من یک محجبه ام.... لطفا مرا مسخره کنید!

من یک محجبه ام.... لطفا مرا مسخره کنید.... همانگونه که:
نوح را مسخره کردند. (هود (11):38)
موسی را مسخره کردند. (شعراء (26): 25)
پیامبر قوم عاد را مسخره کردند. (احقاف (46): 26)
و در یک کلمه مسخره شدن، تنها شکنجه ی مشترکی بود که همه ی پیامبران آن را تجربه کردند. (حجر (15):11)
سخت ترین شکنجه ای که بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) وارد آمد. تا آن که خدا برای دلجویی رحمه للعالمین اینگونه فرمود: (اگر تو را استهزا کنند نگران نباش،) پیامبران پیش از تو را (نیز) استهزا کردند. (انعام(6):10 و رعد (13): 32 و انبیاء (21): 41).

اما بدانید خداوند وعده داده است: از آنان روی گردان! ما شرّ مسخره کنندگان را از تو دفع خواهیم کرد. (حجر (15) :95)
تا در روز قیامت بگویند: «افسوس بر من از کوتاهیهایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره کنندگان (آیات او) بودم!» (زمر (39): 56).



پس مرا هم مسخره کنید!

مادرم زهرا(س) جلوی نابینا هم حجابش را حفظ کرد! من هم یک محجبه ام ! الگویم زهراست!
پس تا میتوانید مسخره کنید در من اثری نخواهد داشت.

استدلالی مختصر و مفید برای حجاب

استدلالی مختصر و مفید برای حجاب مادر انقلاب یمن، حجاب را نشان دهنده بالاترین سطح اندیشه و تمدن معرفی کرد .

  جام دینی؛ «اسلام101»: برنده جایزه صلح نوبل، «توکل کرمان» مادر انقلاب یمن، وقتی روزنامه نگاران درباره حجابش از او سؤال کردند که این پوشش و حجاب چه تناسبی با سطح عقل ودانش و معرفت وی دارد، پاسخ داد: «انسان در دوران اولیه تقریباً برهنه بود. هنگامی که عقلش تکامل یافت، او شروع به پوشیدن لباس کرد.» او در ادامه با اعتماد به نفسی شایسته افزود: « چیزی که الان هستم و آن چه که می پوشم، نشان دهنده بالاترین سطح اندیشه و تمدن است که انسان به آن دست یافته است و واپسگرایی نیست.این حذف دوباره لباس است که یک واپسگرایی و بازگشت به دوران باستان است.» حجاب یکی از ضروریات دین مبین اسلام است که همانند دیگر احکام مترقی اسلام، متناسب ترین قواعد و قوانین با روحیات و فطرت انسانی است چرا که برخاسته از ارتباط وحیانی با خالق یکتاست که بهترین شناخت را نسبت به تمامی ابعاد خلقت داشته و همه جوانب و آثار آن را می شناسد. بنابراین هیچ تعجبی ندارد که بانوان مسلمان به این رکن اصیل که به آن در جهان امتیاز دارند و باعث شرافت و کرامت آنهاست افتخار کنند.  

ممانعت از ورود به دلیل حجاب




ممانعت از ورود به دلیل حجاب
نیروهای امنیتی فرودگاه «شارل دوگول» پاریس، از ورود سه زن عربستانی به کشور فرانسه جلوگیری کرد.

جام دینی: به گزارش اخبار جهان اسلام، پس از آنکه این سه زن عربستانی با درخواست این نیروها برای  برداشتن نقاب و حجاب خود مخالفت کردند، از ورود آنها به فرانسه جلوگیری شد.

نیروهای فرودگاه شارل دوگول پاریس زمانی که با رد درخواست خود توسط این سه زن روبرو شدند، آنها را به دوحه بازگرداندند.

این زنان عربستانی از طریق یک هواپیمای وابسته به هواپیمایی قطر به پاریس رسیده بودند.

براساس گزارش پایگاه خبرگزاری الجزیره، فرانسه در آوریل 2011 قانونی مبنی بر ممنوع بودن پوشش چهره در اماکن عمومی تصویب کرد. طبق این قانون هر زن فرانسوی که در اماکن عمومی این کشور از برقع استفاده کند، 150 یورو جریمه خواهد شد.

براساس آخرین نتایج نظرسنجی هایی که اخیرا در مورد اوضاع فرودگاههای بین المللی صورت گرفت، فرودگاه شارل دوگول پاریس بدترین فرودگاه جهان معرفی شده بود.

بر اساس این نظرسنجی ها مردمی که برای پرواز هوایی به این فرودگاه مراجعه می کنند، با مشکلات عدیده ای روبرو می شوند.

زن اسپانیایی از مسلمان شدنش می گوید

زن اسپانیایی از مسلمان شدنش می گوید
ماري لائور رودريگز كويرگا به عنوان يك مسيحي كاتوليك در اسپانيا به دنيا آمد و در مدارس كاتوليك تحصيل كرد. او سپس به اسلام مشرف شد و در حال حاضر رياست "اتحاديه زنان مسلمان اسپانيا" را برعهده دارد.

جام دینی: ماري لائور رودريگز كويرگا به عنوان يك مسيحي كاتوليك در اسپانيا به دنيا آمد و در مدارس كاتوليك تحصيل كرد. او سپس به اسلام مشرف شد و در حال حاضر رياست "اتحاديه زنان مسلمان اسپانيا" را برعهده دارد.

 

وي معتقد است كه مسيحيت حقوق زنان را محدود مي‌كند درحاليكه اسلام حقوق بيشتري به آنها مي‌دهد. رودريگز مي‌گويد: اسلام به من حقوقي داده كه مذهب كاتوليك نداده است نظير آزادي فردي، حقوق قانوني، حق تحصيل، حق كار و ... .

 

رودريگز مي‌افزايد: زنان در مذهب كاتوليك نمي‌توانند به طور مستقيم خدا را عبادت كنند. آنها حق داشتن تمايلات جنسي ندارند و وظيفه شان به دنيا آوردن نوزادان است. زنان كاتوليك هيچ حقي براي گرفتن طلاق ندارند. در مذهب كاتوليك جلوگيري از بارداري ممنوع است.

 

وي با اشاره به وضعيت زنان مسلمان در اروپا به ويژه در اسپانيا گفت: دولت هيچ پيشرفتي در زمينه ارتقاي حقوق زنان مسلمان نداشته است. اما قوانين برابري مسائل مذهبي را شامل نمي‌شود.

 

اين بانوي مسلمان اسپانياي درباره تصويري كه از اسلام و مسلمانان در اسپانيا ترسيم شده گفت: رسانه‌هاي اسپانيايي نه تنها درباره اسلام با مضامين منفي صبحت مي‌كنند بلكه درباره زنان و مردان مسلمان پيش داوري مي كنند و مردان مسلمان را خشن و سلطه‌گر و زنان مسلمان را مطيع و قرباني نشان مي‌دهند. ما نمايشگاهي درباره اسلام در اسپانيا داير كرديم كه خبرنگاران توجه كمي به آن نشان دادند. اما اگر مي گفتيم قصد داريم زني را در  وسط مادريد سنگسار كنيم، تمام خبرنگاران به آنجا مي‌ريختند!

 

رودريگرز افزود: اسلام در اسپانيا نه تنها با افراطي‌گري و تروريسم بلكه با مهاجرت معرفي مي‌شود. وي گفت: اما اين مسئله بايد بخشي از هويت اروپا باشد. اين يك مشكل هويتي است. ما اروپايي متولد شده‌ايم اما مسلمان هستيم. اسلام نيز بخشي از هويت اروپا است.

 

رودريگز همچنين بر بعد اجتماعي مشكلات پيش روي مسلمانان در اسپانيا تاكيد كرد و گفت: اين مشكلات به دليل تعصب تشديد شده است.

وي افزود: اگر من قصد ورود به يك حزب سياسي را داشته باشم به دليل داشتن حجاب با من مخالفت مي‌كنند.

 

رودريگز در پايان گفت: براي ارتقاي شرايط زنان مسلمان به ويژه مهاجران در اسپانيا بايد كارهاي زيادي انجام شود. وي طي 17 سال گذشته روي مسائل مهاجرت كار كرده و مي‌گويد: مهاجران زن نسبت به مردان با مشكلات بيشتري مواجه هستند./شفقنا

زندگانی زهرا (ع) در خانه شوهر

زندگانی زهرا (ع) در خانه شوهر
زندگانی زهرا (ع) در خانه شوهر نمونه است،چون سراسر زندگانی او نمونه است،چون خود او نمونه است،چون شوی او،پدر او و فرزندان او نمونه اند.

جام دینی: زندگانی زهرا (ع) در خانه شوهر نمونه است،چون سراسر زندگانی او نمونه است،چون خود او نمونه است،چون شوی او،پدر او و فرزندان او نمونه اند.نمونه مسلمان هایی آراسته بفضیلت و خوی انسانی.انسان هائی که از میان مردم،برمی خیزند،با مردم زندگی می کنند،چون دیگر مردم راه می روند،می خورند،می پوشند،اما از آن سوی این غریزه ها سرشتی دارند،برتر از فرشته،سرشتی پیوسته بخدا.انسانهائی که درد دیگران را دارند،یا درد مردم را می دانند و می کوشند تا با رفتار و کردار خود درمان بخش آنان باشند و اگر نتوانند در تحمل رنج و دشواری با ایشان شریک شوند.و گاه درد می کشند تا دیگران درمان یابند.چنین کسان طبیبان الهی و شاگردان حقند و بحق مصداق کامل این بیت که:

کل یرید رجاله لحیاته یا من یرید حیاته لرجاله (1) برتری را در بزرگی روح می دانند نه در پروردن تن و آنچه تن بدان نیازمند است،و اگر به تن زنده اند برای آنست که زندگی درست را بدیگران بیاموزند.

بآنها می گویند هنگامی که با مردم زندگی می کنی دیگر تو نیستی.این مردمند که باید برای خدمت آنان زنده بمانی.در انسان دوستی تا آنجا پیش می روند که می گویند چگونه سیر بخوابم و در دور دست ترین نقطه ها انسانی گرسنه پهلو بر زمین نهد. (2) زهرا (ع) پرورده چنین مدرسه ای است.نو عروسی که جهاز او بهای یکی زره به قیمت چهار صد درهم و اثاث البیت وی چند کاسه و کوزه سفالین باشد،پیداست که در خانه شوی چگونه بسر خواهد برد.

اکنون فاطمه (ع) آماده رفتن بخانه شوهر است.پدرش آخرین درس را بدو می دهد.او پیش از این،درسهائی نظیر این درس را آموخته است.اما درس های اخلاقی باید پی در پی تکرار شود تا با تمرین عملی بصورت ملکه نفسانی در آید هر چند او نیازی به تمرین ندارد،اما هر چه باشد انسان است،و با زنان خویشاوند و همسایه در ارتباط:

-دخترم به سخنان مردم گوش مده!مبادا نگران باشی که شوهرت فقیر است!فقر برای دیگران سرشکستگی دارد!برای پیغمبر و خاندان او مایه فخر است.

-دخترم پدرت اگر می خواست می توانست گنج های زمین را مالک شود.اما او خشنودی خدا را اختیار کرد!

دخترم اگر آنچه را پدرت می داند می دانستی دنیا در دیده ات زشت مینمود. (3)

من در باره تو کوتاهی نکردم!ترا به بهترین فرد خاندان خود شوهر داده ام!شوهرت بزرگ دنیا و آخرتست (4).

خدایا فاطمه از من است و من از اویم!خدایا او را از هر ناپاکی برکنار بدار!در پناه خدا!به خانه خود بروید.در بعض روایت ها چنین آمده است:

زنها براه می افتند.اسماء دختر عمیس می ماند.

-تو کیستی؟چرا نرفتی؟

-من باید نزد دخترت بمانم.چنین شبی دختر جوان باید زنی را در دسترس خود داشته باشد.شاید بدو نیازی افتد.

قسمت اخیر این داستان را مؤلف کشف الغمه بهمین صورت آورده است.ابو نعیم اصفهانی نیز هنگام نوشتن شرح حال اسماء بنت عمیس آنرا نوشته است چنانکه نوشتیم جعفر بن ابی طالب و زن او اسماء بنت عمیس جزء نخستین دسته مهاجران حبشه اند (6) وی همراه شوهرش در سال هفتم هجرت هنگام فتح خیبر به مدینه بازگشت.هنگام بازگشت جعفر از حبشه پیغمبر (ص) فرمود بکدام یک از این دو شادمان باشم «فتح خیبر یا بازگشت جعفر» (7).

بنابر این ممکن نیست بگوئیم اسماء شب عروسی فاطمه (ع) در مدینه بوده است.اگر روایت در اصل درست باشد و اگر روایت کنندگان در نوشتن نام دچار اشتباه نشده باشند،محتملا این زن اسماء ذات النطاقین دختر ابو بکر و زن زبیر بن عوام بوده است.شگفت اینست که ابو نعیم خود نخست داستان هجرت اسماء را به حبشه و بازگشت او و مشاجره وی را با عمر بر سر اینکه مهاجران حبشه امتیازی بیش از مهاجران مدینه دارند،آورده و بلافاصله داستان گفتگوی او را با پیغمبر در شب عروسی فاطمه نوشته است (8).

یکی از فاضلان معاصر که کتابی بنام «فاطمه از گهواره تا گور» (9) نوشته و کتاب او سه سال پیش در بیروت بچاپ رسیده است،پس از آنکه با چنین مشکلات روبرو گردیده و پس از آنکه گفته های علمای پیشین را مبنی بر ناممکن بودن حضور اسماء بنت عمیس در این عروسی آورده است.گوید:

«راه حل معقول اینست که بگوئیم اسماء همان اسماء بنت عمیس است،لکن او پس از رفتن به حبشه چند بار به مکه آمده است.و چون مسافران بین این دو نقطه باید تنها عرض دریای سرخ را به پیمایند این کار چندان مشکل نیست. (10)

این مؤلف بزرگوار یک نکته مهم را فراموش کرده است،و آن اینکه وقایع تاریخی تابع فرض و تصور ما نیست.اگر اصولی و یا فقیه هنگام تعارض اخبار تا آنجا که ممکن باشد به جمع عرفی و یا جمع فقاهتی متوسل می شود،بخاطر این است که مدلول روایت اثر عملی دارد،یعنی بیان کننده یکی از احکام پنجگانه تکلیفی است و تا آنجا که ممکن باشد فقیه نباید دست از امارات بردارد.

اما چنین جمعی را در داستان های تاریخی نمی توان پذیرفت.و بر فرض که بپذیریم لا اقل باید سندی داشته باشیم که اشاراتی و لو با جمال به رفت و آمد مکرر مهاجران مکه به حبشه داشته باشد.ما می دانیم دسته ای از مهاجران حبشه پیش از هجرت،به مکه بازگشتند،و آن هنگامی بود که شنیدند و یا پیش خود تصور کردند،مردم مکه از مخالفت خود با پیغمبر دست برداشته اند. ابن هشام نام یک یک این مهاجران و تیره آنان را نوشته است.در هیچ سندی کوچکترین اشارتی به بازگشت جعفر بن ابی طالب و یا زن او اسماء بنت عمیس نیست.

آنگاه اگر امروز مسافرت از حجاز به حبشه از راه پیمودن عرض دریای سرخ آسان باشد،دلیل نمی شود که هزار و چهار صد سال پیش هم چنین آسان بوده است.کسانی که از بیم جان و یا آزار جسمانی به کشوری بیگانه پناه بردند مانند بازرگان یا سیاحت پیشه ای نبودند که پیوسته از نقطه ای به نقطه دیگر می رود.

از اینها گذشته ما سندی از قرن دوم هجری در دست داریم که داستان هجرت اسماء بنت عمیس را بتفصیل تمام نوشته است.این سند کتاب نسب قریش نوشته ابو عبد الله مصعب بن عبد الله بن مصعب زبیری است.کتاب مصعب جنبه تبلیغاتی ندارد.گزارشی دقیق است که از روی روایتهای دست اول نوشته شده وی درباره اسماء چنین نویسد:

«چون جعفر بن ابی طالب به حبشه رفت زن خود اسماء بنت عمیس را همراه خویش برد اسماء در حبشه،عبد الله،محمد و عون را برای او زاد.چند روز پس از زادن عبد الله برای نجاشی نیز فرزندی زاده شد،کس نزد جعفر فرستاد که:

-پسرت را چه نامیده اند؟

-عبد الله!

نجاشی فرزند خود را عبد الله نامید،و اسماء شیر دادن او را بعهده گرفت و بدین جهت نزد نجاشی منزلتی یافت،چون جعفر با مسافران دو کشتی عازم بازگشت شد،اسماء دختر عمیس و فرزندانش را که در حبشه زاده بودند،با خود برداشت و به مدینه آمدند و در مدینه بودند تا آنکه جعفر به موته رفت و در آنجا شهید شد. (11) این سند دیرینه ترین و در عین حال روشن ترین ماخذ درباره اسماء بنت عمیس است و ما می دانیم جعفر بسال هفتم هجرت پس از فتح خیبر بمدینه آمد.

نیز داستان هجرت جعفر جزء دومین دسته مهاجران،در سیره ابن هشام (12) و انساب الاشراف بلاذری آمده است.بلاذری نویسد:

جعفر با زن خود اسماء بنت عمیس جزء دومین دسته بود و در حبشه ماند،ابو طالب در زندگانی خود هزینه او را می فرستاد.سپس با گروهی از مسلمانان پس از فتح خیبر بمدینه بازگشت. (13)

پس روایاتی را که حاضر بودن اسماء را در مکه بهنگام مرگ خدیجه و یا بودن او را در مدینه بشب عروسی فاطمه (ع) متذکراند،باید مبتنی بر تخلیط حادثه ها با یکدیگر و شبیه دانستن نام شخصی با دیگری دانست.چنین اشتباهات در چنان گزارش ها فراوان دیده می شود.

سه روز پس از عروسی بدیدن دخترش می رود.درباره زن و شوهر دعا می کند.دیگر بار فضیلت های علی (ع) را بر می شمارد و بخانه بر می گردد.اما چنان می نماید که دوری دختر را، حتی در این مسافت کوتاه نمی تواند تحمل کند.سالهاست فاطمه شب و روز در کنارش بوده است.او علاوه بر آنکه دخترش بود،یاد خدیجه را برای او زنده نگاه میداشت.«چه کسی جای خدیجه را می گیرد؟!روزیکه مردم مرا دروغ گو خواندند مرا راستگو دانست.و هنگامی که همه مرا رها کردند دین خدا را با ایمان و مال خود یاری کرد» (14) می خواست یادگار خدیجه پیوسته در کنارش باشد،اما او اکنون همسر علی است و باید در خانه او بماند.اگر حجره ای نزدیک خانه خود برای آنان آماده کند خاطرش آسوده خواهد بود،اما ممکن است مسلمانان مدینه در زحمت بیفتند،سرانجام خواست عروس و داماد را در حجره خود جای دهد.ولی این کاری دشوار است چه هم اکنون در خانه او دو زن (سوده و عایشه) بسر می برند.حارثة بن نعمان آگاه می شود و نزد پیغمبر می آید:

-خانه های من همه بتو نزدیک است خود و هر چه دارم از آن توست.بخدا دوست تر دارم که مالم را بگیری تا آنرا در دست من باقی بگذاری.

-خدا تو را پاداش بدهد.

از این روز فاطمه و علی به یکی از خانه های حارثه منتقل میشوند. (15)

سالهای دوم هجرت و اند سال پس از آن برای پیغمبر و مسلمانان،سالهای سختی بود چه از جهت اوضاع سیاسی و چه از جهت شرائط اجتماعی و اقتصادی.روزی که پیمان مدینه بسته شد (16) ،یهودیان با آنکه از حقوق سیاسی و اجتماعی برخوردار بودند،بعللی که این کتاب تاب تفصیل آنرا ندارد، (17) دشمنی خود را با پیغمبر آغاز کردند و تا آنجا پیش رفتند که به حکم قرآن مسلمانان به یکباره رابطه خود را با آنان بریدند.تغییر قبله از مسجد اقصی به خانه کعبه کینه آنانرا با پیغمبر بیشتر کرد.دسته دیگری نیز در یثرب بسر می بردند که زیر پوشش مسلمانی بزیان مسلمانان کار میکردند.

سرکرده آنان عبد الله بن ابی بن ابی سلول بود.این عبد الله پیش از رسیدن پیغمبر به مدینه سودای حکومت شهر را در سر داشت و مقدمات ریاست او را نیز آماده کرده بودند لیکن هجرت پیغمبر از مکه بدانجا او را از این بزرگی محروم ساخت.

عبد الله و کسان او بظاهر مسلمان شدند و جانب پیغمبر را گرفتند،لیکن دل آنان با او نبود. بخصوص شخص عبد الله که هر گاه فرصتی دست می داد ضربتی کاری باسلام و مسلمانان می زد،چنانکه با عقب نشینی در جنگ احد عامل شکست مسلمانان گشت.حادثه رجیع و بئر معونه (18) را نیز که در آن بیش از چهل تن از زبده مسلمانان به شهادت رسیدند،زبان دشمنان را دراز ساخت.و قبیله های دنیا طلب خود را بدشمنان اسلام بستند.

شرایط اقتصادی نیز دشوار بود،مسلمانان مدینه و انصار تا آنجا که می توانستند از همراهی با مهاجران دریغ نمی کردند،بلکه با همه تنگدستی آنانرا بر خود مقدم میداشتند.اما مگر توان مالی مشتی کشاورز و کاسب خرده پا چه اندازه است؟غنیمت های جنگی هم رقمی نبود که نیاز نو مسلمانان را بر طرف کند و محمد (ص) که هدایت و ریاست این مردم را بعهده داشت، آنانرا بر خود و خویشاوندان و بستگان خود مقدم می داشت.اگر گشایشی در کار پیدا می شد حق مستمندان مهاجر و انصار بود.این درس را قرآن بدو و خاندانش آموخته است.اگر خدا را دوست می دارند باید لقمه را از گلوی خود ببرند و به گدایان،یتیمان و اسیران بخورانند بی آنکه بر آنان منتی نهند.و بدانند که این لقمه حق آن مستمندان است.حقی که خدا برای آنان معین فرموده در مقابل پرداخت این حق نباید چشم پاداش و یا سپاس داشته باشند.پاداش این کار نیک را در جهان دیگر خواهند گرفت.روزیکه همه چهره ها ترش و در هم رفته است، چهره آنان شاداب و لبهای ایشان خندان خواهد بود. (19)

مسلم است که علی پسر عموی پیغمبر و فاطمه دختر او در انجام دادن این فرمان سزاوارتر از دیگران بودند.این آیه ها در خانه آنان و بر آنان نازل شده است.در اجرای همین دستور اخلاقی بود که این زن و شوهر بیش از توان انسان معمولی بر خود سخت گرفتند.چهل سال پس از این تاریخ هنگامی که علی دیده از این جهان پر رنج فرو بست و بجوار رحمت پروردگار رفت،با آنکه پنجسال آخر زندگانی را در حکومت بر جهان اسلام بسر برده بود،فرزندش حسن (ع) در نخستین خطبه خود او را چنین ستود:«مردم!دوش مردی بجوار خدا رفت که از پیشینیان کسی بر او سبقت نگرفت و از پسینیان کسی بپای او نخواهد رسید.چون پیغمبر او را به ماموریتی می فرستاد جبرئیل از سوی راست و میکائیل از سوی چپ او را نگهبان بودند تا پیروز برگردد.آنچه از او بجا مانده هفتصد درم است »این سند نوشته ابن سعد در کتاب الطبقات الکبری و از قدیم ترین اسناد تاریخی و مورد استناد همه تاریخ نویسان است.

ابن عبد ربه اندلسی که در آغاز سده چهارم مرده و کتاب او در پایان سده سوم نوشته شده، مانده از او را سیصد درهم نوشته است (21).

بسیار بی انصافی است که کسی بگمان خود و یا برای گمراه ساختن مردمان ناآگاه،کتابی بنویسد و بخواهد اسلام را از دیدگاه فلسفه بشناساند آنگاه باتکاء ترجمه ای غلط از ماخذی متاخر و چند قرن پس از ابن سعد و ابن عبد ربه،علی را سرمایه دار زمان خود معرفی کند.

ملکه زیبایی اخلاق عربستان * عکس

ملکه زیبایی اخلاق عربستان * عکس
تلاش می کنم که به دیگر اهداف و آرزوهایی که دارم دست یابم. بنده مایلم در زمینه آموزش کودکان استثنایی فعالیت کنم که امیدوارم به این آرزوی خودم دست یابم.

جام دینی: به گزارش شیعه آنلاین، شیعیان عربستان سعودی چند سالی است که مانند بسیاری از کشورهای جهان میان دختران و زنان خود مسابقات ملکه زیبایی برگزار می کنند اما با این تفاوت که ملاک در مسابقات شیعیان عربستان زیبایی چهره و ظاهری نیست بلکه زیبایی اخلاقی و اخلاق نیکو است.

بر اساس مسابقاتی که امسال برگزار شد، خانم «مرام آل سیف» از منطقه "تاروت" موفق شد رتبه نخست را به خود اختصاص دهد و ملکه زیبایی اخلاق منطقه شرق عربستان سعودی شود.

مسابقات امسال در سالن "ملک عبدالله ملی" در استان "قطیف" برگزار شد و پس از خانم "آل سیف"، "فاطمه عبدالجلیل" از شهر أحساء رتبه دوم و "فاطمه سعید البیک" رتبه سوم را به خود اختصاص دادند.

گفتنی است علاوه بر تاج ملکه، مبلغ 10 هزار ریال سعودی نیز جایزه نفر اول این مسابقات بوده است.

«مرام آل سیف» پس از کسب رتبه نخست، در گفتگویی درباره اهداف و چشم اندازهایی که در پیش رو دارد، گفت: تلاش می کنم که به دیگر اهداف و آرزوهایی که دارم دست یابم. بنده مایلم در زمینه آموزش کودکان استثنایی فعالیت کنم که امیدوارم به این آرزوی خودم دست یابم

چرا حجاب ؟

چرا حجاب ؟
وظیفه پوشش که اسلام برای زنان مقرر کرده بدین معنی نیست که از خانه بیرون نروند. زندانی کردن و حبس زن در اسلام مطرح نیست بلکه برای مصونیت و حفظ منزلت و ارزش های آن است.

جام دینی: مخالفان حجاب و پوشش غالبا بدنبال این هستند که حجاب را امری غیر منطقی و نامعقول معرفی کنند، اما آنچه روشن است که اگر انسان مسئله ای را از اول خرافه فرض کند، توجیهی هم که برای آن ذکر می کند متناسب با خرافه خواهد بود. اگر بحث کنندگان درباره حجاب، مسئله را با بی طرفی مورد کاوش قرار می دادند درمی یابند که فلسفه پوشش و حجاب اسلامی پوچ و بی اساس نیست.

 

واژه حجاب

 

کلمه "حجاب" هم به معنی پوشیدن و هم به معنی پرده و حاجب است، اما بیشتر، استعمالش به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می دهد که پرده وسیله پوشش است و شاید بتوان گفت که به حسب اصل لغت هر پوششی حجاب نیست، آن پوشش حجاب نامیده می شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد.

 

معنی شایع لغت "حجاب" پرده است و اگر در مورد پوشش به کار برده می شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همین امر موجب شده که عده زیادی گمان کنند که اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود.

 

وظیفه پوشش که اسلام برای زنان مقرر کرده بدین معنی نیست که از خانه بیرون نروند. زندانی کردن و حبس زن در اسلام مطرح نیست.

 

پوشش زن در اسلام این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خودنمایی نپردازد. سوره مبارکه نور و سوره مبارک احزاب حدود پوشش و تماس های زن و مرد را ذکر کرده است بدون آنکه کلمه حجاب را به کار برده باشد. آیه ای که در آن کلمه حجاب به کار رفته است مربوط است به زنان پیغمبر اسلام است.

 

قرآن کریم صریحا به زنان پیغمبر می گوید "و قرن فی بیوتکن" یعنی در خانه های خود بمانید. اسلام می خواسته است " امهات المومنین" که خواه ناخوه احترام زیادی در میان مسلمانان داشتند از احترام خود سوء استفاده نکنند و احیانا ابزار عناصر خودخواه و ماجراجو در مسائل سیاسی و اجتماعی واقع نشوند. سر اینکه زنان پیغمبر بعد از آن حضرت از ازدواج با شخص دیگر ممنوع شدند؛ بخاطر این بود که شوهر بعدی از شهرت و احترام زنش سوء استفاده می کرد و ماجراها می آفرید بنابراین اگر درباره زنان پیغمبر دستور اکیدتر و شدیدتری وجود داشته باشد بدین جهت است.

 

سیمای حقیقی مسئله حجاب

 

حقیقت امر این است که در مسئله پوشش و به اصطلاح عصر اخیر حجاب سخن در این نیست که آیا زن خوب است پوشیده در اجتماع ظاهر شود یا عریان؟ روح سخن این است که آیا زن و کامجویی مرد از زن باید رایگان باشد؟ آیا مرد باید حق داشته باشد که از هر زنی در هر محفلی حداکثر لذت را به استثنای زنا ببرد یا نه؟

 

اسلام که به روح مسائل می نگرد جواب می دهد: خیر، مردان فقط در محیط خانوادگی و در کادر قانون ازدواج و همراه با یک سلسله تعهدات سنگین می توانند از زنان به عنوان همسران شرعی کامجویی کنند، اما در محیط اجتماع استفاده از زنان بیگانه ممنوع است. و زنان نیز از اینکه مردان را در خارج از کانون خانوادگی کامیاب سازند به هر صورت و به هر شکل ممنوع می باشند.

 

فلسفه پوشش اسلامی چند چیز است: جنبه روانی، جنبه خانوادگی و جنبه اجتماعی و برخی موارد مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگیری از ابتذال او. حجاب در اسلام از یک مسئله کلی تر و اساسی تر ریشه می گیرد و آن اینکه اسلام می خواهد انواع لذت های جنسی، اعم از بصری، لمسی و دیگر لذت ها که به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج شرعی اختصاص می یابد و اجتماع منحصرا برای کار و فعالیت باشد. برخلاف سیستم غربی عصر حاضر که کار و فعالیت را با لذت جویی های جنسی به هم می آمیزد اسلام می خواهد این دو محیط را کاملا از یکدیگر تفکیک کند.

 

علت محدودیت کامیابی های جنسی

از نظر اسلام محدودیت کامیابی های جنسی به محیط خانوادگی و همسران مشروع، از جنبه روانی به بهداشت روانی اجتماع کمک می کند و از جنبه خانوادگی سبب تحکیم روابط افراد خانواده و برقراری صمیمت کامل بین زن و شوهر می گردد و از جنبه اجتماعی موجب حفظ و استیفای نیروی کار و فعالیت اجتماع می گردد و از نظر وضع زن در برابر مرد، سبب می گردد که ارزش زن در برابر مرد بالا رود./شفقنا

مخالفت پوتین با حجاب در مدارس روسیه

ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه اعلام کرد اجازه پوشش حجاب در مدارس این کشور را نخواهد داد.
رئیس جمهوری روسیه مخالفت خود را با پوشش حجاب در مدارس این کشور اعلام کرد.

به گزارش مهر به نقل از شبکه روسیا الیوم، ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه اعلام کرد اجازه پوشش حجاب در مدارس این کشور را نخواهد داد.

وی در دیدار با نمایندگان یک تشکل روسی اعلام کرد باید به چگونگی حل این مسائل در کشورهای اروپایی همسایه خود نگاه کنیم و آنگاه امور روشن خواهد شد.

رئیس جمهوری روسیه در عین حال گفت باید با احترام زیادی با احساسات دینی مردم تعامل کنیم، با این حال کشور ما، لائیک است و باید در رفتارهای خود بر اساس این اصل عمل کنیم.

در این دیدار، نماینده ای از ایالت استنفاروپل روسیه که یکی از مدارس آنها، پوشش حجاب را ممنوع کرده است، سئوالی از پوتین درباره دیدگاهش در خصوص پوشش حجاب در مدارس روسی پرسید که پوتین به صراحت مخالفت خود را با حجاب اعلام کرد.

زنان برای شادمانی در مراسم ازدواج حضرت زهرا(س) چه اشعاری خواندند؟

زنان برای شادمانی در مراسم ازدواج حضرت زهرا(س) چه اشعاری خواندند؟

دین - شادی برای ازدواج در اسلام امری نیکو است و چه شعفی بالاتر از شادمانی برای ازدواج دردانه پیامبر.

به گزارش خبرآنلاین،بر اساس کتاب ابن شهرآشوب به نقل از ابن‏ بابویه چنین روایت کرده است:
رسول خدا (ص) دختران عبدالمطلب و زنان مهاجر و انصار را فرمود تا همراه فاطمه به خانه على (ع) روند. و در راه شادمانى نمایند و اشعارى که نمایانگر این شادمانى است بخوانند لیکن سخنانى نباشد که خدا را خوش نیاید. آنان عروس را بر استرى که شهباء نام داشت (یا بر شترى) نشاندند و به روایتى نام آن استرى که عروس را بر آن سوار کردند دُلدُل بود.
سمان فارسى زمام‏دار استر بود حمزه و عقیل و جعفر و دیگر بنى‏هاشم در پس آن مى‏رفتند زنان پیغمبر (ص) پیشاپیش عروس بودند و چنین مى‏خواندند.
ام‏سلمه مى‏خواند: سرن بعون الله یا جاراتى -واشکرنه فى کل حالات
واذکرن ما انعم رب العلى -من کشف مکروه و آفات
فقد هدانا بعد کفر وقد -انعشنا رب السماوات
و سرن مع خیر نساء الورى -تفدى بعمات و خالات
یا بنت من فضله ذوالعلى -بالوحى منه والرسالات.
ترجمه: بروید اى هووهاى من بیارى خدا و سپاس گویید خداوند تعالى را در تمام حالات و بیاد آرید که خداوند بزرگ بر ما منت نهاد بلاها و آفات را برطرف کرد. نامسلمان بودیم ما را هدایت فرمود و ضعیف بودیم ما را توانایى و نیرو بخشید و بروید همراه بهترین زنان که فداى او باد همه خویشان، عمه‏ها و خاله‏ها اى دختر آن پیغمبرى که خداوند متعالى برترى داد او را بر دیگران به پیغمبرى و وحى از آسمان.
حفصه دختر عمر چنین مى‏خواند: فاطمه خیرالنساء البشر -و من لا وجه کوجه القمر
فضلک الله على کل الورى -بفضل من خص باى الزمر
زوجک الله فتى فاضلاً -اعنى علیاً خیر من فى الحضر
فسرن جاراتى بها انها -کریمة بنت عظیم الخطر
ترجمه: بهترین زنان از جنس بشر است و کیست مثل فاطمه که چهره‏اش مانند ماه باشد خدایت برترى داد بر جهانیان به فضیلت پدرى که مخصوص او گردانید آیات قرآن را تو را به ازدواج جوانمردى فاضل درآورد یعنى على علیه‏السلام که بهتر است از همگان پس ببرید اى هووهاى من او را که بزرگوار است و دختر بهترین پیامبران و بزرگ بزرگان.
آورده ‏اند که معاذه نیز چنین مى ‏خواند: اقول قولاً فیه ما فیه -واذکر الخیر و ابدیه
محمد خیر بنى ‏آدم -ما فیه من کبر ولاتیه
بفضله عرفنا رشدنا -فالله بالخیر مجازیه
و نحن مع بنت نبى الهدى -ذى شرف قد مکنت فیه
فى ذروة شامخة اصلها -فما ارى شیئاً یدانیه.

سخنى جز آنکه باید نمى‏گویم و بجز راه نکو نمى‏پویم، نیکو مى‏گویم، و نیکویى را فاش مى‏نمایم. محمد صلى الله علیه و آله بهترین فرزندان آدم است و از لاف و خودپسندى در امان است به برکت وجود آن حضرت ما راه رشد و درستکارى خود را دریافتیم خدا به نیکى پاداش مى‏دهد و ما به همران دختر پیغمبر صاحب شرف، شرافت و بزرگى در وجودش ریشه دارد صاحب بزرگى و جلال است کسى که همتاى او را در جهان نمى‏بینم.

حجاج چرا خلاف عقربه‌های ساعت طواف می کنند؟

حجاج چرا خلاف عقربه‌های ساعت طواف می کنند؟

شاگرد پروفسور حسابی بر اساس علم فیزیک، علت اینکه جهت انجام طواف دور خانه خدا خلاف جهت عقربه های ساعت است را تشریح کرد.

حسین اردکانی، دکترای علم فیزیک و از شاگردان پروفسور حسابی در گفت وگو با فارس گفت: هر آنچه در شارع مقدس وجود دارد دارای مبنای علمی است به طوری که در اعمال حج آمده است که جهت حرکت برای طواف به سمت چپ و خلاف جهت عقربه های ساعت باشد یا اینکه اکثر مراجع تقلید می گویند که بهتر است در ناحیه در خانه خدا تا مقام ابراهیم طواف انجام شود.


وی افزود: تمام اینها از نظر علم فیزیک قابل اثبات است. در نیمکره شمالی که خانه خدا واقع شده است وقتی هر ذره یا جسمی خلاف جهت عقربه های ساعت بچرخد ۵ نیرو به آن وارد می شود که جمع این نیروها و انرژی ها به سمت داخل است. در بحث طواف هم همین است، ذرات در اینجا انسان ها هستند و مجموع این نیروها نیز به سمت مرکز که همان خانه خداست هدایت می شود.


این فیزیکدان ادامه داد: اگر در طواف، چرخش به سمت راست انجام می شد در علم فیزیک آمده است که گریز از مرکز رخ می داد و طبق قانون فیزیک ذرات که در اینجا انسان ها هستند به سمت بیرون پرتاب می شدند و نیروی آنها به سمت مرکز که همان خانه خداست هدایت نمی شد.


اردکانی گفت: حالا اگر خانه خدا در نیمکره جنوبی واقع می شد حتماً در دین ما تأکید بر این می شد که باید در جهت عقربه های ساعت یعنی به سمت راست، طواف خانه خدا انجام شود.


وی درباره تأکید بر طواف بین در خانه خدا و مقام ابراهیم نیز اظهار داشت: هر جسم متحرکی که حرکت دورانی دارد اگر شعاع کم شود، سرعت آن به طور ناخودآگاه زیادتر می شود و تمایل و تمرکز آن به سمت داخل و مرکز بیشتر می شود به همین دلیل اکثر مراجع می گویند که در این فاصله طواف خانه خدا انجام شود چون با این تمرکز، صعود و عروج رخ می دهد.


این دکترای علم فیزیک معتقد است که همه چیز در دنیا بر اساس علم فیزیک قابل بررسی است اما علم انسان در این حد نیست که تمام آنها را دریافت کند.

اعتدال،نسخه موفق رسیدن به کمال

ملت ما: نهيب اعتدال

«نهيب اعتدال» عنوان سرمقاله روزنامه ملت ما به قلم امير حسين مروي است كه در آن مي‌خوانيد
 
...«برخي از همين‌هايى كه در استقبالِ امروز بودند، خانم‌هايى بودند كه در عرف معمولى به آنها مي‌گويند «خانم بدحجاب»؛ اشك هم از چشمش دارد مي‌ريزد. حالا چه كار كنيم؟ ردش كنيد؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه، دل، متعلق به اين جبهه است؛ جان، دلباخته‌ به اين اهداف و آرمان‌هاست. او يك نقصى دارد. مگر من نقص ندارم؟ نقص او ظاهر است، نقص‌هاى اين حقير باطن است؛ نمى‌بينند. گفتا شيخا هر آنچه گويى هستم / آيا تو چنان كه مي‌نمايى هستى؟».

اين‌ها بخش‌هايي از سخنان رهبر معظم انقلاب  در جمع طلاب، روحانيون و مبلغان استان خراسان شمالي است كه به نوعي دعوت  به توجه دوباره به موضوع حجاب بانوان  و بازنگري در برخوردهاي صورت گرفته در اين خصوص است. در حالي كه در كشورهاي اروپايي موج فراگير گرايش به حجاب به عنوان چالشي در حال گسترش مطرح شده و در شرايطي كه حجاب در عالم اسلام، نماد متانت و عفاف و وقار و مهم‌تر از همه «عشق به اسلام» است، با كمال تاسف شاهديم كه در جامعه ما اين نماد ديانت، بهانه سياست‌ورزي شده است و چنين وانمود مي‌شود كه گويا مخالفان و موافقان نظام سياسي كشور را مي‌توان از نگاه بر الگوي پوشش آنان تشخيص داد.

در سايه  سياست‌هاي غلط فرهنگي، حجاب زنان در حال تبديل شدن به نمادي سياسي است و گويا با بي‌توجهي به حجاب، مي‌توان مخالفت با نظام سياسي كشور را به رخ كشيد.  متاسفانه  بدحجابي به يمن برخوردهاي قهري و برخي سخنان بي‌مبنا كه حجاب زنان را به نظام سياسي كشور پيوند مي‌دهد، به نماد مخالفتي ارزان، با ابزاري در دسترس تبديل شده است و نشانه‌ها و نمادهاي مخالفت با نظام سياسي و به چالش كشيدن آن، به آساني در دسترس قرار گرفته است كه فساد اخلاقي در آن تبديل به يك نوع مبارزه سياسي شد. بدا به حال جامعه‌اي كه در آن فساد سياسي، اقتصادي و اخلاقي، عنوان اپوزيسيون سياسي به خود بگيرد.

اين همه در حالي است كه در تاريخ كهن اين سرزمين و  غالب جوامع ديگر، هر چه قدر كه پيش‌تر مي‌رويم مي‌بينيم كه حجاب در طول تاريخ، انتخاب طبيعي از سوي زنان بوده است و بدون اين‌كه از سوي حكومت‌ها اجبار و تاكيدي بر آن صورت گيرد، زنان با پوشش و رعايت عفاف در انظار عمومي ظاهر مي‌شده‌اند. به تعبير ويل دورانت در كتاب تاريخ تمدن «حجابي كه هم‌اكنون در ايران است، بيش از آن اندازه كه مستند به اسلام باشد مستند به ايران قبل از اسلام است».

تجربه «كشف حجاب» رضاخاني، صحنه عبرت‌آموزي در اين مقوله است؛ مطابق تحقيقات «ويكن» زماني كه رضا شاه حجاب را تحريم كرد موجي از مهاجرت به خارج از كشور در ميان خانواده‌هاي متشخص و ثروتمند ايراني به وجود آمد، اين مهم در كنار تمام گرفتاري‌هايي كه براي زنان بواسطه «ماندن» در خانه به وجود آمده بود نشان از اعتبار اين مقوله براي ايشان دارد.

سر اصلي رويكرد آزادانه بانوان فرهيخته به پوشش مناسب، همان نكته‌اي است كه قرآن كريم به عنوان فلسفه تشريع حجاب عنوان كرد: «يا ايها النبي قل لازواجك و بناتك و نساءالمومنين يدنين عليهنّ من جلابيبهنّ ذلك ادني ان يعرفن فلا يوذين و كان الله غفوراً رحيماً – لئن لم ينته المنافقون و الذين في قلوبهم مرضٌ و المرجفون في‌المدينه لنُغرينك بٍهم ثمّ لا يجاورونك فيها الا قليلا»

اين آيات صراحتا مبناي اصلي حجاب را «عفاف‌ورزي»، «امنيت» و مورد آزار قرار نگرفتن عنوان كرده است؛ به هر حال محدوديتي كه حجاب بر زنان در اين جهان پر شور و شر- كه امنيت به گوهر ناياب و ارزشمندي تبديل شده- تحميل كرده است هزينه اندكي است كه ايشان در قبال امنيت و عزت ناشي از آن مي‌پردازند.

نكته مهم ديگر در اين آيه، تقدم «راهكار فرهنگي» بر شيوه‌هاي ديگر است، چنان كه «تبعيد متعرضين» را در مرحله بعد ذكر مي‌كند؛ توجه اوليه اين آيات به قواي «باوراننده» و قواي «انگيزاننده» است و در فرجام و بعد از طي راهكارهاي فرهنگي، عنداللزوم پاي قواي اجبار كننده را در مقابل كساني كه اصرار بر تعرض به اخلاق عمومي و حريم ديگران دارند، پيش مي‌كشد.

روندي كه متاسفانه در جامعه ما در جهت عكس صورت مي‌گيرد. ما در اولين اقدام به «پاك كردن مسئله» و قواي اجبار كننده مي‌انديشيم و بعد در مراحل بعدي كه با ناكامي در تامين اهداف، مواجه مي‌شويم به ياد راهكارهاي فرهنگي مي‌افتيم واضح است كه حجاب در نسبت با اصول و مباني ديگري همانند تطابق با فطرت، شخصيت بخشيدن به بانوان، رعايت عقيده،  تامين سلامت جامعه و استحكام خانواده، هم است؛ كه در نظرآوردن  مجموعه آنها، زنان را به انتخاب طبيعي حجاب سوق مي‌دهد.

در كنار ابعاد عبادي حجاب  مي‌توان مزيت‌ها و كاركردهاي مثبت حجاب را در برپايي جامعه‌اي انساني‌تر، امن‌تر، عفيف‌تر و معنوي‌تر خاطرنشان كرد كه مي‌تواند مولفه‌هاي سازنده راهبردهاي فرهنگي مسئولان ذي‌ربط در بنيان جامعه اسلامي باشد.   به نظر ما تامين زمينه براي تعالي و رشد مادي و معنوي انسان‌ها، به شئونات و وظايف نظام اسلامي نزديكتر است، اين وظيفه‌اي است برآمده از ميثاق ملي و مبتني بر آموزه‌هاي ديني كه جملگي مقوم نظام سياسي كشورند؛ اما بايد تاكيد كرد كه هر اقدام ناشيانه‌اي را هم نمي‌توان در قالب اين وظيفه نظام ديني به شمار آورد و توجيه كرد.

متاسفانه بسياري از برنامه‌ها و رفتارهاي ما نوعي «رفع تكليف» است تا انجام واقعي و درست يك وظيفه ديني؛ ما در حوزه «توسعه اخلاق ديني» در جامعه غالبا به اين فكر مي‌كنيم كه چه كنيم تا نشانه‌هاي غيراخلاقي بودن جامعه را به صورت فيزيكي پاكسازي كنيم و از پيش چشم‌برداريم و كمتر به اين فكر مي‌كنيم كه چه كنيم تا مردمان در عمق وجودشان در ظاهر و باطنشان، «اخلاقي» و «عاشق» باشند.

اكنون با گذشت بيش از سه دهه از تجربه سیاست های مربوط به حجاب در كشور، جاي اين پرسش است كه به‌راستي این سیاست هاتا چه حد موفق بوده و چقدر توانسته موجبات تعالي اخلاقي و سالم سازي روابط زن و مرد را تامين كند و تا چه ميزان موجب نفاق و درهم ريختگي سره و ناسره در جامعه شده است؟ بايد انديشيد كه آيا مي‌توان براي گستردن معروفي چون «حجاب»، منكرهايي چون «نفاق» را در جامعه دامن زد؟

از ديگر ابعاد نگاه حاكم بر سياست‌هاي فرهنگي، «شتاب‌زدگي» و بي‌توجهي نسبت به اصولي بوده است كه در جامعه شناسي و روانشناسي انسانگرا درباره آن بحث مي‌شود و بعنوان مقدمات و ضرورت‌هاي عيني و ذهني در مسير كاهش ناهنجاري‌ها و رفتن به سوي تعالي، اخلاق و معنويت، اعلام شده است.

در ارتباط با بحث حاضر، از ميان جامعه شناسان، ساختارگرايان كه «شئون مختلف جامعه را برحسب پيامدهاي پيش‌بيني‌پذير ويژگي‌هاي ساختاري جامعه تبيين مي‌كنند» معتقدند بخشي از انحرافات اجتماعي در حوزه روابط مرد و زن، ناشي از ساختار معيوب اقتصادي است و چون افرادي توانايي لازم براي تامين حداقل امكانات تشكيل خانواده را ندارند از راه‌هاي خلاف هنجارهاي مرسوم اجتماعي به تامين نيازهاي جنسي خود مي‌پردازند.

همچنين مطابق نظر روانشناسان انسانگرايي كه سلسله مراتب و طبقه‌بندي نيازهاي آدمي را مطرح كرده اند، عدم تامين نيازهاي فيزيولوژيك، مانع از پيدايش نيازهايي چون خودشكوفايي، معنويت خواهي و هويت جويي مي‌شود. اين موضوعي است كه در فرهنگ ديني ما هم مورد توجه بوده است، چنان‌كه پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايد: كاد الفقر ان يكون كفراً  و امام علي (ع) مي‌فرمايد: الفقر موت الاكبر.

در باب معني شناسي، چنان‌كه استاد مطهري اشاره مي‌كند؛ حجاب امري نيست كه صرفا به موضوع پوشش مرتبط باشد، كه امري «رفتاري» است كه در نسبت با بافت فرهنگي جامعه معني و مفهوم پيدا مي‌كند، چنان‌كه حتي با وجود تعيين حد و مرز حجاب توسط فقها،  بسياري از علما از جمله مرحوم امام خميني مثلا مقداري از موي سر زنان روستايي را هر چند با احتياط از شمول وجوب ستر استثنا كرده‌اند، تا بر اين نكته تاكيد بورزند كه بافت فرهنگي يك جامعه در نحوه تحقق يك امر فقهي مي‌تواند تاثيرگذار باشد.

چنان‌كه ايشان و اكثر فقها رفت و آمد مردها در بازارهايي كه محل تردد زنهاي اهل روستا و باديه‌نشين‌هايي كه عادت ندارند حجاب خود را به‌طور كامل رعايت كنند، اگر چه انسان علم دارد به آنها نگاه خواهد كرد را بلا اشكال دانسته‌اند. توضيح اين‌كه به‌طور كلي گفته شده است نظر افتادن به زنان مسلمان بي‌حجاب اشكالي ندارد آن چيزي كه حرام است نگاه كردن است يعني تداوم آن، كه اتفاقا به لحاظ اخلاقي و عرفي هم ناپسند است

درآيه 26 از سوره اعراف دارد كه «اي فرزندان آدم به‌راستي براي شما لباسي فرستاديم تا هم خود را بپوشانيد و هم مايه تجمل و آراستگي شما باشد و البته لباس تقوي بهتر و برتر است» تاكيد بر اين دارد كه «حيا» و آن «حالت دروني نفساني» بالاتر و ارجح است و توجه ما بايد درعين توجه به ابعاد بيروني و آفاقي رفتار، بيش‌تر معطوف به ابعاد انفسي و دروني عمل باشد.

(تصاویر) نمایشگاه مدلباس قجری بانوان

کد خبر: ۱۲۹۴۰۲
۲۴ مهر ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۶
فرارو- نمايشگاه طراحي لباس با الهام از نقوش دوران قاجار در عمارت چادرخانه کاخ گلستان، با حضور مدير کاخ گلستان، افتتاح شد.

در اين نمايشگاه 12 مدل لباس و کيف دستي با طراحي مدرن و با نقوشي الهام گرفته از نقوش اسليمي دوران قاجار توسط «سارا حکاک» کارشناس طراحي و چاپ پارچه ارائه شده است.

نقوش استفاده شده در لباس‌ها برگرفته از نقوش سنتي دوران قاجار بر روي کاشيکاري‌ها، عمارات و کاخ‌هاي آن دوران است که نمونه آنها اغلب در کاخ گلستان و معماري‌هاي سنتي شيراز قابل مشاهده است.

چاپ‌ها به صورت دستي و با استفاده از تکنيک چاپ باتيک که به صورت تخت يا برجسته در جلو و پشت لباس‌ها به کار رفته‌اند حک شده‌اند.

علاقه‌مندان براي بازديد از اين نمايشگاه مي‌توانند از 23 تا 29 مهرماه امسال از ساعت 9 صبح تا 17 به آدرس ميدان 15 خرداد، کاخ گلستان، عمارت چادرخانه مراجعه کنند. عکس های باشگاه خبرنگاران از این نمایشگاه را در زیر می بینید.
















یک نکته ازاین معنی گفتیم وهمین باشد

 

هادي وکيلي در روزنامه ابتکار نوشت:

بعضي ازهمين‌هايي که دراستقبال بودند وشما (استاندار) از آنها تعريف کرديد خانمهايي بودند که درعرف معمولي به آنها مي‌گويند خانم «بدحجاب». اشک هم از چشمش دارد مي‌ريزد، حالا چکار کنيم ردش کنيد؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه دل متعلق به اين جبهه است. او يک نقص دارد، مگر من نقص ندارم؟ با اين نگاه و روحيه برخورد کنيد.

اين فرمايشات رهبرمعظم انقلاب بود که در سفر به خراسان شمالي فرمودند و حالا کلاه خود را قاضي قرار دهيد وببينيد چقدر بين آن چه به نام حکومت انجام مي‌شود و آن چه در کلام رهبر نظام هست اختلاف وجود دارد. اين سخن حکم نص را دارد و جاي ابهام براي تفسير نگذاشته است. 

يکي ازامتيازات احکام اجتماعي اسلام اين است که از ابعاد مهم انساني برخوردار است. حفظ کرامت انساني محور همه دعوت‌ها است. دعوت به حجاب هم ازاين قاعده مستثني نيست. 

حجاب مي‌بايست در خدمت حفظ شان انساني زن باشد، نمي‌توان به بهانه بدحجابي اصل شان و حيثيت انساني فرد را مورد تعرض قرار داد. بنابراين برخوردهاي خشن وعلني هيچ نسبتي با اين هدف غايي ندارد، دعوت به حجاب نبايد موجب لطمه وارد آوردن به شان انساني گردد. نمي‌توان بنام ضرورت حجاب انسانيت کسي را لگد مال کرد و او را به استهزاء گرفت و تحقير کرد.

آن چه مهم است اين است که او يک انسان است و انسان بودنش اصل و بنيان مي‌باشد. حجاب هم به خاطر شان انساني اش ضرورت پيدا کرده است. حالا اين منطق را مقايسه کنيد با آن چه از برخوردها در اخبار و به وسيله تصاوير انعکاس پيدا مي‌کند. انتشار عکس ها، خبرهايي که حکايت ناديده انگاشتن جايگاه و منزلت انساني را در برخوردها به نمايش مي‌گذارد به طبيعي خلاصه کردن همه منکرات در چهار تار موي بيرون يک دختر خانم و بسيج همه امکانات براي برخورد با آن به عنوان مظاهر منکراتي مصداق دور افتادن از اصل و گرفتار انحراف شدن است.

در آموزه‌هاي ديني اولويت بندي نسبت به منکرات وجود دارد، يعني اگر در جامعه اي منکرات زيادي رواج دارد اولويت در برخورد با زشت ترين آنهاست. زشت ترين منکرات آن منکري است که بيشترين اثر سوء اجتماعي و تاثير در معاش و زندگي و اعتقاد مردم داشته است و اصولا بخشي ازهمين برخوردها که به نام مبارزه با بدحجابي صورت مي‌گيرد خود جزو مصاديق زشت ترين منکرات به حساب مي‌آيد. خلاصه آقايان اين کلام رهبر انقلاب بود نه سخن احمدي نژاد و نه صحبت مشائي است، پس لطفا با اين مقياس عملکرد خود را ارزيابي کنيد.

جایگاه اجتماعی زن در اسلام و غرب

جایگاه اجتماعی زن در اسلام و غرب
قرآن در بخش مسائل اجتماعی درآیه گذشته می فرماید: با زنها معاشرت نیک و معروف داشته باشید و زن را درمجامع خود راه دهید و اگر خوشایندتان نیست که آنها در مجامع شما شرکت کنند، این کار ناخوشایند را تحمل کنید زیرا ممکن است خیر فراوانی دراین کار باشد و شما ندانید.

جام دینی؛ اسلام زن را در سایه حجاب و سایر فضایل به صحنه می آورد تا معلم عاطفه، رقت، درمان، لطف، صفا، وفا و مانند آن شود، ولی دنیای کنونی، حجاب را از زن می گیرد تا به شکل لعبه به بازار بیاید و غریزه را تامین کند.

 

قرآن درباره حقوق زن می فرماید: ای اهل ایمان برای شما حلال نیست که زنان را به اکراه و جبر به میراث گیرید و بر زنان سخت گیری و بهانه جویی مکنید که قسمتی از آنچه مهر آنها کرده اید، به جور بگیرید! مگر عمل زشت و ناشایستی از آنها آشکار شد و با آنها در زندگانی با انصاف و خوش رفتار باشید و چنانچه دلپسند شما نباشند اظهار کراهت مکنید، بسا چیزهای ناپسند شماست و حال آنکه خدا در آن خیر بسیاری قرار داده است.

 

مسائل مربوط به حقوق زن ، بخشی مربط به ارث و بخشی مربوط به نکاح و تعدد زوجات و مهریه و مانند آن است. این گونه مسائل را عده فراوانی چون مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر شریف المیزان بیان کرده اند و متاخران هم با رهنمودهای آن بزرگ مفسر جهان اسلام، کتاب هایی نوشته اند.

 

قرآن در بخش مسائل اجتماعی درآیه گذشته می فرماید: با زنها معاشرت نیک و معروف داشته باشید و زن را درمجامع خود راه دهید و اگر خوشایندتان نیست که آنها در مجامع شما شرکت کنند، این کار ناخوشایند را تحمل کنید زیرا ممکن است خیر فراوانی دراین کار باشد و شما ندانید.

 

معاشرت گرچه در زمینه امور خانودگی است، اما اختصاصی به آن ندارد؛ زیرا ملاک آن در مسائل اجتماعی نیز وجود دارد. گاهی بر اثر تعصب جاهلی یا رواج فرهنگ نادرست یا تعصب خام و مانند آن، مردان خوش نمی دارند که زنان مانند آنها در جامعه و صحنه های سیاست، درمان و پزشکی، فرهنگ و تدریس و … سمت و حضور داشته باشند، لیکن باید این امر را تحمل کنند شاید خیر فراوانی دراین کار باشد که نمی دانند.

 

معروف، هر چیزی است که نزد عقل و پیش وحی و صاحب شریعت به رسمیت شناخت شده و غیر آن منکر و ناشناخته است. قرآن می فرماید که با صنف زن به گونه ای رفتار کنید که عقل و شرع آن را به رسمیت می شناسد و این قشر عظیم را منزوی و با آنها بدرفتاری نکنید.

 

سپس می فرماید: اگر نمی پسندید که زنها را از حیات اجتماعی صحیح و سالمی برخوردار باشند، بدانید که این کراهتتان نارواست.

 

جهاد و دفاع امری موقتی است، اما حضور زن درصحنه، هر روز و همیشگی است و همین حیات اجتماعی زن است که می تواند در فرهنگ و تربیت و جهاد و دفاع سهم موثر ایفا کند.

 

کسانی که نتوانسته اند با زنان جامعه معاشرت معروف داشته باشند و از عواطف آنان طرفی بسته، از احساسات و رقت قلب آنان مدد بگیرند، به نام آزادی، زن خود را مسخر غرایز نموده اند؛ بی آنکه مسخر عواطف شوند، ولی اسلام، زن را آزاد و جامعه را مسخر عواطف کرده است؛ از این رو جامعه ای عاطفی بنا کرده و رافت و رحمت درجامعه اسلامی قرار داده است. نبود عاطفه در بعضی جوامع، کشتار بی رحمانه انسان های بی گناه به دست ابرقدرت ها و دست نشاندگان آنها با بمب های شیمیایی، با اینکه آنها ظاهرا طرفدار آزادی و مدعی به صحنه آوردن او هستند، شاهد است که اینها مسخر غریزه و شهوت قدرت شده اند و نه مسخر عاطفه و محبت؛ یعنی از هنر و فضیلت و جمالی که خدا به نام عاطفه، رحم و رقت به زن داده است، آنان محروم اند.

 

آنچه را ذات اقدس الهی به فطرت و روح زن داده ، به عنوان یک فضیلت به او عطا کرده است؛ ولی دنیای مادی، زن را در معرض نمایش غرایز آورده و بر درندگی جامع افزوده است.

 

اینکه حضرت امیر مومنان (ع) می فرماید: زن مانند عقرب است که نیشش درآغاز شیرین ولی مسموم است و نیز روایاتی شبیه این هشداری به مرد است تا فریب شهوت خود را نخورد. نیش عقرب مانند نیش زنبور عسل است و نظیرسوزن نیست، بلکه اگر انسان نداند که عقرب است، از نیش آن احساس لذت و شیرینی می نماید؛ مانند شیرینی ای که ظاهرش شیرین اما درونش تلخ و مسموم باشد.

 

بر این اساس ، امیر مومنان (ع) نمی فرماید که زن عقرب است، بلکه می فرماید: خود را با نگاه به نامحرم آتش ندهید. دیدن نامحرم شیرین اما این گناه درونش عقرب است، چنان که اگر زنی به دام مرد بیفتد، آن مرد پرستی عقرب می شود و میان زن و مرد فرقی نیست؛ منتها چون جاذبه از سوی زن بیشتر است حضرت به آن اشاره نموده است. نتیجه جمله امیر مومنان مذمت زن نیست؛ بلکه مذمت نگاه به نامحرم است.

 

همه انبیاء، اولیاء، حکما، عرفا، صالحان و صدیقان و شهدا درحین دنیا به کمال رسیده اند. آنان اگر به دنیا نمی  آمدند، خاک یا نطفه ای بودن که همراه پدر دفن می شدند و به کمال نمی رسیدند ولی هنگامی که به بازار دنیا آمدند و داد و ستد کردند سود بردند؛ زیرا همه خوبان در دنیا خوب شدند؛ پس اگر  کسی به طمع زرق و برق دنیا خود را گرفتار نمود، مانند آن کودکی است که نشناخته، پشت مار ابلق را لمس می نماید یا با نیش عقرب بازی می کند.

 

مسلمانان زن ها را به حجاب دعوت می کنند، اما از عاطفه زن به عنوان یک محور تربیتی استفاده می کنند. اسلام زن را در سایه حجاب و سایر فضایل به صحنه می آورد تا معلم عاطفه، رقت، درمان، لطف، صفا، وفا و مانند آن شود، ولی دنیای  کنونی ، حجاب را از زن می گیرد تا به شکل لعبه به بازار بیاید و غریزه را تامین کند و چنین زنی دیگر معلم عاطفه نیست.او فرمان شهوت می دهد؛ نه گذشت، و شهوت جز کوری و کری چیزی به همراه ندارد؛ از این رو اسلام اصرار دارد که زن به جامعه بیاید، ولی با حجاب که درس عفت و عاطفه دهد نه آموزش شهوت و غریزه.

منبع: شفاف نیوز

دوران محجبه ها فرا رسیده است

دوران محجبه ها فرا رسیده است
«اگمن باگیش» وزیر امور اروپایی ترکیه با اشاره به انتخاب اولین شهردار باحجاب اروپایی در بوسنی، گفت امیدوار است که زنان باحجاب ترکیه نیز بتوانند پست های دولتی و رسمی کشور را بر عهده گیرند.

جام دینی؛ شفقنا خبر داد: باگیش در جلسه ی حزب توسعه و عدالت ترکی در استانبول گفت: امروز نوبت ترکیه است که در آن زنان باحجاب ترکی پست های دولتی مهم را به دست گیرند.

وی افزود: «آمره بابیچ» زن مسلمان باحجابی است که مادر سه کودک است، از سوی  مردم  بوسنی در یک انتخابات محلی به عنوان شهردار انتخاب شد. مردم وی را به دلیل عشقی که به او داشتند انتخاب کردند و زمانی که به دلیل حجاب مورد انتقاد قرار گرفت پاسخ داد که شخصیت انسان مهم تر از همه چیز است اما حجاب یک امر شخصی است.

وزیر ترکی در ادامه پافشاری برخی از احزاب ترکی همچون حزب «ملی ترکیه» و حزب «صلح و دموکراسی» در مورد رای گیری برای حمله به سوریه، را محکوم کرد.

طبق رای پارلمان ترکی ارتش ترکیه در صورت سقوط موشک های سوری در خاک ترکیه می تواند به این کشور حمله نظامی کند.

بر اساس گزارش پایگاه الیوم السابع، وی رفتار این دو حزب را مشارکتی شیطانی تلقی کرد و افزود ملت ترکیه محکومیت چنین رفتاری را در پای صندوق های انتخاباتی آینده اعلام خواهند کرد.

جزئیات جدید از ازدواج هیفا و مرسی+عکس

جزئیات جدید از ازدواج هیفا و مرسی+عکس به دنبال انتشار خبر ازدواج مشهورترین دختر مسیحی با محمد مرسی رییس جمهور مصر، وبلاگ اندیشه اسلام آباد در این باره نوشت: هیفاء مرعی لبنانی که در یکی از سفارت های عربی مصر فعالیت می کند، از سوی سایت های عربی به جذابیت و زیبایی بسیار موصوف گردیده و حتی پیش بینی شده که به زودی به عنوان زیباترین خانم عربی معرفی می گردد. به گزارش جهان، این دختر زیبا که رئیس جمهور مصر پس از آشنایی با وی، به شدت عاشق فضایلش گردیده است، برای تحقق تجدید فراش آقای رئیس جمهور، دارای یک مشکل اساسی بوده و آن هم دین مسیحی این دختر لبنانی الاصل بوده است. نکته جالب اینجاست که پس از علاقمندی محمد مرسی، عروس خانم متعهد به رعایت حجاب و عدم خروج از منزل بعد از ساعت 7 شب گردیده است. ضمن آنکه جناب رئیس جمهور برای عروس مسیحی خود شرط کرده که باید همچون دیگر مسلمانان نماز خوانده و روزه بگیرد (یعنی اینکه اسلام بیاورد). و حال، هیفا خانم اعلام نموده که وی اساسا هوادار اندیشه های مرسی بوده و حاضر است برای انجام ازدواج هر شرطی را بپذیرد و از آن جمله دین خود را از مسیحیت به اسلام تغییر دهد.

قبرستان بقیع چگونه شکل گرفت؟+(تصاویر)

کد خبر: ۱۲۸۹۶۵
۱۹ مهر ۱۳۹۱ - ۱۴:۵۱
فرارو- بقيع در عصر پیامبر (ص) و حتی عهد خلفای راشدین چندان وسعتی نداشت.

به گزارش پايگاه اطلاع رساني لبيك، بقیع قبل از آنکه قبرستان شود، محدوده ای بود که اطراف مسجد النبی قرار داشت و آن روزگار، به باغستان بقیع خوانده می شد. رسول خدا، پس از ساختن مسجد النبی این مکان را به دفن اموات اختصاص دادند و نخستین صحابی رسول اکرم (ص) از انصار در بقیع دفن شد که اسعد ابن زراره انصاری خزرجی قدیم الاسلام بود.

پس از دفن این صحابی در زمین بقیع پیامبراکرم دستور دادند آنجا را از بوته خار زدودند و به مکان دفن مسلمانان ساکن مدینه اختصاص دادند. بقيع در عصر پیامبر و حتی عهد خلفای راشدین چندان وسعتی نداشت و قبر حلیمه سعدیه دایه رسول خدا و قبر عثمان بن عفان خلیفه سوم نیز خارج از بقیع قرار داشت.

چون مورخان سنی و شیعه یاد کرده اند که قاتلان عثمان اجازه ندادند جنازه عثمان در بقیع دفن شود و ناچار او را شبانه در باغی که نزدیک بقیع داشت به نام حش کوکب به خاک سپردند. در کتاب ناسخ التواریخ آمده است هنگامی که  معاویه به قدرت رسید حکم کرد تا بقیع را توسعه دهند و در فاصله بین قبر عثمان و بقیع انقدر مرده دفن کنند تا قبر عثمان جزء بقیع شود. که این قسمت الحاقی بقیع را بنی امیه نام نهادند. در این قبرستان آستانه و گنبد مجللی که روی قبور ائمه و صحابه برپا بود و گنبدهای مرقد چهار امام معصوم شیعه (ص)از تمام گنبدها مرتفع تر بوده و این شکوه و عظمت را همه مورخان تایید کرده اند.

پیامبر بزرگوار اسلام درباره  این قبرستان فرموده اند: سرزمین بقیع نخستین مکانی است که روز قیامت شکافته می شود و مدفونین آن سر از خاک بیرون می آورند و پس از آن زمین مکه و در روز قیامت هفتاد هزارنفر از بقیع در صحرای محشر حاضر می شوند که صورتشان مانند ماه شب چهارده می درخشد و بدون حساب داخل بهشت می شوند.   

پايگاه اطلاع رساني لبيك چند تصوير قديمي از اين قبرستان تاريخي را در زير منتشر كرده است:


نمايي از قبرستان بقيع قبل از تخريب


ضريح مزار چهار امام مدفون در بقيع


نمايي از كوچه بني هاشم قبل از تخريب


عكس قديي از حضور زائران ايراني در اطراف قبور مطهر ائمه بقيع

روش سلبی پاسخگوی رفع بدحجابی نیست

فارس نوشت:

سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس گفت: مقابله با هجمه‌های فرهنگی به خصوص در زمینه عفاف و حجاب با روش سلبی صورت نمی‌گیرد و باید با برنامه ایجابی کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت حرکت کرد.
 
حجت الاسلام سیدعلی طاهری اظهار داشت: در عرصه فرهنگ باید متناسب با پیشرفت‌های فضای مجازی حرکت کرد. هجوم گسترده دشمن برای براندازی نظام جمهوری اسلامی تنها از طریق فرهنگی امکان‌پذیر است و دشمن هزینه‌های زیادی را در این عرصه انجام می‌دهد.

وی افزود: برای مقابله با دشمن باید سطح اعتقادات و آگاهی مردم بالا برده شود که در این زمینه تمام دستگاه‌ها باید برنامه ریزی داشته باشند.

سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس با بیان اینکه زمینه سازی عفاف و حجاب باید از خردسالی نهادینه شود، خاطرنشان کرد: دشمن حتی از دوران خردسالی با عروسک‌هایی که تولید می‌کند بر روی ذهن کودکان کار می‌کند اما متاسفانه مقابله‌ای با این حرکات نداشته‌ایم.

طاهری با اشاره به اینکه تمام دستگاه‌های کشور باید در عرصه فرهنگ فعالیت کنند، خاطرنشان کرد: تمام دستگاه‌های تبلیغی، آموزشی، رسانه‌ها و ... باید با بهره‌مندی از شیوه‌های هنری و جذاب در زمینه مسائل فرهنگی و به خصوص عفاف و حجاب فعالیت کنند.

وی با توجه به برگزاری نمایشگاه مد و لباس گفت: در این نمایشگاه‌ها باید سلایق جوانان مدنظر قرار گیرد و از نظر قیمت، محصولات به صورتی باشند که عموم مردم بتوانند از آنها استفاده کنند.

اقدام نمايشي بازيگران با چادر +عكس

اقدام نمايشي بازيگران با چادر +عكس

جشنواره فيلم هاي كودك و نوجوان در اصفهان علاوه بر اعلام شايعه فوت ابوالفضل پورعرب توسط احمد ميرعلايي حاشيه هاي ديگري هم داشت.

به گزارش نما، صراط نوشت: دیروز در مراسم افتتاحیه این جشنواره ویدیویی پخش شد که به نوعی می‌توان آن را عکس العملی از سوی بازیگران زن سینمای ایران، به اتهام‌ فساد در سینمای ایران که به وضعیت یازیگران زن مربوط می شود، دانست.

39949_555.jpg

علی رویین تن کارگردان این کلیپ تبلیغاتی با استفاده از بازیگرانی هم چون؛ آنا نعمتی، سحر قریشی، ماه چهره خلیلی، آزاده شمس، بیتا بادران، زهرا سعیدی و شقایق فراهانی؛ در حالی آنان را به تصویر کشید که بر سر مزار شهدا، با جملاتی احساسی از مقام حضرت فاطمه زهرا(س) تجلیل می کردند.

پس از پخش این تیزر تبلیغاتی! بود که تعدادی از بازیگران زن این ویدیو درحالیکه کاشی هایی منقش به آیات سوره کوثر در دست داشتند، در اقدامی باور نکردنی با حجاب کامل بر روی صحنه آمدند و قطعه ای نمایشی را به معرض دید گذاشتند.

39950_512.jpg

در همین نمایش بود که بازیگران نام برده با رد و بدل کردن دیالوگ هایی مانند «زین پس گواه و پناهسینمای ایران بانو فاطمه است» و «زنان سینمای ایران با شهامت تمام بر دهان بدگویان مُهر خواهند زد» و «گل های قرمز قشنگ نماز چادرشان را با گِل گرفتن دهان های بد، خواهند بست» به نوعی سعی در پاسخ به انتقادات مطرح شده از سوی فرج الله سلحشور درباره وضعیت فساد انگیز سینمای ایران را داشتند.

یک زن مسلمان بوسنیایی، نخستین شهردار محجبه در سراسر اروپا شد + عکس

یک زن مسلمان بوسنیایی، نخستین شهردار محجبه در سراسر اروپا شد + عکس

یک زن مسلمان بوسنیایی، به عنوان نخستین شهردار محجبه تاریخ این کشور و سراسر قاره اروپا انتخاب شد.

به گزارش سرویس ترجمه "شفقنا"، به نقل از پایگاه اینترنتی بخش عربی خبرگزاری فرانسه (AFP)، "عمره بابیچ"، نامزد مسلمان و محجبه حزب "فعالیت دموکراتيک" بوسنی و هرزگوین در انتخابات شهرداری شهر "ويسوکو"، توانست با پیروزی در این انتخابات، لقب نخستین شهردار محجبه تاریخ این کشور و سراسر قاره اروپا را از آن خود کند.

بر اساس اعلام کميسيون انتخابات بوسنی و هرزگوين، این کارشناس مسائل اقتصادی که عضو بزرگترین حزب مسلمانان این کشور است، توانست در انتخابات شهرداری شهر "ويسوکو" در نزديکی شهر "سارايوو"، پايتخت بوسنی، 30 درصد آرا را از آن خود کند و به عنوان شهردار جدید این شهر چهل هزار نفری انتخاب شود.

حزب "فعالیت دموکراتيک" بوسنی و هرزگوین پيش از برگزاری انتخابات شهرداری ها در اين کشور اعلام کرده بود که در صورت پیروزی "عمره بابيچ" در انتخابات شهرداری "ويسوکو"، وی نه تنها نخستين شهردار زن این شهر، بلکه نخستين شهردار محجبه در بوسنی و سراسر قاره اروپا خواهد بود.

"عمره بابيچ" که مادر سه فرزند بوده و در سال 1993 میلادی و طی جنگ داخلی بوسنی و هرزگوین که بین سال های 1992 تا 1995ميلادی رخ داد، همسر خود را از دست داده است، سال ها رياست انجمن خانواده های شهدای این جنگ را بر عهده داشته و پيش از نامزدی در انتخابات اخیر شهرداری های بوسنی و هرزگوین، به عنوان وزير اقتصاد در دولت محلی منطقه "زنيکا" مشغول فعاليت بوده است.

این بانوی مسلمان در مصاحبه ای که پس از پیروزی در انتخابات شهرداری "ويسوکو" با خبرگزاری فرانسه داشت، انتخاب خود را پیروزی بزرگ برای دموکراسی خواند و تاکید کرد: همشهریان من یک نگرش باز را در پیش گرفته و من را به عنوان یک زن آن هم محجبه انتخاب کردند، این کار آنها در واقع الگویی است برای شرق و غرب که در بوسنی در هم می آمیزند.

"عمره بابيچ" که پس از مرگ شوهرش محجبه شده و سال ها بعد نیز بار دیگر ازدواج کرده، با تاکید بر اینکه حجاب به وی کمک کرده تا مصیبت از دست دادن همسر را پشت سر بگذارد، اظهار کرد: بر این باور هستم که حجابم نباید مانع بر سر راه اروپایی من باشد، مردم اروپا درک خواهند کرد که آنها با مسلمانانی روبرو هستند که با وجود احترام به هويت خود، آن قدر از خود گذشته هستند که به حقوق دیگران نیز احترام بگذارند.

این کارشناس مسائل اقتصادی با بیان اینکه سیاست به صورت انحصاری برای مردان نیست، تصریح کرد: دیدگاه اسلام درباره زن کاملا روشن بوده و جایگاهی در زندگی عمومی برای آن تعیین کرده است، همه آنهایی که اسلام را به صورت درست تفسیر می کنند، این مساله را می دانند.

عضو بزرگترین حزب مسلمانان بوسنی و هرزگوین با اشاره به جامعه مردسالار این کشور و حضور سه اقلیت مسلمان، صرب و کروات در آن، از شجاعت حزب "فعالیت دموکراتیک" برای انتخاب وی به عنوان نامزد خود در انتخابات شهرداری های بوسنی تمجید کرد و گفت: این یک امتحان سياسی بزرگ برای شهروندانی بود که دیدگاه های خاصی در مورد زنان به ویژه زنان محجبه داشتند، آنها بر این باورند که زنان جایگاهی در سياست و زندگی عمومی ندارند.

"عمره بابيچ" در پایان با تاکید بر اینکه جایگاه بوسنی و هرزگوین در میان کشورهای نوین اروپا است، تاکید کرد: سياست را هرگز برای دستیابی به اهداف مذهبی به کار نمی گیرم، اگر توان دفاع از حقوق شخصی خود را داشته باشم، می توانم از حقوق دیگران نیز دفاع کنم.

در حالی این بانوی محجبه و مسلمان 43 ساله به عنوان شهردار یکی از شهرهای بوسنی و هرزگوین انتخاب شده و مسلمانان این کشور هم اکنون می توانند حجاب خود را رعايت کنند که در زمان حکومت کمونيستی يوگسلاوی سابق بین سال های 1943 و 1992 ميلادی، حجاب در سراسر یوگسلاوی از جمله بوسنی و هرزگوین ممنوع بود.

هم اکنون مسلمانان بزرگترين اقليت مذهبی در بوسنی و هرزگوین به شمار می آیند و نزدیک به 40 درصد از جمعيت سه ميليون و 800 هزار نفری اين کشور را تشکیل می دهند.

دزدیدن اجزای بدن زنان در اتاق پرو در مشهد! +عکس

دزدیدن اجزای بدن زنان در اتاق پرو در مشهد! +عکس

image

برای خرید از هر مکان ناشناخته مخصوصا انواع بوتیک ها ، تنها نرید.

به گزارش خبرگزاری وفا ، این قضیه در مشهد اتفاق افتاده و احتمال داره در شهرهای بزرگ دیگه هم باشه که بی خبریم.

آقا به همراه خانومش با اتومبیل پراید به این خیابون برای خرید میرن. آقا برای کاری از ماشین پیاده میشه و به خانومش میگه تو مانتو فروشی ها چرخی بزنه تا اگه مورد دلخواهش پیدا شد به آقا تک زنگ بزنه تا بیاد ببینه اما بعد از تمام شدن کار آقا .

خبری ازخانم نمیشه آقا نگران میشه و دنبالش میگرده . یکی دو ساعت طول میکشه و بسیار نگران به ۱۱۰ اطلاع میده و میگه خانوم من اینجا گم شده و موبایلشم جواب نمیده پلیس به این منطقه میرن و میگردن و خیابونا رو هم میبندن اما به نتیجه نمیرسن . بعد دو ساعتی گشتن به یکی از مغازه ها مشکوک میشن . داخلش میرن و میبینن همه چیز عادیه و فروشنده ها هم دو تا خانم هستند.

سربازا مشغول گشتن میشن که ناگهان یکی از سربازا در اتاق پرو باز میکنه میبینه چیزی توش نیست اما وقتی پاشو داخل اتاقک میزاره احساس غیر عادی زیر پاش میکنه و میبینه روزنه نور کوچیکی از ش پیداست .

دوباره همون فروشگاه رو با دقت بیشتری میگردن تا میبینن ه دکمه زیر میز فروشندست . دکمه رو فشارش میدن میبینن بله !! کف اتاق پرو به صورت آسانسوری میره پایین و اینکه کجا میره؟

پایین (زیر زمین ) مجهز بودهه به تشکیلات پزشکی و …. دکتر و .. که بعد از بیهوشی قربانیان (عموما زنان تنهاو ساده لوح) اقدام به خارج کردن کلیه اونها میکردن!

تمام ماجرا در ضمیمه تپش روزنامه جام جم امده شاید شماها شنیده باشین اما اگه کسی نشنیده براش تعریف کنید و هیچ وقت تو اینجور جاها تنها نرید.

اعتراض محمد اصفهانی به ارسال پارازیت‌های ماهواره‌ای و سانسور تیتراژ سریال «تکیه بر باد»

اعتراض محمد اصفهانی به ارسال پارازیت‌های ماهواره‌ای و سانسور تیتراژ سریال «تکیه بر باد» توسط واحد موسیقی صدا و سیما: باید از همه ما حلالیت بطلبید/ خطر این تشعشعات را شوخی گرفته‌اید؟ +دانلود ترانه تازه‌اش که به پیشگاه پیامبر اکرم تقدیم شده است

فرستادن به ایمیل چاپ
+ 177
+ 2

(174+)(2-)(17 نظر مردم در ساعات اخیر) کافه سینما- محمد اصفهانی در وب سایت رسمی خود درباره رفتار این روزهای رسانه ملی و خطر ارسال پارازیت یادداشتی نوشته است که در کافه سینما می‌خوانید:

غم غفلت
ز ره هوس به تو كي رسم نفسي زخود نرميده من
همه حيرتم به كجاروم به رهت سري نكشيده من
به چه برگ ؛ ساز طرب كنم زچه جام ؛ نشئه طلب كنم ؟
گل باغ شعله نچيده من مي داغ دل نچشيده من
تو به محفلي ننموده رو كه زتاب شعله ي غيرتش
همه اشك گشته به رنگ شمع و زچشم خود نچكيده من
چه بلا ستمكش غيرتم چه قدر نشانه ي حسرتم
كه شهيد خنجرناز تو شده عالمي و تپيده من
تو و صد چمن طرب و نمو من و شبنمي نگه آبرو
به بهار عالم رنگ و بو همه جلوه تو همه ديده من
به كدام نغمه ي دل گسل زنوا كشان نشوم خجل
چو جرس به غير شكست دل سخني زخود نشنيده من
من بيدل و غم غفلتي كه زچشم پر ز فسون تو
همه جا زجلوه ي من پراست و به هيچ جا نرسيده من

" بيدل دهلوي "

اين نوشته دغدغه ي اين روزهاي من است . در نگارش آن مقيد به مرتبط سازي هنجارهايش نبودم و هر آنچه در من گذشت بيان كردم :

وقتي ماجراي آن فيلم در مورد پيامبر و وقايع بعدي اش اتفاق افتاد از خودم پرسيدم : چرا ما دوستداران و پيروانش اين شاخص رحمت و محبت را آنگونه به دنيا معرفي نكرديم تا كسي پروا نكند كه به حريم نوراني اش نزديك شود؟ چرا با بد اخلاقي ها و خشونت هاي ساده لوحانه و از سر غفلت ؛ مكتب بزرگ او را در پهنه ي گيتي زير سؤال برديم؟ پيروان باطل ؛ هميشه در جلوه نمايي حاضرند... آيا ما به آنها فرصت هاي خوب و استثنايي نداديم؟ آيا در تعريف مكتب محمد ؛ پيروان " او " كساني هستند كه تا بي احترامي و جفا مي بينند ؛ حمله مي كنند و مي كشند و كشته ميشوند؟ آيا او و فرزندانش هم اينگونه بودند؟ آيا حركاتي كه از ما سر ميزند روح بزرگ پيامبر را بيشتر به درد مي آورد يا نمايش فيلمي ضعيف از يك فرد معلوم الحال؟ اين روز ها با غم چنين غفلت هايي سر به گريبانم... فكر به كم رنگ شدن روز افزون مقدسات در اذهان ؛ فكر به اوضاع نابهنجار مسلمانان درخارج و داخل ايران؛ وضع كار اهالي موسيقي در مملكت ؛ مشكلات حرفه اي خودم مثل سانسور ناگهاني و يك جانبه ي تيتراژ سريال "تكيه بر باد" توسط واحد موسيقي صدا و سيما پس از تصويب آن (به گفته دوستان در شبكه تهران)توسط واحد موسيقي سازمان صدا و سيما ! آن هم با قطع مواجب و پرداختهاي اقشار ضعيفي مانند كارمندان واحد ترابري و ... سريال ؛ و تحت فشار قراردادن تهيه كننده ي محترم با موقوف كردن پرداختها به قبول اين سانسور توسط گروه فيلم و سريال شبكه تهران... سپس انتقال اين مساله به بنده كه آيا راضي هستم حقوق راننده ي ترابري قطع شود يا نه؟

به گزارش کافه سینما، اصفهانی در ادامه یادداشت‌اش نوشته: از طرف ديگر تحقير و شكست و مخاطره ي مستمر در قالب بي احترامي به اينهمه شهروند ايراني با فرستادن  شبانه روزي پارازيت هاي سنگين  ماهواره اي و تبديل تهران و شهرهاي بزرگ  ايران به كانونهاي  تشعشع توسط  اشخاصي  مجهول  كه  نه  ملت را قدر  مي شناسند و نه به فريادهاي وزير و وكيل واكنشي نشان ميدهند كه لابد اگر ايراني باشند خانواده هاي آنها هم قطعا درگذر زمان قرباني چنين تشعشعاتي خواهند شد... از شما متصدي پارازيت ! ميپرسم : بيماري كه داروهاي سركوب ايمني مصرف ميكند تا عضو پيوندي اش در بدن باقي بماند... سالمندان فرتوت كه اصلا ماهواره نمي بينند؛ بيماران سرطاني وضعيف تحت شيمي درماني ؛ مسلولها و جانبازان و معلولان ؛ بيماران اعصاب و روان ؛ آدمهاي سالم و قوي كه ماهواره نگاه نمي كنند ؛ بچه هاي سرطاني در كانونهايي مثل محك ؛ دياليزي ها ؛ حامله ها ؛ نوزادها وجنين ها و... همه روز و شبشان را با پارازيت هاي ماهواره اي و تشعشعات مسموم و مضر آن طي كنند تا شما كه كسي جرات ندارد در باره تان سؤال كند به وظيفه ي فرهنگي خود درجبهه هاي تهاجم فرهنگي و جنگ نرم عمل كنيد؟ و مثل هميشه فقط با سيستم حذفي ظاهرا به سراغ دشمن و در اصل به سراغ هموطنان و خانواده هاي خود برويد؟... نكند خطر اين تشعشعات را شوخي گرفته ايد؟ آيا ميدانيد رهايي از حق مردم در روز جزا هيچ علاجي جز حلاليت از تك تك آنها ندارد وحتي خداوند بزرگ هم از ناحيه اي جز طلب حلاليت ؛ قادر به رفع و رجوع آن نيست؟ و اما بعد ... جالب اينجاست كه ناگهان تمامي اين ضرورتها و احساس مسئوليتهاي مطابق مصلحت كه وضع و تشخيص آنها هم فقط با همان قشر غير پاسخگو و مجهول است يكدفعه رنگ مي بازد ؛ محو ميشود و از بين ميرود ! چرا ؟؟؟

چون چند نفر غير ايراني از خارج ؛ به نام "سران جنبش عدم تعهد" چند روزي وارد ايران ميشوند و به خاطر آنها تمامي ملت از اين عقوبت شبانه روزي ناگهان عفو شده ؛ به يمن بركت ورود آنها موقتا مجاز به ادامه ي زندگي با شرايط بهتر ميشوند... ولي فقط موقتا... چون با پايان كار اجلاس ؛ پارازيتها دوباره غوغا ميكنند تا آمار افزايش سرطان به 90 هزار نفر در سال گذشته ؛ روند صعودي خود را كماكان ادامه دهد و ما را به آستانه ي "سونامي سرطان" در ايران بعنوان يكي از ركورد داران جهاني اين بيماري برساند... اين است قدر و منزلت ما شهروندان ايراني و ملت ايران... خودمان اينگونه به هم اهانت مي كنيم و قصد جان همديگر ميكنيم آنوقت ناراحتيم كه چرا بيگانگان حرمت پيامبرمان و عقايدمان را نگه نميدارند... براستي مقصركيست؟ آيا ديگر وقت آن نيست كه از خواب غفلت بيدار شويم ؛ از عناد و لجبازي دست برداريم و نگاهي اساسي و منصفانه به دين و دنيامان بيندازيم؟ مگر نگفته اند كه دنيا مزرعه ي آخرت است؟ اين روزها با غم چنين غفلت هايي سر به گريبانم ...

آواز "غم غفلت" را كه با همراهي دوست خوب و همكارم بهروز صفاريان ؛ بر غزل تابناك شاعر بزرگ ؛ بيدل دهلوي در استوديوي بهروز اجرا نمودم پيشكش ميكنم به پيشگاه اسوه و نمونه ي اخلاق و محبت و جذب ... يعني پيامبر گرامي اسلام . اين اثر ؛ وصف الحال اين روزهاي كسي است كه متاسفانه فقط نامش شبيه به محمد مصطفي است و درد دل اوست با هموطنانش ./

بااحترام
محمد اصفهانی
مهر1391

دانلود آواز غم غفلت(7MB)

بررسی جایگاه زن در تمدن های مختلف

بررسی جایگاه زن در تمدن های مختلف

بررسی جایگاه زن در تمدن های مختلف از جمله در یونان، هند، ایران و دوران جاهلیت عرب نشان می دهد که در هیچ کدام از این تمدن ها زن جایگاه شایسته ای نداشته و منزلت زن در اسلام از همه اینها برتر و والاتر است.

به گزارش شفقنا به نقل از مهر، در زمان‌های قدیم، مردم یونان از نظر تمدن و مدنیت پشرفته ترین ملت‌ها بودند. آتن شهر حکمت و فلسفه و طب و دانش بود، اما با وجود این زن یونانی مانند کالای تجاری بین آتنی‌های قدیم خرید و فروش می‌شد. او را پلید و مظهر شیطان می‌شمردند و جز انجام کارهای خانه و تربیت فرزندان به او اجازه کاری دیگر نمی‌دادند.

مرد ٱتنی می‌توانست بدون قید و شرط، زنان را به هر تعداد که می‌خواست به ازدواج خود درآورد، ولی مرد در اسپارت (از یونان قدیم) جز در موارد ضروری نمی‌توانست با بیش از یک زن ازدواج کند و بیشتر زنان اسپارتی به تعدد ازدواج عادت داشتند. شکی نیست که این عادت از زشت‌ترین عادات بود. این وضع زنان متمدن یونان در زمان‌های قدیم بود.

زن یهودی

بعضی از یهودیان زن را به عنوان خادم منزل به حساب می‌آورند و پدر اجازه داشت دخترش را با وجودی که طفلی بیش نبود بفروشد و بهای آن را دریافت دارد. دختر یهودی از پدرش جز در یک حالت، مالی به ارث نمی‌برد و آن موقعی بود که بعد از مرگ پدر، پسر باقی نمانده باشد و چنانچه پسرانی می‌داشت دختر از ارث محروم می‌ماند. همچنین هر یک از مردان بنی اسرائیل به هیچ قید و بندی با هر تعداد از زنان که می‌خواستند ازدواج می‌کرد.

زن در ایران

زن در ایران قبل از اسلام به طول کامل تحقیر و حقش نادیده گرفته می‌شد. در معامله ارزشی برای او قایل نبودند. این وضع ادامه داشت تا اینکه اسلام او را نجات داد و حقوقش را به او بازگرداند. حضرت محمد(ص) در قرآن کریم فرمان خدای عزوجل را آورد که می‌فرماید: زنان را بر شوهران حقوق مشروعی است چنانچه شوهران را بر زنان، لیکن مردان را بر زنان افزونی و برتری خواهد بود و خداوند عزیز و حکیم است.

زن در هند

زن در هندوستان بعد از مرگ شوهرش حق حیات نداشت؛ زیرا هنگامی که شوهر می‌مرد، زن نیز می‌بایست با جسد شوهر خود سوزانده می‌شد.

زن در دوران جاهلیت عرب

بعضی از عرب‌ها در دوران جاهلیت زن را قسمتی از ثروت پدر یا شوهر به حساب می‌آوردند و فرزند پسر بعد از وفات پدرش همسر او را به ارث می‌برد. عرب‌ها قبل از اسلام زنان را به اجبار به ارث می‌بردند. وارث (پسر) می‌آمد و لباسش را بر روی زن پدرش می‌انداخت و می‌گفت "به ارث بردم او را، همچنان که مال پدرم را به ارث بردم". اگر مایل بود با او ازدواج کند بدون مهریه بود و اگر او را به شوهر می‌داد مهریه‌اش را دریافت می‌کرد، یا این که ازدواج بر او حرام بود تا بعد از مرگش که پسر شوهر بتواند از او ارث ببرد.

شریعت اسلام این ظلم و این میراث را مانع شد. خداوند می‌فرماید "ای کسانی که ایمان آورده‌اید روا نیست شما را که زنان را به اکراه و جبر به میراث بگیرید". در این آیه از عادات عهد جاهلیت مبنی بر ارث بردن زن به وسیله اقربای مرد نهی شده است. اعراب جاهلی زنان را از ازدواج منع می کردند و پسر میراث بر، زن پدرش را از ازدواج مانع می شد مگر اینکه تمام ارث پدرش را به او بدهد و پدر دخترش را از ازدواج نهی می‌کرد جز اینکه مایملک خود را به او واگذار کند.

مردی که زنش را طلاق می داد زن مطلقه حق ازدواج مجدد نداشت جز در یک صورت،‌ که تمام دارایی‌اش در اختیار شوهر اول قرار می‌گرفت.

شوهری که از زنش متنفر بود با او معاشرتی ناجوانمردانه داشت، ولی او را طلاق نمی داد تا اینکه مهریه‌اش را به او ببخشد. اعراب قبل از اسلام به زن ظلم می‌کردند و بر او تحکم می نمودند؛ ولی اسلام تمام این کارها را حرام دانست به طوری که خداوند جل جلاله می‌فرماید " بر زنان سختگیری و بهانه جویی می‌کنید که قسمتی از آنچه مهر آنها کرده‌اید بگیرید". اعراب در عهد جاهلیت هنگام تولد دختران، ناراحت و غضبناک می‌شدند و در روزهای شروع زندگی‌اش از ترس ننگ و یا فقر و بدبختی آنها را زنده به گور می‌کردند.

زن در دنیای غرب

در غرب قدیم حقوق زن را نادیده می گرفتند، تا جائی که حقوق، آزادی و استقلال زنان عرب جاهلیت بیشتر از زنان یونان بود، به طوری که " برن" می گوید: زنان عهد جاهلیت بدبخت نبودند. جنگجویان را در میدان های جنگ همراهی می کردند تا مردانگی وشجاعت و دلاوری را در آنها برانگیزند. اسب سواران در میدان های جنگ وارد می شدند و به یاد خواهران و همسران و معشوقه های خود رجزخوانی می کردند و تحسین معشوقه هایشان، بهترین پاداشی بود که مورد توجه آنان بود.

در سال 586 میلادی در فرانسه اجتماعی برای بحث درباره این موضوع که آیا زن انسان به حساب می آید یا غیر انسان ؟! ترتیب یافت بعد از مناقشه طولانی و جدال، قرار گذاشتند که زن انسان است و لیکن تنها برای یک هدف آفریده شده و آن خدمت کردن به مرد است و بس، بنابراین با توجه به این قانون او را در ردیف یک خدمتکار قرار دادند، در حالیکه دین مبین اسلام حقوقی کامل به زن بخشیده، وظایفش را نیز مشخص کرده و او را مکلف به انجام آن نموده است. از نظر موازین اجتماعی و انسانی و در انجام معاملات مالی و همچنین در طلب علم و دانش، اعتلای مقام او را در ردیف مرد قرار داده و از او دفاع کرده و خواسته است که با او به انصاف رفتار شود. برای محبت به زن و قدرشناسی از مقام او مرد را مکلف کرده که در راه او خرج کند، احتیاجاتش را مرتفع سازد و او را مورد محافظت قرار دهد و هنگامی که با او ازدواج کرد مهریه اش را بپردازد.

چرا پرده کعبه سیاه است؟/ نخستین بار چه کسى به کعبه سیاه پوشاند؟

چرا پرده کعبه سیاه است؟/ نخستین بار چه کسى به کعبه سیاه پوشاند؟

دین - مهر نوشت:

یکی از سوالات اکثر حجاج سرزمین وحی پس از زیارت خانه خدا این است که چرا پرده خانه کعبه سیاه است؟ نخستین بار چه کسى به خانه کعبه سیاه پوشاند؟

 سالانه به طور متوسط 10 تا 11 میلیون نفر زائر از کشورهای مختلف جهان اسلام برای زیارت مسجد نبی (ص) و بیت الله الحرام به عربستان سعودی عزیمت می‌کنند.
یکی از مهمترین ویژگی‌هایی که چشم هر زائر مسلمانی را به خانه کعبه مجذوب می کند، رنگ سیاه پارچه های نصب شده در اطراف خانه خدا است.
بر این اساس این سوال اساسی مطرح می شود که چرا پرده خانه کعبه سیاه است؟ نخستین بار چه کسى به خانه کعبه سیاه پوشاند؟
در قرآن کریم درباره رنگ پرده کعبه موضوعی نیامده است و از نظر تاریخى نیز درباره رنگ پرده کعبه آگاهى زیادى وجود ندارد.
با این وجود گفته شده که رسول خدا صلى الله علیه و آله بر کعبه پرده سیاه پوشاند. درباره پوشش و پرده کعبه بنا بر آنچه در برخى روایات‏ آمده، نخستین بار حضرت اسماعیل بر کعبه پرده انداخت‏، اما راویان اخبار (مورخان) بر این باورند که اسعد بن تبع حمیرى نخستین کسى بود که در عصر جاهلى کعبه را ابتدا با پوششى از چرم و سپس با پارچه‏هاى مخطط حریر یمنی پوشاند.
پس از آن نیز قریشیان به کمک هم پوشش کعبه را تأمین مى‏کردند و کعبه با چادرهاى خز زرنگار سبز و زرد و باکتان نازک پوشیده مى‏شد.

در همین حال به نقل از عباس بن عبدالمطلب نقل شده است: رسول خدا صلى الله علیه و آله در حج خود بر خانه کعبه جامه گران ‌بهاى سیاه پوشاند. در روایت ابن سعد، نوع پارچه مشخص نشده است، اما واقدى مى‏گوید: پارچه‏ها یمنى بود.
پرده کعبه در روایات داراى اهمیت فراوانى است و در برخى روایات از آن تعبیر به دامان خداوند متعال شده است که هر کس دست در آن دامان زند و به آن پناهنده شود در امان مى‏ماند.
تنها رسول خدا صلى الله علیه و آله پس از فتح مکه مکرمه که اهل آن را بخشید در باره عبداللَّه بن خَطَل فرمود: عبداللَّه را بکُشید، گرچه به کعبه پناه برده باشد.

حجاب ،آزادی،محدودیت و.....

گفت و گو با علی مطهری درباره آزادی بیان، حجاب و.../ مشائی و احمدی‌نژاد تعصب مثبت و غیرت قشر متدین و حزب‌اللهی را از بین بردند

احزاب و شخصیت‌ها - علی مطهری در بازخوانی میزان آزادی بیان در سه دولت هاشمی، خاتمی و احمدی​نژاد از نامطلوب بودن این مقوله در دوره سازندگی و دولت دهم، سخن گفت و افزود: در دوره اصلاحات در مجموع، آزادی بیان نمره خوبی می‌گیرد.

او که آزادی بیان در دولت نهم را بهتر از دولت دهم می​داند، از برخی اظهار نظرهای احمدی​نژاد در دفاع از آزادی بیان یاد کرد و گفت: از یک منبع موثق شنیدم که آقای احمدی‌نژاد دو بار درخواست رفع حصر خانگی آقایان موسوی و کروبی را کرده است. ولی بالاخره رئیس‌جمهور به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی، در این زمینه مسوول است. البته آقای احمدی‌نژاد در جاهایی صحبت از دفاع از حقوق مردم و محدود نکردن آزادی آنها داشته و جایی هم گفته ما نمی‌توانیم به بهانه امنیت ملی آزادی‌های مردم را محدود کنیم. این حرف، حرف خوبی بود. مستند به قانون اساسی هم بود ولی خوب ایشان کی این حرف‌ها را زد؟ زمانی که اطرافیان و دوستان خودشان تحت فشار قرار گرفتند، حکم بازداشت آقای جوانفکر صادر شد و بازجویی شد و الان هم که محکوم و بازداشت شده است. گرچه من حکم آقای جوانفکر را سختگیرانه و تا حدی مخالف آزادی بیان می‌دانم. بنابراین تاکید آقای احمدی‌نژاد بر بحث آزادی، دیرهنگام بود. یعنی چون بعد از فشار قضایی بر دوستان‌شان این نکته را طرح کرد، خیلی قابل باور نیست. اگر ایشان در اوج بحران 88، گاهی هم از حقوق زندانیان سیاسی و معترضان دفاع می‌کرد، این حرفشان امروز خیلی قابل باورتر بود.
هفته​نامه نگاه پنجشنبه گفت​وگوی مفصلی با علی مطهری منتشر کرده است که گزیده آن را در ادامه می​خوانید:
·        در دوره سازندگی آزادی بیان در حد مطلوبی نبود. حالا شاید این دوره تا حدودی متاثر از سیاست‌های رسانه‌ای حاکم بر دوران جنگ بود اما به هر حال پیشرفت قابل توجهی در موضوع آزادی بیان نداشتیم. شما حتماً به یاد دارید که روزنامه سلام که روزنامه مخالف و منتقد دولت بود، بعد از یکی دو انتقاد، با تعطیلی مواجه شد و این روزنامه را تحمل نکردند.
·        آقای خاتمی وعده آزادی‌های فردی و آزادی بیان را می‌داد.  در دوره اصلاحات در مجموع، آزادی بیان نمره قابل قبول و خوبی می‌گیرد. در آن دوره فضا باز شد و انتقاد از دولت و مسوولان باب شد و بحث پاسخگو بودن مسوولان در برابر مردم مطرح شد. خود رئیس‌جمهور هم سعه صدر نشان می‌داد؛ اگرچه برخی روزنامه‌ها در این موضوع افراط کردند و گاهی به ارزش‌های دینی تاختند و بعضاً آزادی بیان را به معنی بی‌بند و باری تلقی کردند که این هم از نقاط ضعف آن دوره است.
·        در دولت نهم هم آزادی بیان در حد قابل قبولی بود. دستگیری چندانی نداشتیم و شخص رئیس‌جمهور هم از نظر تحمل انتقادها در آن دوره نمره خوبی می‌گرفت. اما بعد از انتخابات سال 88 فضا بسته شد آن هم به شدت. در حالی که بنده معتقدم نیازی به این همه سختگیری و بستن فضا نبود. این فضای بسته تا امروز هم ادامه پیدا کرده. البته از شدتش کاسته شده ولی خب باز هم در حد مطلوب نیست و ترس بیجایی از باز بودن فضای رسانه‌ها همچنان وجود دارد و به نظر من تحمل دولتمردان و شخص رئیس‌جمهوری هم نسبت به انتقادات کمتر شده است
·        در مورد خود من چهار تا شکایت صورت گرفته یکی از طرف معاون اول رئیس‌جمهور، و سه تای دیگر از طرف خود رئیس‌جمهور که معاونت حقوقی رئیس‌جمهور این شکایت‌ها را به جریان انداخته است. در حالی که حرف بنده صرفاً انتقاد بود ولی آنها این انتقاد را توهین و افترا تلقی ‌کردند. وقتی قرار باشد از انتقاد، چنین برداشت‌هایی صورت بگیرد، فضا بسته می‌شود. در حالی که توهین و افترا در قانون مجازات اسلامی تعریف خاص خودش را دارد. توهین آن است که در آن فحاشی بوده و از الفاظ رکیک استفاده شود و افترا یعنی اینکه شما جرمی را به کسی نسبت بدهید در حالی که مرتکب آن نشده باشد. ولی الان خیلی راحت انتقاد، توهین و افترا قلمداد می‌شود.
·        اینکه قدرت در یک جایی به وجود بیاید و متمرکز شود و هیچ نظارتی بر آن وجود نداشته باشد، همیشه خطرساز است. این جمله مشهور را شنیده‌اید که مطبوعات رکن چهارم دموکراسی است. این، حرف درستی است و مطبوعات در واقع همیشه قدرت را کنترل می‌کنند. در همه حکومت‌ها قدرت در دست دولت متمرکز است و قدرت متمرکز هم فسادآور است مگر در مورد معصومین و افراد ویژه‌ای که از نظر تربیتی و روحی ساخته شده باشند. در بعضی از کشورهایی که از نظر آزادی در سطح خوبی قرار دارند گاهی یک خبرنگار، یک وزیر را از مقامش عزل می‌کند. اگر آن وزیر مرتکب اشتباه یا تخلفی شده باشد، خبرنگار آن را رسانه‌ای می‌کند تا وزیر مجبور به عذرخواهی و حتی استعفا شود. برخلاف کشور ما که مرسوم نیست بابت اشتباهات عذرخواهی کنند یا استعفا بدهند در آنجا وقتی تخلفی افشا می‌شود، عذرخواهی می‌کنند و استعفا می‌دهند. همین چند سال پیش بود که در آلمان یکی از وزرا با هزینه دولتی سفری به امریکا کرده بود و خبرنگاری این موضوع را افشا کرد و همین باعث شد آن وزیر استعفا بدهد و برکنار شود.
·        اگر در جایی ظلمی اتفاق می‌افتد باید بنویسیم تا از تکرار آن جلوگیری شود. آنها باید توضیح بدهند. اقتدار نیروی انتظامی به جای خود. البته اینکه بخواهیم بی‌جهت آن را تضعیف و تحقیر کنیم، کار درستی نیست و هیچ دولتی هم این اجازه را نمی‌دهد. ولی کسی که مورد ظلم واقع شده باید بتواند حرفش را بزند. وقتی این موارد گفته نمی‌شوند، ادامه پیدا می‌کنند ولی وقتی گفته شود از ادامه آن ظلم جلوگیری می‌شود.
·        مقدس بودن، به معنی غیرقابل انتقاد بودن‌شان نیست. امیرالمومنین(ع) هم مقدس است اما خود ایشان می‌گویند به من انتقاد کنید؛ چه در خفا و چه در علن. می‌فرمایند با من مثل سلاطین صحبت نکنید و حرفتان را راحت بزنید. ما نباید مسائل را با هم خلط کنیم. حتی نیروی انتظامی تا زمانی که از امنیت مردم دفاع می‌کند در جایگاه خوبی قرار دارد ولی این دلیل نمی‌شود که به نیروی انتظامی هیچ انتقادی نشود. این تابوها باید شکسته شوند. شما اگر جایی احساس کنید، سپاه، نیروی انتظامی یا ارتش، تخلفی انجام می‌دهند، اگر این تخلفات کتمان شود، فساد را به دنبال دارد. این موارد باید گفته شود. کسانی هم که این موارد را ذکر می‌کنند، خیرخواه این نهادها هستند. سخن صریح امام خمینی است که نیروهای نظامی نباید در امور سیاسی دخالت کنند، با این حال همین چند روز پیش از آقای جعفری فرمانده سپاه پرسیده بودند که آیا اصلاح‌طلب‌ها می‌توانند در انتخابات شرکت کنند؟ ایشان پاسخ داده بود که اگر چنین و چنان باشد می‌توانند. در حالی که ایشان اصلاً باید بگوید این موضوع به من ارتباطی ندارد. نباید وارد سیاست شوند. نباید وارد حوزه اقتصاد شوند. چنین مواردی فسادآور و موجب تفرقه در نیروهای نظامی است. کسی که چنین حرفی بزند در واقع خیر نیروهای نظامی را می‌خواهد و نباید بگوییم حرف زدن درباره این مراکز و نهادها ممنوع است. البته روشن است که انتقاد دلسوزانه و خیرخواهانه با تخریب و تضعیف متفاوت است و مردم هم فرق این دو را می‌دانند. به نظر من ما نباید بت‌سازی کنیم.
·        در اسلام گفته شده خرید و فروش کتب ضلال حرام است. کتب ضلال چه هستند؟ کتاب‌هایی که به اصطلاح بر اساس دروغ و تهمت و فریب نوشته شده باشند .البته تعریف از کتب ضلال یک امر نسبی است. مثلاً خیلی از کتاب‌های کمونیستی یا کتاب‌های بهائیان یا وهابیان برای مردم عادی جزء کتب ضلال به شمار می‌رود ولی همین کتاب‌ها را استاد مطهری باید داشته باشد و بخواند. در مواردی مدعی‌العموم هم می‌تواند وارد عمل شود و حکم صادر کند. مثلاً اگر کتابی منتشر شود و یکی از مراجع تقلید بگوید این اثر حاوی سبّ نبی یا توهین به ائمه است، همین حرف می‌تواند معیاری باشد برای ضاله بودن آن کتاب.
·        درباره موسیقی یک مطلب مورد اتفاق همه فقهاست و آن این که مرز حرمت موسیقی، غنا است و غنا در جایی است که خفت عقل ایجاد شود. ممکن است بگویید این خفت عقل برای افراد مختلف متفاوت است و یک امر نسبی است. شاید منظور امام(ره) هم همین بوده است.
·        باید مرز آزادی بیان را بدانیم و آن دروغ و نیرنگ و فریب است. همین طور است درباره آزادی احزاب. شهید مطهری گفته‌اند در جمهوری اسلامی حتی احزاب غیراسلامی هم حق حیات دارند و می‌توانند آزاد باشند. ایشان توضیح می‌دهد که اگر این احزاب با شعار خودشان، با تابلوی خودشان و با صداقت جلو بیایند و نیرنگی در کار نباشد می‌توانند حرفشان را بزنند. از آن طرف هم علمای ما حرفشان را می‌زنند و مردم هم قدرت تشخیص دارند و حرف دو طرف را می‌شنوند و می‌فهمند این طرف اسلام است و آن طرف مکتبی که به وجود خدا اعتقاد ندارد و تفکر مادی بر آن غالب است. مردم در چنین شرایطی قدرت انتخاب دارند.
·        شاید وجه اشتراک من با اصلاح‌طلبان همین تاکید بر آزادی بیان باشد و وجه اختلافم با آنها در همین حوزه آزادی‌های اجتماعی است. از آن طرف هم وجه اختلاف من با اصولگرایان بحث آزادی بیان است که به نظرم آنها اهمیت لازم را به این موضوع نمی‌دهند و وجه اشتراکم با آنها در زمینه آزادی‌های اجتماعی و مسائل فرهنگی است و در اینجا به آنها نزدیک می‌شوم. بنابراین بنده نه اصولگرا به حساب می‌آیم و نه اصلاح‌طلب و خلاصه [با خنده] معلوم نیست چی هستم. یا شاید بهتر است بگوییم هم اصولگرا هستم و هم اصلاح‌طلب. اما بالاخره اسلام دینی است که برای زندگی انسان برنامه دارد، احکامی دارد. برای کوچک‌ترین کارهای انسان تکلیف را معین کرده، در همه شئون زندگی انسان دخالت کرده، درباره نوع لباس پوشیدن، نوع رفتار انسان، درباره حتی نگاه کردن، غذا خوردن و... حکم دارد. این احکام برای اجرا کردن تشریع شده‌اند و اتفاقاً یکی از جاذبه‌های اسلام هم همین است که برنامه دارد. یک وقتی ما به کانادا رفته بودیم و در آنجا با استاد دانشگاهی ملاقات داشتیم، ایشان بسیار به اسلام تمایل داشت و وقتی علت را جویا شدم و پرسیدم چه چیز اسلام شما را تا این حد جذب کرده، گفت یکی اهمیتی که اسلام تا این حد برای عقل قائل است و دوم، برنامه‌ای که اسلام برای زندگی انسان‌ها دارد و اینکه شما برای هر کاری برنامه‌ای و دستوری دارید.
·        این غلط است که ما بخواهیم چادر را اجباری کنیم. مقصود بنده از حجاب، حداقلی است که اسلام خواسته و اینکه زن به جز وجه و کفین، به شکل پوشیده‌ای بیرون بیاید به گونه‌ای که فلسفه حجاب تامین بشود و به هرحال زن به گونه‌ای از منزل خارج شود که محرک نباشد و جامعه محل کار و تلاش باشد نه محل التذاذات جنسی. هدف اسلام این بوده است. حالا این پوشش به هر نحوی می‌تواند تامین شود. اتفاقاً بنده معتقدم هیچ وقت در جمهوری اسلامی در این زمینه فشاری اعمال نشده و با تساهل و تسامح در این زمینه رفتار شده.
·        ما در اسلام تجسس نداریم. یک خانم و آقایی که دارند با هم می‌روند، اصلاً به ما ربطی ندارد که چه‌ نسبتی با هم دارند. عکس آن هم صادق است، یعنی اگر زن و شوهری با هم باشند اما هیات آنها طوری باشد که با عرف و قانون همساز نباشد ما حق تذکر دادن داریم. به هر حال اینجور سختگیری‌ها سیاست نظام نبوده است. گاهی بد عمل می‌شود. مثلاً می‌گویند بریزید توی این پاساژ و بگیرید و ببرید. این روش درست نیست و ربطی به نظارتی که عرض می‌کنم، ندارد.
·        مساله حجاب جنبه‌های مختلفی دارد، یکی‌اش جنبه سیاسی است. یکی‌اش جنبه رقابت بین خود خانم‌هاست که مساله کوچکی نیست. خانم‌ها با هم رقابت دارند. یعنی اگر ببینند یک خانمی پوشش نامناسبی دارد و با نمایش بخش‌هایی از بدنش مورد توجه قرار گرفته، ممکن است بعضی از خانم‌ها بگویند خب چرا ما این کار را نکنیم. در این صورت دیگر نمی‌توانیم چنین وضعی را جمع و جور کنیم.
·        فرض کنید ما مطمئن باشیم که با اختیاری شدن حجاب فقط بعضی از خانم‌ها روسری‌شان را برمی‌دارند اما بقیه بدنشان پوشیده می‌ماند، ممکن است فرضا بگوییم، خب این اشکالی ندارد، اما واقعیت این است که اختیاری شدن حجاب به حذف روسری محدود نمی‌ماند.
·        {درباره شایعه‌ مخالفت شهید مطهری با اجباری شدن حجاب}  نه، مخالف نبودند. وقتی ایشان شهید شدند، کاغذی از جیبشان بیرون آوردند که در آن، کارهایی را که با امام داشتند نوشته بودند از جمله اینکه نوشته بودند: «موقوف شدن مساله حجاب به استقرار نظامات اسلامی». شاید ایشان قصد طرح این مساله را با امام داشتند یا در همان روزها طرح کرده بودند.
·        همین که آدم صداقت داشته باشد، مردم او را دوست خواهند داشت. البته در مسائل فرهنگی، من معتقدم که آقایان مشائی و احمدی‌نژاد تعصب مثبت و غیرت قشر متدین و حزب‌اللهی را از بین بردند، کاری که آقای خاتمی نمی‌توانست انجام دهد، چون اینها به نام حزب‌اللهی وارد شدند.

انتقاد عسل بدیعی از حجاب بازیگران ایرانی +تصویر

انتقاد عسل بدیعی از حجاب بازیگران ایرانی +تصویر

این بازیگر سینما و تلویزیون افزود: من خودم به طراحی لباس خیلی اهمیت می دهم. از الگوهای غربی استفاده نمی کنم بلکه بیشتر به سراغ طراحان خوب سینمای خودمان می روم و در نمایشگاه های لباس آن ها شرکت می کنم.

افق(ofoghnews.ir): عسل بدیعی با بیان این مطلب که چون یک کشور اسلامی هستیم و حجاب داریم دلیل نمی شود که خلاقیت نداشته باشیم، گفت: اگر برگزاری جشنواره ای با موضوع مد ولباس سینمایی بتواند الگوی قابل اجرایی در سینما و تلویزیون دهد قدم مثبتی برداشته است.

عسل بدیعی درباره وضع طراحی لباس در سینما و تلویزیون گفت: طراحی لباس در تلویزیون به انتخاب لباس از کمد بازیگران تبدیل شده است که در این میان هم نه طراح لباس تقصیری دارد نه بازیگر. این مشکل مربوط به مسائل تولیدی ست که برای طراحی لباس بودجه ای قرار نمی‌دهند.

من یکی از کسانی هستم که همیشه معتقد بوده‌ام مفهوم طراحی لباس به خلق درست یک کاراکتر کمک بزرگ و مستقیمی می کند و این مسئله همیشه برایم مهم بوده است. خیلی سخت به این مفهوم رایج طراحی تن دادم چون از یک جایی به بعد دیدم که دیگر با این بودجه این مسائل قابل اجرا نیستند.

وی با اشاره به اینکه موفقیت یک جشنواره در بحث طراحی مد و لباس سینمایی بستگی به هدف جشنواره و نحوه اجرای آن دارد اینگونه بیان داشت: نوع برگزاری، صحبت هایی که در خلال جشنواره مد و لباس سینمایی صورت می گیرد، بحث ها و نشست ها و مباحث و نهایتا الگوهایی ارائه شده در موفقیت جشنواره تاثیر به سزایی دارند.

اگر جشنواره مد و لباس سینمایی که معاونت هنری برگزار می کند بتواند طرح های نویی که راهی برای ارائه آن وجود داشته باشد به نمایش بگذارد می تواند قدم مثبتی در جهت رشد و ترقی طراحی لباس در سینما و تلویزیون کشور بردارد! اما اگر غیر از این باشد جشنواره به مکانی برای بازگویی درد و دل ها تبدیل خواهد شد نه پیدا کردن راهکارها!

این بازیگر سینما و تلویزیون افزود: من خودم به طراحی لباس خیلی اهمیت می دهم. از الگوهای غربی استفاده نمی کنم بلکه بیشتر به سراغ طراحان خوب سینمای خودمان می روم و در نمایشگاه های لباس آن ها شرکت می کنم.

بدیعی ضمن اشاره به اینکه محدودیت ها در طراحی لباس ما به جای خلاقیت منجر به فاجعه شده است، خاطر نشان کرد: منظورم از محدودیت استفاده از حجاب نیست چون در کشورهای اسلامی دیگر هم که تولیدات اسلامی دارند حجاب رعایت می شود اما لباس هایشان طراحی های خوبی دارد.

در ایران طراحی لباس منحصر به یک دامن گشاد و یک پیراهن مردانه شده است که در تمام فیلم ها و سریال ها تکرار می شود. مگر تولیداتی با موضعات خاص که به موضوع طراحی فکر شود، بقیه به کمد لباس بازیگر روی می آورند و این روش هیچ کمکی به شخصیت یک کاراکتر نمی کند.

وی در این مورد  افزود: من معتقدم محدودیت صد در صد می تواند به خلاقیت منجر شود. چون یک کشور اسلامی هستیم و حجاب داریم دلیل نمی شود که خلاقیت نداشته باشیم. بحث این جا نیست که آدم های خلاقی نداریم یا راه های خلاقیت بسته هستند. بحث بودجه ای ست که برای این کار کنار گذاشته نمی شود.

من با تمام طراحان صحنه ای که کار کرده ام آدم های خلاقی بوده اند اما بودجه دست و بال آن ها را بسته است. طبیعی ست پرنده ای که پر و بالش بسته باشد نمی تواند پرواز کند!

بازیگر فیلم «دست های آلوده» در مورد تاثیر طراحی لباس بازیگر بر مخاطب گفت: بستگی به نقش بازیگر دارد. برای بعضی نقش ها که طراحی خاصی دارند و عرف جامعه قبول نمی کند الگوبرداری از آن ها درست نیست و بیننده فهیم می تواند این را تشخیص دهد. یک کاراکتر که نقش ناهنجاری دارد لباس ناهنجاری نیز می پوشد که این لباس در جامعه قابل استفاده نیستند.

کاراکترهای ایده آل، مثبت و قهرمان فیلم که جوانان با آن ها همذاتپنداری می کنند همیشه مورد الگوبرداری قرار می گیرند و من خیلی شاهد این امر بوده ام فیلمی اکران می شود و قشرهای مختلف جامعه از لباس کاراکتر مثبت آن فیلم تقلید کرده و آن را مورد توجه قرار می دهند.

تظاهرات مردم جمهوری آذربایجان در اعتراض به ممنوعیت حجاب در باکو

تظاهرات مردم جمهوری آذربایجان در اعتراض به ممنوعیت حجاب در باکو

صدها نفر از مردم مسلمان جمهوری آذربایجان روز جمعه با تجمع در مقابل وزارت تحصیل این کشور در باکو به ممنوعیت حجاب در مدارس متوسطه اعتراض کردند. 

 تظاهرات مردم جمهوری آذربایجان در اعتراض به ممنوعیت حجاب در باکو

به گزارش خبرگزاری اهل‎بیت(ع) ـ ابنا ـ مردم مسلمان جمهوری آذربایجان روز جمعه با سردادن شعارهای «آزادی برای حجاب»، «با خونمان از حجاب حفاظت می‌کنیم» و «مصیر کافر است» خواهان لغو ممنوعیت غیر قانونی حجاب در مدارس متوسطه شدند.

بر اساس این گزارش صدها نیروی پلیس و لباس شخصی که از پاسگاه‌های اطراف، وزارت کشور و پلیس راه باکو عازم محل شده بودند با ضرب و شتم تظاهرکنندگان، به متفرق کردن آنها پرداختند.

در درگیری شدید پلیس با تظاهرات کنندگان که با استفاده از گاز اشک آور و باتوم صورت گرفت، ده‌ها نفر از جمله چند خبرنگار زخمی شدند.

پلیس همچنین حدود هفتاد نفر از تظاهرکنندگان را بازداشت و به پاسگاه منطقه نریمانف باکو منتقل کرد.

منابع خبری در باکو گزارش دادند، برغم پایان تظاهرات، وزارت تحصیل جمهوری آذربایجان همچنان در محاصره شدید نیروهای امنیتی و پلیس قرار دارد و آنها از احتمال از سرگیری مجدد تظاهرات نگرانند.

براساس این گزارش، این تظاهرات به صورت خودجوش و از طریق فراخوان مسلمانان آذربایجان در فیس بوک انجام شد.

وزارت تحصیل جمهوری آذربایجان در سال 2009 به بهانه اجرای قانون پوشش یکسان و در بخشنامه‌ای مغایر با قانون اساسی جمهوری آذربایجان اقدام به ممنوعیت حجاب در مدارس متوسطه کرد.

به دنبال این موضوع چندین تظاهرات بزرگ در باکو و دیگر شهرهای جمهوری آذربایجان برگزار شد که اولین آنها با شرکت دو هزار نفر در 9 دسامبر 2009 در مقابل وزارت تحصیل برگزار شد.

بمنظور پایان دادن به اعتراض‌ها، پلیس جمهوری آذربایجان با طرح اتهامات مورد استفاده در دوره شوروی، اقدام به بازداشت «محسن صمداف» رئیس حزب اسلام و تعدادی از معاونان و اعضای حزب اسلام کرد.

همچنین ده‌ها روحانی و فعال اسلامی طی دو سال اخیر در جمهوری آذربایجان بازداشت شدند تا اعتراض‌ها به ممنوعیت حجاب متوقف شود.

برغم سیاست شدید ارعاب و تهدید علیه مسلمانان، مسلمانان جمهوری آذربایجان با تظاهرات امروز نشان دادند که از عقاید اسلامی خود چشم پوشی نخواهند کرد.

98 درصد مردم جمهوری آذربایجان را مسلمانان تشکیل می‌دهند، اما در شرایطی که اقلیت یهودیان با داشتن ده‌ها موسسه آزادانه در جمهوری آذربایجان فعالیت می‌کنند، اما مسلمانان در انجام فرایض و مناسک دینی خود با ممنوعینت و محدودیت مواجه هستند.

اجباری شدن چادر در دبیرستانهای دخترانه صحت ندارد

اجباری شدن چادر در دبیرستانهای دخترانه صحت ندارد

آموزش - مهر نوشت:

مدیر کل فرهنگی و پرورشی وزارت آموزش و پرورش موضوع اجباری شدن پوشش چادر را برای دبیرستانهای دخترانه رد کرد و گفت: چنین موضوعی به هیچ عنوان صحت ندارد و آموزش و پرورش هیچگاه چنین دستورالعملی به مدارس دخترانه نداده است.
محمد ابراهیم محمدی  با بیان این مطلب گفت: آموزش و پرورش دستورالعملی مبنی بر اجباری شدن چادر به هیچ مدرسه و منطقه ای در کل کشور ابلاغ نکرده است.

وی در پاسخ به اینکه آیا با توجه به تدوین سند حجاب و عفاف دانش آموزان، احتمال اجباری شدن چادر برای دانش آموزان دختر وجود دارد، توضیح داد: تدوین و رونمایی از این سند به معنی اجباری شدن چادر نیست. یکی از برنامه ها برای تدوین این سند، "عبرت‌آموزی" دانش‌آموزان از افرادی است که با رعایت نکردن حجاب و عفاف دچار معضلات و مشکلات اجتماعی شده‌‌اند که این خود می‌تواند به عنوان تلنگری برای دانش‌آموزان باشد. همچنین در صورتی که والدین دانش‌آموزی نسبت به رعایت پوشش فرزند خود در بیرون از مدرسه کم توجهند حساسیت بیشتری نسبت به این موضوع پیدا کنند.

مدیر کل فرهنگی و پرورشی وزارت آموزش و پرورش اظهار داشت: حجاب مورد نظر ما برای دختران همان مانتو و مقنعه است و پوشش چادر هیچگاه از سوی آموزش و پرورش برای دانش آموز اجبار نشده است.

 چندی پیش معاون پرورشی آموزش و پرورش استان زنجان از اجباری شدن چادر در دبیرستان‎های خاص دخترانه خبر داد.

منصور مرادلو گفته بود سند تحول بنیادین تاکید بر تربیت افراد وفادار به نظام و متدین است و برای عملی کردن آن از تعیین حجاب برتر از مدارس خاص شروع کردیم تا با کمک مدیر مدرسه، دانش‌آموز و انجمن اولیا و مربیان به اهداف مورد نظر برسیم.

پاسخ آیت الله صافی گلپایگانی به نامه یک «دختر بدحجاب»

"من یک دختر بدحجاب هستم، راستش نمی‌دانم حجاب چیست؟چرا ما زنان باید تاوان دل‌های مریض بعضی مردان را بدهیم؟ آیا بهتر نیست حجاب در کشور اختیاری باشد؟"
به گزارش پارسینه  به نقل از خبرگزاری شبستان، متن نامه و پاسخ آیت الله صافی به شرح ذیل است:


بسم الله الرحمن الرحیم


مرجع عزیز و عالیقدر حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی
سلام علیکم؛


من فاطمه 21 ساله هستم. شما را بارها در مشهد دیده‌ام، و به شما به چشم یک پدر معنوی نگاه می‌کنم. آقا من یک دختر بدحجاب هستم، راستش نمی‌دانم حجاب چیست؟ چرا حجاب بر ما واجب است؟ چرا حجاب ارزش است؟ آیا چادر یک تکه پارچه با ارزش و مقدس است؟ دختر 9 ساله از چادر چه می‌داند؟ چرا فقط در دین ما چادر و حجاب وجود دارد، یعنی پیامبران دیگر نمی‌دانستند؟!

آیا معنای پوشش، نبودن من در جامعه نیست؟ پس چگونه باید برای جامعه مفید باشم؟چرا ما زنان باید تاوان دل‌های مریض بعضی مردان را بدهیم؟ آیا بهتر نیست حجاب در کشور اختیاری باشد؟ لطفاً مرا نصیحت کنید و به سؤالاتم جواب دهید که من پی‌جوی حقیقتم. منتظر پاسخ شما هستم.

جواب آیت الله صافی گلپایگانی بدین شرح است:


بسم الله الرحمن الرحیم
علیکم السلام و رحمة الله
دخترم! انشاءالله تعالی تندرست و سعادتمند باشید و اندیشه‌های نیک و درست را در خود پرورش دهید.
نامه شما را خواندم. از بیداری باطن و معنویت پاک و اصالت فطرت شما امیدوار شدم.

 نوشته‌اید پی‌جوی حقیقت هستید و نصیحت می‌خواهید. حقیقت ظاهر و آشکار است به هرچه نگاه کنید از ذره تا مجره، از زمین تا آسمان و کهکشان‌ها و جنبندگان بزرگ و کوچکی که با چشم غیر مسلح به زحمت رؤیت می‌شوند، آب و هوا، باغ و سبزه‌زارها و درخت‌ها، حیوانات برّی و بحری و این انسان، این من و تو و این همه دستگاه‌ها و تأسیساتی که در بدن ما برقرار است و علی الدوام بی‌آن‌که ما نقشی داشته باشیم به طور خودکار عمل می‌کنند، این همه گل‌ها، این همه میوه‌ها و این همه ... و این همه ...، همه انسان را نصیحت می‌کنند؛ همه حقیقت و حق را نشان می‌دهند که غافل نباشید، بیدار و هشیار باشید، از این کتاب آفرینش که میلیون‌ها و میلیون‌ها و میلیاردها و بیش از حساب و شمار درس بصیرت و بینش دارد بخوانید، و پند بگیرید.


 

بدانید که شما در برابر این معانی ژرف و این وجود پر از حکمت نباید آرام بنشینید. باید پرده‌های جهالت را هرچه می‌توانید پاره کنید، و به سوی روشنایی بیشتر گام بردارید.

مسئله حجاب و مسائل جنسی و جنسیتی را تحت احساسات جوانی دختر یا پسر نمی‌شود بررسی کرد، و نگاه غیر احساساتی باید به آن داشت.

این برنامه و روابط مرد و زن و حجاب، همه باید با دید عقل و مصلحت بررسی شود. مفاسد و مصالح بسیار در اینجا ملاحظه می‌شود. کرامت و شخصیّت زن بیشترین مصلحتی است که باید حفظ شود.

 حجاب و پوشش و چادر و جدایی‌هایی که بین دو جنس به حکم عقل و شرع مقدس اسلام رعایت می‌شود همه، جامعه را از فساد، و خانواده را از ویرانی نجات می‌دهد. حجاب برای زن حصاری حصین و قلعه‌ای‌ محکم است.

 در جامعه کاری که برحسب وضع طبیعی بین زن و مرد توزیع شده است هر دو کار است، هر دو شریف است، هر دو باید رعایت شود تا جامعه بر نظام درست برقرار باشد.

 خانه‌داری زن از اشرف کارها است. زن خانه‌دار بیکار نیست. مرد هم که مشاغل بسا سخت بیرون را عهده‌دار است جهاد فی سبیل الله است. کارهای پر زحمت و سخت به عهده مرد است.

 بعض افراد بی‌اطلاع، نگاه ظاهری به غرب و اروپا و آمریکا می‌کنند، و یک زن را می‌بینند که مثلاً وزیر یا وکیل شده است اما هزاران زن را که در نهایت محرومیت‌های اقتصادی گوناگون هستند نمی‌بینند.

 امروز در غرب، کار فساد بی‌حجابی و اختلاط زن و مرد به جایی رسیده است که از جلوگیری مفاسد آن عاجز شده و به مفاسد بسیار مخرب آن تن در داده‌اند.

 در غرب طبق اخباری که خبرگزاری‌ها منتشر می‌کنند زن‌ها در هر نهاد و مخصوصاً نهادهای ارتشی مورد اذیت و آزار مردهای مافوق هستند. زندگی راحت و آرام و انسانی ندارند. موالید تا حد چهل و هشت درصد در شناسنامه بی پدر معرفی می‌شوند.

 ما باید به تعالیم اسلام افتخار کنیم. سالم‌ترین مجتمعات و جوامع، مجتمعات اسلامی است. تفکیک جنسیتی برای سلامت جامعه شرط اساسی است. چادر و رعایت محرم و نامحرمی و اختصاص‌یافتن بعض مشاغل به زن، و بعض مشاغل به مرد بر اساس همین تفکیک لازم جنسیتی و ترتیبات و ضوابط آن است.

در احکام شرع جنبه‌های جسمانی و روحی مرد و زن ملاحظه شده است، و بر اساس صرف برتری‌دادن یک جنس بر جنس دیگر دستور و برنامه‌ای نیست. پیامبران همه به حجاب دستور داده‌اند، و اختصاص به اسلام ندارد، و حکم ملازم زن و مرد است.

 همین روزها به یکی از وزراء در ایتالیا پیشنهاد کرده بودند که زنان مسلمان را از روبند ممنوع سازد، جواب داده بود که از کار و برنامه‌ای که حضرت مریم داشت کسی را منع نمی‌کنم! یعنی حضرت مریم هم حجاب کامل داشته‌اند.

 دخترم راجع به حجاب، راجع به توانایی‌های زن و مرد و نقش این دو جنس در ساختن یک جامعه عقل‌پسند با کرامت، کتاب‌های بسیار شیعه و سنی، و مسلمان و کافر نوشته‌اند.

من به شما توصیه می‌کنم به تمام وجود اگر سعادت حقیقی خود را می‌خواهید، حجاب و تعلیمات عالیه اسلام را در همه برنامه‌ها رعایت کنید. 

خداوند متعال شما را حفظ و به همه آرزوها و آمال مشروع و عقل‌پسند برساند، والسلام.

مصری: اکثریت جامعه باحجاب انس دارند

کد خبر: ۲۷۶۴۰۴
تاریخ انتشار: ۱۲ مهر ۱۳۹۱ - ۱۳:۵۷
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس گفت: عفاف و حجاب در جامعه نه تنها کمرنگ نشده بلکه عمق فهم آن بیشتر هم شده است. تنها مسئله این است که برخی به چهره ظاهری جامعه اکتفا کردند.

به گزارش فارس عبدالرضا مصری افزود: عفاف و حجاب دو چهره در جامعه دارد و آنچه روزانه با آن روبرو هستیم چهره ظاهری جامعه است که به نظر کمرنگ شده می‌آید. اما در عمق خانواده‌ها نسبت به گذشته بیشتر هم شده است.

وی ادامه داد: در مناسبت‌های گوناگون مانند ایام محرم و رمضان می‌بینیم که شمار زیادی از مردم حضور دارند و می‌توان گفت بیش از ۹۰ درصد جامعه با حجاب مأنوس هستند.

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس درباره چهره ظاهری حجاب در جامعه گفت: این مسئله دلایل زیادی دارد به طور نمونه گاهی اوقات فراغت جوانان با منشأ احساسی این گونه ظاهر می‌شود. البته آراستگی ظاهری اشکالی ندارد.

وی افزود: بدآرایشی از بدحجابی به مراتب بدتر است زیرا در بدحجابی همان چیزی را که هست نشان داده می‌شود اما در بدآرایشی چهره دیگری در جامعه نشان داده می‌شود که در کشورهای دیگر معنای بدی را به همراه دارد.

مصری با بیان اینکه آرایش‌هایی که برخی جوانان در خیابان‌ها انجام می‌دهند در بسیاری از کشورها در عروسی‌ها و مجالس شب هم انجام نمی‌شود، گفت: به نظرم این مسئله اعتقادی نیست و تنها برای پرکردن فراغت است. کم بودن نشاط در جوانان باعث شده تا به شکل‌های مختلف به این مسئله روی آورند.

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس با اشاره به اینکه بداخلاقی مسئولان در این مسئله مؤثر است، توضیح داد: در بین مسئولان بدگویی‌ها زیاد شده است که حاشیه‌های زیادی در پی داشته است و برخی از افراد اینگونه نسبت به این مسئله عکس‌العمل نشان می‌دهند.

وی افزود: در همه شبکه‌ها و در تمام اخبار تنش‌ها نمایش داده می‌شوند و از سویی به جوانان در نهادهای مختلف بی‌احترامی می‌شود.

مصری گفت: برخی از رفتارهایی که در دانشگاه می‌بینم اگر نسبت به خود من انجام می‌شد حتماً ترک تحصیل می‌کردم اما متاسفانه رسیدگی نسبت به این موضوع صورت نمی‌گیرد.

نماینده مردم کرمانشاه در مجلس با بیان اینکه مشکلات حجاب با برخورد انتظامی حل نمی‌شود، تأکید کرد: در کشور برخی گروه‌ها برای برهم زدن چهره جامعه ساماندهی شده‌اند که در این زمینه گشت ارشاد کارایی دارد اما در مورد جوانانی که تنها از روی شور جوانی و نبود نشاط به این مسائل روی می‌آورند کاربردی ندارد.