تقدیر از بانوی‌محجبه ایرانی درهند +عکس


تقدیر از بانوی‌محجبه ایرانی درهند +عکس

واحد مرکزی خبر، در مراسمی که در سالن همایش های پارلمان هند در دهلی نو برگزار شد خانم دکتر سماواتی که با حجاب برتر حاضر شده بود به عنوان یکی از زنان فعال در عرصه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی معرفی شد.
 


خانم دکتر فاطمه سماواتی پژوهشگر و نویسنده چند کتاب و مقاله علمی به علت فعالیت های گسترده علمی فرهنگی به عنوان زن نمونه در هند معرفی شد.

در این مراسم جمع زیادی از مقامات محلی و نمایندگان پارلمان و شوراهای هند نیز حضور داشتند.

زنان روس در بوشهر حق حجاب می گیرند


زنان روس در بوشهر حق حجاب می گیرند/ حق حجاب را می گیرند، اما حجاب را رعایت نمی کنند

 
نماینده دشتستان در مجلس شورای اسلامی از دریافت حق حجاب توسط زنان روس در بوشهر خبر داده و گفت: زنان روس حق حجاب را می گیرند، اما حجابشان را رعایت نمی کنند
زنان روس در بوشهر حق حجاب می گیرند/ حق حجاب را می گیرند، اما حجاب را رعایت نمی کنند
 
به گزارش زندگي نيوز به نقل از سایت سپاس استان بوشهر، سید مهدی موسوی نژاد نماینده مردم دشتستان در مجلس، از پرداخت حق حجاب به زنان روس شاغل در نیروگاه بوشهر خبر داده و از این اتفاق ابراز ناخرسندی کرد.

وی با بیان اینکه زنان روسی در نیروگاه بوشهر با وجود دریافت حق حجاب، اما حجاب خود را رعایت نمی کنند، گفت: در حالی که برای روس ها در بوشهر، کمپ اختصاصی در نظر گرفته شده است، اما بالاخره این افراد در بازارهای بوشهر هم حضور میباند و این در حالی است که در عمده موارد بد حجابند و حجابشان را رعایت نمی کنند.

وی با تاکید بر ضرورت توجه روس ها به قوانین و فرهنگ ایرانی- اسلامی مردم بوشهر، گفت: باید در این زمینه تدابیری اندیشیده شود و ما امیدواریم زمینه رفع چنین مشلاتی هر چه سریع تر فراهم شود.
موسوی نژاد درباره میزان دریافتی زنان روسی بابت حق حجابشان، اعلام بی اطلاعی کرد

تصویر/اولین پارچه چادر مشکی ایرانی


تصویر/اولین پارچه چادر مشکی ایرانی

وی با بیان اینکه اعضای این پروژه پس از چهار سال تحقیق و توسعه در سال 85 موفق شدند دانش فنی رنگرزی مطلوب در پارچه چادرمشکی را به دست آورند، افزود: پس از آن نیز این گروه بر روی تکمیل فرآیندهای سایر خواص پارچه متمرکز شده و هم اکنون محصولی قابل رقابت با تولیدات کره جنوبی و ژاپن را تولید می کنند.

همزمان با برپایی هشتمین دوره جشنواره قهرمانان صنعت و اقتصاد ایران و با حضور وزیر صنعت، معدن و تجارت و نایب رئیس مجلس شورای اسلامی، از نخستین پارچه چادر مشکی تولید داخلی رونمایی شد.

به گزارش مهر، سید احمد امامی پیشکسوت صنعت نساجی در این خصوص گفت: به همت متخصصان و کارشناسان داخلی دانش فنی تولید پارچه چادر مشکی که پیش از این در اختیار کشورهای کره جنوبی و ژاپن بود، حاصل شده است و با توجه به ظرفیت های خالی موجود در صنایع نساجی، ایران از واردات این پارچه به طور کامل بی نیاز خواهد شد.

مبتکر طرح تولید پارچه چادر مشکی در ایران افزود: عملیات مطالعاتی این پروژه از سال 1380 آغاز شده و با توجه به اینکه دانش فنی تولید این نوع پارچه ها، سال ها در اختیار کشورهای یاد شده بود، بازار 500 میلیارد تومانی این محصول نیز در اختیار آنها بود که با دستیابی ایران به این تکنولوژی دیگر نیازی به واردات نخواهد بود.

 


وی با بیان اینکه اعضای این پروژه پس از چهار سال تحقیق و توسعه در سال 85 موفق شدند دانش فنی رنگرزی مطلوب در پارچه چادرمشکی را به دست آورند، افزود: پس از آن نیز این گروه بر روی تکمیل فرآیندهای سایر خواص پارچه متمرکز شده و هم اکنون محصولی قابل رقابت با تولیدات کره جنوبی و ژاپن را تولید می کنند.

امامی خاطر نشان کرد: بازتاب نور پارچه چادر مشکی تولید شده در ایران به مراتب پایین تر از محصولات وارداتی است و در این زمینه نه تنها دانش فنی را به دست آورده ایم بلکه به لحاظ کیفی جلوتر از این کشورها حرکت می کنیم.

امامی با اشاره به مصرف سالانه 40 هزار مترچادرمشکی درکشور، گفت: دولت نباید اجازه دهد تا واردکنندگان از کاهش تعرفه ها سود ببرند و در حالی که کشور از ظرفیت های بالایی برای تولید پارچه چادر مشکی برخوردار است باید در روند تعیین تعرفه واردات بازنگری شده و تولید ملی در اولویت قرار گیرد.

گذری ونظری براحوال

حکایت میکنند که روزی مردی ثروتمند سبدی بزرگ را پر از گردو کرد، آن را پشت اسب گذاشت و وارد بازار دهکده شد، سپس سبد را روی زمین گذاشت و به مردم گفت این سبد گردو را هدیه میدهم به مردم این دهکده، فقط در صف بایستید و هر کدام یک گردو بردارید. به اندازه تعداد اهالی، گردو در این سبد است و به همه می‌رسد."

مرد ثروتمند این را گفت و رفت. مردم دهکده پشت سر هم صف ایستادند و یکی‌یکی از داخل سبد گردو برداشتند. پسربچه باهوشی هم در صف ایستاد. اما وقتی نوبتش رسید در کنار سبد ایستاد و نوبتش را به نفر بعدی داد. به این ترتیب هر کسی یک گردو برمی‌داشت و پی کار خود می‌رفت. مردی که خیلی احساس زرنگی می‌کرد با خود گفت: "نوبت من که رسید دو تا گردو برمی‌دارم و فرار می‌کنم. در نتیجه به این پسر باهوش چیزی نمی‌رسد."

او چنین کرد و دو گردو برداشت و در لابه‌لای جمعیت گم شد. سرانجام وقتی همه گردوهایشان را گرفتند و رفتند، پسرک با لبخند سبد را از روی زمین برداشت و بر دوش خود گذاشت و گفت: "من از همان اول گردو نمی‌خواستم این سبد ارزشی بسیار بیشتر از همه گردوها دارد." این را گفت و با خوشحالی راهی منزل خود شد.
 
خیلی‌ها دلشان به گردوبازی خوش است و از این غافلند که آنچه گرانبهاست و ارزش بسیار بیشتری دارد سبدی است که این گردوها در آن جمع شده‌اند. خیلی‌ها قدر خانواده و همسر و فرزند خود را نمی‌دانند و دایم با آنها کلنجار می‌روند و از این نکته طلایی غافلند که این سبدی که این افراد را گرد هم و به اسم خانواده جمع کرده ارزشی به مراتب بیشتراز لجاجت‌ها و جدل‌های افراد خانواده دارد. خیلی‌ها وقتی در شرکت یا موسسه‌ای کار می‌کنند سعی دارند تک‌خوری کنند و در حق بقیه نفرات مجموعه ظلم روا دارند و فقط سهم بیشتری به دست آورند. آنها از این نکته ظریف غافلند که تیمی که در قالب شرکت، آنها را گرد هم جمع کرده مانند سبدی است که گردوها را در خود نگه می‌دارد و حفظ این سبد و تیم به مراتب بیشتر از چند گردوی اضافه است.
 
بسیاری اوقات در زندگی گردوها آنقدر انسان را به خود سرگرم می‌کنند که فرد اصلا متوجه نمی‌شود به خاطر لجاجت و یا یکدندگی و کله‌شقی و تعصب و خودخواهی فردی و گروهی در حال از دست دادن سبد نگهدارنده گردوهاست و وقتی سبد از هم می‌پاشد و گردوها روی زمین ولو می‌شوند و هر کدام به سویی می‌روند، تازه می‌فهمند که نقش سبد در این میان چقدر تعیین‌کننده بوده است.
 
بیایید در هر جمعی که هستیم سبد و تور نگهدارنده اصلی را ببینیم و آن را قدر نهیم و نگذاریم تار و پود سبد ضعیف شود. چرا که وقتی این تور نگهدارنده از هم بپاشد دیگر هیچ چیزی در جای خود بند نخواهدشد   و به هیچ‌کس سهم شایسته و درخورش نخواهد رسید. دیگر فرصت‌ها برابر در اختیار کسی قرار نخواهد گرفت و آرامش و قراری که در یک چهارچوب محکم و استوار قابل حصول است به دست نخواهد آمد.

عرضه منسوجات هوشمند به بازار پوشاک



 
عرضه منسوجات هوشمند به بازار پوشاک
جام جم آنلاين: شهر پراتو ايتاليا داراي مجموعه اي از کارگاه ها و کارخانه هاي پارچه بافي است. اين شهر حتي يك موزه ويژه تاريخ هنر نساجي دارد.
 
به همين دليل شهر پراتو بهترين محل براي در هم آميختن دانش پرقدمت صنعت نساجي ايتاليا با فن آوري ديجيتال براي توليد نسل جديدي از «پارچه هاي هوشمند» است.

به گزارش شبكه BBC ، در شهرپراتو شرکت لومينکس دست به ابتکاري تازه زده و پارچه هاي نوراني را با استفاده از فيبرهاي نوري و الياف معمولي نساجي توليد کرده است.
کريستيانو پروتزي، از شرکت لومينکس مي گويد: از جمله مواد تشکيل دهنده پارچه هوشمندي که توليد کرده ايم فيبر نوري است اما جنبه فني رسيدن به اين پارچه را نبايد فراموش کرد. در روشي که ما استفاده کرده ايم فيبرهاي نوري توسط ديود هاي نوراني که بازدهي بالايي دارند، درخشان شده اند.

لومينکس پوشاک «نوراني» مختلفي را به بازار عرضه کرده است. شال، شلوار و پيراهن مردانه که مانند ستاره هاي شب مي درخشند.
متقاضيان پوشاک درخشان لومينکس فقط کساني نيستند که به دنبال لباس براي پوشيدن در شب نشيني ها هستند.
آقاي پروتزي مي گويد: استفاده هاي گسترده اي از اين پارچه هوشمند مي شود. در جشن ها، براي تهيه تزئين آلات و مبلمان و غيره. اما پارچه هوشمند ما مصارف مهم تري هم دارد. از اين پارچه نوراني براي تهيه اونيفورم نيروهاي پليس و خدمات امدادرساني نيز استفاده مي شود.

ترديدي نيست اين فن آوري تازه مي تواند در شرايطي که به دليل کاهش نور ديد کافي وجود ندارد ، مثلا در هواي مه آلود يا پوشيده از دود ، جان افراد را نجات دهد.
در حالي که واردات محصولات ارزان قيمت از چين صنعت نساجي بسياري از کشورها، از جمله ايتاليا، را با دشواري روبرو کرده است، استفاده از فن آوري ديجيتال در توليد پوشاک احتمالا صنعت نساجي شهر پراتو را نجات خواهد داد.
ايتاليايي ها تنها افرادي نيستند که در زمينه ادغام الياف نساجي با فن آوري ديجيتال تلاش کرده اند.

شرکت بريتانيايي الکسن پارچه اي توليد کرده که به تماس دست حساس است.
پارچه هوشمند الکسن با نام تجاري «الکتکس» از سه لايه پارچه تشکيل شده است.
لايه لايه بودن پارچه هوشمند الکتکس اين امکان را به وجود مي آورد که بار الکتريکي توليد شده توسط نرم افزار رايانه اي پس از تماس دست با آن به لايه هاي ديگر منتقل شود.
رابين شپرد، مدير اجرايي الکسن مي گويد اين پارچه هوشمند مي تواند مصارف زيادي داشته باشد از جمله مي توان از آن براي ساختن يک صفحه کليد رايانه اي استفاده کرد: اگر به نقطه اي از الکتکس دست بزنيم. نرم افزار اعلام مي کند که به پارچه دست زده شده و از ما مي خواهد که آن را با يکي از کليدهاي رايانه تعريف کنيم: مثلا کليد حرف Q و نقطه اي ديگر از پارچه را کليد حرف W و غيره. به اين ترتيب مي توانيم يک صفحه کليد کامل را بر روي پارچه منتقل کنيم.

الکتکس حتي به ميزان فشار انگشت بر روي آن حساس است. بنابراين، اين نرم افزار است که تعيين کننده مصرف پارچه الکتکس است نه خود پارچه.
شرکت الکسن اميدوار است که در آينده اي نزديک همه بتوانند سخت افزارهاي رايانه اي و يا دستگاه پخش کننده موسيقي موسوم به آي پاد را به تن کنند و بعد براي شستن آن رادر داخل ماشين لباسشويي بياندازند.

چادري‌ها فرشتگان بیعرضه و خانه‌نشين نيستند. چادر بايد صرفا عقيدتي باشد؟


اگر قرار باشد در ميان هنرپيشه‌هاي زن سينماي ايران، شمايلي مترادف سيدجواد هاشمي انتخاب كنيم، قطعا يكي از اولين انتخاب‌ها، سودابه آقاجانيان است، مجري و بازيگري كه كارهاي متنوعي از دبيري ديني در دبيرستان تا حضور در بنياد فارابي، ستاد بازسازي عتبات عاليات و امروز «مدرسه‌داري» را تجربه كرده است، نكته جالب مصاحبه اين بود كه به دليل شلوغي و سروصداي محيط، لوكيشن مصاحبه اتومبيل شخصي خانم آقاجانيان شد كه البته اين هم تجربه‌اي جديد بود، آقاجانيان صريح و صميمي و البته منتقدانه سخن مي‌گويد.

شما جزو اولين مجري‌هاي چادري تلويزيون هستيد. درست است؟

بله، من اولين مجري چادري تلويزيون بودم، البته قبل از من در بخش خبر، خانم‌هاي چادري بودند، مثل خانم ساكي؛ ولي اولين مجري چادري بنده بودم. من سال 69 وارد سازمان شدم و به معاونت سياسي رفتم و كار را با خبر راديو شروع كردم.

يعني اولين حضورتان در حوزه سياسي بود؟

بله، من به عنوان گوينده خبر وارد سازمان شدم ولي همان موقع، پخش شبكه دو برنامه‌اي را به من پيشنهاد كردند كه اولين برنامه با اجراي يك خانم چادري بود؛ يك برنامه مناسبتي هفت روزه براي ميلاد حضرت زهرا(س) بود كه اتفاقا مصادف شد با فوت آيت‌الله‌العظمي خويي كه طبعا حال و هوايش به خاطر اين حادثه عوض شد.

اين برنامه و حضور شما به سال 1369 بازمي‌گردد؟

بله.

اجرا با چادر، انتخاب خودتان بود يا انتخاب و پيشنهاد تهيه‌كننده؟ بازخوردهايش چه بود؟

قطعا انتخاب خودم بود. اگر شرط تهيه‌كننده اين بود كه بدون چادر برنامه را اجرا كنم، قبول نمي‌كردم. تهيه‌كننده آن برنامه با همين رويكرد كه من يك خانم چادري بودم، سراغ من آمد.

يعني شما قبل از ورود به سازمان و اجراي برنامه هم حجاب چادر داشتيد؟

بله، چون من چادر را نه از سر اجبار و بخشنامه و... كه از جهت تعهدات مذهبي و عقايد خودم قبول داشتم و دارم.

در اولين حضور تلويزيوني شما با چادر در سال 69 در اولين ساعات آن بازخورد‌هايي كه دريافت كرديد چه بود؟ چون به هر حال اولين حضور يك مجري چادري در تلويزيون بعد از انقلاب بود.

بازخوردهاي جالبي بود، تشويق‌هايي از سوي علما و مراجع و تلفن‌هاي زيادي براي تشكر و قدرداني شد، ولي فكر مي‌كنم چون خبر خيلي بيشتر در چشم‌ها بود و خانم ساكي هم چادر سرشان مي‌كردند، بازخوردها براي ايشان و بعد به تبع آن خانم صلحي كه خبر مي‌خواندند، بيشتر بود.

عجيب‌ترين بازخورد براي شما چه بود؟

برخي همكاران آن وقت به من گفتند تو براي تهيه‌كننده يك امتياز خوب هستي و ديگر به اصطلاح نانت در روغن است!

شما در تلويزيون هم خبر خوانده‌ايد؟

بله، من سال 72 كه در معاونت سياسي بودم خواندن خبرهاي فرهنگي را شروع كردم و آخرين مرحله گويندگي خبرم، بخش خبري ساعت 21 بود. من يادم هست زماني كه داشتم مي‌رفتم، مسئول معاونت سياسي به من گفت شما الان اوج كارت است، چرا گويندگي خبر را رها مي‌كني؟

چرا خبر را رها كرديد؟

چون روحيه من يك روحيه هنري و كمتر سياسي بود و از طرف ديگر، محيط خبري ما كاملاً متفاوت با الان بود. خبر آن زمان براي گوينده هيچ‌گونه جايگاهي نداشت و مثل اين بود كه گوينده يك آدم ماشيني است كه نوشته‌اي را بايد بدون هيچ حسي بخواند. من آن‌موقع مي‌گفتم آخر چطور مي‌شود كه ما خبر رئيس‌جمهور و خبر اعلام كوپن را يكجور بخوانيم، چرا نبايد انعطاف داشته باشيم. اين عدم‌انعطاف در خواندن خبر آن سال‌ها خوب و مطلوب بود، البته خوشبختانه الان اوضاع فرق كرده است. به‌طور خلاصه دليلش اين بود كه من ديدم خبر هيچ انعطاف و جذابيتي ندارد. من دوست داشتم جايي باشم كه بتوانم فعاليت بيشتري كنم.

از همان اوايل دهه 70 بود كه موج مجريان چادري فراگير شد. شما به عنوان اولين مجري چادري و كسي كه در اين زمينه صاحب‌نظر است، چه نظري درباره اين موج داريد؟ چقدر از آن واقعي بود؟

زماني كه يك كاري شروع و باب مي‌شود، طبعا يك گروه به عنوان الگو و يك امر مثبت به آن نگاه و از آن تبعيت مي‌كنند و قطعاً هم يكسري به عنوان مد به آن نگاه مي‌كنند و سراغ آن مي‌روند، مخصوصا اگر از اين روش حمايت هم بشود و بها داده شود. در كشور ما موج‌هايي ايجاد شده كه از سر احساس و اعتقاد نبوده و گاهي اوقات هم خودش را به عنوان آفت نشان مي‌دهد. اين نكته مهمي است، مردم ما بسيار باهوش هستند، رسانه را خوب مي‌شناسند، چه در سينما، چه در تلويزيون، فرق چادر واقعي و غيرواقعي را متوجه مي‌شوند، زماني كه آدم باوري داشته باشد و بخواهد آن باور را در چهره، رفتار و زندگي نمود پيدا مي‌كند، مردم هم آن را باور مي‌كنند.

حتي بعدها اين موج به سينما هم راه پيدا كرد و تيپ‌هاي دختران چادري در مقطعي اواسط دهه 70 و اوايل دهه 80 به سينما هم آمد.

بله، اما كارهايي كه ما در سينما شروع كرديم با همين اعتقاد بود كه هر فرد مي‌تواند با حفظ يكسري ارزش‌ها و اعتقادات وارد هر حوزه‌اي بشود و سالم كار كند. حتي در سينمايي كه متهم است نمي‌شود در آن يكسري اخلاق و فضيلت‌ها را حفظ كرد، من كار تئاتر مي‌كردم و از كار تئاتر به سينما آمدم بارها هم در مصاحبه‌ها گفته‌ام زماني كه مي‌خواستم پايان‌نامه تئاتر را ارائه بدهم واقعاً كار سختي بود. من در تمام مدت در كارهاي تئاتر چادر سرم بود...

پايان‌نامه شما كدام نمايشنامه بود؟

آقاجانيان: در فيلم بر بال فرشتگان من اين حس را داشتم كه دنبال جنازه عزيز خودم مي‌گردم و دنبال شهيدي كه از خودم است. اصلاً بازي نمي‌كردم. نمي‌دانيد من چقدر آن پلاك را بوسيدم. البته خيلي از نماها حذف شد.

يكي از نمايشنامه‌هاي مولير بود و درست آن قسمتي كه ژرانت و زربنت داشتند با هم گفت‌وگو مي‌كردند كه سر پدر ژرانت را كلاه بگذارند؛ يعني استادم نقش يك دختر اغواگر را به من داد و گفت ببينم تو كه مي‌گويي مي‌خواهي ارزش‌هايت را حفظ كني، اين نقش را چگونه بازي مي‌كني و من با همين چادر و اعتقاد و حفظ حريم‌ها اين نقش را بازي كردم. دكتر حسين نصير بعد از اجراي اين نمايش به من گفت من هم اعتقاد پيدا كردم كه مي‌شود چادر را هنگام بازي تئاتر حفظ كرد.

نمي‌خواهم خيلي رويايي حرف بزنم، اما در بسياري از جاها همين چادر براي من خيلي اعتقادها و ارزش‌ها را محكم كرد و به ديگران ثابت كرد اگر مي‌خواهي مسلمان و معتقد باشي بايد چادر را حفظ كني، ولي خيلي جاهاي ديگر متاسفانه جواب نداد. در عالم سينما من خيلي دلم مي‌خواست با همين ظاهر و حجاب پيش بروم و ادامه دهم، ولي نشد.

مثال مي‌زنيد؟

مثلا همان دهه 70 يك فيلم بود كه كارگردانش بصراحت از من خواست حجابم را كم كنم و موهايم كمي بيرون باشد، اما نپذيرفتم.

جواب شما چه بود؟

من به او گفتم سينما براي من هدف نيست، اگر تماشاگر بخواهد براي اين چند تار موي من جذب سينما شود اصلاً بهتر كه اين‌طور نشود. واقعاً اين توهين به شعور مردم است.

شما در عرصه بازيگري تلويزيون هم حضور داشتيد، اما خيلي كم و گزيده. دلايلش به همين چيزها كه گفتيد برمي‌گشت؟

بله، همين‌طور است. من در «بر بال فرشتگان»، «لبه تيغ»، «جاي امن» و حتي كار آقاي قادري «چشمان سياه»، بازي كردم. خيلي دلم مي‌خواست ادامه دهم، ولي همان‌طور كه گفتم نشد و من در دو راهي عقيده و سينما، عقيده‌ام را انتخاب كردم. سينما براي من هدف نبود.

البته نقش‌هايي كه هم پيشنهاد مي‌شد لابد همه چادري بود يا همسر شهيد؟

اين‌طور نبود كه بگويم حتما من نقش يك زن چادري يا همسر شهيد را بازي مي‌كنم. مي‌توانستم در گونه‌‌هاي ديگر هم كار كنم، اما بعد ديدم خيلي از كارگردان‌هاي مذهبي ما كه اعتقادات مذهبي داشتند و كار سينما مي‌كردند سراغ من و امثال من ديگر نمي‌آيند و مي‌گويند مي‌خواهم فيلمي بسازم كه گيشه داشته باشد و پولش برگردد. اين هم متأسفانه از اتفاقات اينچنيني بود كه افتاد و من هم ديدم دارم خيلي رويايي فكر مي‌كنم و اگر بخواهم اين چادر و اعتقاد را حفظ كنم هزينه‌هايي دارد كه بايد بپردازم كه پرداختم.

خاطره‌اي در اين مورد داريد؟

بله، ما تئاتر «صبر ايوب» را همان سال‌ها براي دو شب در بيت رهبري اجرا كرديم كه كار آقاي فرج‌الله سلحشور بود. البته اين تئاتر اجراي همگاني هم داشت كه بنده در آن حضور نداشتم، اما در اين دو شب اجراي مخصوص، من نقش دختر حضرت ايوب را به عهده داشتم. دقيقا يادم هست در شب دوم پس از پايان اجرا، رهبري گفتند بنشينيد تا با هم صحبت كنيم. من اين جسارت را كردم و گفتم آقا ما درددل داريم و همين بحث‌ها را خدمت ايشان گفتم. دقيقاً ايشان گفتند شما با كار هنري توام با رعايت حجاب و حدود شرعي هزينه مي‌دهيد و ممكن است دچار هجمه هم شويد، ولي ثابت مي‌كنيد كه مي‌شود اين‌طور هم كار كرد و اين خودش ارزش دارد و نشان مي‌دهد اگر يك عده ديگري هم آمدند و خواستند با اين حدود و ضوابط كار هنري كنند، مي‌شود و جا براي آنها هست. اين سخنان رهبري خيلي مارا دلگرم كرد، اما متأسفانه مديران فرهنگي اين محيط را فراهم نكردند.

مي‌شود گفت از نظر تعداد شهيدشدن و تيپ ثابت در فيلم‌ها و سريال‌ها، شما سيدجواد هاشمي عرصه بازيگران زن هستيد؟

(مي‌خندد) بله، شايد بشود گفت! مقايسه درستي است. يعني پيشنهادي كه مي‌شد همين بود. فكر مي‌كردند ما فقط به درد همين نقش‌ها مي‌خوريم.

شما چند بار در سينما و تلويزيون شهيد شده‌ايد؟

نه به اندازه سيد جواد هاشمي اما، من يك بار در فيلم «جاي امن» آقاي مجتبي راعي سال 71 شهيد شدم.

به يادماندني‌ترين نقشي كه در سينما بازي كرديد چه بوده است؟

قطعا بر بال فرشتگان.

يك خاطره فراموش نشدني از بر بال فرشتگان بگوييد؟

من آبادان را بعد از جنگ نديده بودم. سال 69 زماني كه به آبادان رفتيم به ما گفتند جاي‌جاي اين مكان مقدس است. وقتي من در سكانس آخر در آن نخلستان‌ها پلاك را پيدا مي‌كنم آقاي شمقدري فضا را براي من توضيح داد كه اينجا تعداد زيادي از مردم و رزمندگان شهيد شده‌اند و هنوز نخل‌هاي سوخته بودند و زمين همان زمين بكر زمان جنگ بود. وقتي آقاي شمقدري اين توضيحات را داد من اين حس را داشتم كه دنبال جنازه عزيز خودم مي‌گردم و دنبال شهيدي كه از خودم است. اصلاً بازي نمي‌كردم. نمي‌دانيد من چقدر آن پلاك را بوسيدم. البته خيلي از نماها حذف شد. چقدر با آن پلاك حرف زدم. آن بندگان خدا هم فيلمبرداري را قطع نمي‌كردند و من را به حال خودم گذاشتند.

يعني اين در فيلمنامه نبود؟

نه. فقط به من گفتند تو اين پلاك را پيدا مي‌كني و بالا مي‌بري نگاهش مي‌كني و بقيه حسش با خودت. بازي در آن سكانس يكي از خاطرات شيرين و خوب بود.

يكي از بازي‌هاي ماندگار شما در جاي امن بود از آن فيلم چه خاطره‌اي داريد؟

سكانسي كه شهداي 17شهريور را بهشت زهرا برده بودند و يك زن جوان هم دنبال جنازه همسرش مي‌گشت و من همراهي‌اش مي‌كردم و آنجا هم صحنه‌هاي غسالخانه خيلي سخت بود. آقاي راعي گفت براي اين كه فضا واقعي شود بايد واقعا يك جنازه سوخته پيدا كنيم، البته متأسفانه يا خوشبختانه جنازه سوخته پيدا نكردند. آن موقع غسالخانه‌ها با امروز فرق مي‌كرد. شيشه نبود. مثل حمام‌هاي عمومي بود كه در‌هاي آهني داشت. اگر نگهبان اجازه مي‌داد وارد شوي در را نمي‌بستند. آخر شب كه مرده نمي‌شستند يا فاصله بين ناهار، در را مي‌بستند و مي‌رفتند كه من هم يك‌بار در فاصله ناهار غسال‌ها توانستم بالاي سر يك مرده بمانم كه تجربه خاصي بود.

چطور؟

خيلي زجرآور بود. جنازه خانمي كه بر اثر سكته قلبي مرده و تمام بدنش سياه شده بود. جنازه يك دختر 8 ساله هم بود. آن روز هر چه از صبح اصرار كردم نگهبان نگذاشت بروم داخل. بعد هر چه صدا كردند اقوام خانم فلاني هيچ كس نيامد و من از فرصت استفاده كردم و داخل رفتم. بعد دخترش آمد. آن دختر 8 ساله هم كه كسي را نداشت. من قول دادم برايش دعا و قرآن بخوانم.

يك سوال بيرحمانه! شما با پارتي و رانت وارد سازمان و عرصه اجرا شديد؟

سوال خوبي كرديد. در خانواده من بجز همسرم هيچ‌كس مدافع من نبود. من فاميل‌هاي زيادي در سازمان داشتم. مرحوم پدرم، پسر عمه‌ها، دختر عمه و... همه در بخش‌هاي مختلف سازمان بودند.

پس يعني پارتي زياد داشتيد؟

اصلا! خداي من شاهد است وقتي براي تست گويندگي رفتم، پدرم فقط ساختمان پخش را به من از دور نشان داد و گفت اگر عرضه‌داري برو! من براي ورود به سازمان بسيار هزينه دادم. براي ورود به سازمان، 4000 نفر بوديم كه امتحان داديم. در شش مرحله از ما امتحان گرفتند. مانديم. در اولين جلسه كه در معاونت سياسي با ما گذاشتند، گفتند شما تازه نصف راه را آمده‌ايد. گفتند تازه بايد ببينيم بعد از شش ماه شما گوينده مي‌شويد يا نه. در استوديو راديو مي‌نشستيم. اول فقط نگاه مي‌كرديم كه چطور خبر مي‌خوانند. يك ماه به ما اجازه دادند بگوييم اينجا تهران است صداي جمهوري اسلامي ايران. بعد خبر كوتاه دادند بخوانيم. آخر مانديم دو نفر. من و آقاي فراهاني كه ايشان بعد از مدتي از سازمان رفتند. حكايت ورودم به سازمان اين‌طور بود.

آيا مي‌شود گفت ديگر شمايل خانم‌هاي مذهبي در تلويزيون شاخص ندارند؟ يعني بعد از شما اين شمايل را نداشتيم يا خيلي نادر بود يا واقعي نبود. شما در زندگي واقعي هم با همين حجاب هستيد ولي خيلي از خانم‌ها فقط زمان بازي در برخي نقش‌ها چادر به سر مي‌كند.

ببينيد اگر حمل بر خودخواهي نباشد بايد بگويم من هيچ‌كدام از اين خانم‌هايي را كه در فيلم‌ها و سريال‌ها چادر سر مي‌كنند اصلاً قبول ندارم به اين دليل كه اگر چادر را با صداقت سر نكنيد بيننده مي‌فهمد. نمايش چادر به عنوان حجاب برتر در رسانه‌اي مثل تلويزيون، ظرافت و صداقتي مي‌خواهد كه در اكثر موارد رعايت نمي‌شود.

يعني شما مي‌گوييد چادر بايد صرفا عقيدتي باشد؟

بله دقيقا. مي‌دانيد چرا فضاي هنري ما با خارج از ايران فرق مي‌كند؟ يك هنرپيشه خارجي وقتي در يك نقش منفي يا مثبت بازي كند مي‌گويند هنرپيشه است، اما هنرپيشه در كشور ما مفهوم و تفسير ديگري دارد.

منظورتان چيست؟

ما متأسفانه يا خوشبختانه مي‌گوييم هنرپيشه بايد آدم با اخلاقي باشد. اگر نقش يوسف را بازي كرده نقش يوسف مقدس است و نبايد نقش‌‌هاي ديگر را بازي كند. كارگردان و تهيه‌كننده ما هم همين ذهنيت را دارد. به همين دليل دنبال بازيگري مي‌گردد كه تا به حال بازي نكرده است و نقش يوسف را به او مي‌دهد، چون دقيقا همين تعبير را دارد كه وقتي مردم او را مي‌بينند به پاكي و خوبي او اذعان كنند. الان در سريال‌هاي ما هم تار مويي از خانم‌ها پيدا نيست، ولي معمولا آن تيپي كه مي‌خواهند باشند، براي مخاطب باورپذير نيست و اشكال در اين است.

چادر به نوعي نماد سبك زندگي اسلامي ـ ايراني محسوب مي‌شود. با اين اوصاف چه بايد كرد كه تصويري واقعي و صادقانه در رسانه‌ها داشته باشد؟

آقاجانيان: مردم ما بسيار باهوش هستند، رسانه را خوب مي‌شناسند؛ چه در سينما، چه در تلويزيون فرق چادر واقعي و غيرواقعي را متوجه مي‌شوند، زماني كه آدم باوري داشته باشد و بخواهد آن باور را در چهره، رفتار و زندگي نمود پيدا مي‌كند، مردم هم آن را باور مي‌كنند

كارگردانان سينما و تلويزيون اگر در كاري شخصيت چادري دارند بايد دنبال خانمي چادري بگردند و آدمي را پيدا كنند كه به چادر اعتقاد داشته باشد. زماني كه من ماشين نداشتم و گوينده خبر بودم، سوار تاكسي كه مي‌شدم راننده به من مي‌گفت خانم شما واقعا چادري هستيد؟ من فكر مي‌كردم شما فقط جلوي دوربين چادر سر مي‌كنيد. مي‌گفت خيلي از همكارهاي شما اين‌طور نيستند. شايد آن بنده خدا كه همكار من هم بوده واقعا حجاب را حفظ كرده، ولي چون چادر سرش نبوده، برداشت افراد جور ديگري بوده است. مردم ما چادر را طور ديگري مي‌فهمند، مي‌شناسند و توقع واقعي بودن و صادقانه بودن از خانم‌هاي چادري دارند. تا اين توقع در رسانه‌ها و سينما برآورده نشود، اين مشكل حل نمي‌شود.

دختران مذهبي و چادري در دهه 60 از طريق حوزه هنري يا كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان وارد سينما و تلويزيون مي‌شوند، اما اكنون راهي براي ورودي آنها كه اعتقاد به حجاب و چادر دارند و در عين حال مي‌خواهند كارهاي هنري كنند، وجود ندارد. با اين گفته موافقيد؟ فكر مي‌كنيد چه كانالي بايد به وجود بيايد؟

بله. خود من از طريق كانون پرورش فكري وارد كار هنري شدم. به كانون رفتم و گروهي را تشكيل داديم. سرگروهمان شهيد اسدي بود و يك گروه هنري بوديم از منشي صحنه، فيلمبردار، بازيگر و كارگردان. نان حلال برايمان يك سوژه كار شد و به مربي‌مان گفتيم و هدايتمان كرد و با مصاحبه‌هايي كه از مردم مي‌كرديم شروع شد كه درآمدتان از كجاست، راضي هستيد يا نه و مخارجتان چطور است. آن موقع من هنوز متوجه نمي‌شدم اين آدم حرفي كه زد يعني چه و مي‌تواند در زندگي و اعتقاد آدم رسوخ پيدا كند و خوشبختانه شهيد اسدي خيلي چيزها را به ما آموزش دادند.

الان چه كانالي وجود دارد؟

دوره راهنمايي تحصيلي فرصت خوبي براي اين موضوع است. با اين كه متأسفانه واحد تربيتي را در آموزش و پرورش حذف كرده‌اند، اگر تقويتش مي‌كردن خيلي خوب مي‌توانست جاي همان حوزه‌ها را پر كند. چون بچه‌ها در مدرسه مي‌توانند تحت تربيت قرار بگيرند. همان گونه كه ما در بخش ورزش، استعدادها را شناسايي مي‌كنيم، فدراسيون‌ها به مدارس مي‌آيند و از تيم‌هاي ورزشي استعدادهاي نوجوان را پيدا مي‌كنند براي امور هنري هم مي‌شود همين كار را كرد.

يعني تلويزيون بايد استعداديابي كند؟

بله. مي‌توان يك تفاهم‌نامه با آموزش و پرورش منعقد كرد و بودجه‌اي در نظر گرفت، چون ما در صداوسيما هنرپيشه استخدام نمي‌كنيم يا تربيت هنرپيشه كه نداريم. پس بايد بدانيم اين نيروها را از كجا جذب كنيم.

يعني در واقع بايد تعاملي بين چند نهاد فرهنگي نظام انجام بگيرد كه مسير سالمي براي ورود به دنياي بازيگري باشد.

يعني تنها مسير همين آموزش و پرورش است كه خانواده‌ها صددرصد به آن اعتماد دارند.

شما در بين بازيگراني كه با چادر نقش‌آفريني مي‌كنند كدام را واقعي‌تر و صادقانه‌تر يافته‌ايد؟

خيلي از خانم‌هاي ما حداقل يك بار با چادر مقابل دوربين بازي كرده‌اند، ولي اگر بخواهم مثال بزنم خانم رويا تيموريان است كه خيلي به تيپ واقعي نزديك شده است. يك مثال از آن چيزهاي نچسب درباره حجاب بزنم؟

بله بفرماييد.

با اين روايت‌خواني‌ها از كتاب «دا» بشدت مخالفم.

چرا؟

بسيار مصنوعي و غيرقابل باور است و به ذهنيت بيننده به دفاع مقدس، چادر و... ضربه مي‌زند.

آيا مي‌توان گفت قشر مذهبي با سينما قهر كرده‌اند؟

اگر قهر كرده‌اند، حق دارند. آنقدر ما فيلم‌هاي مبتذل داريم كه آدم واقعا شرمش مي‌شود آنها را با خانواده تماشا كند. البته يك باور غلطي از سابق ميان قشر مذهبي بوده كه سينما فسادآور است و حتي اگر به آقايان مديران فرهنگي بگوييد اجازه مي‌دهيد دخترتان تئاتر يا سينما بخواند يا هنرپيشه شود، فكر مي‌كنيد چند درصد جواب مثبت بدهند؟ يادم هست بعد از نمايشگاه مانتوها و لباس‌هاي اسلامي بود كه پورمحمدي، وزير كشور و حسيني، وزير ارشاد در افتتاحيه آن صحبت كردند. من اين جمله را به پورمحمدي در وزارت كشور هم گفتم كه چند درصد از شماها حاضريد اين مانتوها را تن دختران يا همسرانتان كنيد.

جوابشان چه بود؟

اصلا جواب ندادند. خيلي هم ناراحت شدند.

چه تيپ‌هاي ديگري از يك خانم مسلمان چادري هست كه هنوز در سينما و تلويزيون نشان داده نشده است؟ چون بخشي از سبك زندگي ايراني ـ اسلامي از طريق رسانه‌ها و بخصوص رسانه ملي به جامعه معرفي مي‌شود.

واقعيت اين است كه يكي از غفلت‌هاي بزرگ ما درخصوص مادر است. يك مادر مذهبي يا چادري كه به روز باشد، با بچه‌اش دوست باشد، چقدر در سريال‌ها و فيلم‌هاي ما وجود دارد؟ در بيشتر سريال‌ها يا يك مادر سنتي و مذهبي ديده مي‌شود كه سرش به كار خانه گرم است و از بچه‌هايش دور است و اگر هم مادر مدرن و به روزي وجود داشته باشد، مادري است كه مذهبي نيست.

يعني مذهبي به روز نيست؟

بله. مادري كه مثلا دست دخترش را بگيرد و باهم به سينما بروند يا ورزش كنند، چقدر ارائه شده است؟

مثال‌هاي ديگر.

شما نگاه كنيد به معلم. ما چقدر چهره يك معلم مذهبي كارآمد را به مردم نشان داده‌ايم و از آن بدتر، چهره معلم‌هاي مذهبي را به بچه‌ها نشان داده‌ايم؟ در تمام سريال‌هايي كه محور مدرسه است، مدير مدرسه مستبد و چادري است، مثل فيلم ورود آقايان ممنوع كه خانم حكمت تهيه‌كننده بودند و آقاي رامبد جوان كارگردان، خانم ويشكا آسايش چه چهره‌اي داشت؟ خانمي كه پشت لبش سبيل داشت و مستبد بود ولي حجاب كاملي داشت و خيلي اسفناك بود كه يواش يواش با عشق آقاي معلم يكدفعه حجابش كمتر شد. ما در همه سريال‌ها و فيلم‌هايمان يك مدير يا يك مربي تربيتي يا معلمي كه به روز باشد و حجاب درست داشته باشد، نداريم، سريال «دبيرستان خضرا» را يادتان هست؟ تمام معلم‌ها و مربي‌ها چطور بچه‌ها را درك نمي‌كردند و البته همه مذهبي بودند.

بحث خوبي شد. ديگر چه تيپ‌هاي جديدي جا دارد از زنان مذهبي و چادري معرفي و بازنمايي شوند؟

تيپ‌هاي مشاغل آزاد. آيا يك خانم مذهبي و چادري جزو زنان موفق در عرصه اقتصادي نشان داده مي‌شود؟ اگر هم خانم موفقي هست، حتما سانتي‌مانتال است. متاسفم اين را بگويم كه خانم‌هاي چادري در رسانه‌ها به فرشتگان بي‌عرضه و خانه‌نشين تبديل شده‌اند. از طرف ديگر نبايد در قضاوت يك طرفه رفت، به دليل برخي حساسيت‌هاي بي‌مورد، كارگردان‌ها و فيلمسازان هم از پرداختن به تيپ زنان مذهبي و چادري، مي‌ترسند و پرداختن به آن را سخت مي‌دانند و طبعا از خيرش هم مي‌گذرند و نتيجه مي‌شود همين كه مي‌بينيد.

شما به عنوان يك بانوي مذهبي در سينما حتما دچار تناقضاتي شديد. اگر بخواهيم مصداقي‌تر به اين قضيه بپردازيم شما طي 20 سالي كه در عرصه هنر حضور داريد كدام مقاطع حس كرديد بين عقيده و كارتان تناقض وجود دارد و مجبور شديد به خاطر عقيده، از هنر چشم بپوشيد؟

در سينما هميشه مي‌گفتم به من يك نقش متفاوت بدهيد. دلم نمي‌خواهد هميشه نقش يك خانم مذهبي، چادري و همسر شهيد را بازي كنم. اگر در اين حرفه توانايي دارم بايد توانايي‌هاي ديگر من هم ديده شود، اما هميشه به من نقش‌هاي تكراري پيشنهاد مي‌شد.

جالب اينجاست كه تا چند وقت پيش اجراهاي برنامه‌هاي خارج از سازمان هم كه به من پيشنهاد مي‌شد بيشتر براي مكان‌هاي رسمي مثل سپاه و آموزش و پرورش، روز پرستار، روز زن، روز معلم و از اين قبيل بود، اما به مرور توانستم به جاهاي ديگر هم راه پيدا كنم. يك سال و نيم مشاور آقاي رجبي در فارابي بودم. از اين طريق خيلي از اهالي سينما مرا شناختند. برادر آقاي رجبي آن زمان در انجمن موسيقي بود. آقاي رجبي من را به ايشان معرفي كردند و گفتند توانايي اجرايي خوبي دارد و ايشان از من دعوت كرد كه مراسم هفتگي تجليل از استادان مختلف در حوزه موسيقي و هنرهاي تجسمي را به عهده بگيرم. از اين راه‌ها توانستم بخشي از توانايي‌هاي خودم را به نمايش بگذارم.

يعني اين تجربه براي شما اتفاقي ايجاد شد؟

بله، كاملا اتفاقي و من بعد به موزه هنرهاي معاصر راه يافتم. يك بار يادم هست در موزه مراسمي بود كه سفراي كشورهاي ديگر هم آمده بودند و اجراي برنامه را به عهده داشتم جمعيت زيادي هم بود. اين خاطره اولش خيلي دردناك است، ولي بعد شيرين مي‌شود. من وقتي پشت تريبون قرار گرفتم يكدفعه ديدم صدايي از ميان جمعيت گفت، اَه اين كيه آوردن به عنوان مجري. اين جمله خيلي برايم دردناك بود، اما تلاش كردم برنامه را به بهترين شكل اجرا كنم. ولي بعد سفراي چند كشور با مترجم‌ها سراغ من آمدند و تشكر كردند و اسم من را پرسيدند. يك بار هم اجراي همايش زنان نيكوكار را كه در وزارت امور خارجه برگزار شد به عهده داشتم كه بعد از پايان همايش برخي مهمانان به من كارت ويزيت دادند و خيلي خوشحال شدم، چون اينها بعدا مي‌گويند ما در ايران اجراي يك خانم چادري را ديديم كه ويژگي‌هاي خاصي داشت. اينها خيلي لذتبخش بود. من در جشنواره‌هايي كه براي اجرا دعوت مي‌شوم با همين چادر حضور مي‌يابم و همه اين را مي‌دانند.

در يك جشنواره استاني كه هنرمندان زيادي مهمان بودند، بعد از جمله‌اي گفتم حالا يك صلوات محمدي هم بفرستيد! عزت‌الله انتظامي بعد از برنامه به من گفت وقتي تو مي‌گويي يك صلوات بفرستيد آنقدر باورپذير است كه ما اين صلوات را مي‌فرستيم. قبول كنيد اگر رفتار و كلامتان باورپذير باشد، مردم هم مي‌پذيرند.

مهم‌ترين انتقاد سوادبه آقاجانيان از اجراي تلويزيوني چيست؟

نزديك شدن اجراي برخي مجريان به لودگي را جسارت نمي‌دانم. در برخي از اين برنامه‌ها، مجريان از واژه‌هايي مانند سلام، حالت چطوره، خوبي، چيكارا مي‌كني، چيكارا نمي‌كني، حالا بريم يك برنامه ديگه ببينيم، آنتن به من بده و... استفاده مي‌كنند. اينها اسمش خلاقيت نيست. در حوزه اجراي خانم‌ها بايد در دنيا نشان دهيم به خانم‌ها بها مي‌دهيم.

به همين دليل بايد فرصت بيشتري براي حضور خانم‌ها در اجرا فراهم شود، آن هم در تمام حوزه‌ها.

جایگاه زن، مساله حجاب، تدریس فلسفه توسط امام خمینی و برخورد با تحجر از زبان حجت الاسلام مهدی مهریزی


جایگاه زن، مساله حجاب، تدریس فلسفه توسط

امام خمینی و برخورد با تحجر از زبان حجت

الاسلام مهدی مهریزی


 

 

دین - حجت الاسلام مهدی مهریزی سال‌هاست که در زمینه‌های مختلف علوم اسلامی فعالیت‌های علمی و اجرایی فراوانی دارد و در هر جا که بوده کارنامه موفقی از خود بر جای گذاشته است؛ از مدیریت در موسسه تنظیم و نشر آثار در قم و مسئولیت در موسسه دارالحدیث. نیز در برگزاری کنگره‌های علمی ید طولایی دارد.

پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، با وی درباره شناخت شخصیت اجتماعی امام خمینی، بررسی قرائت صحیح از جایگاه رأی مردم در منظر امام انجام داده است که گزید‌ه‌ای از آن را می‌خوانید:
• در بحث دین‏‌شناسى، که به بحث‏‌هاى اجتماعى هم می‌‏رسد، امام منطقى را ایجاد کرد که نسبت به گذشته تفاوت جدى دارد، یعنى آنچه که بر منطق دین‏‌شناسى گذشته حوزه‌‏هاى شیعى حاکم بود، با آنچه که مثلاً بعد از این دوره اتفاق افتاد، وقتى مقایسه می‌‏کنیم به نکات برجسته و قابل توجهى می‌‏رسیم.
• به نظر بنده چون امام اهل فلسفه بود و فلسفه تدریس می‌‏کرد، عقل و عقلانیت را در حوزه‌‏هاى دینى و دین‌‏شناسى مطرح کرد، یک نمود دیگر آن در آثار فقهى یا اصولى ایشان وجود دارد که در آن قسمت‏‌ها باز بحث‌‏هاى عقلى و عقلانى دیده می‌‏شود و تحت تأثیر یک سرى چیزهاى ضعیف یا خرافه و غیره قرار نمی‌‏گیرد، به طور مثال، ایشان در آن حاشیه‏‌هاى کفایه که چاپ شده است، وقتى بحث حجیّت ظواهر قرآن مطرح می‌‏شود و سخن میرزا حسین نورى را ذکر می‌‏کند، می‌‏فرماید که مرحوم میرزا حسین نورى به دلیل عشق و علاقه وافرى که به حدیث داشت، هر چیزی می‌‏دید جمع می‌‏کرد؛ کتاب هایش مملوّ از خرافه است، و مستدرکش این طورى است، چه رسد به کتاب‏‌هاى دیگر، یعنى دیگر «تعریف القرآن» و «فصل الخطاب» ایشان جاى خودش است.
• یا فرض کنید به طور مثال وقتى در بحثِ «ربا» مطرح می‌‏کند که ما اگر بخواهیم با حیله‏‌هاى فقهى ربا را تجـویز کنیم، ظلم که با حیله، عدل نمی‌‏شود. از این نمونه‏‌ها در فقه و اصول فراوان وجود دارد، فلسفه امام اصلاً خودش مبنا و پایه عقلانى است، توجه نکردن به خواب، توجه نکردن به این آدم‏هایى که حالا اهلِ یک نوع شیادى هستند، که این قصه‏‌ها و قضایا زیاد نقل شده است خود این منطق یعنى منطق عقلى و عقلانى را در حوزه‏هاى دینى و دین‏شناسى مطرح کردن با این نمونه‏هایى که ذکر کردم، یعنى ما در دوره‏‌هاى علمى شیعه داریم مثلاً در حوزه بغداد در قرن چهارم و پنجم یک حوزه عقلانى است.
• به طور مثال در آنجا شیخ مفید، سید مرتضى در دیده می‌شود. وقتى که به حدیث برخورد می‌‏کنند، نمی‌‏گویند حدیث است، دیگر تمام شد، شیخ مفید ردّى بر اعتقادات صدوق می‌‏نویسد به نام «تصحیح الاعتقاد» و خیلى از برداشت‌‏هاى شیخ صدوق را که نقل می‌‏کند، آن برداشت‏‌ها مستند به حدیث است، می‌‏گوید حدیث است که حدیث است، این حدیث را ارزیابى کنیم؛ عقل را حاکم کنیم، شیخ مفید در آن کتاب می‌‏گوید: ما باید دوباره این را به قرآن عرضه بکنیم ؛ یتحاکم الى العقل، حکمیت را به عقل بدهیم ؛ اگر عقل تأیید کرد، می‌‏پذیریم اگر نه، نمی‌‏پذیریم. سید مرتضى هم همین طور.
• مطلب دوم برخورد با تحجر است؛ یعنى با تعبیر و با اصطلاح ایشان می‌‏آید مطرح می‌‏کند، نگاه متحجرانه یک اصطلاح لغزنده است، هر کس ممکن است رقیب خود را به چیزى متهم کند ، ما باید برایش ملاک و معیار و شاخص داشته باشیم؛ تحجر یعنى چه؟ تحجر یعنى از دین دست برداریم، یا به دین بچسبیم، دست برداشتن از دین که می‌‏شود لا ابالى گرى، به دین چسبیدن هم که چیز بدى نیست ؟ پس تحجر چیست؟ آنچه که در این بین غالب می‌‏شود و تحجر را درست می‌‏کند، این است که ما متون دینى را منتزع از واقعیات زندگى انسان بدانیم؛ دین براى انسان است، انسان براى دین نیست، شرع لکم من الدین؛ خدا براى شما دین را فرستاده است، دین براى انسان است؛ همان طور که می‌‏گوید: خلق لکم، جعل لکم، سخر لکم، به همان شکل می‌‏گوید شرع لکم، یعنى تکوین و تشریع براى انسان است. وقتى براى انسان است، این انسان یک واقعیتى است، این هستى یک واقعیت است، شما اگر آن دین را از این واقعیت جدا کنید و بخواهید بفهمید، این تحجر است، این خود در واقع همان روى دوم حاکمیت عقل است؛ یعنى شما انسان را نبینید، نیازهاى انسان را نبینید، خواسته‏‌هاى انسان را نبینید، واقعیت‏‌هاى زندگى انسان را نبینید، واقعیت‏‌هاى پیشرفت‏‌هاى علمى بشر را نبینید، بخواهید دین را بفهمید، معنى‏ این همان است.
• مثلاً مخالفت‏هایى که علما در دوره‏‌هاى مختلف با بعضى از مسائل داشته‏‌اند؛ با قاشق چنگال مخالفت می‌‏کردند، با کت و شلوار مخالفت می‌‏کردند، با بلندگو مخالفت می‌‏کردند و ... ، اگر این نمونه‏‌ها را جمع کنید، همین اینها واقعیت‏‌هاى زندگى بشر است؛ یعنى کسى که این واقعیت‏‌ها را نبیند و دین را بفهمد گرفتار همین چیزها می‌‏شود که نامش در نهایت می‌‏شود تحجر.
• تحجر به معنى این نیست که چنگ زدن به متون دینى نادرست است؛ تحجر این است که شما به متون دینى جداى از واقعیت‏‌هاى زندگى که دین براى انسان آمده است، بخواهیم چنگ بزنیم، آن وقت این واقعیت‏‌ها هم دو گونه است، یکى واقعیت عصر نزول و دیگری واقعیت عصر اجراست. هر دوى آنها براى فهم متن لازم است؛ یعنى شما اگر آن زمان را هم ندانید؛ ناقص می‌‏فهمید، این زمان را هم نفهمید متن را ناقص می‌‏فهمید؛ چون چیزی که گفته در انتزاع نگفته است، روایات ما به تعبیر امروزی‌‏ها ضبط در استودیو نیست؛ به این شکل نبوده است که امام صادق‌(ع) براى ما یک mp3 گذاشته باشند، ضبط کرده باشند، سى دی کرده باشند و فرستاده باشند، در متن زندگى بوده؛ شخصى کاسب بوده، بقال بوده، همیشه در زندگى است، قرآن هم همین است، لذا مى‏گویند اسباب نزول‏ و شأن نزول‏ آن، براى همین است، اگر کسى جداى از این‌ها بخواهد بفهمد، تحجر است.
• نکته سومى که به گمان من قابل توجه است و امام بر روى آن انگشت گذاشته‌‏اند و تأکید کرده‌‏اند، بحث انسان است، کرامت انسان است؛ این هم باز با آن بحث‏‌هاى قبلى مرتبط است، الان دین براى انسان است، دینى که براى انسان است، نمی‌‏آید خود آن دین، انسان را تحقیر کند، شما اگر برداشتى از دین داشته باشید که به تحقیر انسان منتهى شود، یک جاى کار عیب دارد، فهمیدن کرامت انسان یک بحث‏هاى تخصصى و فنى دارد که این کرامت انسان، کرامت ذاتى است، کرامت اکتسابى است.
• در تنفیذ ریاست جمهورى دوره دوم آیت‌الله خامنه‌‏اى، امام یک تعبیرى دارد که براى من جالب است. اینجا می‌‏فرماید: «اینک به پیروى از آراء محترم ملت عظیم الشأن ایران و آشنایى به مقام تعبد و خدمتگزارى، آراء ملت را تنفیذ...»، تعبیر به پیروى از آراء ملت، معنى داراست یعنى برای رأى مردم و رأى انسان‏‌ها جایگاهى ‏قائل است که تعبیر به پیروى از او را به کار می‌‏برد، که بیانگر همان نگاه امام به انسان و کرامت انسان است و از چیزهاى دیگر که در همین زمینه، مطرح شده است، نامه‌‏اى است که در سال 61 به عنوان پیام هشت ماده‌‏اى امام مطرح شد، که من چند سال بعدش یک مقاله‏ تحت عنوان «دولت دینى و حریم خصوصى» نوشتم، که چقدر دولت دینى مجاز است در حریم خصوصى انسان‏ها دخالت کند، و آن تعبیرها که امام دارد؛ شما حق ندارید در خانه کسى وارد شوید؛ اگر براى یک کارى وارد شدید، چیز دیگرى دیدید، ولو جرم است، حق ندارید آن را گزارش کنید، بازگو کنید، اینها براى همین است که انسان محترم است. شخصیت‏او محترم است و نباید آن شخصیت شکسته شود؛ حتى در بعضى از بحث‏‌ها آمده است که بعضى از فقها همان زمان‏‌ها گفته بودند که ولى فقیه می‌‏تواند زنِ طرف را طلاق بدهد، می‌‏تواند راجع به شغل او اظهار نظر و مداخله کند. امام در «کتاب البیع» دارد که اگر ما بگوییم چنین اختیارى براى معصوم است قطعاً به فقیه منتقل نشده، ولى معصوم را هم با تردید می‌‏گوید؛ «لو قلنا بان له هذا» اگر بگوییم این گونه مسائل خصوصى، با دیندارى جور در نمی‌‏آید؛ دیگر بگوییم پس آدم‏ها می‌‏شوند هیچ، عقل‌شان می‌‏شود هیچ، اختیارشان می‌‏شود هیچ، تدبیرشان می‌‏شود هیچ، تعهدشان، قراردادشان می‌‏شود هیچ، این‏ها نمونه‏‌هایى از همان کرامت است.
• از چیزهاى دیگری که به نظرم در حوزه اندیشه دینى مهم بود و امام مطرح کرد، بحث زن و جایگاه زن است. یکى از چیزهایى که امام در عمل و در رفتار و تا حد زیادى در فکر و اندیشه به آن پرداخت، مسئله حضور زن‏‌ها، شخصیت زن‌‏ها و جایگاهى که زن‏‌ها در نظام دینى، در دولت اسلامى دارند و در عمل هم در بستگان‌شان خانواده‌‏شان، پیدا بوده است. خانواده تحصیل کرده، زن‌هاى دانشگاهى، زن‏‌هاى تحصیل کرده، زن‏‌هاى اهل فعالیت اجتماعى، ارتباطِ با همان حدود شرعى اما در حوزه زندگى اجتماعى، اینها هم به نظر بنده خیلى مهم است و بابى را باز کرد تا در فقه شیعه مسئله زن مطرح شود، در اندیشه دینى در حوزه مکتب اهل بیت‌(ع)‌، جایگاه زن‏‌ها مطرح شود، خیلى کارها صورت گرفت، منشأ آن‌ها نیز همان نگاه امام بود.
• یکى دیگر از چیزهایى که نکته آخر صحبت من است، این است که به گمان بنده یک اتفاقى که در این دوره افتاد این بود که فقه امامیه از آن انزواى نگاه فردى بیرون بیاید و به زندگى اجتماعى انسان نگاه کند که به توضیح آن می‌‏پردازم. ما وقتى در فقه نگاه می‌‏کنیم مثلاً مباحث قبلى فقه فقهاى ما عمدتاً نگاه‌شان این بود که فقه می‌‏خواهد مشکلات مکلفین را حل کند؛ لذا یادمان هست که وقتى بحث «لا ضرر» می‌‏رسد، یکى از شبهات لا ضرر این است که جهاد ضررى است، زکات ضررى است؛ علت اینکه زکات و جهاد به عنوان سؤال مطرح شود بعد با کلى تکلف و توجیه حل کنند، این است که این قانون زکات، و قانونِ، یعنى قوانین دینى، یک قوانین فردى است. اینجا با این منافع فرد در تضاد است، مى‏شود ضررى؛ لذا باید برایش راه حل مناسبى پیدا کنند، خاستگاه این شبهه این است که فقه می‌‏خواهد مشکلات فرد را حل کند، لذا یک مقاله‌‏اى مرحوم صدر دارد که در یک مجموعه‏‌اى چاپ شده بود که درباره یکى از آسیب‏‌هاى فقه امامیه می‌‏گوید: این نگاه فردى فقه به زندگى است.
• امام این را در عمل پاسخ دادند که، نگاه فقه به انسان به عنوان فرد تنها نیست، فرد فردیتش مطرح است، اما این فرد وقتى در جمع قرار می‌‏گیرد این جمع هویت پیدا می‌‏کند، فقه به هر دو مورد توجه دارد، یعنى مشکل این نیست، همان مثال ربا را که ذکر کردم به همین خاستگاه برمی‌‏گردد؛ شما وقتى که ربا را با حیله تجویز می‌‏کنید یعنى مشکل این فرد را دارید حل می‌‏کنید؛ یک فردى مى‏خواهد به کسى پول بدهد و یک چیزى بگیرد، شما راه حلى برایش درست می‌‏کنید، اما این نظام عمومى جامعه را که به هم مى‏خورد، همیشه فقرا فقیرتر و فقیرتر می‌‏شوند ندیده‏‌اید، اینها همه مصداق‌‏هاى این است که فقیه و فقه نگاهش به مکلفین فردى و اشخاص نباشد؛
• اصل حجاب یک واجب و از واجبات ضرورى دین است، دوم اینکه مقدار حجاب یک بحث اجتهادى است، دیدگاه‌‏ها و اختلاف نظرهایی وجود دارد ، پس مقدار حجاب مثل اصل حجاب جزو ضروریات نیست، لذا یک دیدگاه داریم که زن باید دست و صورتش را بپوشاند، یک عده می‌‏گویند: نپوشاند، یک عده می‌‏گویند: کفّین، یکى می‌‏گوید قدمین، یک عده مثلاً حتى می‌‏گویند تا ساقین، نمی‌‏دانم، راجع به آرایش، پس مقدار جزو ضروریات نیست. یک بحث اجتهادى است، دیدگاه‌‏هاى مختلفى در آن وجود دارد، به نظر من در این زمینه جاى اجتهاد جدی‌‏تر وجود دارد و متأسفانه صورت نگرفته است. نکته سوم اینکه آیا این امر که یک امر ضرورى دین است، تکلیف فردى است یا اجتماعى، یا حکومت شخصى است، شخصى به این معنى که ما دلیلى از ناحیه دین نمی‌‏توانیم واقعاً مسلم اقامه بکنیم که حکومت مجاز است، اجبار کند، مقدارى که خواندم، ندیده‏‌ام؛ در زمان پیامبر، در زمان ائمه علیهم‌‏السلام، در سیره پیشوایان هم چنین چیزى را نمی‌‏بینیم. مجموعه‏‌اى را به نام «نواندیشى حجاب»، دفتر تبلیغات چاپ کرد مجموعه مقالات است، دو سه تا مقاله خیلى جدى در این باره که در واقع ما دلیلى نداریم که حکومت حق مداخله و اجبار دارد چاپ شد، نویسنده یکی از مقاله‌ها پسر آقاى مفتح است، مقاله خیلى خوبى است، یک نفر دیگر هم نوشته است، البته دو تا مقاله هم بر خلاف‏ آن است، ولى من خودم چون ادله‌‏هایش را دیدم‌، دلیل محکمى برای دخالت حکومت ارائه نمی‌‏دهد، بلکه به یک سرى عموماتى استناد می‌‏کنند که از آن عمومات چنین چیزى استفاده نمی‌‏شود

جنجال محجبه شدن همسر فوتبالیست مشهور ترکیه(+عکس)

هاکان شوکور 41 ساله 15 سال است که ازدواج کرده و از همسرش صاحب 3 فرزند است. اخیرا پس از اینکه وی و همسرش به سفر حج رفتند " بیدا شوکور" محجبه شده است و رسانه های ترکیه نوشته اند که وی پس از سفر حج تصمیم به محجبه شدن گرفته است.
هاکان شوکور کاپیتان سابق تیم ملی فوتبال ترکیه که در حال حاضر نماینده حزب حاکم عدالت و توسعه از شهر استانبول در مجلس ترکیه است ، گفت که همسرش "بِیدا " خود محجبه شده و البته او از این انتخاب همسرش راضی است.

به گزارش عصر ایران شوکور که اخیرا به واسطه ایفای نقش هایی چون مربیگری فوتبال ، مفسر ورزشی در یک کانال تلویزیونی ترکیه و همزمان ایفای نمایندگی مجلس مورد انتقاد برخی محافل خبری در ترکیه است، گفت که از اینکه همسرش آزادانه زندگی محجبه را انتخاب کرده است بسیار خشنود است.

هاکان شوکور 41 ساله  15 سال است که ازدواج کرده و از همسرش صاحب 3 فرزند است. اخیرا پس از اینکه وی و همسرش به سفر حج رفتند " بیدا شوکور" محجبه شده است و رسانه های ترکیه نوشته اند که وی پس از سفر حج تصمیم به محجبه شدن گرفته است.

برخی رسانه ها نیز مساله سیاست را برجسته می کنند و می گویند شوکور نیز همچون دیگر اعضا و سیاستمداران عضو حزب عدالت و توسعه ترجیح می دهد همسری محجبه داشته باشد.

شوکور یکی از معروفترین فوتبالیست های ترکیه بود که تا سال 2007 در تیم گالاتاسرای ترکیه بازی می کرد .

وی در انتخابات سال گذشته میلادی (2011) از شهر استانبول به عنوان نماینده حزب اسلامگرای عدالت و توسعه به پارلمان راه یافت.







زنان با روبنده وارد کتاب های درسی عربستان شدند +عکس

زنان با روبنده وارد کتاب های درسی عربستان شدند +عکس

روزنامه عربستانی الحیات در گزارشی اعلام کرد که از این پس تصویر زنان در کتاب‌های آموزش زبان انگلیسی مقطع دبیرستان این کشور دیده می‌شود. این در حالی است که چاپ هرگونه تصاویر مربوط به زنان در کتاب‌های مربوط به مدارس دخترانه و پسرانه در عربستان از ابتدای سال 1926 ممنوع شده بود.

برای نخستین بار در تاریخ سیستم آموزشی عربستان، تصویر زنان سعودی در کتب آموزش زبان انگلیسی مقطع دبیرستان گنجانده شد.

به گزارش نامه، روزنامه عربستانی الحیات در گزارشی اعلام کرد که از این پس تصویر زنان در کتاب‌های آموزش زبان انگلیسی مقطع دبیرستان این کشور دیده می‌شود.

این در حالی است که چاپ هرگونه تصاویر مربوط به زنان در کتاب‌های مربوط به مدارس دخترانه و پسرانه در عربستان از ابتدای سال 1926 ممنوع شده بود.

نسخه آزمایشی این کتب اکنون در حال بررسی است و قرار است پس از انجام نظارت‌های مربوطه، اجازه نهایی برای قرار گرفتن این کتب در سیستم آموزشی عربستان در پایان سال آموزشی این کشور صادر شود.

 



نکته جالب توجه در این باره این است که تصویر زنانی که در این کتب آمده است به طور کامل با استفاده از روبنده پوشیده شده است.

این کتب آموزش زبان انگلیسی که در مقطع سال سوم دبیرستان در عربستان سعودی تدریس می شود شامل تصویر یک زن پرستار  است که مقنعه به سر دارد و همزمان با اینکه یک ماسک بر روی صورتش است خود را برای انجام تزریقات آماده می‌کند.

در ادامه تصویر دیگری از دختری که در آزمایشگاه حضور دارد در این کتاب آمده است که در ابتدا چهره وی نمایان بود اما پس از بازنگری صورت گرفته چهره وی نیز بوسیله روبنده پوشیده شد.

لغو ممنوعیت حجاب در مدارس دینی ترکیه

حامیان این تصمیم از جمله جورکان افجیی رئیس "اتحادیه دموکراتیک بخش آموزش" گفت: "این اقدام به معنی پایان میراثی از کودتای نظامی 1980 است که منجر به تغییر قواعد پوشیدن لباس شد."
دولت ترکیه تصمیم گرفت ممنوعیت حجاب در مدارس دینی این کشور را لغو کند.

به گزارش عصر ایران به نقل از سایت شبکه الجزیره، این لغو ممنوعیت از سال تحصیلی آینده عملی خواهد شد. براساس این تصمیم ،ممنوعیت حجاب برای دانش آموزان مدارس دینی لغو می شود. دانش آموزان مدارس عادی نیز می توانند در جلسات آموزش دینی حجاب داشته باشند.

همچنین الزام دانش آموزان به پوشیدن لباس واحد و یکپارچه نیز لغو می شود.

رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه در کنفرانس مطبوعاتی در مادرید گفت: این تصمیم براساس درخواست مردم انجام شد. باید به هر فردی اجازه بدهیم تا براساس امکاناتش، آنچه را که دوست دارد به فرزندانش بپوشاند. این تصمیم براساس درخواست ملت انجام شد.

این اقدام با حمایت ها و انتقاداتی روبه رو شده است.

در واکنش به این تصمیم، روزنامه سکولار جمهوریت ترکیه نوشت: این اقدام در راستای اسلامی سازی آموزش در این کشور صورت می گیرد. این روند با پوشیدن نقاب (پوشیه) به پایان می رسد.

منتقدان از جمله اتحادیه کارکنان بخش آموزش گفته اند:"این اقدام در راستای تبدیل بخش آموزش ترکیه به آموزش اسلامی است. نباید از سمبل های دینی که نشان دهنده شیوه زندگی دینی است در مدارس استفاده شود."

حامیان این تصمیم از جمله جورکان افجیی رئیس "اتحادیه دموکراتیک بخش آموزش" گفت: "این اقدام به معنی پایان میراثی از کودتای نظامی 1980 است که منجر به تغییر قواعد پوشیدن لباس شد."

وی افزود: نمی تواند نظام آموزش را از عواقب مضر تفکرات دوره جنگ سرد رها کرد مگر اینکه معلمان و دانش آموزان را از این وضعیت آزاد کرد.

قبل از این دولت ترکیه، مجوز ایجاد مدارس ویژه آموزش دینی با امکان پذیرش دانش آموزان 11 تا 15 ساله را صادر کرده بود که با انتقادات احزاب سکولار روبه رو شد.

بخش آموزش یکی از زمینه های مورد اختلاف میان حزب حاکم (حزب عدالت و توسعه) و مخالفان سکولار آن است.

سکولارها در ترکیه همچنین بارها از این جمله اردوغان که گفته بود "برای تربیت نسل متدین تلاش می کند" اعلام نگرانی کرده بودند.

حزب عدالت و توسعه که از 10 سال پیش قدرت را در ترکیه در دست دارد اصلاحاتی را در بخش آموزش اعمال کرده است. بخشی از این آموزش افزایش نقش مدارس دینی است.

این حزب در 10 سال گذشته همچنین توانست به کاهش نفوذ ارتش به عنوان حامی سکولاریسم بپردازد.

سران ارشد ارتش ترکیه نیز در ماه گذشته میلادی برای نخستین مرتبه در مراسم رسمی با حضور همسران محجبه رئیس جمهور و نخست وزیر  مشارکت کردند.

عشق مثل حلقه‌های پیوستۀ یک زنجیر است...

عشق مثل حلقه‌های پیوستۀ یک زنجیر است...

یک روز بعدازظهر وقتی «اسمیت» داشت از سرکار به خانه برمی‌گشت، در میانۀ راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود. زن برای او دست تکان داد تا متوقف شود.

اسمیت پیاده شد و خودش را معرفی کرد، و پرسید چه کمکی می‌توانم به شما بکنم.

زن گفت صد‌ها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نایستاد، این واقعا لطف شماست. و سپس به لاستیک پنچر ماشین اشاره کرد و گفت می‌توانم از شما خواهش کنم این لاستیک را برای من عوض کنید؟

وقتی که اسمیت لاستیک را عوض کرد و آماده رفتن شد، زن پرسید: «من چقدر باید بپردازم؟»

اسمیت پاسخ داد: «شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در چنین شرایطی بوده‌ام. روزی یک نفر به من کمک کرد، همان‌طور که من به شما کمک کردم. اگر واقعا می‌خواهید بدهی‌تان را به من بپردازید، همین کار را بکنید:
نگذارید زنجیر عشق به شما ختم شود!»

***

چند کیلومتر جلو‌تر، زن کافۀ کوچکی را دید و رفت داخل تا چیزی بخورد و بعد راهش را ادامه بدهد؛ ولی نتوانست بی‌توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمتی بگذره که می‌بایست هشت ماهه باردار باشد و از خستگی روی پا بند نبود.

او داستان زندگی پیشخدمت را نمی‌دانست و احتمالا هیچ‌گاه هم نخواهد فهمید. وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه صد دلارش را بیاورد، زن از در بیرون رفته بود، در حالی ‌که روی دستمال سفره یادداشتی را باقی گذاشته بود.

وقتی پیشخدمت نوشته زن را می‌خواند اشک در چشمانش جمع شده بود. در یادداشت چنین نوشته بود: «شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده‌ام و روزی یک نفر هم به من کمک کرد، همان‌طور که من به شما کمک کردم. اگر واقعا می‌خواهی بدهی‌ات رو به من بپردازی، همین کار رو بکن. نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!»

همان شب وقتی زن پیشخدمت از سرکار به خانه رفت، در حالی‌که به آن پول و یادداشت زن فکر می‌کرد به شوهرش گفت: «دوستِت دارم اسمیت، همه چیز داره درست می‌شه...»

تولید پارچه‌های معطر ایرانی/ لباس هایی که با یک حرکت معطر می‌شوند

رئیس پژوهشکده مواد و فناوری‌های پیشرفته نساجی دانشگاه صنعتی امیرکبیر از تولید پارچه‌های فاستونی معطر خبر داد و گفت: لباس‌هایی که با این نوع پارچه‌ها تهیه می‌شود، با حرکت فرد و وارد شدن نیرو به آن، موجب رها شدن میکروکپسول‌ها و در نهایت موجب معطر شدن لباس می‎شود.
رئیس پژوهشکده مواد و فناوری‌های پیشرفته نساجی دانشگاه صنعتی امیرکبیر از تولید پارچه‌های فاستونی معطر خبر داد و گفت: این نوع پارچه ها با وارد شدن نیرو به آن، معطر می‌شود.

به گزارش مهر، دکتر علی‌اکبر مراتی، با اشاره به اجرای پروژه‌ای در حوزه نساجی، افزود: در این پروژه تحقیقاتی موفق به معطرسازی پارچه‌های فاستونی شدیم.

رئیس پژوهشکده مواد و فناوری‌های پیشرفته نساجی دانشگاه صنعتی امیرکبیر به بیان نحوه معطر سازی این پارچه‌ها پرداخت و اظهار داشت: برای این منظور از میکرو کپسول‌ها استفاده شده است.

وی ادامه داد: ساختار این پارچه‌ها به گونه‌ای است که با وارد شدن نیرو به پارچه معطر می شوند و بوی دلخواه فرد از پارچه به مشام می‌رسد.

مراتی ادامه داد: لباس‌هایی که با این نوع پارچه‌ها تهیه می‌شود، با حرکت فرد و وارد شدن نیرو به آن، موجب رها شدن میکروکپسول‌ها و در نهایت موجب معطر شدن لباس می‎شود.

وی ماندگاری بوی این پارچه‌ها را از ویژگی‌های این نوع منسوجات ذکر کرد و ادامه داد: عطر این نوع پارچه‌ها تا 20 بار شستشو ماندگاری دارد.

به گفته رئیس پژوهشکده مواد و فناوری‌های پیشرفته نساجی دانشگاه صنعتی امیرکبیر این پروژه با همکاری یکی از شرکت‌های تولید فاستونی و با حمایت از وزارت صنایع اجرایی شد.

سردار احمدی مقدم: در مقوله‌ حجاب نباید برخورد انتظامی شود

سردار احمدی مقدم: در مقوله‌ حجاب نباید برخورد انتظامی شود

پلیس - فرمانده نیروی انتظامی گفت: در مقوله‌ حجاب نباید برخورد انتظامی صورت بگیرد، بلکه باید بحث فرهنگی انجام شود.

به گزارش خبرآنلاین و به نقل از پایگاه اطلاع رسانی پلیس‏، سردار اسماعیل احمدی‌مقدم در حاشیه مراسم صبحگاه عمومی یگان‌های نیروی انتظامی خراسان‌رضوی که در مرکز فرماندهی نیروی انتظامی برگزار شد گفت: کم‌توجهی به فرهنگ باعث می‌شود ناهنجاری‌ها تبدیل به هنجار شود و در نظام ارزشی جامعه تغییراتی ایجاد شود و امر به معروف و نهی از منکر وظیفه همگانی و آحاد مردم است.


آمادگی نیروی انتظامی برای ایام عزاداری
نیروی انتظامی با همه توان آماده خدمتگزاری به عزاداران حضرت اباعبدالله الحسین(ع) است و برای تامین آرامش، امنیت و تسهیل در ترافیک، همه اقدامات لازم را پیش بینی کرده و آمادگی لازم برای این ایام وجود دارد.
وی افزود: لذا مردم به منظور تسهیل ترافیک به خصوص در زمان حرکت دسته های عزاداری در خیابان ها، با پلیس همکاری بیشتری داشته باشند که در نهایت این همکاری موجب برگزاری هرچه با شکوه تر و منظم تر این عزاداری ها می‌شود.


رشد مواد صنعتی در کشور نگران کننده است
فرمانده نیروی انتظامی با بیان اینکه، در سال‌های اخیر غفلت و نقص قانون باعث شد که موادمخدر صنعتی به شدت رشد کند، تصریح‌کرد: در مورد موادمخدر صنعتی به عنوان مواد دارویی قاچاق برخورد می‌شد که مجازات زیادی نداشت و کشور ما تبدیل به تولیدکننده و صادرکننده شده بود و آسیب جدی به کشور وارد می‌کرد.
وی افزود: در سال جاری با اصلاح قانون، برخورد قاطع و اعمال قانون، باندهای تولید و فروش را متلاشی کردیم که شاهد کاهش شدید و خروج این مواد و توزیع در داخل هستیم.
احمدی‌مقدم در پاسخ به سوال سرنوشت قانون ممنوعیت حمل سلاح سرد گفت: بحث حمل سلاح سرد هنوز در مجلس است و پیگیر آن هستیم تا تبدیل به قانون شود.