فعلا درمورد حجاب نبايد هيچ كاري كرد!!!


مدت هاست که با موضوع بی‌حجابی در کشور، بویژه در تهران مواجه هستیم. به همین منظور دنبال كسي مي گشتيم كه فارغ از حرف هاي كليشه هميشگي برايمان راهكار بياورد.
 
بين گزينه‌هايي كه داشتيم به حجت الاسلام زائري رسيديم.
 
برای مصاحبه با حجت الاسلام محمد رضا زائری، نویسنده کتاب «حجاب بی حجاب» به محل کار ایشان در کوچه ای بن بست و به دور از سروصدا رفتیم.
 
متن ذيل مصاحبه كامل «خبرگزاري دانشجو» با ايشان است:

«خبرگزاری دانشجو» - به نظر شما ریشه های بدحجابی در جامعه ما از کجا نشأت می گیرد؟

زائري: موضوع حجاب، موضوع پيچيده و داراي ابعاد مختلفی است؛ يكي از مشكلات در موضوع حجاب و عفاف اين است كه موضوع حجاب را بسیار ساده به حساب مي‌آوريم، ساده انگاري هر موضوع باعث به نتيجه نرسيدن آن مسئله مي‌شود یعنی اگر تلقي ما اين باشد كه هر كسي بي‌حجاب است دين ندارد، در مقابل فرض اينكه هر فرد ریش دار، نماز اول وقت خوان است باز به نتيجه نخواهیم رسید.

ما اگر مسائل را ساده نگاه كنيم باعث عدم موفقيت در آن موضوع مي‌شود،  در كشور ما حجاب موضوعي فرهنگي – اجتماعي و بسيار حساس و ظريف و پيچيده‌ است، گاهي اوقات عوامل سياسي و اقتصادي هم در آن نقش اساسی دارد اگر اعتقاد داشته باشيم تنها اعتقادي و مذهبي است هيچگاه نمي‌توانيم آن را حل كنيم.
 
«خبرگزاری دانشجو»- حجاب و عفاف دارای چه ابعادی است؟
 
زائري: يكي از مسائل اوليه‌اي كه در موضوع حجاب وجود دارد اين است كه خودنمايي و نشان دادن ظواهر، در طبيعت انسان و در طبيعت زن به شكل خاص وجود دارد، از طرفی دين براي اميال انسان محدوديت ايجاد مي‌كند و از طرف ديگر خداوند اين ميل را براي بقاي نسل های آینده و جزو جريان طبيعي زندگي انسان قرار داده است، عوامل اقتصادي-اجتماعي مانند بالا رفتن سن ازدواج و سياسي در مسئله حجاب نقش اساسی را ایفا می کنند.
 
«خبرگزاری دانشجو»- علت اینکه از دهه 70 به بعد روند بي حجابي در جامعه شدت گرفته چه بوده است؟
 
زائري: از طرفی پس از دهه 70 به بعد هرچه به سمت آینده حرکت می کنیم تحولات اجتماعي نیز به سرعت در حال پيش روي هستند و عواملي نيز مانند گسترش رسانه‌ها، ميزان دسترسي به رسانه‌هاي جديد، مدرن شدن زندگي اين سرعت را بيشتر مي‌كند و از طرف ديگر پايگاه‌هاي اعتقادي و سنتي و مجموعه‌اي از مولفه‌هاي زندگي سنتي بروز و ظهور اين پديده را بيشتر كرده است به این معنا که در دهه 70 تحصيل بانوان، اشتغال و مهاجرت از شهرهای کوچک به تهران نيز تأثيرگذار بوده است.

همچنين در دهه 70 دوره جنگ تحميلي به پايان رسيده، فضاهاي جديدي شكل گرفته و عصر ماهواره و اينترنت آغاز مي‌شود كه نمي‌توان موجب تأثيرگذاری بر اين مشكل شويم، همچنين در اين دوره گسترش مراكزي مانند دانشگاه آزاد اسلامي را نمي‌توان ناديده گرفت.

«خبرگزاری دانشجو»- با توجه به اينكه 26 نهاد مسئول در زمینه حجاب فعالیت می کنند، به چه دليل در زمينه حجاب شاهد کم کاری سازمان های فرهنگی هستیم؟
 
زائري: به دلیل اینکه سهم تمام نهادهای فرهنگی با يكديگر برابر نيست، من فكر مي‌كنم اگر آموزش و پرورش ما يك نهاد قوي، سالم و مقتدر بود و يا اگر صدا و سيماي ايران يك نهاد قدرتمند و توانا بود به راحتی مي‌توانستند جاهای خالی تمام نهادهای فرهنگی را پر كنند.

اثر تخريبي صدا و سيما در موضوع حجاب از همه نهادها بيشتر است؛ زيرا موثرترين عامل در شكل‌گيري پوشش مردم در سال‌هاي گذشته رسانه ملي بوده است و در بسياري از موضوعات و به ويژه حجاب و عفاف معمولا موضع‌گيري‌ها و عملكردها بسيار سطحي،  شكلي و ظاهر گرانه است، همچنين مجموع سياست‌هاي غلط باعث شده روز به روز وضعيت حجاب در جامعه بدتر شود و نه تنها بهبود پيدا نكند بلكه زمينه‌هاي اصلاح از بين برود.

«خبرگزاری دانشجو»- در موضوع حجاب نيروي انتظامي شايد تنها نهادي باشد كه كارش را انجام مي دهد نظرتان در خصوص اين مسئله چيست؟

زائري: در اصل اينكه نهادهاي فرهنگی ديگر كوتاهي كرده‌اند، هیچ شکی وجود ندارد ولي دو نكته اينجا وجود دارد از طرفی ترك بعضي از وظايف و انجام يك وظيفه خلاء در اصل موضوع ايجاد مي‌كند به این معنا که نيروي انتظامی در اختیار حاكميت بوده و اگر حاكميت نتوانست در بخش‌هاي ديگر وظيفه خود را به درستي انجام دهد نهادهاي ديگر هم نمي‌توانند كاري انجام دهند و من معتقدم عملكرد نيروي انتظامي به موضوع حجاب نه تنها تأثيری ندارد بلكه تأثيرات منفي و تخريبي بسيار شديدي نیز داشته است.

نكته دوم اگر بپذيريم نيروي انتظامي در یك حوزه‌ خاص و جدي مانند حجاب بايد كار خود را به درستي انجام دهد و نهادهاي مسئول دیگر مي‌توانند به نقد و بررسي منطقي اين موضوع بپردازند در این صورت بايد انصاف را رعايت كرده و تمام هجوم ها را به سمت نيروي انتظامی نبريم بلكه بايد خلاء‌هاي موجود در نهادهاي مختلف كه دچار خطا هستند را بررسی کرد.
 
«خبرگزاری دانشجو»- در کتاب «حجاب بی حجاب» موضوع حجاب را یکی از جدی ترین دغدغه تان دانستید، این میزان اهتمام و اهمیت شما نسبت به حجاب چه دلیلی دارد؟

زائري: يكي از مسائل مهم حجاب، نقش و جايگاه زن است كه اگر اسلام آن قدر به آن حساسيت نشان نمي‌داد قضيه مهم نمي شد و بخش ديگر هم به بروز و ظهور بيروني حجاب برمي‌گردد به اين معنا كه آن‌قدري كه حجاب «كامل و درست» بودنش به عنوان نماد مثبت در ترويج دين كاركرد و اثر دارد نقص و خلاء آن در نماد منفي بروز پيدا مي‌كند.

به هر حال بحث‌هاي سبك‌هاي زندگي در پوشش و حجاب از اولين مسائلی است كه مطرح مي‌شود؛ چرا كه شما مي‌توانيد موسيقي را از طريق هدفون و بي‌سيم بشنوید كه كسي متوجه نشود و يا روزه بگيريد و  همچنين زير لب ذكر بگوييد و كسي متوجه نشود، ولي حجاب را نمي‌توان پنهان كرد.

حجاب از جبنه اجتماعي مانند اعتياد، فساد و بيكاري اهمیت ويژه‌اي در مقابل حوزه هاي مختلف دارد؛ يعني اين پوشش روي مسائل اقتصادي هم اثر مي‌گذارد، به اين معنا كه زماني‌كه زنان مسلمان، محجبه بودند حجاب آنها باعث مي شود تا از لوازم آرايش، انواع و اقسام لباس‌هاي رنگارنگ و آرايش‌هاي مختلف دور شوند و اين يك فاكتور اقتصادي تعيين كننده است و براي توليد كننده اقتصادي اين القام در حجاب زنان تعيين كننده است.


«خبرگزاری دانشجو»- طرح های فرهنگی که در طول سالهای پس از انقلاب اسلامی برای ارتقای حجاب مانند چادر ملی و برگزاری نمایشگاه در بین جوانان صورت گرفته است را چگونه ارزیابی می کنید؟

زائري: اين حركت‌ها و كارهاي مشابه در برابر با حجم مسئله آن قدر ناچيز است كه اصلا به چشم نمي‌آيد و يك جزیی از موضوع کلی است؛ يعني به هر حال طراحي مدل و لباس جديد بومي و ملي بخشي از كارهاي جايگزين است كه بايد به مخاطب ارائه شود و قطعه‌اي از پازل بزرگي است كه به تنهايي هيچ اثري ندارد.

نكته‌ بعدي اينكه اثرگذاري همين هم نياز به زمينه سازي و فرصت تبليغاتي دارد. در سراسر دنيا «مد» از سوي گروه‌هاي مرجع يعني بازيكن فوتبال، بازيگر سينما و يا خواننده موسيقي آغاز مي‌شود و اين‌طوري نيست كه يك وزارتخانه تصميم بگيرد يك مدلي را ايجاد كند؛ يعني اگر مدلی بخواهد اثرگذارد باشد بايد در مسير خودش حركت كند.

«خبرگزاری دانشجو»-‌ اگر بخواهيم در حوزه راهكار دادن براي اين مسئله صحبت كنيم به نظر شما اين راهكار چه مي تواند باشد؟

زائري: برای موضوع حجاب دو راهکار دارم که یکی کوتاه و جدی و دیگری راهکاری بلند است.

راهکار كوتاه اينكه هيچ كاري انجام ندهیم، به اين معنا كه اگر در موضوع حجاب و عفاف وارد نشويم وضعیت ما خيلي بهتر است؛ زيرا عملكرد ما اثر تخريبي بيشتري بر این موضوع دارد، مانند بیماری كه دكتر ناشي درد آن را معاينه كند، وقتي نيروي انتظامي ما يك برخورد غلط  انجام دهد آن فرد خاطي تا آخر عمر حجابش درست نمي‌شود و عكس سوءاي در جامعه دارد که به مراتب اثر منفي‌ آن  بيشتر خواهد بود.

من از نزديك در لبنان ، زمانی که عكس‌های برخورد نيروي انتظامي ایران با باتوم براي خانم‌هاي مسيحي و اهل سنت پخش مي‌شد، چه اثري روي آنها می گذاشت و چه ضربه‌هایي به حزب الله مي‌زده است  و جريان هاي مخالف ايران و لبنان از این عکسها سوء استفاده مي‌كردند و مي‌گفتند اگر اين افراد بر جهان حاكم شوند چنین  كارهایی را انجام می دهند و مواظب باشيد پاي حزب الله در لبنان خيلي قوي و محكم نشود.

در راهکار دوم و بلند مدت به نظر من تمام اجزاء و اركان مختلف بايد با یکدیگر عمل كنند؛ يعني حجاب را بايد جزئي از مجموعه‌هاي ديني ببينيم. اگر قرار است به حجاب و حكم خدا عمل كنيم قبل از آن بايد فرآيند‌هاي ديگر اجرا شده باشد تا حجاب جواب دهد، بنابراين زماني حجاب را مي‌توانيم در جامعه فراگير كنيم كه رشوه، ‌دروغ، اختلاس، رياكاري و سوءاستفاده اقتصادي نداشته باشيم.

زماني كه جامعه از زواياي مختلف دچار مشكل است، نمي‌توانيم از كسي انتظار داشته باشيم كه به تنهايي اصلاح شود؛ يعني همه اينها بايد با يكديگر فعال شوند.

«خبرگزاری دانشجو»- راهكار فرهنگي برای دانشجويان چيست؟

زائري: وظيفه اول ما وظيفه فردي نسبت به خود و خانواده خود است كه همان توجه به محرومين و فعاليت‌هاي اجتماعي است كه هرچه آن را بیشتر گسترش دهيم آن دانشجويي كه حجابش كامل نيست دغدغه‌اش شده و ناخودآگاه حجابش عوض مي شود.

وظیفه دومترويج معنويات در بین دانشجویان است، از اعتكاف دانشجويي، راهيان نور، دعاي كميل، حسينيه و عزاداري روز عاشورا که به نظر من در بُعد فردي،  ما به شكل غير مستقيم می توانیم اين دو كار را انجام دهیم.

«خبرگزاری دانشجو»- در موضوع حجاب و عفاف وظيفه رسانه هاچيست؟

زائري: مهمترين عامل تخريب در مسئله حجاب، رسانه‌ها بويژه صدا و سيما ایران است. مشكل ما اين بوده  كه در صدا و سيما آقايان به يك دروازه‌باني آن هم در حداقل ممكن به صورت منفعلانه‌ای رانده شده‌اند؛ يعني ناخواسته مديران صدا و سيماي ما به جاي فعالانه براي توليد آن چه که بايد توليد شود، به دلايلي از ‌جمله سرعت پخش، اشتهاي آنتن، توسعه كمي و امثال اینها دچار آفتي شدند كه در نتيجه آن انفعال در دروازه‌باني در حداقل زمان ممكن براي اينكه چيزي بدي پخش نشود، می شوند.

دلخوشي مديران رسانه ملی ما اين است كه آستين، پا و گردن كسي پيدا نباشد ظاهر فيلم را درست كرده‌اند، ولي مسير آن بسيار خطرناك و مضمون الحادي است كه كسي كه مي‌نويسد و يا كارگرداني و توليد مي‌كند، نقشي مؤثر در آن دارد.

رمضان آمد وشدماه صیام قدحی پرکن ازاین جام به کام

مهمترین رخدادهای تاریخی ماه رمضان: معراج

پیامبر، وفات حضرت خدیجه، رسیدن نامه هاى

اهل کوفه براى امام حسین و...

دین - رویدادهای تاریخی مهم و خطیری هم درماه عزیز رمضان رخ داده و گستره ای قابل تأمل را در فراخنای این وسعت الهی پدید آورده است.

وقایعی تلخ و شیرین که طعم ترد این ماه عزیز را به تبلور فراز و فرودهای خلقت انسان ملحق نموده و در مرور افت و خیزهای آن می توان آینه عبرت را به مصاف دیدة بینا کشاند و نشاند.
از مرگ و جنگ و عهد و معراج گرفته تا رحلت تاریخ مظلومیت از فرق شکافته خلاصه خدا علی مرتضی(درود خدا براو باد). رمضان ماه رویدادهای مهم تاریخی است در بستری از خوف و رجا و تلخ و شیرین روزگار نخستین. ماه نامه های اهل کوفه برای حسین(درود خدا براو باد)  و رحلت خدیجه کبری ام المومنین،ماه مراسم عقد اخوت و ولادت امام مجتبی(درود خدا براو باد) ماه معراج و جنگ بدر، ماه فتح مکه و غزوه تبوک؛ و بالاخره ماه شهادت اول مظلوم عالم امیرالمومنین(درود خدا براو باد).
 رخدادهای روز  اول :
مرگ مروان
در این روز در سال 65 ه‍ مروان بن حکم در سن 81 سالگى در دمشق به درکات جحیم شتافت ، و مدت خلافت او 9 ماه بود.
مروان پسر حکم بن ابى العاص بود و به ((وزغ بن وزغ )) ملقب گردیده بود. او و پدرش مورد لعن پیامبر (صلى الله علیه و آله ) واقع شدند، حتى عایشه به مروان گفت : شهادت مى دهم که پیامبر (صلى الله علیه و آله ) پدرت را لعن کرد در حالی‌که تو در صلب او بودى .
 جنگ تبوکدر اول ماه رمضان سال 9 ه‍ جنگ تبوک به وقوع پیوست. این جنگ را فاضحه نیز مى گویند، زیرا منافقین مدینه و کسانى که قصد کشتن پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را در عقبه داشتند رسوا و مفتضح شدند.
به لشکرى که در این جنگ شرکت ((جیش العسره )) مى گویند، زیرا در سختى و زحمت فراوان ، با اینکه ایام جمع آورى محصول بود به جنگ رفتند.
وفات حضرت نفیسه

در این روز در سال 208 ه‍ زاهده عابده حضرت نفیسه خاتون (علیها السلام ) دختر حسن بن زید بن حسن بن على بن ابى طالب (علیهم السلام ) در مصر وفات کرد.
شوهر آن حضرت اسحاق مؤ تمن پسر حضرت صادق (علیه السلام ) بوده ، و از طرف مادر منتسب به آقا قمر بنى هاشم (علیه السلام ) است.
حضرت نفیسه (علیها السلام ) براى خود قبرى کنده بود و پیوسته در آن قبر نماز مى خواند و ختم قرآن مى نمود.
روز سوم :

رحلت شیخ مفید رحلت فقیه متکلم محمد بن محمد بن النعمان معروف به شیخ مفید .
شیخ مفید در بغداد وفات یافت و به واسطه علو و جایگاه علمی او شیعه و سنی برای او گریستد.
روز چهارم:

مرگ زیاد بن ابیهزیاد بن ابیه در سال 53 ه‍ در کوفه به هلاکت رسید. او مشهور به زیاد بن ابیه ، زیاد بن امه ، زیاد بن عبید، و زیاد بن سمیه است ؛ و چون پدر زیاد از کثرت معلوم نبود به او زیاد بن ابیه مى گفتند.
روز دهم:
1. آمدن نامه هاى اهل کوفه براى امام حسین

در سال 60 ه‍ جمعى از کوفیان نامه هاى مردم کوفه را براى امام حسین (علیه السلام ) آوردند. که از جمله نام سلیمان بن صرد و مسیب بن نجبه و رفاعه بن شداد بجلى و حبیب بن مظاهر و جمعى از شیعیان آن حضرت در آنها بود، که توسط عبد الله بن مسمع همدانى و عبد الله بن وال خدمت امام (علیه السلام ) آورده شد.
2. وفات حضرت خدیجه

در این روز حضرت خدیجه کبرى (علیها السلام ) از دنیا رحلت فرمودند. این قول بنابر نقل 45 روز بعد از رحلت جناب ابوطالب (علیه السلام ) است.
آن حضرت نخستین همسر پیامبر (صلى الله علیه و آله ) بود، و تا خدیجه (صلى الله علیه و آله ) زنده بود نبى گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله ) همسرى اختیار نفرمود. سبقت به اسلام و خدمات او به پیامبر (صلى الله علیه و آله ) زیاده از آن است که ذکر شود. در فضیلت آن حضرت همین بس ‍ که والده مکرمه حضرت صدیقه طاهره (علیها السلام ) است ، و همه ذرارى پیامبر (صلى الله علیه و آله ) به ایشان منتهى مى شوند.
روز دوازدهم:

مراسم عقد اخوتدر این روز در سال اول هجرت رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله ) بین اصحاب خود عقد اخوت بست و امیر المؤ منین (علیه السلام ) را برادر خود گردانید.
روز سیزدهم:

مرگ حجاج ثقفىدر سال 95 ه‍ در چنین روزى ظالم سفاک پلید حجاج بن یوسف ثقفى به هلاکت رسید. او در زمان ولید بن عبد الملک در شهر واسط با مرض آکله در شکمش به درک واصل شد.
عده زیادى از دوستان و شیعیان امیر المؤ منین (علیه السلام ) را شهید کرد، از جمله کمیل بن زیاد نخعى ، قنبر غلام امیر المؤ منن (علیه السلام )، و...را می توان نام برد.
روز پانزدهم:
1. ولادت امام حسن مجتبى

شب نیمه ماه رمضان سال سوم ه‍ دومنین امام شیعیان حضرت ابو محمد حسن بن على بن ابى طالب (علیه السلام ) در شهر مدینه به دنیا آمد.
القاب آن حضرت : سید، سبط، امنى ، حجت ، بر، نقى ، زکى ، مجتبى ، زاهد
روز هفدهم:
1. معراج پیامبر
معرج پیامبر (صلى الله وعلیه و آله ) پنج سال بعد از بعثت در چنین روزى واقع شده ، و آیه سبحان الذى اسرى بعبده لیلا من المسجد الحرام الى المسجد القصى ... در این باره نازل شده است .
2. جنگ بدردر روز جمعه در سال دوم هجرت جنگ بدر کبرى به وقوع پیوست تعداد مسلمانان 313 نفر و تعداد شهداى آنان 9 تا 14 نفر، و تعداد کفار 950 نفر بود. مقتولین کفار 70 نفر بودند و 70 نفر را هم مسلمانان اسیر گرفتند.
در این جنگ ابوجهل نیز کشته شد. ابوجهل هشام بن مغیره مخزومى از دشمنان سر سخت پیامبر (صلى الله علیه و آله ) بود. او با اینکه نامش ‍ هشام بود ولى از فرط بدجنسى و زشت سیرتى به اءبى جهل مکنى شد.
3قتل عایشهدر شب 17 ماه رمضان در سال 58 ه‍ در مدینه ، عایشه دختر ابوبکر به دست معاویه کشته شد. واقعه جمل و کشته شدن حدود بیست هزار نفر از مسلمین از کارهاى معروف اوست .

روز نوزدهم:
ضربت خوردن امیر المؤ منین

در 19 ماه رمضان سال 40 ه‍ در نماز صبح در مسجد کوفه با شمشیرى مسموم به دست ناپاک ابن ملجم منافق بر فرق مبارک امیر المؤ منین (علیه السلام ) ضربت وارد شد.
در صبح روز نوزدهم بعد از اذان صبح ، امیر المؤ منین (علیه السلام ) وارد مسجد شد و مشغول نماز شد. هنگامى که در رکعت اول سر از سجده برداشت شبیب بر آن حضرت حمله ور شد، ولى شمشیرش خطا کرد. بلافاصله ابن ملجم لعنه الله حمله کرد و شمشیر او فرق مبارک آن حضرت را شکافت و محاسن شریفش به خون فرق مبارکش خضاب شد، و صداى مبارکش بلند شد: بسم الله و بالله و على مله رسول الله ، فزت و رب الکعبه .
صداى جبرئیل بلند شد: تهدمت والله ارکان الهدى و انطمست اعلام التقى و انفصمت العروه الوثقى ، قتل ابن عم المصطفى ، قتل الوصى المجتبى ، قتل على المرتضى ، قتل اشقى الاشقیاء.
روز بیستم:
1. فتح مکه
در سال 8 ه‍ فتح مکه واقع شد. در این فتح بزرگ تعداد مسلمانان 12 هزار نفر، و شهدا 2 نفر بودند. علت شهادت آن دو این بود که همراه لشکر نبودند و از آخر مکه وارد شده بودند، و لذا مورد هجوم قرار گرفته شهید شدند.
در این روز امیر المؤ منین (علیه السلام ) به امر مبارک خاتم الانبیاء (صلى الله علیه و آله )، براى شکستن بتهایى که در کعبه بود، پاى مبارک خود را بر کتف شریفش اشرف مخلوقات نهاد.
روز بیست‌ویکم:
1. شهادت امیر المؤ منین

امام المتقین امیر المؤ منین (علیه السلام ) در شب بیست و یکم ماه رمضان مقارن طلوع فجر به شهادت رسید، در حالى که از سن مبارک حضرتش 63 سال گذشته بود. در بیستم ماه رمضان اثرات سم در پاهاى مبارک امیر المؤ منین (علیه السلام ) ظاهر شد و پاهاى مبارک ورم کرد. در شب بیست و یکم اثر زهر بر بدن مبارک امیر المؤ منین (علیه السلام ) بسیار شد. حضرت فرزندان و اهل بیت خود را جمع کرد و با آنها وداع نمود و وصیت هاى خود را فرمود. در آن شب هر چه خوردنى و آشامیدنى آوردند تناول نفرمود، ولبهاى مبارکش به ذکر خدا حرکت مى کرد، و مانند مروارید عرق از پیشانى نازنینش مى ریخت و با دست مبارک خود آن را بر طرف مى کرد.
روز بیعت با امام مجتبى

در این روز مردم پس از شهادت امیر المؤ منى (علیه السلام ) با امام حسن (علیه السلام ) بیعت کردند.
قتل ابن ملجمبرخی معتقدند ابن ملجم ملعون 27 رمضان به درک واصل شد، اما عده‌ای از مورخان نقل کرده‌اند در روز بیست‌ویکم ابن ملجم با یک ضربت شمشیر به جزای خود رسید.
روز بیست‌وسوم:
نزول قرآن
شب نزول قرآن است و به قولى در شب 24 ماه رمضان بوده است.
روز بیست‌وچهارم:
مرگ ابولهب
در این روز و به قولى در 25 ماه رمضان ابولهب به درک واصل شد.
روز پایانی:
دعاى باران توسط پیامبر

در ماه رمضان سال ششم هجرى قحطى شدیدى در مدینه رخ داد، که پیامبر (صلى الله علیه و آله ) طلب باران کردند و باران آمد.

مسئله حجاب امری آموزشی و تربیتی است

چکیده :می توان تشویق و تبلیغ های دولتی و حکومتی داشت برای ترویج حجاب، اما برخورد کیفری در هیچ دستوری نیامده و حتی برعکس آن ذکر شده است. ما در زمان پیامبر و ائمه حتی یک مورد مبنی بر برخورد با فرد بدحجاب نداریم. اتفاقا در روایتی کنیزکان مسلمان حتی از آنکه در حال نماز سر خود را بپوشانند، منع شده‌اند. مومنین باید دیگران را تشویق کنند که نماز بخوانند و ححاب بگذارند. اما برخورد انتظامی مشکل را چاره نمی‌کند و حتی بدتر می‌سازد....


در میان علمای اسلام، اختلاف در وجوب شرعی یا عفاف آوری حجاب کمتر وجود دارد. اما در مورد فرآیند اجباری شدن آن در حکومت اسلامی حرف‌های مختلف و گاه ضد یا نقیض دیده می‌شود. آنچه هست، بدون شنیدن ادله و اقوال صاحب نظران نمی‌توان به داوری مشخصی در این خصوص رسید. از آنجایی که این مسئله به ویژه در میان نسل جوان جامعه ما به عنوان دغدغه‌ای شخصی و بحثی استدلالی در آمده است به سراغ یکی از عالمان دین زمان خود رفته‌ایم تا نظر ایشان را نیز در این زمینه منعکس کنیم.

حجت الاسلام و المسلمین سید محمد علی ایازی، استاد حوزه و دانشگاه، که از سوى چند تن از مراجع بزرگ حوزه علمیه قم اجازه اجتهاد و استنباط احکام دارد، در گفت و گویی با پایگاه اطلاع‌ر‌سانی و خبری جماران، نقطه نظرات خود را در موضوع حجاب ارائه کرده است. ایشان که پیش از این نیز چند مقاله و نوشته در این خصوص به چاپ رسانده، معتقد است، با توجه به زمینه های فقهی و تاریخی مسئله حجاب، این حکم، حکمی شرعی و شخصی است و ادله الزام آوری این مسئله در حکومت اسلامی کافی نیست.


غالب علما در وجوب شرعی حجاب تردیدی ندارند و حجاب را یکی از احکام واجب برای زن مسلمان می‌دانند. اما در اینجا سوالی مطرح می‌شود که آیا حکومت اسلامی می‌تواند این واجب شرعی را، به عنوان واجب قانونی در نظر بگیرد و برای رعایت آن در جامعه، ساز و کار کیفری تعبیه کند و با بدحجابی برخورد نظامی کند؟ و آیا اگر وجه کیفری قانونی را حذف کنیم، حکومت اسلامی مجاز است از پول بیت‌المال برای تبلیغ و ترویج حجاب هزینه کند؟

با ذکر هفت مقدمه به سوال شما پاسخ می‌دهم. اولا تردیدی نیست که حجاب یک دستور و تعلیم قرآنی است. در سوره احزاب (آیه ۵۹) و نور (آیه۳۱)، به این مسئله اشاره شده است و حجاب را تشویق می‌کند. قبل از نزول این آیات، پایبندی به حجاب در جامعه مسلمین مطرح نبود، اما پس از آن زنان مومن خود را ملزم به رعایت حجاب کردند.

ثانیا تردیدی نیست که پوشش و حجاب بخشی از تمدن بشریت است. انسان‌های بدوی برهنه بودند، اما قدم به قدم حجاب، نه فقط به عنوان پوشش و حفاظ از گرما و سرما، بلکه به عنوان نوعی تشخص، هویت و انسانیت مطرح شد.

سومین مقدمه آن است که حجاب بخشی از امنیت اجتماعی، امنیت انسانی و اخلاقی را هم تامین کرده و می‌کند. یعنی چه به عنوان پوشش عادی در جامعه، چه به عنوان زره در جنگ، مانعی نسبی در برابر دست اندازی به فرد ایجاد می‌کند.

نکته چهارم این که لباس امری انتخابی است. ممکن است الزامات اجتماعی در انتخاب نوع پوشش فرد تاثیر‌گذار باشد، اما این انتخاب به صورت ارادی انجام می‌شده است. طبعا روش و آموزش شرع نیز تشویقی است، برای اینکه فرد آن پوشش را انتخاب کند.

مسئله پنجم به کاربرد پوشش در میان زنان و مردان باز می‌گردد. به دلیل آنکه زنان، به اقتضای ویژگی‌های جسمی خود، بیشتر در برابر هجمه، خطر و سوء‌‌ استفاده بوده‌اند، حجاب آنان حساسیت بیشتری یافته و حدود آن بیشتر شده است.

ششمین مقدمه این است که قرآن کریم اگرچه حجاب را دارای مراتب مختلف دانسته، اما دایره کمال برای آن تعریف کرده است. آیه‌ ۶۰ سوره نور می‌فرماید: «… وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ…» یعنی اگر عفت بیشتری داشته باشند و بیشتر خود را بپوشانند، برایشان بهتر است.

و بالاخره مقدمه آخر آنکه مسئله حجاب امری آموزشی و تربیتی است. همان‌طور که از بازیکن فوتبال بدون آموزش‌های لازم، نمی‌توان انتظار بازی خوب داشت، بدون آموزش و تربیت هم نمی‌توان حجاب را بر تن دختری خردسال کرد. خانواده‌ باید از کودکی این آموزش را به فرزند خود بدهد. در غیر این صورت لباس پوشیدن برای کودک غیر قابل تحمل می‌شود.

با در نظر گرفتن این هفت مقدمه به سوال شما می‌رسیم. اعتقاد من آن است که حجاب، همانند نماز، روزه،‌ خمس و زکات، یک امر شرعیِ شخصی است. حجاب مثل تصرف مال مردم، امری اجتماعی نیست که مجازات داشته باشد. در واقع تعلیمات دینی ما دو دسته است: دسته‌ای تکلیف شخصیِ دینی و دسته دیگر اجتماعی است و برای آن کیفر گذاشته شده است. طبعا حکومت اسلامی می‌تواند حجاب را آموزش دهد و مردم متبوعش را بدان تشویق کند، اما برخورد کیفری در هیچ دستوری نیامده و حتی برعکس آن ذکر شده است.

در مقاله من تحت عنوان «نقد و بررسی ادله فقهی الزام حکومتی حجاب»، ادله مفصل این سخن آمده است. اینکه می‌توان تشویق و تبلیغ‌های دولتی و حکومتی داشت برای ترویج حجاب مساوی با این نیست که اگر کسی حجاب را رعایت نکرد او را تنبیه جسمی و روانی کرد. ما در زمان پیامبر و ائمه حتی یک مورد مبنی بر برخورد با فرد بدحجاب نداریم. اتفاقا در روایتی کنیزکان مسلمان حتی از آنکه در حال نماز سر خود را بپوشانند، منع شده‌اند(وسائل‌ الشیعه، ج ۴، صص۴۱۲-۴۰۸). این نشان می‌دهد بحث حجاب، بحث اجتماعی جنسی به این معنا که تبلیغ می شود نیست و جنبه دیگری داشته است.

علامه در ذیل تفسیر آیه ۵۹ سوره احزاب از تفسیر درالمنثور، روایتی می‌آورند در شان نزول این آیه، وقتی بعضی زنان برای نماز مغرب به مسجد می‌رفتند و عده‌ای جوان متعرض آنان می‌شدند این آیه نازل شد که حجاب را بگذارید تا معلوم شود شما مسلمانید و شما را اذیت نکنند…

بله. در این آیه سوره احزاب که می‌فرماید «…ذلِکَ أَدْنَى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ …» (ای پیامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوشش‌های خود را بر خود فروتر گیرند این برای آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند (به احتیاط) نزدیکتر است…)، فلسفه حجاب را، مرزبندی بین زن حر و زن غیر حر بیان می‌کند. یعنی کسی نگوید من تصور کردم که او کنیز است و به او تعرض کردم.

ولی در آیه ۳۱ سوره نور، حکم حجاب را به صورت یک واجب شرعی مطلق داریم که می‌فرماید: و«قُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ…» (و به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را (از هر نامحرمی) فرو بندند و پاکدامنی ورزند و زیورهای خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که طبعا از آن پیداست و باید روسری خود را بر سینه خویش (فرو) اندازند و زیورهایشان را آشکار نکنند…). این وجوب شرعی است.

اگر حجاب را در حکومت اجباری نکنیم، تکلیف مومنین نسبت به دیگران در قبال این امر واجب چیست؟

تکلیف مومنین همانند تکلیف آنها در برابر نماز خواندن دیگران است. مومنین باید دیگران را تشویق کنند که نماز بخوانند و ححاب بگذارند. اما برخورد انتظامی مشکل را چاره نمی‌کند و حتی بدتر می‌سازد.

شهید مطهری و استاد جوادی آملی و برخی دیگر، حجاب را به صورت فلسفی تفسیر می‌کنند. اگر ما بخواهیم به سمت تفسیر فلسفی عقلانی حجاب برویم، آیا نباید به عقلانی بودن آن در هر شرایط و در هر مورد پایبند باشیم؟ برای مثال به اینکه چه حدی از حجاب را رعایت کنیم هم باید عقلانی پاسخ دهیم.

نه. چنین نیست. رفتن شما به پزشک آیا عقلانی هست یا خیر؟

عقلانی است.

اما پزشک وقتی به شما نسخه‌ای می‌دهد، شما سوال از جزئیات آن نمی‌پرسید و در نحوه‌ی مصرف دارو چون و چرا نمی‌کنید.

بله. اما این فقهی دیدن و تعبدی دیدن است؛ نه عقلانی دیدن. منظور من این بود که در نگاه و گرایش فلسفی، برای منفعت و کارایی حجاب دلیل و علت مستقل از شرع ذکر کنیم، نه آنکه بر سخن شرع تکیه کنیم.

خیر. این قرآن است که می‌گوید شما چنین بپوش و این حد را رعایت کن. اصل مراجعه شما به پزشک یا قرآن، و اعتماد به سخن و دستور آنها عقلانی و عقلایی است اما در مورد جزئیات از او سوال نمی‌کنید‌ و این جزئیات را دین تعیین می‌کند. یا اصل ایستادن پشت چراغ قرمز بر سر چهارراه عقلایی است. اما جزئیات آن را پلیس مشخص می‌کند که برای مثال پشت خط بایست و نیم متر جلوتر نایست. در واقع اصل آن عقلانی است، اما حدود آن تعبدی است؛ نه تعقلی.

برخی می‌گویند گشت ارشاد و برخورد کیفری با بدحجابی، به مثابه‌ی برخورد یدی است که شرع در نهی از منکر توصیه کرده و جواز آن را داده است. نظر شما در این باره چیست؟

من در مقاله‌ام به تفصیل ذکر کرده‌ام که اولا ما در این مسائل برخورد یدی نداریم. دوما در اینکه حجاب مصداق امر به معروف و نهی از منکر باشد، محل بحث است. بین امر به واجب و امر به معروف فرق است. شرط امر به معروف و نهی از منکر آن است که معروف و منکر مورد نظر، برای افراد شناخته شده باشد. به عبارت دیگر، هنجار و ناهنجار دانستن کار خوب و بد، به فهم و رویکرد جامعه وابسته است و تنها واجب و حرام بودن کافی نیست. پس نمی‌توان نهی از منکر را شامل تمام محرمات دینی دانست. حجاب هم، برای بسیاری از افراد که آن را رعایت نمی‌کنند، معروف و هنجار معرفی و شناخته نشده است.

مسأله بدحجابی با بگیر و ببند حل نخواهد شد

آیت الله جوادی آملی:
کد خبر: ۲۵۷۷۴۷
تاریخ انتشار: ۲۴ تير ۱۳۹۱ - ۱۱:۰۹
حضرت آیت الله جوادی آملی با بیان این که در کشور حضرت ولی عصر(عج) وضع حجاب رضایت بخش نیست، گفت: دلیل این وضع این است، چون لذت عفت را هنوز به خوبی نچشیده ایم.
 
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حضرت آیت‌الله جوادی آملی، امروز در جمع روحانیان و جمعی از بانوان محجه در مسجد روستای احمد آباد دماوند، با اشاره به آیات و روایات در خصوص مسأله عفاف و حجاب، گفت: در این روایات دینی شباهت انسان عفیف همانند یک فرشته بیان شده است.

 وی با اشاره به این که دستورات قرآت و روایات دینی هزاران راه برای تبدیل انسان به فرشته را معرفی کرده است، افزود: صاحب جواهر بیان می کند انسان با روزه داری شبیه فرشته می شود.

 فرشتگان فراشان محفل علمی هستند

 مفسر برجسته قرآن کریم در ادامه سخنان خود با بیان این‌که ایران قبل از اسلام به هیچ عنوان عظمت امروز نظام اسلامی را نداشت، ادامه داد: اسلام راستین به همراه خود چیزی آورد که جایگاه و شرایط ایران را به کلی تغییر داد.

 حضرت آیت الله جوادی آملی با بیان این‌که فرشته ها فراش های محفل علمی هستند، گفت: ملائکه به عنوان فراش های مراکز علمی بال های خود را برای عالم پهن می کنند.

 وی با بیان این‌که فرشته ها بال های خود را در سه جهت پهن می کنند، گفت: آنها می خواهند به طالبان علم بفهمانند که درس خواندن برای آن است که طالب علم پر درآورد و شکوفا شود.

 حضرت آیت‌الله جوادی آملی ادامه داد: نخستین وظیفه طالبان علوم دینی و دانشگاهی این است که بال درآورند و برای پرواز برای حرکت در مسیر تعالی و سعادت آماده شوند.

 وی با بیان این که اگر کسی بال در نیاورد و استعدادش شکوفا نشود حق استاد را ادا نکرده است، تصریح کرد: یادگیری آیین بال زدن و پرواز کردن دومین وظیفه طالبان علوم است.

 حضرت آیت‌الله جوادی آملی، تعیین مسیر حرکت را سومین و مهم‌ترین وظیفه طالبان علوم عنوان کرد و افزود: هدف ملائکه از پهن کردن بال های خود این است که به ما بفهمانند به جای پرواز در جهت، باید از جهت پرواز کنیم.

 عفت مخصوص بانوان نیست

 وی در ادامه سخنان خود با ابراز تأسف از وضعیت پوشش برخی آقایان در جامعه دینی، گفت: عفت تنها برای زنان نیست و مردان نیز وظیفه دارند این مسأله مهم دینی را رعایت کنند.

 این مفسر برجسته قرآن کریم ادامه داد: کسی که عفیف و پاکدامن است، لذت عفت خود را بیش از آنکه از چشم و گوش بچشد، از دل خود خواهد چشید.

 وی در ادامه سخنان خود با بیان این که در کشور حضرت ولی عصر(عج) وضع حجاب رضایت بخش نیست، خاطرنشان کرد: دلیل این وضع این است، چون لذت عفت را هنوز به خوبی نچشیده ایم.

 برخورد انتظامی با بدحجابی خوب اما کافی نیست

 حضرت آیت الله جوادی آملی همچنین با تقدیر از زحمات نیروی انتظامی در راستای برخورد با مظاهر بدحجابی در جامعه دینی، متذکر شد: مسأله بدحجابی در جامعه با بگیر و ببند حل نخواهد شد.

 وی، برخورد انتظامی با مظاهر بدحجابی در جامعه آخرین مرحله دانست و تصریح کرد: کار نیروی انتظامی خوب است، اما اساس کار این نیست.

مفسر برجسته قرآن کریم با بیان این‌که برای شهدا برای این شهید شدند تا ارزش های دینی در کشورمان گسترش یابد و تقویت شود، ادامه داد: اگر کسی در مسیر معارف دینی گام بردارد به جای پذیرش حجاب از روی ترس و اجبار از روی حیا عفاف و حجا را حفظ می کند.

چه لذتی دارد این حجاب و چادر!

چه لذتی دارد این حجاب وچادر!



نمی‏دانيد؛ واقعاً نمی‏دانيد چه لذتى دارد وقتى سياهى چادرم، دل مردهايى كه چشمشان به دنبال خوش‏رنگ‏ترين زن‏هاست را می‏زند.

نمی‏دانيد چقدر لذت‏بخش است وقتى وارد مغازه‏اى می‏شوم و می‏پرسم: آقا! اينا قيمتش چنده؟ و فروشنده جوابم را نمی‏دهد؛ دوباره می‏پرسم: آقا! اينا چنده؟ فروشنده كه محو موهاى مش‏ كرده زن ديگرى است و حالش دگرگون است، من را اصلاً نمی‏بيند. باز هم سؤالم بی جواب می‏ماند و من، خوشحال، از مغازه بيرون می‏آيم.

نمی‏دانيد؛ واقعاً نمی‏دانيد چه لذتى دارد وقتى مردهايى كه به خيابان می ‏آيند تا لذت ببرند،    ذره ‏اى به تو محل نمی‏گذارند.

نمی‏دانيد؛ واقعاً نمی‏دانيد چه لذتى دارد وقتى شاد و سرخوش، در خيابان قدم می‏زنيد؛ در حالى كه دغدغه اين را نداريد كه شايد گوشه‏ اى از زيبائی‏هایتان، پاك شده باشد و مجبور نيستيد خود را با دلهره، به نزديك‏ترين محل امن برسانيد تا هر چه زودتر، زيبائى خود را كنترل كنيد؛ زيبايى از دست رفته ‏تان را به صورتتان باز گردانيد و خود را جبران كنيد.

نمی‏دانيد؛ واقعاً نمی‏دانيد چه لذتى دارد وقتى در خيابان و دانشگاه و... راه میرويد و صد قافله دل مریض، همره شما نيست.

نمی‏دانيد؛ واقعاً نمی‏دانيد چه لذتى دارد وقتى جولانگاه نظرهاى ناپاك و افكار پليد مردان شهرتان نيستيد.

نمی‏دانيد؛ واقعاً نمی‏دانيد چه لذتى دارد وقتى كرم قلاب ماهیگيرى شيطان براى به دام انداختن مردان شهر نيستيد.

نمی‏دانيد؛ واقعاً نمی‏دانيد چه لذتى دارد وقتى می‏بينى كه می‏توانى اطاعت خدايت را بكنى؛ نه هواي نفست را.

نمی‏دانيد؛ واقعاً نمی‏دانيد چه لذتى دارد وقتى در خيابان راه می‏رويد؛ در حالى كه يك عروسك متحرك نيستيد؛ يك انسان رهگذريد.

نمی‏دانيد؛ واقعاً نمی‏دانيد چه لذتى دارد اين حجاب وچادر حیا وعفاف!

خدايا! لذتم مدام باد.
زهرا قديانى‏

چادر را به خاطر زیبایی*اش برگزیدم

حجاب را به خاطر زیبایی*اش برگزیدم

حجاب را به خاطر زیبایی*اش برگزیدم

مصاحبه با زن یهودی تازه مسلمان شده: حجاب را به خاطر زیبایی*اش برگزیدم

به گزارش خبرنگار مشرق، لیلا حسین نام زنی است که در مصاحبه با شبکه "اهل البیت تی وی" می گوید، به خاطر شیفتگی به زیبایی های حجاب، از دین یهودی به دین اسلام مشرف شده و حجاب کامل را برگزیده است.

مصاحبه زیر، خلاصه ای از گفتگوی لیلا حسین با زهرا علوی (مجری نوجوان شبکه اهل*البیت که سرزندگی او مثال نقضی است برای کسانی که حجاب را مایه افسردگی می دانند) است:



لیلا حسین: من 6 سال قبل به اسلام گرویدم. من در یک جامعه یهودی*نشین زندگی می*کردم. خیلی سخت نبود که به حجاب کاملا اسلامی روی بیاورم. اما اشخاص، برداشت*های کاملا متفاوتی نسبت به ایمان دارند. آنها به زنان یهودی بیشتر از زنان مسلمان احترام می*گذارند.

زهرا علوی: قبل از اینکه به اسلام روی بیاوری، چه نگرشی نسبت به زنان مسلمان داشتی؟

لیلا حسین: اگه صادقانه بخوام بگم، هرچند ما با نوعی تنفر نسبت به مسلمانان بزرگ شده بودیم، اما همیشه شیفته زنان محجبه بودم و آنها را خیلی پاک و باوقار می*دیدم. و از نظر من آنها زیبایی خاص خودشان را داشتند.

زهرا علوی: پس از اینکه به اسلام گرایش پیدا کردی و نوع پوشش اسلامی را پذیرفتی، اولین چیزی که برات الهام*بخش بود چی بود؟

لیلا حسین: نخستین چیز که الهام*بخش من بود قرآن بود، کلیه شواهدی را که من پیدا کردم نشان*دهنده این بود که این، یک دین حقیقی است، چرا که تمامی انبیا و نیز امامت را قبول دارد که از نظر من بسیار مسئله منطقی*ای بود.

کم کم این دانش و شناخت را پیدا کردم که اسلام تنها بعد بیرونی ندارد بلکه دارای بعد درونی نیز هست و باید از درون هم به حفظ و نگهداری آن پرداخت.

خانواده من فکر می*کردند که من خودم را دارم محروم می*کنم، چون من در فرانسه زندگی می*کردم و در آنجا حجاب کاملا ممنوع است. با پوشیدن روسری، شما نمی*توانید به مدرسه و محل کار بروید و از بسیاری از زندگی*های اجتماعی محروم می*شوید. برای خانواده من بسیار سخت بود که ببینند من تنها به خاطر پوشدن لباس زندگی*ام را به لحاظ اجتماعی به خطر می*اندازم. از نظر آنها لازم نبود که من مسلمان باشم و لازم نبود که با پوشیدن روسری مسلمانی خودم را نشان بدهم و کافی بود که تنها قلبا به آن ایمان داشته باشم. اما برای من این مسئله مهم بود چرا که در قرآن و بسیاری از سنت*های پیامبر به اهمیت حجاب و شناخته*شدن به عنوان مسلمان برای کسب احترام اشاره شده است. و من حاضر نبودم که آن را کنار بگذارم چرا که برای من چیزی بیشتر از پوشیدن لباس است.

...کسانی که می*شناسم حجاب دارند بسیار خوشحال هستند، چرا که این برای آنها یک افتخار است که خودشان را از نگاه دیگران پوشیده نگه می*دارند. اگر ایمان شما ضعیف باشد شما این نکته را متوجه نخواهید شد و برای شما مهم نخواهد بود و فقط می*خواهید که با دیگران اختلاط داشته باشید و می*خواهید آنطوری زندگی کنید که آنها می*گویند. مجددا می*گویم که لازم است به اصول خود بازگردید و دریابید که چرا مسلمان هستید. چرا که اسلام دینی است که شما باید خود را تطبیق دهید و دینی نیست که توسط والدین به ارث برسد. و از این طریق باید به زیبایی اسلام و نیز زیبایی حجاب برای زنان و فایده آن برای آنها پی ببرید.

بی حجابی ثمره چیست


بی حجابی ثمره چیست؟

وصیت نامه شهدا در مورد حفظ حجاب
بی حجابی ثمره چیست؟

اما صحبت من از حجاب است...

منظور حجاب اسلامی من درآوردی برخی از ما زنان هم نیست! حجابی که با چادرهایی ملی! قجری!چادرهای براق عربی! چادرهای تن نما و تنگ آستین دار و... بر سر ماست.

چراهایی که سالیان سال است مطرح می شود اما برای پاسخش کمتر «زیرایی» جای «آیا» می نشیند. چراهایی که مهم ترین آنها نداشتن وجه اسلامی برخی از زنان ایران اسلامی درجامعه است. چراهایی که مهم ترین آنها شنیده شدن لهو و لعب درمعابر و کوچه هایی است که به نام شهدا خوانده می شوند آن هم در ایام فاطمیه و ... چراهایی که مهم ترین آنها رعایت نشدن شئونات اولیه اخلاقی در تعاملات اجتماعی بین زنان و مردان در اماکن عمومی است. چراهایی که دردناک ترین آنها برخورد با ارزش های الامی در رسانه ها است.

اما صحبت من از حجاب است...

صحبت از حجاب است نه آنچه به عنوان تزیین برسر برخی از زنان ما رنگ موها و گل سرها را زیباتر جلوه می دهد. نه آن روسری های کوتاهی که با گره های کوچک زیر سپیدی گلو، رها می شوند و نه آن شال هایی که بر بلندای موهای عجیب و غریب!! زیر گیره های به بزرگی بی غیرتی و وسعت جلب توجه به دورگردن می پیچند... و نه... و نه... ونه آن چیزی که برخی از آن به عنوان حجاب آن هم زورکی یاد می کنند.

منظور حجاب اسلامی من درآوردی برخی از زنان ما هم نیست! حجابی که با چادرهایی ملی! قجری!چادرهای براق عربی! چادرهای تن نما و تنگ آستین دار و... بر سر ماست و متناسب با آن صورت را رنگ کرده و کیف ها را بر دوش انداخته و در بازار به خرید می پردازیم و در اتوبوس ها تا کرده و در کیف می گذاریم.

منظور حجاب کامل اسلامی است.حجاب فاطمی که از فاطمه (س) بر ما رسیده است. حجابی که گردی صورت مادرزاد، مچ دستان بی زیور، برجستگی های بدن و ماهیچه های پا و سینه و... را می پوشاند و زن را از هرگونه سوء استفاده حتی نگاهی نامحرم و نامبارک حفظ می کند.

حجابی که سنگر زن مسلمان برای حضوری فعال در جامعه و حفظ شؤنات او در تعامل با مردان است. حجابی که زاییده عفت و عفتی که فرزند حیاء زن مسلمان است.

هیچ می دانیم که حجاب و عفاف در همیشه تاریخ به عنوان دو ارزش درجامعه بشری به ویژه جوامع اسلامی مطرح بوده و است. هیچ دقت کرده ایم که یکی از امتیازات انسان، در مقایسه با موجودات دیگر، تهیه پوشش مناسب برای اندام خویش است. براین اساس، پوشش یکی از شؤون و ویژگی های انسان به شمار می آید.

نه اینکه زنان در اندیشه های خود به دنبال کشف حقیقت شان از جانب محبوب هستند نه اینکه هر آنچه سر راهی است و دیدنی ارزش کشف شدن ندارد.

هیچ فکر کرده ایم که در تاریخ فلسفه و نیز اندیشه، حجاب یکی از بهترین و مهم ترین تشبیهات و استعارات برای آن چیزی بوده که پوشاننده حقیقت است.

حقیقت، آشکارگی است که نیازمند کنار زدن حجاب ها توسط اهل و محرمش است. از همین رو است که برای فیلسوف، هر چیز عریان و آشکار که هرکس را توان دیدن آن است ناچیز و بی اهمیت جلوه می کند. در یک معنی لطیف حتی می توان گفت: فیلسوف یا همان کاشف ، از عریانی مکشوف چندان خرسند نیست.

برای فیلسوف آنجا که رازی در کار نباشد کاری نیز وجود ندارد. او درمقام جوینده حقیقت باید نشان دهد که همواره رازی در میان است از همین رو است که می کوشد باز در حجاب کند آنچه را که محرمانه افشا کرده است.

این داستان در زندگی زن و مرد هم این گونه بازخوانی می شود که مردان در مقام فیلسوف زمانی که زن را درمقام راز عریان ببینند، دلیلی برای علاقه افشا ندارند و در وجهی عکس آن در پس افشاگری محرمانه از عریانی آن ناخرسند شده و به پوشاندن راز خود برای کشف نشدن حقیقتش استفاده می کنند که از آن به نام غیرت و همت یاد می شود. حال سؤال این است مرد در مقام فیلسوف چه کاری خواهد داشت اگر رازی وجود نداشته باشد؟

باید بدانیم که مرد و زن هستی فراتر از تاریخ شناخته شده بشر دارند و در تاریخ ادیان همواره از حجاب به عنوان امری اصیل و پیشینه دار یاد شده است. به گفته ویل دورانت، «قوم یهود و ایرانیان قدیم، حجاب را برای بانوان یک نوع کرامت و شرافت و از واجبات دینی می دانستند.»

بی تردید مبنای حجاب در شریعت حضرت موسی (ع)، آیات تورات بوده که بر حجاب تأکید می کرده است. در آن آیات، کیفیت پوشش زنان یهودی مشخص بوده است. تورات شباهت لباس زنان و مردان را نهی می کرده: در قسمتی از تورات می خوانیم: «متاع مرد بر زن نباشد و مرد لباس زن را نپوشد زیرا هرکه این کند مکروه یهوه خدای تو است»

اما اسلام: پوشش و حجابی را به ارمغان آورد که اصل آن مربوط به احکام ویژه بانوان است و اتکای آن، بر تفاوت های طبیعی و ساختاری زن و مرد استوار است و آن از سوی خدا در رده آیه قرآن بر ما نازل شده است.

حضرت عیسی روح الله (ع) نه تنها احکام شریعت یهود را در مورد حجاب تغییر نداد بلکه با قوانین شدیدتری آن را استمرار بخشید و در برخی از موارد قدم را فراتر نهاد و سختگیری بیشتری وجوب حجاب را مطرح ساخته است.

مسیحیت برای ازبین بردن زمینه هرگونه تحریک و تهییج، زنان را به صورت شدیدتری به رعایت کامل پوشش و دوری از هرگونه آرایش و تزیین فراخواند. بنابر متون تاریخی، چادر و روبند، برای خاتون های اشراف ضروری بود و در اعیاد نیز کسی آن را کنار نمی گذاشت؛ بلکه با طلا و نقره و پارچه های زربفت آن را تزیین می کردند و حتی برای تفریح نیز با حجب و حیای کامل در مجالس انس و یا گردش های دور از چشم نامحرم شرکت می کردند.

اما اسلام حجاب را برای زنان متناسب با شئوناتشان با تعدیل و نظم مناسب و به دور از افراط و تفریط، سهل انگاری مضر یا سختگیری بی مورد به جامعه بشری ارزانی داشته است.

با اندکی تدبر در آیات قرآن فلسفه حجاب را به گونه ای صریح می توان احترام و نگه داشتن حرمت زن دانست: کسی که به عظمت حجاب پی ببرد؛ می فهمد بی حجابی و بدحجابی ثمره عدم معرفت و شناخت حقیقی جایگاه زن در نظام هستی است.

حال با وجود همه این دانسته ها و الزامات به رعایت فرهنگ حجاب اسلامی در جامعه اسلامی دوست دارم آخر نوشته هایم به وصیت نامه شهدا در امر رعایت حجاب اشاره کنم که بدانیم از جانب شهدایمان به چه امری مؤظف و تکلیف شده ایم.

در بررسی های 53 هزار وصیت نامه شهدا 8681 وصیت وجود دارد که در آن به موضوع حجاب پرداخته شده است.

وصیت هایی که هرکدام را هر زمان بخوانی گویی با شهید در دوران کنونی هم صحبت شده ای و این است عزت و کرامت شهدای ما وقتی می گویند.

شهید داود صابری (1362-1347) :خواهر عزیز، امیدوارم که با رعایت کردن حجاب اسلامی مشت محکمی بر دهان دشمنان اسلام بزنید، شهید داوود محمدی (1362-1344): خواهرانم شما هم زهراوار باشید که حجاب تو هم یک سنگر است.

شهید رمضانعلی خارکش (1366-1348) : از خواهرانم می خواهم که با حفظ حجاب و عفت و پاکی شان، به جنگ با فتنه و بی بندوباری بروند و نگذارند منافقین پلید و افراد فاسد بی غیرت، جامعه را خراب بکنند.

شهید رضا اکبری (1362-1342): و پیام من به خواهران حزب الله این است که همیشه جلوی منافقین دین باشید و نگذارید که هرکاری دلشان خواست بکنند، حجاب خود را حفظ کنید چون حجاب شما کوبنده تر از خون من است.

و بالاخره وصیتی از شهید سیدحسین حسینی (1365-1343): به تمامی خواهران دینی هم تأکید می نمایم که سعادت دنیا و آخرت شما در گرو حفظ اکمل حجاب است و با رعایت حجاب کامل اسلامی و حضور همه جانبه خویش در تمامی صحنه های انقلاب، مشت محکمی باشید بر دهان کسانی که با شعار آزادی زن، اسارتی نوین را برای آنان به ارمغان آورده اند.

 

منبع: وبلاگ گروه سایبری وحدت

یک نکته ازاین معنی گفتیم وهمین باشد



 چرا ابتدای انقلاب همه خوب شدند و

 جامعه ناگهان دین دار شد؟ 

احزاب و شخصیت‌ها - تولیت آستان امام خمینی(ره) ضرورت

پرهیزکاری در خلوت را یادآوری کرد.

به گزارش خبرآنلاین، در ادامه گزیده ای از سخنان حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی در دیدار جمعی از جانبازان، ایثارگران و خانواده شهدا می آید:

  • امام سجاد(ع) در روایتی فرموده اند که علامات مومن پنج چیز است. اولین این علامات این است: «الورع فی الخلوة». یعنی این‌که انسان در خلوت خود پرهیزکار باشد. آنچه مهم است پرهیزگاری در خلوت است والّا همه در آشکار و علن سعی می کنند خود را به ارزش های جامعه پای بند نشان دهند انسان در جامعه، ولو برخلاف اعتقاد شخصی خود، همواره خود را ملزم به رعایت هنجارهای اجتماعی می داند. مثلاً شما در اتوبوس هیچگاه آواز نمی خوانید. این‌که در این مکان آواز نمی‌خوانید به این دلیل نیست که اعتقادی به آواز خواندن ندارید، بلکه جامعه هنجارهایی دارد و شما به آن هنجارها پایبند هستید. گاهی در جامعه هنجارهایی باب می شود که انسان برای این‌که مورد احترام جامعه باشد و طرد نشود به آنها ملتزم می شود، اما به ارزش های دیگر چندان بها نمی دهد. برخی ارزش ها ممکن است تبدیل به هنجار شود و برخی دیگر نشود.
  • تربیت اجتماعی به این است که محیط را آمیخته به شرایط تربیت کنید، آنگاه خود فرد در این محیط تربیت می شود، چرا ابتدای انقلاب همه خوب شدند؟ چه شد که جامعه ناگهان دین دار شد؟ یا به تعبیری چه شد که دین داری مد شد و هنجار اجتماعی شد؟
     
  • اگر چیزی مد شد انسان ها بدون اعتقاد به آنها تن می‌دهند. جامعه خوب می شود بدون اینکه اصلاً بپرسد چرا؟ شما محیط اجتماعی را خوب کنید، جامعه هم خوب می شود. یکی از راه های خوب شدن جامعه این است که شما ارزش های دینی را به عنوان ارزش هایی که مشکلات جامعه را برطرف می سازد معرفی کنید. اگر من مشکل گشای جامعه بودم و مردم مشکلات خود را بوسیله من رفع کردند، خود به خود به همان کسی تبدیل می شوند که من می گویم. مردم می گفتند امام مشکلات ما را، اعم از استبداد، استکبار، تحقیر در برابر خارجی ها و... حل کرد، پس هرچه می گوید درست است. اما اگر صرفاً مبلغ برخی اعتقادات شدید، بدون این‌که مشکلات مردم را رفع کنید، دیگر آن اثر قبلی را نخواهید گذاشت. اگر شما درد جامعه را به او نشان دادید، آن جامعه خود به خود درمان را از شما خواهد گرفت.
  • نقطه مقابل تقوای در خلوت ریای در جمع است. ریا، در کنار این‌که آثار فردی زیانباری دارد و روح فرد را از بین می برد، آثار اجتماعی مخربی هم دارد. آن اثر این است که ریا بوی بدی دارد و برخی افراد از لج ریاکار مخالف فعل او عمل می کنند. فرد ریاکار ممکن است جمعی را فریب دهد اما بوی رفتار او شامه جامعه را آزار می دهد. بوی تعفن ریا باعث می شود برای فردی که از قوه تحلیل قوی برخوردار نیست، بجای این‌که نیت خود را برخلاف فرد ریاکار پاک کند، اصل رفتار او را کنار بگذارد. برای مثال اگر فرد ریاکار نماز می خواند، او نماز را کنار می گذارد. این شعر را حتما شنیده اید که «می بخور، منبر بسوزان، مردم آزاری مکن». نخیر! نه می بخور، نه منبر بسوزان و نه مردم آزاری بکن! اما بخواهیم یا نخواهیم باز ریاکاران جامعه را از رنگ و بوی پاک تهی می کنند.
  • دومین نشانه، «الصدقة فی العلّة» است علّة یعنی بیماری یا تنگدستی و تهی دستی. دومین نشانه مومن این است که در تهی دستی به یاد دیگران باشد. امروزه مشکلات معیشتی، گرانی های سرسام آور و فقر زیاد است. جدا از اینکه دولت باید چکار کند، یک بعد فردی مسئله هم قابل توجه است و آن این است که افراد باید در هر حالت به یاد یکدیگر باشند. البته صدقه یک جامعه بیمار، فقط صدقه مادی نیست. باید به دردهای فرهنگی و اجتماعی و سیاسی مردم نیز رسیدگی کرد.
  • سومین ویژگی که امام سجاد می‌فرمایند این است: «الصبر عند المصیبة». مصیبت برای همه پدید می آید. هم مصیبت های فردی مثل درد و مرگ عزیز و بالاتر از همه نداشتن همدل و همفکر، و هم مصیبت های اجتماعی مثل مسلط شدن دشمن انسان بر او. اما صبر یعنی چه؟ صبر یعنی این‌که انسان از حد تعادل خود خارج نشود. مهم ترین مسئله درمورد صبر این است که انسان به لجبازی دچار نشود، این‌که چون تو نماز می خوانی و من که تو را قبول ندارم اصلا نماز نمی خوانم، گرفتار شدن به لجبازی است.
  • یکی از پدران علم جامعه شناسی به نام دورکیم، در یک تحقیق آماری که در کتاب خود تحت عنوان «خودکشی» تحلیل و منعکس کرده است می گوید شخصی ترین مسائل انسان ها خودکشی است، اما همین خودکشی هم تابعی است از روابط انسان ها با جامعه. مثلاً فردی که جواب منفی شنیده است حاضر می شود برای عذاب انداختن در دل طرف مقابل، حتی به اندازه ده دقیقه، خودکشی کند. پس باید مراقب بود به لجبازی دچار نشویم. شما نباید خودزنی کنید نباید دچار یک خودکشی فرهنگی شوید تا مخالفت خود را با کسی نشان دهید. اتفاقاً کسی که شما را به لجبازی وادار می کند از این خودزنی ها لذت می برد. هر چه بی دین تر شوید بیشتر راضی می شود.
  • البته گاهی هم جامعه از روی لجبازی به برخی هنجارها رو می آورد. باز اگر جوان ها به دنبال این هنجار ها بروند قابل درک است، اما افراد پخته تر باید مراقب این دام ها باشند.
  • نکته چهارم این است: «الحلم عند الغضب». نمی توان خشمگین نشد، اما نکته اینجاست که نباید در هنگام غضب تصمیم گرفت. هیچ کس از تصمیمی که در هنگام غضب گرفته نفع نبرده است. گاه یک کلمه در هنگام عصبانیت یک اندوخته بزرگ را ناگهان از بین می برد. اتفاقاً در جنگ ها نیز همیشه عده ای متخصص عصبانی کردن حریف اند. چرا؟ چون وقتی عصبانی شوید دیگر نمی توانید به درستی تصمیم بگیرید. باید مراقب باشید عصبانی نشوید، چون در عصبانیت شکست می خورید.
  • آخرین خصوصیت مومن «الصدق عند الخوف» است راستگویی در هنگام ترس. باید به شرایطی که امام سجاد (ع) برای این ویژگی ها اعلام نموده‌اند توجه داشت. مومن کسی است که در شرایط سخت هم آن صفت را دارد. صدق همیشه خوب است، اما مومن کسی است که در زمان ترس هم صادق است. البته ترس همواره ترس جانی نیست. بسیاری اوقات این ترس، ترس از شکست یا از دست دادن حامیان است.

همه با توسل به پیامبر عظیم الشأن و اهل بیت معظم ایشان، آینده انقلاب اسلامی را بهتر از گذشته آن بسازیم، انقلابی که کاری بزرگ و عظیم بود و باید همه قدردان آن و خون های پاک شهیدان باشیم.

به مناسبت روز حجاب و عفاف

به مناسبت روز حجاب و عفاف

پلیس - تابستان سال 84 بود که گشت های ارشاد با نام گشت امنیت اخلاقی برخورد با بدحجابها را در میادین و خیابانها شروع کردند.

زهرا تالانی:وقتی زمزمه شروع چنین طرحی شروع شد، نظرات متفاوت و اظهار نظرهای مخالفی نیز به دنبال آن شکل گرفت، تا جائی که، محمد تقی رهبر نماینده آن موقع مردم اصفهان اعلام کرد، در خیابان امکان برخورد با بدحجابان را نداریم بلکه باید دستگاه های آموزشی چون دانشگاه ها برای اجرای این طرح پای کار حاضر شوند.


گشت ارشاد از کجا آمد؟
21 تیرماه به مناسبت گرامیداشت حادثه مسجد گوهرشاد مشهد در سال 1314 به نام روز حجاب و عفاف نامیده شده است.بررسی وضعیت حجاب در کشور نشان می دهد که پس از انقلاب و سپری شدن دوران جنگ، در دهه هفتاد دولت و مجلس بیشتر به سازندگی کشور مشغول بودند و این دوران دوران سازندگی نام گرفت. اما در دهه هشتاد موضوع حجاب و عفاف در کشور بیشتر مورد توجه قرار گرفت." طرح "توسعه فرهنگ عفاف و حجاب" در سال 1382 توسط "شورای عالی انقلاب فرهنگی" تصویب شده بود.
پس از انتخاب احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور،" طرح ارتقای امنیت اجتماعی" که سیزدهم دی ماه سال 1384 از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی دوباره تصویب شده بود، توسط احمدی نژاد که رییس شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز به شمار می‌رود، « به نیروی انتظامی" ابلاغ شد.البته در این مصوبه 26 دستگاه متولی بهبود وضعیت حجاب و عفاف در کشور بودند.
البته مراحل ابتدایی طرح به پوشش زنان در جامعه و سطح شهر مربوط می شد و قرار شد در ادامه جمع آوری معتادان و سپس جمع آوری اراذل و اوباش، بازرسی از کارگاه‌ها و فروشگاه‌های لباس و ارایشگاه‌های مردانه، عکاسی‌ها و.. نیز در دستور کار نیروی انتظامی قرار گیرد.

 


مخالفتهای رئیس جمهور شروع شدوقتی نیروی انتظامی کار خود را آغاز کرد، برخی مخالفتها شروع شد .از جمله با اینکه خود رئیس جمهور این اجازه را به نیروی انتظامی داده بود سال 89، با اعلام اینکه با گشت ارشاد مخالف است، به انتقاد شدید در مورد این طرح پرداخت.آن روزها احمدی نژاد گفته بود که دولت با گشت‌های ارشاد مخالف است و با آن مقابله خواهد کرد ودر ادامه اظهارات خود اعلام کرد، که ما از بنیان با این مخالفیم، این در حالی است که این مسائل به دولت ربطی ندارد و ما با اقداماتی همچون توقف خودرو و تابلو گذاشتن بالای آن و عکاسی کردن از آن موافق نیستیم.وی جمع آوری این اقدامات را خواستار شد و گفته بود، امیدواریم نیاز به تذکر جدی رئیس‌جمهور در این زمینه نباشد.
پس از این انتقادات، موج انتقادات به رئیس جمهور شدت گرفت و سردار رادان در مناظره ای که در باره گشت ارشاد با فرزاد حسنی داشت اعلام کرد طرح امنیت اخلاقی تعطیل نمی‌شود و در راستای اجرای آن هر فشاری را تحمل می‌کنیم.


مخالفتها بی تاثیر بودمخالفتهای دولت در اینباره بی فایده بود و این طرح همچنان ادامه یافت و ابتدای امسال هم سردار اسماعیل احمدی مقدم اعلام کرد که طرح امنیت اخلاقی در سال 91 نیز همانند گذشته اجرا می شود و امیدواریم در سالی که با امنیت و آرامش آغاز شده با رعایت اخلاق سپری شود. امسال فعالیت گشتها نه تنها تدام یافت بلکه ابعاد بیشتری هم یافت . در همین مدت پلیس به برخوردهای خود با بدحجابان در جشن ها و همایش ها و جشنواره ها ادامه داد و به عنوان مثال از حضور بدحجابان در مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم های ویدئویی ممانعت کرد.
همچنین سردار رادان در حاشیه حضور در مرکز نظارت همگانی 197 از اولتیماتوم به بیمارستان های خصوصی برای حذف کراوات از پوشش رسمی کارکنانشان خبر داد: "رسما اعلام می‌کنم که پلیس حتما با بخشی از سازمان یا بیمارستان خصوصی که از آرایش و کراوات به صورت سازمان یافته استفاده می‌کند، برخورد می‌کند."همچنین در ادامه فعالیتهای پلیس 53 کافی شاپ که مغیر با شئونات اسلامی بودند پلمپ شدند.


برخوردها موفقیت آمیز بودتیرماه امسال مجلس از رئیس نیروی انتظامی خواست گزارشی از عملکردش درباره وضعیت حجاب و عفاف بدهد.در جلسه سیزدهم تیرماه سردار احمدی مقدم اعلام کرد که بیش از 49 درصد مردم خواستار برخورد با بدحجابی هستند و این موضوع دومین خواسته هموطنان از پلیس است.
احمدی مقدم با اشاره به اینکه تنها تعداد کمی از شهروندان به رفتار ماموران در طرح امنیت اخلاقی انتقاد دارند، می گوید: امروز مقاومتها در برابر اجرای طرح ارتقای امنیت اخلاقی بسیار محدود شده است و همواره شاهد افزایش رضایت عمومی با اجرای این طرح هستیم. البته برخی ها به رفتار ماموران انتقاد دارند که آنها را نیز مد نظر قرار می دهیم امروز فرآیند ماموریت های پلیس امنیت اخلاقی عادی شده است.

چگونگی رواج 'چادر' در ایران

چگونگی رواج 'چادر' در ایران/                

 پوشش تاریخی زنان ایران چه بود؟

دین - مهر نوشت:

یک محقق با بیان اینکه چادر مناسب ترین وسیله برای حجاب که امروز در ایران معمول است، گفت: نظیر چادر که در البسه ایرانی به کار می رود و مصرف دارد در سرزمین های دیگر نمی بینیم و اگر هست در واقع تقلیدی است از نوع پوشش که ریشه ایرانی دارد.
دکتر محمد بقایی(ماکان) محقق و نویسنده کشورمان در مورد سابقه تاریخی حجاب در ایران قبل از اسلام گفت: براساس تحقیقات به عمل آمده در مورد تاریخ حجاب در میان زنان ایرانی، مورخان بر این عقیده اند در ایران باستان زمانی که زنان همراه مردانشان در کاروان ها سفر می کردند برای آنکه مورد تعرض راهزنان قرار نگیرند در کاروان ها که به طور طبیعی برای محفوظ بودن از طوفان و گرد و خاک های حاصل از آن بر روی پوشش هایی می انداختند.

وی افزود: این پوشش ها سبب می شد که راهزنان تفاوت میان زن و مرد را در کاروان ها و همین طور کجاوه ها تشخیص ندهند و چون به تدریج دانستند که چنین پوششی می تواند سبب شود که راهزنان گمان کنند که کسی که در زیر آن پوشش هست احتمالا مرد است که در صورت تعرض به آنان به خوبی از خود دفاع خواهد کرد صلاح را در این دیدند که این پوشش را به طور دائم در سفرها چه بر مرد و چه بر زن در شرایطی که احساس می کردند ممکن است مورد تعرض راهزنان قرار گیرند استفاده کنند.

نویسنده "شناخت‏نامه ایرانی" در ادامه سخنانش اظهار داشت: بنابراین این در پوشش رفتن به تدریج در میان زنان ایرانی باب شد که رفته رفته در شرایط طبیعی نیز رواج پیدا کرد و مردان که دیدند تعرض تنها در حالت های راهزنی نیست و می تواند از طریق نگاه هم در شهرها و معابر عمومی و گذرگاه ها نیز مصداق پیدا کند، از این رو آنرا به تدریج متحول کردند که به صورت پوششی برای پوشاندن روی زنان و بعد در حالت تکامل یافته تر صورت پوشش کامل که فراخ های زنان را می پوشاند درآمد.

بقایی (ماکان) تصریح کرد: در واقع این پوشش بدل به نوعی لباس شد که امروز در فرهنگ ایرانی بنام چادر معروف است که اصلا ریشه ای ملی دارد به طوری که ترجمه آن در دیگر زبان ها دقیقا با همین تلفظ چادر به کار می رود زیرا اگر به جز این ترجمه شود هیچ معنایی نخواهد داشت یعنی اگر چنانچه در انگلیسی به Tent به معنای چادر ترجمه شود بیشتر معنای خیمه را می دهد تا چادر به معنای عقیدتی دارد.

مترجم" سیر حکمت در ایران" در پایان سخنانش یادآور شد: پس از آنکه اسلام وارد ایران شد از آنجا که تأکید بر پوشش زنان بوده و باز از آنجا که بسیاری از عقاید اسلامی را ایرانیان با عقاید قابل قبول پیشین خود درآمیختند چادر را مناسب ترین وسیله برای حجاب دانستند که امروز به طور خاص در میان زنان ایران معمول است و از همین روست که نظیر آن را این چنین که در البسه ایرانی به کار می رود و مصرف دارد در سرزمین های دیگر نمی بینیم و اگر هست در واقع تقلیدی است از نوع پوشش که ریشه ایرانی دارد.

وقتی در امور دیگر می لنگیم، چطور می خواهیم حجاب را جا بیاندازیم؟

وقتی در امور دیگر می لنگیم، چطور می خواهیم

حجاب را جا بیاندازیم؟

دین - مهر نوشت:

یک عضو کمیته فرهنگ و تمدن اسلام و ایران شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به اینکه پوشش صحیح زن به معنای حفظ کرامت و عزت و شخصیت واقعی اوست گفت: اول بایستی در سایر امور موفق بشویم و بعد حجاب را جا بیندازیم. لنگیدن در امور دیگرمان امکان ترویج حجاب را از ما می‎گیرد.
دکتر "محمدعلی آذرشب" درمورد فلسفه حجاب در اسلام گفت: حجاب کلمه‏‎ای است که ما به کار می‎بریم. اصل قضیه حجاب در اسلام پوشش اسلامی است به معنایی که زن باید به گونه‏ای لباس بپوشد که به عنوان یک انسان و نه یک وسیله شهوترانی در جامعه مطرح شود. بین زن به عنوان مظهر یک انسان و زن به عنوان وسیله شهوترانی فرق زیادی است.

وی افزود: پوشش اسلامی به معنای این نیست که زیبایی زن پنهان شود، بلکه زیبایی زن در حضورش در اجتماع و فعالیت‎ها و اخلاق و خانه‎داری و تربیت فرزندان است. با توجه به عاطفه سرشاری که خداوند در زن نهاده می‏تواند این کارها را به نحو احسن انجام دهد. این بهترین تابلو و زیبایی زن است.

مشاور امور بین الملل وزیر ارشاد ادامه داد: متأسفانه درغرب به زن به عنوان وسیله شهوترانی می‎نگرند و به همین دلیل به برهنگی او تأکید می‎کنند که این بزرگترین لطمه به شخصیت زن است. مراکز فحشا در دوقرن اخیر در جهان بزرگترین توهین به جایگاه و شخصیت زن است.

استاد زبان وادبیات عرب دانشگاه تهران تصریح کرد: این همه ایرادهایی که از اسلام درمورد ارث و دیه در نابرابری زنا و مرد گرفته می‎شود چرا به این توهین بزرگی که به زن می‎شود اعتراض نمی‎کنند.

این محقق و پژوهشگر حوزه ادبیات اعتراض غربی‎ها به حجاب را به جنبه‏های والای اسلام مربوط دانست و گفت: اسلام یک گفتمان فوق العاده قویی دارد که انسان‏ها خواه مرد یا زن را به کمال انسانی سوق می‎دهد. برای تربیت زن به سمت کمال تعالیم فوق العاده‏ای دارد.

آذرشب اظهارداشت: به نظرم اگر حجاب متناسب با فطرت انسانی در غرب مطرح شود به قدری درغرب گسترش می‎یابد که دیگر با آن نمی توان مخالفت کرد. بزرگترین قدرتی که اسلام دارد پوشش صحیح زن به معنای حفظ کرامت و عزت و شخصیت واقعی اوست که این بزرگترین تهاجم فرهنگی اسلام علیه غرب است و غرب از این هراس دارد.

وی درباره نتایج فردی و اجتماعی حجاب در جامعه هم گفت: نتیجه حجاب این است که انسان‏ها به سمت شناخت زیبایی واقعی خود می‏روند، زیرا شهوترانی بزرگترین مانع رسیدن انسان به سوی کمال است. اگر حجاب به معنای صحیحش در جامعه پیاده شود عظمت و زیبایی واقعی زن نمایان می‎شود و تعادل بین عقل و شهوت در جامعه برقرار می‎شود.

عضو کمیته فرهنگ و تمدن اسلام و ایران شورای عالی انقلاب فرهنگی درمورد راه درست ترویج حجاب هم اظهارداشت: اول با بیان فلسفه حجاب و معنای درست حجاب در جامعه است. بعد هم مسائل اجتماعی اسلام از جمله مسائل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فکری و ... همه به هم گره خورده‏اند اگر می‎خواهیم درحجاب موفق باشیم اول بایستی در این امور موفق بشویم و بعد حجاب را جا بیندازیم. لنگیدن در سایر امور امکان ترویج حجاب را از ما می‎گیرد.

ریشه های بدحجابی را در کجا باید جستجو کرد؟

«برهان» در گفت‌وگو با دکتر «حسن بنیانیان» بررسی کرد؛
ریشه های بدحجابی را در کجا باید جستجو کرد؟
اگر بخواهیم مقوله‌ی پوشش زن و مرد در جامعه ماندگار باشد و با عامل بیرونی شکل نگیرد، باید لایه‌های فرهنگی را دنبال کنیم. ابتدا باید ببینیم چه مشکلی در ایجاد معرفت و آگاهی در جامعه داریم و چرا نمی‌توانیم این آگاهی و معرفتی که از راه سازمان‌ها و نهادهای آموزشی القا می‌شود، تبدیل به اعتقاد کنیم...
گروه فرهنگی-اجتماعی برهان؛ تهاجم فرهنگی در کشور ما بسیار جدّی است و تلاش میشود که این تخریب فرهنگی، به خصوص از راه دعوت به بدحجابی، در نسل جوان صورت گیرد. به همین دلیل هم بیش از 110 شبکهی ماهوارهای فارسی زبان داریم که اگر مستقیم هم بدحجابی را تبلیغ نکنند، نفس برنامههایشان قبح موضوع را میشکند. در این ارتباط با «دکتر حسن بنیانیان» استاد دانشگاه و رییس سابق حوزه‌ی هنری گفت و گویی را ترتیب دادیم تا ضمن طرح مسئله به دنبال کشف راه‌کاری برای برون رفت از شرایط موجود باشیم. 
 
ریشههای پدیدهی بدحجابی در جامعه را از لحاظ روانشناختی و جامعهشناختی چه میدانید و تأثیرات منفی این پدیده بر جامعه چیست؟
 
پدیدهی حجاب با لایههای مختلف فرهنگ مرتبط است. دانش، آگاهی و معرفت ممکن است در درون فرد تبدیل به اعتقاد و باور شود. تا اینجا تحول در حیطهی ذهن اتفاق میافتد. بعد از اینکه تمایل برای انجام یک رفتار در درون فرد به وجود آمد، در صورتی که محیط مساعد باشد، آن رفتار شکل میگیرد و به مرور تثبیت میشود. وقتی آن رفتار به صورت الگو درآمد، میگوییم در وجود فرد نهادینه شده و به فرهنگ تبدیل شده است.
 
بنابراین اگر بخواهیم مقولهی پوشش زن و مرد در جامعه ماندگار و فرهنگی باشد و با عامل بیرونی شکل نگیرد، باید این لایههای فرهنگی را دنبال بکنیم. ابتدا باید ببینیم چه مشکلی در ایجاد معرفت و آگاهی در جامعه داریم و چرا نمیتوانیم این آگاهی و معرفتی که از راه سازمانها و نهادهای آموزشی و تربیتی به جوانان کشور القا میشود، تبدیل به اعتقاد و باور کنیم.
 
وقتی ما در این باره صحبت میکنیم، در واقع تلویحاً این معنا را پذیرفتهایم که بخشی از جوانان ما اعتقاد و گرایش لازم برای داشتن پوشش مناسب در جامعهی اسلامی را ندارند. اینکه این پدیده و واقعیت تلخ از کجا ناشی میشود، یک بحث است و اینکه این موضوع چه آثار و پیامدهایی به دنبال خواهد داشت، بحث دیگری است.
 
متأسفانه همان طور که میدانید، از دههی 70 به بعد، روند بیحجابی شدت گرفت. میخواهیم بدانیم منشأ این پدیده چه بوده است؟
 
به نظر بنده به صورت کلی، 6 عامل بر این موضوع مؤثر بوده است. اولین عامل نارساییها و کاستیهایی است که در سازمانها و نهادهای مسئول فرهنگی میتوان آنها را شناسایی کرد. عامل دوم بیتوجهی به پیامدهای فرهنگی سازمانها و نهادهای غیرفرهنگی است. برای مثال، وقتی دربارهی مقولهی حجاب مطالعه میکنید، میبینید نقش اصناف در این زمینه مخرب بوده است. رفتار فروشندگان بعضاً به صورت ناخودآگاه مشوق بدحجابی است. در بسیاری مواقع، شکل ظاهری مغازههایی که برای فروش لباس خانمها و جلب مشتری سازماندهی میشوند زمینههای تخریب فرهنگ را به وجود میآورند.
 
بنابراین بخش اقتصادی هم میتواند بر فرهنگ مؤثر باشد. همین موضوع را در سازمانهای مختلف دولتی و غیردولتی هم میتوانیم ببینیم. باید بررسی کنیم که فضای عمومی داخل سازمانها، شرکتها و کارخانه‌‌ها به زنان با وقار و محجبه بیشتر احترام میگذارد یا برعکس. میخواهم توجهتان را جلب کنم به این موضوع که اگر سازمانهای فرهنگی هم کارشان را به خوبی انجام بدهند، تا زمانی که سازمانهای غیرفرهنگی درک درستی از تأثیرگذاریهای خودشان بر فرهنگ نداشته باشند، مسئله حلشدنی نیست.
 
باید به توسعهی شهرها و شکلی که از غرب اقتباس کردهایم توجه کنیم. به عنوان نمونه، 500 خانه در یک برج میسازیم و هیچ نهاد فرهنگی در درون آن پیشبینی نمیکنیم. در صورتی که اگر این 500 خانه روی زمین قرار داشت، چندین مسجد و نهاد فرهنگی در بین آنها بود. بنابراین پیشرفت، توسعه ای که در معماری شهرها و جابهجایی جمعیت اتفاق میافتد تأثیرات فرهنگی به دنبال دارد.
 
اینجا اهمیت پیوست فرهنگی که مقام معظم رهبری فرمودند، مشخص میشود. عزیزانی که سرمایهگذاری میکنند و یک پاساژ با 200 یا 300 مغازه میسازند، میتوانند یک نفر را بیاورند تا مطالعه کند و بگوید که فضای فرهنگی این پاساژ چه ارزشهایی را به جوانان ما القا میکند. آیا ارزشهای بومی و اصیل دینی ما را به جوانان منتقل میکند؟ باید همهی جوانب، از جمله آرایش ظاهری فروشندگان و حرف زدن آنها، را مد نظر داشته باشیم. ممکن است، در کنار بعضی از پیامدهای منفی، پیامدهای مثبتی هم شناسایی شود. تا زمانی که این اتفاق نیفتد، نمیتوانیم تکتک کارکردهای فرهنگی درون جامعه را به نفع ارزشهای خودمان اصلاح کنیم.
 
عامل سوم، نفس تحولات، پیشرفت و توسعهای است که در کشور اتفاق میافتد. باید به توسعهی شهرها و شکلی که از غرب اقتباس کردهایم توجه کنیم. به عنوان نمونه، 500 خانه در یک برج میسازیم و هیچ نهاد فرهنگی در درون آن پیشبینی نمیکنیم. در صورتی که اگر این 500 خانه روی زمین قرار داشت، چندین مسجد و نهاد فرهنگی در بین آنها بود. بنابراین پیشرفت، توسعه و تغییر و تحولاتی که در معماری شهرها و جابهجایی جمعیت اتفاق میافتد تأثیرات فرهنگی به دنبال دارد. در گذشته چون شهرسازی از فرهنگ و داشتههای خودمان الگو میگرفت، به طور طبیعی به مسائل فرهنگی جامعه توجه داشت. به همین دلیل ما امروز میراث فرهنگی ماندگاری داریم.
 
اما متأسفانه هرچه با تمدن غرب آشنا میشویم و تغییر و تحولات در کشور ما شکل میگیرد، به پیامدهای فرهنگی این تحولات توجه نمیشود. برای مثال، در 200 متری حرم حضرت معصومه(سلاماللهعلیها) دارند پاساژهای مدرن غربی میسازند، در حالی که در شهرهایی مثل مشهد و قم باید معماری اصیل اسلامی تجلی پیدا کند و گرایشهای اخلاقی و دینی آدمها تقویت شود. شکل این پاساژها تلویحاً این موضوع را به افراد مذهبی منتقل میکند که آنجا جای این افراد نیست.
 
بنابراین سه عامل داخلی بر این موضوع تأثیر دارند:
 
1. کارکردهای ناقص سازمانهای فرهنگی؛
 
2. کارکردها و پیامدهای فرهنگی سازمانها و نهادهایی که در حوزههای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، قضایی، نظامی و... کار میکنند؛
 
3. نفس تحولات و توسعهای که در کشورمان با الگوگیری از غرب تعقیب میکنیم.
 
در کنار این 3 عامل داخلی، 3 عامل دیگر از سوی غرب ما را تحت فشار گذاشته است:
 
1. تهاجم فرهنگی؛
 
یعنی، دشمن به صورت آگاهانه و مدیریت شده در جهت متلاشی کردن نهاد خانواده در ایران تلاش میکند. از آنجایی که خانواده در جوامع غربی متلاشی شده است، به طور طبیعی آنها بحرانهای زیادی در روابط اجتماعیشان دارند، اما چون دنیا را استثمار میکنند، کشورشان ثروتمند است و بنابراین اجازه نمیدهند بحرانهایشان به مرحلهی انفجار برسد. برای آنها راهحلهای مقطعی پیدا میکنند.
 
آنها وقتی جوامع ما را مطالعه میکنند تا بفهمند چگونه کشوری با 70 میلیون جمعیت در مقابل استکبار جهانی ایستاده است، به این نقطه میرسند که مذهب در اینجا عنصر کلیدی مقاومت است. دنبال این را میگیرند و متوجه میشوند که مفهومی به نام نهاد خانواده در اینجا بسیار قدرتمند عمل میکند و تخم دینباوری در خانوادهها شکل میگیرد. بنابراین وقتی آنها به کارکرد نهاد خانواده در کشور ما پی میبرند، سیاست محوریشان را معطوف به تخریب خانواده میکنند. به طور طبیعی یکی از عوامل کلیدی تخریب خانواده این است که روابط جنسی را از درون خانواده به سطح جامعه بکشانند. به این ترتیب طلاقها زیاد میشود، مهر و محبت افراد به محیط خانواده کاهش مییابد، بچهها از خانه فرار میکنند و محیط خانواده پر از تشنج میشود.
 
به هر حال این تهاجم فرهنگی در کشور ما بسیار جدّی است و تلاش میشود که این تخریب فرهنگی، به خصوص از راه دعوت به بدحجابی، در نسل جوان صورت گیرد. به همین دلیل هم بیش از 110 شبکهی ماهوارهای فارسی زبان داریم که اگر مستقیم هم بدحجابی را تبلیغ نکنند، نفس برنامههایشان قبح موضوع را میشکند. قصههایی که در سریالهای این شبکهها روایت میشود در پی متزلزلکردن نهاد خانواده است. تقریباً همهی سریالهای این شبکهها مضامین اینچنینی دارند. بنابراین همهی آنها نمیتوانند اتفاقی باشند.
 
2. علوم انسانی غربی که در فرآیند جهانی شدن و توسعه‌‌ی ارتباطات به طور طبیعی وارد فضای ذهنی جامعهی ما میشود؛
 
برای مثال، دانشجویی که جامعهشناسی میخواند، نیاز دارد بداند نظر دانشمندان غربی چیست؟ وقتی نظرهای آنها را میخواند، طبیعتاً اندیشهها، اعتقادها و جهانبینی آنها وارد ضمیر دانشجو میشود و او را تحت تأثیر قرار میدهد.
 
بعضی وقتها ما به این جمعبندی میرسیم که اثر تخریبی علوم انسانی غرب از تهاجم فرهنگی بیشتر است. در مقابل تهاجم فرهنگی افراد مقداری مقاومت میکنند، چون میدانند دشمن در حال برنامهریزی است. اما در مقابل علوم انسانی مقاومتی وجود ندارد، چون افراد به ظاهر دنبال علم هستند. این علوم وارد فضای ذهنی ما میشوند و طبیعتاً بسیاری از آنها با اندیشههای بنیادین ما در تضاد است.
 
3. پیشرفت علم و تکنولوژی در سطح جهان.
 
همان طور که میدانید، علم و تکنولوژی مرز نمیشناسد و با یک تأخیر فاز از محل تولدش به سایر کشورها منتقل میشود. از آنجا که محوریت این علوم تأمین نیازهای حیوانی انسان است، کمتر به نیازهای انسانی افراد میپردازد. ما هم به طور طبیعی تحت تأثیر علم و تکنولوژی بیهویت غربی قرار میگیریم.
 
در مجموع این 6 متغیر داخلی و خارجی در جامعهی ما نقشآفرینی میکنند. خوشبختانه مقام معظم رهبری با شناخت کامل، جامع و عمیق این پدیدهها، رهنمودهایی ارائه میدهند که حلّال این مشکلات هستند. منتها متأسفانه به دلایلی مدیران اجرایی جامعه این رهنمودها را مد نظر قرار نمیدهند.
 
علت کمکاری نهادهای سیاستگذار و مجری را در زمینهی پدیدهی بدحجابی در چه میبینید؟ در واقع مجموعهای از مشکلات ساختاری وجود دارد که باعث میشود نهادهای سیاستگذار به خوبی عمل نکنند. اگر هم سیاستی تصویب میشود، نهادهای مجری به خوبی آن را اجرا نمیکنند. در مجموع، نقش نهادهای سیاستگذار و مجری را در زمینهی پدیدهی بدحجابی به چه صورت ارزیابی میکنید؟
 
ما معتقدیم اگر مفاهیم اسلامی تکتک بیرون کشیده شوند و با توجه به شرایط زمانی به یکی از آنها توجه کنیم و دیگری مغفول واقع شود، زیبایی دین از بین میرود. ما باید بگوییم چه شد که نتوانستیم نسل جدیدمان را متدین کنیم. به عنوان یک شاخص باید حجاب او، نماز خواندن او و... را روزبهروز بررسی کنیم. همان طور که به عنوان یک شاخص روزبهروز باید ببینیم که او بیشتر عاشق علم و تحقیق و پژوهش میشود. همهی شاخصهایی که یک جوان مسلمان دارد باید تعقیب کنیم. ما فکر میکنیم یکی از دلایل این مشکل همین است که ما ویژگیهای یک جوان مسلمان را رها کردهایم و فقط یک بخش آن، مثل حجاب، را تعقیب میکنیم. در حالی که باید دینمداری نسل جوان موضوع بحث ما باشد که یکی از پیامدهای آن حفظ حجاب است.
 
امروز شیوهی مدیریت حوزهی فرهنگ در کشور ما یک شیوهی ابتدایی و بسیار غیرعلمی است. این حرفها ممکن است عزیزانی را که در حوزهی فرهنگ کار میکنند عصبانی کند، چون آنها شبانهروز با سعی و خطا و به شکل تجربی کار میکنند و نتیجه هم نمیگیرند، اما تحمل ورود به این بحثها را ندارند. به دنبال این نمیروند که فعالیتهای فرهنگی برای ساختن جامعهی اسلامی چه ملزوماتی دارد.
 
مقولهی حجاب در رابطهی پسر و دختر معنا پیدا میکند. اگر بگوییم خانمها 60 درصد در پدیدهی بدحجابی مسئولاند، به طور حتم مردان هم 40 درصد مسئول و مقصر هستند. ممکن است سهم مردان و زنان متفاوت باشد، ولی به هر حال آنچه مسلم است این است که بدحجابی در رابطهی زن و مرد شکل میگیرد. این در حالی است که همهی بحثهای جامعهی ما معطوف به خانمهاست. این مسئله نمادی است از اینکه در جامعهی ما نگاه غیرعلمی به مقولهی فرهنگسازی وجود دارد. برای مثال، 50 سال پیش همان افرادی که در حمامها کار میکردند، دندان هم میکشیدند. اما امروز دندانپزشکی به 14 تخصص تقسیم شده است.
 
امروز شیوهی مدیریت حوزهی فرهنگ در کشور ما یک شیوهی ابتدایی و بسیار غیرعلمی است. این حرفها ممکن است عزیزانی را که در حوزهی فرهنگ کار میکنند عصبانی کند، چون آنها شبانهروز با سعی و خطا و به شکل تجربی کار میکنند و نتیجه هم نمیگیرند، اما تحمل ورود به این بحثها را ندارند. به دنبال این نمیروند که فعالیتهای فرهنگی برای ساختن جامعهی اسلامی چه ملزوماتی دارد.
 
اگر میپذیرید که بخش مهمی از تغییرات فرهنگی جامعه تحت تأثیر فعالیتهای اقتصادی است، پس چرا برای اصلاح پیامدهای اقتصادی کاری نمیکنید. در حالی که نهادیی مثل آموزش و پرورش به طور جدّی در تحولات فرهنگی جامعه نقش دارند، جامعه، نمایندگان مجلس، رؤسای جمهور، وزرا و پدرها و مادرها از مدارس کارکرد فرهنگی مطالبه نمیکنند. حتی اگر یک مدیر مدرسهی دلسوزی برای کسب رضایت الهی یک برنامهی تربیتی انجام دهد، منطقهی آموزش و پرورش به او تذکر میدهد که شما از آموزش عقب افتادهاید.
 
اگر ما میخواستیم به صورت علمی جامعه را اداره کنیم، از صبح روز بعد از پیروزی انقلاب باید برای عملکرد فرهنگی کل آموزش و پرورش سیستم و شاخص طراحی میکردیم و سالی یک بار از وزیر آموزش و پرورش میخواستیم در مجلس شورای اسلامی راجع به کارکرد فرهنگی خودش صحبت کند؛ عین همان کاری که ما در اقتصاد انجام میدهیم. نرخ تورم را ماهیانه اندازهگیری میکنیم، اما حتی سالی یک بار میزان رشد گرایش جوانان به دین یا حجاب با کار علمی اندازهگیری نمیشود.
 
وقتی یک پسر به یک خانم بدحجاب نگاه ممتد و طولانی میاندازد، در واقع او را تشویق به ادامهی انجام این فعل حرام میکند. اما هیچ جا افراد در این زمینهها آموزش نمیبینند. تبلیغ دین، فرهنگ و حجاب در همین حد خلاصه و تکرار میشود که دختری را تحت فشار بگذاریم یا اینکه بنویسیم: «حجاب مصونیت است، محدودیت نیست.» در حالی که دهها عامل افراد جامعه را به بدحجابی تشویق میکند. بنابراین درک فرهنگ در مدیران ارشد نظام، اعم از وزیر اقتصاد یا صنعت، یک ضرورت است. اگر این پیشفرض پذیرفته شد، این سؤال مطرح میشود که وزرای عزیز و محترم ما کجا یک دورهی علمی درک فرهنگ میبینند تا آمادهی پذیرش مسئولیت شوند؟
 
برای مثال، باید میزان تأثیرگذاری بهداشت و درمان را در مقولهی حجاب یا بدحجابی بررسی کنیم. اینکه حراست بیمارستان بگوید پوشش بیماران و پرستاران باید در این چارچوب باشد کار فرهنگی نیست. کار فرهنگی یعنی اینکه یک پرستار، در محیط بیمارستان، به تدریج گرایش داشتن حجاب و بستری از معرفت در وجودش شکل بگیرد. برای اینکه این اتفاق بیفتد، در وجود پزشکان مرد آن بیمارستان هم باید نوعی دانش، معرفت و ایمان شکل بگیرد.
 
اگر چنین کارکرد فرهنگی را از وزارت بهداشت و درمان انتظار داشته باشیم، این سؤال مطرح میشود که آیا وزیر و معاونین وزارت بهداشت و درمان یک آموزش جدّی در رابطه با فرهنگسازی دیدهاند؟ وقتی یک نفر پزشک متخصص میشود، بیشتر نیازمند آموزشهای فرهنگی است. بعضی اوقات ما فکر میکنیم اگر یک نفر جراح مغز و اعصاب شد، فرهنگ را هم بهتر میفهمد، در حالی که او همهی تیزهوشیاش را صرف خواندن درسهای تخصصی کرده است و تجربهی اجتماعی یک کاسب را هم ندارد. به همین دلیل، امروز وقتی شما به یک پزشک فوقتخصص سلام میکنید، جواب سلام شما را نمیدهد. نمیفهمد که این کار چقدر در جامعهی اسلامی زشت است. البتههمهی آنها این طور نیستند، ولی بعضاً این رفتارها دیده میشود.
 
وقتی کسی قرار است در ردهی مدیریت در جامعهی اسلامی کار کند، باید درک بر جامعهشناسی اسلامی مسلط باشد تا پیامدهای تصمیمگیریاش را در تحولات فرهنگی بشناسد و آن شناخت موجب شود که برای امور فرهنگی وقت بگذارد، سرمایهگذاری کند و از متخصصین کمک بگیرد تا کارکرد فرهنگی مجموعهای که در رأس آن قرار دارد بهبود یابد. این درک اولیه نیازمند آموزش جدّی است. کشور ما هنوز به این درجه از بلوغ نرسیده است، چون هنوز اهمیت مدیریت فرهنگی برایمان روشن نشده است.
 
اینها نمادهایی است از اینکه ما به طور جدّ در همهی وزارتخانهها نیازمند کار فرهنگی هستیم. بخشی از این مشکل مربوط به این میشود که این پزشکان، مهندسان، اقتصاددانان و... محصول نظام دانشگاهی ما هستند؛ نظامی که از غرب آمده است و تخصصگرایی افراطی در آن حرف اول را میزند. شما از درون این نظام آموزشی میخواهید وزیر بیرون بیاورید تا جامعهی اسلامی را اداره کند. بنابراین بر میگردیم به همان تذکر مقام معظم رهبری راجع به ضرورت اسلامی شدن دانشگاهها. وقتی یک پزشک میخواهد متخصص کلیه شود، به طور حتم باید اول دروس پزشکی عمومی را بخواند.
 
به همین شکل، وقتی کسی قرار است در ردهی مدیریت در جامعهی اسلامی کار کند، باید درک بر جامعهشناسی اسلامی مسلط باشد تا پیامدهای تصمیمگیریاش را در تحولات فرهنگی بشناسد و آن شناخت موجب شود که برای امور فرهنگی وقت بگذارد، سرمایهگذاری کند و از متخصصین کمک بگیرد تا کارکرد فرهنگی مجموعهای که در رأس آن قرار دارد بهبود یابد. این درک اولیه نیازمند آموزش جدّی است. کشور ما هنوز به این درجه از بلوغ نرسیده است، چون هنوز اهمیت مدیریت فرهنگی برایمان روشن نشده است.
 
عوامل دیگری هم در بیتوجهی به فرهنگ مؤثر است. مسائل فرهنگی چندلایه است. به همین خاطر، افراد وقتی میخواهند به فرهنگ بیتوجهی کنند، بهانهی منطقی دارند. برای مثال، وقتی مشکل حجاب را بررسی میکنید، میبینید یکی از عوامل آن تأخیر در ازدواج است. وقتی میخواهید تأخیر در ازدواج را حل کنید، باید مسکن جوانان را تأمین کنید. بنابراین وزیر راه و شهرسازی میتواند بگوید من با ساختن خانه به حل مشکل بدحجابی کمک میکنم.
 
حرف غلطی هم نمیزند، به واقع هم کمک میکند، اما این بهانهای میشود که وزیر محترم راه و شهرسازی به تأثیرات مستقیمی که با معماری شهری و طراحی واحدهای مسکونی بر فرهنگ دارد، توجهی نکند. چون تقریباً همهی وزرا به نوعی در پی بهبود وضعیت معیشتی و اقتصادی مردم هستند، میتوانند مدعی شوند که ما داریم به فرهنگ کمک میکنیم. حرف غلطی هم نمیزنند، اما وقتی جامعه را تحلیل سیستمی میکنید، به این نتیجه میرسیم که هر وزیری در حوزهی مسئولیت خودش، ضمن اینکه باید اهداف خودش را به خوبی انجام بدهد، باید مواظب باشد که تأثیرات فرهنگی خودش را اصلاح کند.
 
از آنجا که ساختار مدیریتی در کشور ما از دل نظام سیاسی بیرون میآید، احساس موقتی بودن میکند و هیچ ثباتی برای خودش قائل نیست. حداکثر ماندگاری آنها 2 یا 3 سال است، در حالی که مسئلهی فرهنگ مسئلهی 2 یا 3 سال نیست، مسئلهای است که باید مستمر باشد. انجام بشود. در جامعهای که بر پایهی مردمسالاری بنا شده است و مردم میخواهند کار کردن یک وزیر را با چشمشان ببینند، فرهنگ به حاشیه میرود.
 
برای حل مسئلهی حجاب، باید مشکلات ریشهای بیتوجهی به فرهنگ را شناسایی کنیم تا جامعه متدین شود. یکی از آثار و نمادهای متدین شدن جامعه بحث حجاب است. البته این رافع مسئولیت نهادهای مبارزه با بدحجابی نیست. آنها هم جایگاه خودشان را دارند، اما وقتی میخواهیم به صورت ریشهای یک مشکل فرهنگی را درمان کنیم، باید نسل جدید جامعه متدینتر از نسل قبلی باشد.
 
برای اینکه این اتفاق بیفتد، باید همهی بازیگرهای عرصهی فرهنگ را بشناسیم. اولین بازیگر بزرگ عرصهی فرهنگ، آموزش و رورش است. متأسفانه ما هنوز به این مرحله از بلوغ نرسیدهایم که به صورت علمی کارکرد تربیتی این وزارتخانه را اندازهگیری کنیم. چون اندازهگیری علمی نداریم، در محیط مدارس هم نوعاً کار تربیتی روی 10 یا 15 درصد بچهها تأثیر میگذارد که آنها هم خانوادههای مذهبی دارند. 85 درصد بچهها هم در این حلقه نیستند. این 85 درصد همانهایی هستند که امروز در خیابان حجاب مناسبی ندارند.
 
وقتی بررسی میکنیم، مشاهده مینماییم که مسائل اولیهی اسلام هم به گوش آنها نخورده است، چون نوع نگاه تربیتی در مدارس نگاه گزارشدهی به مقام مافوق است و کارکردهای تربیتی اندازهگیری نمیشود. برای مثال، وقتی 40 نفر تصادفی را به بیمارستان میآورند، منطق حکم میکند که پزشکان آن بیمارستان اول به سراغ مریضهایی بروند که وضعیتشان اضطراریتر است. با همین منطق اگر مدرسه را در نظر بگیریم، مدیر مدرسه باید بیشتر نگران دختری باشد که خودش و خانوادهاش گرایشهای مذهبی ندارند.
 
باید بیشتر برای او برنامه تدارک ببیند. در حالی که معمولاً مدارس این افراد را کاملاً کنار گذاشته، کاری با آنها ندارد و فقط با توبیخ، تنبیه، ترس و نگرانی آنها را به حداقلهایی مجبور میکند. دلیل این مسئله این است که نگاه علمی به فرهنگسازی در آموزش و پرورش کشور هنوز شکل نگرفته است. البته نمیتوان فقط آموزش و پرورش را محاکمه کرد. کمیسیون فرهنگی مجلس هم، چنین وضعیتی دارد.
 
به نظر شما، امروز انتظار از نهادهای سیاستگذار برای نمونه  مجلس شورای اسلامی در چه سطحی باید باشد؟ 
 
اساساً نمیتوان موضوع فرهنگ را در حد یک کمیسیون خلاصه کرد. کل مجلس باید رویکرد فرهنگی داشته باشد. برای مثال، مجلس باید به کارکردهای فرهنگی نطقهای پیش از دستور، ارتباط با تودهی مردم، حرف زدنها و... توجه کند. پس از آن باید نمایندگان به این موضوع توجه کنند که چه مقدار مجلس همسو با بیانات مقام معظم رهبری حرکت میکند. حدود 4 سال پیش مقام معظم رهبری کتباً به رؤسای 3 قوه و همهی وزارتخانهها نوشتند که همه موظفاید روی اصلاح فرهنگ سازمانیتان مبتنی بر اندیشههای اسلامی کار کنید.
 
کدام کمیسیون یک وزیر را احضار کرد و از او پرسید که در راستای این ابلاغ مقام معظم رهبری چه کار کردهاید؟ 3 سال پیش مقام معظم رهبری فرمودند طرحهای مهم اقتصادی، عمرانی، مالی و پولی کشور نیازمند پیوست فرهنگی است. از هر وزارتخانهای که بپرسید کارهای مهم شما چیست، کارهایش را فهرست میکند. کمیسیونهای مختلف مجلس باید وزرا را صدا بزنند و از آنها بپرسند طرح مهم امسالتان چیست؟ مقام معظم رهبری فرمودند، تهیهی پیوست فرهنگی، شما برای تهیهی پیوست فرهنگی چه کار کردید؟
 
پژوهشگاه مجلس سالانه تحولات فرهنگی جامعه را رصد میکند و به مجلسیها گزارش میدهد که ما در کدام شاخص پیشرفت داشتهایم، در کدام شاخص فرهنگی پسرفت کردهایم. این شاخصها در اقشار مختلف، مانند زنان، دختران‌‌، پسران، دانشگاهیها، تحصیلکردهها، چگونه است. وقتی آمارگیری علمی از جامعه داشته باشیم، این اطلاعات از درون آنها استخراج میشود که مثلاً علاقه به وطن، اسلام یا حکومت دینی در سنین مختلف و گروههای مختلف اجتماعی چه مسیری را طی میکند.
 
به همان دلایلی که میگویند تولید ناخالص ملی یا نرخ تورم باید سالانه رصد شوند، به طریق اولی باید شاخصهای فرهنگی در این 30 سال تعریف میشد و وضعیت فرهنگی کشور به صورت سالانه به مدیریت ارشد نظام گزارش میشد تا پیشرفتها و پسرفتها مشخص شوند و بتوانیم ریشهیابی کنیم که اشکال کار از کجاست تا یک تحول عظیم در فرهنگ شکل بگیرد.
 
مشکل فرهنگ در کشور ما مشکل پول نیست، مشکل فهم و توجه به فرهنگ است. این فهم با خواندن مقاله اتفاق نمیافتد، مثل این نیست که یک نفر مقاله بخواند و پزشک شود. مقولهی فرهنگ پیچیدهتر از جسم یک انسان است و ما باید حداقلهایی را تبدیل به دورههای آموزشی کنیم. در فضای فرهنگ جامعهی ما که شاهزده است و 2500 سال استبداد در آن وجود داشته است، تا یکی عنوان وزیر پیدا میکند، جامعهی متملق ما به او القا میکند که تو دیگر نیازی به آموزش نداری، در حالی که او متناسب با مسئولیتش باید مسائل فراوانی را بیاموزد.
 
تملق باعث میشود که نیاز به یادگیری در مسئولان ارشد ما از بین برود. ضمن اینکه وقتی وزرا و دولتها دائماً عوض میشوند و تمام معاونان وزرا هم با آنها تغییر میکنند، هر بار به اول خط بر میگردیم. وقتی میتوانیم بگوییم ما 30 سال تجربهی کشورداری داریم که ساختار سیاسی ما اجازه بدهد این تجربه در درون نظام اجرایی ماندگار شود و در تصمیمگیریها تأثیرگذار باشد. وقتی با هر دورهی انتخابات کل مجموعهی مدیریتی کشور تخلیه میشود، دوباره به اول خط بر میگردیم.
 
اوایل که انقلاب پیروز شده بود، نمایندگان مجلس اکثراً چهرههای سیاسی و مبارز بودند که از اقتصاد چیز زیادی نمیدانستند. به همین خاطر، طبیعتاً در مجلس برایشان کلاس گذاشتند و مبانی اقتصاد را به صورت فشرده به آنها درس دادند. همان جا برای بنده این سؤال مطرح شد که چرا این اتفاق در حوزهی فرهنگ نمیافتد تا مسئولان بفهمند مفهوم فرهنگسازی معادل برگزاری جشنواره، چاپ کتاب، ساختن سالن سینما یا مسائلی از این دست نیست. هیچ کدام از اینها کار فرهنگی نیست. همهی اینها ابزار هستند، کار فرهنگی ایجاد شرایطی است که معرفت و آگاهی بتواند تبدیل به اعتقاد و باور شود تا یک رفتار ماندگار شود.
 
کار فرهنگی یک امر بسیار پیچیده و تخصصی و کار پیامبرهاست و بشر هنوز نتوانسته در این زمینه به روشهای مطمئن برسد. هنوز اختلاف نظرهای عمیقی در این زمینه وجود دارد. ولی ما هنوز به همین میزانی که علم در دنیا پیشرفت کرده است، به بلوغ نرسیدهایم. دلیلش هم این است که برای بهداشت و درمان حتماً یک پزشک را مسئول میکنند و برای وزارت راه و شهرسازی یک مهندس انتخاب میشود، ولی در مدیریت فرهنگی فقط به مذهبی بودن فرد بسنده میکنیم. کاری نداریم که او چقدر مطالعه داشته است، این کار به رشتهی تحصیلیاش ارتباط دارد یا نه، سابقهی کاریاش چه بوده است و...
 
فاجعه در حدی است که وقتی شما به برخی استانها میروید، میبینید بعضی از استاندارهای محترم کار فرهنگ را به معاونین سیاسی خودشان واگذار کردهاند و خودشان در نقش معاون عمرانی پیگیر ساختوساز هستند. این یکی از نمادهایی است که نشان میدهد ما در حوزهی فرهنگ هنوز به بلوغ نرسیدهایم. اگر به فعالیت فرهنگی عمیق بیتوجه باشیم، نمیتوانیم به ظاهر جامعه اهمیت ندهیم.
 
به این ترتیب، در مجموعهی فعالیتهایی که باید روی موضوع حجاب متمرکز باشند کارهای فرهنگی آرامآرام فراموش میشود و در انتها باید عزیزان در نیروی انتظامی برخورد کنند. من جزو موافقین برخورد نیروی انتظامی هستم. برخورد نیروی انتظامی برای همهی مدیران نظام فرصتی ایجاد میکند تا وظایف فرهنگیشان را انجام دهند. این اقدام آنها مثل یک مسکّنی میماند که ایجاد آرامش میکند تا داروها به تدریج اثر کنند. اگر به یک کودک فقط مسکّن بدهید، بعد از مدتی بدنش ضعیف میشود. این حادثه در کشور ما دارد اتفاق میافتد.
 
متأسفانه به مأموران نیروی انتظامی هم در این زمینه آموزش داده نشده است که چطور باید با این پدیده مبارزه کنند. فردی که هیچ اطلاعی راجع به مباحث روانشناسی و جامعهشناسی ندارد، در این طرح به کار گرفته میشود و خودش مشکلاتی را ایجاد میکند.
 
بنده راجع به جزییات این امر اطلاع دقیقی ندارم، ولی همان طور که مقام معظم رهبری فرمودند، هر اقدام مهمی پیوست فرهنگی میخواهد. به نظر میرسد در کنار «گشت ارشاد» هم یک جریان پژوهشی باید به صورت سازمانیافته، مرتب و منسجم دائماً تلاش کند که کارکرد آنها اسلامی شود. در مسائل دیگر هم ما مشکل داریم. وقتی بر اساس وظیفهی قانونی ماهوارهها را جمع میکنیم، خانوادهای که یک سریال را دنبال میکرده است حالا در مقابل فرزندش با عصبانیت برضد نظام حرف میزند و تصویری منفی از نظام در ذهن کودک ایجاد میشود. چه کسی مسئول است و با چه روشی باید این کار منفی را جبران کرد؟
 
از این بحث این نتیجه گرفته نمیشود که نیروی انتظامی نباید کارش را انجام بدهد. اما وقتی شما میخواهید یک نفر را جراحی کنید، باید به مشکلات بعد از جراحی هم فکر کنید. متأسفانه در حوزهی فعالیتهای اجتماعی ما هنوز به این بلوغ نرسیدهایم. طبیعی است از عزیزان نیروی انتظامی انتظار نداریم که یک جریان فرهنگی وسیعی برای اجرای قانون در کنار خودشان درست کنند.
 
عزیزانی که مسئول هستند باید بستهای را تعریف کنند. برای مثال، ما مدتها باید راجع به آسیبهای ماهواره به خانواده در تلویزیون برنامه داشته باشیم. به گونهای که بسیاری از پدرها و مادرها التماس کنند که چرا نمیآیید ماهوارهها را جمع کنید؟ در واقع در هر خانوادهای حداقل یکی دو نفر آدم عاقل را با خودمان همراه کنیم و بعد وارد مرحلهی اجرا شویم.
 
اگر امروز گشت ارشاد میخواهد برخورد کند، باید پیش از این به صورت جدّ در سیمای ما راجع به آسیبهای گستردهی این معضل (به تفصیل) بحث میشد تا افکار عمومی مرتب فشار بیاورند که شما چرا برخورد نمیکنید. علت این امر این است که حتی نهادهای فرهنگی ما هم درک عالمانهای از فرهنگ ندارند، دستگاههای غیرفرهنگی که جای خود دارد. این وضعیت نتیجهی این است که حوزهی فرهنگ دست ما مهندسهاست و ما مهندسها هم به صورت تجربی در حاشیهی کارهایمان 4 جلد کتاب فرهنگی خواندهایم و آموزش علمی و سازمانیافته ندیدهایم.
 
امروز در هر کوچه و پسکوچهی تهران یک آزمایشگاه و مطب پزشک میبینید. در واقع تیزهوشان کشور در این زمینه آموزش دیدهاند و در همه جا توزیع شدهاند. در حالی که حتی یک مرکز پیدا نمیکنید که مدیر مدرسه بتواند به آنجا مراجعه کند و از آنها بخواهد که کارکرد تربیتی مدرسهاش را ارزیابی کنند و نقاط ضعفشان را بگویند. علت این امر این است که ما همچنان در حوزهی فرهنگ، حتی در نهادهایی مثل آموزش و رورش، نگاهمان مثل همان نگاهی است که 50 سال پیش نسبت به دندانپزشکی وجود داشت و کارگر حمام، دندانپزشک هم بود.
 
یک نفر به عنوان مدیر مدرسه انتخاب میشود، ولی هیچ دورهای برای او پیشبینی نمیشود که کار فرهنگی و تربیتی چگونه است. او باید با یک آموزش علمی بداند با 400 دانشآموز، پدر و مادر آنها و دبیران درسهای مختلف چه نوع تعاملی باید داشته باشد. باید کارکرد فرهنگی هر کدام از دبیران را بشناسد و آنها را اصلاح کند. همچنین باید بداند دختری که 4 سال در اختیار اوست، بعد از این مدت، باید یک معرفت و آگاهی عمیق نسبت به دین، حکومت دینی، نظام اسلامی، حجاب اسلامی، نماز و... داشته باشد. اگر خانوادهی دانشآموز همراهی نمیکند، مدیر باید بداند چگونه خانوادهی او را برای اهداف تربیتی خودش آموزش بدهد.
 
در آموزش و پرورش نوعاً آدم زرنگی که بتواند میز و نیمکت فراهم کند، میگویند به درد مدیریت میخورد. در حالی که شاخصهی اصلی انتخاب مدیر مدرسه این است که او چقدر برای یک کار فرهنگی عمیق و پیچیده در شرایط امروز آماده است. اگر افرادی که این شاخصه را دارند کم هستند یا به هر دلیلی مدیران این توانایی را ندارند، لااقل باید آموزش ضمن خدمت برای مدیران فراهم شود. بیحجابی امروز جامعهی ما، حاصل آفتهای 30 سالهای است که در حوزهی فرهنگ وجود دارد.
 
نباید دعوا را سیاسی کنیم. این کمبودها در عرصههای مختلف وجود دارد. ما باید تفکری را جا بیندازیم و آن این است که هر انسانی در جامعه مسئولیت فرهنگی دارد و اگر مدیر شد، مسئولیتش دهها برابر میشود. فرقی ندارد که آن مدیر در اقتصاد فعال است یا در صنعت یا در قوهی قضاییه. هر مدیری باید آموزش ببیند و پیامدهای فرهنگی اقداماتش را بشناسد. وقتی شناخت پیدا کرد، باید در جامعه نهادهایی به وجود بیاید که به این مدیر کمک کند تا او کارکرد فرهنگیاش را اصلاح کند.

  

با تشکر از اینکه وقت خود را در اختیار «برهان» قرار دادید/انتهای متن/

شیوه برخورد کنونی با بدحجابی ناقص است و جواب مطلوب نمی‌دهد


يک آسيب‌شناس گفت: شيوه برخورد کنوني با بدحجابي در حقيقت يک سياست غلط است که ادامه‌دار شده و متأسفانه با موفقيت همراه نبوده است. مصطفي اقليما در گفت و گو با ايلنا تصريح کرد‌: ‌فرمانده نيروي انتظامي ممكن است تعريف درستي از حجاب داشته باشد اما آيا تعريف وي توسط ماموران تحت امرش به درستي اعمال مي‌شود.علاوه بر آن نوع پوشش و حتي رنگي که افراد در سن و سالي‌هاي مختلف انتخاب مي‌کنند، کاملا متفاوت است و نمي‌توان انتظار داشت که تمام افراد در مقاطع سني مختلف يک نوع پوشش داشته باشند.

آزادنگار خبر تا خبر  : وی افزود: در فصل گرما چرا باید افراد را مجبور کنیم که از رنگ‌های تیره استفاده کنند؟ چرا باید به افراد تنها به دلیل رنگ لباس روشن اعتراض کنند. مشکل ما اینجاست که بدون ارائه مفهوم درستی از حجاب با آن برخورد می‌کنیم و این رفتارهای الزامی و قهرآمیز، ستم در حق حجاب به عنوان یک مضمون دینی است.
وی با تاکید بر اینکه پلیس برای کار کردن مسائل زیادی در دستور خود دارد، تصریح کرد‌: شیوه برخورد کنونی با بدحجابی در حقیقت یک سیاست غلط است که ادامه‌دار شده و متأسفانه با موفقیت همراه نبوده است.
وی تاکید کرد: این برخورد نه تنها حجاب جامعه را تصحیح نکرده است بلکه موجب شده است تا لج‌بازی جوانان نیز تحریک شود. اگر با قشر جوان منطقی رفتار نشود اصلاح نمی‌شود. انسان دارای عقل است و مطمئناً اگر از نظر عقلی و نه با تهدید و فشار قانع شود، در این صورت خود را مکلف به اجرای هر نوع قوانین و مقرراتی خواهد کرد. علاوه بر آن یادمان باشد که اسلام در تمام مراحل صحبت از محبت و گذشت دارد.
اقلیما با بیان اینکه برخی جامعه‌شناسان بر این باورند که تنها چند درصد جامعه کنونی با مقوله بدحجابی مواجهند و در مورد سایرین باید بگوییم این افراد بی‌حجاب یا بدحجاب نیستند،

در فصل گرما چرا باید افراد را مجبور کنیم که از رنگ‌های تیره استفاده کنند؟ چرا باید به افراد تنها به دلیل رنگ لباس روشن اعتراض کنند. مشکل ما اینجاست که بدون ارائه مفهوم درستی از حجاب با آن برخورد می‌کنیم و این رفتارهای الزامی و قهرآمیز، ستم در حق حجاب به عنوان یک مضمون دینی است.

گفت: وقتی می‌توان یک پدیده فرهنگی را با شیوه‌های فرهنگی اصلاح کرد چرا باید به سمت اجبارهای فیزیکی و شیوه‌های سلبی مثل پلیس و مأمور انتظامی رفت.
این آسیب‌شناس تصریح کرد: با وجود مشکلات زیادی که پلیس با آن در جامعه مواجه است بهتر است نیروی انتظامی به جای طرح‌های مقابله با بدحجابی که چند سال است به صورت مقطعی اجرا می‌شود و نتوانسته است موفقیتی به دست آورد، تلاش خود را روی مباحث پایه و فرهنگی جامعه متمرکز کرده و آسیب‌های اجتماعی را ریشه‌ای بررسی کند و از نیروهای موجود در برقراری بیشتر امنیت در جامعه بهره ببرد.
کسانی که حجاب دارند، با زور با حجاب نشده‌اند
یک عضو کمیسیون اجتماعی  مجلس هم گفت: عاملی که باعث می شود جوانان ما حجاب داشته باشند معلومات است و اگر این معلومات به همه جوانان داده شود همه‌ آن‌ها طبق ارزش‌ها رفتار خواهند کرد.
مهدی عیسی‌زاده در گفت‌وگو با ایسنا، درباره نحوه مواجهه با افراد در طرح برخورد با بدحجابی گفت: جامعه ما یک جامعه اسلامی است، ما برای تثبیت این انقلاب، جوانان بسیاری داده‌ایم؛ انقلاب با آرمان‌ها و اهداف ویژه در حال دنبال شدن است و تا امروز هم با همین روحیه نظام را حفظ کرده‌ایم.
وی با تاکید به این‌که «مردم باید برای آرمان‌ها ارزش قائل باشند» در عین حال در مورد نقش مجریان چنین طرح‌هایی در اجرای صحیح طرح‌ها گفت: مجریان باید به این مساله توجه کنند که هرچند این کار جهاد اکبر است اما رفتارها نباید به گونه‌ای باشد که مردم بدبین شوند بلکه باید فرهنگ اسلامی را به جایی برسانیم که جای هیچ تذکری نباشد.
این عضو کمیسیون اجتماعی با تأکید بر این‌که «سگ‌بازی و سگ‌گردانی در شان جامعه اسلامی نیست و مردم باید بدانند که در جامعه‌ای زندگی می‌کنند که بیشترین احترام به جوانان و زنان گذاشته می‌شود» ادامه داد: مجریان این طرح‌ها باید بعد فرهنگی و آگاهی‌رسانی را بیشتر مورد توجه قرار دهند، با اعمال فشار و زور نمی‌توان کاری از پیش برد، ضمن این‌که نیروی انتظامی هم به تنهایی نمی‌تواند همه اهداف را محقق کند بلکه همه باید در راستای از بین بردن این آفت‌ها فعالیت کنند. وی تأکید کرد: اگر مردم آگاهی کافی داشته باشند رفتارهای ناشایست انجام نخواهند داد، همان‌طور که آن‌هایی که حجاب دارند با زور این حجاب را قبول نکرده‌اند، بلکه در این مورد معلومات بیشتری دارند، اگر همه‌ مردم این معلومات را داشته باشند رفتارهای شایسته انجام خواهند داد.

چرا بی حجابی؟


چرا بی حجابی؟


د) ضعف باور، یا اعتقاد نداشتن به ارزشمند بودن «معیارهای پوششی موجود»
شکی نیست که افراد در مورد اعتقاد به ارزش ها و مققرات اجتماعی و رعایت قوانین معمول,
موقعیت های متفاوتی دارند. بطور طبیعی, درجۀ پایبندی و همنوایی را «میزان اعتقاد» فرد تعیین می کند.
کسی که به هر دلیل, به یک نظام قانونمند، اعتقادی نداشته باشد،
در همنوایی و پیروی از آن نیز تعهدی احساس نخواهد کرد. «دیوید متزا» همانند دیگر پدیدارشناسان
بر این باور است که: «برای درک کجروی باید به ذهن شخص کج رو و زندگی فلسفی درونی او مراجعه کرد.
کجروی اصولاً نتیجه ی اعتقاد در عمل است. فرد کج رو از ارزش هایی پنهانی پیروی می کند
که هر چند با ارزش های مرسوم در جامعه رابطه دارند, ولی به شکل دیگری پذیرفته شده اند.
(خانم فریده ممتاز, انحرافات اجتماعی, ص 162 و 163)

هـ) بحران های هویتی
برخی تحلیل گران فرهنگی بر این باورند که جامعه ی ما تحت تاثیر
سه جریان مختلط «فرهنگ ایرانی, اسلامی و غربی» است که در عرصه های مختلف
با نسبت های ترکیبی گوناگون حضور دارند و خودنمایی می کنند.
در سال های اولیه ی پیروزی انقلاب, هر چند بُعد اسلامی فرهنگ, گسترش و چیرگی در خور توجهی یافت,
به مرور زمان و تحت تاثیر برخی رویدادها, دو لایه ی به حاشیه رانده شده دوباره به صحنه آمدند
و در قالب های دیگری بازتولید شدند!
اولین نتیج، زندگی در چنین فضای مختلطی, هویت یابی چندگانه و پیامدهای شخصیتی - رفتاری آنست.

«جوان ایرانی دچار نامتعادلی و ناهمخوانی در آگاهی های خود شده و با به وجود آمدن
تزلزل در شخصیت که ناشی از آگاهی های ناکافی یا متضاد است, دچار بحران هویت می شود.
برخی از نشانه های این بحران چنین است:
- کم شدن تمایلات مذهبی در جوانان. که بارزترین آن, در کم توجهی آنها به مسائل شرعی.
- روی آوردن افراطی به موسیقی های غیر اصیل و بی ارزش و بی محتوای غربی,
- زیادشدن فاصله ی آنها نسبت به تعهدات اجتماعی و خانوادگی,
- روی آوردن به مدل ها و آرایش های و تیپ های غربی…
همه ی اینها ناشی از گسستگی هویتی جوانان با هویتی پایا و پویاست.»
(ابراهیم پورآهنگر, تاثیر ساختار سیاست گذاری فرهنگی بر بحران هویت, ص 119)

 

و) غلبه و چیرگی پندارها و تلقی های ناهمگون و نادرست
وجود برخی ذهنیت های غلط، مانع از درک صحیح «علت وجود حجاب و پایبندی به رعایت آن» شده.
این موارد چنین است:
- حجاب, مربوط به دوران قدیم است و  تاریخ مصرف آن گذشته;
- حجاب, محصول احساس حقارت به وجود آمده از تبعیض های خانوادگی است;
- حجاب, محصول «اصول اخلاقی و انضباطی مردسالار سنتی» است;
- حجاب, نماد ضعف کنترل و خویشتن داری مردان است;
- حجاب, محصول علاقه مندی زن به ریاضت و رهبانیت افراطی است;
- حجاب, وسیله ای برای سرکوب تمایلات طبیعی زن و مرد است;
- حجاب اجباری, مخالف حقوق اجتماعی و آزادی زنان است;
- حجاب, یادگار دوره ی نبود امنیت اجتماعی برای زنان است;

- بی حجابی نهایتا «خلاف قانون کشور» است، نه گناهی بر خلاف دستور صریح قرآن کریم!
- بالاتر دانستن «جنبه ی آرایشی» لباس بر جنبه ی پوششی آن
(در حالیکه پایبندی به حجاب, جنبۀ پوششی لباس را از جنبۀ آرایشی آن بالاتر می دارد);
- حجاب, یک رسم و سنت فرهنگی, عرفی است و بنابراین متغیر و تابع زمان و مکان است;
- حجاب, الزامی صرفاً دینی است و تکلیفی برای مومنان, نه همه ی مردم;
- حجاب, یک مسئله ی شخصی است و باید از اجبارهای اجتماعی و حکومتی معاف باشد؛
- حجاب, زندانی و محصور کردن زنان در چادر و چاقچور تیره رنگست و مایۀ سلب نشاط و شور زندگی آنان
و نابودی غریزۀ خودآرایی و زینت طلبی زنان، که عامل رونق بخشیدن به زندگی آنهاست، می باشد;
- حجاب, عامل افزایش طمع و التهاب جنسی بیشتر است چون (انسان برآنچه منع میشود حریص تر است)
...

پذیرش هر یک از این «پندارها» به تنهایی می تواند پایه و بنیان حجاب را متزلزل کند
و انگیزه ی پایبندی به آن را تضعیف نماید. ذکر یک نمونه از این «پندارها» جالب است:
«اگر حجاب, پاسخ به تجاوز و تعرّض جنسی است, بازتابی از شرایط خشونت بار آن زمان نیز هست.
بازتاب آن تفکر و شرایطی که بدن زن را به معنای دقیق کلمه, «عریان», بی دفاع و آسیب پذیر می دانست.
حجاب زنان آنطور که در مدینه در شرایط جنگ داخلی مطرح شد, نشان دهندۀ شرایط معابر عمومیست,
یعنی جایی که در آن «زنا» آزاد بود. اصطلاح تعرض به معنای خشونت, فشار و محدودیت است …
در گیرودار مبارزات, تنش ها و کشمکش های پیامبر میان این دو بینش, یعنی ایجاد جامعه ای که
زنان بتوانند آزادانه در شهر حرکت کنند (زیرا در اسلام, کنترل اجتماعی همان ایمانست که امیال را مهار میکند)
و تفکر و شیوه منافقان که زنان را فقط وسیله ی اعمال خشونت و حسادت محسوب می کردند,
بینش دومی غالب شد. حجاب, نشان دهنده پیروزی منافقان بود.» (!!)
(فاطمه مرنیسی, زنان پرده نشین و نخبگان جوشن پوش, ترجمه: ملیحه مغازه ای, ص 267)

ز) برداشت محدودیت آفرین از حجاب
یکی از برداشت هایی که شاید بیش از دیگر تلقی های یاد شده, مورد استناد منتقدان قرار گرفته,
جنبه ی محدود سازی و ایجاد مانع توسط حجاب، در فعالیت های اجتماعی است.
شکی نیست که حجاب بویژه شکل کامل آن; یعنی چادر, محدودیت هایی را برای انجام
برخی فعالیت ها بر زن تحمیل می کند, ولی این محدودیت چندان بازدارنده نیست
و با توجه به آثار مفید و مهم مترتب بر حجاب, پذیرش این نوع محدودیت ها, توجیه پذیر خواهد بود.

«یونی ویکن» در بیان دیدگاه برخی از اندیشمندان غرب نسبت به حجاب می نویسد:
«حجاب به خاطر محدودیت هایی که بر سر راه فعالیت ها و استقلال زنان ایجاد می کند,
ذاتاً سرکوب گر و در نتیجه, ظالمانه است.»
(کتاب زنان, ص 310)
استاد مطهری در پاسخ به این گونه شبهه ها می نویسد:
«اگر زن مرض نداشته باشد و نخواهد لخت بیرون بیاید, پوشیدن یک لباس ساده که تمام بدن و سر
جز چهره و دو دست تا مچ را بپوشاند, مانع هیچ فعالیت بیرونی نخواهد بود, بلکه بر عکس,
تبرّج و خودنمایی و پوشیدن لباس های تنگ و مدهای رنگارنگ است که زن را بصورت موجودی
مهمل و غیر فعال درمی آورد که باید تمام وقتش را مصروف حفظ پوزیسیون (ظاهر) خود کند … »
(مجموعه آثار مرتضی مطهری, ج 19, ص 511)


ح) چرخش های هنجاری جامعه
برخی  از جامعه شناسان, کاهش انگیزه ی پایبندی عملی به رعایت حجاب شرعی و افزایش آمار
بدحجابان و بی حجابان را ناشی از روی دادن برخی تحولات اساسی در نظام هنجاری جامعه می دانند.
« 86/2درصد از پاسخ گویان (15/5 «30/40«40/3) معتقد بودند که در سال 65,
عدم رعایت حجاب از نظر مردم عیب داشت. یعنی خانم ها به علت این که احساس می کردند
مردم از بی حجابی خوششان نمی آید و احتمال دارد به آنها به گونه ای بدگوئی نمایند,
بیشتر حجاب را رعایت می نمودند. این بدان معناست که در آن زمان, یک کنترل درونی در مورد
ارزش های انقلابی مذهبی وجود داشت و قُبح آن نریخته بود و مسئولان مجبور نبودند
با فشار, اجبار و توبیخ, اکثریت خانم ها را به رعایت حجاب وادارند.
در سال 71, این ارزیابی به 41/5 درصد می رسد. همچنین 81/8 درصد از پاسخ گویان معتقد بودند
که مردم جامعه در سال 65 به خانم های چادری احترام می گذاشتند, در حالی که این رقم
برای سال 71 به 36/8 درصد می رسد. در چنین وضعیتی, در شرایط بی مهری, سرکوب اجتماعی
و عکس العمل های پرخاش گرانه به دارندگان نمادهای مذهبی, در واقع, نیاز به احترام و عزت نفس افراد
خدشه دار می شود و آنها در پی کسب احترام, خود را با فشار هنجاری تطبیق داده,
حجاب و ریش و دیگر سمبل های مذهبی, نظیر رفتن به مسجد را کنار می گذارند.»
(فرامرز رفیع پور, توسعه و تضاد, ص 166 و 167)

ط) بی توجهی به پی آمدهای منفی بی حجابی
توجه نکردن به آثار و کارکردهای فردی و اجتماعی حجاب و کارکردهای منفی رعایت نکردن آن,
نقش بسیار مهمی در سرپیچی از آن دارد.
«منتسکیو» در تحلیلی کارکردگرایانه می نویسد:
«از دست رفتن عفت زنان به قدری تاثیرات بد دارد و به اندازه ای نواقص و معایب تولید می کند
و طوری روح مردم را فاسد می نماید که اگر کشوری دچار آن گردد و این اصل مهم از بین برود,
بدبختی های زیادی از آن ناشی می گردد, بخصوص در حکومت دموکراسی, از دست رفتن عفت,
بزرگ ترین بدبختی ها و مفاسد را باعث می شود تا جایی که اساس حکومت را از بین خواهد برد.
به این جهت, قانون گذاران خوب, عفت را توصیه و از زنان توقع وقار در اخلاق را دارند
(منتسکیو, ص 226)ی) وجود تفسیرهای سختگیرانه از ممنوعیت های شرعی
«واقعیت این است که مستندات فراوانی در منابع معتبر فقهی وجود دارد که بیشتر مصادیق
آنچه را امروز با عنوان (بدحجابی) ممنوع شناخته می شود, مباح و جایز دانسته است.
از سوی دیگر, با وجود گسترش مصادیق ممنوعیت و محرومیت برای نحوۀ پوشش و آرایش زنان در قانون,
عملاً در جامعه, هر روز شاهد فراتر رفتن مرزهای حجاب از چارچوب های یاد شده هستیم.»
(شادی صدر, ص 49)

ک) غربگرایی و همسویی الگویی با فرهنگ غرب
خودباختگی و خود کم پنداری در برخورد با فرهنگ غرب,
تاکید افراطی بر ارزش های مادی و ظاهرگرایانه,
توجه به جنبه های بدنی و جسمی
و غفلت از ابعاد روحانی و معنوی در این بخش می گنجد.

ل) شکاف فرهنگی میان نسل ها

م) نبود الگوهای پوششی متنوع متناسب با نیازها
و ضرورت های عصری و انتظارات انسان معاصر

ن) قرار گرفتن در معرض جریان های فرهنگی ناهمگون

زندگی در وضعیت برزخی میان سنت گرایی و مدرنیسم
و ابتلای اجباری و خودبخود به تشویش های هنجاری و الگویی

س) توجه نکردن به مشترک و مُشاع بودن فضای اجتماعی و حریم عمومی
و ضرورت تامین انتظارات بین اذهان

ع) ضعف بنیادهای فرهنگ دینی
در حوزه  یباورها, ارزش ها, هنجارها و رفتارها و تربیت اخلاقی متناسب با حساسیت های دینی

ف) غلبه ی ذهنیت یا فرهنگ تشابه انگار
و توجیه نکردن به پذیرش دگرگونی های الگوئی در حوزه ی پوشش

ص) مدگرایی و تنوع خواهی
و بی توجهی به آیین های مفید و تجربه شده ی سنتی
غلبه ی مدهای زمانه پسند
کاهش سلطه والدین بر فرزندان,
نپذیرفتن فرهنگ سنتی خانواده,
تمایل به تکروی و الگوگزینی خودمختارانه,
نفرت از برخی فشارهای ناسنجیده خانواده های مذهبی
نیز از عوامل فرهنگی بدحجابی است ...