رقاصه ای که در حرم امام رضا(ع) محجبه شد


زن رقاصه ای که در حرم امام رضا(ع) محجبه شد + عکس

زن رقاصه ای که در حرم امام رضا(ع) محجبه شد + عکس
یک خانم از جمهوری آذربایجان پس از زیارت حرم امام رضا علیه السلام در مشهد مقدس مسیر زندگی خود را کاملا تغییر داد.

“فاطمه فتحعلی اوا” خانمی که حرفه رقاصی داشت پس از بازگشت از مشهد و زیارت امام رضا علیه السلام به کشورش گفت: من نزدیک تر شدن به خدا را درک می کنم لازمه این کار ترک حرفه ام است و من تصمیم قاطع و راسخ خود را در این باره اتخاذ کرده ام.


یک خانم از جمهوری آذربایجان پس از زیارت حرم امام رضا علیه السلام در مشهد مقدس مسیر زندگی خود را کاملا تغییر داد.

“فاطمه فتحعلی اوا” خانمی که حرفه رقاصی داشت پس از بازگشت از مشهد و زیارت امام رضا (ع) به کشورش گفت: من نزدیک تر شدن به خدا را درک می کنم لازمه این کار ترک حرفه ام است و من تصمیم قاطع و

راسخ خود را در این باره اتخاذ کرده ام.

وی افزود: دیدار از مشهد و زیارت یکی از بزرگترین رویاهای من بود. اکنون مردم مرا “مشهدی خانم” صدا می کنند … و من احساس خوشحالی بسیاری می کنم.

وی همچنین گفت که در هنگام نماز از خداوند خواسته است تا برای کنار گذاشتن شغلش به او کمک کند.
فاطمه فتحعلی اوا افزود: شاید این درخواست من تعجب ها را برانگیزد اما من از خداوند خواستم تا بابی جدید را در برابر من بازکند تا دیگر به کار قبلی خود ادامه ندهم.
“فتحعلی اوا” ابراز امیدواری کرد که دیگر آذری ها هم شانس و فرصت زیارت حرم امام رضا علیه السلام را داشته باشند تا بتوانند به باور کامل خدا برسند.

لطفا دست از سر مذهبی‌ها و چادری‌ها بردارید!!


شبکه دو سیما در اواخر ماه صفر و اوایل ماه ربیع الاول سریال رخنه را پخش نمود. این سریال علاوه بر بازپخش توسط همین شبکه، چهار نوبت در شبانه‌روز از شبکه تماشا نیز پخش می‌شد. آنچه در این جا به آن اشاره می کنم دو سه نکته‌ای است که در این سریال بسیار پررنگ بود که متأسفانه همان قصه تکراری ساخت سریال مذهبی در سیما بدون نظارت نمایندگان رسمی حوزه علمیه را گوشزد می‌کند.

* بخشی از این داستان این بود که دختری سعی داشت تا با ترفندهای مختلف پسری را به دام بیندازد و برای او پاپوش درست کند، تا اینجای کار شاید ایرادی نداشته باشد، اما اشکال آنجا نمایان می‌شد که مادر این دختر یک خانم چادری ظاهراً مؤمن و معتقد بود!! دختر یک خانم چادری از یک آدم خلافکار  که به طور اتفاقی با او آشنا شده پول و گوشی آخرین مدل دریافت می‌کند تا بتواند یک پسر که دست بر قضا پدر او هم یک حاج آقای مؤمن و مذهبی بازاری است را به دام بیندازد که موفق هم می‌شود!! البته دختر بعد از اینکه مرد کلاهبردار از او می‌خواهد این حقه‌بازی را ادامه دهد متنبه می‌شود! و شاید نکته پندآموز این داستان هم همین است!

* در بخشی دیگر از این داستان، مادر همین دختر وقتی سرگذشت خود را تعریف می‌کند، می‌گوید: «وقتی به سن دانشگاه رسیدم در آنجا پسری را خواستم و عاشق هم شدیم و در مقابل خانواده‌ام ایستادم و با حکم دادگاه سهم الارثم را گرفتم و بعدش دیدم کلاه سرم رفته است و...». دست برقضا این مادر هم چادری است و هم نامش فاطمه است!!

* بخش دیگری از داستان به مردی به نام وحید اختصاص دارد که دچار سرطان شده است. او نیز بسیار مذهبی و کدخدای محل بوده است اما همین شخص وقتی پای حفظ جان و سلامتی‌اش که از واجبات دین است به میان می‌آید، بدون مراجعه به پزشک  فقط سعی می‌کند چند مسکن را خودسرانه مصرف کند که نکند خرج درمان بیماری‌اش باعث شود بعداً همسر و فرزندش در زندگی دچار مشکل شوند!!

* در بخش دیگری از داستان یک خانم چادری دیگر، وقتی حال خانم برادرش وخیم می‌شود پشت اتاق سی سی یو قرآنی را به دست دارد و با عتاب می‌گوید: «پس چه شد؟ مگر نه این که خط به خط این کتاب از رحمت می‌گوید؟ پس چرا مریض ما خوب نمی‌شود!! و دو دقیقه بعد دکتر از همه جا ناامید می‌گوید: «خطر رفع شد»!!

  باید یادآوری کرد که قرآن کریم هم از رحمت خدا و هم از ابتلائات و عقاب الهی می‌گوید و بیماری و حوادث روزگار و مسائلی از این قبیل هم هیچ منافاتی با رحمت الهی ندارد که متاسفانه  این سکانس سریال سعی در القای عکس آن را داشت.

***

در همین جا یک نکته نیز درباره سریال شبکه آی فیلم به نام یادآوری باید بگویم که در این سریال چهار خانم هستند که چادر به سر دارند. این چهار نفر هنگامی که از خانه بیرون می‌روند با چادر هستند و هنگامی که مهمان و مراجعه‌کننده غریبه و نامحرم به خانه‌اشان می‌آید بدون استثناء بدون چادر و با همان لباسی که در خانه بوده اند، ظاهر می‌شوند!  

نمی‌دانم آیا این مسأله تصادفی است؟ یا نشانه بی‌اطلاعی کارگردان و عوامل سریال از زندگی خانم‌های چادری است؟ یا شاید هم خدای ناکرده دلیل دیگری دارد...

باز هم بماند که بیشتر هنرپیشه‌های چادری سریال‌ها، همزمان با پخش سریال‌هایشان با حضور در آتلیه‌ها عکس‌های مدل‌گونه شبه بی‌حجابی انداخته و در اختیار سایت‌های تفریحی و زرد قرار می‌دهند و سیما هم از این قضیه به راحتی عبور کرده و مجدداً از همان افراد استفاده می‌کند.

نمی‌دانم چرا وقتی هر سریالی ساخته می‌شود هر صنف و هر صاحب گویشی برآشفته می‌شود و هزاران حرف و حدیث ایجاد می‌شود اما وقتی سریالی مذهبی ساخته می‌شود و نکات حداقل پرابهام زیادی هم دارد هیچ‌کس خونش به جوش نمی‌آید؟ شاید هم مذهبیون ما و طلاب عزیز به سفارش بعضی بزرگان و اساتید اخلاق که از سیما ناامید شده و گفته‌اند سریال نبینید! عمل می‌کنند و از همه جا بی‌خبرند!!

من در این جا هر آنچه را که به دقت مشاهده کرده بودم بیان کردم و در جایگاه قضاوت نیستم اما  تنها یک خواهش از مسئولان سریال سازی شبکه‌های سیما دارم:

قایان لطفاً دست از سر حجاب برتر «چادر»بردارید. چه نیازی است که سیما برای چادر تبلیغ کند؟ چه نیازی است که از چادر استفاده شود وقتی اینقدر ناشیانه است و گاهی حتی نحوه استفاده از آن اهانت به چادر و چادری‌ها محسوب می‌شود؟ بالاتر از آن؛ چه نیازی است که سریال‌های مناسبتی مذهبی بسازید؟ شما همان هوش سیاه و پژمان و کلاه پهلوی را بسازید!! کافی است و خیلی هم ممنونیم!

نویسنده: سید محمود خسروشاهی

دانسته های بایسته برای زیارت بامعرفت امام رضا(ع)

ویژه نامه شهادت امام رضا علیه السلام

ده توصیه آیت الله بهجت برای زیارت امام رضا/ هفت مناظره معروف امام هشتم با علمای ادیان/ انگیزه‌های مأمون از ماجرای ولایت‌عهدی چه بود؟

در آخرین شب ماه صفر، حزن خویش را در شهادت هشتمین نور الهی جاری می‌سازیم و از وجود علی بن موسی الرضا علیه السلام طلب برکت می کنیم.

 

 


***انگیزه‏های مامون از ولایتعهدی امام رضا (علیه السلام)

نویسنده: سید جعفر شهیدی

چشمداشت مامون از گرفتن بیعت ‏برای ولایتعهدی امام رضا (علیه السلام) تامین هدفهایی بود که به اجمال ذیلا بیان می‌‏گردد:

نخستین هدف:
احساس ایمنی از خطری که او را از سوی شخصیت امام رضا (علیه السلام) تهدید می‌‏کرد. شخصیتی نادر که نوشته‏های علمیش در شرق و غرب نفوذ فراوان داشت و نزد خاص و عام - به اعتراف مامون - از همه محبوب‌تر بود. در صورت ولیعهدی، او دیگر نمی‌‏توانست مردم را به شورش یا هر گونه حرکت دیگری بر ضد حکومت، دعوت کند.

هدف دوم:
شخصیت امام باید تحت کنترل دقیق وی قرار گیرد، و از نزدیک هم از داخل و هم از خارج این کنترل بر او اعمال گردد، تا آنکه کم کم راه برای نابود ساختن وی به شیوه‏های مخصوصی هموار شود. مثلا همانگونه که گفتیم یکی از انگیزه‏های مامون در تزویج دخترش این بود که در زندگی داخلی امام مراقبی را بگمارد که هم مورد اطمینان او باشد و هم جلب اعتماد بنماید.

افزون بر این، چشمهای دیگری نیز از سوی مامون برای مراقبت امام رضا گماشته شده بودند که تمام حرکات و اعمال وی را گزارش می‌‏کردند. یکی از آن‌ها «هشام بن ابراهیم راشدی‏» بود که از نزدیکان امام به شمار رفته، کار‌هایش همه به دست وی انجام می‌‏گرفت. ولی هنگامی که امام را به مرو بردند، هشام با ذوالرئاستین و مامون تماس گرفت و موقعیت ویژه خود را به آنان عرضه کرد. مامون نیز او را بعنوان دربان امام قرار داد. از آن پس تنها کسی می‌‏توانست امام را ملاقات کند که هشام می‌‏خواست. در نتیجه، دوستان امام کمتر به او دسترسی پیدا می‌‏کردند...» (1)

هدف سوم:
مامون می‌‏خواست امام چنان به او نزدیکی پیدا کند که براحتی بتواند او را از زندگی اجتماعی محروم ساخته، مردم را از او دور بگرداند. تا آنان تحت تاثیر نیروی شخصیت امام، علم، حکمت و درایتش قرار نگیرند.

از این مهم‌تر آنکه مامون می‌‏خواست امام را از شیعیان و دوستانش نیز جدا سازد تا با قطع رابطه‏شان با او به پراکندگی افتند و دیگر نتوانند دستورهای امام را دریافت نمایند.

هدف چهارم:
همزمان با آنکه مامون می‌‏خواست‏ خود را در پناه وجود امام از خشم و انتقام مردم علیه بنی‏عباس مصون بدارد، همچنین می‌‏خواست از احساسات مردم نسبت‏به اهلبیت - که پس از برافروختن شعله جنگ بین او و برادرش پیوسته رو به تزاید نهاده بود - نیز به نفع خویشتن و در راه مصالح حکومت عباسی، بهره‏برداری کند.

به دیگر سخن، مامون از این بازی می‌‏خواست پایگاهی نیرومند و گسترده و ملی برای خود کسب کند. او چنین می‌‏پنداشت که به‌‌ همان اندازه که شخصیت امام از تایید و نفوذ و نیرومندی برخوردار بود، حکومت وی نیز می‌‏توانست ‏با اتصال به او در میان مردم جا باز کند.

دکتر شیبی می‌‏نویسد: «امام رضا پس از ولیعهد شدن دیگر تنها پیشوای شیعیان نبود، بلکه اهل سنت، زیدیه و دیگر فرقه‏های متخاصم شیعه، همه بر امامت و رهبری وی اتفاق کردند» (2).

هدف پنجم:
نظام حکومتی در آن ایام نیاز به شخصیتی داشت که عموم مردم را با خشنودی به سوی خود جلب کند. در برابر آن افراد کم لیاقت و چاپلوسی که بر سر خوان حکومت عباسی فقط به منظور طلب شهرت و طمع مال گرد آمده بودند و حال و مالشان بر همگان روشن بود، وجود چنان شخصیتی عظیم یک نیاز مبرم بود. بویژه آنکه به لحاظ منطق در برابر هجوم علمای سایر ادیان با شکست مواجه می‌‏شدند. هنگام بروز ضعف و پراکندگی در دستگاه دولتی، متفکران سایر ادیان بر فعالیت‏خود بسی افزوده بودند.

بنابراین، حکومت در آن ایام به دانشمندان لایق و آزاداندیش نیاز داشت نه به یک مشت آدم چاپلوسی و خشک و تهی مغز. لذا می‌‏بینیم که اصحاب حدیث متحجر را از خود می‌‏راند، و بر عکس، معتزلیانی چون «بشر مریسی‏» و «ابوالهذیل علاف‏» را به خویشتن جذب می‌‏کرد. با اینهمه، تنها شخصیت علمی که درباره برتری علمیش توام با تقوا و فضیلت، کسی تردید نداشت امام رضا (علیه السلام) بود. این را خود مامون نیز اعتراف کرده بود. بنابراین، حکومت‏به وی بیش از هر شخصیت دیگری احساس نیاز می‌‏کرد.

هدف ششم:
اوضاع پر آشوب آن زمان که آشوب و بلوا و شورش‌ها از هر سو مردم را فرا گرفته بود، ایجاب می‌‏کرد که ذهن آنان را به طرقی از حقیقت آنچه که در متن جامعه می‌‏گذرد، منصرف گردانند. تا بدین وسیله و با توجه به رویدادهای مهم مشکلات حکومت و ملت کمتر احساس شود.

هدف هفتم:
بنابر آنچه که گفته شد دیگر برای مامون طبیعی بود که مدعی شود - چنانکه در سند ولایتعهدی مدعی شده - که هدف از تمام کار‌ها و اقداماتش چیزی غیر از خیر امت و مصالح مسلمانان نبوده. حتی در کشتن برادرش نمی‌‏خواسته فقط به ریاست و حکومت دست‏یابد، بلکه بیشتر هدفش تامین مصالح عمومی مسلمانان بوده است. دلیل بر این ادعا آن است که چون خیر ملت را در جدا ساختن خلافت از عباسیان و تسلیم آن به بزرگ‌ترین دشمن این خاندان یافت، هرگز درنگ نکرد و با طیب خاطر، به گفته خویش، این عمل را انجام داد. بدین وسیله، مامون کفاره گناه زشت‏خود را که قتل برادر بود و بر عباسیان هم بسیار گران تمام می‌‏شد، پرداخت.

با این عمل رابطه امت را با خلافت استوار کرده اعتمادشان را در این راه جلب نمود، بگونه‏ای که دل و دیده مردم متوجه آن گردید. مردم بدین امر دل بسته بودند که دستگاه خلافت از آن پس با آنان و در خدمتشان خواهد بود.

در نتیجه، مامون با این شگرد توانسته بود برای هر اقدامی که در آینده ممکن بود انجام دهد، حمایت مردم را جلب کند هر چند که آن اقدام نامانوس و یا نا‌معقول جلوه نماید.

بهر حال، از آنچه که گفتیم دو نتیجه به بار می‌‏آید:

نخست: پس از این اقدامات از سوی مامون، دیگر منطقی نمی‌‏نمود که اعراب به دلیل رفتار پدر یا برادر و یا سایر پیشینیانش باز هم از دست او عصبانی باشند. چه هر کس در گرو عملی است که خود انجام می‌‏دهد نه دیگری. چگونه بر اعراب روا بود که مامون را مورد خشم خود قرار دهند و حال آنکه خلافت را به آنان یعنی به ریشه‏دار‌ترین خانواده در می‌انشان برگرداند، و عملا نشان داد که جز صلاح و نیکی برای عرب و غیر عرب نمی‌‏خواهد. از این رو، دیگر جای شگفتی نبود اگر اعراب بیعت‏با امام رضا را با روحی سرشار از خشنودی پذیرفتند.

دوم: اما ایرانیان، بویژه اهالی خراسان و کسانی که شیعه علویان بودند، برای مامون ادامه یاریش را تضمین کردند چه او برایشان بزرگ‌ترین آرزو‌ها را عملی ساخته و ثابت کرده بود نسبت‏به شخصی که محبوب‌ترین انسان‌ها نزد ایشان است، مهر می‌‏ورزد و اینکه در نظر او فرقی میان عرب و عجم یا عباسی و غیر عباسی وجود ندارد. او فقط به مصالح امت می‌‏اندیشد و بس.

هدف هشتم:
مامون می‌‏خواست با انتخاب امام رضا به ولیعهدی خویش، شعله شورشهای پی در پی علویان را که تمام ایالات و شهر‌ها را فرا گرفته بود، فرو نشاند. براستی همینگونه هم شد، چون پس از انجام بیعت تقریبا دیگر هیچ قیامی صورت نگرفت، مگر قیام عبدالرحمن ابن احمد در یمن، و تازه انگیزه آن ظلم والیان آن منطقه بود که به مجرد دادن قول رسیدگی به خواست‌هایش، او نیز بر سرجای خود نشست.
در اینجا چند نکته را هم باید افزود:

الف: موفقیت مامون تنها در فرو نشاندن این شورش‌ها نبود، بلکه اعتماد بسیاری از رهبران و هواخواهانشان را نیز به سوی خود جلب کرد.

ب: به علاوه، بسیاری از این رهبران و پیروانشان با مامون بیعت هم کردند. اساسا بیشتر مسلمانان که تا آن زمان مخالف او بودند، از در اطاعت در آمدند. این خود بدون تردید یکی از بزرگ‌ترین آرزوهای مامون بود.

ج: بیشتر قیامهایی که بر ضد مامون صورت می‌‏گرفت، از سوی اولاد حسن بود، بویژه آنانی که آیین زیدیه را پذیرفته بودند. لذا او می‌‏خواست که در برابر ایشان ایستادگی کرده، برای همیشه خود و آیینشان را به نابودی کشاند.
در آن زمان، مذهب زیدیه بسیار رواج پیدا کرده بود و هر روز نیز دامنه‏اش گسترده‏‌تر می‌‏شد. شورشگران زیدی نفوذ فراوانی در میان مردم داشتند، بطوریکه حتی مهدی یک نفر زیدی را به نام یعقوب بن داود، به وزارت خود گماشته و تمام امور خلافتش را به دست وی داده بود. (3).

مورخان این مطلب را به صراحت نوشته‏اند که اصحاب حدیث همگی همراه با ابراهیم بن عبدالله بن حسن قیام کرده و یا فتوا به همیاریش در این قیام داده بودند. (4).

به هر حال، چیزی که برای مامون مهم بود تار و مار کردن زیدیه و درهم شکستن شوکت و ارجشان، از طریق اخذ بیعت‏با امام رضا (علیه السلام) بود. او حتی با دادن لقب «رضا» به امام قصد خلع شعار از آنان را کرده بود که پیوسته از آغاز دعوت و قیام خویش فریاد بر آورده، می‌‏گفتند: «رضا و خشنودی خاندان محمد» (5). در برابر این شعار، مامون به امام لقب رضا را داد تا به همه بفهماند که اکنون رضای خاندان محمد به دست وی تحقق یافته و ازین پس دیگر هر گونه دعوتی در این زمینه خالی از محتواست. بدینوسیله بود که مامون ضربه بزرگی به زیدیه فرود آورد.

هدف نهم:
پذیرفتن ولیعهدی از سوی امام رضا (علیه السلام) پیروزی دیگری هم برای مامون به ارمغان آورد. آن اینکه بدینوسیله توانست از سوی علویان اعتراف بگیرد که حکومت عباسیان از مشروعیت‏برخوردار است. این موضوع را مامون نیز خود به صراحت گفته بود: «ما او را ولیعهد خود قرار دادیم تا... ملک و خلافت را برای ما اعتراف کند...».

جنبه منفی این اعتراف از نظر مامون آن بود که امام رضا (علیه السلام) با پذیرفتن این مقام اقرار می‌‏کرد که خلافت هرگز به تنهایی برای او نیست و نه برای علویان بدون مشارکت دیگران. بنابراین، مامون دیگر خوب می‌‏توانست ‏با‌‌ همان سلاحی که علویان در دست داشتند، با خودشان مبارزه کند. از آن پس دیگر دشوار بود که کسی دعوت به یک شورش را علیه حکومتی که اینگونه به مشروعیتش اعتراف شده بود، اجابت کنند.

تازه مامون به نحوی برداشت کرده بود که از این اعتراف منحصر بودن حکومت ‏برای عباسیان را نتیجه بگیرد و برای علویان هرگز بهره‏ای نبود. ولیعهدی امام رضا (علیه السلام) فقط جنبه لطف و گشاده‏دستی داشت و به انگیزه ایجاد پیوند میان خاندان عباسی و علوی صورت می‌‏گرفت. هدف آن بود که زنگار کدورت‌ها از دل مردم بخاطر آنچه که از سوی رشید و اسلافش بر سر ایشان آمده بود، زدوده شود.
لازم به تذکر است که گرفتن اینگونه اعتراف از امام رضا (علیه السلام) بمراتب زیانبار‌تر و خطرناک‌تر بود بر جان علویان تا شیوه‏های کشتار و غارت و تبعیدی که امویان علیه این خاندان در پیش گرفته بودند.
هدف دهم:

مامون، به گمان خود، از امام رضا قانونی بودن اقدامات خود را در مدت ولایتعهدی، بطور ضمنی تایید گرفت، و‌‌ همان تصویری را که خود می‌‏خواست از حکومت و حاکم در برابر دیدگان مردم قرار داد. وی در تمام محافل تاکید می‌‏کرد که فقط حاکم اوست و اقداماتش نیز چنین و چنان است. دیگر کسی حق نداشت آرزوی حکمران دیگری بکند حتی اگر به خاندان پیغمبر تعلق می‌‏داشت.
بنابراین، سکوت امام در برابر اعمال هیات حاکمه در ایام ولایتعهدی، بعنوان رضایت و تایید وی تلقی می‌‏شد. در آن صورت، مردم براحتی می‌‏توانستند هیت‏حکومت‏خود امام یا هر علوی دیگری که ممکن بود روزی بر سر کار آید، پیش خود مجسم کنند. حال اگر قرار است که شکل و محتوا و اساس یکی باشد و فقط در نام و عنوان اختلافی رخ دهد، مردم چرا خود را به زحمت انداخته دنبال چیزی که وجود خارجی ندارد، یعنی حکومتی بر‌تر و حکمرانانی دادگستر‌تر، بگردند.

هدف یازدهم:
پس از دستیابی به تمام هدفهایی که مامون از ولیعهدی امام رضا (علیه السلام) منظور کرده بود، نوبت‏به اجرای بخش دوم برنامه جهنمیش فرا می‌‏رسید. آن اینکه آرام آرام و بی‌آنکه شبهه‏ای برانگیزد به نابود ساختن علویان از طریق نابودی بزرگ‌ترین شخصیت ایشان، اقدام کند. او باید این کار را بکند تا برای همیشه از منشا خطر و تهدید علیه حکومتش، رهایی یابد.

مامون تصمیم گرفت که نظر مردم را از علویان برگرداند و حس اعتماد و مهرشان را از آنان بزداید، ولی البته به گونه‏ای که احساساتشان را هم جریحه‏دار نکرده باشد.

اجرای این هدف از آنجا شروع شد که مامون کوشید تا امام رضا (علیه السلام) را از موقعیت اجتماعی که داشت، ساقط گرداند. کم کم کاری کند که به مردم بفهماند او شایستگی برای جانشینی وی را ندارد. این موضوع را مامون نزد حمید بن مهران و گروهی از عباسیان به صراحت‏بازگو کرد.

مامون گمان می‌‏کرد که اگر امام رضا را ولیعهد خویش گرداند، همین رویداد به تنهایی کافی خواهد بود تا موقعیت اجتماعی امام در هم بشکند و ارجش پیش مردم فرو بیفتد. زیرا مردم هر چند به زبان نگویند، ولی عملا این بینش را پیدا می‌‏کنند که امام با پذیرفتن مقام ولیعهدی ثابت کرده که اهل دنیاست. مامون می‌‏پنداشت که اگر ولیعهدی را به امام بقبولاند، به شهرت امام لطمه وارد آورده و حس اطمینان مردم را نسبت‏به وی جریحه‏دار ساخته است، چه تفاوت سنی میان آن دو نیز بسیار بود، یعنی امام بیست و دو سال از مامون بزرگ‌تر بود و چون قبول ولایتعهدی را چنان سنی غیر طبیعی می‌‏نمود، لذا مردم آن را حمل بر حب مقام و دنیا پرستی امام رضا (علیه السلام) می‌‏کردند.
امام رضا (علیه السلام) نیز خود این نقشه مامون را دریافته بود که در جایی می‌‏گفت: «... می‌‏خواهد مردم بگویند: علی بن موسی از دنیا رو برگردان نیست... مگر نمی‌‏بینید چگونه به طمع خلافت، ولایت عهد را پذیرفته است؟!...».

پی نوشت:
(1) بحار / 49 / ص 139 - مستند الامام الرضا / 1 / ص 77 و 78 - عیون اخبار الرضا / 2 / ص 153.
(2) الصلة بین التصوف و التشیع / ص 256.
(3) البدایة و النهایة / 10 / ص 147 و سایر کتابهای تاریخی. به فصل «منبع خطر برای عباسیان‏» همین کتاب نیز مراجعه کنید.
(4) مقاتل الطالبین / ص 377 و صفحات دیگر آن و نیز سایر کتاب‌ها. برخی از محققان، بر آنند که فقط اهل حدیث کوفه در این قیام شرکت کردند، ولی ظاهر آنست که مراد همه اهل حدیث‏بطور اطلاق باشد. این را مقاتل الطالبین هم تایید می‌‏کند.
نکته شایان تذکر آنکه گروهی از اهل حدیث و گروهی از زیدیه امامت را بدانگونه که شیعه امامیه باور دارند، هنگام ولیعهدی امام رضا پذیرفته بودند، ولی سپس از این عقیده برگشتند.
نوبختی در فرق الشیعة ص 86 می‌‏نویسد:
«... گروهی از آنان به نام «محدثه‏» به فرقه مرجئه و اصحاب حدیث پیوند داشتند و قایل به امامت‏حضرت موسی بن جعفر و سپس علی بن موسی شده بدینگونه شیعه گردیدند. ولی این نوعی تظاهر و به انگیزه رسیدن به هدفهای دنیوی بود. چه آنان پس از درگذشت امام رضا (علیه السلام) از عقیده خود برگشتند. گروهی از زیدیان نیز به امامت‏حضرت علی بن موسی (علیه السلام) قایل گشتند و این پس از اخذ بیعت ولیعهدی از سوی مامون به نفع او بود. اینان نیز تظاهر می‌‏کردند و برای دنیایشان به چنین عقیده‏ای گرویده بودند. لذا چون امام رضا (علیه السلام) در گذشت آنان نیز دست از اعتقاد خود شستند...» به قول شیبی، گروهی از زیدیان، مرجئه و اهل حدیث گرداگرد امام رضا (علیه السلام) را گرفتند. آنگاه پس از درگذشت امام دوباره به مذاهب خویش بازگشتند.
(5) الآداب السلطانیة، فخری / ص 217 - ضحی الاسلام / 3 / ص 294 - البدایة و النهایة / 10 / ص 247 - طبری، ابن اثیر، قلقشندی، ابوالفرج، مفید و هر مورخی که ماجرای ولیعهدی را در کتاب خود آورده. البته در این باره متون دیگری هم یافت می‌‏شود که علت تسمیه رضا را به این دلیل دانسته است که دوست و دشمن به شخصیت وی احترام می‌‏گذاشتند.

منبع: زندگی سیاسی هشتمین امام

***ده توصیه آیت الله بهجت برای زیارت امام رضا (علیه السلام)

1- زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود اذن دخول بخواهید، اگر حال داشتید به حرم بروید. هنگامی که از حضرت رضا علیه‌السلام اذن دخول می‌طلبید و می‌گویید:

«أ أدخل یا حجة الله:‌ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟»

زیارت امام رضا علیه‌السلام از زیارت امام حسین علیه‌السلام بالا‌تر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه‌السلام می‌روند ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت امام رضا علیه‌السلام می‌آیند.

2- به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیه‌السلام به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام گریه است، اگر اشک آمد امام حسین علیه‌السلام اذن دخول داده‌اند و وارد شوید.

3- اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید.

4- بسیاری از حضرت رضا علیه‌السلام سؤال کردند و خواستند و جواب شنیدند، در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس، - هم همین طور – کسی مادرش را به کول می‌گرفت و به حرم می‌برد. چیزهای عجیبی را می‌دید.

5- ملتفت باشید! معتقد باشید! شفا دادن الی ماشاءالله به تحقق پیوسته. یکی از معاودین عراقی غده‌ای داشت و می‌بایستی مورد عمل جراحی قرار می‌گرفت. خطرناک بود، از آقا امام رضا (ع) خواست او را شفا بدهد، شب، حضرت معصومه علیهاالسلام را در خواب دید که به وی فرمود: «غده خوب می‌شود. احتیاج به عمل ندارد!» ارتباط خواهر و برادر را ببینید که از برادر خواسته، خواهر جوابش را داده است.

6- همه زیارتنامه‌ها مورد تأیید هستند. زیارت جامعه کبیره را بخوانید. زیارت امین الله مهم است. -قلب شما- این زیارات را بخواند. با زبان قلب خود بخوانید. لازم نیست حوائج خود را در محضر امام علیه‌السلام بشمرید. حضرت علیه‌السلام می‌دانند! مبالغه در دعا‌ها نکنید! زیارت قلبی باشد. امام رضا علیه‌السلام به کسی فرمودند: «از بعضی گریه‌ها ناراحت هستم!»

7- یکی از بزرگان می‌گوید، من به دو چیز امیدوارم؛ نخست آنکه قرآن را با کسالت نخوانده‌ام. بر خلاف بعضی که قرآن را آنچنان می‌خوانند که گویی شاهنامه می‌خوانند. قرآن کریم موجودی است شبیه عترت. دوم، در مجلس عزاداری حضرت سیدالشهداء گریه کرده‌ام.

حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی رحمة‌الله علیه مبتلا به درد چشم شدند، فرمودند: «در روز عاشورا مقداری از گِلِ عزاداری امام حسین علیه‌السلام را بر چشمان خود مالیدم، دیگر در عمرم مبتلا به درد چشم نشدم و از عینک هم استفاده نکردم!»

پس از حادثه بمب گذاری در حرم مطهر حضرت رضا علیه‌السلام حضرت به خواب کسی آمدند، سؤال شد.

«در آن زمان شما کجا بودید؟ فرمودند: کربلا بودم.»

این جمله دو معنی دارد:

معنی اول اینکه حضرت رضا علیه‌السلام آن روز به کربلا رفته بودند.

معنی دوم یعنی این حادثه در کربلا هم تکرار شده است. دشمنان به صحن امام حسین علیه‌السلام ریختند و ضریح را خراب کردند و در آنجا آتش روشن کردند!

8- کسی وارد حرم حضرت رضا علیه‌السلام شد، متوجه شد سیدی نورانی در جلوی او مشغول خواندن زیارتنامه می‌باشد، نزدیک او شد و متوجه شد که ایشان اسامی معصومین – سلام الله علیهم – را یک یک با سلام ذکر می‌فرمایند. هنگامی که به نام مبارک امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ رسیدند سکوت کردند! آن کس متوجه شد که آن سید بزرگوار خود مولایمان امام زمان سلام الله علیه و ارواحنا له الفداء است.

9- در همین حرم حضرت رضا علیه‌السلام چه کراماتی مشاهده شده است. کسی در رؤیا دید که به حرم حضرت رضا علیه‌السلام مشرف شده و متوجه شد که گنبد حرم شکافته شد و حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از آنجا وارد حرم شدند. تختی گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند.

روز بعد آن کس در بیداری به حرم مشرف شد. ناگهان متوجه شد حرم کاملاً خلوت است! حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از گنبد وارد حرم شدند و بر تختی نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند. زیارت‌نامه می‌خواندند. همین زیارت‌نامه معمولی را می‌خواندند! پس از خواندن زیارت‌نامه از‌‌ همان بالای گنبد برگشتند. دوباره وضع عادی شد و قیل و قال شروع شد حال آیا حضرت رضا علیه‌السلام وفات کرده است؟

10- حرف آخر اینکه: عمل کنیم به هر آنچه که می‌دانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمی‌دانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم.


***هفت مناظره مشهور امام هشتم (علیه السلام) با علمای ادیان و پیراون مکاتب

حضرت امام رضا (ع) در مدت اقامت کوتاه خویش در مرو با عالمان ادیان دیگر مناظرات متعددی داشتند که از جمله مشهور‌ترین آن‌ها مناظره با «جاثلیق» مسیحی و «رأس‌الجالوت» یهودی است.

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، مناظرات امام على بن موسى الرضا ـ علیه‌السلام ـ فراوان است، ولى از همه مهم‌تر هفت مناظره است.

این مناظرات را شیخ صدوق، در کتاب عیون اخبار الرضا آورده و مرحوم علامه مجلسى نیز در جلد 49 بحار الانوار از کتاب عیون نقل کرده و در کتاب مسند الامام الرضا جلد 2 نیز آمده است.

مناظرات هفت گانه عبارتند از:

1ـ مناظره با جاثلیق (عالم بزرگ مسیحی) (1)

2ـ مناظره با رأس الجالوت (پیشواى بزرگ یهودیان) (2)

3ـ مناظره با هربز اکبر (3)

4ـ مناظره با عمران صابى (4)

این چهار مناظره در یک مجلس و با حضور مامون و جمعى از دانشمندان و رجال خراسان صورت گرفت.

5ـ مناظره با سلیمان مروزى (5) که مستقلاً در یک مجلس با حضور مامون و اطرافیانش صورت گرفت.

6ـ مناظره با على بن محمد بن جهم (6)

7ـ مناظره با ارباب مذاهب مختلف در بصره

هر یک از این مناظرات داراى محتواى عمیق و جالبى است که امروزه هم با گذشت حدود هزار و دویست سال از آن تاریخ رهگشا و بسیار آموزنده و پر بار است، هم از نظر محتوا و هم از نظر فن مناظره و طرز ورود و خروج در بحث‌ها به عنوان نمونه به سراغ مناظره با جاثلیق که در یکى از جلسات بزرگ مامون واقع شده، مى رویم.

مناظره با چند عالم ادیان

هنگامى که على بن موسى الرضا ـ علیه‌السلام ـ وارد بر مامون شد او به فضل بن سهل، وزیر مخصوصش، دستور داد که پیروان مکاتب مختلف را مانند جاثلیق (عالم بزرگ مسیحى) و راس الجالوت (پیشواى بزرگ یهودیان) و نسطاس رومى (عالم بزرگ نصرانى) و همچنین علماى دیگر علم کلام را دعوت کند تا سخنان آن حضرت را بشنوند.

فضل بن سهل آن‌ها را دعوت کرد، هنگامى که جمع شدند نزد مامون آمد و گفت: همه حاضرند.

مامون گفت: همه آن‌ها داخل شوند. پس از ورود، به همه خوش آمد گفت، سپس افزود: من شما را براى کار خیرى دعوت کرده‌ام، و دوست دارم با پسر عمویم که اهل مدینه است و تازه بر من وارد شده، مناظره کنید. فردا همگى نزد من آیید و احدى از شما غیبت نکند. همه گفتند: چشم، همه سر بر فرمانیم! و فردا صبح همگى نزد تو خواهیم آمد.

حسن بن سهل نوفلى مى‌گوید: ما خدمت امام على بن موسى الرضا مشغول صحبت بودیم که ناگاه یاسر خادم که عهده‌دار کارهاى حضرت بود، وارد شد و گفت مامون به شما سلام مى‌رساند و مى‌گوید برادرت به قربانت باد! اصحاب مکاتب مختلف و ارباب ادیان و علماى علم کلام از تمام فرق و مذاهب جمعند، اگر دوست دارید قبول زحمت فرموده فردا به مجلس ما آیید و سخنان آن‌ها را بشنوید و اگر دوست ندارید اصرار نمى‌کنم، و نیز اگر مایل باشید ما به خدمت شما مى‌آییم و این براى ما آسان است.

امام ـ علیه‌السلام ـ در یک گفتار کوتاه و پر معنا فرمود:

«سلام مرا به او برسان و بگو مى‌دانم چه مى‌خواهى؟ من ان شاء الله صبح نزد شما خواهم آمد» (7)

نوفلى که از یاران حضرت بود مى‌گوید: وقتى یاسر خادم از مجلس امام بیرون رفت، امام ـ علیه‌السلام ـ نگاهى به من کرد و فرمود: تو اهل عراق هستى و مردم عراق ظریف و باهوشند، در این باره چه مى‌اندیشى؟ مامون چه نقشه‌اى در سر دارد که اهل شرک و علماى مذاهب را گرد آورده است؟

نوفلى مى‌گوید: عرض کردم او مى‌خواهد شما را به محک امتحان بزند و بداند پایه علمى شما تا چه حد است؟ ولى کار خود را بر پایه سستى بنا نهاده، به خدا سوگند طرح بدى ریخته و بناى بدى نهاده است.

امام ـ علیه‌السلام ـ فرمود: چه بنایى ساخته و چه نقشه‌اى طرح کرده؟

نوفلى (که گویا هنوز نسبت به مقام شامخ امام معرفت کامل نداشت و از توطئه مامون گرفتار وحشت شده بود) عرض کرد: علماى علم کلام اهل بدعتند و مخالف دانشمندان اسلامند، چرا که عالم، واقعیت‌ها را انکار نمى‌کند، اما این‌ها اهل انکار و سفسطه‌اند، اگر دلیل بیاورى که خدا یکى است مى‌گویند این دلیل را قبول نداریم، و اگر بگویى محمد رسول الله است مى‌گویند رسالتش را اثبات کن، خلاصه (آن‌ها افرادى خطرناکند و...) در برابر انسان دست به مغالطه مى‌زنند، و آن قدر سفسطه می‌کنند تا انسان دست از حرف خود بردارد، فدایت شوم از این‌ها برحذر باش!

امام ـ علیه‌السلام ـ تبسمى فرمود و گفت: اى نوفلى، تو مى‌ترسى دلائل مرا باطل کنند و راه را بر من ببندند؟

نوفلى (که از گفته خود پشیمان شده بود) گفت: نه به خدا سوگند من هرگز بر تو نمى‌ترسم، امیدوارم که خداوند تو را بر همه آن‌ها پیروز کند.

امام فرمود: اى نوفلى، دوست دارى بدانى که مامون از کار خود پشیمان مى‌شود؟

عرض کرد: آرى

فرمود: هنگامى که استدلالات مرا در برابر اهل تورات به توراتشان بشنود، و در برابر اهل انجیل به انجیلشان، و در مقابل اهل زبور به زبورشان، و در مقابل صابئین به زبان عبریشان، و در برابر موبدان به زبان فارسیشان، و در برابر اهل روم به زبان رومى، و در برابر پیروان مکتبهاى مختلف به زبان خودشان، آرى هنگامى که دلیل هر گروهى را جدا گانه ابطال کردم به طورى که مذهب خود را‌‌ رها کنند و قول مرا بپذیرند، آنگاه مامون مى‌داند مقامى را که او در صدد آن است مستحق نیست! آن وقت پشیمان خواهد شد، و هیچ حرکت و قوه‌اى جز به خداوند متعال عظیم نیست: «وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَةاِلا بِالله ِ الْعَلِىِّ الْعَظِیْمِ»

نوفلى مى‌گوید: هنگامى که صبح شد فضل بن سهل خدمت امام ـ علیه‌السلام ـ آمد و عرض کرد: فدایت شوم پسر عمویت (مامون) در انتظار شماست و جمعیت نزد او حاضر شده‌اند، نظرتان در این باره چیست؟

امام فرمود: تو جلو‌تر برو، من هم ان شاء الله خواهم آمد، سپس وضو گرفت و شربت سویقى (8) نوشید و به ما هم داد نوشیدیم، سپس همراه حضرت بیرون آمدیم تا وارد بر مامون شدیم.

مجلس پر از افراد مشهور و سر‌شناس بود و محمد بن جعفر (9) با جماعتى از بنى هاشم و آل ابى طالب و جمعى از فرماندهان لشگر نیز حضور داشتند.

هنگامى که امام ـ علیه‌السلام ـ وارد مجلس شد مامون برخاست، محمد بن جعفر و تمام بنى هاشم نیز برخاستند.

امام ـ علیه‌السلام ـ همراه مامون نشست، اما آن‌ها به احترام امام ـ علیه‌السلام ـ همچنان ایستاده بودند تا دستور جلوس به آن‌ها داده شد و همگى نشستند. مدتى مامون بگرمى مشغول سخن گفتن با امام ـ علیه‌السلام ـ بود، سپس رو به جاثلیق کرد و گفت:

اى جاثلیق! این پسر عموى من على بن موسى بن جعفر است، من دوست دارم با او سخن بگویى و مناظره کنى، اما طریق عدالت را در بحث‌‌ رها کن.

جاثلیق گفت: اى امیرمومنان! من چگونه بحث و گفتگو کنم که (با او قدر مشترکى ندارم) او به کتابى استدلال مى‌کند که من منکر آنم و به پیامبرى عقیده دارد که من به او ایمان نیاورده‌ام.

مناظره با جاثلیق (عالم بزرگ مسیحی)

در اینجا امام ـ علیه‌السلام ـ شروع به سخن کرد و فرمود: اى نصرانی! اگر به انجیل خودت براى تو استدلال کنم اقرار خواهى کرد؟ جاثلیق گفت: آیا مى‌توانم گفتار انجیل را انکار کنم؟ آرى به خدا سوگند اقرار خواهم کرد هر چند بر ضرر من باشد.

امام ـ علیه‌السلام ـ فرمود: هر چه مى‌خواهى بپرس و جوابش را بشنو!

جاثلیق: درباره نبوت عیسى و کتابش چه مى‌گویى؟ آیا چیزى از این دو را انکار مى‌کنى؟

امام ـ علیه‌السلام ـ: من به نبوت عیسى و کتابش و به آنچه به امتش بشارت داده و حواریون به آن اقرار کرده‌اند، اعتراف مى‌کنم، و به نبوت آن عیسى که اقرار به نبوت محمد (ص) و کتابش نکرده و امتش را به آن بشارت نداده کافرم.

آیا به قضاوت از دو شاهد عادل استفاده نمى‌کنى؟

امام ـ علیه‌السلام ـ آرى

جاثلیق: پس دو شاهد از غیر اهل مذهب خود از کسانى که نصارى شهادت آنان را مردود نمى‌شمارند بر نبوت محمد (ص) اقامه کن و از ما نیز بخواه که دو شاهد بر این معنا از غیر اهل مذهب خود بیاوریم.

امام ـ علیه‌السلام ـ هم اکنون انصاف را رعایت کردى اى نصرانى، آیا کسى را که عادل بود و نزد مسیح، عیسى بن مریم مقدم بود مى‌پذیرى؟

جاثلیق: این مرد عادل کیست، نامش را ببر

امام ـ علیه السلام ـ درباره «یوحناى» دیلمى چه مى‌گویى؟

جاثلیق: به به! محبوب‌ترین فرد نزد مسیح را بیان کردى

امام علیه‌السلام: تو را سوگند مى‌دهم آیا انجیل این سخن را بیان مى‌کند که یوحنا گفت: حضرت مسیح مرا از دین محمد عربى باخبر ساخت و به من بشارت داد که بعد از او چنین پیامبرى خواهد آمد، من نیز به حواریون بشارت دادم و آن‌ها به او ایمان آوردند؟

جاثلیق گفت: آرى! این سخن را یوحنا از مسیح نقل کرده و بشارت به نبوت مردى و نیز بشارت به اهل بیت و وصیش داده است، اما نگفته است این در چه زمانى واقع می‌شود و این گروه را براى ما نام نبرده تا آن‌ها را بشناسیم.

امام علیه‌السلام: اگر ما کسى را بیاوریم که انجیل را بخواند و آیاتى از آن را که نام محمد (ص) و اهل بیتش و امتش در آن‌ها است، تلاوت کند آیا ایمان به او مى‌آورى؟

جاثلیق: بسیار خوب است.

امام علیه‌السلام: به نسطاس رومى فرمود: آیا سِفْرِ سوم انجیل را از حفظ دارى؟

نسطاس گفت: بلى، از حفظ دارم

سپس امام به راس الجالوت (بزرگ یهودیان) رو کرد و فرمود: آیا تو هم انجیل را مى‌خوانى؟ گفت آرى به جان خودم سوگند.

فرمود سِفْرِ سوم را بر گیر، اگر در آن ذکرى از محمد و اهل بیتش بود به نفع من شهادت ده و اگر نبود شهادت نده.

سپس امام ـ علیه‌السلام ـ سِفْرِ سوم را قرائت کرد تا به نام پیامبر (ص) رسید، آنگاه متوقف شد و رو به جاثلیق کرد و فرمود: اى نصرانى! تو را به حق مسیح و مادرش آیا قبول دارى که من از انجیل باخبرم؟

جاثلیق: آرى

سپس امام ـ علیه‌السلام ـ نام پیامبر (ص) و اهل بیت و امتش را براى او تلاوت کرد، سپس افزود: اى نصرانى! چه مى‌گویى، این سخن عیسى بن مریم است؟ اگر تکذیب کنى آنچه را که انجیل در این زمینه مى‌گوید، موسى و عیسى هر دو را تکذیب کرده‌اى و کافر شده‌اى.

جاثلیق: من آنچه را که وجود آن در انجیل براى من روشن شده است انکار نمى‌کنم و به آن اعتراف دارم.

امام علیه‌السلام: همگى شاهد باشید او اقرار کرد، سپس فرمود: اى جاثلیق: هر سوال مى‌خواهى بکن

جاثلیق: از حواریان عیسى بن مریم خبر ده که آن‌ها چند نفر بودند و نیز خبر ده که علماى انجیل چند نفر بودند؟

امام علیه‌السلام: از شخص آگاهى سوال کردى، حواریون دوازده نفر بودند و اعلم و افضل آن‌ها لوقا بود. اما علماى بزرگ نصارى سه نفر بودند: یوحناى اکبر در سرزمین باخ، یوحناى دیگرى در قرقیسا و یوحناى دیلمى در رجاز، و نام پیامبر و اهل بیت و امتش نزد او بود، و او بود که به امت عیسى و بنى اسرائیل بشارت داد.

سپس فرمود: اى نصرانى به خدا سوگند ما ایمان به آن عیسى داریم که ایمان به محمد (ص) داشت، ولى تنها ایرادى که به پیامبر شما عیسى داریم این بود که او کم روزه مى‌گرفت و کم نماز مى‌خواند!

جاثلیق ناگهان متحیر شد و گفت: به خدا سوگند علم خود را باطل کردى، و پایه کار خویش را ضعیف نمودى، و من گمان مى‌کردم تو اعلم مسلمانان هستى!

امام علیه‌السلام: مگر چه شده؟

جاثلیق: به خاطر اینکه مى‌گویى عیسى ضعیف و کم روزه و کم نماز بود، در حالى عیسى حتى یک روز را افطار نکرد و هیچ شبى را (به طور کامل) نخوابید و صائم الدهر و قائم اللیل بود.

امام علیه‌السلام: براى چه کسى روزه مى‌گرفت و نماز مى‌خواند؟

جاثلیق نتواتنست پاسخ گوید و ساکت شد (زیرا اگر اعتراف به عبودیت عیسى مى‌کرد با ادعاى الوهیت او سازگار نبود) (دقت کنید)

امام علیه‌السلام: اى نصرانى، سوال دیگرى از تو دارم.

جاثلیق، با تواضع، گفت: اگر بدانم پاسخ مى‌گویم.

امام ـ علیه‌السلام ـ: تو انکار مى‌کنى که عیسى مردگان را به اذن خداوند متعال زنده مى‌کرد؟

جاثلیق در بن بست قرار گرفت و به ناچار گفت: انکار مى‌کنم، چرا که آن کس که مردگان را زنده کند و کور مادرزاد و مبتلا به برص را شفا دهد او پروردگار است و مستحق الوهیّت!

امام علیه‌السلام: حضرت الیسع نیز همین کار را مى‌کرد و او بر آب راه رفت و مردگان را زنده کرد و نابینا و مبتلا به برص را شفا داد، اما امتش قائل به الوهیت او نشدند و کسى او را عبادت نکرد.

حزقیل پیامبر نیز‌‌ همان کار مسیح را انجام داد و مردگان را زنده کرد، سپس رو به راس الجالوت کرده فرمود: اى راس الجالوت، آیا این‌ها را در تورات مى‌یابى که بخت النصر اسیران بنى اسرائیل را در آن زمان که حکومت با بیت المقدس مبارزه کرد به بابل آورد، خداوند حزقیل را به سوى آن‌ها فرستاد و او مردگان آن‌ها را زنده کرد؟ این واقعیت در تورات مضبوط است، هیچ کس جز منکران حق از آن را انکار نمى‌کنند.

راس الجالوت: ما این را شنیده‌ایم و مى‌دانیم.

امام علیه‌السلام: راست مى‌گویى، سپس افزود: اى یهودى این سِفْر از تورات را بگیر، و آنگاه خود شروع به خواندن آیاتى از تورات کرد، مرد یهودى تکانى خورد و در شگفت فرو رفت.

سپس امام ـ علیه‌السلام ـ رو به نصرانى کرد و قسمتى از معجزات پیامبر اسلام (ص) را درباره زنده شدن بعضى از مردگان به دست او و شفاى بعضى از بیماران غیر قابل علاج را به برکت او برشمرد و فرمود: با اینهمه ما هرگز او را پروردگار خود نمى‌دانیم، اگر به خاطر این گونه معجزات، عیسى را خداى خود بدانید باید «الیسع» و «حزقیل» را نیز معبود خویش بشمارید، زیرا آن‌ها نیز مردگان را زنده کردند و نیز ابراهیم خلیل پرندگانى را گرفت و سر برید و آن‌ها را بر کوههاى اطراف قرار داد، سپس آن‌ها را فرا خواند و همگى زنده شدند، موسى بن عمران نیز چنین کارى را در مورد هفتاد نفر که با او به کوه طور آمده بودند و بر اثر صاعقه مردند انجام داد، تو هرگز نمى توانى این حقایق را انکار کنى، زیرا تورات و انجیل و زبور و قرآن از آن سخن گفته‌اند، پس باید همه این‌ها را خداى خویش بدانیم.

جاثلیق پاسخى نداشت بدهد، تسلیم شد و گفت: سخن، سخن توست و معبودى جز خداوند یگانه نیست، سپس امام ـ علیه‌السلام ـ در باب کتاب اشعیا از او و راس الجالوت سوال کرد.

او گفت: من از آن بخوبى آگاهم. فرمود: این جمله را به خاطر دارید که اشعیا گفت: من کسى را دیدم که بر دراز گوشى سوار است و لباسهایى از نور در تن کرده (اشاره به حضرت مسیح) و کسى را دیدم که بر ش‌تر سوار است و نورش مثل نور ماه (اشاره به پیامبر اسلام (ص)) گفتند: آرى اشعیا چنین سخنى را گفته است.

امام ـ علیه‌السلام ـ افزود: اى نصرانى، این سخن مسیح را در انجیل به خاطر دارى که فرمود: من به سوى پروردگار شما و پروردگار خودم مى‌روم و «بارقلیطا» مى‌آید و درباره من شهادت به حق مى‌دهد (آن گونه که من درباره او شهادت داده‌ام) و همه چیز را براى شما تفسیر مى‌کند؟ (10)

جاثلیق: آنچه را از انجیل مى‌گویى ما به آن معترفیم.

سپس امام ـ علیه‌السلام ـ سوالات دیگرى درباره انجیل و از میان رفتن نخستین انجیل و بعد نوشته شدن آن به وسیله چهار نفر: مرقس، لوقا، یوحنا و متّى که هرکدام نشستند و انجیلى را نوشتند (انجیلهایى که هم اکنون موجود و در دست مسیحیان است)، سخن گفت و تناقضهایى از کلام جاثلیق گرفت.

جاثلیق به کلى درمانده شده بود، به گونه‌اى که هیچ راه فرار نداشت. لذا هنگامى که امام رضا ـ علیه‌السلام ـ بار دیگر به او فرمود: اى جاثلیق، هر چه مى‌خواهى سوال کن، او از هر گونه سوالى خود دارى کرد و گفت: اکنون شخص دیگرى غیر از من سوال کند، قسم به حق مسیح که گمان نمى‌کردم در میان مسلمانان کسى مثل تو باشد. (11) و (12)

پی‌نوشت
1- جاثلیق (به کسر «ث» و «لام») لفظى یونانى است به معناى رئیس اسقف‌ها و پیشواى عیسوى، لقبى است که به علماى بزرگ نصارى داده مى‌شد و نام شخص خاصى نیست (المنجد) و شاید معرَّب کاتولیک بوده باشد.
2- راس الجالوت، لقب دانشمندان و بزرگان ملت یهود است (این نیز اسم خاص نیست)
3- هربز اکبر، یا هیربد اکبر، لقبى است که مخصوص بزرگ زردشتیان بوده، به معناى پیشواى بزرگ مذهبى و قاضى زردشتى و خادم آتشکده.
4- عمران صابى چنانکه از نامش پیداست، از مذهب صابئین دفاع مى کرد. صابئین گروهى هستند که خود را پیرو حضرت یحیى مى دانند ولى به دو گروه موحد و مشرک تقسیم شده‌اند:
گروهى از آنان رو به ستاره پرستى آورده‌اند، لذا آن‌ها را‌گاه به عنوان ستاره پرستان مى‌نامند. مرکز آن‌ها سابقا شهر حران در عراق بود، سپس به مناطق دیگرى از عراق و خوزستان روى آوردند. آن‌ها طبق عقاید خود بیشتر در کنار نهرهاى بزرگ زندگى مى‌کنند و هم اکنون گروهى از آنان در اهواز و بعضى مناطق دیگر به سر مى‌برند.
5- سلیمان مروزى مشهور‌ترین عالم علم کلام در خطه خراسان در عصر مامون بود براى او احترام زیادى قائل مى‌شد.
6- على بن محمد بن جهم، ناصبى و دشمن اهل بیت بوده است. مرحوم صدوق روایتى از على بن محمد بن جهم نقل کرده که از آن استفاده مى‌شود که وى نسبت به حضرت رضا ـ علیه‌السلام ـ محبت داشته است.
7- صدوق،‌‌ همان کتاب، ج 1 ص 155
8- سویق شربت مخصوصى بوده که با آرد درست مى‌کردند.
9- فرزند امام صادق ـ علیه‌السلام ـ و عموى امام على بن موسى الرضا ـ علیه‌السلام
10- مقصود از «بارقلیطا» یا «فارقلیطا»، که حضرت مسیح از آمدن او خبر داده است، حضرت محمد (ص) مى‌باشد و این پیشگویى در انجیل «یوحنّا» در ابواب 14و 15و 16 وارد شده است، و قرآن مجید نیز در آیه 6 از سوره صَف ّ، این معنا را از قول حضرت عیسى ـ علیه‌السلام ـ نقل کرده است (براى اطلاع بیشتر در این زمینه رجوع شود به کتاب «احمد موعود انجیل»، تالیف آیت الله جعفر سبحانى، انتشارات توحید، قم، 1361هـ. ش، ص 97ـ 133)
11- مجموعه آثار دومین کنگره جهانى حضرت رضا ـ علیه‌السلام ـ، 1366هـ. ش، ج 1 ص 432ـ 452 مقاله آیت الله ناصر مکارم شیرازى، با تلخیص
12- مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، انتشارات امام صادق علیه‌السلام.

زنان فقط در پستوی بنگاهها ؟!


ممنوعیت فعالیت زنان در این صنف بعنوان مشاور است...
پارسینه:در تصور هم نمی گنجد. ممنوعیت از فعالیت زنان در یک صنف عمومی کشوری. آنهم نه ممنوعیت کامل. که ممنوعیت از مشاور بودن در بنگاهها ! آنهم در صورتی که در اخذ مجوز این صنف هیچ منعی برای زنان نیست اما پس از اخذ مجوز، زنان با سدی بزرگ مواجه می شوند که همان ممنوعیت فعالیت زنان در این صنف بعنوان مشاور است!

رییس اتحادیه بنگاههای املاک تهران،در حالی ممنوعیت فعالیت زنان در بنگاهها را اعلام کرده است که گفته سه چهارم پروانه های بنگاههای املاک به نام زنان صادر شده است!

حال معلوم نیست این ممنوعیت از چه زاویه و با چه رویکرد و از چه منشایی است که پروانه های بنگاه می تواند به نام زنان صادر شود، اما فعالیت و استخدام زنان مشاور در بنگاهها ممنوع است؟
اصلن چنین ممنوعیتی چه معنا و مفهومی دارد؟ که برای اخذ مجوز، ممنوعیتی نیست ولی برای مشاور بودن ممنوعیت هست. مگر مجوز برای مشاور صادر نمی شود؟ پس مگر می شود کسی که مجوز تصدی صنفی را دریافت می کند از فعالیت در آن تصدی ممنوع باشد؟ اصلن فراتر از این موضوع، اینکه با وجود انواع و اقسام شغلهایی که زنان و مردان در انها پا به پای هم در حال فعالیتند، چه اتفاقی باعث این ممنوعیت عجیب شده است؟

براستی آیا اعمال این ممنوعیت خلاف حقوق حقه ی انسانی، و مغایر با قانون اساسی نیست؟ آیا این تقسیم بندی جنسیتی از چه خاستگاهی و براساس چه منطقی صادر شده که زنان، صرفا قادر به کسب مجوز امتیاز و مجوز بنگاه هستند اما مشاور و مباشر نباید باشند؟

آیا این نحوه ی نگاه و برخورد و تحلیل چگونه قابل تاویل است؟ آیا به معنای قبول حضور زنان در این صنف، اما نه در راس کار، بلکه در پستو یعنی همان صرفا تصاویر نقش بسته بر قابهای جواز کسبی آویزان بر دیوارهای پستوی بنگاههاست؟

تولدی دیگر

به لطف ایزدمنان وعنایت شماعزیزان ازاین پس باتقسیمات جدیدمطالب، میتوانیدماراعلاوه براین وبلاگ ،دروبلاگ جدید المستورALMASTOOR"ذیل گلچین پسندیده هایاری ومورد امعان نظرقراردهید باتشکر

گمشده روزگارما


حکایت میکنند که روزی مردی ثروتمند سبدی بزرگ را پر از گردو کرد، آن را پشت اسب گذاشت و وارد بازار دهکده شد، سپس سبد را روی زمین گذاشت و به مردم گفت این سبد گردو را هدیه میدهم به مردم این دهکده، فقط در صف بایستید و هر کدام یک گردو بردارید. به اندازه تعداد اهالی، گردو در این سبد است و به همه می‌رسد."

مرد ثروتمند این را گفت و رفت. مردم دهکده پشت سر هم صف ایستادند و یکی‌یکی از داخل سبد گردو برداشتند. پسربچه باهوشی هم در صف ایستاد. اما وقتی نوبتش رسید در کنار سبد ایستاد و نوبتش را به نفر بعدی داد. به این ترتیب هر کسی یک گردو برمی‌داشت و پی کار خود می‌رفت. مردی که خیلی احساس زرنگی می‌کرد با خود گفت: "نوبت من که رسید دو تا گردو برمی‌دارم و فرار می‌کنم. در نتیجه به این پسر باهوش چیزی نمی‌رسد."

او چنین کرد و دو گردو برداشت و در لابه‌لای جمعیت گم شد. سرانجام وقتی همه گردوهایشان را گرفتند و رفتند، پسرک با لبخند سبد را از روی زمین برداشت و بر دوش خود گذاشت و گفت: "من از همان اول گردو نمی‌خواستم این سبد ارزشی بسیار بیشتر از همه گردوها دارد." این را گفت و با خوشحالی راهی منزل خود شد.
 
خیلی‌ها دلشان به گردوبازی خوش است و از این غافلند که آنچه گرانبهاست و ارزش بسیار بیشتری دارد سبدی است که این گردوها در آن جمع شده‌اند. خیلی‌ها قدر خانواده و همسر و فرزند خود را نمی‌دانند و دایم با آنها کلنجار می‌روند و از این نکته طلایی غافلند که این سبدی که این افراد را گرد هم و به اسم خانواده جمع کرده ارزشی به مراتب بیشتراز لجاجت‌ها و جدل‌های افراد خانواده دارد. خیلی‌ها وقتی در شرکت یا موسسه‌ای کار می‌کنند سعی دارند تک‌خوری کنند و در حق بقیه نفرات مجموعه ظلم روا دارند و فقط سهم بیشتری به دست آورند. آنها از این نکته ظریف غافلند که تیمی که در قالب شرکت، آنها را گرد هم جمع کرده مانند سبدی است که گردوها را در خود نگه می‌دارد و حفظ این سبد و تیم به مراتب بیشتر از چند گردوی اضافه است.
 
بسیاری اوقات در زندگی گردوها آنقدر انسان را به خود سرگرم می‌کنند که فرد اصلا متوجه نمی‌شود به خاطر لجاجت و یا یکدندگی و کله‌شقی و تعصب و خودخواهی فردی و گروهی در حال از دست دادن سبد نگهدارنده گردوهاست و وقتی سبد از هم می‌پاشد و گردوها روی زمین ولو می‌شوند و هر کدام به سویی می‌روند، تازه می‌فهمند که نقش سبد در این میان چقدر تعیین‌کننده بوده است.
 
بیایید در هر جمعی که هستیم سبد و تور نگهدارنده اصلی را ببینیم و آن را قدر نهیم و نگذاریم تار و پود سبد ضعیف شود. چرا که وقتی این تور نگهدارنده از هم بپاشد دیگر هیچ چیزی در جای خود بند نخواهدشد   و به هیچ‌کس سهم شایسته و درخورش نخواهد رسید. دیگر فرصت‌ها برابر در اختیار کسی قرار نخواهد گرفت و آرامش و قراری که در یک چهارچوب محکم و استوار قابل حصول است به دست نخواهد آمد.

شانزده نکته که ای کاش تو مدرسه بهمون یاد داده بودن!


شانزده نکته که ای کاش تو مدرسه بهمون یاد داده بودن!

وبلاگ > مؤذن جامی، محمدهادی - هر چقدر که از دوران مدرسه دور شده باشیم، چیزهایی هست که هر از گاهی باعث میشن که فکر کنیم: "آه...کاش اینو تو مدرسه بهم یاد داده بودن.." کاش به جای یکی از ساعت های زبان خارجه و ریاضی و فارسی، یک بار هم یه کلاس درباره ی زندگی کردن برگزار می شد. شاید هم هر از گاهی معلمی پیدا شده که سعی کنه حرف های خارج از درس بزنه...اما احتمالا ما حرفهاشون رو جدی نگرفتیم و ترجیح دادیم به جای فکر کردن به حرفهاش، به شیوه ی زندگی خودمون ادامه بدیم.خیلی موارد هست که شاید دیر، ولی بالاخره روزی توی زندگی بهشون می رسیم. فکر کنید چقدر عالی می شد اگه توی سن کمتر اینها رو یاد می گرفتیم.این نکات کاربردی رو بخونید و سعی کنید ازینجا به بعد توی زندگی جدی ترشون بگیرید:

1)قانون ۸۰/۲۰:

این یکی از بهترین روش ها برای اینه که بهترین استفاده رو از وقتتون بکنید. چیزی که قانون ۸۰/۲۰ میگه اینه که ۸۰ درصد ارزشی که بدست می آورید، نتیجه ی ۲۰ درصد از تلاشیه که انجام داده اید.

این یعنی اینکه اکثر کارها و مشغولیت های ما مفید نیستند. پس میتونیم خیلی از کارها رو از لیست انجام کارمون خط بزنیم. در عوض وقت و انرژی بیشتری روی کارهای دیگه، که به نظر میرسه بازده بیشتری - چه از لحاظ موفقیت و چه از لحاظ حس رضایت درونی - دارن بذاریم.

2)قانون پارکینسون:

میتونی کارها رو خیلی سریع تر از اونچه که فکر می کنی انجام بدی! این قانون میگه کاری که قراره انجام بدی متناسب با وقتی که براش در نظر میگیری خودش رو کش میده و درجه ی سختی اش رو تعیین میکنه! یعنی اگه به خودت بگی ظرف یه هفته یه راهکار برای فلان مشکل پیدا می کنم، اون مشکل خودش رو سخت تر و سخت تر جلوه میده و ممکنه نتونی حتی توی یک هفته هم براش راه حلی پیدا کنی.

پس وقتت رو روی پیدا کردن راه حل متمرکز کن. به جای یک روز یک ساعت، و به جای یک هفته یک روز به خودت فرصت بده. این کار باعث میشه که مغزت فقط روی راه حل و کار کردن متمرکز بشه، نه سختی کار!

3)تراکتوری کار کردن!:

کارهای خسته کننده و تکراری میتونن باعث پایین اومدن سطح هیجان و به تعویق افتادن کار بشن. یکی از راه هایی که بشه اونها رو سریع انجام داد اینه که اونها رو تراکتوری انجام بدیم. یعنی چی؟ یعنی همه رو پشت سر هم انجام بدیم. اینجوری اون زمانی که برای کندن از وضعیت فعلی و راضی کردن خودتون صرف می کنید، فقط برای کار اول لازم میشه و کارهای بعدی سریع تر انجام می شن.

مثلا یه نمونه از تراکتوری کار کردن اینجوریه:

میزتون رو تمیز کنید/ قبض آب و برق پرداخت بشه/ سه تا تماس تلفنی که باید انجام میدادی رو انجام بده/ یه لیست خرید تره بار بنویس.


4)اول چیزی بده تا چیزی بگیری:

شاید این قضیه با حستون جور در نیاد. چون معمولا همه این ذهنیت رو داریم که تا کسی برامون کاری انجام نداده نباید براش کاری انجام بدیم. مشکل اینجاست که خیلی ها اینجوری فکر می کنند، و خب طبیعتا نتیجه این میشه که در آخر هیچ کدوم کاری انجام نمی دن.


اگر میخواید ارزشی که بدست می آورید بیشتر بشه (اون ارزش میتونه پول، عشق، محبت ، فرصت و خیلی چیزهای دیگه باشه...)، بهتره ارزشی که خودتون میدید رو افزایش بدید. چون در گذشت زمان شما بالاخره اونچه که از دستی دادین رو از دست دیگه ای میگیرین. پس فکر کنید چقدر خوب میشه که هیچ کاری انجام ندین و چیزی بگیرین. اما این اتفاق خیلی کم پیش میاد...

5) فعالیت کن، واکنش نشون نده!:

این هم به نکته ی قبل مربوط میشه. اگه همه رفتارشون واکنشی بود، شاید خیلی از اتفاقات هیچ وقت نمی افتاد و همه منتظر مینشستند تا کسی فعالیتی بکنه... این اتفاق ممکنه بالاخره بیفته، ولی خیــــلی طول خواهد کشید!

پس یه فکر به صرفه تر اینه که خودتون فعالیت کنید. به سادگی میتونید اولین نفری باشید که حرکتی میزنه و یه سری آدم واکنشی به دنبالش راه میفتن. این کار نه تنها شما رو از حس وحشتناک انتظـــار دور می کنه، بلکه باعث میشه احساس کنید اون کسی که زندگیتون رو تو دست داره و در حال کنترل کردنشه خودتون هستید، نه نیروهای جورواجور بیرونی!

6)اشتباهات و شکست ها بد نیستند:

وقتی سنمون کمتر و به اصطلاح "مغزمون هنوز بوی قرمه سبزی میده"، انقدر کارهای مختلف رو امتحان میکنیم و شکست می خوریم تا یاد بگیریم. اما هر چی بزرگتر میشیم، محتاط تر عمل میکنیم و کمتر از قبل روحیه ی "فعال بودن" رو داریم. چون از شکست خوردن می ترسیم، ترجیح میدیم که بشینیم تا یک نفر دیگه کاری رو شروع کنه.


حالا اگه واقعا شکست بخوریم چه اتفاقی میفته؟ همه بهمون می خندن؟

آره خب، شاید بخندن. اما وقتی همچین تجربه ای داشته باشی، خیلی زود بعدش می فهمی که بابا آخر دنیا که نرسیده! و حقیقت اینه که مردم خیلی زود شکست های ما رو فراموش می کنند. اونها انقدر درگیر زندگی و مشکلات خودشون هستن که اینجور موارد براشون اهمیتی ندشته باشه!

و فراموش نکنید که موفقیت توی زندگی از تسلیم نشدنه!

یادتون بیاد وقتی که ۵ ساله بودین و میخواستین دوچرخه سواری یاد بگیرین. زانو ها درب و داغون می شد و شاید هم یه کم گریه میکردید. ولی بلند می شدید، لباس ها رو می تکوندید و دوباره روی صندلی اش می نشستید. پس سعی کنید اون روحیه ی بچه ی ۵ ساله رو درون خودتون زنده کنید و با یکی دو بار شکست خوردن توی کاری تسلیم نشید!

7)به خودت سخت نگیر:

چرا آدمها بعد از یکی دوبار اشتباه کردن و شکست خوردن از کاری دست می کشند؟ خب، یه دلیل خیلی بزرگ اینه که دارن از درون خودشون رو میزنن! این عادت به درد نخوریه! چون فقط به ناراحتی و درد درونی ات اضافه می کنه و وقت با ارزشت رو ازت می گیره. پس این عادت رو از خودتون بگیرید و انقدر خودتون رو ملامت نکنید.

8) یک دفعه صمیمی بشو!

آشنا شدن با آدمهای جدید خیلی کیف داره، ولی میتونه باعث به وجود اومدن استرس بشه. همه ی ما دوست داریم تو برخورد اول آدمهای خیلی جالب و جذابی به نظر بیایم و از صحبت های عجیب و غریب و سکوت های طولانی فرار می کنیم.

بهترین راه برای انجام این کار اینه که تو برخورد اولتون با کسی، تصور کنید که اون صمیمی ترین دوستتونه. اینجوری اضطراب رو از ذهنتون دور می کنید و راحت تر با طرفتون ارتباط برقرار می کنید.

9) روی چیزی که میخوای تمرکز کن، نه چیزی که نمیخوای!

شما در مغزتون سیستمی به نام سیستم فعالیت مشبک دارید که بهتون اجازه میده چیزهایی که ذهنتون روشون تمرکز کرده رو ببینید. این یعنی شما هرچقدر تمرکزتون رو روی اهدافتون بیشتر کنید، بیشتر با اونها مواجه میشید.

یکی از کارهایی که برای تمرکز روی چیزهایی که میخواین میتونید انجام بدید اینه که اهداف تعیین کنید و به این فکر کنید که چه چیزی در این شرایط مهم تره. میتونید از یادآوری های بیرونی استفاده کنید. مثلا روی کاغذی که به دیوار چسبوندید بنویسید : "فعالیت کن، واکنش نشون نده!" تا هر روز به چشمت بخوره و یادت بندازه.

10)رفتار تو واقعیت رو عوض می کنه:

همه ی ما شنیدیم که باید رفتار مثبت داشته باشیم و ممکنه خیلیها بهمون بگن: "یه فکری به حال رفتارت بکن!"

این نصیحت خیلی با ارزشیه، ولی معمولا چه اتفاقی میفته؟ از یه گوش میره تو و از گوش دیگه میاد بیرون و فردا ما باز همون رفتار قبلی رو داریم.

ولی نکته ی خیلی ظریف و قابل توجهی که وجود داره اینه که رفتار ما، واقعیت های اطرافمون رو عوض می کنه. ممکنه که توی ذهن همه بدبینی به عنوان واقعیت زندگی پذیرفته شده باشه، اما اینها به خاطر اینه که سیستم فعالیت شبکه ای مغزمون عادت به پیدا کردن چیزهای بد داره.

اگه سعی کنید رفتارتون رو به طور جدی عوض کنید - و با این کار واقعیت اطرافتون رو تغییر بدید - به نتایج متحیر کننده ای می رسید.


11)شکر کردن یه راه آسون برای خوشحال کردن خودتونه:

معلومه که این یکی رو تو مدرسه بهمون یاد دادن...خیلی زیـــــاد! احتمالا می گفتن قدر چیزهایی که دارید و بدونید و شکر گذار باشید چون کار درست اینه...یا اینکه کلا کاریه که باید انجام داد!

ولی حالا اینجوری به قضیه نگاه کنید که یکی دو دقیقه وقت گذاشتن برای شکر کردن، خیلی راحت میتونه یه حال بد رو به یه حال خوب تبدیل کنه.

این کار میتونه برای خوشحال نگه داشتن روحیه تون، و تمرکز روی چیزهای خوبی که میخواین به دست بیارین کمکتون کنه.


12)خودت رو با کسی مقایسه نکن:

امان از این "من" درون که همیشه دنبال مقایسه کردنه! "آخ جون من یه دوچرخه ی جدید خریدم!" احتمالا این جمله خوشحالتون می کنه، ولی بعدش فکر میکنید که "ای وای! دوچرخه ای که علیرضا گرفته که خیلی بهتــــــره!!" و اینجوری میشه که حال خوبتون دووم زیادی نمیاره و باز حس می کنید از خودتون راضی نیستید. اگه دست از مقایسه کردن خودتون با دیگران برندارید، در واقع دارید به دنیا اجازه میدید که احساسی که نسبت به خودتون دارید رو کنترل کنه.

بهترین راه اینه که خودت رو با خودت مقایسه کنی. ببین چقدر از جایی که بودی فاصله گرفتی، چه چیزهایی به دست آوردی و چقدر رشد کردی. شاید خیلی کار هیجان انگیزی به نظر نرسه، اما در طولانی مدت کلی بهت قدرت و ثبات درونی میده!

13)80-90% اون چیزهایی که ازشون وحشت داریم، اتفاق نمیفتن!

این یکی خیلی مهمه! اینها فقط هیولاهایی هستن که ما تو ذهن خودمون ساختیم، و اگرهم اتفاق بیفتن، قطعا به اون دردناکی و وحشتناکی که فکر می کردیم نخواهند بود.

البته که حرف زدن از این کار همیشه آسونه، اما سعی کنید به خودتون یادآوری کنید که درصد خیلی کمی از ترس ها و وحشت های گذشته تون به واقعیت پیوستن...پس چرا فکر می کنید این بار با بقیه ی وقت ها فرق می کنه؟؟



14) هیچ چیزی رو خیـــــلی جدی نگیر:

خیلی راحت میشه درگیر مسائل شد. ولی اون احتمالات بدی که میدیم معمولا اتفاق نمیفتن و چیزی که الان براش نگرانیم و حرص میخورم به احتمال خیلی زیاد در سه سال بعد اصلا به یادمون نمیاد!

پس خودت، افکار، و احساساتت رو اونقدر جدی نگیر که اسباب شکنجه ی خودت بشه. راحت باش و به چیزهای خوب زندگیت فکر کن.

15)همه چیز رو بنویس:

اگه مغزتون یه سطل پر سوراخه و هر چیزی که توش میریزین یهو ناپدید میشه، پس خطر اینکه ایده های ناب و خوبی که به ذهنتون میرسه خیلی راحت از ذهنتون پاک بشن، وجود داره. خودتون رو عادت بدید به اینکه افکار و اهدافتون رو بنویسید - همه چی رو! اینطوری راحت تر میتونید روی چیزهایی که میخواید متمرکز بشید.


16)توی هر تجربه ی بدی یه فرصت وجود داره:

توی هر شکست یا تجربه ی تلخی، چیزهایی وجود داره که میتونی ازشون درس بگیری و برای رشد خودت استفاده کنی. شاید حتی بشه گفت که تجربه های منفی، چیزهای بیشتری برای یاد دادن نسبت به تجربه های موفقیت آمیز دارن. بعضی وقتها، نکته ای که از یه تجربه ی بد یاد گرفته میشه، از توی ده ها تجربه ی موفقیت آمیز در نمیاد!

پس هر بار که یه "تجربه ی منفی" برات پیش اومد، از خودت بپرس: چه چیزی راجع به این شرایط میتونه خوب باشه؟ اون چیزی که من الان باید یاد بگیرم چیه؟

یه تجربه ی منفی میتونه باعث بشه چندین تجربه ی مثبت برات اتفاق بیفتن.


**************************************چیزی تو ذهن شما هست که دوست داشتین توی مدرسه بهتون یاد میدادن؟ لطفا بنویسین تکمیل بشه....

۳۰ پیشنهاد برای یک زندگی بهتر


۳۰ پیشنهاد برای یک زندگی شادمانه‌تر

فرستادن به ایمیل

برای داشتن حالی بهتر و حسی خوش‌تر، نیاز نیست کارهای آن‌چنانی و خرج‌های آن‌چنانی بکنیم. کافی است نکاتی ریز اما موثر را به‌خاطر داشته باشیم و به آنها «عمل کنیم». مطلب حاضر، سی تا از این نکات را در قالبی خواندنی به شما عرضه می‌کند. لطفا ادامۀ مطلب را بخوانید.

۱- هر روز ۱۰ تا ۳۰ دقیقه پیاده‌روى کنید و به هنگام راه رفتن، لبخند بزنید. این بهترین داروى ضدافسردگى است.

۲- هر روز حداقل ۱۰ دقیقه در یک مکان کاملا ساکت و بى‌‌‌سروصدا بنشینید.

۳- هرگز از خوابتان نزنید. یک دستگاه ضبط فیلم بخرید و برنامه‌هاى تلویزیونى مورد علاقه‌تان را که شب‌ها دیروقت پخش مى‌شوند، ضبط کنید و روز بعد ببینید.

۴- هر روز صبح که از خواب بلند مى‌شوید، جمله زیر را تکمیل کنید: «هدف امروز من ….… است.» و نیز بگویید: «خدایا! به من کمک کن تا امروز هم دنیا را به جای بهتری برای زیستن تبدیل کنم.»

۵- با این سه «الف» زندگى کنید: انرژى، اشتیاق، احساس یگانگى.

۶- نسبت به سال قبل کتاب‌هاى بیشترى بخوانید و بازى‌هاى بیشترى بکنید.

۷- هر روز زمانى را براى دعا، سکوت، یوگا و یا نظایر آن بگذارید.

۸- با افراد بالا‌تر از ۷۰ ساله و نیز افراد کمتر از ۶ ساله وقت بگذرانید.

۹- به هنگام بیدارى، رویاپردازى کنید.

۱۰- بیشتر از میوه‌ها و سبزیجات تغذیه کنید.

۱۱- چاى سبز، مقدارى زیادى آب، کلم، بادام و فندق را در رژیم غذایى روزانه‌تان بگنجانید.

۱۲- سعى کنید هر روز بر روى لب حداقل سه نفر لبخند بیاورید.

۱۳- ریخت‌و‌پاش و آشفتگى را از خانه، ماشین و میز کارتان دور بزدایید.

۱۴- انرژى خود را صرف شایعات، موضوعات گذشته، افکار منفى یا چیزهایى که از کنترل شما خارج است نکنید. در عوض، انرژى خود را مصروف جنبه‌هاى مثبت «زمان حاضر» سازید.

۱۵- بدانید که زندگى مانند مدرسه است و شما براى یادگیرى به اینجا آمده‌اید. مسائل، جزئى از برنامه درسى است که ظاهر مى‌شوند و از بین مى‌روند، درست مثل مسائل کلاس ریاضى؛ امّا درس‌هایى که از آنها یاد مى‌گیرید براى همیشه پا برجا مى‌ماند.

۱۶- صبحانه را زیاد، ناهار را متوسط و شام را کم بخورید.

۱۷- خودتان را زیاد جدّى نگیرید. هیچ‌کس دیگر هم این کار را نمى‌کند.

۱۸- لزومى ندارد که در هر بحثى برنده شوید، اختلاف نظر‌ها را بپذیرید.

۱۹- با گذشته خود صلح کنید تا «حال»تان خراب نشود.

۲۰- زندگى خودتان را با دیگران مقایسه نکنید.

۲۱- هیچ‌کس مسئول شادى و رضایت شما نیست جز خودتان.

۲۲- هر مصیبت یا ضایعه‌اى که برایتان پیش مى‌آید به خودتان بگویید: «آیا ۵ سال دیگر، این اتفاق اهمیتى خواهد داشت؟»

۲۳- همه را به خاطر همه چیز ببخشید.

۲۴- آن‌چه دیگران درباره شما فکر مى‌کنند به شما مربوط نیست.

۲۵- هر وضعیتى، چه خوب و چه بد، تغییر خواهد کرد.

۲۶- به هنگام بیمارى، کارتان از شما مراقبت نمى‌کند؛ دوستانتان از شما مراقبت مى‌کنند. تماس خود را با آنها حفظ کنید.

۲۷- بهترین اتفاق براى شما هنوز روى نداده است.

۲۸-‌ گاه‌گاهى به افراد خانواده‌تان تلفن کنید و به‌ آنها بگویید که به فکرشان هستید.

۲۹- هر شب قبل از رفتن به رختخواب، جمله زیر را تکمیل کنید. «من امروز به خاطر ……. خوشحال و سپاسگزارم».

۳۰- با استفاده از دکمۀ سبزرنگ بالای مطلب (سمت چپ)، این مطلب را برای کسانی که دوستشان دارید، بفرستید :)


برچسب‌ها: 30رمززندگی بهتر

اعتدال ،یگانه راه رسیدن به کمال


...«برخي از همين‌هايى كه در استقبالِ امروز بودند، خانم‌هايى بودند كه در عرف معمولى به آنها مي‌گويند «خانم بدحجاب»؛ اشك هم از چشمش دارد مي‌ريزد. حالا چه كار كنيم؟ ردش كنيد؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه، دل، متعلق به اين جبهه است؛ جان، دلباخته‌ به اين اهداف و آرمان‌هاست. او يك نقصى دارد. مگر من نقص ندارم؟ نقص او ظاهر است، نقص‌هاى اين حقير باطن است؛ نمى‌بينند. گفتا شيخا هر آنچه گويى هستم / آيا تو چنان كه مي‌نمايى هستى؟».

اين‌ها بخش‌هايي از سخنان رهبر معظم انقلاب  در جمع طلاب، روحانيون و مبلغان استان خراسان شمالي است كه به نوعي دعوت  به توجه دوباره به موضوع حجاب بانوان  و بازنگري در برخوردهاي صورت گرفته در اين خصوص است. در حالي كه در كشورهاي اروپايي موج فراگير گرايش به حجاب به عنوان چالشي در حال گسترش مطرح شده و در شرايطي كه حجاب در عالم اسلام، نماد متانت و عفاف و وقار و مهم‌تر از همه «عشق به اسلام» است، با كمال تاسف شاهديم كه در جامعه ما اين نماد ديانت، بهانه سياست‌ورزي شده است و چنين وانمود مي‌شود كه گويا مخالفان و موافقان نظام سياسي كشور را مي‌توان از نگاه بر الگوي پوشش آنان تشخيص داد.

در سايه  سياست‌هاي غلط فرهنگي، حجاب زنان در حال تبديل شدن به نمادي سياسي است و گويا با بي‌توجهي به حجاب، مي‌توان مخالفت با نظام سياسي كشور را به رخ كشيد.  متاسفانه  بدحجابي به يمن برخوردهاي قهري و برخي سخنان بي‌مبنا كه حجاب زنان را به نظام سياسي كشور پيوند مي‌دهد، به نماد مخالفتي ارزان، با ابزاري در دسترس تبديل شده است و نشانه‌ها و نمادهاي مخالفت با نظام سياسي و به چالش كشيدن آن، به آساني در دسترس قرار گرفته است كه فساد اخلاقي در آن تبديل به يك نوع مبارزه سياسي شد. بدا به حال جامعه‌اي كه در آن فساد سياسي، اقتصادي و اخلاقي، عنوان اپوزيسيون سياسي به خود بگيرد.

اين همه در حالي است كه در تاريخ كهن اين سرزمين و  غالب جوامع ديگر، هر چه قدر كه پيش‌تر مي‌رويم مي‌بينيم كه حجاب در طول تاريخ، انتخاب طبيعي از سوي زنان بوده است و بدون اين‌كه از سوي حكومت‌ها اجبار و تاكيدي بر آن صورت گيرد، زنان با پوشش و رعايت عفاف در انظار عمومي ظاهر مي‌شده‌اند. به تعبير ويل دورانت در كتاب تاريخ تمدن «حجابي كه هم‌اكنون در ايران است، بيش از آن اندازه كه مستند به اسلام باشد مستند به ايران قبل از اسلام است».

تجربه «كشف حجاب» رضاخاني، صحنه عبرت‌آموزي در اين مقوله است؛ مطابق تحقيقات «ويكن» زماني كه رضا شاه حجاب را تحريم كرد موجي از مهاجرت به خارج از كشور در ميان خانواده‌هاي متشخص و ثروتمند ايراني به وجود آمد، اين مهم در كنار تمام گرفتاري‌هايي كه براي زنان بواسطه «ماندن» در خانه به وجود آمده بود نشان از اعتبار اين مقوله براي ايشان دارد.

سر اصلي رويكرد آزادانه بانوان فرهيخته به پوشش مناسب، همان نكته‌اي است كه قرآن كريم به عنوان فلسفه تشريع حجاب عنوان كرد: «يا ايها النبي قل لازواجك و بناتك و نساءالمومنين يدنين عليهنّ من جلابيبهنّ ذلك ادني ان يعرفن فلا يوذين و كان الله غفوراً رحيماً – لئن لم ينته المنافقون و الذين في قلوبهم مرضٌ و المرجفون في‌المدينه لنُغرينك بٍهم ثمّ لا يجاورونك فيها الا قليلا»

اين آيات صراحتا مبناي اصلي حجاب را «عفاف‌ورزي»، «امنيت» و مورد آزار قرار نگرفتن عنوان كرده است؛ به هر حال محدوديتي كه حجاب بر زنان در اين جهان پر شور و شر- كه امنيت به گوهر ناياب و ارزشمندي تبديل شده- تحميل كرده است هزينه اندكي است كه ايشان در قبال امنيت و عزت ناشي از آن مي‌پردازند.

نكته مهم ديگر در اين آيه، تقدم «راهكار فرهنگي» بر شيوه‌هاي ديگر است، چنان كه «تبعيد متعرضين» را در مرحله بعد ذكر مي‌كند؛ توجه اوليه اين آيات به قواي «باوراننده» و قواي «انگيزاننده» است و در فرجام و بعد از طي راهكارهاي فرهنگي، عنداللزوم پاي قواي اجبار كننده را در مقابل كساني كه اصرار بر تعرض به اخلاق عمومي و حريم ديگران دارند، پيش مي‌كشد.

روندي كه متاسفانه در جامعه ما در جهت عكس صورت مي‌گيرد. ما در اولين اقدام به «پاك كردن مسئله» و قواي اجبار كننده مي‌انديشيم و بعد در مراحل بعدي كه با ناكامي در تامين اهداف، مواجه مي‌شويم به ياد راهكارهاي فرهنگي مي‌افتيم واضح است كه حجاب در نسبت با اصول و مباني ديگري همانند تطابق با فطرت، شخصيت بخشيدن به بانوان، رعايت عقيده،  تامين سلامت جامعه و استحكام خانواده، هم است؛ كه در نظرآوردن  مجموعه آنها، زنان را به انتخاب طبيعي حجاب سوق مي‌دهد.

در كنار ابعاد عبادي حجاب  مي‌توان مزيت‌ها و كاركردهاي مثبت حجاب را در برپايي جامعه‌اي انساني‌تر، امن‌تر، عفيف‌تر و معنوي‌تر خاطرنشان كرد كه مي‌تواند مولفه‌هاي سازنده راهبردهاي فرهنگي مسئولان ذي‌ربط در بنيان جامعه اسلامي باشد.   به نظر ما تامين زمينه براي تعالي و رشد مادي و معنوي انسان‌ها، به شئونات و وظايف نظام اسلامي نزديكتر است، اين وظيفه‌اي است برآمده از ميثاق ملي و مبتني بر آموزه‌هاي ديني كه جملگي مقوم نظام سياسي كشورند؛ اما بايد تاكيد كرد كه هر اقدام ناشيانه‌اي را هم نمي‌توان در قالب اين وظيفه نظام ديني به شمار آورد و توجيه كرد.

متاسفانه بسياري از برنامه‌ها و رفتارهاي ما نوعي «رفع تكليف» است تا انجام واقعي و درست يك وظيفه ديني؛ ما در حوزه «توسعه اخلاق ديني» در جامعه غالبا به اين فكر مي‌كنيم كه چه كنيم تا نشانه‌هاي غيراخلاقي بودن جامعه را به صورت فيزيكي پاكسازي كنيم و از پيش چشم‌برداريم و كمتر به اين فكر مي‌كنيم كه چه كنيم تا مردمان در عمق وجودشان در ظاهر و باطنشان، «اخلاقي» و «عاشق» باشند.

اكنون با گذشت بيش از سه دهه از تجربه سیاست های مربوط به حجاب در كشور، جاي اين پرسش است كه به‌راستي این سیاست هاتا چه حد موفق بوده و چقدر توانسته موجبات تعالي اخلاقي و سالم سازي روابط زن و مرد را تامين كند و تا چه ميزان موجب نفاق و درهم ريختگي سره و ناسره در جامعه شده است؟ بايد انديشيد كه آيا مي‌توان براي گستردن معروفي چون «حجاب»، منكرهايي چون «نفاق» را در جامعه دامن زد؟

از ديگر ابعاد نگاه حاكم بر سياست‌هاي فرهنگي، «شتاب‌زدگي» و بي‌توجهي نسبت به اصولي بوده است كه در جامعه شناسي و روانشناسي انسانگرا درباره آن بحث مي‌شود و بعنوان مقدمات و ضرورت‌هاي عيني و ذهني در مسير كاهش ناهنجاري‌ها و رفتن به سوي تعالي، اخلاق و معنويت، اعلام شده است.

در ارتباط با بحث حاضر، از ميان جامعه شناسان، ساختارگرايان كه «شئون مختلف جامعه را برحسب پيامدهاي پيش‌بيني‌پذير ويژگي‌هاي ساختاري جامعه تبيين مي‌كنند» معتقدند بخشي از انحرافات اجتماعي در حوزه روابط مرد و زن، ناشي از ساختار معيوب اقتصادي است و چون افرادي توانايي لازم براي تامين حداقل امكانات تشكيل خانواده را ندارند از راه‌هاي خلاف هنجارهاي مرسوم اجتماعي به تامين نيازهاي جنسي خود مي‌پردازند.

همچنين مطابق نظر روانشناسان انسانگرايي كه سلسله مراتب و طبقه‌بندي نيازهاي آدمي را مطرح كرده اند، عدم تامين نيازهاي فيزيولوژيك، مانع از پيدايش نيازهايي چون خودشكوفايي، معنويت خواهي و هويت جويي مي‌شود. اين موضوعي است كه در فرهنگ ديني ما هم مورد توجه بوده است، چنان‌كه پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايد: كاد الفقر ان يكون كفراً  و امام علي (ع) مي‌فرمايد: الفقر موت الاكبر.

در باب معني شناسي، چنان‌كه استاد مطهري اشاره مي‌كند؛ حجاب امري نيست كه صرفا به موضوع پوشش مرتبط باشد، كه امري «رفتاري» است كه در نسبت با بافت فرهنگي جامعه معني و مفهوم پيدا مي‌كند، چنان‌كه حتي با وجود تعيين حد و مرز حجاب توسط فقها،  بسياري از علما از جمله مرحوم امام خميني مثلا مقداري از موي سر زنان روستايي را هر چند با احتياط از شمول وجوب ستر استثنا كرده‌اند، تا بر اين نكته تاكيد بورزند كه بافت فرهنگي يك جامعه در نحوه تحقق يك امر فقهي مي‌تواند تاثيرگذار باشد.

چنان‌كه ايشان و اكثر فقها رفت و آمد مردها در بازارهايي كه محل تردد زنهاي اهل روستا و باديه‌نشين‌هايي كه عادت ندارند حجاب خود را به‌طور كامل رعايت كنند، اگر چه انسان علم دارد به آنها نگاه خواهد كرد را بلا اشكال دانسته‌اند. توضيح اين‌كه به‌طور كلي گفته شده است نظر افتادن به زنان مسلمان بي‌حجاب اشكالي ندارد آن چيزي كه حرام است نگاه كردن است يعني تداوم آن، كه اتفاقا به لحاظ اخلاقي و عرفي هم ناپسند است

درآيه 26 از سوره اعراف دارد كه «اي فرزندان آدم به‌راستي براي شما لباسي فرستاديم تا هم خود را بپوشانيد و هم مايه تجمل و آراستگي شما باشد و البته لباس تقوي بهتر و برتر است» تاكيد بر اين دارد كه «حيا» و آن «حالت دروني نفساني» بالاتر و ارجح است و توجه ما بايد درعين توجه به ابعاد بيروني و آفاقي رفتار، بيش‌تر معطوف به ابعاد انفسي و دروني عمل باشد.

خواهرم ،سرمایه های شما بالهای پریدن به اوج است نه گرفتاری درموج


 یادداشت سردبیر: شفیعی سروستانی
بیست و اندی سال پیش از این، در یک حرکت ابتکاری، انتشارات سروش از برخی اهالی قلم خواسته بود تا با نگارش مطلبی با عنوان «نامه ای به دخترم» در انتشار مجموعه ای با همین عنوان او را یاری دهند.

اسماعیل شفیعی سروستانی، یکی از همین اهالی بود که مطلبی را قلمی کرد و در آن مجموعه چاپ و منتشر شد. باخبر بودیم که پس از آن ایشان قلم را زمین نگذاشته و یادداشتهایی را با همان رویکرد نوشته است. به سراغشان رفتیم و از ایشان خواستیم تا آن مجموعه را از لابلای پوشه ها و قفسه کتابهایش درآورده و برای انتشار دوباره از طریق مستور در اختیار ما بگذارد. درخواست قبول شد، اگرچه دوست داشتیم پس از این همه سال دوباره دستی در این یادداشتها وارد کنند اما به ما گفتند؛ اگر در این یادداشتها دست ببرم، چه بسا که هیچوقت از زیر دستم خارج نشود. هرچه هست با همه بد و خوبش برای خودتان.
این شما و این هم «سلام دخترم» از اسماعیل شفیعی سروستانی:
 
مدّت زیادی است كه به دنبال بهانه  ای برای گفت ‌و گو با تو هستم. از تو پنهان نباشد در همه  ی سال های گذشته و همه ی ایامی كه آرام آرام قد می  كشیدی تا به امروز كه جوانی و شادابی بهار را در تو جلوه ‌گر می بینم، در میان همه ی آمد و شدها و همه ی فراز و نشیب ها، بی‌آنكه بنای تعلیم مستقیم داشته باشم، چیزهای زیادی را به تو آموخته ام و روش های گوناگونی از بودن و زیستن در عرصه ی زمین و میان دیگران را پیش روی تو آورده ام. همه به این امید كه شاید پا به پای ماه ها و سال ها، بزرگی در كردار و رفتار و خوی را در تو به تماشا بنشینم.

چه روزها كه در دوران خردسالی ‌ ات در وقت نماز و نشستن بر سجّاده، تو را در كنار گرفتم، خم و راست شدنت را كه صورتی از نماز داشت، به تماشا نشستم. از تو پنهان نماند در همه ی آن احوال، این حركات تو را عین نماز می دانستم؛ زیرا تو فرشته ی كوچكی بودی كه از آلودگی و تیرگی زمینی در او هیچ نمی دیدم.

كمك به فقیر دوره‌ گرد كوی و برزن، بهانه ای بیش نبود؛ بهانه ای كه مرا یاری می داد تا دست های كوچك و زیبای تو سكّه ای را در دستان فقیر دوره‌ گرد بگذارد و طعم شیرین دستگیری و دِهِش را در جان تو بنشاند، مثل همان اوقات كه دست های تو را در دست می گرفتم و یاری ‌ ات می دادم تا آرام از صحن و سرا و آستان امام ‌زاده بالا و پایین بروی، بر ضریح آرام ‌بخش آن بوسه بزنی و از روزنه ی كوچك گشوده شده بر  اتاق روشن و سبز، اسكناسی را درون ضریح رها سازی و از خود دور شدن و رها كردن مال را به تجربه بنشینی.

این همه بیش از آنكه گفتنی باشند، دیدنی ‌اند. مثل همان وقتی كه نوازش و بوسیدن كودكی را از تو می خواستم كه دست های كوچك تو، او را بر زمین پرتاب كرده بود، مثل تعارف كردن خوراكی به دیگران و صدها نمونه ی دیگر كه هر یك وجهی از بودن و زیستن به رسم انسانی آزاده را چون دانه ای در بستر جان تو می نشاند، به امید آنكه روزی به تمامی، به برگ و بار بنشیند.

شاید آن روزها «یا علی گفتن» در هنگام برخاستن از زمین یا «شكرِ الهی» گفتن در پایان خوردن نان و خورش را نمی دانستی، لیكن این همه، چون ذكری ظریف، جان تو را پرورش می داد. چه خوب شاهد آن بودم كه برگ های سبز و شاداب رحمانی از ساقه های جسم و جان تو بیرون می زد و فرا رسیدن بهار زندگی ‌ ات را نوید می داد.

هیچ گاه زیبایی نگاه شیرین و دستان زیبایت را كه برای گرفتن جعبه ی شیرینی به طرف من دراز می شد، از خاطر نمی برم. شاید برای دیدار دوباره و چند باره ی آن نگاه و دست بود كه فرا رسیدن ایام جشن و روزهای ولادت مردان مرد از خانواده ی سخا و شجاعت را پاس می داشتم. صلواتی كه همه ی ما دسته جمعی در وقت خوردن شیرینی می فرستادیم، حلاوت شیرینی را دو چندان می كرد. این همه تو را و مرا وامی داشت كه یاد عزیزان را پاس بداریم تا رسم سپاس ‌گزاری و عرض ادب ما را از فرش زمین برهاند و تا آسمان نور و روشنایی آسمانیان بر كشد.

شاید همین رسم و مراسم بود كه تو را در همه ی شب های قدر در كنار من می نشاند و بی‌آنكه متوجّه باشی، دست های كوچك تو را در روز و شب عاشورا پا به پای سینه ‌زنان، بر سینه های صاف و آسمانی ‌ ات فرود می آورد و میان اسم زیبایت و آنچه در آن شب ها و روزها تو را تا به دیر هنگام برپا می داشت، با تو نسبتی نزدیك برقرار می كرد و تو را مدد می داد تا خودت را، پیشینه ‌ ات را و معنی بودنت را دریابی و به پاسداری‌ اش بنشینی.

راستی، اسباب بازی های ریز و درشتی را كه همیشه اطراف تو پراكنده بودند و گاه مرا و مادرت را از این همه ریخت ‌و پاش به ستوه می آوردند، به یاد می آوری؟
هر كدام از این اسباب‌ بازی ها بخشی از ساعت های دراز بازی ‌گوشی تو را پر می كردند. ایامی كه نشستن برای تو بی ‌معنی بود و حركت و دویدن، مترادف با زنده بودن و نفس كشیدن؛ امّا جز این، چیزهای دیگری هم برای تو داشتند.

بازیچه ها، اسم ها و موجوداتی كه با آنها آشنا می شدی، دنیای خیال و جریان سیال و جاری ذهنت را پرورش می داد و تو، خود را می یافتی، امّا جز اینها، تماشای بازی کودکانه ی تو مرا مدد می داد تا دریابم از میان این همه، ذهن و جان تو متمایل به چه می شود؟ شاید در پی آن بودم تا پیش از دست رفتن فرصت ها، علاقه ی تو را بیابم، راهنمایی ‌ ات كنم و در مسیر دلخواهت مدد رسان تو باشم؛ زیرا حیفم می آمد در میان تجربه ای مملوّ از سعی و خطا، زیباترین سال های كودكی و نوجوانی‌ ات از بین برود و مثل بسیاری از ما بزرگترها كه در میانه ی راه به ناگاه در می یابند؛ آنكه باید باشند، نیستند؛ البتّه چه دیر!

كاش بدانی بیش از نُه ماه طول كشید تا اسمی را برایت پیدا كنم، اسمی كه مثل خودت زیبا و گوش ‌نواز باشد؛ امّا پیش از آنكه سر در پی زیبایی لفظ و كلمه داشته باشم، در دل این امید را پاس می داشتم كه روزی مسمّای این اسم، در تو ظهور كند، پاكی مریم، معصومیت فاطمه، رحمت محمّد، شجاعت علی و تجلّیگاه همه ی آنچه نور و روشنایی و سبك‌ بالی را به نمایش می گذاشت و سیر از زمین تا دل آسمان و بودن با آسمانیان را یادآور می شد.

آن روزها برای من بوی هیچ عطری دلنوازتر از بوی فرشته ای كه پای بر زمین گذاشته بود، نبود، چنان كه هیچ برگ گلی در لطافت و نازكی به پوست صورت و دست تو نمی رسید.

شاید به یاد نیاوری غروب روزی را كه در صحرا، چوب به دست از تپّه ای بالا می رفتی و در گمان دسترسی به آسمان و چیدن ماه و ستاره، پاهای كوچكت را آزرده می ساختی. این همه، روح پاك و آسمانی‌ ات را جلوه‌ گر می ساخت؛ امّا من در دل نگران بودم؛ نگران روزی كه ریز و درشت روزگار تو را از آسمان و ماه و ستاره غافل كند.

وقتی كه با اصرار و ابرام، قلم بر صفحه ی كاغذ می كشیدی و نوشتن را به تجربه می نشستی، رنجی بزرگ بر دلم نشست. رنج معلّمی و نویسنده ای كه از همه روز و روزگار جز رنج و درد نصیبی ندارد؛ آن هم در جدال با همه ی آنچه كه بندگان خدا را از رستن و بالیدن باز می دارد یا بر رنج و دردشان می افزاید. شاید دلم نمی خواست میراث بر رنج پدرت باشی؛ اگرچه همان هنگام هم یادگاری ارزشمندتر از آگاهی و درد بیداری و هوشیاری نمی شناختم. شاید همین حس بود كه باعث شد هیچ ‌گاه میان تو و كتاب، فاصله ای نیفكنم. حتّی آن ایام كه قفسه های كتاب تو را در محاصره ی خویش می آوردند ـ شاید این حس را اهل قلم خوب بشناسند ـ نسبت ناخواسته ای میان تو، علم و كتابت شكل می گرفت كه می توانست ثمرات این مؤانست، سیر در میان پهنه هایی باشد كه تو را از سیاهی به روشنایی و دانایی می كشید و بیش از پیش از هر معلّمی كمال ات را در تو ظاهر می ساخت.

كتاب ها چون مردان علم و دانایی، در سكوت و خلوت، همة ما را متذكّر عالم فراخ نور و معرفت و اخلاق می شوند. كتاب ها در سكوت و خلوت به همان سان كودكان ما را می پرورند كه طبیعت، گل و كوه و دشت و صحرا.

دامان طبیعت رازهای نهفته در میان صفحات كتاب را پر رنگ و بو، برملا می سازند. شاید تنها دل های مأنوس به كتاب و طبیعت باشند كه شنوای راز نهفته در هستی می شوند، اگر مجال خلوت كردن را بیابند. اگر بخواهم، می توانم به اندازه ی صفحات كتاب هایی كه از بدو تولّد تا دوران نوجوانی و جوانی، پیرامون خویش و در صحن و سرای خانه دیده ای، از گذشته‌ ات، لحظات و دقایقش و همه ی آنچه در دیدار من، تو و ما گذشته است، برایت بنویسم.

امّا اینك، روی سخن من با جوانی است كه مهیا می شود تا با انبوهی از دیده ها، شنیده ها و آموخته ها، صحن خانه و مدرسه و دانشكده را به صحن دیگری بدل كند، صحنی كه به او مجالِ نمودن و نمایش خویش را می دهد، متأثّرش می سازد و با تأثیرپذیری از او دگرگون می شود. بله، صحنه ی بزرگ پیرامون به همان اندازه كه تأثیر می گذارند، مستعدّ پذیرش تأثیر از مردان و زنانی هستند كه قد می كشند و خود را می نمایانند.

وقتی از صحن و سرای خانه و درس و مدرسه پای به ساحت مناسبات اجتماعی و حرفه ای می گذاری، در واقع به میدانی وارد شده ای كه تو را، آموخته هایت را، خلق و خوی‌ ات را و تنومندی و آمادگی‌ ات را به مبارزه می طلبد. در این مبارزه، این دانایی، توانایی و ادب توست كه تو را به پیش می برد و بر دیگران برتری می بخشد و فرصت های بسیاری را فرا روی تو قرار می دهد.

هشدار كه در همه ی امور، دو امر مهم، در برتری یافتن به تو كمك می كند:

اوّلی، توكّل و توسّل توست به خدای یكتا، این امر موانع بسیاری را از پیش روی تو برمی دارد و قلب تو را برای برداشتن گام هایت محكم می كند
و دومی همّت بلند توست.
چه بسیارند مردان و زنان هوشمندی كه بی ‌همّتی آنان را از همگنان عقب نگه ‌داشته است و چه بسیارند مردان و زنانی كه همّت و سخت ‌كوشی، همه ی ناتوانی عُدّه و دارایی آنان را جبران كرده است.

امّا جز اینها، دو نیروی دیگر، راه تو را در رسیدن به مقصود، هموار می سازند. این دو: سپاس‌گزاری و ادب تو هستند. در واقع این دو، راهی برای نفوذ تو در قلب ها هستند، دو امكان بزرگ كه دیگران را برای شنیدن سخن و پاسخ‌گویی به خواست تو مهیا می كنند و تو را در تجربه ی فرصت ها مدد می رسانند.

بر خلاف تصوّر خیلی ها، دارایی های انسان، اموال او نیستند؛ بلكه دارایی و سرمایه اصلی و پنهان انسان، توكّل، همّت، سپاس‌گزاری و ادب است.
در حالی كه همگنان تو، با تكیه به دارایی های مادّی، سعی در سبقت گرفتن از تو را دارند، تو با این دارایی تمام نشدنی و مؤثّر و موجود، در مصاف با آنان از مراحل و فراز و نشیب ها می ‌گذری!

روزی در محلّ كارم، پشت میز، مشغول انجام وظیفه ی روزانه بودم. جوانی اجازه ی ورود و گفت ‌وگو خواست. ادب و افتادگی او در ابتدای ورود، مرا خلع سلاح كرد. تازه از شهری در جنوب کشور به تهران آمده بود و در پی آن بود تا با جلب حمایت مالی سازمانی كه من در آنجا مشغول به كار بودم و اخذ وام، دوره ی عالی تحصیلات خود را بگذراند. همان روز به او پیشنهاد كار نیمه وقت در دفتر كار خصوصی ام را دادم. امروز او به عنوان استادی موفّق در دانشگاه تدریس می كند. هر از چندی به سراغ من می آید و از پیشرفت كار و حرفه ‌اش مرا با خبر می سازد. رمز همه ی توفیق او را در ادب او، در برخورد با دیگران و سپاس‌گزاری ‌اش از پدر و مادرش یافتم، كه بر خلاف كمی بنیه، او را یاری داده بودند.

با این همه، همّت او در گذر از مراحل سخت و طاقت‌فرسا به او پشتكاری داده بود كه رفع هر مانعی را ممكن، حتمی و ناگزیر می شناخت.

نهضت امام حسین(ع) بیش از آن که سیاسی باشد، اخلاقی است

نهضت امام حسین(ع) بیش از آن که سیاسی باشد، اخلاقی است

فرهنگ > دین و اندیشه - حوزه نیوز نوشت:

محمد جواد صاحبی، شامگاه شنبه 18 آبان‌ماه در نخستین نشست از سلسله نشست‌های علمی عاشورایی، با عنوان «جلوه‌های اخلاقی در نهضت حسینی» که در دبیرخانه دین‌پژوهان کشور در قم برگزار شد، به تشریح «جلوه‌های اخلاقی در نهضت حسینی» پرداخت و با اشاره به این که نهضت اباعبدالله‌(ع) از جنبه‌های مختلف قابل بررسی و ستایش است، از «جلوه‌های اخلاقی» این نهضت به عنوان وجهی که تحت شعاع جنبه‌های سیاسی نهضت قرار گرفته و در جامعه امروز مغفول مانده است یاد کرد.

رییس انجمن ادیان و مذاهب حوزه علمیه قم یادآور شد: امروز بیش از هر زمانی نیازمند معارف عاشورایی هستیم و باید جنبه‌های اخلاقی نهضت عاشورا را احیا کنیم.

وی به مشکلات سیاسی و اخلاقی جامعه مسلمانان در دوران‌های مختلف اسلامی و تلاش آنان برای استفاده از معارف عاشورا در حل این مشکلات اشاره کرد و افزود: بسیاری از دانشمندان علوم اسلامی از جمله امام محمد غزالی از «فراموشی علوم و معارف اسلامی» به عنوان مشکل بزرگ سرزمین‌ها و تمدن‌های اسلامی یاد کرده‌اند و مغفول ماندن جلوه‌ها و جنبه‌های اخلاقی در دین را موجب افول تمدن اسلامی و کمرنگ شدن نقش دین در سازندگی انسان می‌دانند.

صاحبی با اشاره به این‌ که آن چه در بین مسلمانان و تمدن‌های اسلامی فراموش شده است، مسایل اخلاقی است به تشریح روایت پیامبر اکرم(ص) «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ» پرداخت و گفت: پیامبر‌(ص) در این روایت، با لفظ «انما» اهمیت اخلاق را به ما نشان می‌دهد.

این محقق و پژوهشگر حوزوی به فرازهایی از خطبه امام حسین‌(ع) در عاشورا اشاره کرد و افزود: نهضت حضرت اباعبدالله‌(ع) بیش از آن که سیاسی باشد، اخلاقی است و برای اصلاح نظامات اجتماعی و هموار کردن مسیرهای اخلاقی اجتماع و جامعه صورت پذیرفته است؛ چرا که اصلاح فرد و خانواده، بدون اصلاح حکومت و نظام‌های اجتماعی امکان‌پذیر نخواهد بود.

وی به تعریف و بررسی استبداد از دو جنبه سیاسی و تربیتی پرداخت و ابراز داشت: جنبه تربیتی استبداد خطرناک‌تر از جنبه سیاسی آن است؛ چرا که تمامی طبقات جامعه را در بر می‌گیرد و موجب می‌شود افراد نسبت به طبقه فرادست خود خاضع و نسبت به طبقه فرودست متجاوز شوند، در این شرایط کسی که به قدرت می‌رسد حتی اگر شعار عدالت سر دهد،‌ زمانی که بر امور مسلط شود اخلاق را زیر پا می‌گذارد.

صاحبی، اعتقاد به مشورت و گفتگو و دوری از خشونت را از جمله ویژگی‌های نهضت امام حسین‌(ع) بر شمرد و بیان داشت: حکومت‌ها و نهضت‌های مبتنی بر استبداد همواره به خشونت روی می‌آورند، چون استبداد بدون تحمیل خشونت امکان‌پذیر نیست. آنان همچنین از مشورت دوری می‌گزینند؛ چرا که شخص مستبد خود را بی‌نیاز از مشورت می‌داند و به همین خاطر به هلاکت می‌افتد.

رییس انجمن ادیان و مذاهب حوزه یادآور شد: امام حسین‌(ع) از آغاز نهضت به مشورت و گفتگو اعتقاد داشت و به همین منظور با افراد زیادی حتی با ام سلمه، همسر گرامی پیامبر‌(ص) و محمد حنفیه به گفتگو و مشورت پرداخت و علی‌رغم مخالفت محمد حنفیه وظیفه رسالت خود را به ایشان بازگو کرد و حتی وی را به عنوان نماینده خود قرار داد.

این محقق و پژوهشگر حوزوی در ادامه از بدبینی و سوظن به عنوان یک بیماری و صفت رذیله اخلاقی در جامعه امروز یاد کرد و با انتقاد از برخی تاریخ‌نگاران، افزود: متاسفانه بیماری‌های اخلاقی در تمام فضاهای جامعه حتی در سیاست، اقتصاد و تاریخ‌نگاری نیز تاثیر گذاشته است و برخی تاریخ‌نگاران سو ظن‌های موجود در فضای جامعه را به مباحث و تحقیقات تاریخی نیز تسری می‌دهند. ما باید با تاثیر‌پذیری فرهنگ عاشورا به اصلاح بیماری‌های اخلاقی خودمان بپردازیم.

رییس شورای علمی دبیرخانه دین پژوهان کشور سپس به برخی از جنبه‌های اخلاقی نهضت عاشورا و صفات اخلاقی امام حسین‌(ع) اشاره کرد و افزود: تمامی صفات اخلاقی با حضرت اباعبدالله‌(ع) عجین شده؛ به گونه‌ای که بسیاری از افراد تاثیرگذار و حاضر در نهضت عاشورا از جمله زهیربن قین و ضحاک بن عبدالله مشرقی که در بیشتر مقاتل موجود از وی به عنوان مهم‌ترین راوی یاد شده است، به جهت این که مجذوب اخلاق حسنه آن حضرت شدند در کربلا حاضر شدند و حضرت را همراهی کردند هر چند ضحاک مشرقی، سعادت شهادت در رکاب امام حسین(ع) را نداشت.

وی ادامه داد: متصف بودن به صفات اخلاقی را در یاران و شاگردان حضرت از جمله حضرت مسلم‌(ع) که در مکتب امام پرورش یافته است، می‌بینیم، به طوری که در حادثه عاشورا با وجود این‌که امکان ترور و قتل عبیدالله بن زیاد برایش فراهم بود،‌ اما با استناد به این حدیث پیامبر‌(ص) که «الایمان قید الفتک- ایمان مانع از ترور است» از قتل عبیدالله به روش غیراخلاقی ترور چشم‌پوشی کرد؛ در حالی که جامعه اسلامی ما امروز گرفتار تروریست‌هایی است که به نام اسلام نه تنها مسلمانان ، بلکه کفار را هم ناجوانمردانه به قتل می‌رسانند.

صاحبی در پایان جنبه‌های اخلاقی و عاطفی نهضت عاشورا و رعایت نکات عاطفی و محبت‌های فراوان امام حسین‌(ع) به خاندان خود به ویژه جوانان و کودکان حاضر در کربلا را حتی در گرماگرم صحنه‌های نبرد بی‌نظیر خواند و گفت: این‌ها جنبه‌های اخلاقی است که ما تنها در حسین‌بن علی‌(ع) و مکتب عاشورایی او می‌بینیم که امیدواریم مورد غفلت و تحت تاثیر جنبه‌های سیاسی نهضت آن حضرت قرار نگیرد.

نوشابه بخرید، اما نخورید!!!



نوشابه بخرید، اما نخورید

وبلاگ > مؤذن جامی، محمدهادی - ایران رتبه اول مصرف نوشابه در دنیا! سرانه استفاده از نوشابه گازدار در دنیا ۱۰ لیتر است . این در حالی است که ایران به صورت سالانه ۴۲ لیتر نوشابه گازدار استفاده می کند. این برنامه غذایی غلط سبب پوسیدگی دندان، چاقی، سوء تغذیه ، اثرات مخرب بر کلیه ، اختلال در خواب و ... خواهد شد. نوشیدنی های گازدار به اندازه سیگار خطرناک هستند.برای اطلاع از آثار زیانبار نوشابه ها توجهتان را به رایانامه زیر که مدتها قبل برایم ارسال شده و چند پیوست گرچه تکراری جلب می کنم:

به گزارش خبر آنلاین ایران در مصرف نوشابه در دنیا صاحب رتبه اول است.با این نوشابه مضر محبوب بیشتر آشنا شویم:

نوشابه بخرید، اما نخورید


نوشابه کولا یا همون نوشابه سیاه خودمون یکی از پرمصرف‌ترین و البته مضرترین نوشیدنی‌های دنیاست. سال‌هاست سازمان‌های بهداشتی و درمانی درباره مضرات مصرف نوشابه حرف می‌زنن، اما اقلا گوش ما ایرانی‌ها بدهکار نیست و می‌خواهیم همچنان بزرگ‌ترین مصرف کننده نوشابه باشیم.


نوشابه کولا خارج از بدن می‌تونه مفید باشه. مثلا می‌تونه دوست خوبی برای ماشین‌تون باشه. یه تیکه فویل آلومینیومی رو مچاله کنید و تو نوشابه سیاه فرو کنید، بعد فویل رو روی زنگ‌زدگی سپر ماشین بمالید تا از بین بره. یا برای یخ‌زدایی شیشه جلوی ماشین ازش استفاده کنید. لک بدمنظره روغن ماشین روی موزائیک رو هم می‌تونید با یه قوطی کولا پاک کنید.

حالا که با نوشابه سراغ ماشین رفتید، بقیه بطری رو دور نریزید. برای اینکه چمن‌های سرسبزتری داشته باشید ماهی یه بار روی چمن نوشابه بپاشید.

برای پاک کردن درز بین کاشی‌ها از نوشابه سیاه استفاده کنید.

اگه از آخرین هنرنمایی آشپزی‌تون یه تابه سوخته به یادگار مونده، توش نوشابه بریزید و بذارید بجوشه و تکه‌های سوخته رو از تابه جدا کنه. از همین روش برای از بین بردن رسوب کتری و سماور هم می‌شه استفاده کرد.

دو لیتر نوشابه برای پاک کردن رسوب و زنگار یه استخر کافیه. بذارید نوشابه و آب یه روز تو استخر بمونه و از نتیجه لذت ببرید.

کولا لکه ماژیک رو به راحتی از روی فرش و دیوار پاک می‌کنه. بعد از لکه‌بری با نوشابه، با آب و صابون محل لک رو بشورید و خلاص!

یکی از مصیبت‌های دنیا چسبیدن آدامس به لباس و بدتر از اون چسبین‌ش به موی سره. اما نوشابه سیاه می‌تونه به راحتی اونو از هر سطحی جدا کنه.

یه کار دیگه که می‌تونید با نوشابه بکنید حالت دادن به موهای فر و مجعدتونه. اول موهاتون رو با نوشابه خیس کنید و بعد از چند دقیقه بشوریدش. اگه نمی‌خواهید رنگ موهاتون تیره‌تر بشه از نوشابه رژیمی استفاده کنید.

خب! حالا خودتون قضاوت کنید. چیزی که می‌تونه از روغن موتور تا رسوب آهک رو از بین ببره، با دندون و معده‌ و دستگاه گوارش‌تون چیکار می‌کنه؟

****************************************



به این 7 دلیل نوشابه نخورید!(اینجا)


1- نوشابه عامل افزایش فشار خون است

فشار خون بالا یک عامل خطرزا برای بیماری قلب و عروق است. خطر حمله قلبی یا سکته مغزی برای کسی که میزان فشار خون او 5/13 بر 5/8 است دو برابر کسی است که فشار خون او 5/11 بر 5/7 است.

بررسی‌ های محققان انگلیسی و آمریکایی نشان می ‌دهد به ازای هر قوطی نوشابه شکردار که در روز مصرف شده باشد، فشار خون به ‌طور منظم بالاتر می ‌رود.

داده ‌های مربوط به بیش از 2هزار و 500 نفر نشان می ‌دهد که نوشیدن بیش از 355 میلی لیتر آب میوه ی شکردار یا نوشابه ی گازدار در روز می ‌تواند توازن فشارخون را به هم بزند.

دانشمندان معتقدند که شکر زیاد در خون باعث به هم خوردن حالت عادی رگ‌ ها و میزان نمک در بدن می‌ شود. نوشیدنی ‌های رژیمی که با شیرین کننده‌ های مصنوعی شیرین شده باشند، چنین خطری را ندارند. مالکان صنعت نوشابه ‌سازی می‌ گویند که محصولات آن ها در صورتی که به اندازه مصرف شوند، خطری ندارند. انجمن قلب آمریکا می‌ گوید که نباید هفته ‌ای بیش از 3 قوطی 355 میلی لیتری نوشابه مصرف کرد.

در این مطالعه در 4 مورد از داوطلبان 40 تا 59 ساله از انگلیس و آمریکا خواسته شد تا آن چه را در 24 ساعت قبل نوشیده بودند، ثبت کنند. همچنین نمونه ادرار آن ها گرفته و فشارخون شان اندازه‌ گیری شد. به ازای مصرف هر یک قوطی اضافه نوشابه شکردار در روز، فشار بیشینه داوطلبان 6/1 میلی متر جیوه و فشار کمینه آن ها 8 دهم میلی‌ متر جیوه بیشتر بود.

در مجموع به‌ نظر می ‌رسید کسانی که مقدار زیادی نوشیدنی ‌های شیرین شده با شکر مصرف می‌ کردند، رژیم‌ های غذایی بدتری داشتند و احتمال اضافه وزن آن ها بیشتر بود. اما صرف ‌نظر از این مسئله، ارتباط آن با فشار خون حتی پس از احتساب عواملی مثل وزن و قد، قابل توجه بود.


2- نوشابه هضم غذا را با مشکل مواجه می ‌کند

دکتر فریده شیشه‌ بر در این باره می گوید: تقریبا همه مواد و ترکیبات موجود در نوشابه مضر هستند و هیچ ماده مفیدی در آن وجود ندارد. نوشابه‌ های بی ‌رنگ هم اگر چه فاقد رنگ‌ های شیمیایی هستند، مضرات زیادی دارند و مصرف آن ها توصیه نمی ‌شود. وی با بیان این که مصرف نوشابه با هدف هضم غذا و یا به عنوان نوشیدنی همراه غذا به هیچ وجه توصیه نمی ‌شود، افزود: دستگاه گوارش بدن برای هضم غذا نیازی به نوشابه ندارد و نباید با هدف تسریع هضم غذا نوشابه مصرف کرد. برخی افراد هم نوشابه را به عنوان یک نوشیدنی و برای خنک شدن بدن مصرف می‌ کنند که به این افراد نیز توصیه می ‌شود نوشیدنی‌ های سالم را جایگزین کنند.

افرادی که با مشکل ترشح زیاد و یا کم اسید معده مواجه هستند باید با مراجعه به پزشک و درمان دارویی این مشکل را حل کنند و مصرف نوشابه نه تنها تاثیری در این زمینه ندارد، بلکه می ‌تواند عوارضی هم به همراه داشته باشد.

این متخصص تغذیه با اشاره به این که غذاهای چرب دیرهضم هستند، خاطرنشان کرد: پس از مصرف غذاهای چرب اگر نوشابه و یا هر مایع دیگری مصرف شود، موجب رقیق شدن اسیدهای گوارشی می‌ شود و درنتیجه هضم غذا با مشکل مواجه خواهد شد.

مصرف آب، شربت‌ های طبیعی، دوغ و ماءالشعیر به همراه غذا نسبت به نوشابه مضرات کمتری دارد ولی مصرف این مایعات به همراه غذا نیز توصیه نمی ‌شود.

مواد غذایی پس از مصرف در درون معده از نظر دمایی تعدیل می ‌شوند و به دمای مناسب برای هضم می ‌رسند، این در حالی است که مصرف نوشیدنی ‌های سرد به همراه غذا، تعدیل حرارت مواد غذایی را مختل می ‌کند که در نتیجه آن هضم غذا با مشکل مواجه می ‌شود.


3- نوشابه خطر سکته را افزایش می ‌دهد

مصرف مداوم و منظم نوشابه، خطر ابتلا به سکته را تا 61 درصد افزایش می ‌دهد. پژوهشگران دانشگاه میامی میلر با تحقیق بر روی بیش از دو هزار و 500 نفر، در صدد یافتن پاسخی برای پرسش مربوط به تاثیر نوشابه بر سلامت انسان پس از 9 سال بودند. در نهایت آنان به این نتیجه رسیدند افرادی که به طور منظم نوشابه مصرف می‌ کنند تا 61 درصد بیشتر از دیگران و کسانی که مصرف به مراتب کمتری دارند، در خطر ابتلا به سکته قرار می ‌گیرند.


4- نوشابه ‌های گازدار موجب پوکی استخوان می شوند

دکتر زهرا عبداللهی معاون دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت می گوید: نوشابه ‌ها علاوه بر قند زیاد، دارای املاح فسفات هستند که در جذب کلسیم غذا ایجاد اختلال می ‌کند و نهایتا مصرف مداوم نوشابه ‌های گازدار کمبود کلسیم و به دنبال آن پوکی استخوان را به دنبال دارد. پوکی استخوان موجب شکستگی ‌های خود به خود استخوان می‌ شود.

دکتر سید مرتضی صفوی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران نیز در این باره می گوید: اسید فسفریک علاوه بر ایجاد اختلال در گوارش غذا، باعث اسیدی شدن خون می شود که برای جلوگیری از پایین آمدن بیش از حد PH خون(اسیدی شدن) و خنثی سازی آن، بدن از کلسیم ذخیره شده در استخوان ها استفاده می کند.

در واقع اسید فسفریک موجود در نوشابه باعث کنده شدن کلسیم از استخوان ها می شود؛ از سوی دیگر برای جذب کلسیم موجود در غذاها از طریق دستگاه گوارش نیز نیاز به برقراری نوعی تعادل میان میزان کلسیم و فسفر است. وقتی این تعادل بر اثر نوشیدن نوشابه گازدار حاوی اسیدفسفریک به هم می خورد، جذب کلسیم از دستگاه گوارش نیز دچار اختلال می شود. بنابراین بدن از یک سو از کلسیم ذخیره شده در استخوان استفاده می کند و از سوی دیگر به راحتی نمی تواند کلسیم جذب کند، در نتیجه دچار نوعی فقر کلسیم و کاهش تراکم استخوانی و در نهایت پوکی بافت استخوانی خواهد شد. طبق نتایج جدیدترین تحقیقات علمی، افرادی که به میزان زیاد نوشابه مصرف می کنند، احتمال شکستگی استخوان در آن ها 3 تا 4 برابر کسانی است که نوشابه مصرف نمی کنند. به عنوان مثال خانمی که هر روز یک لیوان نوشابه مصرف می کند، 3 برابر بیشتر در معرض ابتلا به پوکی استخوان قرار دارد و اگر این زن ورزشکار باشد، میزان این خطر5 برابر افزایش می یابد. به گفته ی دکتر صفوی در حال حاضر سن ابتلا به پوکی استخوان در ایران کاهش یافته و به 35 سال رسیده است.


5- نوشابه ‌های گازدار عامل اصلی پوسیدگی دندان ها هستند

دکتر سعید نعمتی، دبیر علمی کنگره دندانپزشکی ترمیمی و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد می گوید: یکی از مهم ترین مسائلی که امروزه با آن مواجه هستیم، استفاده ی بی ‌رویه ی نوجوانان و جوانان از نوشابه‌ های گازدار و تنقلات حاوی مواد قندی است که در این سنین با توجه به افزایش فعالیت ‌های بدنی تمایل به مصرف این مواد نیز افزایش یافته و باعث ایجاد صدمات جبران ناپذیری بر بدن و دندان‌ ها می‌ شود.

نوشابه‌های گازدار به دلیل وجود ترکیبات CO2 و تبدیل آن به اسید کربنیک باعث عدم جذب کلسیم مواد غذایی و در نتیجه ایجاد مشکلات اسکلتی و پوکی استخوان می‌ شود و از طرفی حل شدن تدریجی مینای دندان و در نتیجه رنگ گرفتگی سطحی، ایجاد حساسیت، پوسیدگی ‌های ریز روی مینای دندان را به دنبال دارد.

بهترین جایگزینی برای تنقلات و نوشابه های گازدار، انواع مغزها و انواع دوغ می‌ باشد که در گذشته جایگاه خوبی در سبد غذایی ما ایرانیان داشته است و نه تنها فاقد اثرات پوسیدگی دندان ها است بلکه باعث تامین کلسیم مورد نیاز بدن نیز می ‌شود.


6- نوشابه موجب افزایش احتمال ابتلا به سرطان لوزالمعده می شود

محققان می ‌گویند مصرف نوشابه‌ های قندی بیش از دو بار در هفته می ‌تواند احتمال افزایش به سرطان لوزالمعده را افزایش می ‌دهد. به گزارش روییترز، مطالعه‌ ای بر روی 60 هزار نفر در سنگاپور نشان می دهد که افرادی که بیشتر به جای نوشابه‌ های قندی آب میوه می‌ نوشند کمتر در معرض این سرطان قرار می ‌گیرند.

مارک پریرا از دانشگاه مینسوتا که این مطالعه را رهبری می ‌کرده ‌است می ‌گوید شاید شکر عامل اصلی این امر باشد ولی افرادی که به طور مداوم نوشابه‌ های قندی می‌ نوشند به بیماری ‌های دیگری نیز مبتلا می ‌شوند.

پس از مصرف غذاهای چرب اگر نوشابه و یا هر مایع دیگری مصرف شود، موجب رقیق شدن اسیدهای گوارشی می‌ شود و درنتیجه هضم غذا با مشکل مواجه خواهد شد

وی می‌ گوید: "میزان بالای شکر این نوشیدنی‌ ها میزان انسولین را افزایش می‌ دهد و همین امر می ‌تواند سلول ‌های سرطان لوزالمعده را افزایش دهد."

این تیم تحقیقاتی بر روی 60524 مرد و زن سنگاپوری - چینی برای 14 سال مطالعه انجام دادند. در این بین 140 نفر مبتلا به سرطان لوزالمعده شده ‌اند و آن‌ ها که در هفته بیشتر از دو نوشابه ی قندی می ‌نوشند 87 درصد بیشتر در معرض ابتلا به این سرطان بودند. محققان معتقدند این نتایج قابل تعمیم به ساکنان کشورهای دیگر نیز هست.


7- نوشابه موجب افزایش احتمال ابتلا به سنگ های کلیوی

بالا رفتن میزان اسید فسفریک در خون بر عملکرد کلیه ها تاُثیر منفی داشته، از آن جایی که کلیه ها قادر به دفع سریع آن نمی باشند باعث وارد آمدن فشار مضاعف به کلیه ها می شود. همچنین مصرف نوشابه های گاز دار سبب می گردد تا کلسیم از استخوان ها خارج شده و درون خون جریان یابد که این امر به نوبه ی خود موجب رسوب کلسیم اضافی در کلیه ها گردیده که در نهایت منجر به تشکیل سنگ ‌های کلسیمی در کلیه ها می شود.

و در آخر جالب است بدانید محققان ثابت کرده‌ اند که اگر یک تکه ناخن، 72 ساعت در نوشابه ی حاوی اسید فسفریک باقی بماند به طور کامل حل خواهد شد.

**************************************************************

آشنایی با عوارض نوشابه های گازدار (اینجا)


نوشابه‌های گازدار، یکی از مهم‌ترین عوامل تولید سنگ کلیه
تحقیقات نشان داده است که انواع نوشابه‌های گازدار ( سودا ) بیماری‌هایی چون پوکی استخوان ، چاقی ، پوسیدگی دندان و بیماری‌های قلبی را تشدید می‌کنند. اما با تمام این‌ها یک چهارم مصرف سالیانه نوشیدنی‌ها را انواع سودا تشکیل می‌دهد. امروزه مقدار متوسط مصرف نوشابه‌های غیرالکلی و گازدار ( سودا ) بسیار بالا است. هر قوطی نوشابه گازدار معادل ‌10 قاشق شکر، ‌150 کالری و ‌55 ـ ‌30 میلی گرم کافئین دارد و سرشار از رنگ‌های مصنوعی است. این مقدار شکر، کالری و مواد افزودنی مضر در یک محصول که هیچ ارزش غذایی ندارد، نگران کننده است. به علاوه نوجوانان و کودکان، از مصرف‌ کننده‌های اصلی این نوشیدنی ها هستند.

مواد اصلی تشکیل دهنده یک نوشابه گازدار
- اسید فسفریک : این ماده موجب کاهش جذب کلسیم و در نتیجه ابتلا به پوکی استخوان و سستی دندان‌ها می شود. همچنین اسید کلریدریک موجود در معده را خنثی می کند و باعث سوءهاضمه و جذب ناقص مواد غذایی می شود.
- قند : سازندگان نوشابه های گازدار بزرگترین مصرف کننده‌ی قند تصفیه شده هستند. مصرف زیاد قند میزان انسولین خون را بالا می‌برد و منجر به افزایش فشارخون و کلسترول ، بروز بیماری های قلبی ، دیابت ، چاقی و پیری زودرس می‌شود. بیشتر انواع سودا، بیش از ‌100 درصد مقدار قند مورد نیاز روزانه را تامین می‌کنند.
- آسپارتام (ASPARTAME) : این ماده شیمیایی در سوداهای رژیمی به عنوان جانشین قند به کار می‌رود و بیش از ‌90 عارضه جانبی دارد که از جمله می‌توان به تومور مغزی ، معلولیت جنین ، دیابت ، عدم تعادل حسی و بروز حمله‌های صرع اشاره کرد. به‌علاوه، زمانی که آسپارتام مدت زیادی در فضای گرم نگهداری شود به متانول تبدیل می‌شود. متانول الکلی است که می‌تواند به آلدئین یا اسید فرمیک که از عوامل سرطان زا هستند ، تبدیل شود.
- کافئین : کافئین موجب بروز اضطراب ، فشار خون بالا ، ضربان نامنظم قلبی یا تپش قلب و بالا رفتن مقدار کلسترول خون می‌شود. همچنین ویتامین‌ها و مواد معدنی را می سوزاند و موجب بروز سرطان و مشکلاتی در بارداری می شود.
در نهایت باید گفت که مصرف نوشابه ‌های گازدار یا ساده ، علاوه بر داشتن مضرات فراوان، به دلیل دارا بودن کالری بالا ، اشتهای افراد را برای مصرف مواد غذایی مفید مانند سبزیجات، پروتئین ها، لبنیات و سایر موادمغذی کاهش می دهند.
انواع نوشابه‌های گازدار ( سودا ) وضعیت بیماری‌هایی چون پوکی استخوان ، چاقی ، پوسیدگی دندان و بیماری‌های قلبی را تشدید می‌کنند.
افرادی که به مصرف این نوشابه‌ها روی می‌آورند مصرف شیر و فرآورده‌های مشابه آن را کاهش می‌دهند. همین امر باعث می‌شود افرادی که این نوشابه‌ها را مصرف می ‌کنند ، کمتر از آنهایی که این نوشابه‌ها را مصرف نمی‌کنند کلسیم به بدنشان برسد. این موضوع به ویژه برای دختران جوان که نیاز به کلسیم زیاد دارند ، در آینده می‌تواند مشکل ساز باشد.
نوشابه‌ها به دلیل داشتن کالری بالا و شکر باعث چاقی و پوسیدگی دندان نیز می‌شوند. همچنین قند موجود در آنها برای بیماران مبتلا به دیابت بسیار خطرناک تر از سایر قند‌ها می‌باشد.
همچنین تحقیقات نشان می دهد که نوشابه‌های گازدار ( انواع کولا ) یکی از مهم ‌ترین موادی است که موجب تولید سنگ کلیه می‌شود.
نکته قابل توجه دیگر در انواع این نوشابه‌ها آن است که کارخانجات سازنده به هر دلیل مواد افزودنی مانند کافئین یا حتی داروهای اعتیادآور به این نوشابه‌ها اضافه می‌کنند تا افراد به مصرف آنها عادت کنند. تحقیقات یکی از مؤسسات بهداشتی آمریکا نشان می دهد، علت اصلی فروش بالای برخی از این نوشابه‌ها وجود بیش از حد این مواد در آنها می‌باشد.
ترک عادت مصرف این نوشیدنی ها ساده‌ترین راه برای رسیدن به سلامتی است. فراموش نکنید که بهترین راه حفظ سلامتی استفاده هرچه بیشتر از مواد غذایی طبیعی است.

نوشابه های گازدار سلامت شما را به خطر می اندازند!
متخصصین امور تغذیه بر این باورند که نوشابه های گازدار باعث چسبندگی خون می گردند و افزایش غلظت خون سبب کندشدن حرکت خون در رگ ها می شود. افزون بر این، این پدیده می تواند باعث لخته شدن خون و بروز مشکلات قلبی و مغزی گردد. براساس اظهارات این پژوهشگران نوشابه های خنک حس چشایی را نیز از بین می برند و در مصرف کننده اشتهای کاذب به غذای بیشتر ایجاد می شود و سبب چاق شدن او می گردد.
از سوی دیگر نوشابه ها حاوی مواد قندی می باشند که سریع جذب بدن شده و به شکل چربی انباشته در بدن ذخیره می شوند. در ضمن نوشابه های گازدار به دندان ها نیز آسیب می رسانند.
تحقیق دیگر ثابت می کند که مقدار زیادی از ویتامین ب بدن صرف مقابله با قند نوشابه می شود و در اثر کمبود ویتامین ب (B) خستگی و افسردگی به سراغ فرد می آید و تنش های عصبی گریبان این افراد را می گیرد. نوشابه گازدار هضم غذا را دشوار می کند و با نوشیدن آن در حین غذا، بزاق های دهان فرصت هضم غذا را نمی یابند.
با مصرف بی رویه نوشابه گازدار افراد به چاقی های بدشکل و شکنندگی استخوان مبتلا می شوند. از همین رو، به افراد چاق یا مستعد چاقی توصیه می شود ازخوردن نوشابه های گازدار و نوشابه هایی که دارای مواد قندی می باشند تا حد ممکن اجتناب کنند و بجای آن تا می توانند آب بنوشند.

خطرات نوشیدن نوشابه های گازدار
یک بطری نوشابه را در کاسه توالت ریخته بگذارید یک ساعت بماند سپس آن را با آب شتشو دهید . اسید سیتریک موجود در نوشابه لکه های ظرف چینی را هم از بین می برد...
برای آنهایی که نوشیدن این نوشابه ها را دوست داشته و فکر می کنند همه چیز را راجع به آنها می دانند موارد استفاده از نوشابه ها گازدار عبارتنداز : !!!
▪ تمیز کردن توالت :

یک بطری نوشابه را در کاسه توالت ریخته بگذارید یک ساعت بماند سپس آن را با آب شتشو دهید . اسید سیتریک موجود در نوشابه لکه های ظرف چینی را هم از بین می برد .
▪ پاک کردن زنگ زدگی روی قشر کرومیومی سپر اتومبیل یک آلومینیم فول مچاله کرده و به نوشابه آغشته کنید روی سپر بمالید.
▪ تمیز کردن زنگ زدگی از زوایای باطری ماشین :
یک بطری نوشابه را روی زوایای باطری بریزید تا زنگ زدگی ها و فرسودگی ها را جوشانده و بیرون ریزد .
▪ برطرف کردن زنگ زدگی پیچ و مهره :
یک پارچه را در نوشابه آغشته کرده و چند دقیقه روی پیچ و مهر بمالید .
▪ پاک کردن چربی از لباس:
یک بطری نوشابه را روی لباس ها چرب ریخته و مقداری پاک کنند ه را هم به آن اضافه کرده و آن را شتشو دهید.
نوشابه ها لکه های چربی را از بین برده و گـــرد و غــبار رااز شیشه اتومبیل پاک می کند.
▪ حال چه باید بکنیم اولین نوشیدنی شیرین ( غیر الکلی ) در دنیا بشکل یک پاک کننده چند منظوره در آمده آیا باید آنرا یک پاک کننده چند منظوره بدانیم که به عنوان یک نوشیدنی مصرف می شود ؟
به علاوه اگر کمی نوشابه را بر یک تکه گوشت خوک بریزم وکمی صبر کنیم خواهیم دید که کرم ها از درون آن به بیرون می لولند.
و اما حقایق خطرناکی در مورد این نوشیدنی ها ی متداول pH متوسط نوشیدنی های غیرالکلی ۳/۴ است .
این محیط اسیدی به قدری قوی است که می تواند دندان و استخوان را حل کند جالب است که بدانیم رشد استخوان هریک در بدن انسان از ۳۰ سالگی به بعد متوقف می شود . پس از آن حدود ۸ تا ۱۸ درصد استخوانها هر ساله از طریق ادرار بسته به اسیدیته ای که جذب بدن می شود تحلیل می رود ( اسیدیته به پتاسیم – کلسیم – منیزیم – فسفر بستگی دارد نه طعم غذا ).
تمام ترکیبات کلسیم موجود در سرخرگ و سیاهرگ و بافتهای پوستی و اعضای بدن متراکم شده بر عملکرد کلیه ( در مورد سنگ کلیه ) اثر می گذارند . نوشیدنی ها گازدار هیچ ارزش غذایی ( از نظر ویتامین ها و موادمعدنی) ندارند.
آنها حاوی مقدار زیادی شکر و اسید و مواد اضافه دیگر ی نظیر نگهدارنده ها و رنگ ها هستند .
برخی افراد نوشیدن نوشابه های گازدار و خنک را پس از صرف غذا دوست دارند اما حدس بزنید خطر این کار چسیت ؟ دمای بدن ما برای عملکرد آنزیمهای گوارشی ۳۷ درجه است در حالی که دمای نوشابه های گازدار و خنک بسیار کمتر از ۳۷ درجه می باشد حتی بعضی اوقات نزدیک به صفر درجه است این کار تاثیر آنزیم ها را کم کرده و درسیستم هاضمه استرس بوجود آورده غذای کمتری هضم می شود در حقیقت غذا هضم نشده می ماند . غذا ی هضم نشده نیز سموم گاز های بد بویی را بوجود می آورد که جذب روده می شوند و سپس وارد خون شده و به تمام بدن می رسند سپس سموم در بدن می تواند باعث پیشروی بیماریهای گوناگونی شود توصیه ما این است که پس از این قبل از آنکه نوشابه گازدار بنوشید فکر کنید آیا تا بحال در حال نوشیدن یک نوشیدنی گازدار فکر کرده اید چه می نوشید ؟
شما در حیقت دی اکسید کربن می خورید چیزی که هیچ انسان عاقلی آنرا صحیح نمی داند . چند ماه قبل مسابقه ای در دانشگاه دهلی برگزار شد مبنی بر اینکه هرکس بیشتر نوشابه بنوشد برنده است . برنده این مسابقه هشت بطری نوشابه نوشید اما در دم مرد چون دی اکسید بسیار زیادی به خونش رسیده بود درحالی که اکسیژن کافی در خون او وجود نداشت . پس از آن مسولان دانشگاه فروش تمام نوشابه های گازدار را در فروشگاه دانشگاه ممنوع کردند .
اگر یک دندان شکسته را در یک بطری نوشابه گازدار بیندازید پس از ده روز خواهید دید که دندان حل می شود . دندان و استخوان تنها اعضای بدن هستند که سالها پسیار از مرگ انسان بجا می ماند حال فرض کنید که این نوشابه ها چه بر سر روده و معده نرم و ظریف می آورند آنهایی که نوشابه های گازدار دوست دارند این بار قبل از خوردن این نوشابه ها کمی فکر کنند .

صنایع مواد غذائی و تهیه نوشابه ها
گازهای صنعتی موارد استفاده مهمی در صنعت مواد غذائی و تهیه نوشابه ها دارند. برای خنک کردن - یخ زدن - بریدن - مخلوط کردن و نگه داری مواد غذائی درد مای زیر صفراز گازهای خیلی سرد مثل ازت مایع (196-) و دی اکسید کربن ( 78-) استفاده میشود.
همینطور برای بسته بندی و کنسرو سازی می توان از گازهای ازت - دی اکسید کربن و اکسیژن اکسید شده استفاده کرد.
با کمک گازها درصنعت مواد غذائی و تکنیک های جدید استفاده از گاز می توان کیفیت و دوام مواد غذائی را افزایش داد.
از طرف دیگر برای دوام - رسید گی ونگهداری میوه ها از گازهای مختلف استفاده می شود.
گروه دیگری از مواد غذائی از قبیل آرد - قهوه - پسته - خشکبار- کاکائو - شیر خشک - چیپس ها - ادویه جات و... دارای چربی اشباع نشده هستند و این باعث اکسیده شدن (فاسد شدن)این نوع مواد غذائی می شود. با استفاده از گاز ازت خالص می توان این مواد غذائی را از اکسیده شدن جلوگیری کرد.
در نوشابه ها هم معمولا گازهای ازت و دی اکسید کربن (گاهی به صورت مخلوط) استفاده می شوند. این گازها موجب طعم مطبوع ترنوشابه ها و گازدار کردن آنها هستند.

**************************************************************

مضرات نوشابه های گازدار (اینجا)

پــژوهشگران مضرات مصرف نوشابه های گازدار را چـنـیـن برمی شمارند:

۱- پـوسیدگی دندانها:

تمام نوشابه های گازدار خاصیت اســیدی داشته و سبب فرسایش مینای دندانها می گردند.همچنین میزان قند بالای این گـونه مـحــصولات پوسیدگی دندانها را تسریع می کنند.

۲- چاقی:

نوشابه های گازدار عمدتا از آب تصفیه شده، افزودنیهای مصنوعی و شکر تصفیه شده تهیه میگردند. بنابراین فاقد هرگونه ارزش تغذیه ای بوده و تنها به خاطر میزان قند بالایشان دارای کالری زیادی می باشند که سبب چاقی در فرد مصرف کننده می گردند. در نوشابه های رژیمی نیز جای شکر معمولی از آسپارتام استفاده میکنند که در ضمن آنکه یک ماده اشتها آور میباشد برای سلامتی نیز مضر بوده و مصـرف آن میگرن، سرگیجه و کاهش توان حافظه را بدنبال دارد.

۳- سوء تغذیه:

افرادی که به مصرف نوشابه های گازدار اعتیاد دارند و از طرفی که این محصولات موجب کاهش اشتها می گردند بنابراین فرد معتاد تنها به مصرف نوشابه های گازدار روی آورده و دچار سوء تغذیه می گردند.هنگامی که شما در بطری یک نوشابه گازدار را می گشایید بلافاصله حبابها و گازهای موجود در آن به بیرون جهیده وظاهر می گردند.

گاز اینگونه محصولات بسبب وجود اسید فسفریک و دی اکسید کربن در ترکیباتشان میباشد که سبب اسیدی گشتن اینگونه محصولات نیز می گردند.ph نوشابه های گازدار بین ۲.۵ تا ۳.۵ میباشد که موجب پدید آمدن محیطی اسیدی در معده می گردند.

در کل مسیر سیستم گوارش تنها معده قادر به مقاومت در برابر چنین محیط اسیدی می باشد. اما در دیگر اعضای سیستم گوارش بدن مانند دهان، گلو و مری در پی مصرف نوشابه های گازدار محیط اسیدی ناهنجاری ایجاد می گردد. چراکه مخاط دهان، گلو و مری بسیار در برابر اسید حساس و آسیب پذیر می باشند.

اسید فسفریک موجود در این نوشابه ها نیز با رقابت با اسید هیدروکلریک معده عملکرد صحیح معده را تحت تاثیر قرار می دهد. هنگامی که معده ناکارآمد می گردد غذای مصرفی گوارش نیافته باقی مانده و سبب سوء هاضمه و نفخ می گردد. افرادی که از زخم معده و سوزش سر سینه رنج می برند باید از مصرف نوشابه های گازدار جدا خودداری کنند.

۴- تاثیر بروی کلیه ها:

هنگامی که میزان اسید فسفریک خون افزایش می یابد کلیه ها قادر بدفع سریع آن نمی باشند بنابراین فشار مضاعفی بروی کلیه ها تحمیل می گردد. مصرف نوشابه های گازدار سبب می گردد تا کلسیم از استخوانها برداشته شده و درون خون جریان یابد این امر موجب رسوب کلسیم اضافی در کلیه ها گردیده که در نهایت منجر به سنگ کلیه می گردد.

۵- تاثیر بروی پوست:

خون اسیدی بروی عملکرد گلوتایتون تاثیر می گذراد. گلوتایتون یک آنزیم با خاصیت آنتی اکسیدانی می باشد. علاوه بر آن نوشابه های گازدار فاقد هرگونه مواد معدنی و ویتامین می باشند. افرادی که نوشابه مصرف می کنند معمولا مصرف آب میوه، شیر و حتی آب را کاهش

می دهند و بدن خود را از ویتامینها و مواد معدنی که برای سلامتی پوست ضروری می باشند محروم می سازند. بنابراین پوستشان بیشتر دچار چین و چروک می گردد.

۶- تاثیر بروی استخوانها:

اسید فسفریک موجود در نوشابه های گازدار ماده ای بسیار سمی می باشد. در صنعت از اسید فسفریک بعنوان سختی گیر آب استفاده می گردد. به این طریق که اسید فسفریک سبب زدودن کلسیم و منیزیوم از آب سخت میگردد. اسید فسفریک در بدن نیز دارای عملکرد مشابهی می باشد. یعنی یون کلسیم را از استخوانها بر داشته و پوکی استخوانها را سبب می گردد.

۷- تاثیر کافئین:

به نوشابه های گازدار عمدا کافئین افزوده می گردد تا ایجاد اعتیاد و وابستگی در مصرف کنندگان خود کنند. کافئین موجود در نوشابه های گازدار با سرعت بیشتری نسبت به دیگر نوشیدنیهای حاوی کافئین مانند قهوه و چای جذب بدن می گردد. کافئین سبب برهم خوردن نظم خواب گردیده، علایم پیش از قاعدگی را تشدید کرده و سبب کم آبی در بدن می گردد.

به خاطر داشته باشید که بیماریها یک شبه پدیدار نمی گردند بلکه در طی سالها بر اثر پیروی از رژیمهای غذایی نامناسب ایجاد می گردند. بنابراین مصرف نوشابه های گازدار را به حداقل ممکن رسانده و در عوض به نوشیدن آب وآب میوه های طبیعی روی آورید. هرگاه هم که هوس مصرف نوشابه های گازدار را کردید حتما از نی استفاده کنید تا از تماس مستقیم نوشابه با دندانها خودداری کرده باشید.

***********************************************************

رازهایی درباره نوشابه های گازدار! (اینجا)

 طبق بعضی از آمارها در جهان روزانه 1.6میلیارد قوطی نوشابه گازدار کوکاکولا مصرف می شود. در سال ۱۸۸۶ این نوشیدنی مضر تحت عنوان تقویت کننده مغز، درمان سردرد، دردهای عصب، هیستری و مالیخولیا ساخته شد. «آسا چندلر» سازنده فرمول نوشابه که یک داروساز آمریکایی بود از ترس این که دستور تهیه آن لو برود، هرگز آن را جایی ننوشت.

امروزه نیز، تنها ۲ نفر این فرمول را می دانند و برای امنیت بیشتر وحفظ شدن این فرمول هرگز با یک هواپیما سفر نمی کنند. به نقل از سایت «نیوزویک» به تازگی فاش شده است که به علت سرطان زا بودن نوشابه گازدار شرکت سازنده میزان استفاده از ماده سرطان زا را در تولید نوشابه کاهش داده است. این ماده شیمیایی متیل میدازول ۴ (۴-MI) است که به این نوشیدنی رنگ می دهد. مقامات بهداشت کالیفرنیا این ماده را ماده سرطان زای بالقوه اعلام کرده اند. شرکت پپسی تنها در آمریکا فرمول خود را تغییر داده است و حاضر نیست این کار را در کشورهای دیگر انجام دهد.در نتیجه پپسی که در سراسر جهان به فروش می رسد نسبت به پپسی که در آمریکا عرضه می شود، سرطان زاتر است.

نتایج بررسی های متعدد نشان می دهد، نوشیدنی های کم کالری و بدون قند نیز مضر است. افرادی که روزی حداقل یک نوشیدنی گازدار کم کالری مصرف می کنند، در معرض خطر چاقی مفرط و دیابت نوع ۲ هستند. برخی کارشناسان نیز معتقدند، نوشیدنی های بدون قند باعث می شود که مغز نتواند مواد شیرین کننده مانند اسپارتم، ساخارین و قند طبیعی را از هم تشخیص دهد. از آن جا که مغز قادر به محاسبه کردن مصرف کالری نیست، فرد در دام پرخوری می افتد.

ماده رنگی با سرطان ارتباط دارد

چنانچه گفته شد رنگ این نوشیدنی از ماده (۴-MI) به وجود می آید. شرکت های کوکا کولا، پپسی ... مصرند که به علت پایین بودن دوز این ماده شیمیایی، نوشیدنی های تولید شده آن ها به بدن ضرر نمی رساند. اما محققان ایالت کالیفرنیا ادعای این شرکت ها را رد می کنند و می گویند مصرف طولانی مدت این نوشابه ها باعث سرطان ریه در موش های آزمایشگاهی شده است. مصرف هر نوع نوشیدنی که حاوی بیش از ۲۹ میکروگرم از این ماده شیمیایی باشد، برای سلامت مضر است. پس از فاش شدن میزان تقریباً ۱۴۰ میکروگرم از این ماده در هر قوطی نوشیدنی، شرکت ها در سراسر آمریکا مجبور شدند این میزان را پایین بیاورند.

کافئین،فشارخون بالا

هر قوطی کوکا حاوی ۴۰ میلی گرم کافئین است که مساوی است با نصف کافئین در هر یک فنجان بزرگ قهوه. کافئین نوعی ماده محرک است که روی سیستم مرکزی عصب تاثیر می گذارد و باعث افزایش زیاد اما کوتاه مدت فشار خون و ضربان قلب می شود.مصرف طولانی مدت این ماده باعث فشار خون بالا و طولانی مدت می شود که برای قلب مضر است. بیشتر مصرف کنندگان قهوه یا کولا به مرور زمان بدنشان در برابر کافئین مقاومت پیدا می کند. در کشور انگلستان به زنان باردار توصیه می شود روزی کمتر از ۲۰۰ میلی گرم نوشیدنی کافئین دار مصرف کنند، اما افرادی که مبتلا به فشار خون بالا هستند باید به طور کلی از مصرف آن پرهیز کنند. کافئین، مانع از جذب آهن در بدن می شود در نتیجه، مصرف کننده این نوشیدنی در معرض کمبود آهن نیز قرار می گیرد.

قند،افزایش دیابت

پزشکان شکی ندارند، یکی از مهم ترین عوارض نوشیدنی های گازدار بروز دیابت است.میزان قند موجود در نوشابه گازدار باعث چاقی مفرط می شود. قند خطر بروز دیابت نوع ۲ را که سبب بروز بیماری قلبی و سکته می شود، افزایش می دهد. افسردگی، ضعف حافظه و اختلال یادگیری نیز از دیگر عوارض مصرف این نوشیدنی هاست.علاوه بر آن مصرف نوشابه باعث پوسیدگی دندان ها می شود. هر یک قوطی کولا حاوی ۸ قاشق مرباخوری قند است.

اسید فسفریک،ماده ای برای پاک کردن زنگ ها

اسید فسفریک، ماده شیمیایی شفاف و بی رنگ است که به کولا طعم تند می دهد و طعم شیرینی بیش از حد را کاهش می دهد. این اسید در از بین بردن زنگ زدگی موثر است و به همین علت است که با قرار دادن فلز یا سکه های کدر در نوشابه، دوباره جلا پیدا می کند. نتایج بررسی ها نشان می دهد مصرف ۲ قوطی کولا یا بیش از آن در روز خطر بروز سنگ کلیه را ۲ برابر می کند، علت اصلی این امر اسید فسفریک موجود در نوشابه است. همچنین زنانی که روزی ۳ قوطی کولا یا بیش از آن مصرف می کنند نسبت به دیگران ۴ درصد تراکم ماده معدنی استخوان کمتری دارند.

ماده خطرناک BPA،آسیب کبدی

این ماده خطرناک شیمیایی با بیماری های قلبی، سرطان و نقص جنین ارتباط دارد و در شیشه شیر کودکان، قاشق، چنگال و چاقوهای پلاستیکی، جداره های آلومینیومی، قوطی های نوشیدنی های گازدار از جمله کولا نیز وجود دارد. این ماده که مانند استروژن، هورمون جنسی زنان عمل می کند، تعادل طبیعی بدن را مختل می کند و برای سلامت جنین بسیار مضر است. BPA باعث بروز سرطان سینه، آسیب های کبدی و چاقی مفرط، دیابت و ناراحتی باروری می شود.استفاده از BPA در تولید شیشه شیر کودکان در سراسر اتحادیه اروپا و کانادا ممنوع شده است.

اسید سیتریک،پوسیدگی دندان

اسید سیتریک که در میوه هایی مانند لیمو، پرتقال و گریپ فروت موجود است، در نوشیدنی کولا نیز موجود است. این اسید همانند اسید باتری باعث پوسیدگی دندان می شود. مصرف طولانی مدت نوشیدنی های گازدار مانند کولا، مینای دندان را از بین می برد و در نتیجه فرد دچار درد دندان می شود.در ۳ دقیقه اول مصرف، کولا ۱۰ برابر آب میوه ها قدرت فرسایندگی دارد. مصرف روزانه نوشیدنی گازدار خطر پوسیدگی دندان را افزایش می دهد. مصرف ۴ قوطی در روز این خطر را ۲۵۲ درصد افزایش می دهد.

پیش نیازهای ازدواج


پیش نیازهای ازدواج در گفت وگوی شفقنا زندگی با زهرا حسین زاده: برای آمادگی یک ازدواج 6 بلوغ روانی نیاز است/ رضایت شغلی از فاکتورهای مهم رضایتمندی زناشویی

شفقنا زندگی- یک روانشناس آسیب هایی که در روابط زناشویی اتفاق می افتد را نشات گرفته از نوع و روش انتخاب همسر دانست و بیان کرد: تبعات این تصمیم در نسل های بعدی هم تاثیرگذار است و به همین دلیل باید برای انتخاب همسر دقت بیشتری نمود.البته تکنیک و روش های بسیاری داریم که با بکارگیری آن در روابط زناشویی تا حد زیادی می توان تبعات منفی انتخاب غلط را محدود کرد ولی این نکته را واقف هستیم که باید علاج واقعه قبل از وقوع کرد. بنابرین این سوال مطرح می شود که یک جوان در چه شرایطی می تواند به این نتیجه برسد که الان زمان مناسب برای ازدواج کردن است؟  باید گفت که پیش نیاز لازم برای ازدواج کردن به طور نسبی شش نوع بلوغ است که فرد باید به آن رسیده باشد.

دکتر زهرا حسین زاده در گفت وگو با خبرنگار شفقنا زندگی با اشاره به اینکه اولین بلوغ، عاطفی است اظهار کرد: بلوغ عاطفی تأثیر بسزایی در بهبود روابط و پیشبرد اهداف دارد و به افراد این توانایی را می دهد که اشخاص و مسايل را به همان شکلی که هستند بپذیرند(خود را درک کند) ،با خود صادق باشد و مسؤلیت اشتباهاتش بپذیرد و برای بهتر شدن اقدام کند، که در واقع کنترل عواطف میباشد به این معنی که آیا توانسته تجربیات ناموفق قبلی را از ذهنش پاک کند ؟گاهی این اتفاق نمی افتد وبسیار آسیب زا است. مثلا فرد ازدواج کرده ولی هنوز عکس  ها و اس ام اس های  نامزد قبلی خود را نگه داشته است، این یعنی فرد هنوز درگیری عاطفی دارد.

عدم بلوغ عاطفی مانع رسیدن فرد به آزادی و رهایی هیجانی می شود

حسین زاده با اشاره به اینکه گاهی عدم بلوغ عاطفی باعث می شود فرد به آزادی و رهایی هیجانی نرسد یعنی اینکه از والدین خود جدا نشده واین وابستگی نشانه عدم بلوغ عاطفی است یکی از علل اصلی دخالت های خانواده ها در زندگی زناشویی نو پا فرزنداشان به دلیل عدم تمایز یافتگی فرزند از خانواده است.

رضایت شغلی یکی از فاکتورهای مهم رضامندی زناشویی

این روانشناس بلوغ بعدی را بلوغ اجتماعی دانست و بیان کرد: یک فرد وقتی ازدواج می کند باید بداند در این دنیا چه کاره است .گریزهای بی معنی در زندگی یک شخص نشان دهنده این است که شخص تکلیف خود را در این دنیا نمی داند، ولی وقتی می خواهد ازدواج کند باید این دغدغه ها را برای خود حل کرده باشد و به یک بلوغ در زمینه اجتماعی رسیده باشد.گاهی این گریزها به دلیل عدم پذیرش مسئولیت در فرد است .تحقیقات نشان می دهد رضایت شغلی یکی از فاکتورهای مهم رضامندی زناشویی است.

او بلوغ مالی را یکی از مسایل مهم در دنیای امروز دانست و اظهار کرد:  فردی که تصمیم به ازدواج گرفته است باید بداند منبع درآمد از کجاست و می تواند نیازهای مالی زندگی مشترک را تامین کند. حال اگر در نظر بگیریم که فردی که به بلوغ عاطفی نرسیده و هنوز از خانواده تمایز نیافته است از نظر مالی هم وابسته به خانواده است راه را برای دخالت دیگران به زندگیش را باز می کند و این یکی از آفت های روابط زناشویی است.

بلوغ معنوی را همه طی نمی کنند

حسین زاده بلوغ معنوی را جز بلوغ هایی دانست که همه افراد آن را طی نمی کنند و افزود: زوج هایی که در صدد ازدواج هستند ،اغلب رشد معنوی و بینش کافی نسبت به فلسفه زندگی کسب نکرده اند. زمان ازدواج نیز فرصت کافی برای کسب فلسفه زندگی برای تشکیل زندگی مشترک وجود ندارد. این بلوغ بیشتر برای افراد اهل تفکر است افرادی که در باورهایشان دچار سرگشتگی می شوند. اگر فردی در دوره سرگشتگی خود ازدواج کند به احتمال زیاد زوج  مناسبی نخواهد بود چون با تغییر عقیده به طور ناگهانی همه تصمیم های او تغییر می کند و انتخاب و نوع رابطه خود را هم زیر سوال می برد.

شناخت نیاز های جنسی از مهم ترین ضرورت های آمادگی ازدواج است

این روانشناس بلوغ جنسی- جسمی را برای شروع زندگی بسیار ضروری دانست و خاطر نشان کرد: فرد آماده ازدواج باید آمادگی انجام رابطه جنسی سالم را داشته باشد که از عوامل پایدار در زندگی زناشویی است، برای رسیدن به این نقطه باید نیازهای جنسی خود را بشناسد، نیازهای جنسی طرف مقابل را هم بداند برای رفع این نیازها باید مجهز به یک سری مهارت های ارتباطی باشد  در این مرحله شناسایی نیازهای خود و طرف مقابل و درک نیازهای یکدیگر یکی از مهم ترین مهارت هایی است که فرد باید بیاموزد. البته رسیدن به این بلوغ ها به صورت مرحله ای نیست بلکه در هم تنیده است.

او در پاسخ به این سوال که دختر و پسر چگونه در زمان مجردی خود می تواند شناختی نسبت به جنس مخالف خود پیدا کنند گفت:  البته شناخت تا حدودی قبل از ازدواج نسبت به دنیای طرف مقابل پیدا می شود به طور مثال یک مرد اولین زن زندگیش مادر او و بعد خواهر اوست بنابراین شناخت کلی را پیدا می کند البته ممکن است این شناخت هادقیق نباشد. ولی می توانند بااستفاده از کتاب هایی که در بازار موجود است حضور در کارگاه ها و کلاسهای مختلف و مشاوره قبل از ازدواج به این شناخت ها دست پیدا کنند. برای رسیدن به شناخت نکته مهم این است که ازدواج خیلی سریع رخ ندهد. زمان می تواند برای شناسایی زوایای پنهان شخصیت فرد بسیار کمک کننده باشد.

حسین زاده بلوغ شخصیتی را یکی از مهم ترین بلوغ ها دانست و افزود: برقراری روابط خوب بین دو نفر مستلزم شناخت از شخصیت خویشتن وشخصیت ودیگری است.این شناخت به توانایی در برقراری ارتباط در موقعیت هایی که دو تیپ شخصیتی متفاوت مطرح است کمک میکند. مثلا فرد درون گراست و یا برون گرا و آیا دچار اختلالات شخصیتی از قبیل شکاک بودن، توجه طلب بودن، وابستگی، خود شیفتگی، حسادت های بسیار شدید، فرد غیر حساس، دید منفی به زندگی،...هست؟ و پاسخ آنها را قبل از ازدواج دریافت کرده باشد.این باعث میشود بعد از ازدواج تفاوت ها برایشان آزار دهنده نباشدو چندان دنبال تغییر ویژگی ها خو طرف مقابلشان نباشد.  کتاب عشق ویرانگر کتاب مفیدی در این زمینه می باشد.

رسیدن به بلوغ ها نسبی است

این روانشناس با تاکید بر اینکه این بلوغ ها درجه بندی ندارد و نسبی است افزود: حاصل این رشد بلوغ ها خودشناسی است. در اکثر مواقع در گذر زمان به دلیل عدم رشد بلوغ ها دچار آسیب می شویم. ما روانشناسان برای پیشگیری آموزش های قبل ازدواج عمدتا شامل آموزش مهارتهای ارتباطی،گوش دادن فعال،مهارتهای کنترل تعارض،مهارت های حل مسیله،یادگیری رفتار جرأتمندانه،کنترل عواطف،....را پیشنهاد می کنیم.

پنج راه شادتر کردن زندگی (به انضمام نقشه شادی جهان)



پنج راه شادتر کردن زندگی (به انضمام نقشه شادی جهان)

وبلاگ > مؤذن جامی، محمدهادی - خیلی ها زندگی را فدای اسباب زندگی کرده اند و شاد نیستند؛ شاخص شادی چیست؟ بین این شاخص و شاخص بخشش یا نیکوکاری چه ارتباطی هست؟ و ما در کجای این جهانیم.... بعدها به شاخص جهانی بخشش (که نشاندهنده انسجام جامعه هم هست) می پردازم, به موضوع شفافیت بین الملل و رتبه کشورمان در فسادمالی اشاره می کنم و از پارادوکس استرلین و نقد آن در خصوص ارتباط درآمد و شادی و نیز راهبردهای مبارزه با فسادمالی سخن خواهم گفت.... البته می دانم که موضوع شادی فردی و شادی اجتماعی همپوشانی دارند اما یکی نیستند.... دولت برای هردو بخصوص شادی اجتماعی باید فکری بکند اما نه با راهکارهای ساده انگارانه ای چون " ایستگاه شادی" و " سامانه نشاط" که موسمی و موردی و مقطعی است بلکه مرادم شادی و نشاط و امید پایدار و محرک توسعه و پیشرفت و عامل انسجام جامعه است...

 

*****************************************

چند گزارش سالهای اخیر در خصوص شادی:

معرفی شادترین و غمگین ترین کشورهای دنیا/ جایگاه ایران درمیان شادترینها

به گزارش خبرگزاری مهر، براساس جدیدترین گزارش شادی جهانی که توسط شبکه راه حلهای توسعه ثبات پذیر سازمان ملل با حمایت دبیرکل سازمان ملل منتشر می شود شادترین کشورهای جهان به ترتیب اعلام شدند.این گزارش 156 کشور جهان را مورد بررسی قرار داد و کشورهایی که سطح شادی آنها در بالاترین سطح قرار داشت را به این ترتیب اعلام کرده است: دانمارک، نروژ، سوئیس، هلند، سوئد، کانادا، فنلاند، اتریش ، ایسلند و استرالیا.

براساس این گزارش ارمنستان در رده 128، روسیه در رده 68 ، ترکیه در رده 77 ، آذربایجان در رده 116، آمریکا در رده 17، گرجستان در رده 134 و ایران در رده 115 قرار گرفت.

برخی تحقیقات نشان می دهد که سلامت روانی مهمترین عامل تعیین کننده شاد بودن و یا نبودن فرد است، اما حتی در کشورهای غنی، کمتر از یک سوم از افراد تحت درمان برای یافتن سلامت روانی خود هستند. درحال حاضر درمانهای خوب و مقرون به صرفه برای افسردگی، اضطراب و روان پریشی وجود دارد و اگر این درمانها به طور گسترده در دسترس مردم قرار می گرفتند، شادی در جهان نیز افزایش می یافت.

این گزارش همچنین نشان دهنده مهمترین مزایای شادی است. افراد شاد طولانی تر و موثرتر زندگی می کنند، درآمد بهتری دارند و شهروندان بهتری برای جامعه مدنی خود هستند.

براساس این گزارش مردم رواندا، بروندی، جمهوری آفریقای مرکزی، بنین و توگو درمیان کشورهایی هستند که دارای کمترین میزان رضایت در زندگی خود هستند.

گزارش منتشر شده از شادترین کشورهای جهان افزوده است که نسبت به 5 سال گذشته دنیا جای شادتر و سخاوتمندتری شده است، تغییرات فاحش اقتصادی و سیاسی از عوامل کاهش سطح رفاه در برخی کشورها بوده است.

رتبه کشورهایی چون یونان، ایتالیا، پرتغال و اسپانیا به علت تأثیر بحران منطقه یورو کاهش چشمگیری داشته است و مصر، میانمار و عربستان نیز در پرتو آشفتگیهای اخیر سیاسی و مدنی خود دچار کاهش شدید در سطح رضایت و شادی مردم خود شده اند.

مصر بزرگترین سقوط را در سطح شادی داشته است و با در نظرگیری رتبه یک تا 10 و درنظر گیری 10 به عنوان شادترین سطح رتبه مصر در سال 2012 به 4.3 رسید درحالی که این رتبه در سال 2007 ، 5.4 اعلام شده بود.

آنگولا، زمیبابوه و آلبانی بیشترین افزایش شادی را درمیان کشورهای مختلف داشته اند.

این گزارش تصریح می کند: مردم می توانند به علل بسیاری ناخوشنود باشند این علل از فقر تا بیکاری و از هم پاشیدگی خانوادگی و بیماری جسمی گسترده است اما در هر جامعه ای بیماری روانی مزمن علت بسیار موثری برای داشتن احساس بدبختی تلقی می شود، اگر می خواهیم دنیای شادتری داشته باشیم باید رویکرد جدیدی به سلامت روانی در پیش بگیریم.

نقشه شادی جهان (اینجا) بر مبنای اطلاعات سازمان بهداشت جهانی، یونسکو، یونیسف و سازمانهای دیگر بر مبنای سلامت ، ثروت و تحصیل مردم تهیه شد.


در این نقشه رنگ ها هر چه قرمز تر باشند، میزان شادی بیشتر و هر چه زردتر باشند میزان شادی کمتر است.
****************************************************
آدریان وایت , پسیکولوژیست دانشگاه لایسسترLeicester (اینجا) با تحقیقات خود و جمع آوری اطلاعات سازمانهای مذکور اولویتهای ملتها را برای شاد بودن تنظیم کرد.

بررسی های محققان مبتنی بر سؤالاتی بود که در 100 مطالعه مختلف جهانی از 80 هزار نفر در سراسر دنیا پرسیده شد و در آن، ارتباط شادی با عواملی از قبیل سطح سلامت، ثروت و تحصیل ملل مختلف، مورد بررسی قرار گرفت.

بنابر همین گزارش مشخص شد میزان شادی ملی، ارتباط نزدیکی با سلامت، ثروت و تحصیل دارد. در این آمارگیری‌ها از مردم سؤال شد که آیا از زندگی‌شان راضی هستند یا نه؟ و پاسخ‌ها نشان داد مردمی که کشورهایشان، سیستم بهداشتی و پزشکی خوب، اوضاع اقتصادی مناسب‌تر و امکان برابر در دستیابی به تحصیل داشتند، شادتر و راضی‌تر بودند.

آدریان وایت سر پرست این تیم تحقیقاتی می گوید "این نکته قابل توجه بود که کشورهایی با جمعیت‌‌های بیشتر، مردمشان ناراضی‌تر بودند و به نظر می‌رسد که ناراحتی از زندگی مدرن و نگرانی از پیر شدن در ارتباط با احتیاج‌های سلامتی، اقتصاد و تحصیل از دغدغه های آنان باشد ."

نتایج تحقیقات نشان داد که شادترین کشورهای دنیا به ترتیب عبارتند از: 1) دانمارک، 2) سوئیس، 3) اتریش،4 ) ایسلند، 5) باهاما، 6) فنلاند، 7) سوئد (بعدیها : بوتان, برونئی, کانادا, ایرلند, لوکزامبورگ, ماستاریکا, مالتا, هلند, آنتیگوا وباربودا, مالزی, نیو زیلند, نروژ, سیشلز بیست کشور اول و ناشادترین ملتها نیز کنگو و زیمبابوه و بروندی با رتبه های 176 و 177  178. 

 رتبه آمریکا, آلمان, انگلستان, فرانسه, چین, ژاپن, هند و روسیه به ترتیب : 23 , 35, 41, 62, 82, 90, 125 و 167 بوده است.

 

 

سبز شادترین, سپس به ترتیب آبی, بنفش, نارنجی و کمترین شادی با رنگ سرخ (برخلاف معمول که سرخ را رنگ شادی می دانند!) مشخص شده است . رنگ طوسی / خاکستری نشانه فقدان اطلاعات است.

******************************************************


به گزارش همشهری آنلاین براساس گزارش شادی جهانی سال 2013 که امروز(13 آذر 1392) توسط مؤسسه زمین دانشگاه کلمبیا منتشر شده‌است، دانمارک، نروژ، سوئیس، هلند و سوئد شاد‌ترین کشورهای جهان هستند. این مطالعه برروی 156 کشور جهان انجام گرفته و براساس آن کشورهای روآندا، بروندی، جمهوری آفریقای مرکزی، بنین و توگو غمگین‌ترین کشورهای جهان به شمار می‌روند.

رتبه ایالات متحده در میان کشورهای شاد جهان هفده است،‌اما این کشور هنوز پشت سر کشورهایی مانند کانادا، استرالیا، امارات و مکزیک قرار دارد. همچنین رتبه بریتانیا 22،‌آلمان 26 و چین 93 اعلام شده‌است. براساس این گزارش 10 کشور شاد جهان به ترتیب عبارتند از دانمارک، نروژ، سوئیس،‌ هلند، سوئد، کانادا، فنلاند، اتریش،‌ ایسلند و استرالیا.

نظرسنجی جهانی که در سال 2010 تا 2012 انجام شد منجر به انتشار اولین گزارش موسسه زمین دانشگاه کلمبیا در سال گذشته شد. براساس این گزارش با وجود اینکه زمین طی 5 سال گذشته به مکانی شاد‌تر و بخشنده‌تر تبدیل شده‌است، مشکلات سیاسی و اقتصادی درصد زیادی از میزان خوشی را در برخی از کشورها کاهش داده‌است.

رتبه کشورهایی مانند ایتالیا، یونان، پرتغال و اسپانیا به دلیل تاثیر بحران‌های منطقه یورو تا حد قابل توجهی کاهش یافته درحالی که مصر، میانمار و عربستان تحت تاثیر شدید رویداد‌های سیاسی و اغتشاشات مدنی قرار گرفته‌اند. بیشترین میزان رکود شادی به کشور مصر اختصاص یافته‌است.

براساس این گزارش بزرگترین عامل از بین رفتن شادی در کشورها کاهش احساس آزادی برای تصمیم‌گیری درباره رویداد‌های زندگی در میان انسان‌ها است. کشورهایی که درتلاش برای افزایش شادی مردمان خود هستند باید بودجه زیادی را صرف درمان بیماری‌های روانی کنند، که یکی از بزرگترین موانع در مسیر ارتقا شادی در میان انسان‌ها است. به گفته این گزارش، انسان‌ها می‌توانند به دلایل مختلفی از جمله فقر، بیکاری، شکست‌های خانوادگی و بیماری‌های روانی غمگین شوند،‌اما در یک جامعه میانگین، بیماری‌های روانی مضمن یکی از اثرگذارترین عوامل ناشاد بودن افراد است.

گزارش شادی جهان سال 2013 در راستای حرکت جهانی که در تلاش برای کاهش تاکید صرف بر رشد اقتصادی و افزایش تمرکز بر سیاست‌هایی که سلامت و شادی کلی افراد را بهبود می‌بخشد، ارائه شده‌است. مفهوم اقتصاد شاد اولین بار در سال 1972 توسط پادشاه بوتان پیشنهاد شد و اکنون توسط کشورهایی مانند بریتانیا، آلمان و کره جنوبی دنبال می‌شود. سازمان ملل متحد نیز اولین بار در جولای 2011 از اعضای خود خواست تا میزان شادی مردمان خود را ارزیابی کرده و از آن برای هدایت سیاست‌های جمعی استفاده کنند.

امیدوارم دولت محترم در این زمینه اقدامات لازم را به عمل آورد.

باحجاب میتوان به قله هارسیداگرباپای معرفت گام برداریم

کد خبر: ۳۶۶۱۹۵
تاریخ انتشار: ۳۰ آذر ۱۳۹۲ - ۱۶:۳۸ - 21 December 2013
خانم سمیه حیدری عضو تیم ملی کوراش بانوان که در رقابتهای کوراش قهرمانی جهان موفق به کسب مدال برنز شد ، در گفتگو با خبرنگار رسانه الکترونیکی تابش کوثر گفت : حدود ۱۵ سال است که جودو کار می کنم و دو مرتبه در رقابت های کوراش بازی های داخل سالن آسیا نایب قهرمان شدم و به تازگی هم ، مدال برنز رقابت های کوراش قهرمانی جهان را کسب کردم .حجاب محدودیت نیست ، مصونیت است

حیدری که بعد از کسب مدال برنز در رقابت های کوراش قهرمانی جهان با چادر و با در دست گرفتن قران مجید و تمثالی از مقام معظم رهبری بر روی سکوی سوم جهان ایستاد ، گفت : حجاب محدودیت نیست ،  مصونیت است و باعث پیشرفت می شود

وی افزود : وقتی که به زمان برگزاری مسابقات نزدیک می شوی ، در شرایطی هستی که یک چیزی باید تو را آروم کند که برای آرامش اول به خدا و بعد به ائمه اطهار متوسل می شویم . زمانی که ما می بینیم ، بانوان ایرانی تنها محجبه مسابقات هستند این باعث می شود که ما از لحاظ معنوی قوت قلبی بگیریم زیرا در محضر خدا هستیم و راه حضرت فاطمه زهرا و حضرت زینب را ادامه می دهیم و ما به این دو بانوی بزرگوار متوسل می شویم و که از لحاظ معنوی خیلی شرایط روحی ما را بهتر می کند

تنها جایی که بنده را حمایت کردند خود حضرت آقا بودند

حیدری در ادامه گفت : زمانی که از مسابقات آسیایی آمدم ، فقط رهبری بودند که بنده را حمایت کردند و با روحیه و انگیزه ای که به من دادند ، می خواستم جواب حمایت ها و زحمت های ایشان را بدهم .
وی افزود : البته برای این تشکر وظیفه ی بیشتر داشتم و باید کار بیشتری را انجام می دادم که متاسفانه در ترکیه نه امکاناتی بود و نه مقدور بودم ، ولی خدا را شکر می کنم که توانستم در مسابقات مدال بگیرم و با چادر بر روی سکو بروم و بتوانم نام حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و نام حضرت آیت الله خامنه ای را بر روی سکو به جهان نشان بدهم .

عضو تیم ملی کوراش بانوان اظهار کرد : پیام هایی که مقام معظم رهبری به من می دادند (که از طرف دفتر حضرت آقا به من می رسید) ، واقعا به من یک انرژی مضاعفی می داد تا بتوانم راهم را بهتر و قشنگ تر ادامه دهم

وی افزود : از سوی مسئولین دیگر هیچ حمایتی از من نشد. نه از سمت وزارت ورزش و نه از سمت فدراسیون جودو هیچ حمایتی نشدم به طوری که حتی مسئولین فدراسیون جودو برای کسب مدال هیچ تبریکی به من نگفتند و تنها جایی که بنده را حمایت کردند خود حضرت آقا بودند .

این مدال ناقابل است ما جانمان را به رهبری هدیه می کنیم

مقام سوم کوراش قهرمانی جهان بیان کرد : من مدال قبلی ام را به حضرت آقا تقدیم کردم و این مدالم را هم به رهبری هدیه می دهم ، البته من هر دو بار هدفم این بوده که مدال طلا بگیرم ، ولی هر دو بار به دلیل شرایط داوری ، من از مدال طلا باز ماندم و همه تلاشم این است که مدال طلای المپیک را بگیرم و به حضرت آیت الله خامنه ای تقدیم کنم . این مدال ناقابل است ما جانمان را به رهبری هدیه می کنیم .

به شدت از فدراسیون جودو انتقاد دارم

نايب قهرمان کوراش بازي‌هاي داخل سالن آسيا با بیان اینکه به شدت از فدراسیون جودو انتقاد دارم ، تصریح کرد : برای اینکه در رقابتهای کوراش قهرمانی جهان در ترکیه اعزام شوم به من گفتند که در ساعت دو نصف شب فرودگاه باشم و زمانی که به فرودگاه رفتم ، گفتند : شما باید حدود سیصد دلار همراهتان باشد و دلیلش هم این بود که باید هزینه های سفر از جمله وزن کشی را خودم بدهم !!! شما فکر کنید خانواده من باید به چه صورتی ، ساعت دو نصف شب حدود سیصد دلار تهیه می کردند

حیدری با بیان اینکه شنبه صبح روز برگزاری مسابقه بود ، تشریح کرد : ساعت هفت صبح جمعه پرواز داشتیم که در ساعت ده صبح به وقت ترکیه به مقصد رسیدیم و به ما گفتند که ساعت دو بعد از ظهر هتل را تحویل می دهند و در این بین یعنی از ساعت ده صبح تا دو بعد از ظهر ما را به بازار بردند که موجب شد بیشتر خسته شویم .

وی افزود : ساعت دو بعد از ظهر که اتاق هتل را تحویل گرفتیم ، دیدیم که کاملا سرد است و ما از سرما نمی توانستیم در اتاق تکان بخوریم که درست کردن سیستم گرمایی آن تقریبا یک ساعت طول کشید که بعد برای وزن کشی ، ما را به هتل برگزار کننده مسابقات بردند .

عضو تیم ملی کوراش بانوان اظهار کرد : هتلی هم که در آن مستقر بودیم از هتل برگزار کننده مسابقات خیلی فاصله داشت و تا هتل برگزار کننده مسابقات یک ساعت در ترافیک بودیم . ساعت ده شب یعنی حدودا ۴۸ ساعت ما روی پا بودیم که برای ما ناهار و غذا نگرفتند و ما با هزینه خودمان غذا تهیه کردیم .

حیدری با بیان اینکه شرایط خیلی سخت و بحرانی داشتم ، تشریح کرد : در فردا صبح هم که مسابقات شروع شد من بدون مربی به میدان مبارزه رفتم ، زیرا ما یک هیئت ۲۵ نفره بودیم که از ۲۳ سه نفر مرد و دو نفر خانم ( من و خانم بیدل) تشکیل شده بود ، هیچ مربی و پزشکی همراه ما نبود که من و خانم بیدل هر دو مدال آوردیم

وی افزود : خیلی از فدراسیون جودو درخواست کردم که بگذارند مربی ام با هزینه خودمان همراهم باشد که متاسفانه اجازه ندادند در صورتی که در تیم آقایان دو ، سه نفر فقط به عنوان همراه آمده بودند .

مقام سوم کوراش قهرمانی جهان تصریح کرد : در مقابل بازیکن کره ای که به دلیل ناداوری بازی را به وی واگذار کردم به همراه چهار مربی آمده بود . دلیل حضور چهار مربی هم این بود که من در کره جنوبی بازیکن تیم ملی کره جنوبی را ضربه فنی کردم و آنها برای انتقام فقط یک بازیکن آن هم قهرمانشان را در وزن ۵۷ کیلوگرم به همراه چهار تا مربی آورده بودند در صورتی که من اصلا مربی ام همراهم نبود و ما هیچ کس را نداشتیم.

در مسابقات آسیایی که توانستم نایب قهرمان شوم ، تمام هزینه ها به عهده خودم بود

نايب قهرمان کوراش بازي‌هاي داخل سالن آسيا تصریح کرد : در مسابقات آسیایی که توانستم نایب قهرمان شوم ، تمام هزینه ها به عهده خودم بود و همه ی تمریناتی که داشتم و حتی باشگاهی که باید آنجا تمرین می کردم هزینه اش بر عهده خودم بود . فدراسیون جودو هیچ کمکی نکردند و حتی اردوی تیم ملی هم برای ما تشکیل ندادند .

سمیه حیدری در ادامه افزود : من از فدراسیون جودو گلایه دارم ، من از مسئولین می خواهم که پیگیری این قضیه را بکنند و به درد ما بانوان جودو کار برسند .

من در ماه رمضان دو سانس زمانی که روزه بودم و دو سانس هم بعد از افطار تا سحر تمرین می کردم

مقام سوم کوراش قهرمانی جهان درباره برنامه آینده خود گفت : واقعیت این است که برای همین مسابقات جهانی کوراش به من تاریخ دقیق را نمی گفتند که بر اساس آن برنامه ریزی داشته باشم و بدانم که تمریناتم را سنگین یا سبک انجام بدهم ، مسئولین هیچ اطلاعاتی نمی دهند که شما در مسابقه اعزام نی شوید یا اعزام نمی شوید و حتی اصلا اینکه انتخابی دارید یا خیر ، من الان خیلی آماده هستم و می توانم در همه مسابقات شرکت کنم ولی نمی دانم برنامه آینده چیست ؟

وی افزود : یکی از مسئولان بانوان جودو کشور به من پیشنهاد دادند و گفتند : من به تو توصیه می کنم که قهرمانی را کنار بگذاری ، من نمی دانم واقعا به توصیه ی ایشان گوش بدهم !!! این همه هزینه و وقت و انرژی که گذاشتم و از درس و دانشگاه و تحصیلم گذشتم و شب و روز ، فقط و فقط و فقط تمرین کردم ، من در ماه رمضان دو سانس زمانی که روزه بودم و دو سانس هم بعد از افطار تا سحر تمرین می کردم که این خانم به من پیشنهاد می دهند شما قهرمانی تان را کنار بگذارید . نمی دانم به چه علت این پیشنهاد را می دهند

حیدری بیان کرد: من همه زندگی ام و هر چی که دارم فقط از مقام معظم رهبری است یعنی علت اینکه الان روی پا هستم و نفس می کشم به عشق حضرت آقاست و امیدوارم که بتوانم مدال المپیک را بگیرم و به ایشان تقدیم کنم و واقعا خیلی خوشحال هستم که ما بانوان ایران حامی بزرگی چون حضرت آقا را داریم

وی در پایان با تشکر از آقای رضا نصیری نژاد گفت : ایشان رئیس کمیته برگزاری مسابقات آسیایی هستند که من را در زمینه قوانین مسابقات و شرکت در آن راهنمایی کردند و همچنین از از سرکار خانم قمی که نایب رئیس هیئت جودو استان تهران در امور بانوان هستند ، تشکر می کنم . خانم قمی از لحاظ روحی و معنوی و ایجاد انگیزه از من پشتیبانی کردند و در جاهایی که از لحاظ مادی نمی توانستم جودو را ادامه بدهم ایشان کمکم کردند از جمله اینکه یک باشگاه رایگان را برای من هماهنگ کردند تا بتوانم مثلا به صورت رایگان یک ماه تمریناتم را در آن باشگاه انجام بدهم و همچنین از سرکار خانم قدمگاهی تشکر می کنم و از خانم علی پور که به عنوان مربی اولیه بنده بوده اند ، تشکر می کنم و باید بگویم که هر چه دارم از مربی های عزیزم است .