«مد ايراني» مباحثي است كه چالش‌هاي زيادي با خود همراه دارد. عده زيادي معتقدند، اين حوزه گرفتار بي‌توجهي شديدي است كه اجازه عرض اندام به طراحان ايراني را نمي‌دهد. برگزاري نمايشگاه دائمي مد و لباس اسلامي با حمايت وزارت ارشاد كشور بهانه‌اي شد تا با يكي از طراحان لباس ايراني به گفت‌و‌گو بنشينيم. طراحي كه از سال 86 (2008) با وجود حضور در عرصه‌هاي بين‌المللي كه اتفاقا ايراني و بومي بودن طرح‌هايش توجه طراحان خارجي را به خود جلب كرده اما در كشور به دليل هزينه‌هاي بالا، جسته و گريخته طرح‌هاي خود را در معرض ديد قرار مي‌دهد. «منيره ملكي» طراح صحنه و لباسي است كه در عرصه‌هاي ديگري چون تئاتر هم فعاليت دارد.

آيا طي اين سال‌ها فعاليت جدي و مثبتي در جهت مد و لباس ايراني انجام شده؟

آنچه كه به عنوان پوشش ايراني جا افتاده، اصالت ايراني ندارد و برگرفته از طرح‌هاي عربي است. هر اتفاقي در عرصه مد را نمي‌توان در محدوده مرزهاي يك كشور نگاه و بررسي كرد، در غير اين صورت محكوم به شكست مي‌شود.  به‌دليل اينكه جريان مد جرياني جهاني وجريان سيال است نمي‌شود دريك ظرف و چارچوب آن را نگه داشت. بنابراين اگر با اين تفكر حركتي هم در حوزه مد انجام بشود در واقع از حوزه مد خارج شده‌ايم.

اين اتفاق چه نتايجي دارد؟

 تجربه چندين سال و دوران پس از انقلاب نشان داده كه سليقه ايراني‌ها متمايل به پوشش عربي نيست. بايد بدانيم در دنيايي زندگي مي‌كنيم كه سليقه‌ها را نمي‌شود در چارچوبي گنجاند چون اين سليقه برگرفته از سليقه جهاني است نه فقط ايراني. اين حركت‌ها مفيد نيست و ضربه هم مي‌زند. بايد رويكردي داشت كه در آن ضمن حفظ پوشش كامل نگاه زيبايي‌شناسانه و ايراني آن حفظ شده باشد.

چطور مي‌توان پوشش ايراني را براي مردم قابل دسترس‌تر كرد و اصلا حركتي بشود تا مد ايراني جاني بگيرد؟ به اعتقاد بسياري در حال حاضر گرايش نسل جوان در جامعه به پوشش‌هاي غربي است.

جريان مد، جرياني است كه سرچشمه آن در غرب است و متاثر از آن اتفاق مي‌افتد. و به هرحال وجود ماهواره و اينترنت  و در جريان قرار گرفتن نسل جوان نسبت به اتفاقات جهاني مانع از آن مي‌شود تا بتوانيم آنها را بي‌خبر نگه داريم. در زمانه‌اي كه به هر حال نسل جوان نسبت به اينكه چه مدي و ذائقه‌اي در عرصه جهاني رايج است آگاه مي‌شوند، دور نگه داشتن‌شان از اين موضوع بسيار سخت خواهد بود. به عقيده من، هنر يك جريان مدساز، در يك كشور اين است كه بتواند از اين ذائقه عمومي به نفع خودش استفاده و آن را با ساز و كار‌هاي ملي خود سازگار كند. من تا حدودي در نمايشگاه‌هايم توانسته‌ام به اين موضوع نزديك شوم و آن را تمرين كنم. هر كار كنيم چاره اين است كه همسو با جريان مد در جهان حركت كنيم. شما به كشورهاي ديگر اسلامي هم توجه كنيد كه با وجود پوشش غربي اما لباس‌هاي خودشان را هم دارند.

به كشورهاي مسلمان اشاره كرديد. مثلا مالزي يكي از كشورهاي مدعي در حوزه پوشش اسلامي است.

بله، درست است. دراين كشورها هم مردم لباس غربي مي‌پوشند، حالا به‌جز شهرهايي كه پوشيدن لباس‌هاي ديگر عرفي نيست. اما مردم همين كشورها هستند كه با پوشيدن لباس‌هاي بومي‌شان، تعلق به پوشش خاص خودشان را نيز نشان مي‌دهند و اين زيباست چون تعلق به يك فرهنگ را نشان مي‌دهد.

شما چه چشم‌اندازي نسبت به موضوع مد در ايران داريد؟

مي‌شود اميدوار بود چون ايران كشوري است كه نمي‌تواند خودش را از جريان دهكده جهاني مجزا كند. دستاورد مد دنيا حاصل هزاران سال تمدن بشري است كه نمي‌شود بر روي آن خط بطلان كشيد وآن‌را انكار كرد. با اين حركت‌ها رجعت به دوره‌اي مي‌كنيم كه تاريخ مصرفش گذشته. خيلي خوب مي‌شود اين دستاوردها را حفظ كرد و به آن ابتكارات و خلاقيت‌هايي داد كه تمام داشته‌هاي فرهنگي و ديني در آن حفظ شود. مي‌شود فعاليت‌هايي كرد كه با ذائقه فرهنگي وملي ما كاملا سازگاري داشته باشد و زيبايي‌اش مورد پسند مردم هم قرار بگيرد. هركشوري براي خود قواعدي دارد مثل كشور مالزي، وقتي شما در شهرهاي اين كشور راه مي‌رويد بسياري از خانم‌هاي باحجاب را مي‌بينيد كه بلوز و شلواري تنشان است اما روسريشان را قرص و محكم دور سرشان بسته‌اند. پوشش اسلامي را مي‌شود به سمت زيبايي سوق داد و تلطيفش كرد.

برخي از مسوولان از اجباري شدن پوشش لباس‌هاي یک شكل براي خانم‌ها در ادارات دولتي از بعد از عيد خبر مي‌دهند، اجباري شدن و حفظ مد در يك چارچوب خاص چه نتايجي به بار مي‌آورد؟

اين نوع پوشش قطعا پوششي اختياري نيست كه مردم انتخابش كنند و قطعا در خارج از حوزه‌هاي خاص اجتماعي از آن خارج مي‌شوند. شايد فراگير بشود اما اين فراگيري ناشي از پسنديدن آن نيست. اگر تنوع را از مد بگيريم ديگر مدي وجود ندارد چون  دراين صورت جنبه اجباري پيدا مي‌كند كه مردم از آن فرار مي‌كنند. اين تنوع پوشاك است كه مي‌تواند  تاثيرات مثبت  روحي و رواني روي مردم داشته باشد.  با يك كاسه كردن مد ايجاد افسردگي مي‌كنيم.  ببينيد براي مثال چرا لباس در مراسم و مجامع مختلف فرق مي‌كند؛ مثل تفاوت پوشش فارغ‌التحصيلي با لباس عروسي يا عزاداري و....اين تفاوت‌ها است كه اين داستان را زيبا مي‌كند. 

به اعتقاد كارشناسان، در حال حاضر جريان مد ايراني جايگاه خوبي ندارد، اين موضوع را به راحتي از بازار پوشاك ‌هم مي‌توان متوجه شد و هم‌اكنون بازار پوشاك كشور در دست اجناس خارجي است.

بله. هميشه مد در دو ساحت صنعتي و هنري مطرح است. اگر مدل‌هاي ما محدود به مدل‌هايي خاص باشد قطعا توليدكننده‌هاي ما مجال مانور ندارند و نمي‌توانند طرح‌هاي خود را به  توليد انبوه و بهره‌وري برسانند و اين قطعا به تضعيف اقتصاد جامعه منجر مي‌شود. همچنين از طرف ديگر اگر كه ما بخش هنري موضوع را هم تضعيف كنيم قطعا تضعيف بخش تجاري را هم موجب مي‌شود.

به نظر شما مد ايراني، شكست مي‌خورد؟

بستگي به اين موضوع دارد كه سياست‌هاي اين حوزه را به  چه سرانجامي برسانيم. خيلي از طرح‌ها بالقوه مانده و به صورت قانون درنيامده. اميدواريم كه سياست‌گذاران اين بخش متوجه هر دو بخش باشند. تنها دين اسلام  نيست كه تفكرات و قواعدي در پوشش دارد، ما پيروان اديان ديگري چون بودايي‌ها را مي‌بينيم كه با داشتن پوشش، لباس‌هاي شاد و سرزنده دارند. بايد شادي و سرزندگي درحوزه مد رعايت شود.

دانشكده‌هاي مربوط به اين حوزه چقدر تاثيرگذار عمل مي‌كنند؟

دانشگاه‌هاي شريعتي و الزهرا  مشخصا به عنوان مراكز اصلي آموزشي اين رشته درحال فعاليت هستند. واقعا مساله قابل تاملي است. ببينيد هنرجوياني كه درس مي‌خوانند عده معدود‌شان جذب بازار لباس و توليد مي‌شوند كه البته خيلي محدود است. اما وقتي عامل رقابتي ديگري وجود ندارد و حوزه قدرتمندي هم در توليد مد در كشور وجود ندارد مستقيما از روي نمونه‌هاي غربي كپي‌برداري مي‌شود و متاسفانه اين تنها چيزي است كه به مردم عرضه مي‌شود. در كنار اين موضوع هم طراحان معدودي هستند كه مدل‌هاي محدودتري را طراحي و تك‌دوزي مي‌كنند و مربوط به قشرخاصي ‌مي‌شود. چون توليد انبوه و حمايتي ندارد، قيمتش متناسب با بودجه عام مردم نيست و در نتيجه نمي‌تواند مخاطب عمومي پيدا كند.

موضوع مد، حمايت چه كساني را مي‌طلبد؟

بايد حمايت همه‌جانبه‌اي داشته باشد و تمام فعاليت‌هايش مثل اصناف و انجمن‌هايش جدي گرفته بشوند. كانون‌هايي که طراحان را سازماندهي و امكانات بدهند و از خلاقيت‌ها حمايت كنند و به توليد انبوه برسانند. نياز به حمايت دولتي دارد. وزارت ارشاد و وزارت صنايع گزينه‌هاي خوبي براي حمايت هستند. ارشاد از بعد هنري‌اش مي‌تواند كمكي براي فرم و شكل باشد و صنايع هم مي‌تواند خط توليد را راه بيندازد. براي خودم بارها پيش آمده كه به‌دليل مسائل مالي از بسياري كارهاي مربوط  به توليد طرح‌هايم صرف‌نظر كردم. به هرحال توليدكننده‌ها از سرمايه‌گذاري بر بخشي كه نمي‌دانند چه بازخوردي دارد واهمه دارند.