سطحی نگری در مفهوم حجاب و لباسهای نگاه شکن (چادرمشکی)
مساله حجاب و پوشش به عنوان جبهه جنگ قرن بیست و یک از اهمیت به سزایی برخوردار است. هجمه سنگین انواع و اقسام مدل ها و مارک های آرایشی و پوششی و رنگ و لعابی که این زینت های سطحی و ظاهری برای نسل جوان امروز دارد چنان تفکر این نسل را نشانه رفته که تنها در پس یک عرض اندام بی هدف به جلوه نمایی خود در پس هزاران رنگ اقدام می کنند. ظهور عرفان های کاذب و مکاتب انحرافی که در لایه ای ترین سطوح جامعه اسلامی ایران یعنی نسل مدرسه رو نیز نفوذ کرده، اوضاع را بسیار وخیم می نمایاند.
در این میان برخوردهای قهری نیز چندان کارآمد نیست و نمی تواند فرهنگ پوشش متعارف را در جامعه جابیندازد و چنین است که اقدامات دلسوزانه و متعهدانه مسوولان نظام نیز کارکرد موثرش را ندارد.
حال سوال این است که چه کنیم تا قانون قرآنی حجاب بدون کوچکترین اعمال سلیقه ای اجرا شود. در پاسخ به این سوال باید توجه داشت که جامعه امروز در سیطره مفاهیم و معناهاست و به همین علت ، فرهنگ حجاب را چندان جدی و به عنوان یک دغدغه اصیل فرهنگی و اجتماعی در نظر نیاورده است. فضای نه چندان روشنی که از برخوردهای قهری با پدیده بدحجابی استنباط می شود نیز خود مزید بر علت شده و کار فرهنگسازی در این زمینه را در یک بستر ناهموار چرخانده است. فرهنگسازی اصیل یعنی اینکه جامعه در یک مسیر ارادی و خودخواسته، حجاب را به عنوان یک برند انتخاب کند که این امر تنها در پرتو ملاطفت و مهر انسانی، پرهیز از خشونت و تندروی، استفاده درست از رسانه ها و شناساندن درست حجاب اسلامی به جامعه محقق می شود. به طور معمول، به هنگام سخن گفتن از حجاب آنچه بی درنگ در اذهان متصور می شود، پوشش و نوع آن است و کمتر به حقیقت حجاب، ریشه ها و مراحل شکوفایی آن پرداخته می شود.
امور ظاهری که به چشم می آیند، مهم تر جلوه می کنند و حساسیت برانگیزتر هستند و گاه مفاهیم شان در فضای عمومی، در سطوح باقی مانده و لایه های درونی و باطن و بطن های آن مورد دقت قرار نمی گیرد. نیازمندی ما به ریشه یابی مفاهیم فرهنگی و اجتماعی، چنان است که پیشنهاد برای تدبیر امور و پیشنهاد برای حرکت افراد در فضای جامعه، جز با شناخت های این چنینی، دقیق و کارگشا نخواهد بود. در جامعه ما تاکید، تشویق و حرکتی عمومی برای حفظ پوشش و حجاب ظاهری در فضای جامعه مشاهده می شود. حرکت هایی که از سوی حاکمیت نیز تایید شده و گاه حتی، برای آن برنامه ریزی شده و حمایت هایی را نیز شامل می شود. تشویق و تایید رسانه ای و پشتیبانی برنامه هایی مثل تظاهرات و راهپیمایی هایی در مخالفت با پدیده بی حجابی(یا در تعبیر تطهیرشده اش، بدپوششی) و برنامه هایی گسترده همچون طرح ارتقای امنیت اجتماعی برای کنترل بی حجابی حاکی از این همراهی است. نوشتن و نگارش مطلب در موضوع پوشش و حجاب و ساختن برنامه های مختلفی در راستای تقبیح بی حجابی، تاکید بر برنامه ریزی شده بودن گسترش بی حجابی توسط دشمن و در بسیاری از موارد تقلیل مفهوم تهاجم فرهنگی به بی حجابی، توجه فزاینده به پوشش و حجاب در قانون هایی مثل "قانون راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب" همه و همه، ما را به این واقعیت نزدیک می کند که اولویت در فضای کنونی کشور، سامان دادن به پوشش و حجاب فرض گرفته شده و توجه و دقتی به مقدمات حجاب و پوشش نشده و ریشه های آن مورد غفلت قرار گرفته است.
هدف گذاری ها، سیاست گذاری ها، برنامه های اجرایی، هدایت ارگان ها و نهادهای رسمی و غیر رسمی به سوی این می رود که بی شناخت دقیق از باطن پوشش و حجاب و بی توجه به عوامل اصلی حل مساله بی حجابی، به سامان دادن مساله حجاب و پوشش بر اساس مسیرهایی بپردازد که اثربخش نبوده و گاه نیز مخرب است. توجه بیش از حد و با نگاهی سطحی به مساله پوشش این خطر را در بر دارد که جامعه، دور از روش های صحیح برای فرهنگ سازی، پس از مدتی نسبت به مفاهیمی والا چون حجاب بی اعتقاد شده و راهی دیگر برگزیزنند. چنان که در سال های اخیر بعضا شاهد آن بوده ایم. به نظر، با پنج مفهوم پیوسته در آموزه های دینی مواجهیم. حجاب، عفاف، صیانت، قناعت و حیا. بر این اساس، حیا باطن قناعت، قناعت باطن صیانت، صیانت باطن عفاف و عفاف باطن حجاب دانسته می شود و این پنج مفهوم وابسته و گره خورده به یکدیگر، شاکله یک هرم را تشکیل می دهند. یا در بیانی دیگر، ما با یک کره مواجهیم که هسته اصلی آن را حیا تشکیل داده و رویه های آن به ترتیب قناعت و صیانت و عفاف بوده و رویه اصلی و قابل مشاهده ملموس آن، حجاب است.
1) حیا(ملکه درونی جهت دوری از گناه)
حیا ملکه ای است که انسان را از گناه دور می کند و از این جهت قلب فرد راسخ و استوار است. حیا امری کاملا درونی است که از نمادها و تظاهرات بیرونی شناخته می شود و مستقیما قابل تشخیص نیست. شاید به همین جهت قرآن کریم حیای دختران شعیب را در شیوه راه رفتن آنها ترسیم می کند.(قصص، 52) عباراتی هم چون "سبب العفه الحیا»" که ریشه عفت، حیا دانسته و "علی قدر الحیا» تکون العفه" که میزان عفت را به تناسب میزان حیا بیان کرده در همین راستاست.
2) عفاف(حالت نفسانی مانع از چیرگی شهوت)
عفاف حالتی نفسانی ست در رفتارهای افراد. مفهوم عام آن خویشتن داری در برابر هر گونه تمایل افراطی و نفسانی است و مفهوم خاص آن خویشتن داری در برابر تمایلات بی بند و باری جنسی است. (مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، 283/2)
3) صیانت(حفظ حریم)
در روایت آمده است: "ثمره العفه الصیانه; محصول و برآیند عفت صیانت است". از صیانت با تعبیر "حفظ حریم" هم یاد می شود. حفظ حریم، نزدیک ترین مرحله به حجاب حقیقی است. زیرا پوشش بدون توجه به حریم ها و دوری از اختلاط و آمیختگی ها نمی تواند مفهوم حقیقی حجاب را برساند.
4) قناعت(حفظ حدود)
حضرت علی(ع) می فرماید: "ثمره العفه القناعه; قناعت برآیند و محصول عفت است." افرادی که ملکه قناعت در وجود آن ها شکل گرفته باشد، به حد خود راضی و قانع بوده و به حدود دیگران تجاوز نمی کنند. گفته شده است: "علی قدر العفه تکون القناعه; میزان قناعت بستگی به عفت دارد."
5) حجاب
هنگامی که ملکه حیا در جامعه ای و در قالب مردم رسوخ کرد، در نتیجه عفاف و خودنگهداری درونی ایجاد شد; سپس ثمره های عفاف یعنی صیانت (حفظ حریم ها) و قناعت (حفظ حدود) آشکار می شود و می توان شاهد فرهنگ حجاب و پوشش صحیح بود. این پنج مفهوم، به نحوی هستند که به ترتیب پیش نیاز یکدیگرند و هر کدام، مقدمه مفهوم بعدی. هم چنین از حیا هرچه به سمت حجاب پیش می رویم، با مفاهیمی عینی تر و ملموس تر بر خورد می کنیم که زمان لازم برای فرهنگ سازی آنان نیز کم تر است. چنان که به عنوان نمونه، فرهنگ سازی در زمینه حیا، زمان طولانی تری نسبت به ایجاد فرهنگ عفاف می برد. اشتباه در فهم این مفاهیم باعث نوعی سطحی نگری در فهم فرهنگ و فعالیت های فرهنگی شده و قابلیت بازی خوردن و به بیانی عمومی تر دور خوردن توسط کسانی را داشته باشیم که اعتقادی به هیچ یک از این مفاهیم نداشته و با ادبیات و فعالیت هایی، خواسته با ناخواسته، باعث ضربه خوردن فرهنگی عمومی می شوند. سطحی نگری در این مفاهیم باعث می شود که ما در رسانه های خود، به فیلم ها و سریال ها، به صرف توجه به پوشش ظاهری، مجوز اکران و انتشار بدهیم در حالی که پوشش ظاهری، تنها ملاک برای مناسب دانستن یک فیلم و سریال نیست و نوع برخورد و رفتاری که در فیلم به نمایش گذاشته می شود، می تواند به حیازدایی، به عنوان ریشه ای ترین مفهوم، بینجامد. توجه یک سویه به مفهوم پوشش و حجاب، باعث می شود که ما راهکارهایی برای آن در نظر بگیریم که نه تنها به تقویت جنبه اصلی و لایه اصلی مفهومی آن، یعنی حیا توجه نکند که گاه باعث تخریب آن شود. سطحی نگری در این مفاهیم، باعث می شود که ما ظاهر را مهم تر از باطن فرض گرفته و نگاهی اصولی به فرهنگ سازی بر اساس اولویت های ذکر شده نداشته باشیم. مساله و مشکلی که حاکمیت جمهوری اسلامی و فعالان فرهنگی آن، گاه دچار آن شده و می شوند.
لباس های نگاه شکن
همواره بین فرد باحجاب و دیگران حریمی وجود دارد که حجاب او است. حجاب نوعی مصونیت و امنیت برای شخص ایجاد می کند و در نتیجه ی این امنیت، آرامش روحی و روانی ـ که آرزوی دیرینه بشر است ـ ایجاد می شود.
فواید حجاب برای زنی که حجاب را برگزیده است به اینجا محدود نمی شود .در این مقاله به برخی فواید اشاره خواهیم کرد:
● موفقیت های معنوی
شاید مهم ترین تاثیر فردی حجاب همین نکته باشد که زن با اعلام بندگی خویش و اطاعت از فرامین الهی، این حکم را به تمام و کمال اجرا می کند و پس از آن، احساس شادمانی و رضایت درونی به او دست می دهد که این تاج بندگی را با افتخار به سرنهاده است. زن پوشیده، از بین خود و خدا، خدا را برگزیده است و از بین احکام دین و خواسته های نفس، به احکام دین روی آورده است.
چنین انتخابی به روحیه، تفکر و عمل او، حال و هوای دیگری می بخشد و به پوشش او معنا می دهد و آن را عملی منطقی، خداپسندانه و در راستای حرکت های تکاملی او قرار می دهد.
وقتی زن تقوای جنسی را رعایت کند و خود را از نامحرم بپوشاند، وعده های الهی که برای پرهیزکاران داده شده است، درباره او محقق می شود، دارای قوه تشخیص حق و باطل می شود و راه سعادت و بدبختی را در زندگی می شناسد، گناهانش پوشیده و مورد آمرزش قرار می گیرد و از موفقیت های دیگری ، مانند درک شیرینی عبادت، شهامت، حق گویی، تکالیف شرعی و ترک محرمات در همه شرایط و پرورش استعدادها برخوردار می شود (اکبری، 1377، ص 98).
اسلام اصولا به پیشگیری معتقدتر است، تا مداوا. به همین دلیل، با طرح سلسله اصولی، انسان را از قرار گرفتن در برابر خطر و گناه باز می دارد. مهم ترین این اصول، ایمان و اعتقاد به حضور در محضر خداوند است که از مهم ترین جاذبه های کمالات معنوی و روحانی است.
● حفظ احترام و ارزش فردی
اصولا غلبه بر هواهای نفسانی و گذشت از لذت های حرام به انسان هیبت و وقار می بخشد.
حجاب زن جهاد اکبر اوست که در ورای آن نفس اماره به زانو درآمده است. این حقیقت را همه می دانند و حتی دانشمندان غیرمسلمان به آن اذعان دارند که حجاب به زن هیبت و وقار می دهد و او را شایسته احترام دیگران می کند. زنان خودنما مطلوبیت جنسی دارند، اما محبوبیت ارزشی ندارند.
به طور کلی،برخی مردان دو نوع نگاه متفاوت نسبت به زنان دارند: با زنانی که دارای جلوه گری یا پوشش ناقصی هستند، برخوردی شهوی، تفریحی و ظاهری دارند، اما برخورد آنان با زنان پوشیده، برخوردی همراه با احترام و تکریمی قلبی است. اصولا مردها قدرت ادامه نگاه به چهره زنان پوشیده را ندارند، زیرا حجاب اسلامی نگاه شکن است و سر به زیری مرد به هنگام سخن گفتن با زنان خود نوعی تکریم و احترام به آنهاست.
بی حجابی، ارزش های واقعی زن را تحت الشعاع ظواهر جسمی اش قرار می دهد و او را فدای هرزگی ها و طمع ها می کند. تنها راه بالابردن شخصیت زن پس از کسب معارف حقیقی و پایبندی به صفات حیا و عفاف، حجاب اوست. برتری شخصیت زن دراین است که دارای کمال همسری، کمال مادری و کمال اجتماعی است. زنی که به لحاظ همسری، ناقص و به لحاظ مادری، ناتوان و به لحاظ اجتماعی، ملعبه و بازیچه است، از برتری شخصیت بی بهره است (سازمان تبلیغات اسلامی، 1368، ص 54 55). البته این نکته را باید متذکر شویم که حجاب صرفا برای حفظ احترام زن نیست، بلکه رعایت حجاب به همراه صفات عفت و حیا و اطاعت از اوامر الهی او را شایسته احترام می کند.
● مصونیت، آرامش و امنیت زن
انسان در پناه محافظ ، احساس آرامش بیشتری دارد و در صورت پیشامدهای احتمالی از مصونیت آن برخوردار است. پوشش دینی نیز نگهبان زن از نگاه های آلوده و آسیب های احتمالی است که به زن مصونیت و آرامش می دهد و هر چه این پوشش کامل تر شود، درصد امنیت و حفاظت آن بالاتر می رود (اکبری، 1377، ص 103).
"زن موجودی گرامی و معزز و نقش او سرنوشت سازی و تربیت بشر است. ارزش او فراتر از آن است که در معرض و دستخوش ارتباطات و روابط بی مرز باشد" (قائمی، 1373، ص 390). حفظ حریم زن باعث مصونیت او می شود و اولین اثر را بر آرامش روحی وی دارد، زیرا در سایه محفوظ ماندن این حریم بین خود و نامحرم، احساس امنیت می کند و هیچ کسی جرئت تعرض به او را پیدا نمی کند.
بی حجابی، ارزش های واقعی زن را تحت الشعاع ظواهر جسمی اش قرار می دهد و او را فدای هرزگی ها و طمع ها می کند
اثرات فردی حجاب را می توان در موارد زیر خلاصه کرد :
احترام به شخصیت زن به واسطه رعایت قانون (درجوامع اسلامی)
احترام به شخصیت زن به واسطه عدم تعرض مردان هوسران به حریم ایشان
مصونیت ارتباطات زن با مردان غریبه به واسطه بالا بردن شانس ارتباط با مردان سالم تر
افزایش تقاضای اجتماعی برای ازدواج با زنان مجرد
حفظ اعتقادات مذهبی فرد
حفظ شخصیت زن از ناراحتی های روانی و رقابت با زنان دیگر از حیث مدگرایی و مانند آن

همه چیز درباره پارچه چادر مشکی