آرامش واحترام شایسته همراه آراستگی ومتانت باچادرمشکی

                                                              پوشش و حجاب به دلیل اینکه نقش اساسی در متعادل کردن غریزه ی خود نمایی و تبرّج زن دارد، عامل مهمی برای جلوگیری از بخش بزرگی از پریشانی ها و دغدغه های فکری زن به شمار می آید؛ زیرا آزادی زن در خودآرایی و به نمایش گذاشتن جلوه های زنانه در بین جامعه، باعث افراط در تجمّل و توجّه به زیبایی های ظاهری می شود که این توجه افراطی، می تواند بروز اختلالهای روانی را در زن در پی داشته باشد.

محققان علوم رفتار در تحلیل خودنمایی بیمارگونه و برخی ناهنجاریهای پوششی برخی افراد معتقدند وقتی زن، بی حجاب و با ظاهری پر اطوار در بین مردان ظاهر می شود، ممکن است عده ای او را مورد تحسین و تکریم (ظاهری) قرار دهند. به همین دلیل وی همواره سعی می کند وضع ظاهری خود را طوری قرار دهد که بیشتر مورد پسند آنها قرار گیرد.


این کارشناسان با اشاره به آثار آغاز این رویه اخلاقی افزودند: معمولاً این گونه زنان و دختران برای اینکه محبوبتر شوند، هر روز وقت زیادی را صرف آرایش و تقلید از مدهای جدید می کنند. این روند، می تواند ناراحتیهای روانی زیادی را برای آنان ایجاد کند. نگرانی از اینکه ممکن است همیشه کارها به دلخواه پیش نرود، باعث بروز مشکلاتی برای آنها می شود. برای مثال این تصوّر که آیا با صرف این همه وقت و هزینه ی مالی توانسته اند نظر دیگران را به طرف خود بکشند و مورد پسند آنان شوند یا به عکس، مورد تمسخر و تحقیر آنان هستند، می تواند همواره ذهن آنها را به خود مشغول کند و آنها را به انسان هایی نگران تبدیل سازد.

محققان به این نکته هم اشاره کردند که دلیل بعدی که می تواند بر نگرانی آنها بیفزاید، این تصور است که هر لحظه رقیبی زیباتر از راه برسد و همچنین دلیل دیگری که باعث ناراحتی برای آنها می شود، این است که می بینند به مرور زمان از زیباییشان کاسته می شود و زنان جوانتر و زیباتر جای آنها را می گیرند و نقش آنها را در ربودن دل ها کمتر می کنند. آنها برای اینکه در این رقابت، ضعف خود را جبران کنند، دست به کارهای مختلفی می زنند؛ یعنی تنوع طلبی بیشتر در لباس، آرایش، جلوه گری و خودآرایی که البته نتیجه ی چندانی برایشان ندارد و آنها در مانده تر می سازد زیرا از شخصیت محکم درونی برخوردار نبوده اند و همواره هدفشان جلب رضایت ظاهری بوده است.

محققان در ادامه به این نتیجه اشاره کردند که هنگامی که یک زن در اثر آزادی در خودآرایی و جلوه گری به چنین احساسی رسید، به زودی متوجه می شود که در این رقابت، دیگر توان مقابله با زنان زیبا و جوان را ندارد، با گذشت زمان و مسن شدن این احساس تلخ در او بیشتر می شود؛ زیرا می بیند همان افرادی که چندی پیش خریدار به جهت دسترسی آسان و جلوه گری های زنانه اغراق شده اطراف او بودند، دیگر حاضر نیستند با او رفت و آمد داشته باشند و بهای چندانی به او نمی دهند. این مرحله ایست که زن دچار افسردگی و اضطراب می شود و از تنظیم امور شخصی و اجتماعی خود درمانده می شود و اگر پذیرای واقعیت نباشد حتی گاه دیده شده که دست به خودکشی می زند.

در همین زمینه نویسنده ی کتاب چهره ی عریان زن می نویسد: زیبایی، به نمایش برجستگیهای بدن و آرایشی که اضطراب درونی و فقدان اعتماد به نفس را پنهان می کند، نیست؛ بلکه پیش از هر چیز مدیون قدرت تفکر، سلامت و کمال نفس است. چه بسیار دخترانی که به سبب شوق دستیابی به نشانه های مقبول زیبایی و زنانگی، به اختلالات روانی و اضطراب های گوناگون مبتلا شده اند. گمان و تصور یک دختر این است که زندگی و آینده اش به اندازه ی بینی و یا خمیدگی مژههایش بستگی دارد، تا آنجا که حتی یک میلیمتر کوتاهی طول مژه نیز می تواند به مسئله ای جدی و بحرانی واقعی در زندگی او تبدیل شود.
واقعیت این است که وقتی زن تمام زیباییهای خود را در معرض تماشای عموم قرار داد، دیگر چیزی برای جلب نظر ندارد و براساس قانون عرضه و تقاضا، ارزش خود را از دست خواهد داد. در حالی که به گواه روانشناسان و محققان علوم رفتاری بر اساس یک منطق تجربی و عقلانی رعایت پوشش مناسب سبب افزایش زیبایی زن می شود

چادرمشکی درگذرزمان

چادر مشکی حجاب برتر

             چادر مشكی در ایران بیشتر از آنكه یك پوشش باشد نشانه یك ایدئولوژی است. شاید این جریان فكری به زمانی برگردد كه رضاخان دستور داد زن ایرانی چارقد و چادر از سر بردارد.
آنان ترجیح دادند كه خانه‌نشین شوند اما دست از چادر برندارند. همین زمان چادر نمادی از مقاومت شد. اما همین پوشش باستانی در طول تاریخ دستخوش تغییرات اساسی بود.
آنچه در كتاب‌های تاریخی آمده، قدمت چادر به زنان هخامنشیان می‌رسد. چادر برای اولین بار در یك اثر از ابنیه ارگیلی در شمال‌غربی آناتولی كه زنان را سوار بر اسب به تصویر كشیده و هم‌اكنون در موزه استانبول است، پوششی مانند چادر را به صورت ابتدایی آن مطرح می‌كند. البته این پوشش چادرمانند به صورت پارچه‌ای با حاشیه‌دوزی بسیار زیبا، آویزان از پشت تاج خانم‌های هخامنشی دیده می‌شود.
«جرجی زیدان» می‌نویسد: اگر مقصود از حجاب، پوشانیدن تن و بدن است این وضع پیش از اسلام و حتی پیش از ظهور دیانت مسیح معمول بود و دیانت مسیح هیچ تغییری در آن نداده و تا اواخر قرون وسطی در اروپا معمول بوده و آثار آن هنوز در خود اروپا باقی مانده است. در فرهنگ معین برابر لغت چادر نوشته شده: «بالاپوشی كه زنان روی سر اندازند و همه اندام آنان را پوشاند.»
اما چادر به معنی حجاب از زمان صفویان رواج پیدا كرد. اولئاریوس می‌نویسد: «زنان سر خود را كاملا می‌پوشانند و روی آن پارچه‌ای می‌اندازند كه روی شانه‌هاشان می‌افتد و از جلو، گردن و گلو و سینه‌هایشان را می‌پوشاند (مقنعه) و آنگاه كه آهنگ بیرون رفتن می‌كنند با چادر سفید سراسر اندام خود را از سر تا پا می‌پوشانند و رویشان را چنان زیر نقاب پنهان می‌دارند كه جز مردمك چشمان چیزی دیده نمی‌شود.
بر اطلاق زنان ایرانی چهارپوشش جداگانه دارند كه از دو تای آنها در خانه و از دوتای دیگر بیرون از خانه استفاده می‌كنند.
نخست پوششی روسری‌مانند كه غالبا به منظور آرایش است و تا پشت اندام را می‌پوشاند. دوم چارقد كه پوششی سه‌گوشه است، میانش را روی سر می‌اندازند و وسط دو دامن آن را زیر چانه به نوعی گره می‌زنند كه دو دامن روی سینه را بپوشاند و دامن سوم پشت سر را مستور بدارد، پوشش سوم همان چادر است كه سراسر اندام را از سر تا پا می‌پوشاند و پوشش چهارم چیزی شبیه دستمال است كه صورت را می‌پوشاند و روی شقیقه بسته می‌شود. روی این روبند آنجا كه چشم است شبكه‌هایی برای دیدن تعبیه شده است.»
اما همانطور كه در روایت‌های تاریخی نقل شده است، چادر در آن زمان‌ها به رنگ‌های مختلف از جمله بنفش و آبی بوده است و فقط در ماه‌های محرم و صفر، زنان ایرانی برای شركت در روضه‌های عزای امام حسین(ع) از چادرهای مشكی استفاده می‌كردند.
راوندی می‌نویسد: «تا حدود ۱۸۸۰ میلادی (۱۲۹۸ هـ) چادرهای زنان رنگارنگ و بسیار زیبا بود. در این وقت سیاحان و جهانگردان فرنگی كه به استانبول می‌‌آمدند از زنان مسلمانی كه در قبرستان‌ها ایستاده بودند، عكسبرداری می‌كردند.
این امر و انتشار رمان پیرلوتی به نام‌ آزاده خانم كه داستان ارتباط یك نفر فرنگی با زوجه یك افندی مسلمان است موجب نارضایتی سلطان عبدالحمید‌خان شد و فرمود كه از این به بعد خانم‌ها چادر مشكی بپوشند و پیچه بزنند و این رسم كم‌كم به سایر بلاد از جمله تبریز سرایت كرد و بعدها در عهد آتاتورك و كشف حجاب نیز از ۱۹۲۴ میلادی (۱۳۴۳هـ) به بعد در استانبول معمول شد و بعد به تهران راه یافت.»
اما در همان زمان‌ها نیز چادر مشكی رواج پیدا نكرد. ایران كه از اقوام مختلف تشكیل شده و هر یك پوشش خاص خود را دارند هیچ‌گاه چادر را به عنوان پوشش قبول نكردند.مطالعه در پوشش اقوام ایرانی نشان می‌دهد كه چادر بیشتر در اقوام و شهرهایی كه به حاكمیت نزدیك بودند رواج داشت.
اقوام كرد، لر، تركمن، شمالی و... هیچ‌كدام چادر را به عنوان پوشش در پوشاك خود نداشتند. حتی در جنوب كشور و خوزستان هم كه چادر بود، شكل و شمایل چادر در شهرهای مركز را نداشته است.
دكتر درخشنده صادقی در پژوهشی با عنوان حجاب و زنان آورده كه«زنان طبقات كارگری در كشورهای مسلمان كه پایه اقتصاد كشاورزی داشتند بدون چادر در كشتزارها و چراگاه‌ها مشغول به كار بودند.
در ایران تا به امروز در كشتزارهای مرتع و چایكاری‌های شمال، چراگاه‌های غرب و در كارخانه‌های ریسندگی و قالی‌بافی‌ها شاهد این پدیده هستیم. دختران و زنان زحمتكش بدون پوشش چادرسیاه در این بخش‌ها برای گسترش نیروی اقتصادی كشور به كار می‌پردازند.»
● حجاب درگذر انقلاب
انقلاب اسلامی نقطه عطفی برای چادرمشكی بود. تمام زنان شهری كه تا آن زمان از چادرهای رنگی استفاده می‌كردند در بحبوحه انقلاب آن را كنار گذاشتند و چادرمشكی بر سر كرده و در راهپیمایی‌ها شركت كردند.
در تصاویری كه از روزهای انقلاب مانده، زنان ایرانی شركت‌كننده در تظاهرات‌ خیابانی همگی یكپارچه مشكی‌پوش شدند تا تصاویر آنان در تاریخ اینچنین ثبت شود و آغازگر یك جریان فكری باشند.
یكی از عكاسان خارجی كه در آن روزها از خیابان‌های تهران عكسبرداری می‌كرد، در توصیف آن می‌گوید: «زنان ایرانی با چادرهای مشكی مانند دریایی بودند كه رژیم شاه را بلعیدند. همانطور كه من در حین عكاسی از این زنان چادرمشكی به‌وحشت افتادم.»
پوشش زنان انقلابی در آن روزها به دو دسته بود: دسته اول كه بیشتر به محیط‌های دانشگاهی تعلق داشتند و افكار مدرن‌تری در سر می‌پروراندند از پوشش مانتو و روسری استفاده می‌كردند.
البته نه به شكل امروزی آن. آنان مانتوهای روشن می‌پوشیدند و روسری سرشان به غیر از گردی صورت‌شان را می‌پوشاند و دسته دوم كسانی بودند كه وجه مذهبی‌شان پررنگ‌تر بود، آنان بیشتر از خانواده‌های سنتی سربرآورده بودند و طبقه اجتماعی‌شان متوسط رو به پایین بود.
اما هرچه عمر انقلاب اسلامی بالا رفت، حجاب زن ایرانی بیشتر دستخوش تغییرات شد. با اجباری شدن حجاب هر طبقه جای خود را به طبقه قبلی داد. بی‌حجابان دیروز، مانتو و روسری بر تن كردند و از تعداد كسانی كه در انقلاب مانتو و روسری‌پوش بودند كاسته و به افراد چادری افزوده شد.
آن سال‌های اول چادرهای كیفی كه پارچه‌ای ساده و ارزان‌قیمت داشتند بر سر بیشتر خانم‌های چادری رفت، چادرهایی كه علاوه بر حجاب نمادی از ساده‌زیستی صاحبانشان نیزبودند. همان سال‌های اول بود كه در چادر ایرانی اولین تغییر رخ داد. دخترهای جوان‌تر برای آنكه هم حجاب داشته و هم راحت باشند به چادرها كش دوختند و همین كش آنان را از نسل قبلی خود یعنی مادران‌شان متمایز می‌كرد.
در همان زمان‌ها بود كه مادرانشان هم چادر كیفی را كنار گذاشتند و به برسر گذاشتن چادرهای «كلوكه» روی آوردند. دیگر زنان چادری یك‌دست نبودند. نوع چادری كه بر سر می‌كردند تلویحا طبقه اجتماعی را هم نشان می‌داد. هرچند كه چادر كیفی همچنان چادر كار و فعالیت خارج از خانه باقی ماند.
بعد از «كلوكه» چادرهای «شرمن» هم از راه رسیدند. پارچه‌های آنان براق بود و نقش‌ونگارهای درشتی داشت. این چادرهای شرمن خیلی زود جای كلوكه‌های سنگین را گرفته و شد مد جامعه.
فرزندان نسل دوم انقلاب كه روزی خود سنت‌‌شكنی كرده بودند و برخلاف مادران خود كه چادر رنگی بر سر می‌گذاشتند، چادر مشكی‌پوش شده بودند، وارد میدان حجاب شدند. نسل سوم انقلاب تفاوت اساسی با نسل‌های قبلی خود دارند؛ نسل سركشی كه دیگر حرف‌شنوی پیشینیان خود را ندارند.نسل سوم باز هم بر دو گروه تقسیم شدند؛ آنان كه خانواده‌های امروزی‌تر و افكار روشنفكری داشتند، آرام‌آرام چادرهای خود را كنار گذاشتند و مانتو و روسری‌پوش شدند و دسته دوم دختران خانواده‌هایی كه جایگاه سنتی قوی‌تری داشتند چادرهای سنتی را از سر برداشته و رو به انواع چادرهای دیگر اعم از عربی و عبایی و ملی و... آوردند.

آنان نیز می‌خواستند علاوه بر آنكه سنت‌ها را حفظ كرده از آزادی عمل بیشتری برخوردار باشند و اینچنین حجاب زن ایرانی باز هم دچار تغییر شد



چادرمشکیChadormeshki

بهانه ی کوچک برای توفیق بزرگ


"هوالواقف علی السرائر والضمائر"

یکی از همین روزهای پاییزی و سال ........بود ... کلاس اول دبستان ...

خانم ناظم سر صف گفت : هرکس فردا چادر سرش کند ، سر صف جایزه خواهد گرفت.

حواسم رفت پیش چادری که مادر قبلا برایم دوخته بود ... دقیق یادم نیست اولین باری که چادر سرم کردم چند سالم بود ... سه یا شاید چهار ساله ... مثل همه دختر بچه هایی که در این سن و سال دلشان هوای چادر داشتن می کند ...

آنروز که به خانه برگشتم ،رفتم سراغ کمد و چادرم را درآوردم ... نگاهش کردم ... آخر قرار بود فردا بخاطرش جایزه بگیرم ... دلم میخواست زودتر آن فردای موعود برسد ...

صبح آمد ، کوله پشتی ام را انداختم و چادرم را هم سرکردم (شاید خنده دار شده بودم بخاطر آن کوله پشتی بزرگی که زیر چادر داشتم ... باید قل میخوردم و میرفتم مدرسه!!)

همان اول صبح ازما تقدیر کردند ... چندنفری بیشتر نبودیم ... درست یادم نیست هدیه ای که دادند چه بود ، یک جامدادی یا شاید یک گل سر ... هرچه بود هدیه ی بزرگی نبود ... اما ... بهانه ای شد که از آن لحظه به بعد من ،چتر آرامشم ، چادر مشکی ام را در برابر نامحرمان یک لحظه هم از سر برنگیرم ...

پس نوشت:

و این گونه من چادری شدم.

خواهرم، لطفاچادر مشکی راعاشقانه سرکنید


زهرا (س) کدام یک را برای ما می پسندد؟

 

گذشته از همه اعجاب ها و سخن گفتنها پیرامون شخصیت آن حضرت، من او را اسوه ترین بانوی به کمال رسیده برای بشریت و زنان عالمین می دانم.. زنان دنیا الگویی می خواهند تا دنباله رویش باشند، تا چراغ راهشان در افت و خیز زندگی باشد.. تا در دو راهی ها و مشکلات زندگی بدانند چه باید بکنند و بروز چه رفتاری سعادتشان را تأمین می کند..

زن با جلوه نمایی و هرزه گردی در مقابل دیده عموم... یا محجوب و پنهان ز دیده ها در صدف گوهر حجاب شأنیت خود را حفظ می کند؟ کدامیک..؟

ببینیم زهرا (س) کدام یک را برای ما می پسندد؟ زهرا خود زنی بوده با تمام ویژگیهای یک زن.. زهرا (س) صلاح سعادت زن را هرگز در جلوه گری نمی بیند.. چرا که این با هدف خلقت زن در تناقض کامل است.. زن چون گلی زیبا و لطیف است که هر گلچینی نباید دست به او بیالاید... گلبرگ های لطیف گل، تندباد سخت زمانه را تاب نمی آورد و زود به پژمردگی می گراید.. گل مراقبت و مواظبت نیاز دارد.. تا بماند.. تا آلوده پلیدی ها نگردد.. تا از گوهر مهر خود روح ببخشد و در جانها حیات بیافریند و بیافزاید.. و این هرگز با هرزه گردی و دست به دست شدن به دست نااهلان سازگار نمی آید.. پس بر زن است تا سنگر عفاف و حجاب خو را فاطمه وار حفظ نماید و به دشمنان دون مسلک پست که هر لحظه در کمینند، ارزان نفروشد.

[حاشیه]

یکم فکر کردم .. دیدم این متنی که من نوشتم شاید عده زیادی از دختر خانومایی که این مطلب رو بخونن، با خودشون میگن "اینها همش شعار میدن".. ولی باید گفت اینها شعار نیست.. اینها اصول و معیارهاست.. برای زنان جامعه ما اگر بخواهند واقعاً به دین و مذهب خود پایبند باشند...

چرا باید حجاب مطلوب و خواسته دختران ما نباشد..؟

چرا باید حجاب عنصر مثبتی در نظر آنها نباشد که اگر هم بپذیرند، با اکراه و از سرناچاری باشد؟

چرا باید در برخورد با افراد بی حجاب آنقدر افراط و تفریط شود؟

نه آن لبخندها و سهل انگاری ها در مواجه با آنها... و نه دستگیری توسط جبر نیروی انتظامی! هیچکدام کارساز نیست، بلکه تنها راه نهادینه سازی فرهنگ و عمق دادن با باور حجاب و ضرورت حفظ حجاب برای زن است.. که بی هیچ تعارف باید از زمان آغاز مدرسه ابتدایی آغاز شود.. از همان ابتدا دختران با چادر و حجاب داشتن آشنا شوند تا در آینده اینقدر برایشان سخت و سنگین باشد که حتی از شنیدن کلمه حجاب هم گریزان باشند.

بیایید با حقیقت جامعه خود روبرو شویم و بنگریم آیا این مسلمانی است که در واقعیت جامعه خود می بینیم که دختران اگر پیچیده در حجاب باشند، مورد تمسخر قرار می گیرند و امل و سطح پایین تصور می شوند و در نزد عموم برخورد خوبی در امور روزمره زندگی با آنها صورت نمی گرد. ولی برعکس دختران بی حجاب آنهایی که حجاب را کناری انداخته و آشکارا در جامعه حضور می یابند، اینها را چنان تحویل می گیرند و با اعحاب و اظهار سرور از آن نوع پوشش زننده کارشان را راه می اندازند... بله! خوب معلوم است اگر از اول که بی حجابی داشت کم کم رایج می شد، برخورد مناسب با این معضل اجتماعی می شد، و در مقابل عمل آنها جامعه کوتاه نمی آمد، و با لبخند زدن و سهل انگاری نشان دادن پوشش آنها را مورد تأیید قرار نمی داد، بلکه به خاطر این انحراف از اصل مسلّم اسلامی و قرآنی آنها را مورد سرزنش قرار می داد، کار بدینحا نمی کشید که دعوت به حجاب شعار باشد...

به امید آنکه روزی ببینیم همه دختران و زنان عزیز جامعه اسلامی ما با حفظ شأنیت خود حجاب را بستایند و از آن محافظت نمایند.

آقایان هم حجاب رارعایت کنند!!

                                   آقایان حجاب رارعایت کنند!!


حجاب یکی از نمودهای رواج عفاف و حیا است که باید از سوی زن ومرد در جامعه رعایت شود. در جوامع امروزی به دلیل مصرف‌گرایی شتاب‌زا، زن به عنوان کالایی برای جلب فروش و افزایش سود سرمایه‌داران تلقی شد. از سوی دیگر مردان بدون در نظر گرفتن هر گونه عفت پوششی و کلامی، خود را مبرا از رعایت عفت و حجاب می‌دانند؛ چیزی که امروز نیز با آن مواجهیم. محدودیت پوششی بیشتر به زنان و با نوعی اجبار همراه شده است که خود به ایجاد پیامدهای منفی راجع به حجاب در سال‌های اخیر منجر شده است.

بی‌حجابی و بد حجابی در پوشش و رفتار مردان نیز نمایان است، اما با برجسته کردن بی‌حجابی و بدحجابی زنان، این موضوع مهم نادیده انگاشته می‌شود. حضور بیشتر مردان در عرصه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی به جهت‌گیری‌های گاه افراطی در پوشش زنان منجر شده و در این راستا تغییرات پوششی مردان و از بین رفتن حدود شرعی آنان به حاشیه رانده شده است.

گرایش به جنس مخالف در سطح اول از دیدن و جاذبه‌های فیزیکی ناشی می‌شود. بنابراین پوشش نامناسب مردان نیز به افزایش بی‌حیایی و غفلت در زنان منجر می‌شود و حرکت چرخه‌ای این جریان، به زدودن مرزهای اسلامی و انسانی جامعه می‌انجامد و در نتیجه پیامدهای بسیاری را به همراه خواهد داشت. از سوی دیگر این نگاه افراطی به رعایت حجاب تنها از سوی زن، به گسترش اندیشه نادرست سست بودن اراده مردان در غلبه بر نفس و عامل گناه بودن زن که بر خلاف موازین اسلامی است، دامن می‌زند.

پس برای بهبود شرایط عمومی حجاب در جامعه باید به پوشش و رفتار هر دو جنس به طور عادلانه توجه و اهتمام شود.

- «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ...»(نور/30):
«به مردان مؤمن بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشانند.»

- گفتیم همه از حجاب زنها می نویسن...ما هم واسه یه بار از حجاب مردها بنویسیم

چادرمشکی،فقط یک پوشش نیست،!!!

چادری با چادری، فرق دارد!

یکی از دوستانم که مانتویی بود ازدواج کرد شوهرش از او خواست که چادری شود و شد..

2. آن یکی به خواسته ی نامزدش چادری شد..

3. آن یکی دیگر پدرش گفته بود که اگر چادر سر نکند حق ندارد پایش را از خانه بیرون بگذارد...

4. آن یکی که خیلی هم تحصیل کرده بود به خاطر حجاب و پوشش نامناسبش کار مناسبی که

درخور تحصیلاتش باشد گیرش نمی آمد...چادری شد و همزمان استخدام..!!!

5. آن یکی از خانواده ی اصیل و نجیبی بود ..با این که دختر صاف و دل پاکی بود..

اما حجاب خوبی نداشت...خواستگاران فراوانی داشت..

ولی او از اینکه خواستگارها به اندام زیبا و لباس های زیبایش توجه می کردند

خوشش نمی آمد...زیبایی هایش را با چادر پوشاند...و شاهزاده ی نجیب روهایش را یافت..

مردی نجیب و با اصالت...

6.آن یکی درسش زیاد خوب نبود...برای اینکه در چشم معلم و استاد باشد چادری شد..

و شاگرد اول کلاس..!!

آن یکی...

آن یکی...

آن یکی چون خدایش گفته بود " بپوشان خود را از دید نامحرم " قربة الی الله گفت..

و چادر به سر کرد...

بعد از سالها....

1. دوستی که به خواست همسرش چادری شد...مدتی بعد از عقدشان شوهرش به او گفت که

هر وقت باردار شد می تواند دیگر چادر سر نکند...

عروس خانوم باردار شد..و برای اینکه چادر دست و بالش را نگیرد دیگر چادر سر نکرد...

2.دوست پسر دخترک دیگر اورا نخواست و دخترک نیز چادر را...

3.آن یکی با مردی ازدواج کرد که از چادر خوشش نمی آمد..

و حالا نیز حرف شوهر ارجحیت داشت بر حرف پدر..و دخترک هم از خدا خواسته...

4. آن دوست تحصیل کرده هم وقتی حسابی ریشه اش را در دولت محکم کرد..

دیگر چادرش به کارش نیامد...

5. دوست دل پاکِ بدحجابِ بعدا چادری شده...آن چنان خودش را در دل مرد نجیب جا کرد...

و مردک را چنان توجیه کرد که چادر نشان بی اعتمادی مرد نسبت به زنش است و یواش یواش....

6.دخترکِ چادریِ شاگرد اولِ کلاس...چادرش تا فارغ التحصیلی اش به زور دوام آورد..

و بعد از فارغ التحصیلی دیگر نیازی به چادر سر کردنش نبود...

آن یکی ها هم یک به یک....

آن دخترک که حرف خدایش را لبیک گفت...

چادرش معرفتش را بالا برد..اوج گرفت تا آسمان....و خدایی شد..لباسش...کلامش...رفتارش..

همه ی امورش خدایی شد..

کارفرهنگی باید ظریف وهنرمندانه ،دقیق وصبورانه وبا محبت وعالمانه باشد وگرنه.............!!!!


کمی انعطاف…

ندیده‌ام تاکنون کسی مخالفِ ایجاد تنوع در پوشش باشد. انگار اغلب‌مان بر سر ایجاد تنوع به توافقی نانوشته رسیده باشیم. اما در مورد مصادیقش اختلاف نظر زیادی داریم. عده‌ای تا حرف از تنوع حجاب می‌شود، به فکر تغییر رنگِ سیاه چادر می‌افتند و عده‌ای مدل‌های مختلف مانتو را پیشنهاد می‌دهند. چند سال اخیر البته مدل‌های متنوع مقنعه هم به بازار آمده که به نظر نمی‌رسد با استقبالِ خیلی خوبی مواجه شده باشد.


این مدل‌ها جلب توجه می‌کند

اخیراً که بحث‌هایی از مدل‌های متنوع بستن شال و روسری به میان آمده، عده‌ای از همین دوستانِ طرفدار تنوع، و البته دوستانِ مخالفِ تنوع جبهه گرفته‌اند که این‌ها دیگر چه جور «حجاب»هایی است؟ حجاب نباید جلب توجه کند (به قولی حجاب نباید زیبا باشد؛‌ چرا که زیبایی باعث جلب توجه می‌شود و همینْ با هدف شرع از پوشش در تضاد است!*).

برای تبیین این موضوع، سعی کرده‌ام نمونه‌ای مصداقی را مورد توجه قرار دهم که پس از بررسی آن، خوانندهٔ گرامی و فکور، از ورای این مثالِ ناقص، خود به مقصودِ مبسوط نویسنده نائل می‌شود.

به طور مشخص دربارهٔ این قبیل مدل‌ها دارم صحبت می‌کنم؛ و البته مدل‌های مشابهش. نظرات ذیل این مدل را بخوانید… عده‌ای از دوستان که تعداشان هم کم نیست، به برآمدگی پشت سر مانکن «گیر» داده‌اند که «مثل کوهان شتر است و مصداقِ حدیث پیامبر» و یا به آرایش مانکن! این دوستان آدم را یاد آن فردی می‌اندازند که وقتی با اشارهٔ انگشت، دوردستی را به‌ش نشان می‌دهی، به نوک انگشتت چشم می‌دوزد و می‌گوید چرا ناخنت این‌قدر دراز است! (خب این مانکن، یک نمونه است؛ شما کوهان شتر را بردار!)

 دوستان دیگری که از جلب توجه کردن این مدل‌ها صحبت کرده‌اند، احتمالاً فراموش کرده‌اند که در بطنِ خود جامعه، به طور واقعی و نه انتزاعی و تئوریک، با چه مدل‌هایی مواجه‌ایم. آیا به نظر این دوستان، شالی که دو پرش آزاد است و لاخ‌های فر شده و رنگ شدهٔ مو از هر جهتش هویداست و گوش و گوش‌واره و گردن و گاه فراتر از این‌ها در معرض دید است، توجه بیشتری را جلب می‌کند یا این نوع مدل بستن روسری؟ و به نظر این دوستان، اصولاً مفسدهٔ کدام‌یک بیشتر است؟


زیر چادر؟

بعضی از دوستان اعتراض‌شان که گاه توأم شده با تمسخر به این است که این مدل روسری‌ها را که نمی‌شود زیر چادر پوشید! بله بعضی از این مدل‌ها را واقعاً زیر چادر نمی‌توان استفاده کرد، چون علاوه بر این که اصلاً تنوعش دیده نمی‌شود، یک سری حجم‌های نازیبایی را روی سر و زیر چادر ایجاد می‌کند که خنده‌دار می‌شود. اما این دوستان بد نیست قبل از به سخره گرفتن چنین موضوعی به این فکر کنند که آیا مخاطب این پیشنهاداتِ پوشش، خانم‌های چادری هستند یا غیرچادری. من فکر می‌کنم این روشن و واضح است که چنین نمونه‌هایی در درجهٔ اول برای استفادهٔ بدون چادر است و برای کسانی است که دوست دارند هم محجب باشند و هم شیک بپوشند و در عین حال چندان دل خوشی از نمونه‌های رایج در جامعه ندارند. و اگر قرار باشد یک خانم چادریِ با ذوق از این مدل‌ها استفاده کند، با اندک تغییراتی که در آن می‌دهد، می‌تواند حجم‌های نازیبای زیر چادر را حذف کند و به گونه‌ای خوشایند ازش استفاده کند.


مهمانی باحجاب؟

علاوه بر مورد فوق، بعضی از این مدل‌ها برای استفاده در بعضی مهمانی‌ها بسیار مناسب و شکیل است. البته در مقابل این صحبت هم، جبهه‌گیری‌های زیادی شده و می‌شود؛ مثل این که: «مگر نامحرمِ یک مهمانی از نامحرم‌های کوچه و خیابان محرم‌تر است؟» و اگر در پاسخ اشاره‌ای به این بکنی که از این مدل در مهمانی‌های زنانه هم می‌شود استفاده کرد، می‌پرسند: «مگر در مهمانی زنانه هم روسری می‌پوشند؟»

در اینجا باز هم همان اشتباه اول تکرار شده و تصور شده است که مخاطب چنین نمونه‌هایی، خانم‌های محجبهٔ چادری‌اند و بس! واقعیت این است که بعضی وقت‌ها، توانایی اندیشیدنِ فراتر از کلیشه‌ها و دیده‌های‌مان را نداریم. من دخترانی را می‌شناسم که تمایلی به داشتنِ حجاب سفت و سختِ چادر و مقنعه ندارند و در عین حال بی‌قیدی در پوشش را هم برنمی‌تابند. و اتفاقاً دیده‌ام که چقدر تلاش می‌کنند در مهمانی‌ها یا مراسم جشن و عروسی، هم پوشیده باشند و هم زیبا باشند و خاص. حتماً شما هم دور و بر خودتان نمونه‌های این‌چنینی دیده‌اید.

حال تصور کنید به کمک این پوشش، این دسته از بانوان، هم به خواستهٔ خودشان در شکیل بودن برسند و هم حفظ حجاب بکنند. هنوز هم به نظرتان این اتفاق بدی است؟

در مورد مهمانی‌های زنانه، باید بگویم تعجب می‌کنم از دوستانی که تصور می‌کنند الزاماً در هر مهمانی زنانه‌ای حجاب‌ها برداشته می‌شود. مهمانی‌های زنانهٔ زیادی هستند که در هر کدام به دلیلی مدعوین حجاب را برنمی‌دارند. به عنوان نمونه می‌شود از مراسم‌های زنانه‌ای که رنگ و بوی مذهبی دارد نام برد؛ مثلاً مراسم جشن میلاد حضرت زهرا(س) را تصور کنید که در آن به دلیل حفظ حرمت یا هر دلیل دیگری، بانوان با حجاب حاضر می‌شوند؛ گرچه که حجاب در محفل‌های زنانه به سفت و سختیِ حجاب در بیرون از مجلس نیست.

حال اگر در یک چنین مهمانیِ شادی، کسی چنین پوششی را برای خود انتخاب کند و چنین آراسته و زیبا در جمع حاضر شود، هنوز هم برای دوستانِ چند آتیشه‌مان(!) خیلی عجیب یا مضحک است؟

من کسانی را می‌شناسم که به دلایلی مثل موقعیتِ خاص همسرشان در جامعه، یا موقعیتِ اجتماعی خودشان، در جشن‌ها و مهمانی‌های زنانه هم به حفظ درجه‌ای از حجاب معتقد و پای‌بندند؛ که در این موارد استفاده از این چنین نمونه‌هایی برای آن‌ها می‌تواند علاوه بر حفظ زیبایی، آنچه که منظور نظرشان است را هم برآورده کند.

پس دوستانْ می‌بینند که می‌شود در مهمانی‌ها هم از این مدل‌ها استفاده کرد؛ چه در مهمانی‌ها و جشن‌های مختلط (برای کسانی که مقید به حجاب‌اند اما نه به اندازهٔ بعضی بانوانِ چادری) و چه در مهمانی‌های زنانه (برای بانوانی که به دلایل ذکر شده مایل به داشتن حجاب‌اند).


کمی انعطاف بد نیست!

همیشه حرف‌ها در وقت شعار زیبا هستند و اغلب روی آن‌ها اتفاق نظر داریم؛ اما همین حرف‌ها وقتی رو به عملی شدن می‌روند، در مصادیق‌شان منشأ اختلاف‌اند. ایجاد تنوع در پوشش تقریباً موضوع مورد اتفاق‌نظری است؛ اما گاهی از ایجاد تنوع، ناخواسته، ندانسته و یا به دلیل سوء تفاهمِ ایجاد شده، جلوگیری می‌کنیم.

 تنوع در مدل‌های روسری و بستن شال، به دلیل پوشیدگی بیشترش نسبت به مدل‌های رایجِ جامعه، و در عین حال زیبایی و شکیل بودنش، نه تنها مانعی ندارد که به نظر نویسنده حتی لازم است. این در حالی است که عده‌ای از دوستانِ دغدغه‌مند، با چنین تنوعی مخالف بوده و آن را انحرافی در مسئلهٔ حجاب می‌دانند. در حالی که ریشهٔ اغلبِ انتقاداتِ آنان به دلیل بی‌توجهی به طیف مخاطبینِ چنین پوشش‌هایی است.

مدل‌های متنوعی که در این نوشته از آن‌ها صحبت شد، بر خلاف تصور بسیاری از دوستانِ مخالف، الزاماً پیشنهاداتی برای خانم‌های چادری و دخترانِ شدیداً معتقد به حجابِ حداکثری نیست؛ این‌ها پیشنهاداتِ کوچکی است به بانوانی که خواستار تنوع، زیبایی و البته پوشش‌اند (گرچه پوشش حداکثری مدنظرشان نباشد).

ضمن این که روشن است که منظور از «پیشنهاد»، صرفاً طرح پیشنهاد است و نه آن‌طور که بعضی دوستان در نظرات‌شان ابراز کرده‌اند، اجبار و الزام به چنین پوششی. تا بوده همین بوده که وقتی طرحی «پیشنهاد» می‌شود، عده‌ای که خوش‌شان می‌آید می‌توانند بپذیرند و عده‌ای که به هر دلیلی نمی‌پسندند، می‌توانند نپذیرند؛ در «پیشنهاد»، «اجبار» نیست.

اما در این میان بعضی مقاومت‌ها صرفاً به جهت جلوگیری از بدعت‌گذاری صورت می‌گیرد که قابل درک است و با تأملی کوتاه قابل رفع. اگر دوستانی که با طرح مدل‌های متنوعِ پوشیده، ترس از بدعت در حجاب و پوشش را دارند نیم‌نگاهی به اطراف‌شان بیندازند و دخترها و زنانِ کوچه و بازار و مدارس و دانشگاه را ببینند، به لزومِ ارائهٔ طرح‌های متنوع و پوشیده و در عین حال زیبا اذعان خواهند کرد؛ چرا که تصدیق می‌کنند محجبه شدن همهٔ این زنان و بانوان، ممکن نیست (حداقل با توجه به شرایط و زیرساخت‌های کنونی)؛ اما «بهتر کردن»ِ پوشش بخشی از آنان، به کمک طرح‌های زیبا و بدیع، ممکن است (گرچه این بخش، بخش کوچکی از آنان باشد).

به نظرم با توجه به وضع کنونی پوشش در جامعه، بهتر است واقع‌گرایانه بپذیریم که دورانِ سخت‌گیری‌های بیش از حد و نگاه‌های صفر و یکی به سر رسیده است و با در نظر گرفتن طرح‌هایی بدیع اما بی‌خطر(!) می‌توان در بهبود وضعیتِ پوشش گروهی از بانوان قدمی برداشت. بهتر است به جای تمسخر و منع کردن از تنوع‌های این‌چنینی که حدود شرعی در آن رعایت می‌شود، اجازه بدهیم بخشِ میانیِ جامعهٔ بانوان به‌جای تمایل و گرایش به پوشش‌های غیرشرعی و محرکِ کنونی در جامعه، جذب چنین نمونه‌هایی از پوشش شده، علاوه بر حفظ زیباییِ مورد نظرشان، به حجاب بهتری دست یابند.

در انتها باز تأکید می‌کنم که این چنین مسائلی، صرفاً طرح‌های ساده و دمِ دستی است برای کمی،… فقط کمی بهتر کردن مسئلهٔ حجاب؛ وگرنه آنچه که در واقع باید انجام شود کارهای فرهنگیِ قوی و زیرساختی است که الزاماً ربطی به پوشش ندارد

چادرمشکیChadormeshki

حــــــجـاب.

دفتر دستک دانشگاه را دست گرفت. گویا امتحان داشت. از خیابان عبور کرد. اصلا متوجه ماشین ها نبود! دنبالش کردم. از قدم هایش فهمیدم که چیزی در بیرون دانشگاه او را به طرف خود می کشد. قدم هایم را تندتر کردم تا از نگاهم گم نشود.حدسم درست بود…! داخل وضوخانه شد.

 

نگاهی به آسمان انداخت، آهی کشید. گویا زیر لب چیزی را زمزمه می کرد. در حالی که وضو می گرفت، یک خانم با تیپ — وارد شد. رفت جلوی آینه وضوخانه.

صحنه ای دیدم که برایم مهم تلقی شد؛ دوست داشتم آن را برای دوستانم بگویم:

وضویش که تمام شد، چادرش را پوشید. در طرف دیگر دختری بود که به حساب خودش، خودش را زیباتر می کرد تا شاید جلب توجه کند.

یکی به زیبایی ظاهرش می رسید و دیگری زیبایی دلش را صیقل می داد. یکی قصد در رضایت خالق داشت و دیگری سعی در رضایت مخلوق.

نمی دانم آیا او نمی دانست چه باید بکند؟ آیا او نمی دانست که کارش اشتباه است. آیا او نمی دانست که با این کارش نه تنها حق خود بلکه حق جامعه و حق خالق مان را ضایع می کند.

حجاب حق زن، همسر، جامعه و خالق است. اگر زن و همسر از حق خود بگذرند اما جامعه و خالق نمی گذرند. پس چرا اینجور خود را به چیزی که نهایتش جز گناه نیست سرگرم می کنند. ای کاش او بداند که چه باید کرد…!

بازگشت به فطرت پاک حجاب

هجوم به حجاب
بررسی روند حرکت اجتماعی در «جمهوری آذربایجان» نشان دهنده‌ی بازگشت معنا‌دار مردم این کشور به سمت هویت اصیل اسلامی است. هویتی که از سوی دولت این کشور مورد هجوم واقع می‌شود. اکنون این سؤال مطرح می‌شود که آیا روند اسلام‌گرایی در «جمهوری آذربایجان» متوقف خواهد شد؟

حسن اشرفی در وبلاگش نوشت :

جمهوری آذربایجان با دارا بودن قریب به 8 میلیون نفر جمعیت شیعی از مجموع بیش از 9 میلیون نفر جمعیت، سال‌هاست که در محاصره‌ی حکومت‌های ضد دینی مارکسیستی و سکولار غربی قرار گرفته است. دوران حکومت شوروی مصادف با موجی از اسلام‌ستیزی در این جمهوری مسلمان‌نشین بود. پس از فروپاشی شوروی نیز  با روی کار آمدن حیدر علی‌اف و پس از او پسرش الهام علی‌اف نوعی ناسیونالیسم سکولار بر این کشور حاکم شد. در سال‌های اخیر، مبارزه با مظاهر دینی در جمهوری آذربایجان به شکلی گام به گام در حال پیگیری است.
 
بررسی روند سیاست‌های دین‌ستیزانه در آذربایجان با مواردی همچون ممنوعیت پخش اذان و حتی تعطیلی یا تخریب مساجد، ممنوعیت ورود شخصیت­های دینی به رقابت‌های انتخاباتی، منع صدور اسناد هویتی از قبیل شناسنامه و گذرنامه با عکس دارای پوشش اسلامی، ممنوعیت کمک مالی به رسانه‌های اسلام گرا ، ممنوعیت پخش برنامه‌های دینی از شبکه‌های تلویزیونی، ممنوعیت اقامه‌ی نماز در پادگان‌های نظامی، ممانعت از نصب نمادهای دینی در مراکز دولتی ، ممنوعیت عزاداری عمومی در ایام محرم، ممنوعیت افتتاح دفاتر مراجع تقلید، ممنوعیت افتتاح حوزه علمیه و نمونه هایی از این دست قابل ارزیابی است.
 
اجرای غیر رسمی بند 11 قانونی که در سال 86 در پارلمان آذربایجان مبنی بر ممنوعیت حجاب در مدارس این کشور از دوره‌ی ابتدایی تا دوره‌ی آموزش عالی مطرح شد اعتراضات گسترده ای را در سطح این کشور به همراه داشت. در این میان هر بار تلاشی از جانب مدارس دولتی صورت می گرفت تا این بند مسکوت مانده را به صورت غیر رسمی به مورد اجرا گذارد مخالفت دین‌مداران آذری موجب توقف اجرای این قانون می‌شد. ولی در سال 89 «میصر مردانوف» وزیر آموزش جمهوری آذربایجان با صدور بیانیه‌ای رسمی خواستار پوشیدن لباس متحدالشکل (دامن کوتاه و بدون روسری) برای ورود به مدارس متوسطه‌ی دخترانه شد. همزمان با این بیانیه این سوال برای متدینین آذری مطرح شد که اگر بنای این قانون یکسان‌سازی پوشش دختران در مدارس است چرا پوشش اکثریت دانش‌آموزان که حجاب اسلامی است با پوشش عده‌ای که از حجاب استفاده نمی‌کنند تطبیق شود؟!
 
در پی این اقدام اعتراضات گسترده‌ای از سوی مردم برخی شهرهای مهم آذربایجان مانند «باکو»، «گنجه»، «ماسالی»، «جلیل‌آباد» و «نارداران» صورت گرفت. واکنش‌ها به این اقدام دولت آذربایجان نیز در نوع خود جالب توجه بود. در جایی‌که انتظار می رفت تنها احزاب و گروه‌های اسلام‌گرای آذربایجان در خصوص این قانون به اعلام مواضع بپردازند، برخی احزاب غرب گرا و غیر دینی مارکسیستی مانند جبهه‌ی خلق نیز با اجرای این قانون مخالفت کردند. در این میان می­توان به اقدام جالب کارکنان زن روزنامه غربگرای «ینی مساوات» که با پوشش اسلامی در سر کار حاضر شدند و استعفای برخی مدیران مدارس به ویژه در منطقه‌ی «صابونچی» باکو برای مخالفت با این قانون اشاره کرد. در همین راستا واکنش‌های اعتراضی را نیز در خارج از آذربایجان شاهد بودیم.
 
تجمعات اعتراضی آذری‌های مقیم «روسیه»، «اوکراین» و «گرجستان»، اعتراض طلاب آذری در قم، راهپیمایی‌های اعتراضی در برخی شهرهای ترکیه مانند «استانبول» و «ساکاریا» و اعلام مواضع شدید مراجع تقلید و روحانیون در ایران در مخالفت با این قانون از جمله واکنش‌های خارجی به این قانون بود. در بررسی دلایل دولت باکو برای این‌گونه اقدامات می توان به چند نکته اشاره کرد. در این میان مهمترین دلیلی که به چشم می‌خورد هراس مقامات باکو از رشد جریان اسلام‌خواهی در بین مردم آذربایجان است.
 
در واقع دولت باکو که روند رو به رشد اسلام گرایی در این جمهوری را در سال‌های اخیر مشاهده کرده، نگران رشد فزاینده‌ی این گرایش و فراگیر شدن آن در بین مردم آذربایجان است. این در حالی است که ادیان مسیحی و یهودی از آزادی کامل برای فعالیت‌های دینی و تبلیغی برخوردارند و کلیسا‌ها و کنیسه‌ها فعالانه به فعالیت و جذب افراد مشغولند.

نشانه‌های رشد اسلام‌خواهی در آذربایجان را می توان در مقاومت مردم آذربایجان در برابر مواردی همچون لایحه‌ی منع حجاب در مدارس و مراکز آموزشی، تخریب مسجد حضرت فاطمه زهرا (س) و ممنوعیت پخش اذان از مساجد که در نهایت با عقب نشینی دولت همراه شد، مشاهده کرد.
 
همچنین رشد فزاینده‌ی حجاب اسلامی با وجود اعمال محدودیت‌های زیاد، حضور روزافزون جوانان در مساجد، برگزاری مراسم مذهبی در ماه‌های محرم و رمضان، برگزاری مراسم عزاداری وفات پیامبر در میدان فضولی باکو و برگزاری تظاهرات بر ضد جنایات رژیم صهیونیستی و برگزاری مراسم روز قدس که با سخت‌گیری‌های شدید از جانب ماموران امنیتی آذربایجان مواجه است از جمله مواردی است که می‌تواند بیانگر جریان احیای دینی در این جمهوری شیعه‌نشین باشد.
 
تلاش‌های دولت باکو برای اجرایی کردن قانون منع حجاب در جمهوری آذربایجان گوشه‌ای از تلاش‌های این حاکمیت سکولار برای مبارزه با جریان اسلام‌خواهی مردم آذربایجان است. به واقع نگرانی و هراس از رشد آموزه‌های شیعی و اسلامی، مقامات باکو را بر آن داشته تا با هرگونه بروز و ظهور حرکت‌های اسلامی به مقابله برخیزند. در این راستا به نظر می‌رسد اقدام دولت باکو در منع حجاب، اقدامی در جهت خنثی‌سازی پیروزی مهم حزب اسلامی آذربایجان در لغو حکم تخریب مسجد حضرت فاطمه زهرا (س) می‌باشد که توانست با به رخ کشیدن اراده‌ی جمعی دینمداران آذری، دولت باکو را وادار به عقب‌نشینی کند.

در سال‌های اخیر، آشنایی رو به تزاید زنان آذربایجان با معارف اسلامی، کسب موفقیت زنان محجبه‌ی ایرانی در عرصه‌های داخلی و بین­المللی و تلاش‌های زنان ترکیه برای لغو قانون ممنوعیت حجاب، الهام‌بخش زنان آذری برای روی آوردن به حجاب اسلامی بوده است.

آذربایجان در دوره‌ی شوروی به دلیل فشارهای موجود نتوانست هویت دینی خود را بازیابد. بعد از فروپاشی بلوک کمونیسم نیز، نفوذ غرب و به ویژه ایالات متحده، فرهنگ سکولار غربی را به آن تزریق کرد. از طرفی ایالات متحده سعی دارد تا با نگاه داشتن آذربایجان در بلوک خود، منابع غنی و استراتژیک این کشور را برای خود تضمین کند. آمریکا به خوبی می‌داند با نفوذ فرهنگی و رواج فرهنگ برهنگی در بین مردم آذربایجان، روحیه‌ی بیگانه‌ستیزی در آن‌ها سست خواهد شد و مقاومت‌ها برای اقدامات آمریکا در این کشور رو به ضعف خواهد نهاد. از این رو سعی دارد تا مقاصد خود را به وسیله‌ی مقامات دست نشانده‌ی باکو پیاده‌سازی کند.
 
در همین راستا «حیدر جمال» رییس «جمعیت اسلامی روسیه» معتقد است حجاب‌ستیزی ناشی از گسترش مناسبات جمهوری آذربایجان با رژیم اسرائیل و غرب است. او می‌گوید جای تاسف دارد در حالی که ترکیه پس از سال‌ها تجربه‌ی غرب‌گرایی، در حال تجدید نظر در این سیاست است، دولت باکو در آغاز این مسیرِ اشتباه قرار گرفته است. نشانه‌ی گفته‌ی حیدر جمال را می‌توان در اقدام برخی نمایندگان کنست اسراییل در خصوص ممنوعیت حجاب مشاهده کرد.
 
«مارینا سولودکین» نماینده‌ی پارلمان رژیم اسراییل و عضو فراکسیون کادیما در صدد ارائه‌ی طرحی برای ممنوعیت حجاب زنان در اراضی اشغالی قدس بود که با انتقادات بسیاری مواجه شد. از سوی دیگر آژانس خبری یهود، آشکارا از بیانیه‌ی «میصر مردانوف» حمایت کرد و مخالفان وی را پیروان رادیکالیسم اسلامی خواند. در گزارش این آژانس خبری آمده:
 
«مخالفت مسلمانان با این قانون، ضربه ای مهلک به جامعه‌ی مسامحه‌گر آذربایجان است.» در این راستا رژیم صهیونیستی سعی دارد تا با گسترش نفوذ خود در این جمهوری با قداست‌زدایی از اسلام، از رشد اسلام‌گرایی جلوگیری کند و از این طریق، نفوذ فرهنگی ایران در جمهوری آذربایجان را با چالش مواجه نماید. شاید تحت تاثیر همین نفوذ صهونیست‌ها در این جمهوری است که یهودیان آذربایجان از آزادی‌های کامل و حمایت‌های جدی مقامات باکو برخوردارند. پرداخت غرامت شهردار باکو به یهودیان به میزان سه برابر مسلمانان از جمله‌ی همین رویکردهاست.

به هر روی، جمهوری آذربایجان در حال حاضر با سه جبهه‌ی فعال رو‌به‌روست؛ اسلام‌گراها، ملی‌گراها و غرب‌گراها که وضعیت را در این جمهوری به سوی کشمکش بین هویت اسلامی و رویکردهای ملی‌گرایانه و غرب‌گرایانه کشانده‌اند. در این راستا شایسته است تا رسانه‌های جمهوری اسلامی ایران توجه بیشتری به موضوع آذربایجان و تحرکات جبهه‌ی اسلامی در این کشور و در کنار آن اقدامات اسلام‌ستیزانه‌ی دولت باکو با پشتیبانی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی مبذول دارند.
 
در این میان برای جمهوری اسلامی که در دو مساله‌ی اصلی یعنی نظام سکولار و ملی‌گرای باکو و نفوذ فزاینده‌ی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی در این جمهوری با دولت آذربایجان دارای زاویه‌ای جدی است، موضع افکار عمومی داخلی نسبت به مسایل جمهوری آذربایجان اهمیت ویژه‌ای می‌یابد. در این راستا این وظیفه‌ی رسانه‌های داخلی در ایران است که با پرداخت درست و دقیق به موضوعات آذربایجان، همراهی ایرانیان را با شیعیان این کشور جلب نمایند. در این زمینه می‌توان نمونه‌ی منع حجاب در فرانسه را ذکر کرد که رسانه‌های داخلی با پوشش گسترده‌ی خود، موجبات محکومیت گسترده‌ی آن را در سطح داخل فراهم آوردند.
 
حساسیت رسانه‌های داخلی به مسایل دنیای غرب و کشورهایی مانند فرانسه که به دنبال متهم کردن جمهوری اسلامی به نقض حقوق بشر هستند باعث شد تا مساله‌ی منع حجاب در مدارس فرانسه را که مصداق بارزی از نقض حقوق بشر در کشوری بود که داعیه‌دار دموکراسی و حقوق بشر در جهان است به موضوع روز رسانه‌های داخلی ایران تبدیل شود. در این راستا از رسانه‌های داخلی ایران انتظار می‌رود با تمرکز بیشتر بر مسایلی همچون اجرای قانون منع حجاب در جمهوری آذربایجان زمینه‌سازی برای همسویی گسترده‌تر داخلی با مردم مظلوم آذربایجان را فراهم آورند.(*)

منابع:

[1].  http://www.english.pravda.ru.society.real life stories

[2]. http://www.eurasianet.org/node/62670

[3].http://www.balcanicaucaso.org/eng/Regions-and-countries/Azerbaijan

[4]. http://islamtimes.org/vdcaiun0.49n6e1gtk4.html

[5]. http://www.shia-news.com/fa/news/21910/

[6].

چادر،صدف گوهرزیبای زن است

حجت الاسلام عالی:

زن بی اندیشه، سومین کالای تجاری در جهان است!!!

image

خبرگزاری بين المللي زنان (وفا) : استاد سطح عالی حوزه علمیه قم گفت: در زمان جاهلیت عرب دختران زنده به گور می شدند و در عصر کنونی که جاهلیت با چهره جدید و مدرن در جوامع غربی رخ نموده، شخصیت و ارزشهای زن تحقیر و زنده بگور می شود.

حجت الاسلام مسعود عالی در جشن میلاد دو نور عصر دوشنبه در اراک با اشاره به اوج گرفتن تحقیر و بهره کشی از زنان و دختران در جامعه امروز گفت: زن در برخی جوامع جنبه ویترینی پیدا کرده و شخصیت زن به عنوان کالا مطرح می شود.

وی افزود: در جهان امروز سعی شده نقشهای اصلی زنان زیر سوال برود و زنان از زن بودن خود پشیمان بشوند.

وی گفت: در کنوانسیونهایی با نام رفع تبعیض از حقوق زنان به نام آزادی برای زنان  نقش و زن بودن زنان زیر سوال می رود و همواره در این جلسات  تلاش می کند با قانونمند کردن ضد ارزش ها دیگر جوامع و فرهنگها رابالاخص زنان مسلمان را تحت فشار قرار دهند.

زن سومین کالای تجاری در جهان

وی با اشاره به اینکه سومین کالای تجاری در جهان بعد از اسلحه و مواد مخدر تجارت زن و کودک است، افزود: در کشورهای تایلند و جنوب شرقی این امر تا صادرات زن به عنوان یک کالا پیش رفته است.
 
وی با بیان اینکه در برخی از کشورهای حاشیه خلیج نیز ارزش زنان از کالا ها نیز کمتر شده و از زنان برای جذابیت و فروش کالا ها استفاده می کنند، افزود: امروز زنان را به کالاهایی لوکس تبدیل کرده اند تا با استفاده از جذابیتهای زنانه خود چشمهای بیشتری را به خود جذب کنند.
 
زن بودن، همسر بودن و مادر بودن سه نقش اصلی زنان است

حجت الاسلام مسعود عالی زن بودن، همسر بودن و مادر بودن را سه نقش اصلی زنان عنوان کرد و افزود: زنان مسلمان می توانند با حفظ حریم، عفت، حیا و عاطفه زنانه نقش اجتماعی خود را در جامعه ایفا کنند.
 
وی افزود: حضرت زهرا(س) به عنوان اسوه حسنه زنان همه نقشهای اصلی را داشت و در اجتماع نیز با حفظ  حیا وحریم حضورداشت و از مقام ولایت دفاع کرد و موجب تداوم امامت شد.
 
توجه به سیره و الگوگیری از حضرت فاطمه داروی شفابخش روزگار ماست

وی گفت: در چنین موقعیت که تلاش می شود نقشهای اصلی زنان حذف شود و ارزشهای چون خودنمایی و نمایش جذابیتهای زنانه جایگزین شود زنان مسلمان افتخار می کنند که الگویی چون فاطمه (س) دارند.

وی افزود: توجه و شناخت سیره حضرت فاطمه و حضرت زینب(س) و الگو قرار دادن این بزرگواران برای زنان می توانند  آنها را در مسیر سعادت دنیا و آخرت  قرار دهد و به عنوان دارویی شفا بخش در این روزگار عمل کند.

چادر به رنگ مشکی به فرهنگ متانت

چادر رنگی دردی از بدجحابیِ امروز دوا نمی‌کند
وبلاگ ' کوثرانه ' نوشت :

چند روز پیش با یکی از دوستان گپ می‌زدیم، بحث‌مان کشید به اشاره‌هایی که در وبلاگم به تنوع در پوشش کرده بودم که دوستم نظرم را دربارهٔ رنگ چادر پرسید. گفتم: به نظرم هر چیزی را به اسمِ تنوع نمی‌شود دست‌کاری کرد.

به این فکر می‌کردم که بعضی دوستان یا مسئولین، واقعاً با چه انگیزه‌ای می‌روند سراغ تغییر رنگ چادر و می‌خواهند در این زمینه فرهنگ‌سازی کنند. مگر مشکلِ حالِ حاضرِ پوشش، رنگِ چادر است؟ یعنی ما اگر بتوانیم این را جا بیندازیم که چادر می‌تواند سیاه نباشد و رنگ‌های متنوعی داشته باشد، مسئلهٔ پوشش در کشور حل می‌شود؟ مشکلِ الانِ پوشش در جامعهٔ ما چادری شدنِ دختران است؟!

یا اصولاً رنگِ چادر، مشکلِ چند درصد از چادری‌های ماست؟ یا چادر نپوشیدنِ چند درصد از خانم‌های ما به خاطر رنگِ سیاهِ آن است؟

موضوع اینجاست که مسئله اشتباه تعریف شده، در نتیجه به راه‌کارها و راه‌حل‌های نادرست منتهی شده است. مسئلهٔ پوشش در جامعهٔ ما، چادر نیست؛ پوشیده بودن است، شایسته و درخورِ روحِ متعالی لباس پوشیدن است (چه در مورد زنان و چه در مورد مردان)، مسئلهْ عفت است و حیا.

اگر تعریف مسئله به درستی انجام شود، دیگر به سراغِ تغییر و تخریبِ چیزی که مشکلی ندارد نمی‌رویم و به جای آن به حل مشکلات جدی و نه واهی می‌اندیشیم. به جای فکر کردن برای تغییر رنگ چادر و فرهنگ‌سازی در این زمینه، می‌نشینیم روی زیرساخت‌های حیا کار می‌کنیم؛ روی عواملِ ریشه‌ای‌تر حجاب که الزاماً حتی ربطی به پوشش ندارند.

خانم‌های چادریِ ما مشکلی اگر با چادرشان داشته‌اند، با طراحی چادرهای ایرانی و دانشجویی و آستین‌دار حل شده است. فکری به حالِ طرح‌های افراط‌گرایانهٔ [ضدِ]حجابِ دستگاه‌های فرهنگی باید کرد و به این اندیشید که تا وقتی روابطِ دخترانِ ما با خانواده‌شان، روابط همسران ما با یکدیگر، روابط والدین با فرزندان درست نشده است و تا وقتی که مثل نقل و نبات مدهای جدیدِ زائل‌کنندهٔ حیا وارد بازار پوشاک شده یا در داخل تولید می‌شود و راحت‌تر و ارزان‌تر از مدل‌های ساده و معقول در دسترس متقاضیان قرار می‌گیرد، برخوردِ نیروهای انتظامی و دست‌گیری و امضا و تعهد و دوباره آزادی؛ به جایی نمی‌رسد.

شاید یکی از راه‌حل‌های کوتاه‌مدتِ مسئلهٔ حجاب، ایجاد تنوع معقول و منطقی در پوشش باشد که به یاری خدا به زودی چیزهایی در این مورد خواهم نوشت

اسرارالقاب خاص حضرت فاطمه(س)

خداوند فاطمه را از نور عظمت خود آفرید. وقتی فاطمه درخشید، زمین و آسمان را نورانی کرد و ملائکه از روی تعجب گفتند: خداوندا این چه نوری است؟

به گزارش شبستان، اسم به معنی نشانه و اسم گذاری نوعی نشانه گذاری است. از نظر علمی نوع اسم در شخصیت حال و آینده فرد بسیار مؤثر است و از نظر روان موجب نوع احساس نیک یا بد، حرکت یا رکود، رشد یا انحطاط است و به همین خاطر در اسلام راجع به آن توصیه های بسیاری شده است.

اسلام خواسته است برای فرزندان نامی را برگزینند که سازنده و رشد دهنده باشد، وابستگی او را به مکتبی و اندیشه ای نشان دهد، موجب احساس غرور و سرافرازی او در حال و آینده باشد، او را به موضعگیری ویژه و مثبتی وا دارد، حتی در مواردی خط فکری و سیاسی آدمی را در حفاظت و احیای یک اندیشه نشان دهد.

رسول خدا به تناسب ابعاد متعدد شخصیتی فاطمه(س) او را به اسامی و القاب متعددی می نامید که همه آنها زیبایند و غرور آفرین، رنگ مکتب و اندیشه اسلامی دارند و هر کدام به مناسبتی و در جائی به کار می رفته اند و یا نوعی از حالات و صفات فاطمه(س ) را نشان می دادند.

نام های مبارک حضرت زهرا(س)

امام صادق(ع) می فرمایند: حضرت فاطمه‏ زهراء(س) در پیشگاه خداوند نه اسم مخصوص دارد: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهراء.

به تصریح امام صادق(ع) ، حضرت فاطمه(س) نه اسم مخصوص، در پیشگاه خداوند متعال دارد، لذا یکى از کنیه‏هاى آن حضرت «اُمّ‏الأسماء» است. یعنى بانویى که اسامى فراوان دارد. و این مطلب، دلالت بر عظمت روحى صدیقه کبرى(س) مى‏کند، زیرا ایشان زن نمونه بودند. زن نمونه یعنى انسانى کامل که براى بشریت الگو و سرمشق مى‏باشد، لذا همه‏ى صفات عالى انسانى در ایشان جمع بود و حضرت زهرا(س) در برابر هر صفت نیک، داراى لقبى خاص بودند.

چرا فاطمه ؟

حضرت فاطمه‏ى زهرا(س) یک نام رسمى داشت که همان فاطمه مى‏باشد. این نام را پیامبر اکرم(ص) هنگام تولد به امر خداوند براى دخترش برگزید.

رسول خدا(ص) فرمود: او و شیعیانش از آتش جهنم قطع شده‌اند و فاطمه به معنای قطع ‌شده و بریده است به همین سبب به این نام برگزیده شده اند. همچنین امام صادق (ع) فرمودند: زیرا او از هر شر و بدی بریده شده است و نیز چون مردم از رسیدن به معرفت کامل او قطع شده اند به این نام نامگذاری شده اند.

چرا صدیقه ؟

زیرا او هرگز در زندگی جز راست نگفت و هر آنچه پدر بزرگوارش فرمود، تصدیق کرد.

رسول خدا(ص) به امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: یا علی، من به فاطمه سفارش‌هایی کرده ام که به تو بگوید. او هر چه گفت بپذیر، زیرا او راستگوست، بسیار راستگو.

چرا مبارکه ؟

برکت به معنای خیر فراوان است و از فاطمه نسل فراوانی به عالم اسلام هدیه شده است. لذا در بعضی از تفاسیر آمده است که در آیه ی انا اعطیناک الکوثر منظور، فاطمه (س) است.

چرا طاهره ؟

امام باقر(ع) فرمودند: زیرا او از هر ناپاکی ظاهری و هر گونه ناپاکی دامن، مبری است.

و نیز طبق روایات متعدد، آیه تطهیر انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا درباره حضرت فاطمه(س) نازل شده است. پس ایشان طاهره است زیرا هر گونه رجس و پلیدی و ناپاکی از وجود مقدسش دور است.

چرا زکیه ؟

زکاة هم به معنای رشد و نمو و هم به معنای طهارت است، بنابراین زکیه هم یعنی از فاطمه نسل پرباری پا به عرصه وجود گذاشت و هم اینکه او وجودی است پاک و طاهر.

چرا راضیه ؟

زندگی کوتاه حضرت فاطمه با غم و اندوه و نیز با تلاش و سختی همراه بود. او زندگی بسیار مشکلی را پشت سر گذاشت ولی هرگز لب به شکایت باز نکرد، بلکه همواره خدای بزرگ را شکر می‌کرد و راضی بودند.

روایت شده روزی رسول خداحضرت فاطمه را دید که لباس خشنی بر تن داشت و با دست‌های مبارکش آسیاب می‌کرد در حالیکه طفل کوچک خود را هم شیر می‌داد. رسول خدا گریان شد و فرمود: ای دخترکم، تلخی این دنیا را بچش، برای رسیدن به شیرینی آخرت.

حضرت فاطمه(س) نه تنها لب به شکایت باز نکرد، بلکه عرض کرد: ای رسول خدا، من خدا را برای نعمتهایش سپاسگزارم.

و نیز روزی حضرت علی(ع) از رسول خدا خواست اگر ممکن باشد برای فاطمه مستخدمی بگیرد، اما رسول خدا(ص) تسبیح فاطمه(س) را به آنها تعلیم فرمود. حضرت زهرا پس از شنیدن این دستور به پیغمبر اکرم سه بار فرمود: من از خدا و رسولش راضیم.

چرا مرضیه ؟

تمام کارهای حضرت فاطمه مورد رضایت خدا و رسول او بود. رسول خدا هیچ گاه بر فاطمه غضب نکرد، به او خرده نگرفت و برعکس، گاهی می‌فرمود: پدرش به قربانش.

این چنین است که رسول خدا رضای فاطمه را رضای خدا می‌دانست و می‌فرمود: خدا از غضب فاطمه غضب می کند و از رضایت او راضی می‌شود.

چرا محدثه ؟

امام صادق (ع) در این مورد فرمود: زیرا ملائکه از آسمان فرود می‌آمدند و با او سخن می‌گفتند.

در فرهنگ اسلامى محدثان راستین همواره از حرمت و منزلت ویژه اى برخوردار بوده اند، محدثان و راویان در حفظ و حراست از گنجینه هاى معارف و ارزشهاى دینى و ذخایر گرانمایه مکتب تشیع و رشد و تعالى فرهنگ غنى اسلامى نقش اول را داشته اند و حامل ودایع و امانتهاى گرانقدر الهى و رازدار اسرار آل رسول خدا(ص) بوده اند.

چرا زهرا ؟

امام صادق(ع) فرمودند: زیرا نور آن بانوی مکرمه در یک روز سه بار برای امیرالمؤمنین(ع) می‌درخشید، و چون در محراب عبادت می‌ایستاد نور درخشنده او برای اهل آسمان نمایان می شد همانگونه که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد.

برخی نامهای دیگر حضرت فاطمه (س) عبارتند از:

حصان به معنای محفوظ، حره به معنای آزاده، سیده یعنی بانوی محترم، عذراء یعنی پرده نشین، بوده و نام آن بانو در آسمان، منصوره یعنی یاری‌شده یاد شده است.

چادرمشکی، مانع از فعالیت خانم ها نمی شود.

مجری یک شبکه مسیحی اعتراف کرد؛
حجاب مانع از فعالیت خانم ها نمی شود
با وجود مخالفت مجری یک شبکه مسیحی با حجاب زنان ایرانی، در نهایت این مجری اعتراف کرد که حجاب اسلامی مانع از فعالیت زنان ایرانی نمی شود.

 

به گزارش سرویس دینی جام نیوز، شبکه مسیحی "محبت" در برنامه مخصوص زنان با عنوان "زن امروز" به موضوع حجاب در میان زنان ایرانی پرداخت.
در این برنامه موضوع حجاب اسلامی مورد بررسی قرار گرفته و به شدت مورد انکار و رد مجریان زن این برنامه قرار گرفت. نکته جالب این برنامه اینجا بود که با وجود این که مجریان و کارشناسان برنامه به شدت با مسئله حجاب مخالفت کرده و آن را مغایر با آزادی عمل زنان می دانستند، یکی از مجریان برنامه با اعتراف به قوی و فعال بودن زنان باحجاب ایرانی در عرصه های مختلف، گفت : «من نمی گویم حجاب چیز خوبی است، حجاب اصلاً خوب نیست. ولی واقعیت این است که حجاب مانع از فعالیت خانم ها نمی شود. الان در ایران شاهد این هستیم که چقدر خانم ها بیشتر درس می خوانند، چقدر فعال هستند، کار می کنند و به بچه هایشان نیز رسیدگی می کنند. خانم های ایرانی خیلی قوی هستند.»
شایان ذکر است با اینکه شبکه های ماهواره ای معاند اسلام، مقدسات مسلمانان خصوصاً حجاب را زیر سؤال می برند، ولی وقتی در عمل شاهد حضور پر رنگ زنان محجبه در جامعه ایران اسلامی هستند، چاره ای جز اعتراف به این موضوع و تحسین زنان باحجاب ندارند.

راه اندازی شبکه ای برای زنان محجبه

راه اندازی شبکه ای برای زنان محجبه
بزودی یک کانال تلویزیونی مصری روی آنتن می رود که تمام مجریان و حتی کارکنان آن، زنان محجبه دارای پوشیه هستند.

 به نقل از سایت العربیه فارسی، بزودی یک کانال تلویزیونی مصری روی آنتن می رود که تمام مجریان و حتی کارکنان آن، زنان محجبه دارای پوشیه هستند.
این شبکه تلویزیونی که "ماریا " نام داشته و مرکز آن در خارج از مصر قرار دارد، پخش آزمایشی خود را از اواخر ماه جاری میلادی آغاز خواهد کرد.
در این شبکه تلویزیونی به هیچ وجه مردان یا زنانی که روبنده پوش نیستند، کار نمی کنند. "شیخه صفاء" از مدیران این شبکه تلویزیونی اظهار داشت: «هدف از راه اندازی این شبکه این است که زنان روبنده پوش روبروی دوربین ظاهر شوند تا این قشر از زنان که در جامعه منزوی هستند، بتوانند نقش خود را باز ستانند.» او با اشاره به این که این شبکه تلویزیونی صد در صد زنانه است، تاکید کرد که مالک شبکه به دلیل تجربه رسانه ای خود، تنها نقش مشاور را دارد و در امور داخلی و نحوه اداره شبکه دخالت نمی کند. او خاطرنشان کرد که زنان، خود بهتر از هر کس دیگری می توانند درباره نیازهای خود سخن بگویند.
"شیخ ابو اسلام احمد محمد عبدالله" مالک شبکه نیز گفته است: «دختران مسلمانی که از دانشکده های رسانه فارغ التحصل شده اند، در این شبکه مشغول کار خواهند شد تا از فتنه ها محفوظ بمانند و فرصت اشتغال برایشان فراهم شود.»
 

اگر خطبه حضرت زهرا(س) نبود، کسی اهل‌بیت (ع) را نمی‌‌شناخت

اگر خطبه حضرت زهرا(س) نبود، کسی اهل‌بیت (ع) را نمی‌‌شناخت

دین - همه ما مدیون خطبه حضرت زهرا هستیم، ‌چرا که اگر این خطبه نبود، شاید کسی امیرالمؤمنین و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) و حتی حضرت ولی عصر(عج) را نمی شناخت.

 

 به نقل از سایت اطلاع رسانی آیت الله صافی گلپایگانی، ایشان در همایش نقش دفاع از ولایت در خطبه فدک حضرت زهرا(س) که در سالن همایش های مجتمع آموزش عالی امام خمینی(ره) قم برگزار شد، گفت: به حضور در این جلسه که برای پاسداشت مقام اهل‌بیت(علیهم‌السلام) است، افتخار می‌کنم. ایشان ضمن تبریک میلاد حضرت فاطمه زهرا(س)، اظهار داشت: زبان ما از بیان شخصیت حضرت زهرا (س) قاصر است.

وی با اشاره به روایت پیامبر اسلام (ص) درباره فاطمه زهرا(س) که فرمودند:«فاطمة بضعة منی»، گفت: تنها این یک جمله درباره حضرت زهرا(س) بیان شده است،‌بلکه بارها و به اشکال مختلف تکرار شده است.

ایشان خاطرنشان کرد: این که حضرت رسول اکرم(ص) در روایات فراوانی به تبیین شخصیت و جایگاه حضرت صدیقه کبری اشاره می‌کنند، برای این است که بفرمایند«فاطمه(س) همان من هستم و بهترین الگو در میان مردم می‌باشد».

آیت‌الله صافی گلپایگانی درباره علم حضرت زهرا(س) گفت: آنچه حضرت در خطبه فدکیه بیان داشتند، سخنانی نبود که برای جمع‌‌آوری و نوشتن آن ساعت‌ها زمان صرف کنند، بلکه به صورت بداهه بیان گردید که این نشان‌دهنده بخشی از علم بی‌گران حضرت صدیقه کبری(س) است.

وی با بیان این که هر چه انسان در سخنوری توانا باشد، باز هم نمی‌تواند این گونه سخن بگوید، خاطرنشان کرد: این در حالی است که این خطبه، تنها روایتی نیست که در اختیار ماست.

این مرجع تقلید در ادامه درباره حضور حضرت صدیقه کبری(س) در مسجد‌النبی (ص) و خطبه‌خوانی ایشان، گفت: حضرت زمانی که می‌خواستند به مسجد بروند، با کمال عظمت، در حالی که تعدادی از زنان با ایمان دور ایشان بودند، به مسجد آمدند و با اقتدار آن خطبه نورانی را بیان کردند.

آیت‌الله صافی گلپایگانی با تأکید بر این که حضرت فاطمه زهرا(س) از دنیا بریده و به خدا وصل شده بودند، بیان داشت:‌ این ویژگی، در وجود تمامی اهل‌بیت(علیهم‌السلام) دیده می‌شود و ما نیز باید با اقتدا به آنها، از سیره این برزگواران تبعیت کنیم.

ایشان درباره ویژگی‌های خطبه فدکیه، اظهار داشت:‌ حضرت زهرا(س) در این خطبه، معارف اسلامی را بیان کردند و تنها کسی که می توانست این گونه سخن بگوید. این حضرت زمانی که دیدند که حفظ دین و ارزش‌های اسلامی نیاز به خطبه خواندن است،‌این کار را به بهترین نحو انجام دادند.

این مرجع تقلید با تأکید بر این که همه ما مدیون خطبه حضرت زهرا(س) هستیم، ادامه داد: اگر این خطبه نبود،‌ شاید کسی امیرالمؤمنین و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) و حتی حضرت ولی عصر(عج) را نمی شناخت.

ایشان ‌با تأکید بر ترویج و نشر آموزه‌های اسلامی،‌ ادامه داد: در تمام دنیا، در خداشناسی و معارف اسلامی،‌ منبعی بالاتر از مکتب اهل‌بیت(علیهم‌السلام) وجود ندارد و زمانی که عطش جهانی برای نجات از مشکلات وجود دارد، وظیفه ما را در پاسخگویی به نیازها، بر اساس تعالیم اهل‌بیت(علیهم‌السلام) بیشتر می‌کند.

آیت‌الله صافی گلپایگانی با بیان این که اسلام دین فرداست، ادامه داد: اسلام بیش از آنکه مربوط به امروز ما باشد، برای آینده ما برنامه دارد؛ به این معنی که هرچه جهان پیش می‌رود، باز هم می‌بینیم که اسلام بسیار جلوتر از آن است

ترویج حجاب با صبرواخلاق

از اهدای گل درنمایشگاه کتاب تا اهدای کتاب درنمایشگاه گل!!!

اهداء گل به بانوان محجبه در نمایشگاه کتاب 

مسئولان بیست و پنجمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران به مناسبت فرارسیدن میلاد خجسته فاطمه زهرا (س) و احیای فرهنگ «حجاب وعفاف» در میان جوانان در این نمایشگاه به بانوان محجبه گل اهداء می‌کند.
 

 معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به مناسبت میلاد فرخنده بانوی دو عالم حضرت زهرا (س) و برای احیای فرهنگ «عفاف و حجاب» در سطح جامعه و به ویژه بانوان جوانان در بیست و پنجمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران به بانوان محجبه گل اهداء می کند.

 

بر اساس این گزارش، دختران و زنان محجبه که دارای پوشش مناسب بوده و برای خرید به نمایشگاه کتاب تهران حضور می یابند با حضور افرادی به آنها گل اهداء می شود.  بیست و پنجمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران 23 اردیبهشت سال جاری به کار خود خاتمه خواهد داد

قدر خود نشناخته ای،یعنی چه!

حــــــجـاب... 

دفتر دستک دانشگاه را دست گرفت. گویا امتحان داشت. از خیابان عبور کرد. اصلا متوجه ماشین ها نبود! دنبالش کردم. از قدم هایش فهمیدم که چیزی در بیرون دانشگاه او را به طرف خود می کشد. قدم هایم را تندتر کردم تا از نگاهم گم نشود.حدسم درست بود…! داخل وضوخانه شد.

 

نگاهی به آسمان انداخت، آهی کشید. گویا زیر لب چیزی را زمزمه می کرد. در حالی که وضو می گرفت، یک خانم با تیپ — وارد شد. رفت جلوی آینه وضوخانه.

صحنه ای دیدم که برایم مهم تلقی شد؛ دوست داشتم آن را برای دوستانم بگویم:

وضویش که تمام شد، چادرش را پوشید. در طرف دیگر دختری بود که به حساب خودش، خودش را زیباتر می کرد تا شاید جلب توجه کند.

یکی به زیبایی ظاهرش می رسید و دیگری زیبایی دلش را صیقل می داد. یکی قصد در رضایت خالق داشت و دیگری سعی در رضایت مخلوق.

نمی دانم آیا او نمی دانست چه باید بکند؟ آیا او نمی دانست که کارش اشتباه است. آیا او نمی دانست که با این کارش نه تنها حق خود بلکه حق جامعه و حق خالق مان را ضایع می کند.

حجاب حق زن، همسر، جامعه و خالق است. اگر زن و همسر از حق خود بگذرند اما جامعه و خالق نمی گذرند. پس چرا اینجور خود را به چیزی که نهایتش جز گناه نیست سرگرم می کنند. ای کاش او بداند که چه باید کرد…!

زنان، پیامبران عاطفه اند...(1)

«قرآن كريم وقتي درباره حجاب سخن مي‏گويد، مي‏فرمايد حجاب عبارت است از احترام‌گزاردن و حرمت قائل شدن براي زن كه نامحرمان او را از ديد حيواني ننگرند؛ لذا نظر كردن به زنان غير مسلمان را بدون قصد تباهي جايز مي‏داند.


شبه ه‏اي كه در ذهنيت بعضي افراد هست، اين است كه خيال مي‏كنند حجاب براي زن محدوديت و حصاري است كه خانواده و وابستگي به شوهر براي او ايجاد كرده است و بنا بر اين، حجاب را نشانه ضعف و محدوديت زن مي‌دانند.

راه حل اين شبهه و تبيين حجاب در بينش قرآن كريم اين است كه زن بايد كاملا درك كند، حجاب او تنها مربوط به خود او نيست تا بگويد من از حق خودم صرف‏ نظر كردم.

حجاب زن مربوط به مرد نيست تا مرد بگويد من راضيم.

حجاب زن مربوط به خانواده نيست تا اعضاي خانواده رضايت بدهند.

حجاب زن، حقي الهي است؛ لذا مي‏بينيد در جهان غرب و كشورهايي كه به قانون غربي مبتلا هستند اگر زن همسرداري آلوده شد و همسرش رضايت داد، قوانين آنها پرونده را مختومه اعلام مي‏كند اما در اسلام اين چنين نيست.

حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد، نه شوهر و نه ويژه برادر و فرزندانش است.

همه اينها اگر رضايت بدهند، قرآن راضي نخواهد بود چون حرمت زن و حيثيت زن به عنوان حق‏ الله مطرح است و خداي سبحان، زن را با سرمايه عاطفه آفريد كه معلم رقت باشد و پيام عاطفه بياورد.

اگر جامعه‏اي اين درس رقت و عاطفه را ترك كرد و به دنبال غريزه و شهوت رفت، به همان فسادي مبتلا مي‏شود كه در غرب ظهور كرده است. بنا بر اين كسي حق ندارد بگويد من به نداشتن حجاب رضايت دادم.

از اينكه قرآن كريم مي‏گويد هر گروهي، اگر راضي هم باشند، شما حد الهي را در برابر آلودگي اجرا كنيد، معلوم مي‏شود عصمت زن، حق‏ الله است و به هيچ كسي ارتباط ندارد.

قهرا همه اعضاي خانواده و اعضاي جامعه و خصوصا خود زن، امين امانت الهي هستند.

آيت‌الله جوادي آملی

آیا الگوی زنان امروزی حضرت زهرا سلام الله علیها می باشد؟

 

آیا الگوی زنان امروزی حضرت زهرا سلام الله علیها می باشد؟

وبلاگ ' طلبه پاسخگو ' نوشت :

پرسش:
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
زینب: سلام حاج اقا
خوبید؟ سلامتید؟
راستش سوالی که شاید برای من و خیلی از دخترا و خانمها باشه این هست که نگاه حضرت فاطمه نسبت به زنها چی هست؟ حضرت زهرا که سیده دو عالمه بهترین زن تو نظرش کیه؟
حاجی مثلا منی که دخترم خیلی موقع ها نمیدونم چه کاری برای منی که زنم درسته و چه کاری غلط؟
چقدر تو جامعه باید باشم؟
بودنم تو جامعه بهتره یا تو خونه؟
کار برای من دختر یا زن در بیرون خونه خوبه یا نه؟
اگه اره مثلا چه کارهایی؟؟
حاجی خیلی دلم میخواد زندگی حضرت زهرا رو اونم تو خونش رو بدونم اما خیلی مطالب درموردش کمه....خیلی...
یا هرکدوم از بهترین زنای دنیا
میشه شماکمک کنید؟ اگه وقت داشته باشید یه جواب این سوال یه پست بشه البته اگه صلاحه چون دوست دارم مفصل باشه و نظر بقیه رو هم بدونم
ممنون حاج اقا
تشکر یا علی

 


 

پاسخ:
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سلام و عرض ادب
ممنونم شکر خدا خوبم.ببخشید اگر جواب کمی دیر شد.
میدونید آنچه که مشخص است و حضرت زهرا سلام الله علیها هم یقینا همین را مد نظر دارد این می باشد که بهترین زن همان است که همچون خود حضرت باشد. یعنی شما نگاه کنید حضرت چگونه در اجتماع حضور پیدا می کردند؟،چگونه با پدر و مادر برخورد می کردند؟،چگونه تقوی پیشه می کردند؟،چگونه با نامحرم برخورد می کردند؟،چگونه با شوهر و فرزندان رفتار می کردند؟ حجابشان چگونه بوده است؟ و ... شما هم همانگونه باشید.نسبت به این موارد که ما به اندازه کافی روایت و نقل های تاریخی داریم.
ما اگر خوب سیره حضرت رو مطالعه کنیم همه چیز دستمون میاد و مطمئنا الگو برای همه زنان در همه دوران است چون متاسفانه عده ای کج فهم اینگونه می گویند که خانم دیگر برای زنان امروزی نمی تواند الگو باشد و حال حرف غلطی می زنند و حضرت الی یوم القیامه برای زنان خوب و پاک دامن الگو می باشد.
ببینید مسلما اصل اولی بر این است که زن در خانه باشد و به تربیت فرزند خود برسد و یا عفت پیشه کند برای آینده و حضور در اجتماع دیگه بستگی به ظرفیتش دارد اگر می داند که با رفتن به اجتماع گناه نمی کند و فریب دوست و ... را نمی خورد برود در کاری که تنها و تنها در محیط زنان است ایرادی ندارد،اما اگر با رفتن به بیرون حجابش عوض می شود و گرفتار مانتو های آنچنانی با آرایش های ضعیف یا قوی می شود و یا شاغل که می شود آنقدر غرق در کار می شود که فرزند و شوهر را فراموش می کند مسلما حضورش در بیرون از منزل به صلاح نیست.
متاسفانه ارزش ها امروزه برای زنان ما عوض شده است و خانم ها فکر می کنند بودن در خانه برای آنها بی ارزشیست و تحقیر آنان می باشد و حال اینگونه نیست.امروز بیشترین فسادها و طلاق ها بخاطر حضور زنان در امکانی است که لزومی به بودنشان نیست،بسیاری از رابطه های زنان شوهر دار با مردان دیگر بخاطر همین مسئله است که بخاطر نارحت نشدن دوستان فاکتور میگیرم و توضیح و موارد بیشمار آن رو عرض نمی کنم.چقدر از جوانان پسر و مردان ما بیکار هستند چون زنان با کمترین حقوق قبول می کنند و مشغول به کاری می شوند و حال این کار رو باید یک مرد انجام دهد.
حتما شنید وقتی حضرت با امیرالمومنین ازدواج کردند برای تقسیم کار پیش رسول خدا(ص)رفتند که حضرت فرمودند کار خانه برای دخترم و کار بیرون برای عل(ع) که حضرت زهرا فرمود:کسی نمی‌داند من چقدر خوشحال شدم از اینکه رسول خدا مرا از معاشرت با مردان بازداشت.
روح اسلام از رابطه زن و مرد از دیدگاه چند روایت در جامعه بیزار است و هرگز محیط‏‌های مختلط را تجویز نمی‏ کند؛ چون همانطور که گفتم اختلاط زن و مرد باعث بروز فساد می‏ شود. لذا تا آنجا که ممکن است باید کار زنها در منزل و کار مردان در خارج منزل باشد.
امروزه هم بستر برای خانم ها برای کار در منزل هست که نمونه ای زیادی دارد و خود بهتر می دانید.
اما زنانی که متاهل هستند چقدر به سیره حضرت عمل می کنند؟ و ... در این زمینه حرف برای گفتن زیاد دارم اما بماند که خود خطبه ای شقشقیه می باشد

شخصیت حضرت زهرا(س) و جنبه های الگوگیری از سیره بزرگوار

شخصیت حضرت زهرا(س) و جنبه های الگوگیری از سیره بزرگوار

وبلاگ ' گوهر کمال ' نوشت :

رزق و روزی و خرج را خداوند رحمان و رحیم برای انسان می رساند. آن چه از جانب حق تعالی نمی رسد و علاوه بر آن مورد غضب خداوند است، بَرج است. اکثر مراسم های عقد و عروسی که امروزه برگزار می شود، برج است. بعد از این ریخت و پاش ها و تجملات، چک و سفته ها نمایان شده و بد بختی ها شروع می گردد. اول زندگی مشترک  آبروریزی برای زوج جوان و اطرافیان به بار می آید. هیچ یک از این خرج و مخارج هایی که رایج شده است، مورد قبول و خشنودی حضرت زهرا سلام الله علیها نیست. این وضع زندگی ما را حضرت زهرا سلام الله علیها نمی پسندد. زهرا می گوید نباید به هیچ وجه در زندگی ولخرجی و ریخت و پاش باشد.

 

فقر عمومی الان اجتماع را فرا گرفته است. این فقر عمومی از کجا پیدا شده؟ آیا  از خرج کردن است؟ نه! از برج به وجود آمده است. از زندگی مصرفی و زندگی چشم و هم چشمی پدید آمده است. ساده زیستی الان در میان ما نیست. در حالی که به شما بگویم زندگی ساده زیستی توأم با نشاط است، توأم با محبّت است، توأم با یک زندگی منهای غم و غصه ،‌اضطراب خاطر و ‌نگرانی است. شما فکر نکنید زندگی ساده یعنی تحمّل فقر و بیچارگی،بلکه ساده زیستی یعنی یک زندگی تؤام با مهر و محبت و شور و نشاط، یعنی یک زندگی پر از نعمت. ما باید حضرت زهرا سلام الله علیها را  دوست داشته باشیم، از نظر دل تا سرحد عشق و از نظر زبان و شعار نیز محبت خود را ابراز کنیم. اما عمده از نظر عمل است که قرآن کریم می فرماید:«‌ولکم فی رسول الله اسوة حسنه لمن کان یرجوالله و الیوم الاخر »

 

یکی از صفات اولیای الهی، ساده زیستی آنان است. در اثر همین ساده زیستی است که از گذشته غم ندارند و از آینده نگران نیستند. « الا ان اولیاء‌ الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون »

 

 زندگی تجملی و مصرفی بسیاری از انسان ها را کشته و روح معنویت را از آنان جدا کرده است و بالاخره یک دنیای پر از هم و غم برای جامعه باقی گذاشته است. اگر کسی خواهان نشاط و شادی است، اگر کسی زندگی منهای غم و غصه، دلهره و اضطراب خاطر می خواهد، هیچ چاره ای ندارد به غیر از اینکه باید زندگی ساده زیستی را برای خود برگزیند. و الا احدی نمی تواند مسئله را حل کند. حل مسئله به دست حضرت زهرا سلام الله علیها است. زهرای مرضیه می گوید من سرمشق تو در زندگی هستم. وقتی الگوی تو شدم، مشکلات تو حل می شود و یک زندگی منهای غم و غصه و گناه برای تو مهیّا می گردد. قرآن در آیات فراوانی می فرماید: این زندگی های چشم و هم چشمی منجر به گناهان بزرگ بزرگ می شود. به عنوان مثال در سوره واقعه می فرماید: «انهم کانوا قبل ذلک مترفین و کانوا یصرون علی الحنث العظیم»

 

یعنی اینها زیر دود جهنم، زیر حُرم جهنم با این زجرشان دست و پنجه نرم می کنند. چرا؟ چون زندگی تجملی داشتند. زندگی مصرفی داشتند. ساده زیست نبودند. لذا در اثر آن زندگی تجملی، گناه روی گناه برای آنها پیدا شد. «یصرون علی الحنث العظیم». نود درصد از گناهان زیر سر همین زندگی تجملی و زندگی چشم و هم چشمی و این ریخت و پاش ها است. صدای عقل و وجدان اخلاقی انسان ها فریاد می زند که ساده زیستی فوائد فراوانی دارد و زندگی تجملی غلط است.

 

 بنابر این من  از شما دو  تقاضا دارم به هر اندازه که می شود یکی عفاف و حجاب که مربوط به زنها است را رعایت کنید. یکی هم زندگی ساده داشته باشید. اگر عفت و حجاب و ساده زیستی در زندگی باشد، این زندگی مقدّس است و الا زندگی نا مقدّس  می شود و آلوده به گناه می گردد

چهره خیابان های شهر ، حجاب فاطمی ندارد

چهره خیابان های شهر ، حجاب فاطمی ندارد

وبلاگ ' بسیجی بی ادعا ' نوشت :

این روزها ، ایام عزاداری شهادت حضرت فاطمه (س) است روزهایی که بیرق عزا بر سر در بسیاری از منازل برافراشته است و مرثیه خوانان و مداحان اهل بیت در عزای یاس کبود محمد مصطفی (ص)‌ ناله زده و نگاه ها را در قاب خیس چشم ها به ماتم می کشانند .
اما در این روزها که تن شهر با پارچه نویس ها مشکی شده ،در این روزها که  پیامک ها رنگ و بوی فاطمیه به خود گرفته، در این ایام که جشن و شادی ها کم رنگ شده و تکایا بار دیگر میزبان شیعیان و محبان اهل بیت شده اند و در سه دهه ای که مهدی (عج) صاحب عزای مادرش فاطمه شده است ؛‌چرا هایی دل را می سوزاند و فکر را مشوش می کند.

چراهایی که سالیان سال است مطرح می شود اما برای پاسخش کمتر  "زیرا" جای "آیا"می نشیند. چراهایی که مهم ترین آنها نداشتن وجه اسلامی برخی از زنان ایران اسلامی در جامعه است. چرا هایی که مهم ترین آنها شنیده شدن لهو لعب در معابر و کوچه هایی است که به نام شهدا خوانده می شوند آن هم در ایام فاطمیه و .... چراهایی که مهم ترین آنها رعایت نشدن شئونات اولیه اخلاقی در تعاملات اجتماعی بین زنان و مردان در اماکن عمومی است. چراهایی که دردناک ترین آنها برخورد با ارزش های اسلامی در رسانه ها است.
اما صحبت من از حجاب است ....
صحبت از حجاب است
نه آنچه به عنوان تزیین بر سر برخی از زنان ما رنگ مو ها و گل سرها را زیباتر جلوه می دهد . نه آن روسری های کوتاهی که با گره های کوچک زیر سپیدی گلو ، رها می شوند و نه آن شال هایی که بر بلندای موها عجیب و غریب !! زیر گیره های به بزرگی بی غیرتی و وسعت جلب توجه به دور گردن می پیچند... و نه ...و نه ... و نه آن چیزی که برخی از آن به عنوان حجاب آن هم زورکی یاد می کنند.


منظور حجاب اسلامی من درآوردی برخی از ما زنان هم نیست! حجابی که با چادرهای ملی! قجری! چادرهای براق عربی! چادرهای تنما و تنگ آستین دار و... بر سر ماست و متناسب با آن صورت را رنگ کرده و کیف ها را بر دوش انداخته و در بازار به خرید می پردازیم و در اتوبوس ها تا کرده و در کیف می گذاریم .

منظور حجاب کامل اسلامی است . حجاب فاطمی که از فاطمه(س)  بر ما رسیده است. حجابی که گردی صورت مادرزاد ، مچ دستان بی زیور ، برجستگی ماهیچه های پا و سینه و ... را می پوشاند و زن را از هر گونه سوء استفاده حتی نگاهی نامحرم و نامبارک حفظ می کند.
حجابی که سنگر زن مسلمان برای حضوری فعال در جامعه و حفظ شؤنات او در تعامل با مردان است. حجابی که زاییده عفت و عفتی که فرزند حیاء زن مسلمان است . حجابی که برای حفظ کردنش خون ها داده شده و دین ها برگردن من و تو زن ایرانی مسلمان نهاده شده است.

هیچ می دانیم که حجاب و عفاف در همیشه تاریخ به عنوان دو ارزش در جامعه بشری به ویژه جوامع اسلامی مطرح بوده و است، هیچ دقت کرده ایم که یکی از امتیازات انسان، در مقایسه با موجودات دیگر، تهیه پوشش مناسب برای اندام خویش است. بر این اساس،  پوشش یکی از شؤون و ویژگی های انسان به شمار می آید.
نه اینکه زنان در اندیشه های خود به دنبال کشف حقیقتشان از جانب محبوب هستند نه اینکه هر آنچه سر راهی است و دیدنی ارزش کشف شدن ندارد.
هیچ فکر کرده ایم  که در تاریخ فلسفه و نیز اندیشه ، حجاب یکی از بهترین و مهمترین تشبیهات و استعارات برای آن چیزی بوده که پوشاننده ی حقیقت است.بنابر این، ناگفته پیداست که چرا در فیلسوفان، شوق بسیاری برای کشف حجاب وجود داشته است؛ حقیقت، آشکارگی است که نیازمند کنار زدن حجاب ها توسط اهل و محرمش است. از همین رو است که برای فیلسوف، هر چیز عریان و آشکار که هر کس را توان دیدن آن است، ناچیز و بی اهمیت جلوه می کند. در یک معنی لطیف حتی می توان گفت: فیلسوف یا همان کاشف، از عریانی مکشوف چندان خرسند نیست .
برای فیلسوف آنجا که رازی در کار نباشد کاری نیز  وجود ندارد.
او در مقام جوینده ی حقیقت، باید نشان دهد که همواره رازی در میان است از همین رو است که می کوشد مسطور در حجاب کند، آنچه را که محرمانه افشا کرده است.
این داستان در زندگی زن و مرد هم اینگونه باز خوانی می شود که
مردان در مقام فیلسوف زمانی که زن را در مقام "راز عریان" ببینند، دلیلی برای علاقه افشا ندارند و در وجهه عکس آن در پس افشاگری محرمانه، از عریانی آن ناخرسند شده و به پوشاندن راز خود برای کشف نشدن حقیقتش استفاده می کنند که از آن به نام غیرت و همیّت یاد می شود. حال سؤال این است مرد در مقام فیلسوف چه کاری خواهد داشت اگر رازی وجود نداشته باشد؟؟
باید بدانیم که مرد و زن هستی فراتر از تاریخ  شناخته شده بشر دارند و در تاریخ ادیان همواره از حجاب به عنوان امری اصیل و پیشینه دار یاد شده است.
به گفته ویل دورانت «قوم یهود و ایرانیان قدیم ، حجاب را برای بانوان یک نوع کرامت و شرافت و از واجبات دینی می دانستند». همه مورخان از حجاب سخت زنان یهود سخن گفته اند . ویل دورانت ، می گوید : گفت وگوی علنی میان مردان و زنان حتی بین زن و شوهر ممنوع بوده است ، دختران به مدرسه نمی رفتند ، نپوشاندن موی سر گناهی محسوب می شده که مرتکب آن مستوجب طلاق بوده است  و...
بی تردید مبنای حجاب در شریعت یهود،آیات تورات بوده که بر حجاب تأکید می کرده است. در آن آیات،کیفیت پوشش زنان یهودی مشخص بوده است. تورات شباهت لباس زنان و مردان را نهی می کرده:در قسمتی از تورات می خوانیم:(متاع مرد بر زن نباشد و مرد لباس زن را نپوشد زیرا هر که این کند مکروه یهُوه خدای تو است)
اما اسلام؛ پوشش و حجابی را برای شبه جزیزه عربستان به ارمغان آورد که اصل آن مربوط به احکام ویژه بانوان است و اتکای آن ، بر تفاوت های طبیعی و ساختاری زن و مرد استوار است و آن از سوی خدا در آیات قرآن بر ما نازل شده است.
مسیحیت نه تنها احکام شریعت یهود را در مورد حجاب تغییر نداد بلکه با قوانین شدیدتری آن را استمرار بخشید و در برخی از موارد قدم را فراتر نهاد و در سختگیری بیشتری، وجوب حجاب را مطرح ساخته است.
مسیحیت برای از بین بردن زمینه هر گونه تحریک و تهییج، زنان را به صورت شدیدتری به رعایت کامل پوشش و دوری از هرگونه آرایش و تزیین فراخواند. بنابر متون تاریخی،چادر و روبند،برای خاتون های اشراف، ضروری بود و در اعیاد نیز کسی آن را کنار نمی گذاشت؛ بلکه با طلا و نقره و پارچه های زربفت آن را تزیین می کردند و حتی برای تفریح نیز با حجب و حیای کامل در مجالس انس و یا گردش های دور از چشم نامحرم شرکت می کردند.
اما اسلام حجاب را  برای زنان متناسب با شئوناتشان، با تعدیل و نظم مناسب و به دور از افراط و تفریط ، سهل انگاری مضر یا سختگیری بی مورد به جامعه بشری ارزانی داشته است . با اندکی تدبر در آیات قرآن فلسفه حجاب را به گونه ای صریح می توان احترام و  نگه داشتن حرمت زن دانست . کسی که به عظمت حجاب پی ببرده؛ می فهمد بی حجابی و بد حجابی ثمره عدم معرفت و شناخت حقیقی جایگاه زن در نظام هستی است .
حال با وجود همه این دانسته ها و الزامات به رعایت فرهنگ حجاب اسلامی در جامعه اسلامی دوست دارم آخر نوشته هایم به وصیت نامه شهدا در امر رعایت حجاب اشاره کنم که بدانیم از جانب شهدایمان به چه امری موظف و تکلیف شده ایم .


در بررسی های 53 هزار وصیت نامه شهدا 8681 وصیت وجود دارد که کلمه حجاب در آن به کار رفته شده است وصیت هایی که هر کدام را هر زمان بخوانی گویی با شهید در دوران کنونی هم صحبت شده ای و این است عزت و کرامت شهدای ما وقتی می گویند:
شهید داوود صابری ( 1362-1347)
خواهر عزیز، امیدوارم که با رعایت کردن حجاب اسلامی مشت محکمی بر دهان دشمنان اسلام بزنید  .
شهید داوود محمدی (1362-1344) خواهرانم شما هم
زهراوار باشید که حجاب تو هم یک سنگر است.
شهید رمضانعلی خارکش (1366-1348) از خواهرانم می خواهم که با
حفظ حجاب و عفت و پاکی خودشان ، به جنگ با فتنه و بی بند و باری بروند و نگذارند منافقین پلید و افراد فاسد بی غیرت ، جامعه را خراب بکنند.
شهید رضا اکبری (1362-1342) و پیام من به خواهران حزب الله این است که همیشه جلوی منافقین دین باشید و نگذارید که هر کاری دلشان خواست بکنند، حجاب خود را حفظ کنید
چون حجاب شنا کوبنده تر از خون من است.
و بالاخره وصیتی از شهید سید حسین حسینی (1365-1343) به تمامی خواهران دینی هم تأکید می نمایم که
سعادت دنیا و آخرت شما در گرو حفظ اکمل حجاب است و با رعایت حجاب کامل اسلامی و حضور همه جانبه خویش در تمامی صحنه های انقلاب، مشت محکمی باشید بر دهان کسانی که با شعار آزادی زن ، اسارتی نوین را برای آنان به ارمغان آورده اند

من و چادرمشکی ام

 

وبلاگ ' من و چادرم ، خاطره ها '

نوشت :

1- ده ساله بودم. می خواستیم با خانواده برویم حرم ، مامان و دو خواهر بزرگتر طبق معمول چادر سرشان کردند. از اینکه مثل آنها چادر نداشتم احساس کوچکی کردم.

- مامان منم چادر می خوام!

مامان کمی مکث کرد.

- اگه می خوای خواهرت یه چادر داره که براش کوتاه شده، ازش بگیر.

گرفتم و سر کردم. با اینکه برای خواهرم کوتاه شده بود، برای من همچنان بلند بود و روی زمین می کشید.
 

- برات بلنده ها! سختت می شه!

- اشکال نداره، جمعش می کنم!
 

و بعد به خیال خودم به طرز حرفه ای (!) جمعش کردم و رو گرفتم.

مامان با خنده رضایت داد.
 

- باشه، بریم.

رسیدیم حرم امام. بعد از زیارت کمی در فضای سبز اطراف حرم راه رفتیم. مامان نگاهمان می کرد.
 

- خوشحالم که سه دختر چادری دارم!

و برق چشمانش برای چادری شدن من کافی بود.

فردا صبح برای رفتن به مدرسه چادر سرم کردم. مامان تعجب کرد.
 

- چرا با چادر می ری؟!! سخته، می خوری زمین! (احتمالا در آن لحظه داشت صحنه ی دویدن ها و شیطنت هایم را در مسیر کوتاه مدرسه و خانه تصور می کرد!)

- نه خوبه، راحتم!

با چادر رفتم مدرسه. فردایش هم. مامان که دید فعلا دست بردار نیستم، چادر خواهرم را کوتاه کرد تا اندازه ام باشد. و چند ماه بعد هم برای سال نو، اولین چادر مشکی ام را برایم خرید...

2- تازه چادری شده بودم. داشتم تنهایی می رفتم مسجد نزدیک خانه مان. سر خیابان ایستادم تا ماشین باکلاسی که از دور می آمد رد شود. یک خانم جوانِ تقریبا بی حجاب جلو نشسته بود. در حال عبور سرش را از پنجره بیرون آورد و خطاب به من گفت: "گاو!!"
این اولین باری بود که به خاطر چادرم توهین شنیدم. اما آخرین بار نبود.

راستش این است که چادری بودن ساده نیست. یک دستت و گوشه ای از ذهنت را همیشه درگیر می کند؛ که کنار نرود، به جایی گیر نکند، روی زمین کشیده نشود.
 

از همه ی اینها گذشته، تحمل نگاه های تحقیرآمیز دیگران هم هست. مخصوصا اگر گذارت به بالاشهر تهران زیاد بیفتد.

اما راست تَرش (!) را بخواهم بگویم، برای کسی که آرامش چادر را تجربه کرده، چادری نبودن خیلی سخت تر از چادری بودن است. اگر تجربه نکرده اید، امتحانش ضرری ندارد...

 

3- اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا.

انواع چادری ها و مانتویی ها!!

 

انواع چادری ها و مانتویی ها

وبلاگ ' طلبه نو پا ' نوشت :

اونایی که چادر می پوشند، چند دسته اند:

1- اونایی که از سر اجبار چادر می پوشند: حالا یا اجبار محل کار، یا اجبار خانواده….

2- اونایی که تفریحی چادر می پوشند:

یا از سر مد، یا حس و حال موقتی و…. این دسته معمولا یا بعد از مدت کوتاهی دوباره از چادر دست می کشند و یا ظاهر چادر پوشیدنشون طوریه که حال همه چادری های واقعی رو به هم می زنه.

 3- اونایی که از سر عادت چادر می پوشند:

این دسته معمولا خانواده هایی دارند که اصالتا چادر پوشیدن براشون رسمه (صرفنظر از میزان دین و ایمان حقیقی شون) و همه دختران خانواده بدون اینکه هیچ وقت به نظر خودشون در مورد چادر پوشیدن فکر کرده باشند، فقط چون جوّ محیط و خانواده و دور و بری هاشون اینطوریه، چادر می پوشند. شواهد اینجانب نشون میده که این گروه غالبا پس از ورود به دانشگاه یا دور افتادن از محیط قبلی خود چادر پوشیدن را کنار می گذارند!

 4- اونایی که از سر پاکی قلب و شدت ایمان چادر می پوشند:

خانواده های این دسته از چادری ها معمولا دو نوع هستند:

- یا خانواده های مذهبی که بچه هایشان را طوری تربیت می کنند که از همان ابتدا چادر می پوشند و کم کم که دخترها بزرگتر شدند، تبدیل به دختران مؤمنی می شوند که خودشان هم چادر پوشیدن برایشان بسیار مهم است و از اینکه از بچگی خانواده شان آنها را چادری بار آورده، خیلی خوشحالند.

 

- و یا اینکه خانواده خیلی با ایمان و مذهبی ندارند. هرگز کسی به آنها چادر پوشیدن را حتی توصیه هم نکرده و شاید در بین خانواده و فامیل اصلا چادر پوشیدن رسم نبوده باشد. اما این دسته از دخترها همینطور که بزرگتر می شوند، در اثر صفای باطن خود و معاشرت با مؤمنان واقعی و … به حدی از ایمان و تزکیه نفس می رسند که چادر پوشیدن را جزئی اجتناب ناپذیر از خود می دانند، لذتی که اینها از چادر پوشیدن می برند، جز به ایمان بالایشان ربط ندارد و جز برای مؤمنان واقعی قابل درک نیست.

مانتویی ها هم چند دسته اند:


1- اونایی که همین مانتو را هم به زور می پوشند و….

 از مشخصات این گروه بی ایمانی و سر و وضع چندش آور است.

 2- مانتویی هایی که به حجاب هیچ اهمیتی نمی دهند، و زیاد به سر و وضع خود اهمیت می دهند.

(متأسفانه برای خیلی ها کلمه مانتویی فقط همین دو دسته رو تداعی می کنه)

 3- اونایی که از سر رسم و عادت مانتو می پوشند:

این دسته معمولا ساده اند، اما حجاب خیلی کاملی ندارند، که بیشتر از سر نادانی و ناآگاهی است تا از سر بد بودن.

 4- مانتویی هایی که حجاب دارند، اما فقط حجاب دارند، یعنی موهایشان پوشیده است، و باقی سر و وضعشان شبیه گروه دوم است.

 5- مانتویی های محجوب، این گروه (که نمی دونم چرا به چشم بعضیها نمیان) افرادی هستند که از نظر ایمان به حد بسیار بالایی رسیده اند. از مشخصات این گروه این است که در دین و ایمان غرقند، حجاب کاملی دارند و حجاب برایشان بسیار مهم است، سر و ضع ساده ای در جامعه دارند، در جامعه (بیرون از خانه) معمولا مشکی می پوشند، از چادریهای واقعی خوششان می آید و چادر پوشیدن را دوست دارند، اما شاید به دلایلی مانند دنبال موقعیت مناسب گشتن و… فعلا به پوشیدن چادر اقدام نمی کنند.

6-مانتوئی های سابقا چادری!این گروه شامل آندسته خواهرانی میشوند که فلسفه حجاب وعفاف را کاملا بررسی نکرده وبا بهانه هائی چون دست وپاگیری یا مزاحمت هنگام خرید وهمراهی بچه،گرما و.......چادررارهاکرده ومانتوپوش شده اند!

چادرمشکی،تاریخچه حجاب و عفاف در ادیان و اقوام گذشته

 

تاریخچه حجاب و عفاف در ادیان و اقوام گذشته

وبلاگ ' حجاب سپری برای زن ' نوشت :

بنابر گواهی متون تاریخی، در اکثر قریب به اتفاق ملت ها و آیین های جهان، حجاب در بین زنان معمول بوده است؛ هر چند در طول تاریخ، فراز و نشیب های زیادی را طی کرده و گاهی با اعمال سلیقه حاکمان، تشدید یا تخفیف یافته است، ولی هیچگاه بطور کامل از بین نرفته است. مورّخان به ندرت از اقوام بدوی که زنانشان دارای پوشش مناسب نبوده ویا به صورت برهنه در اجتماع ظاهر می شدند، یاد می کنند.

 

 

 

دانشمندان، تاریخ حجاب و پوشش زن را به دوران ما قبل تاریخ و عصر حجر نسبت می دهند. کتاب «زن در آینه تاریخ» پس از طرح

 

مفصل علل و عوامل تاریخی حجاب، می نویسد: با توجه به علل ذکر شده و بررسی آثار و نقوش به دست آمده، پیدایش حجاب به دوران پیش از مذاهب مربوط می شود؛ و به این دلایل، عقیده عده ای که می گویند «مذهب» موجد حجاب می باشد، صحت ندارد، ولی باید پذیرفت که در دگرگونی و تکمیل آن بسیار موءثر بوده است.

 

1. پوشش زن در یونان و روم باستان

 

 

دایره المعارف لاروس درباره پوشش زنان یونان باستان می گوید: زنان یونانی در دوره های گذشته، صورت و اندامشان را تا روی پا می پوشاندند. این پوشش که شفاف و بسیار زیبا بود، در جزایر کورس و اِمِرجوس و دیگر جزایر ساخته می شد. زنان فنیقی نیز دارای پوششی قرمز بودند. سخن درباره حجاب، در لابلای کلمات قدیمی ترین موءلفین یونانی نیز به چشم می خورد؛ حتی «بنیلوب» (همسر پادشاه «عولیس» فرمانروای ایتاک) نیز با حجاب بوده است. زنان شهر «ثیب» دارای حجاب خاصی بوده اند، بدین صورت که حتی صورتشان را نیز با پارچه می پوشاندند. این پارچه دارای دو منفذ بود که جلوی چشمان قرار می گرفت تا بتوانند ببینند. در «اسپارته» دختران تا موقع ازدواج آزاد بودند، ولی بعد از ازدواج خود را از چشم مردان می پوشاندند. نقش هایی که بر جای مانده، حکایت می کند که زنان سر را می پوشانده، ولی صورت هایشان باز بوده است، و وقتی به بازار می رفتند، بر آنان واجب بوده است که صورت هایشان را بپوشانند؛ خواه باکره و خواه دارای همسر باشند. حجاب در بین زنان سیبری و ساکنان آسیای صغیر و زنان شهر ماد (و فارس و عرب) نیز وجود داشته است. زنان رومانی از حجاب شدیدتری برخوردار بوده اند، به طوری که وقتی از خانه خارج می شدند، با چادری بلند تمام بدن را تا روی پاها می پوشاندند و چیزی از برآمدگی های بدن مشخص نمی شد.2

 

 

 

یکی از تاریخ نویسان غربی نیز شواهد زیادی دال بر وجود حجاب در بین زنان یونان و روم باستان آورده است. او درباره «الهه عفت» که یکی از خدایان یونان باستان است، می گوید: «آرتمیس»، الهه عفت است و عالی ترین نمونه (و الگو برای) دختران جوان به شمار می آید. دارای بدنی نیرومند و ورزیده و چابک و به زیور عفّت و تقوا آراسته است.»3

 

 

 

همچنین درباره مردم یکی از قبائلی که نهصد سال قبل از میلاد زندگی می کرده اند، آمده است : «بالاتر از ارمینان و در کنار دریای سیاه، «سکّاها» بیابانگردی می کردند. آنها مردم وحشی و درشت اندام قبائل جنگی نیمه مغول و نیمه اروپایی بسیار نیرومندی بودند که در ارابه به سرمی بردند و زنان خود را سخت در پرده نگاه می داشتند.»4

 

 

 

این مورّخ در جای دیگر می گوید: «زنان فقط در صورتی می توانند خویشان و دوستان خود را ملاقات کنند و در جشن های مذهبی و تماشاخانه ها حضور یابند که کاملاً در حجاب باشند. 5

 

 

 

همچنین از قول یکی از فلاسفه یونان باستان، درباره شدت پوشش زن، نقل می کند: نام یک زن پاک دامن را نیز چون شخص او باید در خانه پنهان داشت.6

 

 

 

2. پوشش زن در ایران باستان

 

 

 

در مورد پوشش زنان ایران باستان، مطالب زیادی در تاریخ وجود دارد. ویل دورانت درباره پوشش زنان ایران باستان و اینکه حجاب بسیار سختی در بین آنان رایج بوده است، می گوید: «زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند که جز در تخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند. هرگز به آنان اجازه داده نمی شد که آشکارا با مردان آمیزش (اختلاط) کنند. زنان شوهر دار حق نداشتند هیچ مردی را، ولو پدر یا برادرشان باشد، ببینند. در نقش هایی که در ایران باستان بر جای مانده، هیچ صورت زن دیده نمی شود و نامی از ایشان به نظر نمی رسد.»7

 

 

 

از دائره المعارف لاروس نیز به دست می آید که حجاب در بین مادها و پارس ها وجود داشته است.8 همچنین در تفسیر اثنی عشری9 آمده است: «تاریخ نشان می دهد که حجاب در فرس قدیم وجود داشته است». در کیش «مازدیسنی» نامه شت مهاباد، آیه 90 گوید: زن خواهید و جفت گیرید و هم خوابه دیگری را نبینید و بر او منگرید و با او میامیزید

 

 

 

نصوصی که بیانگر حجاب زنان ایران باستان است، نشان می دهد که زنان در دوره های مختلفی چون دوره مادها، پارسی ها (هخامنشیان)، اشکانیان و سامانیان دارای حجاب و پوشش بوده اند، که به چند نمونه آن اشاره می شود:

 

 

 

دوره مادها

 

 

 

در کتاب «پوشاک باستانی ایرانیان» آمده: «اصلی که باید در نظر داشت، این است که طبق نقوش برجسته و مجسمه های ما قبل میلاد، پوشاک زنان آن دوره (مادها) از لحاظ شکل (با کمی تفاوت) با پوشاک مردان یکسان است.»10

 

 

 

وی در ادامه برای توضیح نقوش بر جای مانده می نویسد: «مرد و زن به واسطه اختلافی که میان پوشش سرشان وجود دارد، از هم تمیز داده می شوند. به نظر می رسد که زنان پوششی نیز روی سر خود گذارده اند و از زیر آن گیسوهای بلندشان نمایان است.»11

 

 

 

دوره پارسی ها (هخامنشیان)

 

 

 

پارسی ها به وسیله کوروش، دولت ماد را از میان برداشته و سلسله هخامنشی را تأسیس کردند. آنها از نظر لباس همانند مادها بودند. در مورد پوشاک خاص زنان این دوره آمده است: «از روی برخی نقوش مانده از آن زمان، به زنان بومی برمی خوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه است. به زنان دیگر آن دوره نیز برمی خوریم که از پهلو به اسب سوارند. اینان چادری مستطیل بر روی همه لباس خود افکنده و در زیر آن، یک پیراهن با دامن بلند و در زیر آن نیز، پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است.»12

 

 

 

دوره اشکانیان

 

 

 

در این دوره نیز همانند گذشته، حجاب زنان ایرانی کامل بوده است. در این باره چنین می خوانیم: «لباس زنان اشکانی پیراهنی بلند تا روی زمین، گشاد، پرچین، آستین دار و یقه راست بوده است. پیراهن دیگری داشته اند که روی اولی می پوشیدند و قد این یکی نسبت به اولی کوتاه و ضمناً یقه باز بوده است. روی این دو پیراهن چادری سرمی کردند.»13

 

 

 

در جای دیگر آمده است: «چادر زنان اشکانی به رنگ های شاد و ارغوانی و یا سفید بوده است. گوشه چادر در زیر یک تخته فلزی بیضی منقوش یا دکمه که به وسیله زنجیری به گردن افکنده شده، بند است. این چادر به نحوی روی سر می افتاده که عمامه (نوعی کلاه زنانه) را در قسمت عقب و پهلوها می پوشانیده است.»14

 

 

 

در کتاب «پارتیان» نیز آمده است: «زنان عهد اشکانی قبایی تا زانو بر تن می کردند، با شنلی که بر سر افکنده می شد و نیز نقابی داشتند که معمولاً به پس سر می آویختند

 

 

 

دوره ساسانیان

 

 

 

در این دوره اردشیر پسر بابک با استفاده از ضعف اشکانیان، سلسله ساسانیان را بنیان نهاد و دین زرتشت را دین رسمی کشور قرار داد. اوستا را ترجمه و آتشکده های ویران را بازسازی نمود. زنان در این دوره که احکام دینی زرتشتیان در کشور اعمال می شده است، همچنان دارای حجاب کامل بودند. در مورد پوشاک زنان چنین آمده است: «چادر که از دوره های پیش مورد استفاده بانوان ایران بوده است، در این دوره نیز به صورت مختلف مورد استعمال داشته است.»15

 

 

 

حجاب زنان در این دوره چنان اهمیتی داشت که «حتی لباس هنرپیشگان زن، مانند لباس های بلند سایر بانوان، تا پشت پا کشیده شده است.»16

 

 

 

برای اثبات توجه زنان در این دوره به حجاب، کافی است این نقل تاریخی را از منابع اسلامی مرور کنیم: هنگامی که سه تن از دختران کسری، پادشاه ساسانی، را با ثروت فراوانی از اموال، برای عمر آوردند، شاهزادگان ایرانی را در برابر عمر در حالی که با پوشش و نقاب، خود را پوشانده بودند، ایستاندند، خلیفه دستور داد، با آوازی بلند بر آنان فریاد کشند که: پوشش از چهره برگیرید تا مسلمانان آنها را ببینند و خریداران پول بیشتری به پای آنها بریزند. دوشیزگان ایرانی از برهنه کردن صورت خودداری کردند و مشت بر سینه نماینده عمر زدند و آنان را از خود دور ساختند. خلیفه خشمناک شد و خواست با تازیانه آنان را بیازارد، در حالیکه شاهزادگان ایرانی می گریستند. حضرت علی(علیه السلام) به عمر فرمودند: در رفتارت مدارا کن؛ از پیغمبر خدا(صلی الله علیه وآله) شنیدم که می فرمود : «بزرگ و شریف هر قومی را که خوار و فقیر شده، گرامی بدارید». عمر پس از شنیدن فرمایش حضرت علی (علیه السلام) آتش خشمش فرو نشست. سپس حضرت اضافه کرد: «با دختران ملوک نباید معامله دختران بازاری (کنیزان) کرد.»17

 

 

 

3. پوشش زن در ادیان بزرگ الهی

 

 

حجاب در شریعت حضرت ابراهیم(علیه السلام)

 

 

 

در آئین مقدس حضرت ابراهیم (علیه السلام) مسأله پوشش زنان، حائز اهمیت بوده است. در کتاب تورات چنین می خوانیم: «"رفقه" چشمان خود را بلند کرده و اسحاق را دید و از شتر خود فرود آمد، زیرا از خادم پرسید: این مرد کیست که در صحرا به استقبال ما می آید؟ خادم گفت: آقای من است. پس برقع خود راگرفته، خود را پوشانید.»18

 

 

 

از این بیان روشن می شود که پوشش زن در مقابل نامحرم در شریعت حضرت ابراهیم (علیه السلام) وجود داشته است؛ زیرا «رفقه» در مقابل اسحاق که به او نامحرم بود، از شتر پیاده شد و خود را پوشاند تا چشم اسحاق به او نیفتد.

 

 

 

حجاب در آیین یهود

 

 

 

در اصول اخلاقی «تلمود» که یکی از کتاب های مهم دینی و در حقیقت فقه مدون و آیین نامه زندگی یهودیان است، آمده: «اگر زنی به نقض قانون یهود می پرداخت، چنانچه مثلاً بی آنکه چیزی بر سر داشت به میان مردم می رفت و یا در شارع عام نخ می رشت یا با هر سنخی از مردان درد دل می کرد یا صدایش آنقدر بلند بود که چون در خانه اش تکلّم می نمود، همسایگانش می توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد.»19

 

 

 

حجاب در آیین مسحیت

 

 

 

در کتاب انجیل آمده است: پولس در رساله خود به قدنتیان تصریح می کند:

 

 

 

«اما می خواهم شما بدانید که سر هر مرد، مسیح است و سر زن، مرد و سر مسیح، خدا. هر مردی که سرپوشیده دعا یا نبوت کند سر خود را رسوا می نماید. اما هر زنی که سربرهنه دعا کند، سر خود را رسوا می سازد؛ زیرا این چنان است که تراشیده شود. زیرا اگر زن نمی پوشد، موی را نیز ببرد و اگر زن را موی بریدن یا تراشیدن قبیح است، باید بپوشد؛ زیرا که مرد را نباید سر خود را بپوشد چون که او صورت و جلال خداست، اما زن جلال مرد است؛ زیرا که مرد از زن نیست، بلکه زن از مرد است و نیز مرد به جهت زن آفریده نشده، بلکه زن برای مرد. از این جهت زن می باید عزتی بر سر داشته باشد، به سبب فرشتگان... در دل خود انصاف دهید آیا شایسته است که زن ناپوشیده نزد خدا دعا کند.»20 پس در جایی که برای دعا باید سر زن پوشیده باشد، به هنگام روبه رو شدن با نامحرم پوشش سر لازم تر خواهد بود.

 

 

 

و نیز در انجیل، در رساله پولس، به تیموتاوءس می گوید: «و همچنین زنان خود را بیارایند به لباس حیا و پرهیز، نه به زلف ها و طلا و مروارید و رخت گران بها، بلکه چنان که زنانی را می شاید که دعوای دینداری می کنند به اعمال صالحه.» 21

 

 

 

پی نوشت ها:

 

 

 

1ـ علی اکبر علویقی، زن در آیینه تاریخ؛ اگر منظور نویسنده این است که حجاب یک امر فطری است و بر اثر یک رسم اکتسابی به وجود نیامده، ما هم قبول داریم، ولی نمی توان پذیرفت دین موجد حجاب نبوده است؛ زیرا اولاً دوران پیش از مذاهب، پیش فرض باطلی است. چون بنا بر آموزه های دینی، اولین انسان خود پیامبر و دارای مذهب بوده است، ثانیاً اگر حجاب را جزئی از تعلیمات مذهب بدانیم، به فطری بودن آن نقصی وارد نکرده ایم، زیرا تعالیم دین با فطرت انسان هماهنگی کامل دارد، چنانچه آیه 30 سوره روم بدان اشاره دارد.

بایسته های یک بانوی خانواده ازبیان قرآن


بایسته های یک بانوی خانواده ازبیان قرآن
وبلاگ ' قاموس ' نوشت :
قرآن کریم می فرماید :«فالصالحات قانتات»(2)
پس زنان صالحه مطیع همسرانشانند .
تعبیرقرآنی فوق بیانگرآن است که نتیجه ی قوام بودن مرد قانت بودن زن است؛یعنی اگرمردها مسؤولند پس زنان نیکوکار و صالح باید مطیع باشند .یک زن نمی تواند بگوید چون متقی ترم وکرامت بیشتری دارم از شوهرم اطاعت نمی کنم!
ذکر این نکته لازم است که اطاعت مطلق فقط از آن خداست و منظور از اطاعت در حوزه وظایف معلوم و مشخص همسری است.
حضرت رسول (ص)فرمود:
«هیچ مردی بعد از ایمان از خیری بهره نبرده است به اندازه همسری که دیندارو زیبا باشد،آنگونه که چون به او نگاه کند شاد شود و وقتی به او امرمی کند ،اطاعت کندو ازخود و مال شوهرش در غیاب او محافظت کند.»(3)
 

حافظ بودن
 

دومین مسئولیت بانوی خانواده آن است که حافظ باشد،زن در غیاب همسرش باید نسبت به زندگی خود،مسئولیت شناس و به عبارت دیگروفادار باشد و از آنچه خدا ازاو خواسته است پاسداری کند.
قرآن کریم می فرماید :«حافظات للغیب بما حفظ الله»(4)
همسران به پاس آنچه خدا [برای آنان]حفظ کرده ،اسرار [شوهران ]خود را حفظ می کنند.
در احادیث آمده است که چنین زنانی در وهله ی اول از خود محافظت کنند و سپس پاسدار اموال شوهرانشانند .(5)
در گام اول زن باید محافظ خودش باشد.زن ناموس مرد است و باید ازاین ناموس پاسداری شود و پاسدارواقعی این ناموس کسی جزخود زن نمی تواند باشد.چه بسا مردان به مسافرتهای طولانی می روند و باید خاطر او آسوده باشد و این امر را زن با رفتارخودش می تواند محقق سازد .درگام دوم زن باید نسبت به اموال همسرش درغیاب او حساس باشد و از آن پاسداری کند؛چرا که مدیر منزل است و تنظیم امور داخلی خانه برعهده ی اوست و یک مدیرباید از حوزه ی مسئولیتش پاسداری و حفاظت کند.
 

تنظیم امور منزل
 

کدبانوی خانه مدیریت داخلی منزل را بر عهده دارد و مسئول تنظیم امورخانه است.یک مسئول در حوزه ی مسئولیت خود باید اختیارات کافی داشته باشد تا بتواند وظایفش را به نحو احسن انجام دهد.دراین بین مردان فقط شأن مشاوررا دارند،همان طوری که در حوزه ی قوامیت مرد،خانم فقط شأن مشاور می تواند داشته باشد.
مردانی که در جزئیات امور داخلی منزل دخالت می کنند،نظام خانواده را مختل می سازند و نمی توانند ازنظر روحی و روانی رضایت خاطر همسر را فراهم نمایند .در برخی خانواده ها دیده می شود مردان حتی درامورجزئی مثلاً در نوع چینش منزل هم دخالت می کنند که این مسأله خود موجب اختلال در زندگی خانوادگی است.با وجود این نباید فراموش کرد که همکاری و کمک مرد درامور منزل امری پسندیده است و اجر و پاداش بالایی دارد.
د.تربیت فرزندان
مادر و پدر درمقام مدیرخانه و خانواده نسبت به تربیت فرزندانشان مسئولیت جدی دارند وبا تولد هر فرزند عضو جدیدی به کانون خانواده اضافه می گردد و درحقیقت دنیای جدیدی فراروی خانواده گشوده می شود.
مرد و زن با فرزند دارشدن مسئولیت سعادت بخشی یک انسان را پذیرفته اند و عمده ی این مسئولیت برعهده ی مادر است.
پیامبراکرم (ص)فرمود :«بهشت زیرپای مادران است.»(6)
 

از این روایت دوگونه برداشت می شود:
 

الف:بهشت زیر پای مادران است به این معنا که ای مردن شما با خدمت کردن به مادرتان می توانید وارد بهشت شوید.
ب:بهشتی شدن فرزند به دست مادراوست به این معنا که فلاح و رستگاری فرزندان در گرو تربیت مادر است.
فرزندان بخصوص در سنین پایین مبانی فکری و شاکله ی رفتاری را ازمادر می آموزند.اما در سنین بالاتر به ویژه پسرها درنوع رفتارهای اجتماعی ازپدرالگو می پذیرند .فرزندان بسیاری از آداب تربیتی و رفتارهای اولیه ی اجتماعی مثل حسن خلق و رفتار را ازمادر می آموزند.
تربیت دینی روندی روشن وواضخ دارد.والدین از آن جا که در تربیت فرزندان مسئولند باید ازاین روش تربیت دینی و ازاین مسیر مستقیم تبعیت نمایند .دراین صورت هر چه فرزندان در راه الهی گام نهند ،والدین هم دراعمال ایشان سهیم خواهند بود.اما اگرزمینه ی رشد و تعالی دینی را برای فرزندان فراهم کردند و آنها بازهم به سمت گناه و باطل رفتند ،والدین مسئول گناه آنها نیستند و به خاطر فرزندان عقاب نخواهند شد،مگر این که پدرو مادرزمینه ی گناه را برای آنان فراهم کرده باشند که دراین صورت هرچه آن فرزند مرتکب گناه شود،والدین نیز بدان عقاب خواهند شد.
قران کریم مسیرتربیت دینی را از زبان لقمان حکیم بازگو می کند.لقمان که حکمت الهی به او ارزانی شده است در تعلیم فرزندش ده محورتربیت دینی را مد نظر قرار می دهد.این ده محور عبارت است از:
1-حسن ارتباط با خدای رحمان:«لا تشرک بالله»(7)
2-احترام به والدین:«ووصینا الانسان بوالدیه»(8)
3-معاد:«ان تک مثقال حبه من خردل فتکن فی صخره او فی السموات او فی الارض یات بها الله»(9)
4-نماز:«اقم الصلاه»(10)
5-امر به معروف و نهی از منکر:«وامربالمعروف و انه عن المنکر»(11)
6-صبر و پایداری:«واصبر علی مااصابک»
7-مردمداری:«ولاتصعر خدک للناس»
8-تواضع و فروتنی:«ولا تمش فی الارض مرحا»
9-میانه روی:«واقصد فی مشیک»
10-آهسته و آرام سخن گفتن :«واغضض من صوتک »
موارد فوق ده منشورتربیتی است که می توان آن را "سیاست دینی "نامید دراین مجموعه که قرآن کریم از زبان یک حکیم الهی بازگو می کند سیر تربیتی برای نوجوان روشن می گردد.
 

پی نوشت ها :
 

 

1-بحارالانوار/ج98/ص386.
2-سوره نساء/34.
3-مستدرک الوسائل/ج14/ص169.
4-سوره نساء/34.
5-المحجه البیضا/ج3/ص90.
6-مستدرک الوسائل /ج15/ص180.
7-سوره لقمان/13.
8-سوره لقمان/14.
9-سوره لقمان/16
10-سوره لقمان/16.
11-سوره لقمان/17.

شیوه جدید آلمانی‌ها برای مقابله با حجاب

شیوه جدید آلمانی‌ها برای مقابله با حجاب
وبلاگ ' انجمن اسلامی شهید ادواردو آنیلی ' نوشت :
کثرت و پای‌بندی مسلمانان مقیم آلمان از یک سو و گرایش قابل توجه دوشیزگان و بانوان آلمانی به اسلام سبب گردید تا رسانه‌های آلمانی اذعان کنند که «در آلمان روسری بانوان به یکی از وسائل جانبی و مد تبدیل شده است».
البته آلمانی‌ها با توجه به هجمه‌ی گسترده‌ای که در کلّ اروپا علیه حجاب شده و می‌شود، دیگر از این واژه‌ که گویا مانند سلاحی عمل می‌کند استفاده نکرده و لفظ «روسری» را جایگزین کرده‌اند و سعی دارند القا کنند که گرایش دوشیزگان و بانوان در آلمان به پوشش سر، فقط به عنوان یک لباس مُد می‌باشد.
 
البته خبرگزاری بیلد Bild   به ناچار اذعان می‌کند: در عین حال تا کنون هیچ تکه‌ای از لباس مانند روسری (حجاب) مورد بحث‌های داغ قرار نگرفته است، چرا که روسری بیش‌ از هر چیز، نشان از نوعی استقلال و خودمختاری مذهبی زنان دارد. البته «بیلد Bild  » واژه‌‌ی «مرتجع و زن ستیز» را به آن می‌افزاید، تا ضمن اذعان، بغض خود را نشان داده و رسالت ضدتبلیغ علیه اسلام را نیز به انجام رسانده باشدکثرت حجاب به شکل حجاب‌های متعارف در ایران (چادر، مقنعه و مانتو)، یا در ترکیه (مقنعه‌ی بلند و گشاد تا نزدیک کمر و مانتوهایی مانند چادر)، یا حجاب‌های متعارف در عرب (که بیشتر شبیه چادر مشکی است و تمام هلال صورت و دست‌ها را تا مچ می‌پوشاند)، مشکل بزرگی برای مخالفان حجاب در اروپا ایجاد کرده است، چرا که به غیر از آن که بیانگر استقلال و جرأت دینی زنان مسلمان در اروپا می‌باشد، حامل پیام اسلام بیدار، پویا و انقلابی نیز شده است. لذا آلمان‌ها بسیار مایلند که اگر گریزی از حجاب‌گرایی زنان نیست، دست کم به یک روسری قناعت کرده و زنان مسلمان با افتخار با این هیبت‌های پیام‌دار و جاذب در اجتماع حاضر نگردند. لذا شبکه خبری بیلد، برای تبلیغ روسری البته نه به عنوان حجاب، بلکه به عنوان یک جایگزین - می‌افزاید: در عین حال باید اذعان داشت که قطعاً روسری یکی از لوازم جانبی مصرفی زنان مؤمن، اما شیک و  پیرو مد روز می‌باشد.
 
بیلد می‌افزاید: این روسری‌ها در عین حال که نشان دهنده‌ی «ارزش»ها - اما به طریق محافظه‌کارانه است - با طراحی‌های زیبا، بسیار مدرن بوده و در فروشگاه‌های گران‌ترین خیابان‌ها عرضه می‌شود و به طور فزاینده‌ای مورد استقبال قرار گرفته است و البته لباس‌ها، کفش‌های پاشنه بلند و کت‌های متناسب با آن نیز طراحی می‌شود.
 
لازم به ذکر است که ترک‌ها پیشتاز طراحی این مدل‌های روسری (و البته اغلب مدهای رایج در اروپا) هستند. این گزارش می‌افزاید:  در استانبول از تابستان 2011، مجله‌ی مدی به انواع روسری اختصاص یافت به نام علاء (Âlâ  ). این مجله در 200 برگ و با صفحات بسیار زیبا،‌براق (مقوای گلاسه و یووی‌دار) منتشر شده و اقشار مذهبی تحصیل‌کرده، ثروتمند و طرفدار مد را هدف و مخاطب قرار داده است. تیراژ این مجله 40000 نسخه بوده و در آلمان نیز آبونمان‌های بسیاری دارد و صفحه فیس‌بوک این مجله از 120 هزار طرفدار برخوردار می‌باشد.
 
درج این مطالب که در قالب یک گزارش ارائه شده، تبلیغات بسیار گسترده‌ای برای این مجله و جایگزینی مدهای روسری مدرن، به جای حجاب‌های متداول می‌باشد. این خبرگزاری بلافاصله می‌افزاید: البته سابقاً روسری در ترکیه یک مد روستایی بود که آتاتورک آن را ممنوع کرد، اما با روی کار آمدن حزب رفاع و توسعه دوباره مطرح شد و ظاهر شدن همسر اردوغان با روسری، رژ لب و کیف در دست در مجامع، نشان داد که دین می‌تواند مدرن باشد.
 
این خبرگزاری به سایر مجله‌های مدهای اسلامی و روسری ترکیه مانند مجله‌ی تکبیر (Tekbir ) نیز اشاره نموده و در تبلیغ بیشتر جهت جایگزینی روسری‌های مدرن به جای حجابی که برای آنان به مثابه‌ی یک حربه‌ی سیاسی می‌باشد، می‌افزاید: این مجله از طرح‌ها جیغ و بازی با رنگ‌ها استفاده می‌کند، تا جایی که برای به دست آوردن یک تکه پارچه، به التماس می‌افتید(؟!)
 
در هر حال با توجه به این که سیاست‌گذاران تبلیغاتی آلمان به فلسفه و حدود حجاب آشنایی ندارند، به نظرشان چنین رسیده که تبلیغ جهت جایگزینی روسری‌های مدرن به جای حجاب‌های مشخص و پیام‌دار، می‌تواند از آثار مثبت حجاب – که موجب گرایش بسیاری از دختران و زنان غیر مسلمان نیز شده است – بکاهد. هر چند که این تبلیغ بیش از آن که مدل زنان مؤمنه‌ی محجبه را تغییر دهد، موجب پوشش زنانی می‌شود که مایل به پوشش هستند، اما رعایت حجاب به معنای متداول برایشان آسان نیست و در نتیجه تمام این گزارش اذعان به گسترش میل به پوشش از یک سو و تبلیغ پوشش اسلامی (اگر چه روسری) از سوی دیگر بود.
 
امید است طراحان و تولید کنندگان ایرانی ما نیز به جای تقلید از طرح‌های مشمئز کننده‌ی غربی، بتوانند بهترین و شیک‌ترین طرح‌های حجاب اسلامی را ارائه دهند. البته گام‌هایی برداشته شده است، اما دیر و کُند و غیر جاذب

اسرار موفقیت در تسبیحات حضرت زهرا (س)

سرار موفقیت در تسبیحات حضرت زهرا (س)

در نگاه اجمالی به آیات الهی و نسخه های طلایی که خداوند متعال برای رسیدن به موفقیت در همه ابعاد دنیوی و اخروی برای ما بیان کرده است با تکرار بعضی از آیات و داستان های قرآن کریم روبرو میشویم و اصولا در نگاهی گسترده تر می توان تکرار بعضی از عبادت ها ز جمله نمازهای پنگانه را در دین مشاهده کرد .

 وبلاگ " حافظان نور " نوشت :

حال چرا برخی از اعمال و عبادات نیاز به تکرار و استمرار دارند دلائل زیادی بیان شده که در این نوشته به بیان یکی از آنها می پردازیم .

برای رسیدن به جواب باید در مورد یکی از قوانین  مهم مغز صحبت کنیم و آن قانون این است که هر چیزی بر اثر تکرار زیاد از ضمیر خود آگاه به ضمیر ناخود آگاه انسان نفوذ می کند و در نتیجه میتواند  رفتار و شخصیت انسان ا تحت تاثیر قرار دهد .

در داستان زندگی ادیسون این مخترع بزرگ تاریخ که نزدیک به 2500 اختراع رو به نام خودش ظبط کرده میخونیم که در 16 سالگی به خاطر درک خیلی کم و حافظه بسیار ضعیف از مدرسه اخراج شد و بعد از مدتی نیز قوه شنوایی خود را از دست داد ولی با این وجود وقتی از او در اوج شهرت رمز و راز موفقیت های چشم گیر او رو ازش می پرسن میگه به دو دلیل من تونستم موفق بشم.
1)پشت کار فروانی که داشتم .
2) به خاطر حرف های مادرم که در اوج کودنی و نادانی مدام به من میگفت نابغه و من رو با این الفاظ مثبت بمباران می کرد.

پس تکرار بعضی از کلمات میتواند خود منشأ اثر شود,حالا اگه این کلمات منفی باشند اثر منفی در رفتار فرد می گزارد و اگر مثبت باشد اثر مثبت.خلاصه اگر ما کلمات و کارهایی رو تکرار کنیم میتواندبه راحتی از ضمیر خودآگاه به ضمیر ناخودآگاه منتقل و بعد تبدیل به انرژی  شود.

حال در آیات الهی نیز این قانون جاری و ساری است که بعضی از مسائل به دلیل اهمیت فوق العاده ای که دارند تکرار شده اند تا با خواندن مکرر  آنها نکته هایی که در آنها است در شخصیت و رفتار ما نفوذ کند و بتواند راهنمای ما در مسیر موفقیت و خوشبختی باشد.

همه این مسائل بیان شد تا به یکی از مهمترین ذکر ها و عباداتی که ما در شبانه روز چندین بار تکرار می کنیم پرداخته شود و آن تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها است که بعد از هر عبادتی مستحب است که آن را تکرار کنیم .

حال سوالی که در این جا مطرح می شود این است  که  این تکرار چه سودی دارد و چه ویژگی را میتواند به ضمیر ناخود اگاه ما منتقل کند ؟


در جواب به این پرسش مهم باید گفت تکرار تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها نیز از قانون کلی مغز استثنا نیست و میتواند ویژگی های مثبت فراوانی را به ضمیر ناخود آگاه ما منتقل کند که بیان این صفات می پردازیم .

وقتی 34 مرتبه الله اکبر می گوییم در حقیقت به بزرگی و عزت خداوند اشاره می کنیم و این درسی مهم برای زندگی ماست که وقتی خداوند بزرگ و با عزت است من هم که جانشین او در زمین هستم باید با بزرگ مردی و عزت زندگی کنم و عزت و بزرگمردی هم یافت نمیشود مگر با عبادت و پیروی از دستورات خداوند چرا که فرمود:

(مَنْ کانَ یُریدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمیعاً : هر کس سربلندى مى‏خواهد، سربلندى یکسره از آنِ خداست.)(  فاطر :  10)

با تکرار 33 بار ذکر الحمدلله  در حقیقت به مقام پروردگار عالمیان اشاره می کنیم که برای همه موجودات قابل ستایش است:

(وَ هُوَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ لَهُ الْحَمْدُ فِی الْأُولى‏ وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُ الْحُکْمُ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُون: و اوست خدا[یى که‏] جز او معبودى نیست. در این [سراىِ‏] نخستین و در آخرت، ستایش از آن اوست، و فرمان، او راست و به سوى او بازگردانیده مى‏شوید.)( القصص :  70)

با تکرار این کلمه طلایی میتوانیم این ویژگی را در شخصیت خود به وجود بیاوریم که به شیوه ای زندگی کنید که هم در حال حیات برای دیگران قابل ستایش باشید و هم زمانی که مرگ شما فرا رسید مردم به نیکی از شما یاد کنند .

با گفتن 33 مرتبه ذکر شریف سبحان الله به یکی دیگر از خصوصیات خداوند اشاره می کنیم که پاک و منزه بودن و بی عیب و نقص بودن خداوند از هر جهت است , وقتی این ذکر را بارها و بارها تکرار می کنیم علاوه بر اینکه اذعان می کنیم که خداوند پاک و منزه است این درس را هم میتوانیم از این ذکر برای زندگی و رشد و کمال شخصیت خود بگیریم که هرچند انسان معصوم از گناهان و اشتباهات نیست ولی میتوان به شیوه ای زندگی کرد که اشتباهات و گناهان خود را به حداقل برساند و در نتیجه  بتواند مسیر خوشبختی و سعادت را هر چه سریع تر طی کند.

خلاصه کلام اینکه تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها علاوه بر اینکه یک دوره خداشناسی را برای ما به تصویر می کشد به خوبی میتوان  با تکرا رآنها  ویژگی ای مثبتی را به ضمیر نا خود اگاه خود  وارد کنیم ویژگی های مثبتی که می توان به یقین گفت مهمترین اسرار موفقیت در زندگی انسان است ویژگی هایی از جمله :

الف:بزرگمردی  و زندگی با عزت که میتوان با تکرار ذکر الله اکبر در شخصیت خود نهادینه کنیم .

ب: زندگی به شیوه ای که مورد ستایش و مدح دیگران باشیم چه در حال حیات و چه بعد از مرگ که میتوان با تکرار ذکر شریف الحمد الله این ویزگی را در درون خود به وجود بیاوریم .

ج: و در اخر زندگی به شیوه ای که اشتباهات و گناهان ما به حداقل برسد که میتوان این مسئله را با تکرار ذکر سبحان الله در شخصیت خود جاری و ساری کنیم

چادر مشکی،مدال افتخارم و دلیلش

مدال افتخارم و دلیلش
وبلاگ ' من و چادرم ، خاطره ها ' نوشت :

تقریبا شش ماه پیش با وبلاگ من و چادرم، خاطره ها آشناشدم. با خاطره های قشنگی از  چادری شدن.

خیلی خوبه که از خاطره هامون با چادر بگیم. اما اجازه بدید من یه طور دیگه شروع کنم. اجازه بدید از چادری موندن بگم. از فراز و نشیب های زندگی که می تونه توی تصمیمات و حتی اعتقادات آدم تاثیر بذاره.

تا حالا دیدین دختری رو که چادری باشه اما بعد از ازدواجش چادر از سرش بیافته و .... الباقی ماجرا....

 

تا حالا دیدین دختری رو که چادری باشه دانشگاه قبول بشه و چادر از سرش بیافته و .... الباقی ماجرا...

تا حالا دیدین دختری رو که چادری باشه استخدام اداره یا شرکتی بشه و چادر از سرش بیافته و .... الباقی ماجرا...

تا حالا دیدین دختری رو که....

خیلی دردناکه نه...

این که یه بنده ی خدا به خاطر کم مسئولیتی یا بی مسئولیتی من و شما و اون مسئولی که کاری از دستش بر میاد و انجام نمیده، توی اعتقاداتش لنگ بخوره....

خیلی دردناکه....

این که من مادر یا پدر خیلی خوش خیال فکر کنم این دختر معصوم من که حالا چادر می پوشه برا همیشه همین می مونه و از دامهایی که شیطان سر راهش میذاره غافل بشم و ....

خیلی دردناکه....

این که منِ همسر به خاطر خودخواهی خودم و کلاس گذاشتن توی فامیل همسرم رو تشویق به بی عفتی کنم و چادر از سرش بکشم.....

خیلی دردناکه....

اما بذار بعد از این دردنامه یه کم از کورسوهای امیدمون بگم...

از اون دختری که به عشق فاطمه زهرا با تشویق مادرش چادر رو دوست خودش می دونه و این دوستی رو با دل و جونش درک کرده.

اونقدر باهاش عجین شده که وقتی توی راهروی دانشگاه قدم می زنه با مدال افتخار فاطمی بودن به دوستاش لبخند می زنه.

اونقدر باهاش عجین شده که وقتی میخواد ازدواج کنه با مدال افتخار فاطمی بودن سر سفره عقد بله میگه.

اونقدر باهاش عجین شده که توی مهمونی های خانوادگی وقتی خانواده همسرش از فلان مد لباس و آرایش حرف میزنن اون خیلی با وقار با مدال افتخار فاطمی بودن به اونا لبخند می زنه.

اونقدر باهاش عجین شده که به خاطر استخدامی فلان شرکت و اداره چادر از سرش نیافته و با مدال افتخار فاطمی بودن خودش رو معرفی کنه.

اونقدر باهاش عجین شده که با کمک این مدال افتخار فاطمی بودن در تمام عرصه های زندگیش موفق و پیروزه و اقتداش به بانوی دو عالم حضرت زهرا سلام الله علیهاست.

همه اینا رو گفتم که بگم بعد از انتخاب چادر و چادری شدن چادری موندن مهمه. اینکه با تمام وجود به خود برسیم و ارزش زن بودن و گوهر عفاف رو بتونیم درک کنیم و بتونیم برای رسیدن به خدا و رضایت خدا پای ارزش ها و اعتقاداتمون بمونیم.

تا اونجایی که مثل مروه ی عزیز(مروه الشربینی) خداوند شهادت نامه مون رو امضا کنه.

اما چی شد چادری شدم؟


روزی که از مادرم چادر خواستم و او هم یکی از چادرهاش رو برام کوتاه کرد تا بپوشم تقریبا ده سالم بود کلاس چهارم ابتدایی.

اما خیلی قبل تر با این موجود دوست داشتنی آشنا شده و خو گرفته بودم. نمی دونم از چند سالگی. از وقتی یادمه چادر زیبایم توی لحظه لحظه زندگیم حضور داشت. هنگام بازی هام. توی کوچه وقتی با دختربچه های همسایه توپ دردایره و جنت بازی می کردم این دوستِ دوست داشتنی کنارم بود باهام عجین بود. وقتی که توی خاله بازی ها نقش مادر رو برای برادرهایم بازی می کردم. وقتی که...

 

خلاصه وقتی هم که من از مادرم چادر مشکی خواستم شاید باز هم برای من نشانه بازی بود. شاید یه روز درمیون می پوشیدم اما با عشق بود.

یادم میاد پنجم ابتدایی بودم یه روز که داشتم برا مدرسه حاضر می شدم. هنوز چادرم رو سرم نگذاشته بودم و از داداش محمدم که بزرگتر از من بود پرسیدم به نظرت خوبه که چادر بپوشم؟ داداش محمد گفت: وقتی چادر می پوشی خیلی شبیه مامان می شی این جوری بهتره هر روز بپوش.

این حرف برام خیلی با ارزش بود. گفت شبیه مادر می شی. من خیلی عاشق مادرم هستم. هنوز که هنوزه و خودمم یه پا مادر شدم. تکیه گاه و الگوی زندیگم رو فقط مادرم می دونم. هنوز برای بعضی کارهایم تایید نهایی مادرم رو منتظرم.

این حرف برام خیلی ارزش داشت.

راستش مهم ترین دلیلی که من چادر پوشیدن رو انتخاب کردم مادرم بود. مادرم برایم بهتریم الگو بود. دوست داشتم همیشه مثل او باشم. البته این توی همه مراحل زندگیم و انتحاب هام تاثیر گذار بود. چون مادر عزیزم همیشه بهترین بود و هست. شاید اگه یه بار یه لغزش کوتاه از مادرم می دیدم توی انتخابم تاثیر منفی اش رو می گذاشت، که هیچ وقت اون لغزش رو ندیدم.

فکر نکنید دارم زیاده روی می کنم. تمام تاثیراتی رو که از مادرم گرفته بودم رو الان به صورت عینی در رفتار خواهر سه ساله ام می بینم.

اشتباه نکنید مادر من نه استاد دانشگاه نه معلم و دکتر و نه تحصیل کرده به معنی امروزی نیست. اما برای من بهترین استاده. چیزی که به نظر من تونسته برای مادرم مفید باشه اینه که سعی کرده همیشه به روز باشه. اهل مطالعه و مشاوره هست. قرآن هم همیشه توی لحظه لحظه زندگیش حضور داره. و همیشه گذاشته تا خودم به نتیجه برسم بدون امر و نهی.

مادرم هیچ وقت به من نگفت چادر بپوش و تا الان هم هیچ وقت به طور مستقیم در پوششم امر و نهی نکرده.

همیشه رفتارهاش بهترین الگو برایم بوده.

خواستم خاطره چادری شدنم رو بنویسم. تبدیل شد به مادرم... مادرم....

چون به این نتیجه رسیدم که بهتره از دلیل چادری شدنم بنویسم.

و بزرگترین دلیلی که پیدا کردم مادرم بود.

 

خدایا به همه ما کمک کن تا بتونیم این مدال افتخار فاطمی رو برای همیشه زندگی حفظ کنی

چهل حدیث گهربار از حضرت زهرا(س)

چهل حدیث گهربار از حضرت زهرا(س)
در این نوشتار چهل حدیث منتخب از سخنان گهربار حضرت زهرا(س) انتخاب شده است.
1 قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء سلام اللّه علیها: نَحْنُ وَسیلَتُهُ فى خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ فى غَیْبِهِ، وَ نَحْنُ وَرَثَةُ اءنْبیائِهِ.(شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید: ج 16، ص 211.)
 
ما اهل بیت پیامبر وسیله ارتباط خداوند با خلق او هستیم ، ما برگزیدگان پاک و مقدّس پروردگار مى باشیم ، ما حجّت و راهنما خواهیم بود؛ و ما وارثان پیامبران الهى هستیم.
 
 
 
2 قالَتْ علیها السلام : وَ هُوَ الا مامُ الرَبّانى ، وَ الْهَیْکَلُ النُّورانى ، قُطْبُ الا قْطابِ، وَسُلالَةُ الاْ طْیابِ، النّاطِقُ بِالصَّوابِ، نُقْطَةُ دائِرَةِ الا مامَةِ.(ریاحین الشّریعة : ج 1، ص 93.)
 
در تعریف امام علىّ علیه السلام فرمود : او پیشوائى الهى و ربّانى است ، تجسّم نور و روشنائى است ، مرکز توجّه تمامى موجودات و عارفان است ، فرزندى پاک از خانواده پاکان مى باشد، گوینده‌اى حقّگو و هدایتگر است ، او مرکز و محور امامت و رهبریّت است.
 
 
 
3 قالَتْ علیها السلام : ابَوا هِذِهِ الاْ مَّةِ مُحَمَّدٌ وَ عَلىُّ، یُقْیمانِ اءَودَّهُمْ، وَ یُنْقِذانِ مِنَ الْعَذابِ الدّائِمِ إ نْ اطاعُوهُما، وَ یُبیحانِهِمُ النَّعیمَ الدّائم إنْ واقَفُوهُما.(بحارالا نوار: ج 23، ص 259، ح 8.)
 
حضرت محمّد صلّى اللّه علیه و آله و علىّ علیه السلام ، والِدَین این امّت هستند، چنانچه از آن دو پیروى کنند آن ها را از انحرافات دنیوى و عذاب همیشگى آخرت نجات مى دهند؛ و از نعمت هاى متنوّع و وافر بهشتى بهره مندشان مى سازند.
 
 
 
4 قالَتْ علیها السلام : مَنْ اصْعَدَ إ لىَ اللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، اهْبَطَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ افْضَلَ مَصْلَحَتِهِ.(بحار: ج 67، ص 249، ح 25)
 
هر کس عبادات و کارهاى خود را خالصانه براى خدا انجام دهد، خداوند بهترین مصلحت ها و برکات خود را براى او تقدیر مى نماید.
 
 
 
5 قالَتْ علیها السلام : إنَّ السَّعیدَ کُلَّ السَّعیدِ، حَقَّ السَّعیدِ مَنْ احَبَّ عَلیّا فى حَیاتِهِ وَ بَعْدَ مَوْتِهِ.(شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید: ج 2، ص 449 )
 
همانا حقیقت و واقعیّت تمام سعادت ها و رستگارى ها در دوستى علىّ علیه السلام در زمان حیات و پس از رحلتش خواهدبود.
 
 
 
6 قالَتْ علیها السلام : إلهى وَ سَیِّدى ، اءسْئَلُکَ بِالَّذینَ اصْطَفَیْتَهُمْ، وَ بِبُکاءِ وَلَدَیَّ فى مُفارِقَتى اَنْ تَغْفِرَ لِعُصاةِ شیعَتى ، وَشیعَةِ ذُرّیتَى .(کوکب الدّرىّ: ج 1، ص 254.)
 
خداوندا، به حقّ اولیاء و مقرّبانى که آنها را برگزیده‌اى ، و به گریه فرزندانم پس از مرگ و جدائى من با ایشان ، از تو مى خواهم گناه خطاکاران شیعیان و پیروان ما را ببخشى .
 
 
 
7 قالَتْ علیها السلام : شیعَتُنا مِنْ خِیارِ اءهْلِ الْجَنَّةِ وَکُلُّ مُحِبّینا وَ مَوالى اَوْلیائِنا وَ مُعادى اعْدائِنا وَ الْمُسْلِمُ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا.(بحارالا نوار: ج 68، ص 155، س 20، ضمن ح 11.)
 
شیعیان و پیروان ما، و همچنین دوستداران اولیاء ما و آنان که دشمن دشمنان ما باشند، نیز آنهایى که با قلب و زبان تسلیم ما هستند بهترین افراد بهشتیان خواهند بود.
 
 
 
8 قالَتْ علیها السلام : وَاللّهِ یَابْنَ الْخَطّابِ لَوْلا إ نّى اکْرَهُ انْ یُصیبَ الْبَلاءُ مَنْ لاذَنْبَ لَهُ، لَعَلِمْتَ انّى سَاءُقْسِمُ عَلَى اللّهِ ثُمَّ اجِدُهُ سَریعَ الاْ جابَةِ. 1
 
حضرت به عمر بن خطّاب فرمود: سوگند به خداوند، اگر نمى ترسیدم که عذاب الهى بر بى گناهى ، نازل گردد؛ متوجّه مى شدى که خدا را قسم مى دادم و نفرین مى کردم . و مى دیدى چگونه دعایم سریع مستجاب مى گردید.
 
 
 
9 قالَتْ علیها السلام : وَاللّهِ، لاکَلَّمْتُکَ ابَدا، وَاللّهِ لاَ دْعُوَنَّ اللّهَ عَلَیْکَ فى کُلِّ صَلوةٍ. 2
 
پس از ماجراى هجوم به خانه حضرت ، خطاب به ابوبکر کرد و فرمود: به خدا سوگند، دیگر با تو سخن نخواهم گفت ، سوگند به خدا، در هر نمازى تو را نفرین خواهم کرد.
 
 
 
10 قالَتْ علیها السلام : إنّى اُشْهِدُاللّهَ وَ مَلائِکَتَهُ، انَّکُما اَسْخَطْتُمانى ، وَ ما رَضیتُمانى ، وَ لَئِنْ لَقیتُ النَبِیَّ لا شْکُوَنَّکُما إلَیْهِ. 3
 
هنگامى که ابوبکر و عمر به ملاقات حضرت آمدند فرمود: خدا و ملائکه را گواه مى گیرم که شما مرا خشمناک کرده و آزرده‌اید، و مرا راضى نکردید، و چنانچه رسول خدا را ملاقات کنم شکایت شما دو نفر را خواهم کرد.
 
11 قالَتْ علیها السلام : لاتُصَلّى عَلَیَّ اُمَّةٌ نَقَضَتْ عَهْدَاللّهِ وَ عَهْدَ ابى رَسُولِ اللّهِ فى امیرالْمُؤ منینَ عَلیّ، وَ ظَلَمُوا لى حَقىّ، وَاءخَذُوا إ رْثى ، وَخَرقُوا صَحیفَتى اللّتى کَتَبها لى ابى بِمُلْکِ فَدَک .4
 
افرادى که عهد خدا و پیامبر خدا را درباره امیرالمؤمنین علىّ علیه السلام شکستند، و در حقّ من ظلم کرده و ارثیّه‌ام را گرفتند و نامه پدرم را نسبت به فدک پاره کردند، نباید بر جنازه من نماز بگذارند.
 
 
 
12 قالَتْ علیها السلام : إلَیْکُمْ عَنّى ، فَلا عُذْرَ بَعْدَ غَدیرِکُمْ، وَالاَْمْرُ بعد تقْصیرکُمْ، هَلْ تَرَکَ ابى یَوْمَ غَدیرِ خُمّ لاِ حَدٍ عُذْوٌ. 5
 
خطاب به مهاجرین و انصار کرد و فرمود: از من دور شوید و مرا به حال خود رها کنید، با آن همه بى تفاوتى و سهل انگارى هایتان ، عذرى براى شما باقى نمانده است . آیا پدرم در روز غدیر خم براى کسى جاى عذرى باقى گذاشت ؟
 
 
 
13 قالَتْ علیها السلام : جَعَلَ اللّهُ الاْیمانَ تَطْهیرا لَکُمْ مِنَ الشِّرْکِ، وَ الصَّلاةَ تَنْزیها لَکُمْ مِنَ الْکِبْرِ، وَالزَّکاةَ تَزْکِیَةً لِلنَّفْسِ، وَ نِماءً فِى الرِّزقِ، وَالصِّیامَ تَثْبیتا لِلاْ خْلاصِ، وَالْحَّجَ تَشْییدا لِلدّینِ 6
 
خداوند سبحان ، ایمان و اعتقاد را براى طهارت از شرک و نجات از گمراهى ها و شقاوت ها قرار داد. و نماز را براى خضوع و فروتنى و پاکى از هر نوع تکّبر، مقرّر نمود. و زکات (و خمس ) را براى تزکیه نفس و توسعه روزى تعیین نمود. و روزه را براى استقامت و اخلاص در اراده ، لازم دانست . و حجّ را براى استحکام اءساس شریعت و بناء دین اسلام واجب نمود.
 
 
 
14 قالَتْ علیها السلام : یا ابَاالْحَسَنِ، إنَّ رَسُولَ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ عَهِدَ إلَىَّ وَ حَدَّثَنى أنّى اَوَّلُ اهْلِهِ لُحُوقا بِهِ وَلا بُدَّ مِنْهُ، فَاصْبِرْ لاِ مْرِاللّهِ تَعالى وَارْضَ بِقَض ائِهِ. 7
 
اى ابا الحسن! همسرم ، همانا رسول خدا با من عهد بست واظهار نمود: من اوّل کسى هستم از اهل بیتش که به او ملحق مى شوم و چاره‌اى از آن نیست ، پس تو صبر نما و به قضا و مقدّرات الهى خوشنود باش .
 
 
 
15 قالَتْ علیها السلام : مَنْ سَلَّمَ عَلَیْهِ اَوْ عَلَیَّ ثَلاثَةَ اءیّامٍ اءوْجَبَ اللّهُ لَهُ الجَنَّةَ، قُلْتُ لَها: فى حَیاتِهِ وَ حَیاتِکِ؟
 
قالَتْ: نعَمْ وَ بَعْدَ مَوْتِنا. 8
 
هر که بر پدرم رسول خدا و بر من به مدّت سه روز سلام کند خداوند بهشت را براى او واجب مى گرداند، چه در زمان حیات و یا پس از مرگ ما باشد.
 
 
 
16 قالَتْ علیها السلام : ما صَنَعَ ابُوالْحَسَنِ إلاّ ما کانَ یَنْبَغى لَهُ، وَلَقَدْ صَنَعُوا ما اللّهُ حَسیبُهُمْ وَ طالِبُهُمْ. 9
 
آنچه را امام علىّ علیه السلام نسبت به دفن رسول خدا و جریان بیعت انجام داد، وظیفه الهى او بوده است ، و آنچه را دیگران انجام دادند خداوند آنها را محاسبه و مجازات مى نماید.
 
 
 
17 قالَتْ علیه السلام : خَیْرٌ لِلِنّساءِ انْ لایَرَیْنَ الرِّجالَ وَلایَراهُنَّ الرِّجالُ. 10
 
بهترین چیز براى حفظ شخصیت زن آن است که مردى را نبیند و نیز مورد مشاهده مردان قرار نگیرد.
 
 
 
18 قالَتْ علیها السلام : اوُصیکَ یا ابَاالْحَسنِ انْ لاتَنْسانى ، وَ تَزُورَنى بَعْدَ مَماتى .11
 
ضمن وصیّتى به همسرش اظهار داشت : مرا پس از مرگم فراموش نکنى . و به زیارت و دیدار من بر سر قبرم بیایى .
 
 
 
19 قالَتْ علیها السلام : إنّى قَدِ اسْتَقْبَحْتُ ما یُصْنَعُ بِالنِّساءِ، إنّهُ یُطْرَحُ عَلىَ الْمَرْئَةِ الثَّوبَ فَیَصِفُها لِمَنْ رَاءى ، فَلا تَحْمِلینى عَلى سَریرٍ ظاهِرٍ، اُسْتُرینى، سَتَرَکِ اللّهُ مِنَ النّارِ. 12
 
در آخرین روزهاى عمر پر برکتش ضمن وصیّتى به اسماء فرمود: من بسیار زشت و زننده مى‌دانم که جنازه زنان را پس از مرگ با انداختن پارچه‌اى روى بدنش تشییع مى‌کنند. و افرادى اندام و حجم بدن او را مشاهده کرده و براى دیگران تعریف مى نمایند. مرا بر تخت که اطرافش پوشیده نیست و مانع مشاهده دیگران نباشد قرار مده بلکه مرا با پوشش کامل تشییع کن ، خداوند تو را از آتش جهنّم مستور و محفوظ نماید.
 
 
 
20 قالَتْ علیها السلام : .... إنْ لَمْ یَکُنْ یَرانى فَإنّى اراهُ، وَ هُوَ یَشُمُّ الریح . 13
 
مرد نابینائى وارد منزل شد و حضرت زهراء علیها السلام پنهان گشت ، وقتى رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله علّت آن را جویا شد؟ در پاسخ پدر اظهار داشت : اگر آن نابینا مرا نمى بیند، من او را مى بینم ، دیگر آن که مرد، حسّاس است و بوى زن را استشمام مى کند.
 
21 قالَتْ علیها السلام : أصْبَحْتُ وَ اللّهِ! عاتِقَةً لِدُنْیاکُمْ، قالِیَةً لِرِجالِکُمْ. 14
 
بعد از جریان غصب فدک و احتجاج حضرت ، بعضى از زنان مهاجر و انصار به منزل حضرت آمدند و احوال وى را جویا شدند، حضرت در پاسخ فرمود: به خداوند سوگند، دنیا را آزاد کردم و هیچ علاقه اى به آن ندارم ، همچنین دشمن و مخالف مردان شما خواهم بود.
 
 
 
22 قالَتْ علیها السلام : إنْ کُنْتَ تَعْمَلُ بِما اءمَرْناکَ وَ تَنْتَهى عَمّا زَجَرْناکَ عَنْهُ، قَانْتَ مِنْ شیعَتِنا، وَ إلاّ فَلا. 15
 
اگر آنچه را که ما اهل بیت دستور داده ایم عمل کنى و از آنچه نهى کرده ایم خوددارى نمائى ، تو از شیعیان ما هستى وگرنه ، خیر.
 
 
 
23 قالَتْ علیها السلام : حُبِّبَ إ لَیَّ مِنْ دُنْیاکُمْ ثَلاثٌ: تِلاوَةُ کِتابِ اللّهِ، وَالنَّظَرُ فى وَجْهِ رَسُولِ اللّهِ، وَالاْنْفاقُ فى سَبیلِ اللّهِ.
 
سه چیز از دنیا براى من دوست داشتنى است : تلاوت قرآن ، نگاه به صورت رسول خدا، انفاق و کمک به نیازمندان در راه خدا.
 
 
 
24 قالَتْ علیها السلام : اُوصیکَ اَوّلاً انْ تَتَزَوَّجَ بَعْدى بِإبْنَةِ اُخْتى اءمامَةَ، فَإ نَّها تَکُونُ لِوُلْدى مِثْلى ، فَإنَّ الرِّجالَ لابُدَّ لَهُمْ مِنَ النِّساءِ.16
 
در آخرین لحظات عمرش به همسر خود چنین سفارش نمود: پس از من با دختر خواهرم اءمامه ازدواج نما، چون که او نسبت به فرزندانم مانند خودم دلسوز و متدیّن است . همانا مردان در هر حال ، نیازمند به زن مى باشند.
 
 
 
25 قالَتْ علیها السلام : الْزَمْ رِجْلَها، فَإنَّ الْجَنَّةَ تَحْتَ اقْدامِها، و الْزَمْ رِجْلَها فَثَمَّ الْجَنَّةَ. 17
 
همیشه در خدمت مادر و پاى بند او باش ، چون بهشت زیر پاى مادران است ؛ و نتیجه آن نعمت هاى بهشتى خواهد بود.
 
 
 
26 قالَتْ علیها السلام : ما یَصَنَعُ الصّائِمُ بِصِیامِهِ إذا لَمْ یَصُنْ لِسانَهُ وَ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوارِحَهُ. 18
 
روزه دارى که زبان و گوش و چشم و دیگر اعضاء و جوارح خود را کنترل ننماید هیچ سودى از روزه خود نمى برد.
 
 
 
27 قالَتْ علیها السلام : اَلْبُشْرى فى وَجْهِ الْمُؤْمِنِ یُوجِبُ لِصاحِبهِ الْجَنَّةَ، وَ بُشْرى فى وَجْهِ الْمُعانِدِ یَقى صاحِبَهُ عَذابَ النّارِ. 19
 
تبسّم و شادمانى در برابر مؤ من موجب دخول در بهشت خواهد گشت، و نتیجه تبسّم در مقابل دشمنان و مخالفان سبب ایمنى ازعذاب خواهد بود.
 
 
 
28 قالَتْ علیها السلام : لایَلُومَنَّ امْرُءٌ إلاّ نَفْسَهُ، یَبیتُ وَ فى یَدِهِ ریحُ غَمَرٍ. 20
 
کسى که بعد از خوردن غذا، دست هاى خود را نشوید دستهایش آلوده باشد، چنانچه ناراحتى برایش بوجود آید کسى جز خودش را سرزنش نکند.
 
 
 
29 قالَتْ علیها السلام : اصْعَدْ عَلَى السَّطْحِ، فَإ نْ رَأیْتَ نِصْفَ عَیْنِ الشَّمْسِ قَدْ تَدَلّى لِلْغُرُوبِ فَأ عْلِمْنى حَتّى أدْعُو. 21
 
روز جمعه نزدیک غروب آفتاب به غلام خود مى فرمود: بالاى پشت بام برو، هر موقع نصف خورشید غروب کرد مرا خبر کن تا براى خود و دیگران دعا کنم .
 
30 قالَتْ علیها السلام : إنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعا وَلایُبالى . 22
 
همانا خداوند متعال تمامى گناهان بندگانش را مى آمرزد و از کسى باکى نخواهد داشت .
 
31 قالَتْ علیها السلام : الْجارُ ثُمَّ الدّارُ. 23
 
اوّل باید در فکر مشکلات و آسایش همسایه و نزدیکان و سپس در فکر خویشتن بود.
 
 
 
32 قالَتْ علیها السلام : الرَّجُلُ اُحَقُّ بِصَدْرِ دابَّتِهِ، وَ صَدْرِ فِراشِهِ، وَالصَّلاةِ فى مَنْزِلِهِ إلا الاْمامَ یَجْتَمِعُ النّاسُ عَلَیْهِ. 24
 
هر شخصى نسبت به مرکب سوارى ، و فرش منزل خود و برگزارى نماز در آن از دیگرى در اولویّت است مگر آن که دیگرى امام جماعت باشد و بخواهد نماز جماعت را اقامه نماید، نباشد.
 
 
 
33 قالَتْ علیها السلام : یا ابَة ، ذَکَرْتُ الْمَحْشَرَ وَ وُقُوفَ النّاسِ عُراةً یَوْمَ الْقیامَةِ، واسَوْاء تاهُ یَوْمَئِذٍ مِنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ. 25
 
اى پدر، من به یاد روز قیامت افتادم که مردم چگونه در پیشگاه خداوند با حالت برهنه خواهند ایستاد و فریاد رسى ندارد، جز اعمال و علاقه نسبت به اهل بیت علیهم السلام .
 
 
 
34 قالَتْ علیها السلام : إذا حُشِرْتُ یَوْمَ الْقِیامَةِ، اشْفَعُ عُصاةَ اءُمَّةِ النَّبىَّ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَسَلَّمَ. 26
 
هنگامى که در روز قیامت برانگیخته و محشور شوم ، خطاکاران امّت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله ، را شفاعت مى نمایم .
 
 
 
35 قالَتْ علیها السلام : فَاکْثِرْ مِنْ تِلاوَةِ الْقُرآنِ، وَالدُّعاءِ، فَإنَّها ساعَةٌ یَحْتاجُ الْمَیِّتُ فیها إلى اُنْسِ الاْحْیاءِ.27
 
ضمن وصیّتى به امام علىّ علیه السلام اظهار نمود: پس از آن که مرا دفن کردى ، برایم قرآن را بسیار تلاوت نما، و برایم دعا کن ، چون که میّت در چنان موقعیّتى بیش از هر چیز نیازمند به اُنس با زندگان مى باشد.
 
 
 
36 قالَتْ علیها السلام : یا ابَا الحَسَن ، إنّى لا سْتَحى مِنْ إلهى انْ اکَلِّفَ نَفْسَکَ مالاتَقْدِرُ عَلَیْهِ. 28
 
خطاب به همسرش امیرالمؤ منین علىّ علیه السلام کرد: من از خداى خود شرم دارم که از تو چیزى را در خواست نمایم و تو توان تهیه آن را نداشته باشى .
 
 
 
37 قالَتْ علیها السلام : خابَتْ اُمَّةٌ قَتَلَتْ ابْنَ بِنْتِ نَبِیِّها.(مدینة المعاجز: ج 3، ص 430.)
 
رستگار و سعادتمند نخواهند شد آن گروهى که فرزند پیامبر خود را به قتل رسانند.
 
 
 
38 قالَتْ علیها السلام : ... وَ النَّهْىَ عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزیها عَنِ الرِّجْسِ، وَاجْتِنابَ الْقَذْفِ حِجابا عَنِ اللَّعْنَةِ، وَ تَرْکَ السِّرْقَةِ ایجابا لِلْعِّفَةِ.(ریاحین الشّریعة : ج 1، ص 312، فاطمة الزهراء علیها السلام : ص 360، قطعه اى از خطبه طولانى و معروف آن مظلومه .)
 
خداوند متعال منع و نهى از شرابخوارى را جهت پاکى جامعه از زشتى‌ها و جنایت ها؛ و دورى از تهمت ها و نسبت هاى ناروا را مانع از غضب و نفرین قرار داد؛ و دزدى نکردن ، موجب پاکى جامعه و پاکدامنى افراد مى گردد.
 
 
 
39 قالَتْ علیها السلام : حرم [الله] الشِّرْکَ إخْلاصا لَهُ بِالرُّبُوبِیَّةِ، فَاتَّقُوا اللّه حَقَّ تُقاتِهِ، وَ لا تَمُوتُّنَ إ لاّ وَ اءنْتُمْ مُسْلِمُونَ، وَ اءطیعُوا اللّه فیما اءمَرَکُمْ بِهِ، وَ نَهاکُمْ عَنْهُ، فَاِنّهُ، إ نَّما یَخْشَى اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءِ.(ریاحین الشّریعة : ج 1، ص 312، فاطمة الزهراء علیها السلام : ص 360، قطعه اى از خطبه طولانى و معروف آن مظلومه .)
 
و خداوند سبحان شرک را (در امور مختلف ) حرام گرداند تا آن که همگان تن به ربوبیّت او در دهند و به سعادت نائل آیند؛ پس آن طورى که شایسته است باید تقواى الهى داشته باشید و کارى کنید تا با اعتقاد به دین اسلام از دنیا بروید.
 
بنابر این باید اطاعت و پیروى کنید از خداوند متعال در آنچه شما را به آن دستور داده یا از آن نهى کرده است ، زیرا که تنها علماء و دانشمندان (اهل معرفت ) از خداى سبحان خوف و وحشت خواهند داشت .
 
 
 
40 قالَتْ علیها السلام : امّا وَاللّهِ، لَوْتَرَکُوا الْحَقَّ عَلى اهْلِهِ وَاتَّبَعُوا عِتْرَةَ نَبیّه ، لَمّا اخْتَلَفَ فِى اللّهِ اثْنانِ، وَلَوَرِثَها سَلَفٌ عَنْ سَلَفٍ، وَخَلْفٌ بَعْدَ خَلَفٍ حَتّى یَقُومَ قائِمُنا، التّاسِعُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِالسَّلام .(الا مامة والتبصرة : ص 1، بحارالا نوار: ج 36، ص 352، ح 224.)
 
به خدا سوگند، اگر حقّ یعنى خلافت و امامت را به اهلش سپرده بودند؛ و از عترت و اهل بیت پیامبر صلوات اللّه علیهم پیروى ومتابعت کرده بودند حتّى دو نفر هم با یکدیگر درباره خدا و دین اختلاف نمى کردند.
 
و مقام خلافت و امامت توسط افراد شایسته یکى پس از دیگرى منتقل مى گردید و در نهایت تحویل قائم آل محمّد عجّل اللّه فرجه الشّریف ، و صلوات اللّه علیهم اجمعین مى گردید که او نهمین فرزند از حسین علیه السلام مى باشد.
 
 
 
1-اصول کافى : ج 1، ص 460، بیت الا حزان : ص 104، بحارالا نوار: ج 28، ص 250، ح 30.
 
2-صحیح مسلم : ج 2، ص 72، صحیح بخارى : ج 6، ص 176.
 
3-بحارالا نوار: ج 28، ص 303، صحیح مسلم : ج 2، ص 72، بخارى : ج 5، ص 5.
 
4-بیت الا حزان : ص 113، کشف الغمّة : ج 2، ص 494.
 
5-خصال : ج 1، ص 173، احتجاج : ج 1، ص 146.
 
6-ریاحین الشّریعة : ج 1، ص 312، فاطمة الزّهراء علیها السلام : ص 360، قطعه اى از خطبه طولانى و معروف آن مظلومه در جمع مهاجرین و انصار.
 
7-بحارالا نوار: ج 43، ص 200، ح 30.
 
8-بحارالا نوار: ج 43، ص 185، ح 17.
 
9-الا مامة والسّیاسة : ص 30، بحارالا نوار: ج 28، ص 355، ح 69.
 
10-بحارالا نوار: ج 43، ص 54، ح 48.
 
11-زهرة الرّیاض کوکب الدّرى : ج 1، ص 253.
 
12-تهذیب الا حکام : ج 1، ص 429، کشف الغمّه : ج 2، ص 67، بحار:ج 43، ص 189،ح 19.
 
13-بحارالا نوار: ج 43، ص 91، ح 16، إ حقاق الحقّ: ج 10، ص 258.
 
14-دلائل الا مامة : ص 128، ح 38، معانى الا خبار: ص 355، ح 2.
 
15-تفسیر الا مام العسکرى علیه السلام : ص 320، ح 191.
 
16-بحارالا نوار: ج 43، ص 192، ح 20، اءعیان الشّیعة : ج 1، ص 321.
 
17-کنزل العمّال : ج 16، ص 462، ح 45443.
 
18-مستدرک الوسائل : ج 7، ص 336، ح 2، بحارالا نوار: ج 93، ص 294، ح 25.
 
19-تفسیر الا مام العسکرى علیه السلام : ص 354، ح 243، مستدرک الوسائل : ج 12، ص 262، بحارالا نوار: ج 72، ص 401، ح 43.
 
20-کنزل العمّال : ج 15، ص 242، ح 40759.
 
21-دلائل الا مامة : ص 71، س 16، معانى الا خبار: ص 399، ضمن ح 9.
 
22-تفسیر التّبیان : ج 9، ص 37، س 16.
 
23-علل الشّرایع : ج 1، ص 183، بحارالا نوار: ج 43، ص 82، ح 4.
 
24-مجمع الزّوائد: ج 8 ، ص 108 ، مسند فاطمه : ص 33 و 52.
 
25-کشف الغمّة : ج 2، ص 57، بحار الا نوار: ج 8 ، ص 53، ح 62.
 
26-إ حقاق الحقّ: ج 19، ص 129.
 
27- بحارالا نوار: ج 79، ص 27، ضمن ح 13.
 
28-اءمالى شیخ طوسى : ج 2، ص