی همه اینها را می پوشاند تا بشود یک جوری اسم چادر روی آن گذاشت. دیگری "پلیسه" است و همانطور که از اسمش پیداست پر است از پلیسه های ریز و درشت. یکیشان هم "گل و مرغ" است که که روی چادر مشکی گل های درشت زرد و قرمز کار شده و زرد چرکش روی مشکی بدجور توی ذوق می زند. مارال، دراپه، پروانه نگین دار، یکتا، ازار ستاره و ... هم از چادرهای دیگر این بخش هستند که با خلاقیت های مختلف مثل نوشته شدن شعر فارسی در حاشیه چادر یا حک شدن طرح های درشت پته چقه و استفاده از نوارهای طلایی و نقره ای و رنگ و وارنگ به طرز خاصی محیرالعقول شده اند!
اگر هم بخواهی از نحوه عرضه این چادرها اطلاع پیدا کنی ارجاعت می دهند به بخش مدیریت و مدیریت هم دو شماره دائم الاشغال کارگروه ساماندهی مد و لباس وزارت فرهنگ را ارائه می دهد و می گوید که بعد از نمایشگاه تماس بگیرید تا تصمیم بگیریم ببینیم این چادرها را چطور می شود تهیه کرد.
حجم مراجعه کنندگان خانم به غرفه ها آن قدر زیاد است که آقایان همراه ترجیح می دهند گوشه ای بایستند و از دور نگاه کنند. در چهره بعضی هایشان تحیر از این همه تنوع را می بینی و بر لب یک عده لبخند و توی نگاه خیلی هایشان بی تفاوتی. فرصت نمی کنم نظر چندتایشان را در مورد چیزهایی که می بینند بپرسم!

جدیدترین مدل فول اتوماتاما شاخص ترین قسمت این بخش، شاهکار جدید طراحان دوخت است. چادر مانتوی "سریر" مثل خودروی تازه ساخت فول اتومات به همراه امکانات ویژه و اضافه ای است که در یک قسمت خاص به همراه نورپردازی به نمایش گذاشته شده و تعداد زیادی از بازدیدکننده ها را به خود جذب می کند. البته اگر با انواع چادرها آشنایی داشته باشی خیلی زود متوجه می شوی که این شاهکار ادغام بالاتنه ی یک مانتو با همان چادر قجریست که استفاده از چادر را کمی برای طرفدارانش راحت می کند و البته استفاده ای محدود دارد.

 

این ها چادر است یا حجاب؟چیزی که تحت عنوان چادر در اینجا می بینم با فلسفه ای که از حجاب، خصوصا حجاب برتر در ذهن دارم زمین تا آسمان فرق می کند. اگر قرار است حجاب پوشاننده ی ظاهر و از بین برنده جذابیت باشد و حجاب برتر این امر را تسهیل کند، پس چیزی که اینجا به نمایش درآمده نه تنها چادر نیست که اصلا حجاب محسوب نمی شود.
نکته جالبی که همیشه در اینجور مواقع به ذهنم می رسد این است که تا به حال هیچ خانم غیرچادری را ندیده ام که به خاطر راحتی استفاده چادری شود و در عوض خیلی از چادری ها بوده اند که تحت تاثیر جذابیت و راحتی استفاده از چادرهای جدید قرار گرفته اند و گاه این چادرها به کمال حجابشان هم ضربه زده است.
چادری که برای اولین بار من و همسن هایم سرمان کردیم، دو متر پارچه بود که از پایین گرد می شد و ما روی سر می انداختیمش و زیر چانه مان را محکم می گرفتیم بدون این که چادر ذره ای از این طرف و آن طرف آویزان باشد و روی زمین کشیده شود. آن روز که قدمان نصف قد فعلیمان بود سختی چادر سنتی را حس نمی کردیم، چه شده که بعد از بیست و اندی سال تبحر آن سالهایمان را از دست داده ایم و خیلی هایمان استفاده از آنها را دیگر بلد نیستیم؟

نقل ازسایت خبرآن لاین

تیرانداز زن ایرانی با چادر در المپیک


بدحجاب! بی حجاب! معذرت! معذرت!

بدحجاب! بی حجاب! معذرت! معذرت!
من از جانب تمام کسانی که شعار دادند "مرگ بر بدحجاب" از تو معذرت می خواهم.
من از جانب تمام کسانی که شعار دادند " ملت ما بیدار است، از بدحجاب بیزار است" از تو معذرت می خواهم.
من از جانب تمام کسانی که فعل تو را از خود تو جدا نکردند، معذرت می خواهم.

من می دانم که تو اگر اهمیت و فلسفه ی حجاب را بدانی، به حجابت از من هم پایبندتر خواهی بود.

من می دانم که اگر ظاهر امروز تو این است، من نیز بسیار مقصرم که اگر من توانسته بودم منطق و احساسم را راجع به حجاب به تو منتقل کنم، ظاهر امروز تو این نبود.

حجاب ، دختران با حجاب ، راهنمایی و نصیحت حجاب ، چادر

من می دانم که اگر در فرهنگ سالمی که حکم اکسیژن را دارد، نفس کشیده بودی، ریه های عفافت غبار نمی گرفت.

من می دانم که اگر عمق نقشه ها و اهداف دشمن و تلاش شبانه روزی شان را برای تاراج حیا می دانستی، مشتی محکم بر دهانشان می کوبیدی.

عزیز دلم!

اسلام را با آن چیزی که من و امثال من می گوییم و عمل می کنیم، نشناس!

حساب اسلام را از جامعه ی مسلمین جدا کن! که اگر ما به اسلام درست عمل کرده بودیم، پاکی همه جا را فرا می گرفت!

عزیز دلم!

اگر آن قدر نتوانسته ام تو را دوست داشته باشم، و این دوست داشتن را به تو نشان دهم، که تو با تمام وجود دریابی که برایم عزیزی و برای همین است که اعتقاد دارم باید از گوهر ارزشمند وجودت پاسداری شود، مشکل از من است!

منبع : دختران با حجاب

حجاب ازدیدگاه امام بروایت نوه اشان

نوه امام (ره): در پاریس بلوز و دامنی تنم بود و

 روسری بر سر داشتم، امام فرمودند حجاب

 کاملی است/ امام با حجاب با خشونت برخورد

 نمی کرد

شهری - سایت جماران گفتگویی با نعیمه اشراقی، نوه بنیانگذار

جمهوری اسلامی درباره حجاب منتشر کرده است.


او در زمان فوت امام، 24 سال سن داشته است و بعد از انقلاب هم، اوقات زیادی را در بیت امام گذرانده.

نعیمه اشراقی در پاسخ به این سوال "در جریان پس از انقلاب اما اتفاقات بسیاری افتاد که اکنون ما در کشور شاهد حجاب اجباری هستیم. عده‌ای می‌گویند نظر امام در رابطه با اجبار پوشش برای خانم‌ها دچار تغییر شد؛ به این صورت که پیش از انقلاب بیشتر بر عفت عمومی تاکید می‌کردند و می‌فرمودند که حجاب «حق» زن مسلمان است، اما پس از انقلاب، محور تاکیدات بر حجاب شرعی آمد و بیشتر تکیه بر این شد که حجاب «تکلیف» زن مسلمان است." چنین گفته است: "به نظر من، خیلی ظالمانه است که این را به امام نسبت بدهیم که نظرات ایشان قبل از انقلاب، یا در بحبوحه انقلاب و بعد از انقلاب، تغییر کرده است. امام زمانی که به رهبری انقلاب رسیدند با قبلش هیچ تفاوتی نکردند؛ نه رفتارشان، نه نظراتشان، نه زندگی شان و ... . نمی‌توانیم بگوییم که امام، قبل از انقلاب خواستند با دل مردم راه بیایند و پس از انقلاب، حجاب را اجباری کردند. اجباری شدن حجاب در کشور ما، نتیجه تصویب قانونی است که در مجلس انجام شد. امام هر وقت نظری راجع به حجاب می‌دادند، نظر شرعی می‌دادند و تنها وجه شرعی حجاب مدنظر ایشان بود. در واقع، از زمانی که امام(س)، مبارزات خود را با رژیم پهلوی آغاز کردند، تنها چیزی که مدنظر ایشان بود، تکلیف شرعی‌شان بود. حتی زمانی هم که در رأس حکومت قرار گرفتند فقط تکلیف شرعی‌شان تغییر کرد و نظرات‌شان تغییر نکرد. منتها شرایط جامعه تغییر کرد."

بخشی هایی از این گفتگو را می خوانید؛

- نظر امام راجع به حجاب مسلم است. چون تقید امام به حفظ شعائر دینی بر هیچ کس پوشیده نیست. اما نظر ایشان در این مورد نسبت به مراجع تقلید دیگر، چندان سخت گیرانه نبود. به خاطر دارم که در پاریس، در خانه، من بلوز و دامنی تنم بود و روسری بر سر داشتم. از امام پرسیدم که آیا این حجاب، حجاب کاملی است. ایشان هم فرمودند بله. البته تذکر دادند که حجاب برای محیطی هم که استفاده می‌شود، مهم است. در پاریس این حجاب اشکالی ندارد، اما شاید این حجاب برای شهری مانند قم حجاب کاملی نباشد. محیطی که در آن حضور دارید بر این مسئله که تا چه اندازه خودتان را پوشش دهید، تفاوت ایجاد می کند.

- امام اصولا با اجبار و تحکم و خشونت بسیار مخالف بودند. حتی در خصوص مسائلی مثل نماز. به خاطر دارم که زمانی مادربزرگم مسافرت رفته بودند و قرار بر این شد که من شب‌ها در اتاق امام بخوابم. من هر شب به امام می‌گفتم که صبح من را برای نماز بیدار کنند. هر شب که می‌گفتم، ایشان صبح من را برای نماز بیدار می‌کردند. یک شب فراموش کردم به امام بگویم و صبح وقتی بیدار شدم، دیدم آفتاب زده است و امام من را بیدار نکرده‌‌اند. از ایشان سوال کردم و ایشان گفتند چون دیشب به من نگفتی، من بیدارت نکردم. اما بسیاری از آدم‌های دین دار این طور نیستند. امام نسبت به هیچ مسئله‌ای، از جمله حجاب، با خشونت بر خورد نمی‌کردند. البته شاید نیازی هم نبوده است. به هر حال خانواده امام همگی به حفظ حجاب مقید بودند و اتفاقی نمی‌افتاد که نیاز به خشونت باشد.

- به هرحال، وقتی چیزی در کشوری قانون می‌شود، نباید از آن تخلف کرد و اگر کسی به آن ماده تصویب شده اعتراضی دارد، باید ساز و کار مشخصی را طی کند. راه اعتراض این نیست که بی‌قانونی صورت گیردوراه تغییر عبور از قانون نیست. اما این مسئله که حکومت بیاید و حجاب را اجباری کند، از نظر شرعی، برای من جای شک است. در اینکه حجاب مسئله ای فردی ست یا اجتماعی، بحث و نظر بسیار وجود دارد. ولی باید در نظر گرفت که برای رعایت نکردن حجاب، برعکس دزدی، روزه‌خواری و ...، حدی در دین تعیین نشده است و به باور من، اجباری کردن حجاب وقتی معنا پیدا می‌کرد که دین، حدی برایش قائل شده باشد. در غیر این صورت، مانند نماز نخواندن که حدی ندارد، و ما نمی‌توانیم فرد تارک نماز را زندانی یا مجازات کنیم، اجباری کردن حجاب هم از نظر شرعی پشتوانه‌ای ندارد. گرچه در کشور ما قانون شده و تا جایی که این قانون پابرجاست رعایتش الزامی است.

- به نظر من، بسیار بهتر بود که ما حجاب را اجباری نمی‌کردیم. به خاطر اینکه ما با اجباری کردن حجاب، می‌خواستیم حاشیه امنیت جامعه را بالا ببریم، اما دقیقا برعکسش عمل کردیم و امنیت را پایین آوردیم. وقتی ما در جامعه حجاب را اجباری کردیم، محدودیت و ممنوعیت ایجاد کردیم، روابط دختر و پسر را ممنوع کردیم، همه این مسائل از خیابان‌ها به درون خانه‌ها رفت. کسانی که به مسائل دینی اعتقادی ندارند، وقتی در خیابان به خواسته‌های خود نمی‌رسند، در خانه‌ها، از مواد مخدر، مشروب و ... استفاده می‌کنند و روابط غیراخلاقی میان دختر و پسر شکل می‌گیرد. در نتیجه ما امنیت را برای نسل جوان پایین آوردیم.
 

- من چون در دو شهر لندن و تورنتو مدتی زندگی کرده ام، تفاوتهای این دو شهر را با شهری مانند تهران دیدهام و میدانم.مشکلات دختر جوانی که در تهران، از منزل خارج می‌شود و مسیری را طی می‌کند تا به مقصد برسد، خیلی بیشتر از مشکلات دختر جوانی در شهری مانند تورنتو است. در آنجا،‌ یک دختر جوان با یک خانم مسن و یا یک آقا فرقی ندارد و هیچ‌کس به او تعرضی نمی‌کند و امنیت بالا است. منظورم از امنیت، معنای لغوی کلمه نیست. به نظر من ایران یکی از کشورهای خیلی امن است و تهران در مقایسه با شهرهای بزرگ دیگر بسیار شهر امنی است. منظور من، امنیت اجتماعی و حفظ حرمت و ارزش است. حرمت یک دختر در شهری مثل تهران بیشتر پایمال می‌شود تا در شهری که آزادی بیشتر است. به نظر من، با اجباری کردن و محدودیت گذاشتن ما به این وضعیت دچار شده‌ایم.

- در حدود سال 1366، روزی به دانشگاه رفته بودم و رئیس انجمن اسلامی دانشگاه با من کار داشت. دیدیم یکی از پسران دانشجو، با چهره‌ای بسیار ناراحت از آنجا بیرون آمد. از رئیس انجمن پرسیدم علت ناراحتی آن آقا چه بود؟ او گفت که ما این آقا را، چندین بار با یک دختر جوان در خارج از دانشگاه دیدیم و به او تذکر دادیم اما فایده ای نکرد و اکنون او را اخراج کردیم. من گفتم که شاید این دختر، خواهر یا نامزد این آقا بوده و گفتند که ما تحقیق کردیم که این دختر نه نامزد این آقا بوده و نه خواهرش. من دیگر سوالی نکردم و به سمت خانه امام رفتم و امام سوال کردند که چه خبر؟ و من هم اتفاقی که در دانشگاه افتاده بود بیان کردم. ایشان خیلی ناراحت شدند و گفتند که همین الان برگرد و به آن فرد مسئول، از قول من بگو شما به هیچ عنوان حق تجسس در کار این دانشجو و اخراج او را ندارید.

- ما نمی‌توانیم بگوییم که حجاب شرعی نیست، حجاب قطعاً شرعی است. به اعتقاد من، صرفا اجباری بودن حجاب است که شاید شرعی نباشد. البته حجاب به این شدتی که بعضی علما بر آن پافشاری می‌کنند، نیست و ما یک کم غلظت آن را زیاد کرده‌ایم. مثلاً حجاب زنان پیغمبر با حجاب زنان دیگر فرق می‌کرده، و برای بقیه سختگیرانه نبوده است و ما خودمان، حجاب را سخت کردیم.

- در رابطه با اجباری بودن حجاب، در میان صحبت‌های امام، من تنها در یک جا مشاهده کردم که از امام سوال شده بود که در شمال، خانم‌ها با لباس شنا، به داخل شهر هم می‌روند؛ در این باره ما باید چکار‌کنیم؟ امام هم گفته بودند که خود مردم متدین مازندران اجازه نمی‌دهند که زنان لخت وارد شهرشان شوند. (جلد 8 - صفحه 339) اما هیچ جا به روشنی دیده نشده که ایشان می‌خواستند یا نمی‌خواستند که حجاب اجباری شود یا نه. من هم به یاد نمی‌آورم که امام برای اجباری شدن حجاب نظر خاصی داشته باشند. اما می‌دانم که با خشونت مخالف بودند. زمانی چند دانشجوی بسیجی نزد امام آمدند و از قاطعیت در مقابل بدحجابی از ایشان سوال کردند. امام در جواب فرمودند که منظور شما از قاطعیت چیست؟ اگر منظورتان برخورد فیزیکی ست، این اصلا درست نیست. باید با مدارا و محبت راجع به بدحجابی برخورد کرد و با خشونت نباید کاری کرد.

- با اجباری شدن حجاب، اقلیتی از زنان جامعه که به حجاب اعتقاد ندارند و مجبورند حجاب بگذارند، خودشان را به چهره ای درست می‌کنند که بسیار بدتر از بی‌حجابی است. شاید بین آنها، آدمهای شریف و نجیبی بسیاری هم باشد اما چهره‌شان این را نشان نمی‌دهد. به هرحال هر اجباری، یک اعتراضی را در پی دارد. حجاب هم یک اجبار است و اعتراضی که در پی دارد، این است که با چنین قیافه‌هایی بیرون می‌آیند و همه چیز با هم مخلوط می‌شود. در جامعه‌ای آزاد، دختری که مثلا می‌خواهد به دانشگاه برود با چهره‌ای ساده می‌رود و به مهمانی با چهره‌ای دیگر می‌رود، اما در اینجا دختران ما در همه جا، چه دانشگاه، چه مهمانی، به یک شکل می‌روند.

- چادر سر می‌کنم. من نسبت به حجاب نگاه مثبتی دارم و شخصا حجاب را دوست دارم. اما حقیقتا به چادر علاقه ندارم، چون هم سختی برایم ایجاد می‌کند و هم وقتی سر تا پای یک خانم سیاه است، چندان دید قشنگی در نگاه آدم ایجاد نمی‌کند. همچنین راحتی چادر خیلی کم است و فرد گاهی با چادر برای خودش خطر ایجاد می‌کند. اما چادر در خانواده ما مرسوم است و من به عنوان نوه امام، اگر این کار را نکنم، کاری متمایز انجام داده‌ام و کار متمایز انجام دادن را دوست ندارم. همچنین چادر در خانواده‌های ما، مسئله‌ای سمبلیک است و من دوست ندارم از آن تخلف کنم. به نظر من، وقتی فرد وابسته به مرد بزرگی چون امام است، که از شرقی ترین نقطه عالم، تا غربی ترین نقطه، او را می‌شناسند، و شریف ترین انسانی ست که بسیاری در عمر خود دیده‌اند، تعهدی ایجاد می‌شود و این تعهد برای من، عمل کردن به چیزهایی است که حتی ممکن است خلاف میل من باشد.

چادرم؛ پر پروازم

نوشته شده توسط: کوثر،

طرح از: نگین ربانی

چادری‌ها چند نوع‌اند. چادری‌هایی که سنتی چادری‌اند، چادری‌هایی که زورکی چادری‌اند و چادری‌هایی که آن را به عنوان حجاب‌شان انتخاب کرده‌اند و فلسفهٔ پوشیدن چادر دست‌کم برای خودشان حل شده است.

البته مرز بین این‌ها هم درست مشخص نیست. مثلا چادری‌هایی داریم که در فلسفهٔ حجاب و چادر حتی قلم می‌زنند و صاحب‌نظر محسوب می‌شوند، اما از این که پر چادرشان را به باد بدهد هم ابایی ندارند. کار در مورد این‌ها سخت‌تر است. یعنی سخت است برای کسی که در این موضوع با سواد است بیایی منبری دوستانه بروی که آن مانتوی رنگ‌وارنگی که زیر این چادر تن‌ات کرده‌ای و به زور تا زانوهایت می‌رسد، وقتی بین دو لبهٔ سیاهی چادر قاب می‌شود، بدتر و بیشتر جلب توجه می‌کند تا وقتی که همین مانتوی رنگارنگ را بدون چادر بپوشی.

قبل از افاضاتم بگویم که خود نگارنده هم -که بنده باشم!- توی چادر پوشیدن همچین آدم علیه‌السلامی نیستم؛ اما حداقل افتخارم این است که سیر پوششم تقریبا خطی بوده. نه از آن دسته آدم‌های روبگیری بوده‌ام که غیر از چشم‌ها، دهانشان را هم می‌پوشانند، و نه از آن دست چادری‌هایی که دو نفر را باید برای جمع و جور کردن چادرشان استخدام کرد. که حتی آدم‌هایی از دستهٔ اول دیده‌ام که بعد از چند سال چادر را بالکل و در مقابل چشمان از تعجب گردشده‌مان کنار گذاشته‌اند. به نظر خودم، در تمام این سال‌ها یک حد وسطی را گرفته‌ام.

من چادر را از وقتی که یادم می‌آید سرم می‌کردم. حتی پیش از دبستان… تا دوم راهنمایی، تنها جایی که چادر سر نمی‌کردم برای مدرسه بود، که مانتو خودش پوشش کاملی بود. اما از سال دوم راهنمایی، تصمیم گرفتم که توی راه رفت و برگشت مدرسه هم چادر سرم کنم. شیرینی این تصمیم را هنوز هم به خاطر دارم. بگذریم از روزهای اولی که هنوز عادت نکرده بودم و گه‌گاه چادر ِ تا زده را روی دست می‌انداختم و چند متری که از مدرسه بیرون می‌آمدم، وقتی هنوز گرم صحبت با بچه‌ها بودم، تازه یادم می‌افتاد بدون چادر از مدرسه بیرون زده‌ام!

توی همهٔ این سال‌ها هم، همهٔ کارهایم را با همین چادر انجام داده‌ام. از درس و تحصیل و کار و فعالیت گرفته تا مسافرت و راهپیمایی و خرید و رانندگی. هیچ‌وقت هم احساس نکرده‌ام که این چادر چه چیز دست و پاگیری است. اگر می‌بینید بعضی از چادری‌ها بابت دست و پاگیر بودن چادرشان می‌نالند، حتم بدانید که یا درست نمی‌دانند چطور باید چادر سر کنند، یا نمی‌دانند کدام چادر مناسب کدام فعالیت است.

البته اشتباه نشودها! این به این معنی نیست که مدعی هستم چادر سر کردن و با چادر فعالیت کردن، از فعالیت بدون چادر آسان‌تر است. نخیر. اما اگر بدانی چطور بپوشی، مانع کار و فعالیت و حرکت نیست.

البته خب… چرا! بخواهی خوب نگاه کنی، چادر یک جورهایی محدودیت می‌آورد. بله، محدودیت! محدودیتِ ارتکاب خیلی از معاصی و اشتباهات. لباس تن من و شما، ظاهر من و شما، حجابِ خانم‌ها و پوشش و محاسن ِ آقایان، خیلی وقت‌ها، توی خیلی از کارها، خودش به تنهایی و بی‌هیچ منع دیگری، مانع آلودگی است. من ِ چادری وقتی به چادرم نگاه می‌کنم، دیگر توی هر جمعی شرکت نمی‌کنم، دیگر هر طوری که بخواهم حرف نمی‌زنم، با آقایان هر جور عشقم می‌کشد رفتار نمی‌کنم. و این محدودیت، همان چیزی است که مصونیت می‌آورد. که باعث می‌شود قربانی نگاه‌های هوس‌آلود و تکه‌های زنندهٔ عده‌ای آدم یک‌لا قبا نشوم.

اگر بگویم تعداد دفعاتی که از طرف همین آدم‌ها مورد توهین و تکه و متلک‌پراکنی قرار گرفته‌ام، کمتر از بیست بار در کل عمرم بوده است، حتما باور نمی‌کنید. اما سعی کنید باور کنید! این یک واقعیت است. این که خانم‌های محجب در حفاظی از امنیت و احترام قرار گرفته‌اند، یک واقعیت است.