اعتدال،یگانه راه رسیدن به کمال
اعتدال،یگانه راه رسیدن به کمال
ملت ما: نهيب اعتدال
اينها بخشهايي از سخنان رهبر معظم انقلاب در جمع طلاب، روحانيون و مبلغان استان خراسان شمالي است كه به نوعي دعوت به توجه دوباره به موضوع حجاب بانوان و بازنگري در برخوردهاي صورت گرفته در اين خصوص است. در حالي كه در كشورهاي اروپايي موج فراگير گرايش به حجاب به عنوان چالشي در حال گسترش مطرح شده و در شرايطي كه حجاب در عالم اسلام، نماد متانت و عفاف و وقار و مهمتر از همه «عشق به اسلام» است، با كمال تاسف شاهديم كه در جامعه ما اين نماد ديانت، بهانه سياستورزي شده است و چنين وانمود ميشود كه گويا مخالفان و موافقان نظام سياسي كشور را ميتوان از نگاه بر الگوي پوشش آنان تشخيص داد.
در سايه سياستهاي غلط فرهنگي، حجاب زنان در حال تبديل شدن به نمادي سياسي است و گويا با بيتوجهي به حجاب، ميتوان مخالفت با نظام سياسي كشور را به رخ كشيد. متاسفانه بدحجابي به يمن برخوردهاي قهري و برخي سخنان بيمبنا كه حجاب زنان را به نظام سياسي كشور پيوند ميدهد، به نماد مخالفتي ارزان، با ابزاري در دسترس تبديل شده است و نشانهها و نمادهاي مخالفت با نظام سياسي و به چالش كشيدن آن، به آساني در دسترس قرار گرفته است كه فساد اخلاقي در آن تبديل به يك نوع مبارزه سياسي شد. بدا به حال جامعهاي كه در آن فساد سياسي، اقتصادي و اخلاقي، عنوان اپوزيسيون سياسي به خود بگيرد.
اين همه در حالي است كه در تاريخ كهن اين سرزمين و غالب جوامع ديگر، هر چه قدر كه پيشتر ميرويم ميبينيم كه حجاب در طول تاريخ، انتخاب طبيعي از سوي زنان بوده است و بدون اينكه از سوي حكومتها اجبار و تاكيدي بر آن صورت گيرد، زنان با پوشش و رعايت عفاف در انظار عمومي ظاهر ميشدهاند. به تعبير ويل دورانت در كتاب تاريخ تمدن «حجابي كه هماكنون در ايران است، بيش از آن اندازه كه مستند به اسلام باشد مستند به ايران قبل از اسلام است».
تجربه «كشف حجاب» رضاخاني، صحنه عبرتآموزي در اين مقوله است؛ مطابق تحقيقات «ويكن» زماني كه رضا شاه حجاب را تحريم كرد موجي از مهاجرت به خارج از كشور در ميان خانوادههاي متشخص و ثروتمند ايراني به وجود آمد، اين مهم در كنار تمام گرفتاريهايي كه براي زنان بواسطه «ماندن» در خانه به وجود آمده بود نشان از اعتبار اين مقوله براي ايشان دارد.
سر اصلي رويكرد آزادانه بانوان فرهيخته به پوشش مناسب، همان نكتهاي است كه قرآن كريم به عنوان فلسفه تشريع حجاب عنوان كرد: «يا ايها النبي قل لازواجك و بناتك و نساءالمومنين يدنين عليهنّ من جلابيبهنّ ذلك ادني ان يعرفن فلا يوذين و كان الله غفوراً رحيماً – لئن لم ينته المنافقون و الذين في قلوبهم مرضٌ و المرجفون فيالمدينه لنُغرينك بٍهم ثمّ لا يجاورونك فيها الا قليلا»
اين آيات صراحتا مبناي اصلي حجاب را «عفافورزي»، «امنيت» و مورد آزار قرار نگرفتن عنوان كرده است؛ به هر حال محدوديتي كه حجاب بر زنان در اين جهان پر شور و شر- كه امنيت به گوهر ناياب و ارزشمندي تبديل شده- تحميل كرده است هزينه اندكي است كه ايشان در قبال امنيت و عزت ناشي از آن ميپردازند.
نكته مهم ديگر در اين آيه، تقدم «راهكار فرهنگي» بر شيوههاي ديگر است، چنان كه «تبعيد متعرضين» را در مرحله بعد ذكر ميكند؛ توجه اوليه اين آيات به قواي «باوراننده» و قواي «انگيزاننده» است و در فرجام و بعد از طي راهكارهاي فرهنگي، عنداللزوم پاي قواي اجبار كننده را در مقابل كساني كه اصرار بر تعرض به اخلاق عمومي و حريم ديگران دارند، پيش ميكشد.
روندي كه متاسفانه در جامعه ما در جهت عكس صورت ميگيرد. ما در اولين اقدام به «پاك كردن مسئله» و قواي اجبار كننده ميانديشيم و بعد در مراحل بعدي كه با ناكامي در تامين اهداف، مواجه ميشويم به ياد راهكارهاي فرهنگي ميافتيم واضح است كه حجاب در نسبت با اصول و مباني ديگري همانند تطابق با فطرت، شخصيت بخشيدن به بانوان، رعايت عقيده، تامين سلامت جامعه و استحكام خانواده، هم است؛ كه در نظرآوردن مجموعه آنها، زنان را به انتخاب طبيعي حجاب سوق ميدهد.
در كنار ابعاد عبادي حجاب ميتوان مزيتها و كاركردهاي مثبت حجاب را در برپايي جامعهاي انسانيتر، امنتر، عفيفتر و معنويتر خاطرنشان كرد كه ميتواند مولفههاي سازنده راهبردهاي فرهنگي مسئولان ذيربط در بنيان جامعه اسلامي باشد. به نظر ما تامين زمينه براي تعالي و رشد مادي و معنوي انسانها، به شئونات و وظايف نظام اسلامي نزديكتر است، اين وظيفهاي است برآمده از ميثاق ملي و مبتني بر آموزههاي ديني كه جملگي مقوم نظام سياسي كشورند؛ اما بايد تاكيد كرد كه هر اقدام ناشيانهاي را هم نميتوان در قالب اين وظيفه نظام ديني به شمار آورد و توجيه كرد.
متاسفانه بسياري از برنامهها و رفتارهاي ما نوعي «رفع تكليف» است تا انجام واقعي و درست يك وظيفه ديني؛ ما در حوزه «توسعه اخلاق ديني» در جامعه غالبا به اين فكر ميكنيم كه چه كنيم تا نشانههاي غيراخلاقي بودن جامعه را به صورت فيزيكي پاكسازي كنيم و از پيش چشمبرداريم و كمتر به اين فكر ميكنيم كه چه كنيم تا مردمان در عمق وجودشان در ظاهر و باطنشان، «اخلاقي» و «عاشق» باشند.
اكنون با گذشت بيش از سه دهه از تجربه سیاست های مربوط به حجاب در كشور، جاي اين پرسش است كه بهراستي این سیاست هاتا چه حد موفق بوده و چقدر توانسته موجبات تعالي اخلاقي و سالم سازي روابط زن و مرد را تامين كند و تا چه ميزان موجب نفاق و درهم ريختگي سره و ناسره در جامعه شده است؟ بايد انديشيد كه آيا ميتوان براي گستردن معروفي چون «حجاب»، منكرهايي چون «نفاق» را در جامعه دامن زد؟
از ديگر ابعاد نگاه حاكم بر سياستهاي فرهنگي، «شتابزدگي» و بيتوجهي نسبت به اصولي بوده است كه در جامعه شناسي و روانشناسي انسانگرا درباره آن بحث ميشود و بعنوان مقدمات و ضرورتهاي عيني و ذهني در مسير كاهش ناهنجاريها و رفتن به سوي تعالي، اخلاق و معنويت، اعلام شده است.
در ارتباط با بحث حاضر، از ميان جامعه شناسان، ساختارگرايان كه «شئون مختلف جامعه را برحسب پيامدهاي پيشبينيپذير ويژگيهاي ساختاري جامعه تبيين ميكنند» معتقدند بخشي از انحرافات اجتماعي در حوزه روابط مرد و زن، ناشي از ساختار معيوب اقتصادي است و چون افرادي توانايي لازم براي تامين حداقل امكانات تشكيل خانواده را ندارند از راههاي خلاف هنجارهاي مرسوم اجتماعي به تامين نيازهاي جنسي خود ميپردازند.
همچنين مطابق نظر روانشناسان انسانگرايي كه سلسله مراتب و طبقهبندي نيازهاي آدمي را مطرح كرده اند، عدم تامين نيازهاي فيزيولوژيك، مانع از پيدايش نيازهايي چون خودشكوفايي، معنويت خواهي و هويت جويي ميشود. اين موضوعي است كه در فرهنگ ديني ما هم مورد توجه بوده است، چنانكه پيامبر اكرم(ص) ميفرمايد: كاد الفقر ان يكون كفراً و امام علي (ع) ميفرمايد: الفقر موت الاكبر.
در باب معني شناسي، چنانكه استاد مطهري اشاره ميكند؛ حجاب امري نيست كه صرفا به موضوع پوشش مرتبط باشد، كه امري «رفتاري» است كه در نسبت با بافت فرهنگي جامعه معني و مفهوم پيدا ميكند، چنانكه حتي با وجود تعيين حد و مرز حجاب توسط فقها، بسياري از علما از جمله مرحوم امام خميني مثلا مقداري از موي سر زنان روستايي را هر چند با احتياط از شمول وجوب ستر استثنا كردهاند، تا بر اين نكته تاكيد بورزند كه بافت فرهنگي يك جامعه در نحوه تحقق يك امر فقهي ميتواند تاثيرگذار باشد.
چنانكه ايشان و اكثر فقها رفت و آمد مردها در بازارهايي كه محل تردد زنهاي اهل روستا و باديهنشينهايي كه عادت ندارند حجاب خود را بهطور كامل رعايت كنند، اگر چه انسان علم دارد به آنها نگاه خواهد كرد را بلا اشكال دانستهاند. توضيح اينكه بهطور كلي گفته شده است نظر افتادن به زنان مسلمان بيحجاب اشكالي ندارد آن چيزي كه حرام است نگاه كردن است يعني تداوم آن، كه اتفاقا به لحاظ اخلاقي و عرفي هم ناپسند است
درآيه 26 از سوره اعراف دارد كه «اي فرزندان آدم بهراستي براي شما لباسي فرستاديم تا هم خود را بپوشانيد و هم مايه تجمل و آراستگي شما باشد و البته لباس تقوي بهتر و برتر است» تاكيد بر اين دارد كه «حيا» و آن «حالت دروني نفساني» بالاتر و ارجح است و توجه ما بايد درعين توجه به ابعاد بيروني و آفاقي رفتار، بيشتر معطوف به ابعاد انفسي و دروني عمل باشد.


همه چیز درباره پارچه چادر مشکی