چرادختران دردیدار بارهبری چادری هستند؟

چرادختران دردیدار بارهبری چادری هستند؟

دارم با خودم كلنجار می‌روم كه دانشجوی دختری چادر به دست از راه می‌رسد. این پا آن پا می‌كنم و نهایتا می‌روم طرفش...

به گزارش نما، ديدار رهبر انقلاب با دانشجويان كه هر ساله در ماه مبارك رمضان برگزار مي‌شود، روز گذشته نيز برگزار شد و دانشجويان روزه خود را همراه با رهبر افطار كردند.



يكدست چادري بودن دانشجويان دختر شركت كننده در اين ديدار يكي از حواشي آن بود. شايد بد نباشد براي پي بردن به راز اين يكدستي بخشهايي از كتاب ماه‌بندان را كه حاشيه نگاري‌هايي از سفر رهبر انقلاب به خراسان شمالي در مهرماه گذشته است بخوانيم.



نويسنده در اين بخش از كتاب كه گزيده‌اي از صفحات 118 تا 122 است، به دنبال پاسخ همين سوال است:

«از بالای سکو که نگاه مي‌كنم تقریبا همه در قسمت خانم‌ها چادر به سر دارند. البته چند نفری چادر را روی دوش انداخته‌اند که معلوم است خیلی هم چادری نیستند. واضح است که فضای دانشگاه‌های ما این نیست. آيا دختران دانشجو و دانش‌آموز گزینشی دعوت شده اند؟ نکند فقط به چادری ها کارت داده اند؟ شاید به دخترها گفته اند که حتما باید برای ورود به مصلی چادر داشته باشند؟ اصلا ممکن است دم در چادر توزیع کرده باشند!


ذهنم بدجور درگیر این سوالات است. دوست دارم بزنم بیرون و از چند و چون ماجرا سر در بیاورم ...


...صحبت‌هاي آقا خيلي جذاب است اما سوالي كه در ذهنم شكل گرفته بود رهايم نمي‌كند. مي‌دانم بعدا هم مي‌شود اين فرمايشات را خواند اما جواب اين سوال را شايد ديگر نتوان بدست آورد. از سکو پایین می‌آیم و از مصلي مي‌روم بيرون. ...

...کمی از درب ورود و خروج آقایان دور می‌شوم. در بین دخترهایی که زودتر زده‎‌اند بیرون چند نفر چادر را تا کرده و روی دست انداخته اند و چادر بعضی ها هم درون کیسه‌های نایلونی رفته است. آدرس محل ورود و خروج خانم‌ها را از سرباز سر کوچه می‌گیرم و راه می‌افتم. در بین افرادی که خارج می‌شوند چند نفر مانتویی هم دیده مي‌شود که روی دستشان هم خبری از چادر نیست. پس مانتویی‌ها را هم راه می‌دادند. چند دختر مانتویی که چادر دستشان است رد می‌شوند اما رویم نمی‌شود جلو بروم.


دارم با خودم کلنجار می‌روم که دانشجوی دختری چادر به دست از راه می‌رسد. این پا آن پا می‌کنم و نهایتا می‌روم طرفش:

- ببخشید... می‌شه بپرسم چرا چادر آورده بودید؟

- فکر می‌کردم اجباری باشه.

- بود؟

- نه!

عجله دارد و همینطور که راه مي‌رود این دو تا سوال را مختصر جواب مي‌دهد. نفر بعدی دانشجوی مترجمی زبان است:

- ببخشید شما چادری هستید؟

- نه...

- پس چرا چادر آوردید با خودتون؟

- فکر کردم تو این فضا باید چادر سر کنم.

- کسی نبود تذکر بدهد که حجابتان را درست کنید یا مثلا چادر سرتان کنید؟

- نه.

چهار نفر دارند می‌آیند. دو نفرشان چادر به سر دارند و دو نفر چادر به دست. هر چهار نفر در دانشگاه آزاد بجنورد درس می‌خوانند، سه نفر مهندسی برق و یکی پرستاری.

- شما که چادری نیستید چرا برای این دیدار چادر سر کردید؟

- چه سوال‌هایی می‌پرسید ها!

دیگری جواب مي‌دهد:

- یه جورایی احترام به مقام معنوی رهبره. همونطور که مثلا وقتی می‌ریم امامزاده یا نماز جمعه چادر سر می‌کنیم.

- چطور انتخاب شدید برای این دیدار؟

- اسم نوشتیم. گفتند به هر کی زودتر اسم بنویسه کارت می‌دیم.

- کسی بود که اسم بنویسه و کارت بهش نرسه؟

- نمی‌دونم... ولی من یه بار که لیست رو دیدم 28 نفر تو ذخیره بودند.

جوابم را گرفته‌ام. جالب است وقتي بعدا اين سوال را در تهران براي يكي از افراد سرشناس رسانه‌اي مطرح مي‌كنم مي‌گويد: «آره... جلوي در چادر مي‌دن!»، وقتي هم كه كل ماجرا را مي‌گويم حسابي جا مي‌خورد...»

زنان سوئدی محجبه شدند


 
تعرض عناصر افراطی به یک زن مسلمان باردار در برداشتن روسری او در سوئد، سبب به راه افتادن پویشی اینترنتی در این کشور شده است. بر این اساس زنان و مردان این کشور با ارسال عکسهای خود با روسری حمایت خود را از حجاب اعلام کردند.

زنان و مردان سوئدی از پیروان ادیان مختلف در سوئد به حرکتی اینترنتی روی آورده اند. آنها تصاویری از خودشان را در حالی که روسری به سر دارند در اینترنت منتشر کرده اند.
 
این حرکت اجتماعی که پویش خشم حجاب نام گرفته است ، برای اعلام همبستگی با یک زن باردار مسلمان است که روز گذشته به علت داشتن روسری در شهر استکهلم (پایتخت سوئد) هدف حمله قرار گرفت. گفته شده است افراد مهاجم ، روسری را از روی سر این زن مسلمان برداشته اند.

توصیه‌های قرآن مجید پیرامون خرید کفش توسط خانم‌ها



توصیه‌های قرآن مجید پیرامون خرید کفش توسط خانم‌ها
توصیه‌های قرآن مجید پیرامون خرید کفش توسط خانم‌ها
با توصیه‌های قرآن مجید پیرامون خرید کفش توسط خانم‌ها آشنا شویم توصیه‌هایی که هم می‌تواند سبب سلامت جسم و همچنین سلامت روح و روان افراد یک جامعه شود.

وبلاگ بوستان حجاب مطلبی را با عنوان « توصیه‌های قرآن مجید پیرامون خرید کفش توسط خانم‌ها» منتشر کرده؛

کفش امروزه یکی از وسائلی است که از سوی متخصصان توصیه‌های زیادی برای انتخاب نوع و جنس آن می‌شود چرا که پای آدمی به عنوان قلب دوم معرفی شده و از اهمیت زیادی برخورداره، توصیه‌هایی مانند اینکه مثلا بعد از ظهر‌ها رو برای انتخاب کفش انتخاب کنید چرا که پای انسان در صبح کوچک‌تر است و بعد از ظهر‌ها معمولا پا‌ها به حالت عادی خود بر می‌گردد. و یا توصیه‌هایی در مورد جنس کفش که اکثر متخصصان کفش چرم را بهترین جنس معرفی می‌کنند.

این‌ها همه مقدمه بود تا با توصیه‌های قرآن مجید پیرامون خرید کفش توسط خانم‌ها آشنا شویم توصیه‌هایی که هم می‌تواند سبب سلامت جسم و هم‌چنین سلامت روح و روان افراد یک جامعه شود.

آیه ۳۱ سوره نور بعد از توصیه به حجاب و معرفی افرادی که به خانم‌ها محرم هستند و نیازی به داشتن حجاب در برابر آن‌ها نیست یک توصیه بسیار خواندنی به همه زنان دارند و آن توصیه‌ای است که به هنگام خرید کفش باید به آن دقت شود و چنان‌چه اشاره شد این کار می‌تواند سلامت جسمی و امنیت اجتماعی زنان را به خوبی تامین کند:

ِ (وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفینَ مِنْ زینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمیعاً أَیُّهَا الْمُۆْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون: و پاهاى خود را [به گونه‌‏اى به زمین‏] نکوبند تا آن‌چه از زینتشان نهفته مى‏دارند معلوم گردد. اى مۆمنان، همگى [از مرد و زن‏] به درگاه خدا توبه کنید، امید که رستگار شوید.) (النور: ۳۱)

روایت فرهیختگان از چادری شدن دخترخانم ها


کوله پشتی( ویژه نامه هفتگی روزنامه فرهیختگان):هر خانم چادری می‌داند منبع حسی برای انتخاب حجاب برتر لازم است؛ اما کافی نیست. دوست داشتن چادر هم دل بزرگ می‌خواهد، هم دلیل محکم. پرونده پیش رو روایت چگونگی دلدادگی جمعی از دختران این سرزمین به چادر است که اخیرا در یک حرکت جمعی در شبکه اجتماعی گوگل پلاس به نگارش درآمده. این نوشته‌ها که گویای چگونگی انتخاب «حجاب برتر» توسط این افراد است از سادگی و صمیمیت خاصی برخوردار است که شما را به خواندن آنها دعوت می‌کنیم.
شب بارانی

یه شب بارونی بود و من خونه مادربزرگه بودم و داشتم مشق می‌نوشتم. اون موقع کلاس دوم ابتدایی بودم. مادربزرگ دوستم اومد اونجا یه قواره چادر مشکی‌ام همراهش بود، نشون مادربزرگم داد و گفت اینو آوردم دخترت برای نوه‌ام چادر بدوزه، مادربزرگم گفت خب نوه‌ات رو هم می‌آوردی اندازه‌اش رو بگیره!

مادربزرگ دوستم به من اشاره کرد و گفت: هم‌قد و قواره نوه شماست رو سر همین اندازه بگیر. من بلند شدم عمه پارچه چادر رو گذاشت روی سرم و اندازه گرفت و برید. همون موقع با چرخ خیاطی دستی‌اش شروع کرد به دوختن بعد که تموم شد دوباره به من گفت وایسم تا چادر رو اندازه کنه. من وایسادم چادر رو سرم کردم، مادربزرگ دوستم گفت خیلی خوب شد دستت درد نکنه، چادر رو از سر من درآورد تا کرد و رفت. وقتی رفت من بغض کردم، می‌خواستم گریه کنم بگم منم چادر می‌خوام که در همین حین عمه‌ام یه نگاه به من کرد و گفت چرا ناراحتی، نکنه توام دلت چادر می‌خواد؟ 

اینقدر بغض کرده بودم نمی‌تونستم حرف بزنم. مادربزرگم به عمه گفت پاشو اون چادره که تازه دوختی بیار، بکن سرش، اندازه سرش ببر براش. عمه‌ام رفت چادر خودشو آورد منو بلند کرد، چادر رو کرد سرم اندازه زد و برید، یه کشم برای چادر دوخت و من پوشیدم. مادربزرگم گفت: دیگه دخترمون خانوم شده. اینقد خوشحال بودم که خدا می‌دونه، تا صبح از ذوق اینکه می‌خوام با چادر برم مدرسه خوابم نمی‌برد، چادرمو تا کردم گذاشتم بالای سرم، هیچ وقت از خودم جداش نکردم، از اون سال، مادربزرگم هر سال یه قواره چادر مشکی برام می‌خره و عمه‌ام برام برش می‌زنه. 
پ ن: من با چادرم بزرگ شدم، درس خوندم، کار می‌کنم و کلا با چادرم زندگی می‌کنم، تو گرم‌ترین و سردترین هوا هم باهاش اذیت نشدم چون چادر مثل یه عضوی از وجود من شده آخه آدم که از عضوش خسته یا اذیت نمی‌شه.

چادر قدیمی دختر عمه
تا جایی که یادم هست به زور چادری شدم! خیلی‌خیلی به زور...!
خاطرم هست از اول ابتدایی با خواهرم مدرسه که می‌رفتیم، او از من بزرگ‌تر بود و چادر سر می‌کرد و من همیشه حسرتش را می‌خوردم. از تابستان سال دوم شروع کردم خواهش و تمنا که من هم چادر می‌خواهم. اما چون از نظر مادرم هنوز خیلی کوچک بودم و توانایی جمع و جور کردن چادر را نداشتم مدام وعده می‌دادند که باشد برای بعد از سن تکلیف.
مدرسه‌ها باز شد و علی‌رغم تمام تلاش‌هایم خبری از چادر نشد.
یک شب عمه و دختر عمه‌ام به خانه‌مان آمده بودند، دختر عمه‌ام چادر نو خریده بود. همانجا سر کرد و چادر قدیمیش در خانه ما جا ماند.
آن شب فکری به ذهنم رسید. می‌دانستم پدر و مادرم حساس هستند که از وسایل دیگران بی‌اجازه استفاده نکنم. من هم با علم به این حساسیت، صبح چادر را بدون اجازه برداشتم و با خواهرم رفتیم. بیرون از خانه چادر را سر کردم. خوب یادم هست وقتی کنار خواهرم با چادر راه می‌رفتم چنان احساس بزرگی می‌کردم که حقیقتا متصور بودم روی ابرها راه می‌روم!.
تا اینجا نصف نقشه‌ام عملی شده بود. 
... 
هنگام برگشت، با چادر وارد خانه شدم. پایم را محکم زمین گذاشتم و گفتم تا وقتی برایم چادر تهیه نکنید با این چادر خواهم رفت!.
و از فردای آن روز تا به حال رسما چادری شدم. با چادر خودم!
امیدوارم به حق آبروی حضرت زهرا(س) تا ابد برای هم آبرو باشیم.

کادوی امام حسن(ع)
سال سوم دبیرستان بودم که با فاطمیه آشنا شدم. آدماش و محیطش برام یه جورایی مقدس بود.
توش احساس آرامش می‌کردم. هیچ جایی رو مثل اونجا دوست نداشتم.
قبلنا هیچ علاقه‌ای به چادر نداشتم. به نظرم حجابم کامل میومد ولی وقتی (مخصوصا محرما) پامو می‌ذاشتم اونجا دوست نداشتم از چادری که رو سرم بود دل بکنم.
دو سالی بود که می‌رفتم فاطمیه و شده بودم خونه‌زاد اونجا. به صاحب‌خونش می‌گفتم مادر و دلم می‌لرزید از اینکه اینجوری صداش می‌زنم و اونم از آسمون بهم میگه جان مادر... 
همون وقتا بود که تصمیم گرفتم حجاب فاطمی بگیرم و به مامانم گفتم چادر می‌خوام و... 
یه سالی طول کشید تا خونواده راضی شن ولی بالاخره روز تولد «امام حسن مجتبی» پنج مهر اولین روزی بود که چادر گذاشتم.
امام حسن رو یه جور دیگه دوست دارم... .
یک تلنگر
از کلاس چهارم دبستان طبق رسم خانوادگی چادر سر کردم ولی از همان زمان‌ها علاقه‌ای به چادر نداشتم چون جو مدرسه و محیطی که توش زندگی می‌کردیم طوری بود که اصلا دختر تو اون سن و سال چادر سر نمی‌کرد. بزرگ‌تر که شدم همیشه کوه می‌رفتیم چون همون جایی بود که پدرم نبود و با خیال راحت می‌تونستیم چادر سر نکنیم. همچنان از چادر بدم میومد و به نظرم همیشه اون یک چیزی اضافی بود که باعث می‌شد من تو اجتماع دیده نشم و همه یک جور دیگه بهم نگاه کنن. می‌دونستم همیشه چادرم مثل شنل پشت سرم بود و اگر چادر عربی نبود یا کش نداشت همیشه زیر دست و پام بود.
تا اینکه با پلاس آشنا شدم. محیط و بچه‌های اینجا و دخترای خوبی که واقعا فرشته هستند باعث شد به چادر علاقه‌مند شم.
یک روز یادمه  یه نفر تو "پلاس"  پستی گذاشت که مفهموش این بود حجاب‌مون طوری هست که وقتی حضرت زهرا نگاه‌مون می‌کنه خجالت نکشه بگه این دخترمه و این تلنگری بود برای من. 
از اون موقع به بعد عاشق چادرم شدم حتی یک لحظه هم نمیتونم بدون اون باشم.
یک عهد با خودم
من سوم راهنمایی بودم تا اون روز حتا یه بار هم چادر سرم نکرده بودم:دی/ بعد اون سال نمی دونم چه اتفاقی افتاده بود سال اول راهنمایی‌های زیادی چادری بودند ، یه روز به دوستم گفتم من خجالت می‌کشم اینا چادر سرشون می‌کنند بعد ماها اینجوری بیرون می‌ریم، اونوقت از فرداش هردومون باچادر رفتیم و چادری شدیم و چادری موندیم!
البته باز مهمونی ها رو بدون چادر می‌رفتم، تا سال اول حوزه که برای مصاحبه رفتم با خودم عهد کردم چه حوزه قبول بشم و چه نشم دیگه همه جا با چادر برم.... 
داستان یک «رعنا»
عارضم خدمت‌تون که یه رعنایی بود که بابا آقا خون‌شون خیلی دوست داشت دخترش چادری بشه، ولی دخترش دوست نداشت. 
البته تو مراسم مذهبی، مسجد رفتن‌ها، روزهای محرم چادر میذاشت ولی برای همیشه نه.
توی مدرسه دید خوبی روی چادری‌ها نبود و رعنا نمی‌خواست دچار این دید بد بشه. 
گذشت و گذشت تا تابستونی که قرار بود بره پیش‌دانشگاهی. 
اسمشو میشه بذارم یه خواب روحانی. توضیحش نمی‌دم ولی رعنا وقتی بیدار شد دلش چادر خواست. اونقدر که همون روز براش چادر دوختن و کلاس زبانش رو با چادر رفت. 
خانواده هم خیلی استقبال کردن. 
اول‌ها براش سخت بود، جمع کردن چادر، گرفتن کیف، راه رفتن. 
خصوصا تو روزهای بارونی شهر ما چتر هم به این جریان اضافه می‌شد. 
گاهی وقتا چادر می‌رفت جلو و رعنا دنبالش می‌دوید. 
گاهی حرف‌های دوست و آشنا، نگاه‌های چپکی‌شون، خنده‌های بعضیا که می‌گفتن تب تنده یا هوسه.
ولی رعنا انگار انتخابشو کرده بود. 
و حالا رعنا هنوز هم چادریه.
با افتخار هم چادریه. 
تو دوره دانشگاه یکی از دوستاش بهش می‌گفت: خوش به حالت یه طوری چادر رو سرته که انگار عضوی از وجودته، آدم حس نمی‌کنه باهاش معذبی. 
و چادر شد همدم و همنشین من. 
دانشگاه، آموزشگاه، سر کلاس و محیط کار. 
و دلم می‌خواد خودم و اخلاقم شایسته این تاج بندگی باشیم. 
دومین تاریخ چادری شدنم
چادری شدن دختری که در یک خانواده مذهبی بزرگ شده وتمام دوستان و اطرافیانش چادری هستند  چیز عجیبی نیست، در واقع اگر این دختر بین چنین جمعی پوششی غیر از چادر انتخاب کند کار عجیبی کرده!
معمولا دختر بچه‌هایی که در یک خانواده مذهبی تربیت شده باشند ، از هفت سالگی حجاب ناقص (پیراهن آستین بلند و روسری کوچک و جمع و جور ) را رعایت می‌کنند و از نه سالگی (ِیا هشت سالگی) چادر مشکی سر می‌کنند .
ولی این احساس «چادری» بودن بین همه دختر‌های مذهبی وجود ندارد.
یعنی چی؟!
یعنی مثل بچگی‌های من چادر رو صرفا از روی عادت سر می‌کند نه اعتقاد قلبی.
وقتی چادر سر نکردن بین اعضای خانواده‌ات یک امر قبیح باشد، و تو مدرسه ات چادر برای همه دانش آموزان اجباری باشه، پس تو هم چادر سرت میکنی!چون حوصله نداری به خاطر «مانتویی» شدنت با فامیلت مبارزه کنی و یا دل پدر و مادر و همچنین مادربزرگ مهربونت رو که روز جشن تکلیف اولین چادر مشکی‌ات روبهت هدیه کرده بشکنی!
( پاراگراف بالا به این معنی نیست که مانتو و روسری رو به چادر ترجیح می‌دادم،منظورم اینه که چادر رو صرفا به خاطر محیطی که توش زندگی می‌کردم انتخاب کردم نه از روی علاقه...) 
خلاصه مطلب این که دختر‌های مذهبی دو تا تاریخ برای چادری شدن دارند!یکی اون چادر که بعد از جشن تکلیف سر می‌کنند و تاریخ دقیق تر و واقعی اون وقتیه که از روی اعتقاد چادر سر می‌کنند و به اصطلاح در مقابل نامحرم رو می‌گیرند.
تاریخ دومی که ممکنه برای خیلی‌ها وجود نداشته باشه!اون وقته که یک دختر مدرسه‌ای چادری بعد از ورود به دانشگاه بی خیال همه چیز می‌شود و قید حجاب و چادر رو می‌زند! 
سرتون رو درد نیارم...
دومین تاریخ چادری شدنم رو براتون تعریف می‌کنم. ولی قبلش باید به آقایون و خانم‌های مانتویی یا خانم‌های چادری که تاریخ دوم هنوز براشون اتفاق نیفتاده بگم که شما هیچ وقت نمی‌تونید حس خوب دو تا بانوی چادری (مفتخر به داشتن تاریخ دوم چادری شدن!!) که همدیگر رو تو هوای گرم تابستان می‌بینند و به هم لبخند می‌زنند درک کنید!!
وقتی توی مترو هستی و می‌خوای بدونی برای رفتن به شهر کتاب باید کدام ایستگاه خط عوض کنی با چشمات دنبال یک خانم چادری می‌گردی تا ازش اسم ایستگاه رو بپرسی و اون با لبخند جوابت رو می‌ده،انگار که داره ازتو به خاطر چادری بودنت تشکر می‌کنه!
این تشکر کردن‌های بانو‌های چادری از همدیگر خیلی خوبه،گاهی با یک لبخند یا یک نگاه دلگرم کننده....وقتی داری آسفالت داغ خیابان هفده شهریور رو طی میکنی و به قول مادرم زیر چادر سیاهت از شدت گرما «دم می‌کشی!»  یک بانوی میانسال چادری تو رو می‌بینه و زیر لبی می‌گه خدا خیرت بده جوون!نماز و روزت قبول باشه!
تاریخ دوم چادری شدن من هم به لطف این تشکر‌ها اتفاق افتاد!
فکر کنم کلاس چهارم-پنجم بودم. طبق عادت پنجشنبه‌ها که از مدرسه برمیگشتم(پنج شنبه نماز رو تو مدرسه نمیخوندیم)رفتم مسجد محلمون و چادر شیری رنگ جشن عبادت مدرسه ام رو سرم کردم.
بعد از نماز یک خانم «مسجدی» کنار دستم نشست و کلی قربون صدقم رفت،و کتاب «ارتباط با خدا» را بهم هدیه داد و التماس دعا گفت.بقیه خانم‌ها هم لبخند قشنگی بهم زدند و ماشالا!ماشالا! گفتند...
از اون موقع بود که چادری بودن و مسجد رفتن برایم اهمیت خاصی پیدا کرد.
ببخشید طولانی شد.

قول به دایی شهیدم
در یک خانواده مذهبی به دنیا اومدم... مادرم حکومت نحس پهلوی رو درک کرده... قدر چادر رو خوب می‌فهمید... اما همیشه به دلایلی از چادر متنفر بودم... هیچ وقت دوست نداشتم چادر سرم کنم... وارد دانشگاه شدم به خاطر جو حاکم بین من و دوستانم مدت کوتاهی چادر سرم کردم ولی بعد رهاش کردم... 
گاهی به خاطر بعضی مناسبت‌ها چادر می‌پوشیدم. دوستانم بهم می‌گفتن چقدر چادر بهت میاد. بهشون می‌گفتم حالا می‌خواین جو زدم کنید؟ مادرم بهم می‌گفت می‌دونم حجاب داری ولی دوست دارم با چادر ببینمت... می‌گفتم هر کسی چادر سرش کرد لزوما محجبه نیست، من بدون چادر هم با حجابم... 
تا اینکه سال دوم دانشگاه با دوستانم رفتم سفر راهیان نور... اولین بار توی عمرم بود که می‌رفتم... طلائیه و سه‌راهی شهادت... شلمچه و بوی چادر خاکی مادر... نمی‌دونم... دیگه تصمیم گرفتم چادر بپوشم... اینکه بهشون خیانت نکرده باشم... به شهدا... به دایی شهید عزیزم قول دادم دیگه چادری بشم و از خودم جداش نکنم... 
الان بیشتر از یک ساله مفتخرم به چادری بودن... ضمن اینکه من اسم اصلی‌ام فاطمه نیست... توی پلاس وقتی یکی از پست‌های آقای سیدعباس سیدنژادرو در مورد برکت وجود نام فاطمه در خانه دیدم، خیلی غبطه خوردم... آقای سیدنژاد فرمودن از همین پلاس شروع کنم... اسممو عوض کنم... کلی حرف‌های خوب بهم زدن که من انتخاب شده حضرت زهرا هستم... خودشون بهم عنایت کردن... خلاصه اینکه توی یک پست عمومی اسم پلاسم رو تغییر دادم به نام زیبای فاطمه... 
خلاصه اینکه می‌خوام دختر خوبی برای مادرم حضرت زهرا باشم...

سرم بره، چادرم نره
یادمه کلاس چهارم ابتدایی که بودم، قرار بودم دعا کنم برای اینکه مادرجونم بره کربلا و از اونجا برام چادر بخره. ولی چادری که خرید خیلی کوتاه بود برام... . . خیلی دلم گرفته بود تا اینکه داییم از مشهد برام چادر خرید. از اون به بعد بیشتر وقت‌ها چادر سرم می‌ذاشتم تا اواخر سال اول راهنمایی که دیگه چادر شد همراه همیشه من و همه جا باهاش رفتم و اومدم.  من همیشه چادرم رو دوست داشتم، اگه یه وقت نبود فکر می‌کردم همه دنیا دارن نگاهم می‌کنن...  اواخر سال پیش تو اردوی راهیان نور تو طلائیه به شهدا قول دادم: اگه سرم بره چادر از روی سرم نیفته...  دعا کنید تا بدقول نشم... حتی برای یک ثانیه...

در حسرت چادر «جلیله»
بودن و بالیدن در یک خانواده مذهبی، توفیقات و برکات خاص خودش رو داره. 
شکر خدا توی چنین خانواده‌ای دنیا اومدم و رشد کردم. 
دنیای بازی بچگی بود و مامان‌بازی. به لطف دستای مهربون مادرم و حمایت‌های پدرم از بچگی با چادر سفید گل‌گلی و کفش‌های تق تقی! می‌رفتم بیرون.
تا اینکه به سن مدرسه رسیدم. برای مدرسه، حجابم مانتو و مقنعه بود، نه چادر. 
سال اول گذشت... 
سال دوم گذشت... 
روز‌های اول سال سوم دبستان بودم. هر روز صبح با دختر همسایه می‌رفتم مدرسه و برمی‌گشتم. 
جلیله چادری بود و من همیشه در حسرت چادر داشتن جلیله بودم... 
دلیل چادر نداشتنم این بود که مادر عزیزم فکر می‌کرد، چون تنها میام و میرم، نمی‌تونم از پس جمع و جور کردن چادرم بربیام. 
یه روز، بعد از برگشتن از مدرسه، پام رو کردم تو یه کفش که الا و لله من چادر می‌خوام.
(به هیچ عنوان در مدرسه غیبت نداشتم) گفتم اگه برای فردام چادر نداشته باشم، نمی‌رم مدرسه.
اینقدر گفتم و گریه کردم تا مادر بنده خدام، پای یکی از چادرهای خودش رو کوتاه کرد و سر من کرد.
موقعی که مادرم چادر رو سرم اندازه می‌کرد، بهم گفت «مادر جون، کسی که چادر سرش می‌کنه، نمیشه یه روز سرش باشه، یه روز سرش نباشه‌ها...»
ظهری بودم. 
ظهر که با چادر از خونه رفتم بیرون، تمام ذوق عالم رو داشتم. انگار پر در آورده بودم.
قسم خوردم که تا زنده‌ام و می‌تونم، چادر از سرم نیفته. 
هنوز ذوق معصومیتم رو یادم میاد... 
خدایا بحق این حجاب فاطمی، عاقبت همگی‌مون رو ختم بخیر کن... .

بی‌خیال دوستانی که مسخره می‌کنند
من و چادرم با هم عجین شدیم. عاشقشم. باور کنید به هیچ قیمتی نمی‌تونم حتی لحظه‌ای جلوی نامحرم چادرم را سرم نکنم. داستان که والا چه عرض کنم. چندین پروسه باعث چادری شدن من شد... من از دوران راهنمایی گهگاهی چادر سر می‌کردم... . دوستام و بعضی از آشناهامون می‌گفتن آخه تو با این سن و سال و جثه چادر می‌خوای چیکار؟
تا اینکه تو دوران دبیرستان رفتم راهیان نور، مناطق جنگی دفاع مقدس...  گفتن نداره... . 
از شهدا کمک خواسته بودم، خواسته بودم منو زیر بال و پرشون بگیرن... .  خلاصه دلم زیر و رو شد... . 
تو همون حال و هوا که باز به چادر علاقه‌مند شده بودم کلی کتاب خوندم. 
... حتی کتاب حجاب شهید مطهری رو.از اون به بعد توکل به خدا کردم و گفتم بی‌خیال دوستات که مسخره‌ات می‌کنن، خدا مهم‌تره یا دوستات؟ از خدا خجالت نمی‌کشی... خلاصه ماهم رفتیم جزو وارثین ارثیه حضرت زهرا... ان‌شاءالله که لیاقتشو داشته باشم. چادر صفا و لذتی داره که هیچ نوع پوشش رنگارنگی نداره... .  من درکش کردم با همه وجودم و به نظرم هر کی خودش به چادر برسه و با بینش انتخابش کنه محکم‌تر پاش می‌ایسته.

یک پیشنهاد برای رمضان سال آینده!


اگر کسی از فقها بپرسد بخواهم کار کنم نمی توانم روزه بگیرم ولی اگر توی خانه بنشینم و استراحت کنم می توانم روزه بگیرم، همه می گویند واجب است استراحت کند و روزه بگیرد و این شرایط را باید سیاست گذاری عمومی برای مردم فراهم کند.

محمدرضا زائری در یادداشت خود در روزنامه خراسان نوشت: ماه مبارک رمضان که تمام می شود دیگر صحبتی از روزه و ماه رمضان نیست تا سال بعد در حالی که اتفاقا باید برای سال بعد از همین حالا برنامه ریزی و تدبیر کرد و یکی از چیزهایی که از الان باید برایش فکر جدی داشت تغییر برنامه کاری شهروندان برای ماه رمضان سال آینده است.

روزه گرفتن در گرما و اشتغال به کار تا جایی قابل تحمل و طبیعی است و از آن به بعد یا افراد باید کارشان را تعطیل کنند و یا روزه را کنار بگذارند و با افزایش گرما و شرایط کار در ایام تابستان تقریبا عموم مخاطبان با همین وضع روبرو هستند.

اگر کسی از فقها بپرسد بخواهم کار کنم نمی توانم روزه بگیرم ولی اگر توی خانه بنشینم و استراحت کنم می توانم روزه بگیرم، همه می گویند واجب است استراحت کند و روزه بگیرد و این شرایط را باید سیاست گذاری عمومی برای مردم فراهم کند و حاکمیت خردمند باید در این موارد قبل از دخالت قانونی نیروی انتظامی و قوه قضاییه به صورت واقع بینانه به تسهیلات طبیعی و عینی بیندیشد .

برای این موضوع فکری جدی لازم است و نمی شود گفت مسأله‌ای حاشیه‌ای و بی‌اهمیت بوده زیرا همان طور که امسال دیدیم روزه خوری علنی زیاد بود .این موضوع جای تعارف ندارد ، معلوم است کسی که زیر آفتاب از صبح تا غروب کار می کند تا یک جایی تحمل دارد و این روزه خوری علنی کارگر ساختمان و مجری نمای اتوبان و باغبان فضای سبز و کارگر پمپ بنزین معلوم است چه اثر تخریبی در فضای اعتقادی و عمومی خواهد داشت و در واقع ناقض همان هدفی است که از تحریم تجری به روزه خوری هست .

به یقین غالب این افراد خودشان هم تمایلی به ترک روزه ندارند و باید شرایطی فراهم کرد که مردم بتوانند در ساعات روز استراحت کنند و در ساعات شب به کار مشغول باشند و ماه مبارک رمضان را ماهی متفاوت و غیر عادی برای عبادت و مطالعه و رسیدگی به خانواده و بستگان و فراگیری معارف دینی بدانند . شاید کسی بگوید با خوابیدن و استراحت روزه‌داری سخت نخواهد بود ، پاسخ اتفاقا این است که قرار نیست روزه‌داری شکنجه باشد !

برخی به غلط فکر می‌کنند برای روزه گرفتن باید زجر بکشند وگرنه روزه‌شان قبول نخواهد بود. در حالی که بر عکس عبادت باید آرامش بخش و مطبوع باشد. باید اعتراف کنیم که این تلقی نادرست ما از برخی تعالیم دینی است که باعث شده فکر کنیم برای عبادت باید زجر کشید. برعکس عبادت باید شوق‌انگیز و طراوت بخش و نشاط آفرین باشد .

مسجد باید در تابستان خنک و در زمستان گرم باشد، فرش مسجد و حسینیه نباید بوی بد بدهد، نظافت محل عبادت باید بالاتر و بیشتر از همه جا باشد و مؤمنان بیش از دیگران شایسته‌اند از امکانات رفاهی و آسایش برخوردار باشند، هر چند این موضوع به معنای راحت‌طلبی و عافیت‌جویی نیست. افراط در این موضوع همان قدر خطرناک است که تفریط و البته عبادت خدا با رفاه‌طلبی و لذت‌جویی سازگار نیست.

اما به هر حال روایاتی چون " أفضل الأعمال أحمزها " بیشتر برای امید بخشی به مکلف است که بداند اگر مثلا در شرایطی مثل مسلمانان مقیم کشورهای غیر اسلامی روزه گرفت یا نماز خواند و به سختی افتاد ثواب بیشتری دارد و خداوند زحمت و رنج او را نادیده نمی‌انگارد نه اینکه کسی عمدا خود را به سختی بیندازد یا وسیله آسایش را برای مردم فراهم نکند .

واقعیت این است که اگر کسی از روزه آزار دید نه تنها شیرینی و لذت عبادت را نخواهد چشید بلکه چه بسا از خدا رنجیده و آزرده خواهد بود و مهمترین هدف از عبادت چشیدن شیرینی و خوشی مناجات و ارتباط معنوی با خداست و گرنه اگر عبادتی مثل روزه موجب آسیب دیدن افراد باشد شرعا هم جایز نیست، به همین جهت باید شرایط لازم برای ادای این تکلیف الهی به شکل مناسب فراهم گردد .

از سوی دیگر ماه مبارک رمضان اساسا قرار است ماه تغییر سبک زندگی باشد و مردم احساس کنند فرقی جدی و اساسی با بقیه ماه‌های سال دارد . این احساس تفاوت اساسی زمینه توجه معنوی به اهمیت این ماه و شب قدری را فراهم می‌سازد که از هزار ماه بهتر است . سیره و روش علمای بزرگ و صلحا نیز چنین بوده که در ماه مبارک رمضان سبک زندگی‌شان تغییر می‌کرده است و با کاهش جدی برنامه‌های روتین و روزانه عادی خود بیشتر به عبادت و دعا و مطالعه می‌پرداخته‌اند .

این گونه تغییر روتین‌های زندگی و متفاوت کردن برنامه‌های ثابت یکی از راه‌های پیشگیری از آلزایمر در دوران کهنسالی است و دانشمندان برای جلوگیری از ابتلای به این مشکل در پیری توصیه می‌کنند که افراد گاهی برنامه‌های ثابت خود را که بدان عادت کرده‌اند تغییر دهند تا ذهن و جسم آنها دچار روند ثابت نگردد .

چه بسا یکی از حکمت‌های روزه نیز ایجاد چنین تغییری در برنامه ثابت زندگی باشد . ایجاد این تغییر جز با برنامه‌ریزی و هماهنگی عمومی در جامعه ممکن نیست . اگر برنامه و ساعت کار ادارات و بانک‌ها و مراکز خرید تغییر نکند و اگر شرایط استراحت در طول روز برای همه فراهم نگردد ممکن است فقط عده اندکی از مردم بتوانند به راحتی روزه بگیرند .

بدین جهت لازم است عزم عمومی برای تحقق این هدف جزم شود و شرایط اجرای آن توسط همه نهادهای مرتبط از دستگاه‌های دولتی تا ارگان‌های خدماتی و نهادهای امنیتی و نظامی مهیا شود . باید بعد از همه شعارها به طور جدی باور کنیم هدف خلقت انسان و جهان عبادت بوده است و همه این تلاش‌ها و زحمت‌ها از وقوع انقلاب و برپایی جمهوری اسلامی تا کار اداری و شغلی ما همه برای تحقق آن هدف معنا پیدا می‌کند و باید دور از همه تعارف‌ها به طور جدی بپذیریم با تحقق این هدف بسیار ی از مشکلات اجتماعی و تربیتی نیز برطرف خواهد گردید .

باور کنید دینداری مردم و رابطه آنها با پروردگارشان اولویت نظام ماست . بگذارید سال آینده مردم روزهای گرم را بخوابند تا بتوانند شب‌ها به عبادت و استراحت بپردازند ، تا مسجدهایی را که سنگر اصلی است زنده کنند ، تا به جمع صمیمی و گرم خانواده که کانون حل مشکلات اخلاقی و اجتماعی است رونق دهند و بشود از آنها توقع داشت فرصتی برای یادگیری معارف دین شان بگذارند .

آشنایی با مجازات های بدحجابی


در اخبار روزهای اخیر مواردی از ضرب و جرح زنان نهی‌کننده از بی‌حجابی شنیده شده است.با شنیدن این اخبار عده‌ای سردرگم اند که آیامجازاتی برای این دسته از افراد مجرم وجود ندارد؟
اگر نگاهی به اخبار روزهای گذشته انداخته باشید، شاید مطالب مربوط به درگیری بانوان محجبه‌ای را که قصد امربه معروف و نهی از منکر زنان بدحجاب را داشتند؛ اما مورد ضرب و جرح قرار گرفتند، خوانده یا شنیده باشید.
 
این اخبار و اتفاقات سبب شد تا در مورد برخورد قانونی با بدحجابی با سیدرضا جواد موسوی، دادیار دادسرای استان سیستان و بلوچستان، گفت‌وگویی داشته باشیم، که در ادامه می‌خوانید:
 
تعریف قانون از بدحجابی
 
منظور از حجاب، همان پوشش اسلامی بانوان است که شامل پوشانیدن تمامی بدن به جز گردی صورت و دست‌ها از مچ به پایین می‌شود. قانون‌گذار در تبصره ماده 638 قانون مجازات اسلامی، کتاب پنجم تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده مصوب سال 1375، در بیان جرایم ضد عفت و اخلاق عمومی، بدحجابی را جرم سزاوار مجازات شمرده است.
 
در این تبصره آمده است:«زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند، به حبس از ده روز تا دو ماه یا از 50 هزار تا 500 هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد.»
 
در این مورد باید توجه داشته باشید که با اینکه قانون‌گذار تعریف دقیقی از بی حجابی نکرده و فقط میزان مجازات آن را تعیین کرده است، با مراجعه به قانون اساسی می‌بینیم که اصلی را بیان کرده که بر اساس آن مقرر شده است: «قاضی موظف است کوشش کند حکم هر دعوا را در قوانین مدوّنه بیابد و اگر نیابد، با استناد به منابع معتبر اسلامی یا فتواهای معتبر، حکم قضیه را صادر نماید و نمی‌تواند به بهانه سکوت یا نقض یا اجمال یا تعارض قوانین مدوّنه، از رسیدگی به دعوا یا صدور حکم امتناع ورزد.»
 
بنابراین می‌توان نتیجه گرفت، درباره تعیین حدود حجاب شرعی نیز با وجود اینکه در قانون تعریف دقیقی از آن نشده است؛ قاضی موظف است به منابع معتبر اسلامی و منابع شرعی مراجعه کند و طبق تعریف آن‌ها درباره بی‌حجاب تصمیم بگیرد.
 
موارد مشابه
 
البته در تبصره ماده 638، به موضوع دیگری نیز اشاره شده است مبنی بر اینکه : «هرکس علناً در انظار عمومی و معابر، تظاهر به عمل حرامی نماید، علاوه بر کیفر عمل، به حبس از ده روز تا دو ماه یا تا 74 ضربه شلاق محکوم می گردد و در صورتی که مرتکب عملی شود که نفس آن عمل دارای کیفر نباشد، اما عفت عمومی را جریحه‌دار کند، فقط به حبس از ده روز تا دو ماه یا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد.»
 
بنابراین، قانون زنانی را که بدون حجاب شرعی یا با بدحجابی در معابر عمومی و خیابان‌ها حاضر می‌شوند، مجرم می شناسد و با آنان برخورد می‌کند.
 
همچنین بر اساس قانون تعزیرات اسلامی برخی رفتارهای ناهنجار مستلزم برخورد قضایی است که این رفتارها عبارتند از: رعایت نکردن حجاب در معابر عمومی (ماده 638 ق. م. ج)، تشویق یا انجام فساد و فحشاء (ماده 639 ق. م. ج)، استفاده از وسایلی که عفت عمومی را جریحه‌دار می‌کند. (ماده 640 ق. م. ج) و هرگونه عملی که امنیت اخلاقی جامعه را تحت‌الشعاع قرار می دهد.
 
بدحجابی و بی‌حجابی
 
بی‌حجابی یعنی فردی حجاب لازم و واجب از نظر شرع مقدس اسلام را نداشته باشد؛ که مصادیق آن بدون روسری بودن یا برهنه بودن اعضای دیگر بدن او است. البته بی‌حجابی در جامعه ما بسیار به ندرت ممکن است، اتفاق بیفتد و بر اساس قوانین جمهوری اسلامی حتی افراد بیگانه نیز ملزم به رعایت حداقل حجاب هستند.
 
بدحجابی یعنی اینکه کسی حجاب دارد، اما به صورت ناقص و به گونه ای است که همین حجاب ظاهری را نیز برای تزیین خود به‌کار برده است.
 
چه برخوردی باید کرد؟
 
در برخورد با این افراد قبل هرچیز خوب است بدانید که اصل امر به معروف و نهی از منکر، بر همه واجب و یکی از فروع دین مقدس اسلام است. این اصل در ردیف نماز و روزه و سایر واجبات قرار می‌گیرد. اما باید توجه داشت که امر به معروف و نهی از منکر برای کسی است که عالما و عامداً دست به گناهی می‌زند؛ یعنی هم می‌داند که فلان عمل گناه است، هم متوجه است و با قصد گناه می کند.
 
بنابراین اگر کسی نداند یا متذکر نباشد، درباره او تذکر یا تعلیم صادق است، نه امر به معروف. افزون بر این کسانی که به امر به معروف و نهی از منکر می‌پردازند، باید با زبانی نرم و به آرامی، بدون توهین و خشونت این کار را بکنند.
 
رسیدگی با کیست؟
 
مرجع رسیدگی به جرم بدحجابی، مراجع قضایی هستند؛ به این صورت که ضابطان ذی‌صلاح دادگستری می‌توانند این جرم را گزارش دهند و دادسرا نیز موظف است به آن رسیدگی کند. ضابطان ذی‌صلاح دادگستری نیز در برخورد با مرتکب جرم رعایت نکردن حجاب شرعی، مکلف هستند با توقیف زن بدحجاب وی را در مدت قانونی تحویل مراجع قضایی دهند.
 
اکنون نیروی انتظامی جمهوری اسلامی به عنوان ضابط عام دادگستری وظیفه اصلی در برخورد با جرم رعایت نکردن حجاب شرعی را بر عهده دارد. «مبارزه با منکرات و فساد» برابر ماده 8 ماده چهار قانون نیروی انتظامی مصوب 1369 از جمله وظایف ذاتی نیروی انتظامی به عنوان ضابط قوه قضاییه است.
 
 بنابراین هر اقدام نیروی انتظامی در برخورد با جرم رعایت نکردن حجاب شرعی که از مصادیق عمده منکرات و مفاسد اجتماعی است، اجرای تکلیف قانونی است و سرپیچی از آن تخطی از وظایف ذاتی این نیرو محسوب شود.
 
شکایت کنندگان
 
ممکن است برای شما هم این سؤال پیش آمده باشد که جدای از امر به معروف و نهی از منکر که وظیفه دینی همه مسلمانان است، آیا همه مردم این حق را دارند که شخصا از فرد بی حجاب شکایت کنند یا فقط مدعی‌العموم که همان دادستان است، می‌تواند این کار را بکند؟
 
پاسخ این پرسش این است که چون جرم جنبه عمومی دارد و طبق ماده 104 قانون مجازات اسلامی سال 1392، نیز جزو جرایمی نیست که قابل بخشش باشد، می‌تواند هم اعلام کننده جرم و هم شاکی خصوصی داشته باشد.
 
 در این موارد اعلام کننده جرم، می‌تواند دادستان یا مردم عادی باشند. اما در خصوص شاکی خصوصی یادآور می‌شویم که شاکی خصوصی فقط مشمول ذی‌نفع‌ها می‌شود، یعنی افرادی که از این موضوع نفعی می‌برند. در غیر این صورت اگر فردی نفعی از موضوع نمی‌برد، اما طبق وظیفه اجتماعی و دینی خود و با دلایل کافی می‌خواهد از فرد بی حجابی شکایت کند، فقط باید به عنوان اعلام جرم، به دادسرا مراجعه کند و به دادستان اطلاع دهد.
 
درگیر نشوید
 
همان‌طور که اشاره کردیم در اخبار روزهای اخیر مواردی از ضرب و جرح زنان نهی‌کننده از بی‌حجابی شنیده شده است. با شنیدن این اخبار عده‌ای سردرگم شده اند که آیا واقعا مجازاتی برای این دسته از افراد مجرم وجود ندارد؟ اگر شما هم نمی دانید که آیا واقعا مجازاتی وجود دارد یا خیر؟ باید بدانید که در جامعه اسلامی، ارتکاب هر جرمی با مجازاتی همراه است.
 
در قانون مجازات اسلامی، فرد بی‌حجابی که به هر نحو به نهی کننده، تعرض یا توهین کند، در دو صورت مجازات می‌شود. اگر ناهی مأمور دولتی باشد، چون این کار از وظایف قانونی وی محسوب می‌شود، طبق ماده قانون 607 قانون مجازات اسلامی سابق، هرگونه حمله یا مقاومتی که با علم و آگاهی نسبت به مأموران دولت در حین اجرای وظیفه آنان به عمل آید، تمرد محسوب می‌شود و مجازات آن به این شرح است:
 
هرگاه متمرد به قصد تهدید اسلحه خود را نشان دهد حبس از شش ماه تا دو سال، هرگاه متمرد در حین اقدام دست به اسلحه برد حبس از یک تا سه سال، در سایر موارد حبس از سه ماه تا یک سال،اگر متمرد در هنگام تمرد مرتکب جرم دیگری هم بشود به مجازات هر دو جرم محکوم خواهد شد.
 
اما اگر فرد ناهی از مردم عادی باشد و این کار از وظایف قانونی او نباشد، در صورتی که مورد ضرب و جرح قرار گرفته باشد؛ می‌تواند مانند یک شخص عادی به علت ایراد ضرب‌وجرح و توهین، به دادگاه شکایت کند. قانون نیز طبق شکایت وی از نهی شده، تصمیم گیری می‌کند.
 
در این موارد مجازات بدحجاب، 70 تا 74 ضربه شلاق و مبلغ 50 هزار تا یک میلیون ریال جزای نقدی خواهد بود. البته همیشه حق با مأموران یا نهی‌کنندگان نیست، بلکه در برخی موارد بدحجاب نیز حق شکایت دارد؛ در صورتی که مأموران انتظامی یا یکی از مردم عادی، در حین اجرای امر به معروف و نهی از منکر، علاوه بر تذکر به بدحجاب، او را مورد توهین قرار دهند، بدحجاب می‌تواند از آنان شکایت کند.
 
زیرا قانونگذار قید کرده است که اگر مأموران برخلاف وظایف تعیین شده خود، کاری بکنند جرم است و مجازات دارد. در مورد مردم عادی هم گزارش رفتار فرد بی حجاب به دادگاه کفایت می‌کند.
 
مجازات فروشندگان لباس‌های غیرشرعی
 
کارشناسان معتقد هستند که بی حجابی جرمی عمومی و اجتماعی است؛ بنابراین مجازات آن نه فقط برای فرد بی حجاب بلکه برای کسانی که با فروش لباس‌های نامناسب به ارتکاب این جرم کمک می‌کنند، نیز باید اعمال شود.
 
بر اساس قانون نحوه رسیدگی به تخلفات مجازات فروشندگان لباس‌هایی که استفاده از آن ها در ملأ عام خلاف شرع است یا عفت عمومی را جریحه‌دار می‌کند، نحوه مجازات تولید کنندگان، وارد کنندگان، توزیع کنندگان و استفاده کنندگان لباس‌های غیر شرعی، اول تذکر و ارشاد، دوم توبیخ و سرزنش، سوم تهدید، چهارم تعطیلی محل کسب به مدت سه تا 6 ماه برای فروشندگان و توزیع کنندگان البسه و جریمه نقدی برای وارد کننده و تولید کننده و 10 تا 20 ضربه شلاق یا جریمه نقدی برای استفاده کننده از البسه غیر شرعی است.
 
اگر ثابت نشود
 
یادتان باشد که همیشه بی‌حجاب گناهکار نیست؛مواردی هم پیش می‌آید که فردی قربانی توطئه یا بدگمانی می‌شود و به او تهمت می‌زنند؛ در چنین مواردی با وجود اینکه جرم بی حجابی در قانون غیر قابل گذشت است، اگر جرم اثبات نشود، قاضی دادسرا موظف است «قرار منع تعقیب» صادر کند و در دادگاه‌ها نیز طبق قانون؛ رأی بر برائت فرد داده می‌شود.

پخش مستقیم رویت هلال ماه شوال برای اولین بار در جهان


 در اقدامی بی‌سابقه مراحل رویت هلال ماه شوال در پایگاه اینترنتی "طرح اسلامی رویت هلال ماه" در کشورهای عربی اسلامی به طور مستقیم پخش خواهد شد.

به گزاش ایسنا به نقل از روزنامه اماراتی البیان، مهندس محمد شوکت عوده، رییس طرح اسلامی رویت هلال ماه از پخش مستقیم مراحل رویت هلال ماه در پایگاه اینترنتی این مرکز در روز چهارشنبه خبر داد.

وی اعلام کرد: این مرکز با استقرار دو گروه از محققان و منجمان در مناطقی از عمان و لیبی در پی رویت هلال ماه به وسیله تلسکوپ‌هایی مخصوص هستند. تلسکوپ‌های پیشرفته‌ای که فقط در پنج کشور جهان وجود دارد و قادر است با عکسبرداری‌های پیاپی و پردازش آن در برنامه‌هایی مخصوص هلال ماه را حتی در ساعات میانی روز نشان دهد.

این اقدام برای تمام کسانی که خواهان رویت مستقیم هلال ماه هستند فرصتی فراهم کرده است تا به آسانی شاهد لحظه هلول ماه باشند.

علاقمندان در سراسر کشورهای اسلامی می‌توانند با مراجعه به نشانی اینترنتی http://www.icoproject.org/live.html در روز چهارشنبه هلال ماه را رویت کنند.

حجاب و رعایت عفت، رابطه دو طرفه است

اشرف بروجردی در گفت و گو با شفقنا: حجاب و رعایت عفت، رابطه دو طرفه است/ اصل حجاب این است که هر فرد برای خود حریمی قائل شود

عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی با بیان اینکه عفت، پایبندی به اصول اخلاقی است که فرد را ملزم به رعایت یک سری اصول اخلاق می کند، اظهار کرد: حجاب یکی از ملزومات عفیف بودن است و اینکه چه زن و چه مرد وارد حریم زندگی دیگران نشوند این می تواند عفت را معنی کند و الا ممکن است افرادی محجبه باشند ولی عفیفه نباشند ولی فرد عفیفه حتمأ محجبه نیز است.

دکتر اشرف السادات بروجردی در گفت و گو با خبرنگار شفقنا(پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) گفت: حجاب به معنای "پرده" است و فقط در یک جا به کار گرفته شده و آن هم به معنای حائلی است که در رابطه با همسران پیامبر با دیگران مطرح شده است به این معنا که با همسران پیامبر از پس پرده صحبت کنید. آن چیزی که به معنا پوشش در تعابیر دینی مسلمانان به کار رفته است کلمه"جلباب" است. جلباب  به معنای آن چیزی است که در واقع سر وسینه را می پوشاند و بیشتر به پوشش سینه و گردن تعبیر می شود و در تعابیر قرآنی به معنای این است که فرد به گونه ای رفتار کند که  بتواند یک حریمی را بین خود و دیگران قرار دهد که این می تواند معنای حجاب باشد.

او در خصوص فلسفه حجاب اظهار کرد: فلسفه حجاب این است که در جامعه، روابط بین افراد به حفظ حریم یکدیگر منجر باشد و اینطور نباشد که کسی بخواهد حریم دیگران را مورد تعارض قرار دهد و یا تعابیری که امروزه از آن می شود  تحت این عنوان است که اگر زن ها خود را بپوشانند و به دیگران اجازه بدهند تا هر طور که می خواهند با آنها رفتار کنند ، این کار با فلسفه حجاب مطابقت ندارد البته مفاهیم مختلفی از حجاب وجود دارد  مثل حجاب در نگاه، حجاب بدن، حجاب صدا و ... و لذا اصل حجاب همین است که هر کس برای خود حریمی قائل شود و حریم افراد هم می تواند با پوشش ظاهری تألیف شود به گونه ای که کسی به خود اجازه ندهد که متعرض حریم دیگری شود.

عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی تصریح کرد: در زمان پیامبر(ص) زنانی که به بردگی گرفته می شدند  حجاب نداشتند و در واقع آزاد بودند و قرآن به زنان مؤمنه اشاره می کند" شما به عنوان کسانی که دارای عفت و حریم هستید بهتر است که پوششی داشته باشید" و به تعبیر قرآن " بهتر است که به عفیفه شناخته شوید تا دیگران شما را اذیت و آزار نکنند" اینجا تعبیر قرآن این است که دیگران متعرض شما نشوند یعنی به زن نمی گوید که تو حریمی را برای خود قائل شو ولی دیگران هر طور که اراده می کنند با تو رفتار کنند  بلکه می گوید "زمانی که تو حریمی برای خود قائل می شوی" این باعث می شود که دیگران متعرض تو نشوند.

بروجردی در ادامه افزود: یعنی می توان گفت حجاب و رعایت عفت رابطه دو طرفه است یعنی از یک طرف زن باید برای خود حریم قائل شود و از سوی دیگر، دیگران باید این را بدانند و یاد بگیرند که متعرض حریم دیگران نشوند و منظور از دیگران نیز قاعدتأ مردان جامعه هستند که نباید متعرض این حریم شوند. تعبیر قرآن  صراحتأ این است که "به زنان مؤمنه بگویید که برای خود حریمی را مشخص کنند" یعنی زنان غیر مؤمنه یا به عبارتی زنانی که یا مسلمان نبودند و یا برده بودند مشمول این تکلیف نمی شدند. این تکلیف متوجه زنان مؤمنه ای است که می خواهند به عفت شهرت داشته باشند تا کسی آنها را مورد اذیت و آزار قرار ندهد و لذا به آنها می گوید که "شناخته شوید به اینکه انسان های عفیف و متمایز از دیگران هستید و برای اینکه مورد تعرض قرار نگیرید بهتر است  که پوششی را برای خود انتخاب کنید" و این پوشش را هم به چادر تعبیر نمی کند بلکه صرف پوشیدن چادر یا مانتو، معنای جلباب این است که گردن و سیسنه پوشیده شود.

او در خصوص رابطه بین عفاف و حجاب گفت: لزومأ کسی که حجاب دارد نمی توان گفت که عفت هم دارد عفت پایبندی به اصول اخلاقی است که فرد را پایبند به رعایت یک سری اصول اخلاق می کند که باعث می شود بر اساس آن اصول، شخص به عنوان فردی که ملزم به رعایت یک سری مبانی اخلاقی است شناخته شود. از جمله  اینکه چه زن و چه مرد وارد حریم زندگی دیگران نشوند این می تواند عفت را معنی کند. حجاب هم یکی از شاخص هایی است که می تواند در بر گیرنده عفت باشد و الا ممکن است افرادی محجبه باشد ولی عفیفه نباشند ولی فرد عفیف حتمأ محجبه نیز است یعنی حجاب را رعایت می کند زیرا می داند یکی از ملزومات عفیف بودن رعایت حجاب است.

بروجردی گفت: یک بخشی از عفت درون خانواده و بخش دیگر آن درون اجتماع تعریف می شود این که فرد وارد جامعه می شود باید بر اساس اصول و حریم ها با دیگران ارتباط برقرار کند و در اصل باید خود را ملزم کند به اینکه در روابط با افراد وارد اجزای زندگی آنها نشود  که این می تواند عفت انسان را معنی کند به این معنی که در زندگی دیگران تجسس نکنید و متعرض دیگران نشوید و اجازه ندهید که دیگران هم وارد حریم شما شوند. از شاخص هایی که انسان ها اجازه می دهند دیگران وارد حریم آنها شوند خود نمایی و جلوه آرایی کردن است و این جلوه آرایی زمینه سازی است که دیگران متعرض به آنها شوند که این کارها مغایر با اصل عفت است چرا که انسان عفیف کسی است که سعی می کند واقعیت وجودی اش را در رفتارش نشان دهد و بر اساس مبانی اخلاقی و روابط بین افراد در جامعه به گونه ای رفتار کند که اجازه ندهد دیگران وارد حریم زندگی او شوند.

او در پایان خاطر نشان کرد: حجاب داشتن با عفیف بودن فرق می کند یعنی شخص وقتی عفت را رعایت می کند اگر محجبه هم نباشد می تواند امنیت را در جامعه بر پا کند یعنی به جای اینکه بگوییم حجاب نداشتن باعث اختلال امنیت است باید گفت غفیف نبودن باعث اختلل امنیت می شود و فرد اگر عفیف باشد امنیت را برای خود و دیگران فراهم می کند.

حجاب حائل بین نامحرمان و مقدمه رسیدن به مقامات الهی است


مروه شربینی می گوید: با حجاب باید به گونه ای برخورد کنی که حتی جانت را هم بفروشی تا این قانون الهی باقی بماند.


سرکار خانم طاهره همیز، استاد و مشاور دانشگاه ، فارغ التحصیل رشته فقه و حقوق است. ایشان که سال هاست در حوزه مسائل تربیتی و خانواده مشغول به مطالعه و پژوهش اند، امشب در ادامه سلسله جلسات سبک زندگی قرآنی در نمایشگاه بین المللی قرآن کریم به موضوع "نهادینه سازی حجاب واجب قرآنی در جامعه" پرداخت.
وی با اشاره به وجود کشمکش های فراوان در طول تاریخ بر سر مسئله حجاب افزود: لزوم وجود و وجوب حجاب همواره مورد مناقشه همه ی انسان ها در سراسر دنیا بوده است که حتی این کشمکش ها و حساسیت آن به واژه سازی شهید حجاب نیز ختم شد.
وی در ادامه به کسانی که حجاب را مورد مناقشه قرار می دهند و آگاهی ندارند سخنان شهیده حجاب را یادآور شد و گفت: مروه شربینی، شهیده ی حجاب در آن سوی عالم، در جواب این سؤال که چطور باید با حجاب برخورد کنیم، می گوید: با حجاب باید به گونه ای برخورد کنی که حتی جانت را هم بفروشی تا این قانون الهی باقی بماند.
خانم همیز در ادامه به بیان تعریف جامعی از حجاب پرداخت و گفت: حجاب یعنی حائل بین تو و نامحرم و این فقط محدود به پارچه، نگاه و گفتار نیست. بین دو نامحرم در فضای بیرونی حائلی عفیف درست کنید تا بتوانند به مقاماتی برسند که محبوب خدا باشند و به کارهای اجتماعی و انسانی خودشان هم برسند. هر کسی که تنها درباره ی پارچه، رنگ و... بحث می کند و روی ریزه کاری ها دست می گذارد، اصلاً نمی فهمد اسلام چه می خواهد. مقصد اسلام رشد جامعه ی جهانی و تخلق به اخلاق الله است. می خواهد جامعه ی جهانی رشد کند تا به جایی برسد که اخلاق خدا در آن اجرا شود و مردم رنگ خدایی پیدا کنند.
وی در ادامه اهمیت حجاب را اینگونه مطح کرد: ما برای مراحل مختلف زندگی در روایات، نکات و مطالبی را می توانیم پیدا کنیم که در این راستا باید به طور جدی مراعات شوند.
وی با بیان اینکه امام خمینی (ره) التزام بالایی به بحث حجاب داشتند افزود: امام خمینی(ره) می فرمودند، اگر شما نفستان را تزکیه نکنید، نفس آن قدر شما را از خداوند دور می کند که حتی فکر تزکیه را هم نکنید. در همین راستا ما باید قوانین زیادی را برای تبیین و تسهیل تذهیب نفس برای همگان تصویب و اجرا کنیم.
وی سپس در مورد جایگاه جهانی حجاب افزود: انقلاب اسلامی ایران به دنیا نشان داد که می شود با دستورات الهی به پیروزی رسید و معادلات مادی را متحول نمود. انقلاب امام خمینی (ره) نشان داد که قوانین قرآن می توانند بر جهان حاکم شوند و یکی از این قوانین که قابلیت جهانی شدن دارد حجاب است. مقام معظم رهبری نیز با بازتولید بحث سبک زندگی سعی بر آن داشتند تا با طرح مباحث منطقی در مورد حجاب که یکی از شاخصه های اصلی این مبحث است به واشکافی فلسفه حجاب در بعد داخلی و خارجی بپردازند.

این هم اوج وفاداری به همسر! +تصاویر


این هم اوج وفاداری به همسر! +تصاویر

یک مرد ۴۰ ساله الجزایری به دلیل فلج‌شدن همسرش او را تاکنون به مدت ۵ سال حمل کرده است. این مرد شبانه‌روز، خود را در خدمت همسر معلول خود قرار داده و حاضر نیست زنی دیگر بر همسر خود ترجیح دهد.

مردی به نام سلیم رخروخ در سال ۱۳۷۵ با این زن ازدواج کرده و حاصل زندگی مشترکشان یک فرزند است.

همسر این مرد به دلیل مرگ والدینش به فاصله ۲۰ روز از یکدیگر به بیماری فلج دچار شد و از آن روز تاکنون قادر به حرکت و تکلم نیست.

این مرد ۴۰ ساله الجزایری به دلیل فلج‌شدن همسرش او را تاکنون به مدت ۵ سال حمل کرده است. این مرد شبانه‌روز، خود را در خدمت همسر معلول خود قرار داده و حاضر نیست زنی دیگر بر همسر خود ترجیح دهد.

 

 

سلیم که سرایدار یک مدرسه بوده و در یک اتاق با همسر و فرزند خود زندگی خوبی را سپری می‌کرده اینک هر روز صبحانه را برای همسر خود مهیا می‌کند و وقتی برای کار بیرون می‌رود خود را موظف می‌داند که مرخضی گرفته و به خانه بازگردد تا خانه را تمیز و ناهار را برای همسر خود آماده کند.

او نه تنها غذا را برای خود و همسر و فرزندش آماده می‌کند بلکه غذا را در دهان همسر بیمار خود می‌گذارد چرا که او قادر به غذا خوردن نیست.

 

 

سلیم علاوه بر این کارها، داروی همسرش را نیز باید سر وقت بدهد. او روزی دوبار به خاطر غذا و دارودادن به همسرش مرخصی می‌گیرد و دوباره به کارش باز می‌گردد.

وی می‌گوید شبها به طور میانگین سه الی چهار بار بیدار می‌شود تا همسرش – که قادر به غلت‌زدن نیست – را این پهلو و آن پهلو می‌کند تا زخم بستر نگیرد.

او می‌گوید: در این سالها بارها متوجه شدم که همسرم درحال درد کشیدن است اما به خاطر اینکه خواب هستم و برای رعایت حالم، مرا بیدار نکرده است.

نگاه یک زن دانا و منصف به مردها و یک نکته مردانه


نگاه یک زن دانا و منصف به مردها و یک نکته مردانه

وبلاگ > مؤذن جامی، محمدهادی - دوتا از گلچین رایانامه هایم را که به قصد اصلاح و بهبود روابط همسران - دو موجود زیبا و مورداحترام خدای احسن الخالقین- منتشر کردم بازخوردهای شگفت آوری داشت که برخی دشمنانه و بی ادبانه بود و آسیب شناسی اجتماعی و روانی لازم دارد . برخی مشفقانه و منصفانه بود. برخی انکار بدیهیهات بود وبرخی تلقی برده داری و... ولی واقعا رابطه ای زیباتر و متعالی تر از رابطه عاشقانه و صمیمانه زن و مرد سراغ ندارم. زندگی بی آرامش و آسایش فایده ندارد.می شناسم باغبان فقیری راکه درخانه40 متری خودلذتها می برد ومیلیاردری که عاشق زنش بود ومیلیاردها خرج زنی فحاش وپولپرست و بداخلاق کرد ولذتی ندارد و زنی پاکدامن که اسیر ثروتمندی شکاک و مریض است وبسختی روزها را هل می دهد تاعمرتمام کند..اینهاواقعیات پیرامون ماست. همه دنبال کمال وآرامشیم.نیستیم؟ پس باید بدانیم چه کنیم تا آرامش و کمال را تجربه کنیم. ما مسافر ابدیتیم خرابش نکنیم

و اما آن نوشته تأمل برانگیر:

یک وقت هایی فکر می کنم مرد بودن چقدر می تواند غمگین باشد.
هیچ کس از دنیای مردانه نمی گوید.
هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمی کند.
هیچ انجمنی با پسوند«... مردان» خاص نمی شود.
مرد ها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند.
این روزها همه یک بلند گو دست گرفته اند و از حقوق و درد ها و دنیای زنان می گویند.
در حالی که حق و درد و دنیای هر زنی یکی از همین مردها است.
یکی از همین مرد هایی که دوستمان دارند.
وقتی می خواهند حرف خاصی بزنند هول می شوند. حتی همان مرد هایی که دوستمان داشتند ولی رفتند...
یکی از همین مردهای همیشه خسته.
از همین هایی که از 18 سالگی دویدن را شروع می کنند. و مدام باید عقب باشند.
مدام باید حرص رسیدن به چیزی را بخورند.
سربازی، کار، درآمد، تحصیل... همه از مرد ها همه توقعی دارند.
باید تحصیل کرده باشند. پولدار، خوش تیپ، قد بلند، خوش اخلاق، قوی... و خدا نکند یکی از اینها نباشند...

ما هم برای خودمان خوشیم! مثلا از مردی که صبح تا شب دارد برای درآمد بیشتر برای فراهم کردن یک زندگی خوب برای ما که عشقشان باشیم به قولی سگ دو می زند، توقع داریم که شبش بیاید زیر پنجره مان ویولن بزند و از مردی که زیر پنجره مان ویولن می زند توقع داریم که عضو ارشد هیأت مدیره شرکت واردات رادیاتور باشد.

توقع داریم همزمان دوستمان داشته باشند، زندگی مان را تامین کنند، صبور باشند و دل داریمان بدهند، خوب کار کنند و همیشه بوی خوب بدهند و زود به زود سلمانی بروند و غذاهای بد مزه ما را با اشتیاق بخورند و با ما مهمانی هایی که دوست داریم بیایند و هر کسی را که ما دوست داریم دوست داشته باشند و دوست های دوران مجردی شان را فراموش کنند و نان استاپ توی جمع قربان صدقه مان بروند و هیچ زن زیباتری را اصلا نبینند و حتی یک نخ هم سیگار نکشند!

مرد ها دنیای غمگین صبورانه ای دارند. بیایید قبول کنیم. مرد ها صبرشان از ما بیشتر است.


وقت هایی که داد می زنند

وقت هایی هم که توی خیابان دست به یقه می شوند

وقت هایی که چک شان پاس نمی شود

وقت هایی که جواب اس ام اس شب بخیر را نمی دهند

وقت هایی که عرق کرده اند

وقت هایی که کفش شان کثیف است

تمام این وقت ها خسته اند و کمی غمگین .

و ما موجودات کوچک شگفت انگیز غرغروی بی طاقت را دوست دارند. دوستمان دارند و ما همیشه فکر می کنیم که نکند من را برای خودم نمی خواهد برای زیبایی ام می خواهد، نکند من را برای شب هایش می خواهد؟ نکند من را برای چال روی لپم می خواهد؟ در حالی که دوستمان دارند؛ ساده و منطقی... مرد ها همه دنیای شان همین طوری است. ساده و منطقی... درست بر عکس دنیای ما.

بیایید بس کنیم. بیایید میکرفون ها و تابلو های اعتراضیمان را کنار بگذاریم. من فکر میکنم مرد ها، واقعا مرد ها،آنقدر ها که داریم نشان می دهیم بد نیستند.

مرد ها احتمالا دل شان زنی میخواهد که کنارش آرامش داشته باشند. فقط همین
.
کمی آرامش در ازای همه فشار ها و استرس هایی که برای خوشبخت کردن ما تحمل می کنند.
کمی آرامش در ازای قصر رویایی که ما طلب می کنیم...
بر خلاف زندگی پر دغدغه ای که دارند، تعریف مرد ها از خوشبختی خیلی ساده است.

******************************

اما یک نکته واقعا مــَــردانه ...

مردای محترم !بیایید کمی هم مرد باشیم!
زیر بارون اگر دختری رو سوار کردید
جای شماره به او امنیت بدهید

او را به مقصد مورد نظرش برسانید
نه به مقصد مورد نظرتان !

بگذارید وقتی زن ایرانی مرد ایرانی را در کوچه ای خلوت می بیند
احساس امنیت کند ؛ نه احساس ترس

بیایید فارغ از جنسیت ...
کمی هم مــَــرد باشیم !

مردای غیور فقط محارم خودشونو ناموس نمی دونن... همه خانوما ناموس ما هستند وازآنها باید حمایت و مراقبت کرد و نگذاشت دست وچشم طمع هوسبازان شهوتران به آنها برسد... ارتباط خارج از چارچوب شرع ممنوع!

تکمله :

قصه عیاری که تاجری ناموس زیبارویش را به او سپرد و سفر رفت و عیار زن زیبا را به خانه اش برد و به مادرش سپرد و تا شوهر زن برنگشت به خانه خودش وارد نشد تا اسیر وسوسه شیطان نشود هنوز هم شنیدنی و تحسین کردنی است که چقدر ناموس پرستی خوب است.... و چقدر چندش آورست اخبار روابط خیانت آمیز و عشقهای الکی مثلثی و .... و چندش آورتر خیانت پیران است که قدیمی ها می گفتند به جوان اعتماد بکن به پیر نکن... چون جوان غیرت و ناموس پرستی بیشتری دارد و با مکر و حیله و توجیه آشنا نیست ولی برخی پیرها مکارند و روشهای  گول زدن عحیبی دارند که به عقل شیطون هم نرسیده و بقول قرآن اینها استاد شیطان می شوند(فاتبعه الشیطان) یکیش که هنوز برام عجیبه قصه زن جوانی است که شوهرش سفرهای کاری طولانی مدت می رفت و زن عاصی شده بود و برای مشاوره به ابلیسی انسان نما پناه برده بود و این نامرد گفته بود شوهرت که از حد ترخص خارح میشه دیگه تو آزادی!! و بعداز چند جلسه با چرب زبانی سرش کلاه گذاشته بود که بیا صیغه من بشو و... فکرکنید چه فاجعه ای رقم خورد از مکر این آدم حقه باز که از حد ترخص که برای شکسته شدن نماز مسافر است برای شکستن حریم یک زن پناه جو استفاده کرده بود و کم صبری و سادگی و فریب حوردگی و نادانی و حکم شرع نشناسی زن چه فاجعه ای را رقم زد و... امان از جهل و کم صبری و امان از علمی که چراغ راهنمای دزد شود